
قدير افروند
يك ماه از آغاز نخستين كاوش باستانشناسان ايراني در تپه تاريخي ارسطوي شهرستان ملارد گذشت تا بعد از 55 سال در دشت شهريار كاوشهاي جديد در اين تپه تاريخي با قدمت سكونت بشر از هزاره ششم تا هزاره سوم پيش از ميلاد برگ ديگري از تاريخ كهن ايران را رقم بزند. نخستينبار كاوشهاي باستانشناسي در اين منطقه در سال 1336 شمسي در قره تپه به سرپرستي «برتون براون» انجام شد و شناسايي توالي تاريخنگاري منطقه و شناخت فرهنگ يانيك (كورا ارس) كه در غرب و شمال غرب ايران رايج بوده و در اين منطقه نيز با بررسيهاي اوليه شناسايي شده از جمله اهداف اين فصل كاوشگران عنوان شده است.
تعيين حريم و نردهكشي محوطه با همكاري شهرداري صفادشت از اقدامات اين فصل كاوش از سوي مسوولان عنوان شده است. نخستين فصل كاوش باستان?شناسي در تپه باستاني ارسطوي شهرستان ملارد از ماه گذشته آغاز شده است. اين مطالعات پيش از تاريخي براساس تفاهمنامهيي بين ميراث فرهنگي استان تهران و شهرداري صفادشت در حال انجام است. اين اتفاق در نوع خود بيسابقه و نادر است. كدام شهردار را سراغ داريد كه از منافع تجاريسازي و آسفالت و جدول خيابان و... بگذرد و به پشتيباني علم و پژوهش و آن هم دانشبنيادي نظير باستان?شناسي كه تاكنون جزو وظايف دولت به شمار ميآمده، بيايد! قرار است سالي يك فصل كاري باستان?شناسي اين كاوشها انجام و آثار و اشياي منقول به دست آمده پس از انجام مراحل مرمتي، حفاظتي و مطالعات آزمايشگاهي و تاريخگذاري و... در نمايشگاهي در كنار آثار معماري به دست آمده براي بازديد متخصصان و پژوهشگران و دانشجويان و عموم علاقهمندان به معرض نمايش گذاشته شود و در پايان كار هم سايت موزه
باستان?شناسي با طرح و نظارت سازمان ميراث فرهنگي در محل محوطه باستاني ساخته شود. اگر همه اين اتفاقات با حمايت شهرداري صورت پذيرد و شهر صفادشت در چند سال آتي صاحب يك سايت ـ موزه باستان?شناسي شود، بايد اقرار و اعتراف كرد كه مردم و نهادهاي عمومي به سطح بالايي از فرهنگ و دانش عمومي نايل شده و از اين پس ميتوان اميدوار بود ميراث فرهنگي از حمايت مالي و معنوي بالاي مردم برخوردار باشد. تپه باستاني ارسطو، محوطه وسيع و در عين حال نسبتا مرتفعي است كه درست در مجاورت خيابان اصلي ابتداي شهر صفادشت از سمت شهر ملارد، قرار گرفته است. و شهر كوچك صفادشت هم كه در جنوب شهر كرج و كمي آنسوتر از ماهدشت و مدخل دره وسيع بخش اشتهارد (ابتداي جاده اشتهارد) قرار دارد. صفادشت مركز بخش صفادشت واقع در جنوب و جنوب غربي شهرستان تازهتاسيس ملارد است و اين شهر باصفا درست با يك سلسله ارتفاعات هزار و اندي متري دشتهاي جنوب غربي تهران از دهستان اخترآباد در مرز استان مركزي جدا ميشود. سالها بود كه كاوشهاي باستان?شناسي ميراث فرهنگي استان تهران در شرق استان و خاصه دشتهاي ورامين و ري متمركز شده بود و به استثناي كاوش باستان?شناسي قرهتپه شهريار، اين نخستين كاوش باستان?شناسي است كه در جنوب غربي استان تهران انجام ميشود. اين نوع مطالعات ميتواند گام ارزنده و مهمي در راستاي معرفي ارزشهاي فرهنگي ـ تاريخي يك منطقه و شهرستان تازه تاسيس يا شناخت يك شهر كوچك و گمنام باشد. شهردار صفادشت معتقد است: اسم تپه ارسطو در اصل «اسطوره» بوده كه به مرور تغيير پيدا كرده و اگر چنين باشد، چه اسم با مسمايي! تپه باستاني ارسطو يا اسطوره در سال 1380 و در برنامه بررسي و شناسايي آثار تاريخي ـ فرهنگي شهرستانهاي اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران در فهرست آثار شناسايي شده قرار گرفت و در همان سال هم به شماره 3793 به عنوان «اثرملي» به ثبت رسيد.
دكتر پورفرج، باستان?شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبايي كه سرپرست هيات كاوش باستان?شناسي «تپه ارسطو» است و نيز همكاران وي كار سخت و طاقتفرسايي را در ابتداي اين برنامه متقبل شدهاند از اين نظر كه بنابه گفته خودشان قريب به يك سال صرف پيگيري و توجيه و متقاعد كردن شهرداري و بيشتر از آن ميراث فرهنگي شد كه به قول آنها به زحمتش ميارزيد. ديگر اينكه فصل تابستان و آن هم كاوش در ماه رمضان و با وجود بادهاي مستمري كه خاك نرم حاصل از كاوش را مدام در هوا به حركت درآورده و چشم و صورت سوخته از آفتاب داغ و سوزان تابستاني را مينوازد، شرايط دشواري بود كه تنها شيفتگان و جويندگان واقعي علم و دانش به جان ميخرند و ما حاصل ماهها كار و تلاش ارزشمند آنها را تنها در ساعتي و كمتر از آن بازديد مي كنيم و از نتايجش لذت ميبريم. اما خوب ميدانيم كه يكي از دلگرميها و مشوقهاي اين عزيزان «جهادگر» همين بازديدها و تقدير و تشويقي است كه عموم مردم و گردشگران فرهنگي ضمن تحسين كار ظريف و شگفت?انگيز باستان?شناسان، به زبان ميآورند. سرپرست كاوش باستان?شناسي تپه ارسطو معتقد است كه آثار فرهنگي شناسايي شده متعلق به جامعه انساني كوچكي است كه در افق تاريخي 9 هزار ساله حيات بشري در اين دشت زيبا زندگي ميكردهاند. به زعم ايشان، اينجا يكي از نخستين دهكدههاي پيش از تاريخي است كه در دشت تهران شكل گرفته و براساس تكنيك و هنر سفالگري و نيز بقاياي معماري به دست آمده قابل مقايسه و هم افق با تمدن سيلكIII (تپه باستاني پيش از تاريخي كاشان) است. بازديد از كاوش باستان?شناسي تپه ارسطو همزمان با بازديد فرماندار شهرستان ملارد به اتفاق شهردار صفادشت بود. هر دوي اين مسوولان از اين اتفاق علمي كه براي نخستينبار در حوزه مسووليتشان افتاده بود بسيار خرسند بودند، آنها به خوبي ميدانستند كه خبر اين كشفيات باستان?شناسي آوازه اين شهر و شهرستان كوچك را به اقصي نقاط جهان خواهد رساند و حداقل ماهها موضوعات اين كاوش در محافل علمي متخصصان باستان?شناس، انسان?شناس، مورخ و... ايران و جهان به بحث و تبادل نظر گذاشته خواهد شد و يافتههاي تاريخنگاري اين محوطه باستاني در جدول «كرونولوژي» باستان?شناسي ايران و جهان قرار خواهد گرفت. فرماندار شهرستان با افتخار هيات باستان?شناسي تپه ارسطو را تشويق ميكرد و ميگفت: «شما افتخار بزرگي نصيب خود و شهرستان كرديد و آن كشف نخستين تجربههاي روستانشيني و زندگي اجتماعي نوع بشر در صفادشت است، شما فراتر از ايران به بشريت خدمت كردهايد...» و مهندس كريمي شهردار صفادشت نيز گزارش داد: «بسياري به دنبال تصرف و تملك اينجا و ساخت و ساز تجاري بودند و ما از خير همه اين منافع سطحي گذشتيم و با علاقه و تعصب پيشنهاد همكاري باستان?شناسان را پذيرفتيم و از آن تا آخر حمايت ميكنيم. » او ميگفت: «برآورد هزينه سالها كاوش باستان?شناسي و احداث سايت ـ موزه بيش از يك ميليارد تومان است كه ما ضمن استقبال از مشاركت و حمايت ساير نهادها مثل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و فرمانداري با تمام توان از آن پشتيباني ميكنيم. »ناصر بوورد، فرماندار ملارد هم در پايان بازديدش از تپه ارسطو قول اختصاص سالي حداقل 100 ميليون تومان به اين برنامه علمي ـ فرهنگي داد. چنين سخنان اميدواركننده و چنين جمع پشتيبان و حامي ميراث فرهنگي را كمتر سراغ داريم و اميد كه همه اين وعدهها و نويدها صورت عملي به خود گرفته و با حضور و حمايت گردشگران و علاقهمندان باستان?شناسي شاهد رونق هرچه بيشتر سايتهاي ميراث فرهنگي باشيم. ديدن آسيبهاي وارده به تپه باستاني توسط افراد ناآگاه و سودجو منظرهيي ناراحتكننده براي بازديدكنندگان بود و البته يكي از دغدغهها و نگرانيهاي هيات كاوش و مسوولان محلي. متاسفانه در سالهاي گذشته تنها به دليل ناآگاهي مردم از ارزشهاي فرهنگي و تمدني اين محوطه باستاني، صاحبان باغات مجاور، بخش قابل توجهي از تپه را براي تقويت خاك باغشان تخريب كرده بودند و از طرفي سوداگران غافل اشياي عتيقه به خيال خام يافتن اشياي با ارزش ـ آن هم در اين سايت پيش از تاريخي! ـ اقدام به تخريب و سوراخ سوراخ كردن و حتي حفر چاههاي عميق و نيمهعميق ـ در نقاط متعددي در سطح تپه باستاني كرده بودند و برترين اتفاق از اين دست، تخريبي بود كه درست شبي از همين ايام فصل كاوش در سطح تپه توسط عوامل قاچاق صورت گرفته بود. در همين مدت كوتاه آغاز فصل اول كاوش، آثار قابل توجهي از معماري و مواد فرهنگي و هنري اقوام ساكن در اين دهكده پيش از تاريخي به دست آمده است. در بالاترين لايه در سطح و به اصطلاح تراشه اول آثار معماري خشتي آشكار شده است. «خشت» يكي از مهمترين دستاوردهاي اين قوم بوده چرا كه ابداع آن گام بسيار ارزشمندي براي تامين امنيت و حفاظت ساكنان در مقابل تغييرات آب و هوايي و حملات احتمالي حيوانات و... بود. اين خشتهاي كوچك تقريبا مكعب مستطيل منظم پيشرفت مهمي بعد از معماري چينهيي پيشين بود و اين همان دستاورد پراهميتي است كه نمونه آن از محوطه باستاني ازبكي هشتگرد، ساوجبلاغ سالها پيش توسط آقاي خاتمي رييسجمهور پيشين ايران به سازمان ملل اهدا شده بود و جهانيان به پيشينه كهن فرهنگ و تمدن ايران عزيز رشك بردند. پورفرج، باستانشناس كف رنگي برخي خانهها را نشان داد كه با «گلاخري» (خاك رنگي مايل به قرمز) پوشش و تزيين شده بود. در برخي اتاقها نيز بقاياي اسكلت انسان به دست آمده كه به سنت مذهبي پيش از تاريخي در كف تدفين شده بودند. در ميان بقاياي خانههاي خشتي كوچك اين دهكده 9 هزار ساله يكي دو عنصر معماري جلبتوجه خاص ميكرد: يك قاب مستطيل شكل 5/1×1متري در كف خانه كه فرو رفتگي مدوري نيز در وسط آن قرار داشت. ويژگي عمده اين سازه نظم هندسي و فرم و صافي و صيقلي بودن آن بود. دكتر پورفرج كاركرد آن را اجاق يا «گرمكننده» خانه، طبخ غذا و... ميداند. هرچه هست عنصر ناشناس و منحصر بفردي است و مشابه آن تاكنون در گزارشهاي باستان?شناسي دشت ري و تهران ديده نشده است. در ترانشه دوم كه در دامنه تپه ارسطو حفاري شده، بقاياي معماري پيشرفتهتري كشف شده است. يك ديوار خشتي عظيم در سطح و بخش قابل توجهي از يك سازه معماري آجري در سطحي عميقتر قابل مشاهده است. معماري آجري خود به معني گذار هزارهها و دوراني متاخرتر است و سرپرست هيات كاوش اين لايههاي تمدني را به افق دوران شهرنشيني نسبت ميدهد.