
«يك روز صبح داشتم توي گوگل اسم خودم را سرچ ميكردم، كه يه توصيف نصفه و نيمه از كتاب را توي سايت نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران ديدم. آخرين كلماتش اين بود: «كتاب فوتبال عليه دشمن توسط نشر چشمه در 430 صفحه و با قيمت 80 هزار ريال عرضه ميشود.» نشر چشمه چيزي به من نگفته بود. اينبار انگار سايمون كوپر خودش تصميم گرفته براي چاپ چهارم ترجمه كتابش در ايران آن هم با ترجمه عادل فردوسيپور معرفي بنويسد. اين هم چند جمله بعدي مقاله جديد سايمون كوپر در فايننشالتايمز (اف. تي. ): «بدجوري عصباني شدم. حتي ناشر روس هم (اگرچه چند سال بعد) براي ترجمه كتاب پول داده بود. با ناشر انگليسيام تماس گرفتم كه گفت: «كاري از دستت بر نميآيد» و سعي كرد به اين ايده من كه بروم تهران و حقم را بگيرم، نخندد. آنها كتاب آدم را بدون اينكه مجازات شوند، ميدزدند...» كه مشخص ميكند سايمون كوپر هم از نپيوستن ايران به قانون جهاني كپيرايت بياطلاع است. اما طبيعيترين واكنش ممكن بعد از اين جريانات و نوشتههاي كوپر متهم شدن عادل فردوسيپور به سرقت ادبي بود كه بلافاصله از طرف خبرگزاريهاي ايراني دنبال شد. فارس نوشت: «عادل فردوسيپور مترجم كتاب «فوتبال عليه دشمن» از هرگونه اظهارنظر درباره اين موضوع خودداري كرد و موضوع را به ناشر كتاب حواله داد.» و بعد از آن اعلام شد «ناشر كتاب نيز اعلام كرد اينكه عادل فردوسيپور متهم به سرقت ادبي شده است درست نيست.» اما بهرنگ كياييان مدير انتشارات چشمه ديروز در پاسخ به «اعتماد» و حاشيههاي ايجاد شده درباره كتاب «فوتبال عليه دشمن» توضيح داد: «كاري كه ما انجام داديم كاري غيرقانوني نبوده است. آقاي فردوسيپور هم اشتباهي انجام نداده است. به جرات ميگويم كه 98درصد كتابهاي ترجمه شده در ايران بدون مجوز از ناشر اصلي منتشر ميشود. البته ما در سايتمان هم بيانيهيي در جواب به سايمون كوپر منتشر كردهايم.»اما به نظر ميرسد آقاي كوپر هم اشتياق چنداني براي پيگيري چنين موضوعي نداشته باشد. او در انتهاي همان مقالهاش نوشته بود: «با اين حال شايد سهم من از آن 80 هزار ريال چيز زيادي نشود. بزرگترين بازار كتاب دنيا همچنان در امريكاست و شانسي كه نويسندههاي كتابهاي فوتبالي آوردهاند، اين است كه امريكاييها دارند سراغ فوتبال ميروند. با اين حال حتي قراردادهايي كه با امريكاييها بستهام، مرا پولدار نكرده است. اين طوري است كه اگر شما كتاب من را 15 دلار بخريد، يك دلار گير من ميآيد. يعني براي جبران زحمتم بايد خيلي كتاب بفروشم.»