
عكس: حجت سپهوند
گروه سياسي| مهسا امرآبادي
حضور يا عدم حضور؟! مساله اين نيست. حتي مشكل هم اين نيست، مشكل روحيه و رفتار دوگانه و سليقهيي در برخورد با جناحهاي كشور است. لغو همايش همانديشي اصلاحطلبان كه قرار بود روز عيد غدير خم برگزار شود، محدوديتهاي اين طيف سياسي را بيش از پيش آشكار و در آستانه انتخابات مجلس و در شيشوبش شركت يا عدم شركت اصلاحطلبان، مواضع و خواسته جناح حاكم را صريحتر بيان كرد. لغو اين همايش كه برنامه آن از چند ماه گذشته عنوان شده بود، انتقاد بسياري از فعالان سياسي اصلاحطلب را در پي داشت چرا كه در روزهاي فعاليت آزادانه اصولگرايان براي رسيدن به وحدت و برگزاري همايشهاي استاني و غيره از سوي آنها، همانديشي گروههاي اصلاحات هم تحمل نشد و با بهانههايي همچون شركت سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت آن را لغو كردند. محمد سلامتي از فعالان اصلاحطلب و دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب كه از سوي دادستاني منحل اعلام شده، معتقد است كه بايد ريشه تمام اين رفتارها را در روحيه انحصارطلبانه جناح حاكم ديد. او ميگويد اصلاحطلبان علاقهمند به حضور در انتخابات و فضاي سياسي كشور هستند اما شرايط كلي جامعه و فضاي حاكم بر فعاليتهاي سياسي كشور به هيچ عنوان مناسب نيست و اصلاحطلبان فعلا «سكوت تاكتيكي» را ترجيح ميدهند.
در روزهاي اخير شاهد لغو همايش همانديشي اصلاحطلبان از سوي برخي نهادها بوديم، به نظر شما دليل محدوديتهاي روزافزون و رفتار سليقهيي با جناحهاي سياسي چيست؟
به نظر من جناحي كه اركانهاي مختلف قدرت در اختيار آنها است، به اصل رقابت اعتقادي ندارند و عملكردشان در اين مدت نشان داد كه رفتاري كاملا انحصارطلبانه دارند. اگر غير از اين بود دليل ندارد مانع از برگزاري جلسه همانديشي تعدادي گروه و تشكل قانوني و رسمي شوند و جلوي كار و فعاليتشان را بگيرند. اين رفتار ناشي از روحيه عدم تحمل رقيب و ضد تحزبي است كه در دولت كنوني وجود دارد و به احزاب اجازه رشد نميدهند و مانع از پيشرفت و قدرت تحزب در كشور ميشوند. براي نمونه در پيشنويس قانون احزاب بيش از اينكه براي فعاليت و كار به احزاب پر و بال داده شود، گرههايي به وجود آوردهاند تا احزاب كمتر از گذشته بتوانند در عرصه سياسي حضور داشته باشند و كار و فعاليت كنند.
برخي از منابع آگاه دليل اصلي عدم برگزاري همايش همانديشي را احتمال حضور سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت در اين همايش و لزوم تعهد شوراي هماهنگي براي عدم شركت اين دو حزب و آقاي خاتمي در همايش عنوان كردهاند، آيا چنين موضوعي صحت دارد؟
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از آبان ماه سال 89 و بعد از اينكه دادستاني حكم انحلال سازمان را ابلاغ كرد، هيچگونه فعاليتي نداشته و نداريم. البته تعدادي از دوستان و اعضا و هواداران سازمان به خارج از كشور رفتهاند و تشكيلاتي جديد و جدا از دوستان داخل كشور راه انداختهاند اما سازمان مجاهدين در داخل و پس از حكم انحلال، فعاليتي نداشته، البته ما به اين حكم اعتراض داريم و همان زمان هم اعتراض خود را به راي دادگاه اعلام كرديم. بنابراين سازمان مجاهدين حضور فعال و فعاليت تاثيرگذار در صحنه سياسي ندارد كه شركت يا عدم شركت اعضاي آن در همايش اصلاحطلبان مهم و موثر تلقي شود. اين اظهارات ناشي از همان روحيه انحصارطلبي است. آنان خواستار حضور و فعاليت رقيب نيستند و نميخواهند اصلاحطلبان هيچگونه فعاليتي داشته باشند به همين دليل براي بايكوت كردن و حذف انان چنين بهانهتراشيهايي ميكنند.
محدوديتها و موانع پيشروي اصلاحطلبان باعث شده تا آنان نتوانند به خوبي و با صراحت، نظرات و عقايد و تصميمات خود را به اطلاع افكار عمومي برسانند و به همين دليل به نوعي بيبرنامهگي متهم شوند و برخي هم انتقاد ميكنند كه هنوز تكليف خود را با انتخابات آتي مشخص نكردهاند. براي رفع اين مشكلات چه تمهيداتي بايد انديشيد؟
اصلاحطلبان در شرايط كنوني موقعيتي ويژه را طي ميكنند. ما علاقهمند به حضوري فعال در فضاي سياسي كشور و رقابت در انتخابات هستيم و به چارچوب نظام هم اعتقاد داريم اما شرايطي وجود ندارد كه اين علاقهمندي خود را نشان دهد. از سوي ديگر ميبينيم جناح مقابل كه اركان مختلف نظام را در دست دارند با صراحت اعلام ميكنند كه به اصلاحطلبان اجازه حضور در ميدان انتخابات را نميدهيم و پيشاپيش از رد صلاحيت آنان سخن ميگويند، از طرف ديگر افرادي كه در نهادهاي ناظر و مجري انتخاباتي مسووليت دارند، نقش هماهنگكننده در جناح اصولگرا را به عهده ميگيرند و براي پيشرفت و وحدت آنان تلاش ميكنند.
جناح مقابل از موقعيت خود سوءاستفاده ميكند و تلاش دارد تا اصلاحطلبان را با شيوههاي نادرست از ميدان خارج كند و اجازه نميدهد رقيب جان بگيرد و فعال باشد. بنابراين اصلاحطلبان به حضور در فضاي سياسي و كمك به حل مشكلات كشور علاقه دارند اما مانع از فعاليت آنان ميشوند. البته بايد در نظر داشت كه اصلاحطلبان طيف گستردهيي هستند و من درباره معدل آنان سخن ميگويم اگرنه اين احتمال وجود دارد كه عدهيي صلاح بدانند در انتخابات شركت كنند و كانديدا شوند و جناح مقابل هم با اين افراد برخورد جدي نخواهد كرد، به اين معني كه براي اجراي نمايش انتخابات به اين افراد كمك خواهند كرد.
در حال حاضر اصلاحطلبان شروطي براي حضور در انتخابات گذاشتهاند اما پس از لغو همايش همانديشي اين گمانه پررنگتر شده است كه جناح حاكم اساسا علاقهيي به حضور اصلاحطلبان ندارند. آيا در اين موقعيت شرط گذاشتن را امري درست ميدانيد؟
اصلاحطلبان شرط نگذاشتهاند، در اصل مواردي عنوان شده كه بايد طبق قانون براي برگزاري انتخابات آزاد و سالم به آن تمكين كرد. اگر اين موارد رعايت شود، شرايطي رقابتي به وجود ميآيد و تاكيد ما هم بر اين است كه جناح مقابل نبايد رفتاري انحصارطلبانه داشته باشد و برخلاف موازين قانوني برخورد كند. همين كه اجازه برگزاري همايش اصلاحطلبان را نميدهند يا برخي جلسات را در دقيقه نود لغو ميكنند رفتاري خلاف قانون است و اين شيوههاي غيرقانوني تبديل به روال شده و ما انتظار داريم جناح حاكم مر قانون را رعايت كند و اجازه حضور همه گروهها و جناحهاي كشور را بدهد. اين دوران آزمايش خوبي است براي جناحها كه نشان دهند چقدر قانونگرا يا قدرتطلب هستند هرچند كه نمايان شدن تضادها و اختلافات درونگروهي نشان ميدهد كه دوستان چه ميزان قدرتطلب هستند و براي ماندن در قدرت چه كارهايي ميكنند.
اكنون شاهد شكاف گسترده در ميان طيفهاي مختلف اصولگرا هستيم، به نظر شما منشأ اين اختلافات چيست و آيا اصلاحطلبان ميتوانند از اين فرصت استفاده كنند؟
من تمايل ندارم كه در يك جناح شاهد تفرقه باشيم اما اين مساله در صف اصولگرايان بشدت قابل رويت است و نميتوان اين اختلافاتي كه وجود دارد را كتمان كرد، اينگونه مسائل به روحيه و رفتارهاي خاص محافظهكاران برميگردد. آنان ابتدا اصلاحطلبان را تحمل نكردند و ما را از عرصه قدرت حذف كردند و اكنون دوستان خود را هم تحمل نميكنند كه منجر به حذف برخي ديگر از هم مسلكانشان خواهد شد و اين چرخه ادامه دارد و اصولگرايان در آينده دوستان و همفكران بيشتري را حذف خواهند كرد و اين رفتار به زيربناي فكري و قدرتطلبي آنها برميگردد. اصلاحطلبان در اين شرايط بايد خود را با صداقت و با برنامه و قابل اعتماد به مردم نشان دهند و سوءاستفادهيي از اين اختلافات نخواهيم كرد، البته در عرف سياسي اينگونه مسائل يك فرصت است.
به نظر ميآيد تاكتيك كنوني اصلاحطلبان سكوت موقتي باشد، آيا اين «سكوت تاكتيكي» ادامهدار خواهد بود؟
سكوت يكي از كارهايي است كه در برخي مواقع سودمند ميشود و گاهي هم سكوت از روي اجبار و ناچاري است، بنابراين ميتوان گفت اصلاحطلبان به «سكوت تاكتيكي» روي آوردهاند.