دوشنبه، 28 شهريور 1390 - شماره 2264
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ادبيات
گزارش ديدار با ايوان كليما
در ايران معروف‌ترم

آزاده عصاران



آزاده عصاران روزنامه‌نگار ايراني سه‌ديدار با ايوان كليما نويسنده اهل چك در پراگ داشته و از او فيلمي تهيه كرده و در سايت شخصي‌اش http: //azadeh7. net گذاشته است. او شرح اين سه ديدار را هم در گزارشي كه در پي مي‌خوانيد نوشته است. كمتر از يك دهه است كه ايوان كليما در ايران معرفي شده. تاكنون كتاب‌هاي «روح پراگ»، «در انتظار تاريكي، در انتظار روشنايي» و «كار گل» از او در ايران ترجمه و منتشر شده است. كتاب‌هايي كه شرح تجربيات كليما از تبعيد، زندگي در سال‌هاي خفقان و تجربه‌فعاليت‌هاي مخفي، ‌مبارزه براي آزادي و... است.

«كتاب‌هاي فارسي‌ام را برايم بياوريد تا به وكيلم نشان دهم.» اين دومين واكنش ايوان كليما به ترجمه كتاب‌هايش در ايران بود.

وقتي « روح پراگ» را در دست گرفت، با لبخند آن را ورق زد. چيزي از حروف فارسي نمي‌فهميد ولي شايد مي‌خواست نكته آشنايي بين صفحات آن پيدا كند. نه خودش و نه وكيلش از ترجمه كتابش به فارسي خبر نداشتند. از شرايط حق مولف (كپي‌رايت) در ايران كه گفتم، با خنده گفت، حداقل كتاب‌ها را به او برسانيم تا كنار بقيه كتاب‌هايي بگذارد كه به زبان‌هاي چيني و… ترجمه شده‌اند. واكنش اولش اما تعجب بود و هيجان. مي‌گفت او هميشه در مقاله‌ها و كتاب‌هايش منتقد سيستم‌هاي توتاليتر در جهان بوده. تعجب مي‌كرد كه كارهايش براحتي در بعضي كشورها منتشر مي‌شوند و او روحش از ميزان سانسور و حذف‌ها بي‌خبر است. ايوان كليما شايد با مجموعه مقالاتش در كتاب «روح پراگ» در ايران شناخته شد. او از نويسندگان هم‌نسل ميلان كوندرا و واسلاو هاول در جمهوري چك است كه سال‌ها درباره روابط انساني نوشته، با نگاهي انتقادي به دوران كمونيسم و سوسياليسم. كليما حالا با بقيه كتاب‌هاي ترجمه‌شده‌اش مثل «كارگِل»، «عشق و زباله» و «در انتظار تاريكي - در انتظار روشنايي» در ايران حتي معروف‌تر از جمهوري چك است؛ اين را خودش مي‌گويد و تاكيد دارد كه در كشور خودش بين نسل جوان چندان شناخته‌شده نيست. هرچند كتاب‌هايش در كتابفروشي‌هاي مختلف معمولا در قفسه‌هاي جلو و در دسترس است، هر چند عكس‌هاي او بيشتر از ميلان كوندرا به چشم مي‌خورد و در مناسبت‌هاي مختلف ادبي و هنري و رونمايي بعضي كتاب‌ها، سخنراني مي‌كند. ايوان كليما با اينكه هنوز از چهره‌هاي مطرح قديمي ادبي است كه به?خاطر تفكراتش به زندان افتاده، سال‌ها زيرزميني نوشته و مبارزه كرده، كارهايش سانسور شده و در كشور خودش اجازه نشر و نوشتن و تفكر نداشته، در 80 سالگي‌اش به سر شوق مي‌آيد از اينكه در سوي ديگري از دنيا، جواناني هستند كه كارهايش را مي‌خوانند، نقل قول مي‌كنند و در روزنامه‌ها و نشريات درباره او ده‌ها مطلب نوشته مي‌شود. در هر سه ديداري كه با او داشتيم و درباره نگاهش به روابط انساني صحبت مي‌كرديم، بارها تاكيد ‌كرد كه چيزي درباره ايران نمي‌داند. اما سوالاتش بيشتر به جوانان ايراني مربوط بود. تعداد كاربران اينترنت در ايران و وبلاگ‌هاي فعال فارسي برايش جالب بود. گفت كه ديگر توان سفر ندارد و در جواني به اندازه كافي سفر كرده، براي همين هم حتي به سفر به ايران فكر نمي‌كند. به قالي ايراني زير پايش در اتاق مطالعه‌اش كه اشاره كرديم، گفت قالي ايراني اصل و گران‌قيمتي نيست ولي دوستش دارد. ما را با كتاب‌هاي داخل كتابخانه‌اش بيشتر آشنا كرد. از خاطراتش در دوران نوشتن زيرزميني‌اش گفت. از ليست سياهي كه اسامي نويسندگان زيادي را در خود داشت و آنها را آرام‌آرام تبديل به كساني مي‌كرد كه اجازه فكر كردن هم نداشتند. از دوستش ميلان كوندرا گفت كه به?خاطر همين فشارها، جمهوري چك (چك‌اسلاواكي آن زمان) را ترك كرد و در تبعيد زندگي كرد. از نگاهش به تبعيد گفت و اينكه به نظر او نويسنده در تبعيد به سختي مي‌تواند احساس و روابط مردم كشورش را از راه دور لمس كند و بنويسد. در كتابخانه‌اش علاوه بر كتاب‌هاي خودش، ده‌ها كتاب از دهه 60 و 70 ميلادي وجود داشت. او از سختي‌هاي رسيدن اين كتاب‌ها در آن دوران با شور و اشتياق مي‌گفت. در آن دوران خواندن و داشتن بسياري از كتاب‌هاي خارجي ممنوع بود و ايوان كليما از طريق دوستان و آشنايانش از كشورهاي ديگر به شكل قاچاقي كتاب دريافت مي‌كرد.

مي‌گفت سانسور و خفقان باعث شده بود، به راه‌هاي خلاق براي نوشتن برسيم، نوشتن با رمز و كدهاي مختلف كه رمزگشايي‌اش گاهي ساده نبود. شبكه زيرزميني باعث شد در همان زمان كه نويسنده‌ها تعقيب مي‌شدند و خانه‌هايشان بازرسي مي‌شد، ده‌ها هزار نسخه از كتاب‌هاي ممنوع چاپ شود و حتي به دست مردم برسد. خودش مي‌گويد دغدغه‌اش در نويسندگي، رابطه انسان‌ها بوده و هست و طرح چگونگي اين روابط در دوران كمونيسم و ادامه زندگي عادي زير ذره‌بين رژيم، موضوع اصلي نوشته‌هايش است. اما وقتي ايوان كليما و دوستانش به آنچه مي‌خواستند رسيدند، وقتي مفهوم آزادي و دموكراسي را درك كردند، چه شد؟ كليما مي‌گويد در بهترين شرايط سياسي كشورش هم نخواسته وارد سياست شود. به دعوت دوست نمايشنامه‌نويسش و رييس‌جمهور وقت (واسلاو هاول) براي پذيرفتن نقشي در دولت، نه گفته و هنوز هم با افتخار مي‌گويد، از همان زمان به دلمشغولي‌هايش رسيد... از همان زمان نوشت و چاپ كرد... تا امروز... امروز كه مي‌گويد وقت زيادي ندارد و بايد يك فيلمنامه را تمام كند. بايد رمان نصفه‌ نيمه‌اش را به ناشر برساند. تا امروز كه در تقويم كنار كتابخانه‌اش، ده‌ها قرار سخنراني و جلسه ادبي و هنري دارد. روي ميز كارش بليت تئاتر و اپراست و حتي دعوتنامه باغ‌وحش. در باغ كوچك خانه‌اش باغباني مي‌كند. چندين گلدان اطراف پله‌هاي راهرو خانه تا محل كارش هست كه بايد قلمه‌هايشان را تمام كند. او هنوز مي‌نويسد در حالي كه قرار است همين روزها 80 ساله ‌شود... همين روزها كه هنوز از آزادي مي‌گويد و مي‌نويسد.
ايوان كليما؛ يك عمر در جست‌وجوي آزادي



ترجمه: كامران معتمدي



نويسنده مبارز و مشهور اهل چك سال‌ها از عمرش را در بازداشتگاه زندانيان سياسي يا اسراي جنگي (اردوگاه‌هايي كه توسط نازي‌ها در خلال جنگ دوم جهاني ساخته مي‌شد و يهوديان را پيش از كشتن در آنها نگهداري مي‌كردند)، سپري كرده و يك عمر براي كسب آزادي جنگيده و 19 سال در كشورش تبعيد بوده است. متن زير حاصل گفت‌وگوي تيم آدامز با ايوان كليما درباره زندگي، عشق و لحظات مهم زندگي اوست.

كليما اين روزها در نزديكي جنگل انبوهي در جنوب پراگ زندگي مي‌كند. دو فرزندش و خانواده‌هايشان هر كدام در همان نزديكي خانه‌يي دارند. صبح‌ها براي چيدن قارچ به جنگل مي‌رود. فيليپ راث، يكي از دوستانش، او را با موهاي مدل بيتلز و دندان‌هاي قوي توصيف مي‌كند؛ يك رينگو استار روشنفكر. ظاهر اين توصيفات هنوز هم برقرار است، هر چند موهايش خاكستري شده‌اند و به طرز شگفت‌انگيزي روز به روز بيشتر شبيه بوهمي‌ها (منطقه‌يي در غرب كشور چك) مي‌شود. تند تند مي‌خندد اما هيچ چيز را ساده نمي‌انگارد و بيشتر از 30 كتاب نوشته است.

يك بار ديگر كليما را در سال 1991 ديده بودم. براي انتشارات گرانتا كار مي‌كرد. تعدادي از كتاب‌هاي ترجمه او را ويرايش كردم؛ ما با هم به رستوران خوبي در غرب لندن رفتيم. از روي سادگي فكر مي‌كردم كه در سال‌هاي بعد از 1989، او چقدر مي‌توانست در شادي باشد، اما به جاي آن همواره نگران يك ساده‌سازي و جمع‌بندي ساده‌انگاري بوده است و شديدا در برابر ظاهرسازي‌ها موضع گرفته است. اصرار مي‌كرد فقط يك كف دست نان و يك سوپ سبزيجات مي‌خورد. من تندتند صحبت مي‌كردم كه چگونه بايد احساس آزادي كرد و او در جواب، به تمام سال‌هاي از دست رفته عمرش اشاره مي‌كرد.

كليما معتقد است هنوز هم حس قوي‌‌اي نسبت به گذشته و آينده دارد. مي‌گويد: «به عقب كه نگاه مي‌كنم، انگار هر آنچه اتفاق افتاده ناگزير بوده است. پرستوريكا (خط‌مشي‌هاي آزادسازي اقتصادي و توسعه در روسيه كه در دهه 90 ميلادي توسط گورباچف اجرا شد) در روسيه بود و نفرتي بزرگ عليه رژيم و اشغالگران شوروي كه از پست‌ترين انسان‌ها بودند. پس بايد چيزي تغيير مي‌كرد، اما اينكه اين همه سريع اتفاق افتاد باعث تعجب بود.»

كليما سال‌هاي قبل از دهه 70 را در لندن و امريكا گذراند و با وجود هشدارهايي كه مي‌گفت به پراگ برنگرد سال 1970 به زادگاهش بازگشت. «هوا بسيار سرد بود، آنها تمام افرادي كه به نوعي در بهار پراگ مشاركت داشتند را محدود كرده بودند؛ 400 هزار نفر شغل خود را از دست داده بودند، بسياري از آنها افراد ماهري در كار خود بودند، معلمان، مدرسان، همه افرادي كه در راديو و تلويزيون و اتحاديه كارگري كار مي‌كردند.» كليما نيز جزو ليست سياه بود و تنها مي‌توانست در شغل‌هاي پست كار كند. او مجبور بود پاسپورتش را از بين ببرد، گواهينامه رانندگي‌اش را باطل كند و تلفنخانه او هم قطع بود. او را تهديد كردند كه حق ندارد هيچ كتابي بنويسد و حتي در خارج منتشر كند و قانوني وجود داشت كه اگر كتابي در خارج از كشور منتشر كند، تمام حق‌التاليفش ضبط مي‌شد.

كليما بلافاصله وارد مبارزه با اين برنامه‌هاي محروم‌سازي شد. «يك هفته پس از بازگشت، جلسه‌يي را ترتيب دادم و 45 ميهمان دعوت كردم، آنقدر كه ديگر خانه‌ام جا نداشت. براي آنها گوشت سرگنجشكي درست كردم كه آنها اسمش را گذاشته بودند «توپ‌هاي كليما». حاضرين آنچه به تازگي نوشته بودند را مي‌خواندند. جلسات هر هفته تشكيل مي‌شد. يادم مي‌آيد كه هاول دوتا از نمايشنامه‌هاي جديد را خواند؛ كوندرا هم كه آن روزها هنوز در پراگ بود، مي‌آمد و چيزهايي مي‌خواند.»

بعد از حدود يك سال، لودويك واكوليك (LudvikVaculik) (نويسنده كتاب يك فنجان قهوه با بازجويم) كه از دوستان كليما بود مردي از اهالي اوستراوا را همراه خود به جلسه‌ها آورد، نويسنده‌يي كه يك‌سالي را در زندان گذرانده بود. مردي كه بعدها اقدام به خودكشي كرد، در زندان با پليس توافق كرده بود كه در قبال آزادي خود نام و عكس تمام افرادي كه به خانه كليما رفت و آمد مي‌كنند را به پليس بدهد. «از آن زمان بود كه ما شناخته شديم.»

نويسندگان تحت تعقيب قرار گرفتند و خانه‌هايشان مورد تجسس واقع شد. تشكيل جلسات بسيار سخت شده بود اما «ما تلاش مي‌كرديم كه در ارتباط نزديكي با هم باشيم». يكي از اعضا پيشنهاد داد كه نوشته‌ها و كتاب‌ها را تايپ كنند و دست به دست بگردانند تا ايده‌ها بدين وسيله منتشر شوند. رمان‌ها، شعرها و نمايشنامه‌ها توسط دوست دختر واكوليك تايپ مي‌شدند، تكثير شده و بين دوستان توزيع مي‌شد. ابتدا از هر نسخه 14 كپي گرفته مي‌شد كه بعدها به 50 و 60 و بيشتر هم رسيد و در شبكه‌يي مخفي و زيرزميني به هزاران كپي رسيد.

همچنان كه اينها را برايم مي‌گويد، بلند شده و به سمت كتابخانه‌اش مي‌رود و كتاب‌هاي نازكي كه با كاغذي شبيه كاغذ نامه جلد شده را بيرون مي‌آورد. «اين يكي از نمايشنامه‌هاي هاول است، اين يكي از دفترشعرهاي ياروسلاو سايفرت (برنده نوبل ادبيات در سال 1984) است.»

در نهايت ما توانستيم در عرض 18 سال، 300 عنوان كتاب منتشر كنيم. پليس در ابتدا تلاش مي‌كرد در جست‌وجوي منازل هر نسخه از اين كتاب‌ها را توقيف كند، اما كلمات راه خود را پيدا مي‌كنند و خيلي زود منتشر مي‌شوند، و آنها موفق نمي‌شوند. جمع‌آوري كتاب‌هاي مخفي كابوسي براي هر پليس شده بود. «و البته چيزي بود كه به ما اميد پيشروي مي‌داد».

كليما نيز مانند بسياري از روشنفكران آن دوران، سال‌هاي زيادي را در شغل‌هاي مختلفي سپري كرد، راننده آمبولانس، نقشه‌بردار، رفتگر، كارهايي كه براي بسياري از داستان‌هايش از آنها بعدا استفاده كرد. او همزمان قاچاقچي هم بود: نسخه‌هاي خطي كتاب‌ها را از طريق دوستانش در سفارت‌ها يا ملاقات با دانشجويان به غرب مي‌فرستاد و پولي بابت آنها دريافت مي‌كرد. اينگونه بود كه كتاب‌هاي كليما و دوستانش چاپ شد و در 20 كشور جهان باقي ماند هر چند كه خودشان مالك كتاب‌ها نبودند.

داستان او مصرانه بر دوران پيش از اشغال تاكيد مي‌كرد و شرح مي‌داد كه چگونه مي‌توان در يك سيستم سركوبگر زندگي «معمولي» داشت. موفق‌ترين كتاب او، اثر نيمه بيوگرافيكال او، Love and Garbage، مربوط به زماني است كه او شغل رفتگري داشت و مردد بين عشق به همسرش و زن ديگري شده بود.

كليما بعضي اوقات يك نفس درباره ماجراهاي عاشقي در وقايع 1989 نوشته است، خصوصا در كتاب «در انتظار تاريكي، در انتظار روشنايي». كاراكتر اصلي، پاول، كارگردان تلويزيوني كه آينده كاري خود را با وجود رژيم كمونيستي تباه شده مي‌يابد، از شوريدگي‌هاي انقلاب نوامبر رد مي‌شود.

متعجبم از اينكه شادي آن شب در نوامبر 1989 چقدر مي‌تواند براي كليما پرشور و بزرگ باشد.

لبخند مي‌زند. «چقدر از اين احساس كيف كرده‌ام؟ بسيار جالب است كه انسان خيلي سريع آزادي را به عنوان يك چيز عادي در زندگي بپذيرد. فكر مي‌كنم براي آن سال‌ها جنگيده بوديم و بعد از چند هفته و چند ماه حتي به آن فكر هم نمي‌كرديم. حال مي‌ديديم كه همه‌چيز دارد تغيير مي‌كند، چيزهايي كه شما را عصباني مي‌كردند، تمام فسادهايي كه وجود داشت، مشكلات اجتماعي، نگراني دايمي درباره بازار، كه يكي ديگر از گونه‌هاي فقدان آزادي بود، بنابراين اين آخرين احساس‌هاي دوران ما بود. اما تغيير كرد و دموكراسي فرا رسيد.»

كليما منصب‌هايي كه در كابينه به او پيشنهاد شد را رد كرد: «از بين بردن آن سيستم مخوف، براي من بهترين كار بود، بهترين كاري كه مي‌توانستم انجام دهم؛ وقتي اتفاق افتاد ديگر برايم كافي بود، پست و منصب نمي‌خواستم. تمام آن چيزي كه مي‌خواستم نوشتن بود، كه حالا امكان انتشار آن را هم داشتم». در هفته‌هاي بعد از 1989، كتاب‌هاي كليما به سرعت در پراگ چاپ شدند. Love and Garbage، صدهزار نسخه فروخت. داستان‌هايش، My Merry Mornings، 150 هزار كپي فروخت؛ مردم جلوي تمام كتابفروشي‌هاي ميدان Wenceslas صف بسته بودند. اين تغيير به نظر او طبيعي است. « امروزه اوضاع فرق كرده است، اگر بخواهم چيزي بگويم مي‌توانم به راديو بروم يا در روزنامه بنويسم و هيچ كس هم گوش نمي‌كند، مردم بيشتر سرگرم شوهاي سرگرم‌كننده تلويزيوني هستند. در آن روزها تنها چيزي كه داشتم يه دستگاه ماشين تايپ بود و هر كسي كه مي‌خواست چيزي از من بخواند بايد خودش را در خطر مي‌انداخت». كليما عمري را گذرانده است، عمري همراه با تلخي و رنج، چيزهايي كه روزگار برايش رقم زده. پيش از اينكه بخواهم او را ترك كنم، مي‌گويد: «ما در آن نوامبر انتظار ورود به بهشت را نداشتيم، اما آزادي مي‌خواستيم.»

منبع: گاردين
عناوين اين صفحه
در ايران معروف‌ترم
ايوان كليما؛ يك عمر در جست‌وجوي آزادي
تصوير «سيلويا پلات» بر تمبرهاي امريكايي حك مي‌شود
آثار جين آستين بازنويسي مي‌شود
انتشار دوباره «نافه» ويژه ابراهيم گلستان
صدور 3 نوع مميزي براي 3 چاپ از يك كتاب
كتاب‌هاي الكترونيكي يا نسخه‌هاي چاپي؟
موفقيتي ديگر براي «كشتن مرغ مقلد»

تصوير «سيلويا پلات» بر تمبرهاي امريكايي حك مي‌شود
تصوير «سيلويا پلات»، شاعر و رمان‌نويس معروف، روي تمبرهاي امريكايي حك مي‌شود. به گزارش ايسنا، تصوير سيلويا پلات همسر «تد هيوز»، ملك‌الشعراي معروف انگليسي، ‌براي بزرگداشت نام اين رمان‌نويس و شاعر سرشناس بر تمبرهاي امريكايي نقش مي‌بندد. علاوه بر پلات، عكس 9 نويسنده امريكايي ديگر نيز روي تمبرهاي اين كشور حك مي‌شود. طرفداران انگليسي پلات سال‌هاست براي بزرگداشت اين زن شاعر مراسمي مخصوص برگزار مي‌كنند. سال گذشته علاقه‌مندان پلات براي جمع‌آوري هزينه تعمير سنگ قبر وي اعلام آمادگي كردند. عكسي از پلات كه روي اين تمبر نقش مي‌بندد را «رولي مك‌كنا» از وي گرفته است. به نوشته روزنامه گاردين، سيلويا پلات شاعر، رمان‌نويس، نويسنده داستان‌هاي كوتاه، و مقاله‌نويس امريكايي است. وي بيشتر شهرت خويش را وام‌دار اشعارش است. علاوه بر اشعار، كتاب «حباب شيشه» كه اثري شبه‌زندگينامه‌يي است كه بر مبناي حيات خودش و كشمكش‌هايش با بيماري افسردگي، نوشته شده است نيز كتابي مشهور است. «كلوسوس و اشعار ديگر»، «غزال»، «گذر از آب» و «درختان زمستاني» از مجموعه اشعار سيلويا پلات هستند.


آثار جين آستين بازنويسي مي‌شود
«جوآنا ترولوپ» در حال نوشتن يكي از آثار جين آستين به زبان امروزي است. به گزارش ايبنا به نقل از بوك سلر، جوآنا ترولوپ داستان «حس و حس‌گرايي» جين آستين را در قالب بخشي از پروژه جديدي كه انتشارات هارپر فيكشن منتشر مي‌كند، بازنويسي مي‌كند. لوييزا جوينر، مدير اين انتشارات حقوق جهاني اين كار را خريداري كرده است. «حس و حس‌گرايي» ترولوپ در پاييز 2013 منتشر مي‌شود. در قالب اين پروژه 6 رمان جين آستين توسط 6 نويسنده سرشناس امروزي بازنويسي خواهد شد. هنوز از اسامي ديگر نويسندگان نامي به ميان نيامده است. جين آستين نويسنده كلاسيك بريتانيايي 6 رمان نوشته است كه به ترتيب انتشار به اين ترتيب است: «حس و حس‌گرايي» 1811، «غرور و تعصب» 1813، «منسفيلد پارك» 1814، «اما» 1815، «كليساي نورت انگر» و «ترغيب» پس از درگذشت نويسنده در سال 1818 منتشر شدند.


انتشار دوباره «نافه» ويژه ابراهيم گلستان
ناهيد توسلي از انتشار دوباره‌ مجله «نافه» خبر داد كه با ويژه‌نامه‌يي از ابراهيم گلستان همراه خواهد بود. مديرمسوول مجله «نافه» به ايسنا گفت: شماره جديد «نافه» پس از توقفي كوتاه، در مهرماه منتشر خواهد شد. چهار شماره پيش «نافه» به دليل سفرهاي خارج از كشور من براي شركت در چند كنفرانس، گرچه مستقيماً زيرنظر خود من به عنوان مديرمسوول، اما با تحريريه‌يي متفاوت از تحريريه هميشگي‌اش منتشر شد. از اين شماره به بعد، «نافه» دوباره با همان تحريريه هميشگي و همان سياست‌هاي پيشين يعني ادبيات، فرهنگ و هنر منتشر خواهد شد. او گفت: شماره مهرماه «نافه»، يعني چهل و پنجمين مجلد (شماره مسلسل) همراه با ويژه‌نامه‌يي از ابراهيم گلستان خواهد بود كه براي نخستين‌بار در نشريه‌يي ادبي در ايران بطور جدي به نقد و بررسي كارهاي ادبي/سينمايي اين نويسنده در آستانه ورود به نودسالگي مي‌پردازد. اين ويژه‌نامه به درخواست خانم ليلا صادقي، نويسنده و منتقد، كه شخصا مسووليت دبيري تحريريه اين بخش را برعهده دارد، براي نخستين‌بار و صرفا در «نافه» منتشر مي‌شود.


صدور 3 نوع مميزي براي 3 چاپ از يك كتاب
چاپ اول «سوران سرد» نوشته جواد افهمي بدون هيچ مشكل ازسوي سوره‌مهر چاپ شد. كتاب در چاپ دوم با 20 مورد اصلاحيه و بعداز گذشت تنها 3 ماه در چاپ سوم با 37 مورد اصلاحيه مواجه شد. دست‌آخر هم انتشار كتاب متوقف شد. جواد افهمي كه كتاب «سروان سرد» را توسط انتشارات سوره‌مهر به چاپ رسانده، از اعلام نظر نهايي اداره كتاب مبني بر عدم تجديد اين كتاب خبر داد. اين تصميم موجب شد كتاب افهمي به چاپ سوم نرسد. افهمي (نويسنده) ضمن اظهار تعجب از اينكه كتابي در چاپ اول بدون اصلاحيه منتشر شده اما در چاپ دوم به اصلاحيه برمي‌خورد، گفت: براي چاپ دوم، جمعا چيزي حدود 20 مورد اصلاحيه به كتاب وارد شد. من نيز به‌ناچار اين اصلاحيه‌ها را اعمال كردم و چاپ دوم سوران سرد زير چاپ رفت. اين نويسنده درباره چاپ سوم كتابش توضيح داد: حكايت من و مميزان به اينجا ختم نشد، آن چنانكه «سوران سرد» به دليل استقبال مخاطبان كتاب، ظرف مدت حدود 3 ماه به چاپ سوم رسيد اما مشكلات مميزي دوباره تكرار شد. وي اضافه كرد: اين اتفاق براي من شوكه‌كننده بود، زيرا بررسان اداره كتاب اصلاحيه‌هاي ديگري را براي چاپ سوم اين كتاب صادر كردند. اما بايد ديد چطور ممكن است كتابي كه 3 ماه قبل با اعمال اصلاحيه‌يي 20‌بندي منتشر شده، براي چاپ سوم با 37 مورد اصلاحيه جديد مواجه شود؟!


كتاب‌هاي الكترونيكي يا نسخه‌هاي چاپي؟
استفاده از كتاب‌هاي الكترونيكي اندكي بيش از يك درصد بازار نشر امروز دنيا را به خود اختصاص داده است. اما كارشناسان اين صنعت پيش بيني كرده‌اند كه در سال 2013 اين رقم به 13 درصد افزايش خواهد يافت. با پيشرفت علم و تكنولوژي هر روز توسعه كتاب‌هاي الكترونيكي در سطح دنيا افزايش مي‌يابد و مخاطبان بيشتري تمايل به استفاده از آن دارند. كتاب الكترونيكي، نسخه‌يي الكترونيكي از يك كتاب است كه قابليت دانلود و استفاده از آن روي كتابخوان‌هاي مختلف را دارد. يكي از دلايل رشد و توسعه كتاب‌هاي الكترونيكي دسترسي آسان به آن است. خواننده احتياجي ندارد كه براي خريد كتاب الكترونيكي مانند نسخه‌هاي چاپي وقت بگذارد و در عين حال هزينه كمتري نيز نسبت به نسخه‌هاي چاپي دارد و به همين دليل نسخه‌هاي چاپي با وجود محبوبيت بيش از حد در ميان عده‌يي، كم كم جاي خود را به كتاب‌هاي الكترونيكي مي‌دهند. اما برخي معتقدند كتاب‌هاي چاپي قابليت ماندن براي هميشه را دارند و از محبوبيت بيشتري برخوردارند و بيشتر تمايل دارند كه با وجود صرف هزينه يا وقت براي تهيه كتاب‌هاي چاپي در قفسه‌يي آنها را براي خود داشته باشند و از جمع‌آوري شان لذت مي‌برند. كارشناسان معتقدند كساني كه از كتاب‌هاي الكترونيكي استفاده مي‌كنند كمتر از خواندن كتاب لذت مي‌برند و زودتر هم خسته مي‌شوند. آنها معتقدند تاثيري كه از خواندن كتاب‌هاي چاپي در ذهن خوانندگان ايجاد مي‌شود چندين برابر كساني است كه از كتاب‌هاي الكترونيكي استفاده مي‌كنند. اين كارشناسان معتقدند كتاب و كتابخانه‌هاي شخصي بينش و بصيرتي را در عمق وجود خواننده به وجود مي‌آورند. يكي ديگر از نقاط ضعف كتاب‌هاي الكترونيكي عدم معرفي آن در برخي كشورها يا شهر‌هاي كوچك است. عده‌يي هنوز نمي‌دانند كه چه طور از كتاب‌هاي الكترونيكي استفاده كنند يا چگونه به آن دسترسي پيدا كنند. اما در مقابل دسترسي به نسخه‌هاي چاپي حتي در كوچك‌ترين كتابفروشي‌ها نيز امكان پذير است. اگرچه استفاده از كتاب‌هاي الكترونيكي در حال رشد است، اما متخصصان استفاده از نسخه‌هاي چاپي را بيشتر توصيه مي‌كنند.


موفقيتي ديگر براي «كشتن مرغ مقلد»
كتابخوانان بيش از هر چيز به كتاب «كشتن مرغ مقلد» نوشته هارپر كالينز راي دادند تا به عنوان يكي از كتاب‌هاي شب جهاني كتاب به دوستداران كتاب اهدا شود. به گزارش ايبنا به نقل از بوك سلر، در دو ماه اخير بيش از 6 هزار دوستدار كتاب به نامزد كردن كتاب‌هاي مورد علاقه شان پرداخته‌اند. در راس كتاب‌هاي محبوب دوستداران كتاب، كتاب كلاسيك «كشتن مرغ مقلد» نوشته هارپر كالينز بانوي امريكايي جاي دارد. در مجموع 3 اثر كلاسيك در ميان 10 كتاب برتر دوستداران كتاب جاي دارند كه شامل «غرور و تعصب» جين آستن در مكان دوم، «جين اير» شارلوت برونته در مكان چهارم و «بلندي‌هاي بادگير» اميلي برونته در مكان هشتم است. در ميان فهرست 100 كتاب مورد علاقه دوستداران كتاب نيل گيمن با داشتن 4عنوان كتاب بيشترين عناوين كتاب را از آن خود كرده است. «خدايان امريكايي» او در مكان 11، «هيچ كجا» در مكان 35، «كتاب گورستان» در مكان 76 و «غبار ستاره» در مكان 86 جاي دارد. در ميان 10 كتاب نخست، «كتاب دزد» نوشته ماركوس زوساك در مكان سوم، «دوره همسر مسافر» نوشته آدري نايفينگر در مكان پنجم، «ارباب حلقه ها» نوشته جي. آر. آر. تالكين در مكان ششم، «كتاب راهنماي مسافران كهكشان» نوشته داگلاس آدامز در مكان هفتم، «ربكا» نوشته دافنه دوموريه در مكان نهم و «بادبادك باز» خالد حسيني در مكان دهم جاي گرفته‌اند. از ميان فهرستي كه دوستداران كتاب به آنها راي داده‌اند، كتاب‌هايي كه در شب جهاني كتاب اهدا مي‌شوند، انتخاب مي‌شود. شب جهاني كتاب در سال 2012 علاوه بر بريتانيا در امريكا نيز برگزار مي‌شود تا نخستين حضور بين‌المللي خود را تجربه كند. اتحاديه ناشران امريكا در اين شب يك ميليون نسخه كتاب كه با حمايت اين اتحاديه تدارك ديده شده‌اند، در سراسر كشور توزيع مي‌كند. در بريتانيا نيز اتحاديه ناشران اين كشور، 25 عنوان كتاب منتخب را براي سال 2012 در تاريخ 12 اكتبر در نمايشگاه بين‌المللي كتاب فرانكفورت اعلام مي‌كند. اين عناوين از سوي يك كميته متشكل از نويسندگان و ناشران و با توجه به كتاب‌هاي منتخب مردم، انتخاب مي‌شود. نخستين شب جهاني كتاب 5 مارس 2011 (14 اسفند 1389) در بريتانيا برپا ‌شد و به دوستداران كتاب، كتاب اهدا شد. در اين رويداد بزرگ فرهنگي براي قدرداني از كتاب‌هاي بزرگسالان و كتابخواني بطور كلي، بيش از يك ميليون نسخه كتاب رايگان از سراسر جهان به دوستداران كتاب اهدا شد. اين كتاب‌ها از سوي 20 هزار كتابخوان علاقه‌مند در اختيار ديگر دوستداران كتاب قرار گرفت. شب جهاني كتاب در بريتانيا و ايرلند و دو روز پس از برپايي روز جهاني كتاب برگزار مي‌شود. در بريتانيا اين برنامه با حمايت اتحاديه كتابفروشان، اتحاديه ناشران، اتحاديه ناشران مستقل، اجتماعات كتابخواني كتابخانه‌ها و بنيادهاي خيريه انجام مي‌شود و براي اجراي اين طرح 20 هزار اهدا‌كننده، هر يك 48 نسخه كتاب از ميان فهرست منتخب را در اختيار اين كميته قرار مي‌دهد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام