
جواد حيدريان
نقش برجسته سراب بهرام در منطقه ممسني از توابع استان باستاني فارس به دليل نبود حفاظت كافي مورد تهاجم قرار گرفته و به ضرب گلوله و سنگ در طول سال هاي اخير آسيب ديده به نحوي كه صورت بهرام نشانه هاي زخم بي توجهي را بر خود دارد.
پيكر استوار بهرام، نشسته بر تخت شاهي و در دو سويش ملازمان دست بر آسمان ساييده در حالت احترام بر تخته سنگي در روستاي سراب بهرام ممسني ايستادهاند. تصوير سنگي روايتي است از 1600 سال پيش وقتي بهرام دوم، پادشاه ساساني حاكم ايران بود.
سه كيلومتري شهر نورآباد، نقش برجسته بهرام مربوط به دوره ساساني و پادشاهي بهرام دوم كنار چشمهساري رو به جنوب و مشرف به درختچههاي (صدر) بر سينه ديوار حك شده است. نقشي كه امروز سيبل گلوله تفنگچيان و سنگ پرتاب شده فلاخن آدمهاست، در تاريخ ?? اسفند ???? با شماره ثبت ??? به عنوان يكي از آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. نقش سراب بهرام كه به گويش محلي «سراو بهروم» خوانده ميشود، به اعتقاد باستان شناسان از جمله مهمترين آثار تاريخي بازمانده از دوره ساساني است اما امروز ديگر نه تنها نشان شوكت امپراتوري ايران نيست كه به دليل نبود يا كمبود امكانات حفاظتي استاندارد، صورت بهرام پادشاه، به تيغ سنگ و گلوله زخم خورده است. كندهكاري صورت بهرام دوم و چهار همراهش، به ديدگاه حسن حبيبيفهلياني، باستانشناس اهل ممسني، از ديدگاه فرم لباس، قياس با آثار ديگر همدوره، كاربرد و شكل معماري و اهميت پادشاهي بهرام جزو باارزشترين آثار دوران ساساني است كه متاسفانه رو به نابودي است. به اعتقاد اين كارشناس آثار تاريخي، حفاظت از اين اثر و اثرهاي ارزشمند به جاي مانده از دوران باستان بايد به اندازه هويت ايراني اهميت داشته باشند ولي براي نمونه در شهرستان رستم (ممسني) بيتوجهي سازمان ميراث فرهنگي به آثار تاريخي به اندازهيي است كه حتي سپري حفاظتي براي جلوگيري از پوسيدگي بهخاطر رطوبت روي آثار وجود ندارد. وجود چشمههاي زيبا در حاشيه نقش برجسته «سراب بهرام» كه خود علتي براي به وجود آمدن اين اثر ارزشمند و نشانه وجود حيات و حكومتداري در اين منطقه بوده، معضلي بزرگ به شمار ميرود. رفت و آمد مردم براي تفريح، گذر مسير عشاير دامدار و افرادي كه به ارزشهاي آثار تاريخي آگاهي ندارند، در كنار بياعتنايي سازمان ميراث فرهنگي و دستگاههاي انتظامي و قضايي، امروز اهميت نقش سراب بهرام را به سرابي بيارزش بدل كرده است. سنگاندازي به پيكرههاي تراشخورده بر ديوارههاي سنگي و طرح شكوهمند تنديس بزرگان ساساني در سراب بهرام به اعتقاد حبيبي كارشناس ميراث فرهنگي نشانه ضعف فرهنگي و بيتوجهي دستگاههاي ناظر و اجرايي براي صيانت از هويت ملي ايرانيان است، اتفاقي كه در گوشه، گوشه ايران مشاهده ميشود. به گفته منابع محلي در نورآباد ممسني نقش برجسته سراب بهرام به دليل نبود مديريت صحيح و عدم آگاهي افراد مورد تهاجم قرار گرفته و حتي براي نمونه سيبل گلوله تفنگچياني است كه تازه از مراسم عروسي برگشتهاند. سر بهرام دوم در اين تنديس سنگي، به گواه تصاوير ارسالي مورد اصابت قرار گرفته و آسيب ديده است.
حادثهيي كه در دوران زندگي بهرام چندان واقعي به نظر نميرسيد اما در جهان اعتبار ارزشهاي باستاني در خلأ مديريت كارآمد آثار باستاني، بهرام به ضرب گلوله آسيب ديده و شايد هم بزودي كشته شود. در دو طرف بهرام شاه، بزرگان ساساني به حالت احترام ايستادهاند و به نشانه احترام انگشت سبابه خود را رو به بالا نگهداشتهاند. در سالها پيش كه فراواني باران بود چشمهساري پر آب در پايين نقش برجسته جوشان بود كه به همين علت سراب (سرچشمه) گفته ميشد. به غير از سراب بهرام كتيبهها و ته ستونهاي تاريخي به جا مانده از دورههاي پيشا عيلامي، عيلامي، اشكاني، هخامنشي و ساساني در دوره باستان نشان از شوكت ممسني در تاريخ ايران است. ته ستونهاي بازمانده از دوره هخامنشي، به گواه كاوشگران در 70 سال گذشته، بازمانده چهارمين شهر هخامنشي به نام «ليدوما» است كه به گفته حبيبي فهلياني جز سه گروه خارجي كه آخرين گروه آنها مربوط به دانشگاه سيدني استراليا است، هيچ كاوش باستانشناسياي از سوي دولت ايران روي آثار تاريخي در ممسني و شهر باستاني ليدوما انجام نشده است. وي ميگويد: در سال 1338 دكتر كي كيت آرتاشي از كشور ژاپن كار حفاري را روي شهر ليدوما آغاز كرد و به ته ستونهاي شكوهمند رسيد. كار كاوش بعد از مدتي تمام شد و اين حفار ژاپني بعدها كتابي در اينباره نوشت كه به فارسي ترجمهاش كردم. در سالهاي 86 و 87 نيز پروفسور دنيل پاتسل از دانشگاه سيدني استراليا، كار حفاري روي اين اثر تاريخي را آغاز كرد و منجر به كشف راهروهاي سنگي، پلكانها و تهستونهاي بيشتري از اين شهر هخامنشي شد. با اين حال به گفته فهلياني به دليل نبود امكانات حفاظتي و امكان تخريب از سوي كشاورزان و مردم و تخريبگران اين حفاري با يك و نيم متر خاك مدفون شد تا از تخريب در امان باشد. نبود حريم در مناطق حفاظت شده ايران بويژه در ممسني مهمترين علت تخريب آثار به جا مانده از دورانهاي باستان است. نبود حريم در محوطه باستاني سراب بهرام و ليدوما شدت تخريب اين آثار را بالا برده است تا جايي كه امروز سراب بهرام ساساني، نشانه گلوله و سنگ است.
شهرستان رستم قديميترين ميل ايران را نيز دارد كه مربوط به دوران ساساني است و ميل تنگ اژدها نام دارد. اگرچه گفته ميشود نقش سراب بهرام از شاهكارهاي شاپور اول است و جزو آثار باستاني ايران به ثبت رسيده اما اين اثر به اندازه آثار تاريخي مشابه در استان فارس حفاظت نشده است.
در كنار سراب بهرام و ليدوما، تپههاي باستاني بسياري در اين منطقه از فارس كشف شده كه ميتوان به گوردخمههاي بازمانده از دوران مختلف اشاره كرد. آثار تاريخي ديگر در ممسني را ميتوان به دوران پيشا عيلامي نيز برد اما در دوره عيلامي بايد به نقش گورنگون اشاره كرد كه مربوط به دو هزار و 400 سال پيش از ميلاد است.
نقش سراب بهرام و كاخ ليدما اگرچه بيش از ديگر آثار تاريخي در منطقه ممسني فارس شناخته شدهاند اما نبايد ارزشهاي تاريخي اين منطقه در كنار آثار كشف شده در ديگر مناطق فارس ناديده گرفته و تخريب شود. نقش سراب بهرام در جنوب شرقي شهرستان ممسني و در روستاي سراب بهرام واقع شده است كه به دليل وجود آب فراوان الهه آب را به پهنه سنگها برده است. به گفته كارشناسان ميراث فرهنگي نبود امكانات مناسب براي حفاظت از آثار تاريخي در اغلب مناطق ايران بيم از بين رفتن بيش از پيش اين آثار كه نشانههاي هويت ايراني و تاريخ و سرنوشت نياكان ما است را بيشتر ميكند و سازمان ميراث فرهنگي كه در كشاكش ادغام و تغيير مديريت همچنان بلاتكليف است بر اين سرگرداني مهر تاييد ميزند. با اين حال آثار تاريخي در ممسني به گفته مردم محلي ميتواند زمينه توسعه گردشگري و افزايش درآمد اقتصادي باشد اما امروز ميزان بيكاري در اين مناطق جزو ركوردهاي استان فارس است. نقش گورنگون مربوط به دوره عيلام، گوردخمه سنگي فهليان مربوط به دوره مادها، گوردخمه داو دختر، ته ستونهاي هخامنشي روستاي سورون، آتشكده ميل اژدها مربوط به دوره اشكانيان، نقش برجسته بهرام گور، شهر توج، شهر نوبندگان و شهر خوبذان مربوط به دوره ساساني از جمله مناطق باستاني اين شهرستان است. همچنين آثار پيش از تاريخ شهرستان ممسني مرتبط با هزاره هفتم تا هشتم پيش از ميلاد مسيح است و آثار تاريخي آن از دو هزار و 400 سال پيش از ميلاد مسيح و آثار اسلامي آن از سال 18 هجري تاكنون در خاك و زير خاك مدفون و پا برجا است. بعد از آثار كشف شده عيلامي، اثر مربوط به داودختر يا (دي و دوور) است كه تاريخ آن مربوط به 650 سال پيش از ميلاد مسيح است. بر خلاف مقابر هخامنشي در تخت جمشيد و نقش رستم كه همه از يك طبقه ساخته شدهاند، مقبره داودختر از دو طبقه عالي ساخته و پرداخته شده است كه بسياري از محققان اروپايي درباره آن نظرياتي ابراز كردهاند. حبيبي فهلياني در اينباره ميگويد: اين اثر به لحاظ فرم و محتوا و هنر معماري تركيبي از هنر ايراني و يوناني است و شايد مربوط به اسكندر مقدوني است كه به تخت جمشيد حمله كرده بود. وجود جنگلها و مراتع گس ترده، منابع غني آب و خاك، دشتهاي حاصلخيز و كمشيب، تنوع آب و هوايي و گياهي و شكار فراوان همه شرايط مساعد و مطلوبي بودند تا تمدنهاي اوليه پيش از تاريخ در اين اقليم پهناور شكل گرفته، رشد و نويافته و قرنها دوام بياورند و آثار آن تا به امروز بر جاي ماند. ممسني در طول دوران به عنوان پل ارتباطي ميان حوزههاي پارس، خوزستان، كهگيلويه، زاگرس، بوشهر و خليج فارس قرار گرفته و ميتوان با تحقيقات علمي و باستانشناسي تمام فرهنگ و تمدنهاي پيش از تاريخ استانهاي همجوار را نيز در آن جستوجو كرد. آثار بجا مانده از دوران پيش از تاريخ در اين شهرستان مربوط به هزاره سوم تا هشتم قبل از ميلاد است كه در قالب تپههاي باستاني نمودار است.