دوشنبه، 7 شهريور 1390 - شماره 2248
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
تيتر مصور

فيروزه مظفري

مدايح بي‌صله
حافظ

چون مصلحت‌انديشي دور است ز درويشي هم سينه پر از آتش هم ديده پرآب اولي

من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفتاين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولي

تا بي‌سر و پا باشد اوضاع فلك زين دستدر سر هوس ساقي در دست شراب اولي

از همچو تو دلداري دل برنكنم آريچون تاب كشم باري زان زلف به تاب اولي

چون پير شدي حافظ از ميكده بيرون آيرندي و هوسناكي در عهد شباب اولي
راپل يا غير آن، پليس اجازه ورود به بام خانه مردم را ندارد
مصطفي ترك همداني



طي هفته‌هاي اخير مشاهده شد پليس تهران با عمليات موسوم به «راپل» و ورود به بام‌هاي مردم نسبت به جمع‌آوري بشقاب‌ها و تجهيزات دريافت از ماهواره اقدام كرده است.

به عنوان مثال خبرگزاري آفتاب گزارش داد رادان در يك برنامه تلويزيوني با تاكيد بر اينكه نيروي انتظامي نمي‌تواند وقوع جرم به صورت مشهود را ناديده بگيرد، تاكيد كرده: «ممكن است براي جمع‌آوري ديش ماهواره به خانه‌يي مراجعه شود ولي صاحب آن خانه در منزل نباشد، يا به مسافرت رفته باشد. اينجا، ماموران ما با توجه به اينكه صاحبخانه حضور ندارد وارد منزل نخواهند شد، ولي از طريق عمليات هوايي و راپل به پشت‌بام منزل مذكور رفته و به جمع‌آوري ديش‌ يا ديش‌هاي دريافت امواج ماهواره اقدام خواهند كرد، رادان تاكيد كرد نيروي انتظامي در انجام چنين عملياتي بسيار توانمند است.»

اينگونه عمليات پليس در حالي صورت مي‌گيرد كه پليس به موجب قانون ممنوعيت به‌كارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره مصوب 1373 مي‌توانسته با اخذ مجوز قضايي و ورود به فضاي تحت مالكيت افراد نسبت به جمع‌آوري تجهيزات دريافت ماهواره عمل كند. اما پليس بدون رعايت اين تشريفات قانوني، خصوصا قانون مدني نمي‌تواند از طريق «راپل» يا حتي غير آن فضاي تحت مالكيت خصوصي افراد را (بدون مجوز قضايي) مخدوش كند. شايد پليس ورود به خانه مردم از راه در ورودي را «تعريف حريم خصوصي» بپندارد، اما توجه به تعاريف قانوني زير مي‌تواند راهگشاي اين بدپنداري باشد:

اول: در باب اول كتاب قانون مدني – كه قانون مادر محسوب مي‌شود- تعريف مالكيت اشخاص به تفصيل بيان شده است بطوري كه مطابق تعريف در ماده ?? قانون مدني ممكن است اشخاص نسبت به اموال علاقه‌هاي ذيل را دارا باشند: ?- مالكيت (اعم از عين يا منفعت‌) ?- حق انتفاع‌ ?- حق ارتفاق به ملك غير.همچنين است كه در ادامه و به موجب مواد 38 و 39 قانون مدني عنوان مي‌كند: «مالكيت زمين مستلزم مالكيت فضاي محاذي آن است تا هركجا بالا رود و همچنين است نسبت به زيرزمين بالجمله مالك حق همه‌گونه تصرف در هوا و فرازگرفتن دارد. هر بنا و درخت كه بر روي زمين است و همچنين هر بنا و حفري كه در زير زمين است ملك مالك آن زمين محسوب مي‌شود مگر اينكه خلاف آن ثابت شود. مواد قانون مدني كه در بالا اشاره شد مشخص مي‌كند مالكيت شخصي افراد صرفا بر فضاي داخلي زمين و عرصه سكونت‌شان نيست و بنابراين اگر هر كس بدون اذن و اجازه از مالك بر بام او رود يا از طريق حفر تونل به فضاي زيرين زمين او وارد شود، به حريم شخصي وي تجاوز كرده است.

دوم: توجه به اين نكته ضروري است كه مطابق ماده ?? و31 همين قانون «هر مالكي نسبت به مايملك خود حق همه‌گونه تصرف و انتفاع دارد و هيچ مالي را از تصرف صاحب آن نمي‌توان بيرون كرد مگر به حكم قانون‌.»پس وقتي كه پليس مي‌تواند به موجب قانون و پس از اخذ مجوز قضايي و با لباس رسمي نسبت به ورود به انجام ماموريت خود اقدام ورزد چرا بدون رعايت تشريفات قانوني از طريق ورود به بام مردم يا آويزان شدن به طناب و ورود غيرقانوني به بام‌هاي مردم اقدام كرده است؟با اين حساب به اين سوال مي‌توان اينطور پاسخ داد كه اين رخدادها بدين جهت به وقوع مي‌پيوندد كه پليس خود را بي‌نياز از اخذ مجوز قضايي براي ورود به بام‌ها مي‌داند.

سوم: شايد پليس اين استدلال را داشته باشد كه با مراجعه به منازل و آپارتمان‌هاي مسكوني و با هماهنگي يكي از مالكان يا حتي مدير ساختمان بر فراز بام رفته و بنابراين اين عمل را ماذون مي‌داند. پاسخ اين است كه مشاعات ساختمان نيز بخشي از مالكيت افراد محسوب مي‌شود و ورود پليس به اين حريم و برخورد انتظامي، صرفا نسبت به عمل مجرمانه مالكان اجازه‌دهنده نافذ است و نسبت به ساير مالكين مشاع الزاما بايد مجوز قضايي ورود به حريم مالكيت مشاعي را به دست آورد.

چهارم: پليس ما نماد قدرت و امنيت براي ما و فرزندان‌مان است و غير از آن نيز بروز چنين صحنه‌هايي (بويژه آويزان شدن از طناب «راپل») و بازتاب آن در رسانه‌هاي خارجي، فرضيه وجود ناامني در كشور را دامن مي‌زند و بقول دوستي، اين عمليات براي آزادي گروگان‌ها از دست گروگانگيران مسلح هم بندرت به‌كار مي‌رود چه رسد به اينكه خداي نكرده پليس بخواهد قدرتش را به رخ مردم و فرزندانمان (ونه تبهكاران) بكشد.

پنجم: فرهنگستان زبان فارسي فكري به حال واژه بيگانه «راپل» (Ropel) كند. حقير توانستم آن را «آويزان شدن از طناب» يا «بند آويز!» معنا كنم.

? وكيل پايه يك دادگستري
براي خط و زبان ملي در ممالك خارجه خون‌ها ريخته مي‌شود
مجلس اول شوراي ملي، بحث درباره نوشتن خطوط تمبري به‌خط خارجه در اداره پست، 1285 هجري خورشيدي
. . . حاجي محمد اسمعيل- اعلاني از طرف وزارت پست منتشر شده كه محتوي است بر اينكه بعدها از محمولات ضمانتي پستي توماني ? شاهي گرفته مي‌شود و تمام خطوط تمبري و ساير چيزها كه در اين اداره نوشته مي‌شود بخط خارجه است كه كسي نفهمد. بايد معلوم شود كه آخر به چه قاعده توماني ? شاهي مي‌گيرند و چرا بخط فارسي نمي‌نويسند تا هر كس بخواند و بداند. آقا سيد محمد مجتهد- در بابت خطوط كه نوشته مي‌شود در ادارات طوري بكنند كه بخط ايراني باشد. رييس- آن كارهايي كه طرف آن خارجه است بايد بدو خط باشد ولي كاري كه راجع به آنها نيست جهت ندارد با خط خارجه باشد. سعدالدوله- مساله خط و زبان در فرنگستان خيلي اهميت دارد. ناپلئون گفت من فتوحات خيلي كردم ولي افتخارم به اين است كه خط و زبان فرانسه را در تمام ممالك عموميت دادم و در بوهم هر چه كرد چك‌ها راضي نشدند بتعلم زبان فرانسه و اينجا افتخار مي‌كنند كه بخط و زبان آنها خود را معرفي كنند. چرا مليت را از دست مي‌دهيد؟ براي خط و زبان ملي در ممالك خارجه خون‌ها ريخته مي‌شود و اينجا براي افتخار بالاي دكان‌ها و درب خانه‌ها بخط فرانسه مي‌نويسند و بايد ديد كه اين اعلان را از براي چه كردند؟ بايد اين مطلب اولا رجوع بمجلس شود و مجلس تصويب كند. پس فايده اين مجلس چيست اگر ما نگوييم پس چرا در اينجا حاضر مي‌شويم؟ حسنعلي‌خان- اطلاع دارم كه بلژيكي‌ها را در اداره پست و غيره تجديد كنترات كرده و مي‌كنند، اسامي بعضي را هم مي‌دانم كه در مجلس بعد خواهم گفت. پس لازم است كه قانوني باشد تا نتوانند اين كارها را بدون تصويب مجلس بكنند. سعدالدوله- بايد قرار صحيح در اين كارها داد. من متحيرم نمي‌دانم كه چه مي‌خواهيم بكنيم. آخر چرا بايد دفترها بخط خارجه باشد كه حساب بخوبي رسيدگي نشود؟ خدا شاهد است كه نه از راه غرض باشد آنچه تكليف من است مي‌گويم. طاقت تحمل و صبر ندارم. چرا اين جوانان ما كه در اينجا و در خارجه زحمت‌ها كشيدند و تحصيل كردند بيكار باشند؟ اگر مرا تهديد كردند كه نگويم، مرا حبس كنند، تهديد نمايند، تعذير كنند، مي‌گويم و هرگاه مرا بكشند از هر قطره خونم صد هزار سعدالدوله توليد خواهد شد.
گذشته در امروز


منع انتشار جزييات پرونده‌هاي قضايي در مراحل تحقيق

آگوست سال 1943 (1322هجري خورشيدي و در جريان اشغال نظامي)، ايران داراي قانون منع انتشار مطالب پرونده‌هاي قضايي در مرحله تحقيق شد. با اين قانون، روزنامه‌ها و نشريات، نبايد مانند گذشته تحقيقات پليس و بازپرسي‌ها را منتشر سازند و انتشار جزييات پرونده‌ها در مراحل تحقيق (پيش از صدور كيفرخواست و طرح در دادگاه) غيرقانوني شد و براي نويسندگان و ناشران ناقض اين قانون مجازات زندان و جريمه نقدي و توقيف نشريه تا يك سال در نظر گرفته شد. استدلال دولت وقت هنگام تسليم اين لايحه به مجلس اين بود كه در قريب به اتفاق كشورها، افشاي مطالب پرونده‌هاي كيفري در مراحل تحقيق ممنوع است [رسيدگي‌هاي پليس و دادسرا، نه تحقيقات روزنامه‌نگار و تاريخ‌نويس درباره آن رويدادها]. در اين كشورها تحقيقات پليس و بازپرس (قاضي تحقيق) مطلقا غيرعلني است. در اين كشورها- همانند ايران پيش از انقلاب- يك خبرنگار پس از اطلاع از وقوع يك جرم، شخصا به محل شهود و بستگان طرفين مي‌رود و همانند يك كارآگاه تحقيق مي‌كند، عكس‌هاي مربوط را به دست مي‌آورد و قضيه را به صورت خبر مي‌نويسد. اگر رويداد نتيجه يك مساله و ضعف عمومي باشد و از اين قبيل، تاريخ‌نگار كار روزنامه‌نگار را تا آخر دنبال مي‌كند و داستان‌نويس آن را به صورت «ناول» درمي‌آورد تا بتواند در قالب قصه همه‌چيز را بگويد. مورخان هر عصر عمدتا همين اخبار را دنبال مي‌كنند تا از ضعف قوانين و نظامات و مجريان آنها (دولت‌ها، مقامات و مديريت جوامع) آگاه شوند، آن را براي مجله‌هاي معروف به «تاريخ جاري» بنويسند يا تدريس كنند. قضاوت درباره يك برهه مشخص از زندگاني يك ملت نيز عمدتا برپايه همين خبرها (اصطلاحا حوادث شهري) است و...



سالروز توفان كاترينا و ويران شدن نيو ارلئان

29 آگوست 2005 توفان دريايي كاترينا كه 23 آگوست در درياي كاراييب به وجود آمده و آب‌هاي گرم خليج مكزيك بر شدت آن افزوده بود، به شهر بندري نيو ارلينز (نيو ارلئان- نول ارلئان) رسيد و تا 80درصد آن را زير آب فرو برد. با وجود تخليه شهر پيش از رسيدن توفان، 1836 تن كشته شدند و 81 ميليارد دلار (معادل درآمد سالانه ايران از فروش نفت) زيان وارد آمد. اين شهر كه در 1718 به دست فرانسويان و با معماري فرانسه ساخته شده است در آگوست 2005 يك ميليون و 500 هزار تن جمعيت داشت كه اين جمعيت به كمتر از يك سوم رسيده و در سال 2011 (سال جاري) 400 هزار تن بوده است. دولت فرانسه در سال 1803 نيو ارلئان و همه متصرفات خود در ايالات متحده را به دولت واشنگتن فروخت ولي فرهنگ فرانسوي در آنجا باقي مانده است. نيوارلئان زادگاه موسيقي «جاز - جز» است. ويران شدن نيوارلئان در عين حال موارد متعدد از قصور و ضعف‌هاي اداري را آشكار ساخت از جمله در ساخت ديواره‌ها و موج‌شكن‌هاي رود «مي‌سي‌سي‌پي» كه از آن شهر مي‌گذرد.



سالروز تصرف اصفهان به دست اميرتيمور و قتل‌عام اصفهاني‌ها

از تصرف اصفهان توسط نيروهاي اميرتيمور گوركان (تيمور لنگ) و قتل عام مردم آن و ساختن مخروط‌هاي 10 متري از كله‌هاي مقتولان 624 سال مي‌گذرد. اصفهان 27 آگوست سال 1387 ميلادي، پس از مقاومت چشمگير به دست آن امير مغول‌تبار افتاد. مورخان قتل عام اصفهاني‌ها به تصميم اميرتيمور را متفاوت از قتل عام و كور كردن كرماني‌ها به دستور آغامحمدخان كه اين نيز از نژاد مغول بود دانسته‌اند؛ تيمور يك مهاجم خارجي بود ولي آغامحمدخان ادعاي ايراني بودن و حكمراني بر ايران را داشت! امير تيمور در همين سال، شيراز را هم متصرف شد. تيمور از قبيله مغولي «بارلاس» بود. اين قبيله در زمان چنگيزخان به «سين كيانگ و اويغورستان امروز» كوچ كرده و تيمور در منطقه فرارود (ماوراءالنهر) متولد شد. وي در سال 1393 بغداد و در سال 1398 دهلي را تصرف كرد و در جنگ آنكارا، ايلدرم بايزيد سلطان عثماني را به اسارت گرفت وتا زمان مرگ در قفس آهنين قرار داد. اروپاييان اقوام مغولي را تاتار مي‌خوانند و به همين لحاظ، مورخان غرب تيموريان را در رديف تاتارها قرار داده‌اند.

نوشيروان كيهاني‌زاده: www. iranianshistoryonthisday. com
كاناپه
10 راهكار براي 10 دغدغه مجلس
پوريا عالمي



ناصر سوداني، نماينده اصولگرا، روي كاناپه لم داد و گفت: «فرهنگ‌سازي نبايد در دانشگاه‌ها متوقف شود.»من كاناپه‌چي گفتم: «مي‌فهمم.»سوداني نماينده گفت: «مثلا تابلوهايي كه فروشگاه‌ها مي‌زنند (1) يا تبليغاتي كه براي كالاهاي مصرفي صورت مي‌گيرد (2)، بايد فرهنگ‌سازي مد نظر قرار بگيرد.»من كاناپه‌چي گفتم: «مي‌فهمم. مي‌فهمم. دغدغه‌ات رو مي‌فهمم.»گفت: «من خيلي دغدغه‌مندم.» و توضيح داد: «نحوه رفتار (3) و پوشش مردم (4) و تعامل آنها با يكديگر (5)، رعايت حقوق شهروندي مثلا در آپارتمان‌نشيني‌ها (6)، برنامه‌هاي صداوسيما (7) و هنري (8) و موسيقي (9) و... و اعزام كاروان‌ها به خارج از كشور اعم از تفريحي يا ورزشي و آموزشي (10)، نبايد خارج از چارچوب باشند.»

راهكارها

1- استفاده از رنگ‌هاي شاد و فونت‌هاي تپل و فانتزي در تابلوي فروشگاه‌ها ممنوع شود. يك «دادزن» بگذارند جلوي در كه ايجاد شغل كنند و از بار مسووليت دولت و مجلس كم كنند. 2- تبليغات اصولا به اين شيوه مستهجني كه دارد، ممنوع شود. مگر اينكه آدم متشخص و اهل دلي بيايد و درباره مزاياي بخاري، لاستيك، پفك، پوشاك مخصوص بزرگسالان، چاي كيسه‌يي، خوشخواب و غيره و تاثير آن در زندگي انسان صحبت كند. 3- نحوه رفتار مردم حتما بايد فرهنگ‌سازي شود. اين چه وضعش است كه هر كسي يك رفتاري شخصي دارد؟ آيا همين باعث تشتت آرا نمي‌شود؟ آيا منجر به هرج و مرج نمي‌شود؟ راهكار اين است كه «جزوه نحوه رفتار ايرانيان» تهيه شود و به شكل قانون تصويب شود تا هر كسي هر كاري دلش خواست نكند. در اين جزوه ساعت خوابيدن و بيدار شدن، تعداد مسواك زدن در روز، حجم شادي و غم، درد دل، نفخ و... پيش‌بيني شود. 4- پوشش مردم دغدغه خيلي مهم و قديمي است. راهكار اين است كه «جزوه پوشش و پيرايش ايرانيان» نيز تهيه شود. مردها همه از دم موهاشان را با نمره چهار بزنند. اگر موي بلند دوست دارند قد يك بند انگشت بيشتر بلندش نكنند و آن را هم از چپ به راست، خيلي با مماشات، آب و شانه كنند. مسائل مربوط به موي خانم‌ها در جزوه‌يي محرمانه به دست خودشان داده مي‌شود كه ما از آن بي‌اطلاع خواهيم ماند. پوشيدن لباس نيز بايد اصلاح شود. مردها به لباس شش پيلي ايراني روي بياورند. خانم‌ها از اپل استفاده كنند تا در جامعه ايستا ديده شوند. لباس‌هاي خاكستري و طوسي مختص ادارات و كسبه است. مردم مي‌توانند در جشن‌ها از رنگ‌هاي شادي مثل خاكستري راه راه استفاده كنند. 5- تعامل مردم با يكديگر زيرنظر يك ناظر بي‌طرف و از روي آيين‌نامه انجام شود كه مشكلي پيش نيايد. 6- مردم در آپارتمان‌نشيني حقوق شهروندي را رعايت كنند. رعايت حقوق شهروندي در جاهاي ديگر اهميت ندارد اما حتما در آپارتمان‌نشيني حقوق شهروندي رعايت شود. دادن آزادي‌هاي فردي، آزادي بيان، داشتن رسانه، حق داشتن وكيل و... از حقوقي است كه حتما و تنها در آپارتمان‌نشيني رعايت شود . مثلا مشكلي در كشور غوغا مي‌كند و ممكن است منجر به آمدن ناظرين حقوق بشري به آپارتمان‌هاي ما شود، اين است كه در آپارتمان‌هاي ما به حريم خصوصي ديگران تجاوز مي‌شود و كفش و دمپايي‌شان را در راه پله مي‌گذارند. نكنيد اين كارها را. ممنونم. 7- فرهنگ‌سازي در برنامه‌هاي صدا و سيما؟ (خنده دسته‌جمعي.) 8 و 9- هنري و موسيقي؟ (خنده‌ دسته‌جمعي) آخر چيزي مانده كه بخواهيم فرهنگ‌سازي‌اش كنيم؟ اوه ببخشيد شاهكار اخراجي‌ها را فراموش كرده بوديم. هنرمندان فيلم اخراجي‌ها را الگو كنند و از روي همان بسازند. با تشكر. 10- البته در بحث اعزام كاروان‌ها به خارج از كشور، فرهنگ‌سازي موضوع اصلي نيست. برادرها بنشينند در مجلس و دولت فكرشان را بريزند روي هم كه چطور ورزشكاران و دانشجويان و... كه به خارج اعزام مي‌شوند با زبان خوش برگردند. با تشكر.

نسخه

امروز به جاي نسخه، براي نمايندگان دغدغه‌منديك گالن دم‌نوش گل گاوزبان و سنبليته تجويز مي‌كنيم. با توجه به فشاري كه روي نمانيدگان است، اگر اين دم‌نوش جلوي استرس را نگرفت بايد از فشار كم كنيم.
عناوين اين صفحه
تيتر مصور
مدايح بي‌صله
راپل يا غير آن، پليس اجازه ورود به بام خانه مردم را ندارد
مجلس اول شوراي ملي، بحث درباره نوشتن خطوط تمبري به‌خط خارجه در اداره پست، 1285 هجري خورشيدي
گذشته در امروز
10 راهكار براي 10 دغدغه مجلس
دعاى روز بيست و هشتم ماه مبارك رمضان
نشست نقد و بررسي فيلم «آلزايمر»
ايست كامل
واژه‌هاي خيابان: كفش
همه‌چيز برايش فرهنگ ايران بود
نامه نيما يوشيج به خواهرش|7 شهريور 1316 طهران

دعاى روز بيست و هشتم ماه مبارك رمضان
اللهمّ وفّر حظّي فيهِ من النّوافِلِ واكْرِمْني فيهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فيهِ وسيلتي اليكَ من بينِ الوسائل يا من لا يَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّين .

خدايا زياد كن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات وگرامي دار در آن به حاضر كردن ويا داشتن مسائل ونزديك گردان در آن وسيله ام به سويت از ميـان وسيله ها اي آنكه سرگرمش نكند اصرار وسماجت اصرار كنندگان.


نشست نقد و بررسي فيلم «آلزايمر»
امروز در چهاردهمين نشست اتاق رسانه سينماي ايران جلسه نقد و بررسي فيلم «آلزايمر» ساخته احمدرضا معتمدي در فرهنگسراي رسانه برگزار مي‌شود. اين نشست ساعت 11 امروز و با حضور سعيد سعدي (تهيه‌كننده)، احمدرضا معتمدي (كارگردان)، مهتاب كرامتي و مهران احمدي (بازيگران) و امير قادري در فرهنگسراي رسانه به نشاني ميدان وليعصر، ابتداي بلوار كشاورز برگزار خواهد شد.


پشت صفحه
ايست كامل
مهران كرمي


وقتي حاشيه‌ها در يك مجموعه زياد شود، ديگر جمع كردنش هم دشوار است. ديروز يكي از حاشيه‌هايش را نوشتم و خوشبختانه ما با نزدن جدول تكراري نشان داديم حرفه‌يي عمل مي‌كنيم. امروز مي‌خواهم يكي ديگر را بنويسم كه بسياري از خوانندگان هم متوجه شدند؛ در نظر بگيريد وارد بازار بزرگ طلا و جواهر در سبزه‌ ميدان ‌شده‌ايد و مي‌بينيد قيمت زده‌اند؛ تمام بهار1218 تومان، ‌سكه طرح جديد 1777 تومان، نيم‌سكه بهار آزادي 2025 تومان، كسي هم نيست. در اين حالت اگر دچار ايست قلبي نشويد نخستين كاري كه مي‌كنيد چيست؟ حالا پس از خريد چند هزار سكه از ميدان توپخانه به طرف فردوسي مي‌آييد و در سه راه منوچهري توقف مي‌كنيد؛ دلال‌ها در ميان شلوغي فرياد مي‌زنند؛ دلار 575‌هزار (تومان) يورو560 هزار، پوند انگليس 275هزار و... . در اين حالت شما ‌داريد هزار سكه‌يي را كه مفت خريده‌ايد، حمل مي‌كنيد، اگر تا حالا دچار سكته كامل نشده‌ايد، چه‌كار مي‌كنيد؟ اين حكايت جابه‌جايي قيمت ارز و سكه در شماره ديروز روزنامه ما است. به حساب رياضي يك ميليون تومان‌تان را مي‌دهيد و دو دلار مي‌خريد. از همه كساني كه ديروز در روزنامه ما اين را خوانده و دچار سكته ناقص و كامل نشده‌اند، پوزش مي‌خواهيم.


طنز كوچه...كلمه ها و تركيب هاي تازه
واژه‌هاي خيابان: كفش
سعيد اعتمادي



كفش: پاپوش. نوعي لباس كه پوشيدنش با ميزان عدالت و آزادي رابطه دارد. پابرهنه: كسي است كه سياستمداران مي‌خواهند به او كمك كنند و از طريق كمك به او براي خودشان كارخانه توليد كفش ايجاد مي‌كنند. پابرهنگان: جمع پابرهنه. تعداد زيادي آدم كم‌درآمد كه مورد سوءاستفاده تعداد كمي آدم قرار مي‌گيرند.

كفش زنانه: كفشي كه اگر شبيه كفش مردانه باشد پوشيدنش اشكال ندارد. كفش پاشنه بلند زنانه: كفشي كه موقع راه رفتن صدا مي‌دهد و اعصاب را خرد مي‌كند. چكمه زنانه با شلوار لي: يكي از مهم‌ترين سلاح‌هاي دشمن كه باعث تبرج شده و از آن احساس ناراحتي مي‌كنند. كفش اسپورت: يك پاپوش انقلابي كه موجب تندروي در افراد شده و در آنها احساس بلندپروازي ايجاد كرده و گاهي موجب دستگيري آنها مي‌شود. دمپايي: نوعي كفش خانگي كه امكان اعمال خشونت را جز درباره سوسك‌ها ندارد. سوسك: موجودي زشت و مزاحم كه در جاهاي كثيف زندگي مي‌كند و آلودگي‌هاي ملي را به داخل خانه مي‌برد.

بند: وسيله‌يي كه پاپوش را محكم در پاي پابرهنگان نگه مي‌دارد. جوراب: نوعي عنصر داخلي كه امكان تحمل پاپوش را براي پابرهنگان بيشتر مي‌كند. چطور بايد مشكل پابرهنگان را حل كرد؟ برايشان پاپوش درست مي‌كنيم. پاشنه: وسيله‌يي كه قد افراد را بلند‌تر نشان داده و احساس «زياد كوتوله‌بيني»را در مردم از بين مي‌برد.

كفش در ادبيات فولكلوريك: «راه دويده، كفش دريده» (تند نرويد كه احتمالا كفش‌تان هم پاره مي‌شود.)، «در بيابان لنگه صلاحيت كفش كهنه ممكن است فقط مورد تاييد قرار بگيرد. » (نكته: همه ضرب‌المثل‌ها به انتخابات مربوط نيست.)، «پايت را توي كفش بزرگ‌تر نكن» (توضيح واضحات: كفش خودت را بپوش وگرنه بخاطر كردن پا توي كفش بزرگ‌تر برايت پاپوش مي‌دوزند.)، «با پا بري كفش پاره مي‌شه با سر كلاه» (نتيجه: با پا راه نرو، چون باعث ايجاد شكاف در وضع مي‌شود.)، «كفش پينه دوز پاشنه نداره»، «كفشاش يكي نوحه مي‌خونه يكي سينه مي‌زنه» (ادامه داستان: با اين وجود براي كشتن برادر مشايي جايزه تعيين مي‌كند.) «بي‌خيال فرش، بياتو با كفش» (احتياط بيش از اندازه باعث شرمندگي است).

بيت

ز هر دمپايي و پاپوش فرياد كه هر كفشي كه بينه دل كنه ياد

بسازم چكمه‌يي پاشنه‌اش ز فولاد كه هر جايي زنم، فورا كنه باد

etemadolmolk@gmail. com


پاسداشت پروفسور حسين ضيايي
همه‌چيز برايش فرهنگ ايران بود
سيد سلمان صفوي

درگذشت نابهنگام پروفسور سيدحسين ضيايي (2011-1944) سهروردي‌شناس معاصر ايران كه عضو برجسته هيات وير‌استاران مجله ترانسندنت فيلوسوفي از سال 2000 بود، اسباب تاثر و تالم شد. او در رشته رياضي فيزيك از دانشگاه ييل در سال 1967 فارغ‌التحصيل شد و دكتراي خود را از دانشگاه هاروارد در سال 1976 دريافت كرد. او پيش از تدريس در دانشگاه يوسي‌ال‌اي، در دانشگاه‌هاي تهران، شريف، هاروارد، براوت و كارلج اوبرلين تدريس كرده بود. نخستين‌بار ايشان را در كنفرانسي كه پيرامون عليت از ديدگاه ملاصدرا در لندن در مه ‌سال 2001برگزار كردم ملاقات كردم. اين كنفرانس از سوي نمايندگي رهبري در انگليس (مركز اسلامي انگليس) با همكاري سواس برگزار شد. به مرور همكاري ما به دوستي و الفت تبديل شد و بويژه در سال‌هاي اخير برخي از ملاحظات اجتماعي خود را براي اين حقير ارسال مي‌كرد كه آنها را به اطلاع آقاي دكتر حداد عادل و برخي مسوولان مي‌رساندم. او پس از دريافت يكي از كتاب‌هاي اين حقير برايم نوشت كه: «در آيين ماصداقت، رحمت، عدالت، عفت، حكمت و مردانگي و شجاعت معناي ابدي دارند.» به مولي‌الموحدين حضرت علي(ع) ارادت ويژه داشت و در ايميل‌هايش ما را به «سنت رحمت، صداقت و عدالت مولايمان» دعوت مي‌كرد. وي برايم نوشت: «سيد عاشق در تمام اوقات شب و روز به فكر ميهنم هستم.». «هو» و «يا حق» آغاز و پايان بسياري از ايميل‌هايش با اين حقير بود. در اين سال‌ها ايشان را از جهت علمي دانشمندي متخصص و محقق در فلسفه اسلامي و بويژه سهروردي‌شناسي يافتم. از جهت اخلاقي با وجود تخصص و موقعيت علمي برجسته‌يي كه به عنوان مدير مركز مطالعات ايراني دانشگاه يوسي‌ال‌اي داشت فارغ از شهرت طلبي و غوغاسالاري يافتم. از جهت ملي ايشان با اينكه سال‌ها در امريكا زندگي مي‌كرد و همه‌چيز برايش فراهم بود اما ياد ايران و ملت و فرهنگ ايران هميشه همراهش بود. بزرگي و عظمت ايران با تكيه بر فرهنگ بزرگ فلسفي‌اش آرزوي اين فيلسوف وطن‌دوست بود. بعيد است به اين زودي‌ها كسي بتواند جايگزين علمي شخصي با سجاياي اخلاقي و ملي ايشان در امريكا شود. فلسفه رياضيات، معرفت و اشراق در انديشه سهروردي (به زبان انگليسي) و ترجمه حكمت‌الاشراق و پرتونامه سهروردي به انگيسي از كتاب‌هاي اوست. تصحيح انتقادي و مقدمه كتاب انواريه (ترجمه و شرح حكمت‌الاشراق سهروردي) از كارهاي منتشر شده فارسي و تصحيح و تحشيه شرح حكمت‌الاشراق سهروردي از آثارعربي اوست. فقدان ايشان را به جامعه علمي ايرانيان خارج از كشور، هموطنانم، اصحاب فلسفه و خانواده محترمشان تسليت مي‌گويم. خداوند روحش را با سقراط حكيم، شيخ اشراق و اجداد طاهرينش محشور گرداند.

? سردبير مجله بين‌المللي ترانسندنت فيلوسوفي- لندن- 25 رمضان 1432


قبر مي‌سازم براي مردن، نه لانه براي زندگي
نامه نيما يوشيج به خواهرش|7 شهريور 1316 طهران
ناكتا!، با درد پهلو كه داشتم، تازه از خواب بيدار شده‌ام. مثل دزد قاتل كه بيدار بشود. بايد بروم به يوش. امشب توي راه تاريك تنها با يك عصا حركت مي‌كنم. از بالاي سرم ستاره‌ها را مي‌شمرم. زندگي من بسيار تلخ است. من شرح گزارش آن را نمي‌دهم. به هيچ ‌وجه تو قادر نيستي كه تصور آن را بكني. آنجورها كه در همدان بود نيست. مي‌روم سر كوه‌ها براي پيداكردن چيزي كه به دست نمي‌آيد. مي‌آيم به طهران كه براي آن چيز يك محوطه تنها را بيت‌الاحزان ساخته باشم. قبر مي‌سازم براي مردن، نه لانه براي زندگي. قطع و آرزو در آن خصوص‌ها كرده، تصوير خوفناك شده است براي من اين زندگي. همه‌چيزها كه مي‌گذرد سياه و بي‌معني. با اين حواس ناجمع هرچه گشتم نتوانستم تور و تپمه پيدا كنم. تور و تپمه را بايد بدهند ببافند. من كه در طهران نخواهم ماند. چندي بعد از يوش برگشته و تهيه كرده مي‌فرستم، تو خودت از طرف من عذر بخواه. من براي 25 شهريور در طهران خواهم بود. از دور به زندگي آرام تو سلام مي‌فرستم. قدر اولاد و شوهر دلسوز و مهربان را بايد دانست. رخ اين زندگي را بايد بوسيد كه در آن يك چيز قابل دوست داشتن وجود دارد. نامه‌هاي نيما يوشيج، سيروس طاهباز نشر آبي، 1364


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام