پوريا عالمي
آقاي محمود احمدينژاد كه فعلا حد فاصل سفرهاي استاني و سفرهاي خارجي است، نشست روي كاناپه كه خستگي در كند و گفت: «بايد ايران را بسازيم.»
گفتم: «خسته نباشيد.»
وي گفت: «خسته شدم.»
ما كه يادمان بود چند وقت پيش مشاور درماني آقاي احمدينژاد بهخاطر فشار زياد كاري به وي توصيه كرده بود «شنادرماني» و «آبدرماني» كند، به وي يادآوري كرديم: «دكتر جان، ميدانم خسته شدي، ولي آبدرماني و آببازي و اين چيزها الان ممنوع شده و از خارج از كشور هدايت ميشود. براي همين خستگي را تحمل كن و ايران را بساز.»
آقاي احمدينژاد گفت: «باشه.»
گفتم: «البته اصراري هم نيستها، شما كمي استراحت كن.»
وي گفت: «اين وظيفه و ماموريت ما است و آيندگان از ما انتظار دارند كه كشور را بسازيم.»
گفتم: «ميفهمم. ميفهمم. به اين سوي چراغ ميفهمم.»
راهكارهاي ساخت ايران
با توجه به اينكه آقاي احمدينژاد گفته آيندگان از ما (از ما؟ يا او؟ يا شما؟ دقيقا چه كسي؟ ما نميدانيم) انتظار دارند كشور را بسازيم، راهكارهاي زير را بذل و بخشش ميكنيم؛
بهتر است آيندگان روي پاي خودشان بايستند و لوس نشوند.
ببخشيد، الان ما خودمان، آيندگان شش، هفت سال پيش هستيم كه شما گفتي قرار است ايران را بسازي. حالا هم از شما توقع داريم. دقيقا به كجا بايد مراجعه كنيم؟
به نظر ما تقصير آيندگان است كه از دولت انتظار دارند. ما كه از دولت انتظاري نداريم. به نظر ما لطفا كاري نكنيد و چيزي را نسازيد، بگذاريد همينطوري بماند. با تشكر.
البته ايرانيها ميهماننواز هستند. براي همين ما قبل از اينكه ايران را بسازيم يك تعارف زديم به برادران روسي و چيني. آنها مشغول شدند. البته ما را ميسازند يا خودشان را، درست مشخص نيست.
براي ساختن كشور نياز به اسكلت زدن است. براي اسكلت زدن نياز به فونداسيون و پيسازي است. براي ساخت فونداسيون نياز به گودبرداري است. براي گودبرداري نياز به صاف كردن سطح زمين است. براي صاف كردن نياز به تخريب ساختمان قبلي است. خوانندگان عزيز خودشان بررسي كنند و ببينند الان چه احساسي دارند. يعني دارند ساخته ميشوند؟ دارند اسكلت ميشوند؟ دارد پيشان قوي ميشود؟ دارند گود ميشوند؟ دارند صاف ميشوند؟ دارند تخريب ميشوند؟ (پاسخهاي خود را به شماره 30004753 روزنامه، اساماس كنيد.)
نظريه ادبي
البته سر مساله ساختن، از قديمالايام، حتي بين شعرا هم اختلاف نظر است؛
صائب گفته: «گر قابل ملال نهاي، شاد كن مرا / ويران اگر نميكني، آباد كن مرا.»
لايق: «خندان اگر نميكني، گريان مكن مرا / آباد اگر نميكني، ويران مكن مرا.»
نسخه
اين خوب است كه ما ايران را بسازيم اما عجيب است، ما ايرانيها چيزي را كه ايران ساخته باشد نميخريم.