
فرانتس كافكا 125 سال پيش در سوم جولاي 1883 در شهر پراگ به دنيا آمد كه در آن روزگار بخشي از خاك سلطنت دوگانه اتريش - مجارستان بود و امروزه پايتخت جمهوري چك است.
خانواده كافكا به اقليت يهوديان آلمانيزبان پراگ تعلق داشت و اين نويسنده بزرگ آثار خود را تنها به زبان آلماني نوشت.
در خانواده كافكا روابط پدرسالاري حاكم بود، و او رابطه پيچيده خود با پدرش را در نامه جسورانه بلندي، كه خود اثر ادبي برجستهيي است، شرح داده است. كافكا «نامه به پدر» را در نوامبر سال 1919 نوشت، اما هرگز جرأت نكرد آن را به پدرش بفرستد. نامه پس از مرگ كافكا منتشر شد.
فرانتس كافكا بنا به خواست خانواده به تحصيل حقوق پرداخت و در اين رشته دكترا گرفت. از سال1908در «شركت بيمه سوانح كاري» استخدام شد و تا نزديك پايان زندگي (1922) به اين شغل ادامه داد. گفتهاند كه او كارمندي شايسته و موفق به شمار ميرفت، هرچند سخت از كار خود ناراضي بود و آن را صرفا «روزيرسان» ميدانست. در اوقات فراغت تنها به ادبيات ميپرداخت.
كافكا از سال 1909 نشر داستانهاي كوتاه خود را شروع كرد. در سال 1912 داستان كوتاه «حكم» را نوشت كه به نظر منتقدان شالوده ادبي بسياري از آثار بعدي او است. در سال 1915با داستان مسخ به شهرت زيادي رسيد.
عشق به ادبيات در طول زندگي كافكا بزرگترين دلبستگي او باقي ماند. در نامهيي به نامزد خود به روشني نوشته است: «هيچ چيز غير از ادبيات براي من اهميت ندارد.» در نامهيي ديگر مينويسد: «من هيچ چيز نيستم مگر ادبيات. نميتوانم و نميخواهم چيز ديگري باشم.»
فرانتس كافكا روحيهيي بسيار حساس و تني رنجور داشت. سالهاي آخر عمر كوتاه خود را به دوا ودرمان گذراند.
فرانتس كافكا يك ماه قبل از 41مين سال تولدش، در روز سوم جولاي 1924، بر اثر بيماري سل ريوي در استراحتگاهي نزديك وين درگذشت.
«نوشتههايم را ناخوانده بسوزانيد!»
بيشتر آثار معروف و مهم كافكا پس از مرگش منتشر شده است. او با سليقهيي كمالگرا، آثار خود را ناتمام و غيرقابل نشر ميدانست. به دوست نزديك خود «ماكس برود» وصيت كرده بود كه نوشتههايش را بدون آنكه خوانده شوند، به آتش بسپارد. برود به اين وصيت عمل نكرد و به نشر آثار كافكا همت گماشت.
از كافكا در كنار دهها داستان كوتاه، سه رمان بزرگ باقي مانده است:
رمان محاكمه كه در سالهاي 1914 و 1915 نوشته شده، براي اولين بار در سال1925منتشر شد. رمان قصر كه در سال 1922 به نگارش در آمده و ناتمام مانده، در سال 1926 انتشار يافت، و رمان ناتمام «گمشده» كه در سال1912نگاشته شده، در سال 1927 منتشر شد. ماكس برود نام امريكا را بر رمان اخير گذاشت.
كافكا در زبان فارسي
فرانتس كافكا نسبتا زود به ايران راه يافت و كمابيش تمام آثار او به زبان فارسي ترجمه شده است.
صادق هدايت، نويسنده نامي ايراني به آثار فرانتس كافكا علاقه ويژهيي داشت و چند داستان او را به فارسي برگرداند.
داستان نيمه بلند «مسخ» حدود 65 سال پيش در سال 1322 خورشيدي (1945توسط صادق هدايت كه در اين زمان نويسندهيي شناخته شده بود، به زبان فارسي برگشت، بارها به چاپ رسيد و معروفيت زيادي پيدا كرد.
ترجمه فارسي داستان «مسخ» زماني در نخستين دوره مجله «سخن» منتشر شد، كه فرانتس كافكا هنوز نويسندهيي گمنام بود و آثار او نه تنها هنوز به هيچ زبان شرقي، بلكه حتي به خيلي از زبانهاي اروپاپي هم ترجمه نشده بود. نخستين برگردان نوشتهيي از كافكا در ژاپن - كه در شرق معمولا پيشگام بوده - به سال 1950 برميگردد و به زبان تركي به سال 1955.
هدايت چند سال پس از انتشار مسخ، در سال1327خورشيدي (مقارن 1948 ميلادي) مقدمهيي بلند بر داستان كوتاهي از كافكا به عنوان «گروه محكومين» (به ترجمه حسن قائميان) نوشت، كه آخرين اثر منتشرشده هدايت به شمار ميرود. اين نوشته بعدها به صورت رسالههاي جداگانه به نام «پيام كافكا» انتشار يافت و پايهيي براي شناخت اين نويسنده در ايران شد.
اما ترجمه صادق هدايت كاستيها و لغزشهاي فراواني دارد كه بسياري از آنها در ترجمههاي بعدي از آثار كافكا نيز تكرار شده است. كافكا به زباني ساده و روان مينويسد، اما اين به هيچوجه كار مترجم را آسان نميكند. كافكا هر واژه را چنان دقيق و سنجيده برميگزيند، كه راه را روي تفسيرها و تاويلهاي فراوان باز ميكند. كمابيش تمام آثار فرانتس كافكا به زبان فارسي برگشته است. رمانهاي قصر و محاكمه و امريكا هر كدام سه يا چهار بار به فارسي ترجمه شده است، با وجود اين منتقدان و ادب دوستان هنوز جاي برگردانهايي درست و شيوا را از مهمترين آثار كافكا خالي ميدانند. در چند سال گذشته نشر ماهي شروع به انتشار آثار كافكا با ترجمه جديد كرده كه از آن جمله مي توان به «محاكمه» با ترجمه علياصغر حداد اشاره كرد. برخي مترجمان ايراني مانند علي اصغر حداد ، فرامرز بهزاد و فرزانه طاهري ترجمههاي بهتري از داستانهاي كافكا به زبان فارسي عرضه كردهاند.