شنبه، 15 مرداد 1390 - شماره 2229
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
اظهار نگراني سيدحسن خميني از اوضاع اقتصادي كشور
وضع معيشتي سخت است

عكس: حجت سپهوند

سيدحسن خميني بار ديگر از وضع اقتصادي كشور گلايه كرد. اين چندمين بار در ماه‌هاي گذشته است كه نوه امام از وضع معيشتي مردم و روزگار سختي كه بر آنها مي‌گذرد لب به گلايه از مسوولان باز مي‌كند. سيدحسن خميني در ديدار با يكي از احزاب اصلاح‌طلب علاوه بر انتقاد از بيكاري گسترده و فقر عميقي كه در جامعه وجود دارد از تبعات منيت مسوولان سخن گفت و اينكه اگر مسوولان جامعه منيت را كنار نگذارند، جامعه هرگز اسلامي نخواهد شد. فرزند يادگار امام كه در ديدار اعضاي شوراي مركزي حزب مردم‌سالاري سخن مي‌گفت، با بيان اينكه بر اساس آيات الهي، عزت تنها از آن خدا، ائمه و مومنين است، اظهار داشت: همه انسان‌ها فراز و فرودهاي زيادي در زندگي دارند. تكريم‌هاي ظاهري قدرت، ارزش چنداني ندارد، افراد زيادي در تاريخ آمده و سر و صداي بسياري به راه انداخته‌اند، اما امروز كسي آنها را نمي‌شناسد، اما كساني بودند كه چون در مسير الهي قدم برداشتند و عزت آنها از سوي خداوند بود، هر قدر هم دشنام شنيدند، محبوب‌تر شدند.

وي افزود: عزت يعني رخنه در دل‌هاي مردم، هيچكس نمي‌تواند عزتي كه خداوند به كسي داده، از او بگيرد. خداوند گاهي اوقات كسي را عزيز مي‌كند كه همه مي‌خواهند او ضعيف باشد.

سيدحسن خميني با بيان اينكه حضرت امام خميني(ره) در جامعه ما مظلوم است، گفت: مهم‌ترين دليل مظلوميت امام(ره) اين است كه آنگونه كه بايد، امام(ره) را نشناخته‌ايم و آنگونه كه واقعيت امام(ره) بود، معرفي نشده است. يكي از مهم‌ترين ابعاد وجودي امام(ره) اين بود كه ايشان، منيت را در خود كشته بود. او يك پا روي «من» گذاشته بود و پاي ديگر را در كوي دوست نهاده بود.

وي با تاكيد بر اينكه جامعه زماني اسلامي مي‌شود كه مسوولان، منيت را كنار بگذارند، اظهارداشت: همه مي‌خواهيم جامعه اسلامي شود، اما اگر مسوولان جامعه منيت را كنار نگذارند، جامعه هرگز اسلامي نخواهد شد. اگر منيت برداشته شود آن وقت از بسياري از لغزش‌ها چشم برداشته مي‌شود و بر بسياري از اشك‌ها، رحمت مي‌بارد.

فرزند يادگار امام(ره) با بيان شروط الگو شدن امام(ره) در جامعه گفت: اگر بخواهيم امام(ره) را در جامعه اسوه كنيم، بايد ويژگي‌هاي ايشان را به عنوان يك الگو بدانيم. جامعه‌يي كه بوي منيت مي‌دهد، نمي‌تواند رنگ و بوي امام(ره) بدهد.

سيدحسن خميني تاكيد كرد: بيكاري گسترده و فقر عميقي در جامعه وجود دارد و وضع معيشتي سختي حاكم است.

وي افزود: اگر هزار بار از فوايد يك دارو صحبت شود، اما بر مريض موثر نباشد، كسي به آن اعتقاد پيدا نمي‌كند. حقيقت آن است كه مسوولان تلاش مي‌كنند و بايد از آنها تشكر كرد، ولي از سوي ديگر حقيقت آن است كه مشكلات در عرصه‌هاي مختلف بسيار است.

سيدحسن خميني تاكيد كرد: همه در قبال جامعه مسووليم. همه بايد تلاش كنيم تا مشكلات جامعه را حل كنيم و بايد جامعه‌يي بسازيم كه بتوانيم آن را «جامعه اسلامي» بناميم و آن مقدار داراي ارزش باشد كه ‌لياقت تقديم به صاحب الزمان را يافته باشد.

حذف 13 رشته دانشگاهي علوم انساني
دانشگاه علامه، امسال رشته روزنامه‌نگاري و روابط عمومي ندارد
گروه اجتماعي|نرگس جودكي

حذف 13 رشته كارشناسي از فهرست رشته‌هاي تحصيلي آزمون سراسري سال 90 دانشگاه علامه طباطبايي، داوطلبان اين رشته‌ها را سردرگم و مستاصل كرده است. از سوي ديگر استادان اين دانشگاه نيز با اظهار تاسف از حذف اين تعداد رشته و محروم ماندن داوطلبان از انتخاب اين رشته‌ها از علل حذف و شرايط خاص امسال انتخاب رشته اظهار بي اطلاعي مي‌كنند.

رييس دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي ديروز در پاسخ به «اعتماد» از حذف اين تعداد رشته از جمله روزنامه‌نگاري و روابط عمومي اظهار بي اطلاعي كرد و موكدا بر بي‌اطلاعي خود در اين زمينه اصرار ورزيد. سال گذشته داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در دانشگاه علامه طباطبايي از بين 19 رشته كارشناسي، رشته تحصيلي خود را برگزيدند اما امسال داوطلبان در شرايط دشواري قرار گرفته و مجبورند از بين تنها شش رشته حقوق، زبان و ادبيات عربي، زبان و ادبيات فارسي، الهيات و معارف اسلامي، مديريت بيمه اكو و مديريت جهانگردي در اين دانشگاه دست به انتخاب بزنند. تعداد بسياري از علاقه‌مندان اين رشته‌ها ديروز پس از دريافت دفترچه شماره دو از سايت سازمان سنجش با ديدن جداول انتخاب رشته‌هاي دانشگاهي حيرت‌زده شدند. برخي از اين داوطلبان طي تماس با روزنامه اعتماد خواستار پيگيري مسوولان وزارت علوم بودند. اما به نظر مي‌رسد حذف ناگهاني اين رشته‌ها در راستاي بازنگري 38 رشته از رشته‌هاي علوم انساني صورت گرفته است. بر اساس آخرين اعلام رييس پژوهشگاه علوم انساني، اين 38 رشته شامل حقوق، علوم سياسي، اقتصاد، علوم تربيتي، مديريت، زبان و ادبيات فارسي، زبان و ادبيات انگليسي، تاريخ، فلسفه، روش‌‌شناسي، روزنامه‌نگاري، ارتباطات و علوم اجتماعي است. يكي از داوطلبان تحصيل در رشته روزنامه‌نگاري به«اعتماد» مي‌گويد: «بعد از ديدن كارنامه در سايت سنجش همانطور كه مسوولان اعلام كرده بودند دفترچه شماره دو براي تعيين رشته نيز روي سايت قرار گرفت ولي با كمال تعجب رشته روزنامه‌نگاري نه در ليست دانشگاه علامه بود و نه در دانشگاه تهران. اگر قرار بر حذف اين رشته‌ها بود، بايد خيلي پيش از اين به ما اطلاع داده مي‌شد تا براي آينده خود تصميم‌گيري كنيم نه اينكه به يك‌باره به ما گفته شود كه امكان تحصيل در رشته مورد علاقه‌مان را نداريم. ما هنوز دليل اين حذف را هم نمي‌دانيم.» محمدمهدي فرقاني، استاد روزنامه‌نگاري دانشگاه علامه طباطبايي مي‌گويد: «متاسفانه هنوز از دلايل اين حذف بي‌اطلاع هستيم.»

حميدرضا آيت‌اللهي، رييس پژوهشگاه علوم انساني پيش از اين گفته بود بهترين افرادي كه مي‌توانند بازنگري دروس علوم انساني را انجام دهند استادان مدرس رشته‌هاي علوم انساني هستند كه از صد دانشگاه كشور در بازنگري سرفصل‌ها همكاري مي‌كنند. درخواست تاسيس دانشكده علوم ارتباطات در دانشگاه علامه‌طباطبايي در شهريور سال 1383 با تقاضاي راه‌اندازي سه رشته روزنامه‌نگاري، روابط عمومي، مطالعات ارتباطي و فناوري اطلاعات در مقطع كارشناسي و يك رشته علوم ارتباطي در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري به شوراي گسترش آموزش عالي در وزارت علوم, تحقيقات و فناوري رسيد و اين دانشكده در زمستان همين سال طي مراسمي با حضور وزير علوم وقت، تحقيقات و فناوري (دكتر توفيقي) و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (احمد مسجدجامعي)، رياست دانشگاه، استادان و دانشجويان، محققان و جمعي از شخصيت‌هاي علمي و اجرايي افتتاح شد.

همانطور كه در سايت اين دانشگاه آمده است هدف از ايجاد كارشناسي رشته روزنامه‌نگاري تربيت متخصص و كارشناسان ورزيده براي خبرگزاري‌ها، مطبوعات، راديو، تلويزيون و فعاليت وابسته‌هاي مطبوعاتي و رسانه‌هاي الكترونيكي و تربيت نيروي متخصص براي اطلاع‌رساني، هوشيارسازي و آگاهي بخشي و همچنين برقراري ارتباطات بين دولت و جامعه در سطح ملي و بين‌المللي بود.

اكنون حذف رشته روزنامه‌نگاري, روابط عمومي و علوم اجتماعي در حالي صورت گرفته است كه سال گذشته اين دانشگاه در هر يك از اين رشته‌ها 30 داوطلب را پذيرفته است و داوطلبان زيادي براي شركت در اين رشته در سال 90 اميد بسته بودند.

رشته‌هاي علوم تربيتي، مديريت برنامه‌ريزي آموزشي، آموزش و پرروش كودكان عقب‌مانده ذهني و پيش‌دبستاني و دبستان، فلسفه، علوم اقتصادي، حسابداري و روانشناسي نيز امسال ديگر در فهرست رشته‌هاي كارشناسي دانشگاه علامه نيستند.
نكات مهم گفت‌وگوي احمدي‌نژاد با شبكه يورونيوز
موسوي و كروبي مسائلي با قوه قضاييه دارند

رييس‌جمهور چهارشنبه شب هفته گذشته با شبكه فرانسوي يورونيوز در تهران گفت و گويي درباره وضع آزادي بيان در ايران، حوادث پس از انتخابات سال 88، موضوعات هسته‌‌يي، تحريم، اختلافات با مقام معظم رهبري و مجلس و روابط با امريكا و اروپا انجام داد. اين گفت‌وگو از دو جهت ويژه حايز اهميت شد. نخست تغيير ادبيات قابل توجه رييس‌جمهور درباره رابطه با اروپا و امريكا و ديگري درباره مقايسه وضع ايران بويژه در حوادث پس از انتخابات با وضع خاورميانه كنوني و توضيحات وي در رد ادعاهاي غربي مبني بر نبود آزادي بيان در كشور. نيم ساعت وقتي بود كه احمدي‌نژاد در اختيار يك شبكه خارجي قرار داده بود و به رسم هميشگي اين سبك از گفت‌وگو‌ها در بخش‌هاي مختلف اين مصاحبه شاهد آن بوديم كه احمدي‌نژاد مصاحبه را در دست مي‌گرفت و مصاحبه‌كننده را ملزم مي‌كرد به سوال‌هاي وي درباره وضع امريكا و اروپا پاسخ بدهد.



توصيه به رهبراني كه  با ملت رابطه ندارند

جان ديويس از يورونيوز در ابتداي اين گفت‌وگو احساس احمدي‌نژاد را از ديدن صحنه‌يي كه مبارك در قفس به دادگاه آمده است جويا مي‌شود و از او مي‌پرسد با ديدن اين تصاوير شما چه فكر مي‌كرديد؟ محمود احمدي‌نژاد هم اين امر را جاي تاسف دانست كه رهبر يك ملت روابطش با ملتش را ‌آنقدر تيره مي‌كند كه در ‌نهايت كارش به وضع مبارك مي‌رسد. او دليل اين اتفاق را مديريتي كه حاكم بر جهان است، دانست چون از نگاه رييس‌جمهور كشور ما اين مديريت جهاني است كه بعضي دولت‌ها را از ملت‌هايشان آنقدر دور مي‌كند كه ملت‌ها براي اينكه درجه‌يي از آزادي را داشته باشند مجبورند محاكمه رهبران خودشان را مطالبه كنند. خبرنگار از احمدي‌نژاد مي‌پرسد از اينكه مبارك را در قفس ديده خوشحال شده و گويا رييس جمهور ترجيح مي‌دهد هوشمندانه خود را به اين دام نيندازد و مي‌گويد: «ما نظر خاصي نداريم.» درباره سوريه خبرنگار اين شبكه انگليسي به كشتارهاي صورت‌گرفته در اين كشور اشاره مي‌كند و به احمدي‌نژاد مي‌گويد به نظر شما آقاي اسد اوضاع را به درستي اداره مي‌كند؟ و رييس‌جمهور بدون آنكه جوابي به موضوع اسد بدهد، سعي مي‌كند در قالبي كلي‌تر پاسخگو باشد و تقريبا پاسخ مشابهي به آنچه درباره مصر گفته را تكرار مي‌كند: «فكر مي‌كنيم حق ملت‌ها است كه آزادي داشته باشند، انتخاب كنند و در سايه عدالت زندگي كنند. اما فكر مي‌كنيم كه اگر ديگران دخالت نكنند ملت‌هاي خاورميانه قادر هستند مسائل‌شان را حل كنند. بسياري از مشكلات حاصل دخالت‌هاي ديگران است.»



اپوزيسيون يعني كسي كه در خيابان‌هاي لندن كتك مي‌‌خورد

خبرنگار موضوع را به اتفاقات رخ داده در ايران پيوند مي‌دهد و مي‌پرسد: «شما مي‌گوييد كه هر يك از مردم حق دارند حكومت‌شان را به چالش بكشند و ما همين مساله را اينجا در ايران در سال2009ديديم. فكر نمي‌كنيد آنچه را ما جابه‌جا در خاورميانه ديديم، ممكن بود در ايران نيز اتفاق بيفتد؟ و آيا مطمئن هستيد كه اينجا همه‌چيز باثبات است؟ و احمدي‌نژاد مي‌گويد: آن اتفاقاتي كه در ايران افتاد مشابهتي ندارد با آنچه كه امروز در بعضي كشور‌ها مي‌افتد. در ايران يك انتخابات كاملا آزاد برگزار شد. آزاد‌ترين انتخابات و بيش از40 درصد مردم، يعني40ميليون نفر در آن شركت كردند و همه اين40‌ميليون نفر شهروند ايراني هستند و با هم زندگي مي‌كنند. اما حمله كردن به ساختمان‌ها و مردم و ماشين‌ها در هر كشوري ممنوع است و طبيعي است كه پليس و قوه قضاييه رسيدگي مي‌كند.



حذف سخنان احمدي‌نژاد در سايت رياست‌جمهوري

مصاحبه محمود احمدي‌نژاد با يك شبكه خارجي محمود احمدي‌نژاد پرحاشيه شد؛ از دستي كه به سمت امريكا و اروپا براي دوستي دراز شد تا سخنانش درباره اختلاف نداشتن با مقام معظم رهبري كه با وجود پخش شدن اين بخش از اين مصاحبه در رسانه‌ملي، سايت رياست‌جمهوري بدون دليل آن را حذف كرده درحالي كه احمدي‌نژاد در آن مصاحبه گفته بود در ايران جايگاه رهبري كاملا‌ مشخص است و هيچ اختلافي وجود ندارد. سايت رياست‌جمهوري اين بخش از سخنان احمدي‌نژاد را بدون ارايه توضيح حذف كرد؛ حذفي كه با واكنش منفي برخي سايت‌هاي اصولگرا مانند رجانيوز هم مواجه شد. همچنين در بخشي ديگر از سخنان احمدي‌نژاد، وي مواضع جالبي را درباره قوه قضاييه مطرح كرد و درباره ماجراهاي پس از انتخابات و دستگيري و حصر رقبايش عنوان كرد قوه قضاييه مستقل است و وي حق دخالت ندارد. اين صحبت‌هاي احمدي‌نژاد اگرچه در ذات صحيح بود و وي بارها به استقلال قوا تاكيد كرد و اينكه به خودش حق دخالت نمي‌دهد اما با واكنش سايت‌ها و رسانه‌هاي داخلي مواجه شد. احمدي‌نژاد كمتر از يك ماه پيش خط و نشان براي قوه قضاييه كشيد كه خط قرمزش كابينه است و اگر دستگيري‌ها وارد اين دايره شود، حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد. او حتي از بدون سند بودن اتهامات سخن مي‌گفت و تاكيد داشت كه اين اتهامات و پرونده‌ها سياسي است و حتي كارهاي قوه قضاييه را بدون سند دانسته بود «اگر سندي موجود بود كه نيازي به اين همه سر و صدا وجود نداشت.» حال وي تمام اقدام‌هاي قوه قضاييه در برابر معترضان به نتايج انتخابات سال گذشته را قانوني مي‌داند. هر چند سخنان وي در جايگاه نخستين مقام اجرايي كشور و در گفت‌وگو با يك مقام قضايي صحيح به نظر برسد اما به هر حال اعتراض سايت‌هايي را دربر داشته كه مي‌گويند احمدي‌نژاد مواضعش در برابر قوه قضاييه بسته به اينكه موضوع مشايي باشد يا افراد ديگر متفاوت است و بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه رسانه‌هاي خارجي سخنان پيشين وي را هم در اذهان‌شان دارند. به هر روي از روزي كه آيت‌الله لاريجاني از احمدي‌نژاد خواست تا در گفتارهايش ادب را رعايت كند تا روزي كه احمدي‌نژاد مي‌گفت اين قوه قضاييه و دادستانش است كه خبرنگارها را هر روز به اتهام توهين به دولت به راهروهاي دادگاه مي‌كشانند و او و قوه‌اش بي‌تقصير است تا ماجراهاي اسامي مفسداني كه هيچگاه از جيب رييس‌جمهور خارج نمي‌شد و وي عنوان مي‌كرد اين قوه قضا است كه اسامي را در اختيار دارد و هنوز كاري نكرده است. به هر روي گفت‌وگوهاي خارجي از اين دست و ابراز سخناني از سوي احمدي‌نژاد كه براي افكار عمومي جديد است، از جمله مواردي است كه همواره براي اين دست از مصاحبه‌ها با رسانه‌هاي خارجي حاشيه مي‌سازد
.



اما اين خبرنگار اصرار مي‌كند كه در عين تفاوت شباهت‌هايي موجود است: «نمي‌گويم كه موقعيت‌ها مشابه است. حتي در كشورهاي خاورميانه كه اعتراضات وجود داشته هم شرايط متفاوتي وجود داشته است. اما به نظر من يك شباهتي وجود داشته. آنچه در خيابان‌ها ديده مي‌شود، نارضايتي عمومي است كه متاثر از‌ همان دلايلي است كه گفتيد. آنها كه براي بيان نارضايتي‌شان از نتايج اين انتخابات به خيابان‌ها آمدند، آيا حق بيان نارضايتي خود را دارند يا نه؟ و پاسخ‌هاي احمدي‌نژاد به اجمال: در قوانين ما راه‌هاي قانوني براي اعتراض وجود دارد. مراجع قانوني هستند كه به شكايت درباره انتخابات رسيدگي مي‌كنند. رييس‌جمهور موضوع اروپا را پيش مي‌كشد و اين‌بار او از خبرنگار مي‌پرسد: «همين تظاهرات را امروز در اروپا مي‌بينيم و برخوردهاي بسيار شديد پليس. آيا فكر مي‌كنيد در اروپا شاهد تحولات خواهيم بود؟ آيا مردم در اروپا از حكومت‌هاي‌شان راضي هستند؟ آيا مي‌توانند حكومت‌هاي‌شان را تغيير دهند؟ و اين طور جاي مصاحبه‌كننده و مصاحبه‌شونده عوض مي‌شود: يورونيوز: بله مي‌توانند! و محمود احمدي‌نژاد: چطور مي‌توانند؟ و خبرنگار يورونيوز در مقام پاسخ مي‌گويد: فكر مي‌كنم تفاوت در اين است كه در كشورهاي اروپايي رهبران احزاب سياسي مخالف، وقتي با حكومت‌هايشان توافق ندارند، الزاما بازداشت نمي‌شوند يا در حصر خانگي قرار نمي‌گيرند. زيرا آنها حق فعاليت سياسي و حق بيان نقطه‌نظرات سياسي مخالف خود را دارند، بدون اينكه با اعمال خشونت يا بازداشت يا نقض حقوق بشر عليه خود روبرو شوند. اين جنبه متفاوت وضع در خارج از ايران است. و احمدي‌نژاد در مقام دفاع موضوع را به هولوكاست مرتبط كرده و عنوان مي‌كند: فكر مي‌كنم اروپا چند قدم جلو‌تر است. دولت‌ها اصلا اجازه نمي‌دهند كه اپوزيسيوني شكل بگيرد. كساني كه درباره مسائل اساسي اروپا اظهارنظر مي‌كنند در زندانند. آيا در اروپا مي‌توانند راجع به حقايق جنگ دوم جهاني بنويسند؟ حتما نمي‌توانند. اما در ايران چرا، از طريق قانوني اعتراض كردند و رسيدگي هم شد. خبرنگار يورونيوز مثال آورد كه در انگليس ديويد كامرون به عنوان اپوزيسيون به قدرت رسيد و محمود احمدي‌نژاد جواب داد كه اين طور نيست و از نگاه او اپوزيسيون، آنهايي هستند كه در خيابان‌هاي لندن كتك خوردند. دانشجوياني كه كتك خوردند و خونين شدند. چه كسي حرف آنها را در اروپا گوش مي‌دهد؟ و الان در يونان، در اسپانيا و در ايتاليا چه كسي حرف مردم را گوش مي‌دهد؟ كسي نيست. قبول كنيد كسي نيست. خبرنگار يورونيوز پرسيد: روشن‌تر بگويم، يعني مي‌گوييد شرايط در اروپا خيلي متفاوت است نسبت به آنچه در ايران وجود دارد؟ و احمدي‌نژاد عنوان كرد حتما متفاوت است چون مردم در اروپا كيوسك تلفن را نشكسته‌اند. حمله نكرده‌اند.



اختلافي با رهبري ندارم

موضوع تحريم و هزينه‌هايي كه مردم براي اين ماجرا پرداخت كرده‌اند هم سبب شد تا احمدي‌نژاد بگويد مردم ايران حتي در اين مورد هزينه سياست‌هاي غلط مديران اروپايي را مي‌پردازند نه مديران ايراني را: ما كه كار غلطي نكرديم. سي سال است كه رهبران اروپايي با ما مخالفند. واقعا براي چه مخالفند؟ چون ما آزاديم. چون دموكراسي برقرار است؟ خبرنگار يورونيوز هم از احمدي‌نژاد خواست تا همه‌چيز را به گردن ديگران نيندازد و پرسيد: نگوييد كه هر مساله به خاطر اشتباه ديگران است و شما نقشي در آن نداريد. مثلا اينكه شوراي امنيت يك روز از خواب بلند شد و درباره تحريم عليه ايران تصميم گرفت؟ احمدي‌نژاد موضوع را به سي سال پيش و شاه ايران كشاند كه خبرنگار خارجي از وي خواست درباره امروز صحبت كند و از احمدي‌نژاد پرسيد آيا منظورش را مي‌فهمد كه مورد سوال وي وقايع روز است نه تاريخي و احمدي‌نژاد پاسخ داد: من فكر مي‌كنم موقعي مشكل حل مي‌شود كه همه همديگر را به رسميت بشناسيم. موضوع اختلافاتي كه بين احمدي‌نژاد با مجلس وجود دارد هم بهانه‌يي بود براي اين سوال: يك شكاف در حال افزايش وجود دارد. اينطور نيست؟ بين شما، و پارلمان؟ شكافي هم بين شما و رهبري وجود دارد. آيا اين موقعيت شما را تضعيف نمي‌كند؟ و محمود احمدي‌نژاد پاسخ داد: مشكلي وجود ندارد. ما يك جامعه آزاد هستيم و همه اظهارنظر مي‌كنند. اينجا آزادي است. من فكر مي‌كنم اينها لوازم يك جامعه آزاد است. بين مجلس و دولت هميشه بايد بحث باشد. چيز بدي است كه مجلس آزاد است. دولت آزاد است؟ جايگاه رهبري هم در ايران كاملا روشن است. بحث اختلاف اصلا مطرح نيست.



درباره موسوي و كروبي  قوه قضاييه تصميم مي‌گيرد

خبرنگار يورونيوز پرسيد: آيا اين آزادي براي ميرحسين موسوي و مهدي كروبي كه در بازداشت خانگي هستند نيز وجود دارد؟ آيا اينها آزادي را دارند كه مواضع خودشان را كه آشكارا مخالف شماست از سلول خودشان در زندان يا از خانه تحت محاصره‌شان بيان كنند؟ و محمود احمدي‌نژاد پاسخ داد: ببينيد در همه كشور‌ها زندان وجود دارد. در انگلستان زندان وجود ندارد؟» خبرنگار يورونيوز گفت: بله، ولي آقاي رييس‌جمهور، من درباره زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها در ايران صحبت مي‌كنم، يعني جايي كه آقايان كروبي و موسوي در آن به سر مي‌برند. و احمدي‌نژاد پاسخ داد: «اجازه دهيد، در همه جا زندان است. آنها (موسوي و كروبي) مسائلي با قوه قضاييه دارند. قوه قضاييه در ايران مستقل است. من حق دخالت در كار قضات را ندارم. قوانيني هست و افراد طبق آن قوانين مي‌توانند با قوه قضاييه تعامل داشته باشند. اگر نظر شخصي من را مي‌خواهيد، من آرزو دارم در دنيا حتي يك زنداني هم وجود نداشته باشد. اين نظر شخصي من است.» و خبرنگار پرسيد: اين شامل ايران هم مي‌شود؟ و پاسخ شنيد: «در همه جا. در همه جاي دنيا، در ابوغريب، در تمام زندان‌هاي مخفي در اروپا.» و باز از احمدي‌نژاد پرسيده شد: شما به عنوان رييس‌جمهور، براي حصول اطمينان از اينكه اين آرزوي شما در ايران محقق شود، حاضريد اقداماتي انجام دهيد؟ كه احمدي‌نژاد آزادي بيان در ايران را بالا دانست و دليلش را هم تيتر روزنامه‌ها در انتقاد به وي عنوان كرد و گفت: «در ايران كسي به خاطر اظهارنظر در زندان نيست براي اينكه در قوانين ما اظهارنظر آزاد است. اوج آزادي است. خوب است كه يك هفته در ايران بمانيد و روزنامه‌ها را ببينيد. تند‌ترين انتقادات عليه رييس‌جمهور است. افراد گوناگون بدون واهمه انتقاد مي‌كنند. نمي‌خواهم بگويم در نقطه ايده‌آل هستيم اما از خيلي كشورهاي اروپايي بهتريم. هيچ كس نمي‌تواند ادعا كند كه در نقطه مطلوب عدالت قرار دارد. اما بي‌عدالتي در دنيا عموميت دارد. ما جزو بهترين‌ها هستيم.»



اروپا چرا با ما دشمن است؟ ما با هم دوستيم

احمدي‌نژاد در اين گفت‌وگو همچنين بارها پيشنهاد دوستي ايران با اروپا را مطرح كرد. او در پاسخي واضح خطاب به مقامات اتحاديه اروپا گفت: «من فكر مي‌كنم به جاي دشمني بايد همه با هم دوست باشيم. چرا نبايد دوست باشيم؟ دشمني چه نتيجه‌يي دارد؟ دست به دست هم بدهيم دنيا را عادلانه اداره كنيم. همه محترم باشند. فكر مي‌كنم روابط ايران و اروپا نبايد تحت تاثير امريكا قرار بگيرد.» احمدي‌نژاد حتي گفت براي اين دوستي پيش‌شرط‌هايي مانند خروج كشورهاي اروپايي و نيروهاي ناتو از افغانستان را لازم ندارد و در پاسخ به اين سوال كه آيا ايران به عنوان پيش‌شرط برقراري رابطه دوستانه با كشورهاي اروپايي است؟ مي‌گويد: «نه. نه، اين يك پيشنهاد همكاري است. ما فكر مي‌كنيم كه كشورهاي اروپايي بي‌جهت خودشان را اذيت مي‌كنند كه با ما مقابله مي‌كنند. ما مي‌توانيم روابط اقتصادي خيلي خوبي داشته باشيم. روابط سياسي خيلي خوبي داشته باشيم. چرا بايد با هم دشمن باشيم؟» تغيير اين ادبيات احمدي‌نژاد و اين طور دراز كردن دست دوستي به سمت اروپايي‌ها چيزي نبود كه از خشم خبرنگار فرانسوي يورونيوز دور بماند و او هم متعجب از اين تغيير لحن احمدي‌نژاد بلافاصله از او نيت پشت پرده اين نوع ادبيات را پرسيد و گفت: مي‌خواهيد گازتان را به اروپا بفروشيد؟ كه احمدي‌نژاد سريع سعي كرد موضوع را تغيير دهد: ما اصراري نداريم. مي‌دانيد كه گاز چيزي نيست كه روي دست فروشنده بماند. مشتري زياد دارد. همه اينها بهانه‌يي است براي تقويت دوستي‌ها. ما مي‌توانيم همكاري‌هاي فني داشته باشيم، همكاري‌هاي سياسي داشته باشيم. همكاري‌هاي فرهنگي داشته باشيم. ما هيچ‌وقت با مردم اروپا مشكل نداشتيم.



مگر شوروي با بمبش توانست كاري كند؟

خبرنگار يورونيوز هم گويا شاد از اين تغيير لحن از احمدي‌نژاد پرسيد: آقاي رييس‌جمهور، آيا آماده هستيد در آينده نزديك چنين دست دوستي را به طرف ايالات متحده هم دراز كنيد؟ كشوري كه در طول سي سال گذشته با آن روابط ديپلماتيك نداشتيد؟ كشوري كه در واقع بزرگ‌ترين قدرت اقتصادي جهان است؟ و پاسخ جالب احمدي‌نژاد: «ما فكر مي‌كنيم اصل در روابط بين‌الملل، داشتن روابط دوستانه است. اما دولت امريكا سردرگم است و نمي‌داند چه كار كند. سياست‌هاي روشني را دنبال نمي‌كند. آنها خودشان روابط‌شان را با ما قطع كردند. آنها فكر كردند رابطه‌شان را با ما قطع كنند، ما از بين خواهيم رفت. الان ?? سال از آن زمان گذشته است. الان ما اينجا نشسته‌ايم. ملت ايران در حال پيشرفت است. ما فكر مي‌كنيم دولت امريكا بايد يك مقدار سياست‌هايش را عوض كند. بايد احترام بگذارد. عدالت را بپذيرد.» در نهايت هم احمدي‌نژاد بار ديگر مواضع هسته‌يي ايران را اين طور تشريح كرد: «فكر مي‌كنيم اگر كسي امروز دنبال بمب باشد مغزش خراب است. به دو دليل: اول اينكه آنهايي كه بمب دارند خودشان بيشتر در خطرند. الان بمب‌هايي كه در آلمان، بلژيك و ايتاليا انبار شده همه براي كل اروپا خطر است. بمب، بمب اتم ضد انسانيت خود انسان است. علت دوم اين است كه بمب اتم ديگر خاصيت ندارد. مگر رژيم صهيونيستي بمب اتم ندارد. آيا توانست در مقابل غره پيروز شود. آيا بمب اتم توانست او را در جنگ سي و سه روزه عليه لبنان پيروز كند؟ آيا بمب‌هاي اتمي شوروي سابق توانست از فروپاشي شوروي جلوگيري كند؟ بمب اتم شصت سال قبل در معادلات سياسي دست بر‌تر را مي‌داد، الان كه ديگر ارزشي ندارد. الان انديشه است كه ارزش دارد. افكار عمومي است كه ارزش دارد. انسان‌ها هستند كه ارزش دارند. ما فكر مي‌كنيم كه در آينده هيچ كس ديگر نخواهد توانست از بمب اتم استفاده كند.»



اجازه مصرف ثلث سهم امام براي قحطي‌زدگان سومالي

آيت‌الله العظمي لطف‌الله صافي‌گلپايگاني، طي پيامي در پي وقوع قحطي در كشور سومالي، مصرف ثلث سهم امام (ع) را براي كمك به مردم قحطي‌زده اين كشور جايز دانست. به گزارش ايسنا به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني اين مرجع تقليد، در پيام وي آمده است: « مناظر و تصاويري كه از مسلمانان قحطي‌زده كشور سومالي در رسانه‌ها نشان داده مي‌شود، دل هر انساني را به درد مي‌آورد. اگر تمام مسلمانان جهان به وظيفه اسلامي خود عمل مي‌كردند، بويژه در اين ماه مبارك رمضان كه يكي از وظايف اصلي روزه‌داران اطعام مستمندان است، مسلما چنين وضع اسفباري براي آنان پديد نمي‌آمد.»

رامين مهمانپرست:
تصميمي براي كاهش روابط از سطح سفير با انگليس نداريم

سيده آمنه موسوي

«معاونان، رييس دفتر رييس‌جمهور و همراهان رييس جمهور مي‌توانند کارهاي مقدماتي را براي انتخاب سفرا انجام دهند و اين به معناي دخالت نيست.»« انگليس از مدت‌ها پيش اقدام به معرفي سفير جديد خود در تهران كرده است و به دليل آنكه ما نيز تصميمي براي كاهش سطح روابط با لندن نداريم ممكن است در آينده سفير خود را معرفي كنيم.» رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت امور خارجه با بيان اين مطلب اظهار مي‌دارد كه ايران با هيچ كشوري سطح روابط خود را كاهش نداده است و تنها دولت كاناداست كه به دليل تعللي كه در پذيرش استوارنامه سفير ما داشت، با تغيير سطح روابط با ايران مواجه شد. آقاي سخنگو در بخش ديگري از گفت‌وگوي تفصيلي خود با «اعتماد» در رابطه با شايعاتي كه حاكي از دخالت جريان انحرافي در پروسه انتخاب سفيراست نيز مي‌گويد: رييس‌جمهور براي انتخاب سفرا ساز و كاري دارد و ممكن است معاونين او، رييس دفتر يا همراهان رييس‌جمهور كارهاي مقدماتي آن را انجام دهد كه به معناي دخالت نيست و حق رييس‌جمهور است. مهمانپرست همچنين با رد انتقاداتي كه نسبت به موضع انفعالي وزارت امور خارجه در بحث ديپلماسي هسته‌يي و قراردادهاي نفتي مطرح مي‌شود نيز خاطرنشان مي‌كند: يك نمونه مدرك قابل استناد بياورند تا ما پاسخ دهيم. در سال‌هاي اخير هيچ قرارداد نفتي كه حاكي از موضع ضعف ايران باشد بسته نشده است.



هنوز هم بحث‌هايي در رابطه با تغيير سفرا مطرح است. طي روزهاي گذشته خبري به نقل از شما در رسانه‌هاي جمعي منتشر شد، مبني بر اينكه دولت انگليس سفير جديد خود را به مقامات ايران معرفي كرده است اما هنوز استوارنامه وي از سوي مسوولان كشور مورد پذيرش قرار نگرفته است. در رابطه با ساز و كار اين موضوع برايمان توضيح مي‌دهيد كه در صورتي كه ما استوارنامه سفير انگليس را تاييد كنيم آيا بايد متقابلا سفير خود در لندن را معرفي كنيم يا خير؟ چرا كه برخي از مقامات مجلس مي‌گويند كه اين موضوع نشان‌دهنده موضع انفعالي ايران است؟

تنظيم روابط با ساير كشورها برعهده دستگاه سياست خارجي كشور است و اين موضوع در تعامل و هماهنگي كامل با دستگاه‌هاي ديگر چون كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس صورت مي‌گيرد و ما مرتبا جلساتي را با آنها برگزار مي‌كنيم. البته ممكن است زماني مجلس شوراي اسلامي موضوعي را مصوب كند و آن را به صورت قانون درآورد که در اين صورت ما موظف به اجراي آن هستيم. مثلا زماني ممكن است بگويند ما مي‌خواهيم رابطه با امريكا را قطع كنيم كه در اين صورت با وجود مصوبه قانوني دولت ما موظف به اجراي آن هستيم و تا زماني كه اين قانون لغو نشده باشد رابطه‌يي را برقرار نخواهيم کرد. زماني نيز ممكن است به خاطر موضوعي خاص دولت خواهان كاهش رابطه ايران با كشور ديگري باشد هرچند كه مرسوم نيست مجلس در اين موارد مصوبه قانوني داشته باشد اما ممكن است مساله‌يي در بازه زماني خاص لازم‌الاجرا باشد كه در اين صورت مجلس مي‌تواند وارد عمل شود. در رابطه با كشور انگليس هم ما هيچ مصوبه قانوني براي كاهش روابط نداريم. زماني هم ممكن است وزارت خارجه به اين نتيجه برسد كه بايد سطح رابطه را محدودتر كند كه در اين صورت بدون احتياج به مصوبه مجلس وزارت خارجه اين اقدام را عملياتي خواهد كرد.

به دليل عملكرد سايمون گيس، سفير سابق انگليس در لندن شما تصميم به كاهش سطح روابط با انگليس گرفته‌ايد؟

نه، براي مثال ما با كشوري مانند كانادا نيز در سطح سفير رابطه نداريم و در سطح كاردار به فعاليت مي‌پردازيم که اين موضوع مصوبه مجلس راهمبا خود نداشته است، تشخيص ما اين بوده است كه سطح رابطه در اين حد مناسب‌تر است.

در رابطه با انگليس هم هيچ تصميمي براي اينكه سطح روابط از سفير پايين‌تر باشد اتخاذ نشده است.

براين اساس به چه دليل ما سفيري در لندن نداريم و دولت انگليس هم به تازگي اقدام به معرفي سفير خود در تهران کرده است؟

آنها سفيرشان را معرفي كرده‌اند و ما نيز ممكن است سفير خودمان را در آينده معرفي كنيم. اين كار يك روال طبيعي دارد. روال قانوني آن اين است كه زماني كه سفيري مدت ماموريتش به اتمام مي‌رسد دولت فرستنده ممكن است با يك فاصله زماني فردي را به عنوان سفير جديد معرفي كند. از زماني كه آن فرد معرفي مي‌شود مدتي طول مي‌كشد تا بررسي‌هاي موردنظر صورت گيرد، در برخي كشورها يك ماه، در برخي كشورها 2 ماه و در برخي كشورهاي ديگر تا 4 ماه طول مي‌كشد، ارزيابي صورت گيرد و اين موضوع بر مي‌گردد به نوع عمل متقابلي كه كشورها نسبت به يكديگر دارند. بعد از اتمام بررسي‌ها نيز ممكن است مسوولان کشور ميزبان بگويد موافق هستيم يا اعلام کنند موافق نيستيم. زماني كه استوارنامه سفيري مورد پذيرش قرار مي‌گيرد به اصطلاح مي‌گويند agreement داده اندو از آن زمان سفير موردنظر مهياي سفر به محل ماموريت خود مي‌شود. بعد اعلام مي‌كند در فلان تاريخ وارد مي‌شوم كه تشريفات وزارت خارجه زمان‌هايي را تعيين مي‌كند براي ديدار با مسوولان وزارت امور خارجه و ساير مقامات که در ملاقات اوليه رونوشت استوارنامه را به يكي از مقامات كشور موردنظر تحويل مي‌دهد و در نهايت استوارنامه را نيز به بالاترين مقام اجرايي و در نهايت به جانشين او تحويل مي‌دهد. پس اين پروسه‌يي است كه از زمان معرفي يک سفير طي مي‌شود و ممكن است 4 تا 5 ماه طول بكشد.

الان اين پروسه در رابطه با سفير انگليس در حال سپري شدن است؟

بله. همين‌طور است.

يعني تا 4، 5 ماه آينده استوارنامه او مورد پذيرش قرار مي‌گيرد و ما نيز سفير خودمان را معرفي مي‌كنيم؟

بررسي‌هاي لازم در رابطه با سفير جديد انگليس چندماه است که آغاز شده است و اين نيست که تازه شروع شده باشد. از همان زماني که محل ماموريت سفير سابق انگليس به افغانستان تغيير پيدا کرد و به عنوان نماينده غيرنظامي ناتو در افغانستان انتخاب شد، به فاصله کوتاهي دولت انگليس سفير جديد خود را معرفي کرد و اين موضوع در حال بررسي شدن است.

پس در اين صورت چهار، پنج ماهي از معرفي اين فرد سپري شده است؟

فکر مي‌کنم مدت قابل‌توجهي سپري شده باشد و اين پروسه خيلي از مراحلش انجام شده است.

الان اگر آنها روابط خود را به سطح سفير برسانند، ما هم ملزم به معرفي سفير هستيم و اين کار را انجام مي‌دهيم؟

طبيعتا زماني که سطح روابط ما با کشوري در سطح سفير باشد، سفير خود را معرفي مي‌کنيم.

گزينه‌يي براي اين کرسي داريم؟

در حال حاضر به دليل تغييرات ساختاري که در وزارت امور خارجه صورت مي‌گيرد، ليست سفراي جديد را در اکثر کشورها آماده کرده‌ايم که اين ليست به رييس‌جمهور ارايه شده است و مراحل تاييد نهايي خود را مي‌گذراند. ما 140 نمايندگي داريم و به صورت طبيعي هر سال حدود 35 تا 40 نمايندگي به دليل اتمام مدت ماموريت سفرا با تغييراتي همراه مي‌شوند.

يعني هيچ سفارتخانه ما بدون سفير نيست؟ منظورم اين است که در تمام کشورهايي که ما بايد سطح روابط‌مان در اندازه سفير باشد، سفير موردنظر در محل ماموريت خود حاضر است؟

اين پنج تا شش کشوري که ما گفته‌ايم سفير نداريم، کشورهايي است که قرار نيست سطح روابط کاهش پيدا کند؛ مدت زمان ماموريت سفير به اتمام رسيده و به کشور بازگشته و در حال حاضر نيز کاردار به پيشبرد امور سفارت مشغول است تا سفير جديد معرفي ‌شود.

با اين اوصاف سفير ايران در انگليس نيز طي چندماه آينده معرفي مي‌شود، آيا گزينه مشخصي وجود دارد؟

از مجموع افرادي که براي سفارتخانه‌هاي مختلف معرفي شده‌اند، ممکن است جابه‌جايي‌هايي صورت گيرد. پس از مشورتي که وزير امورخارجه با رييس‌جمهور انجام مي‌دهد، بنابر شرايط کشورهاي مختلف ممکن است يک سفير را انتخاب کنند و تغييراتي در ليست صورت دهند.

ويژگي‌‌اي که يک فرد براساس آن به عنوان سفير انتخاب مي‌شود، چيست؟

در درجه نخست فردي که انتخاب مي‌شود، نماينده رييس‌جمهور و نماينده نظام است. در واقع نمايندگي همه سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها را در خارج از کشور بر عهده دارد تا توسعه روابط با آن کشورها را امکانپذير کند.

در اين مرحله بايد بررسي شود که چه ويژگي خاصي در روابط دو کشور وجود دارد که سفير موردنظر براساس آن ويژگي انتخاب شود. مثلا ممکن است در کشوري زمينه همکاري‌هاي اقتصادي وجود داشته باشد که اگر يک سفير مرتبط با اين حوزه اقتصادي انتخاب شود، موفق‌تر است. ممکن است در کشور ديگري مشترکات فرهنگي در اولويت باشد که در اين‌صورت فردي با اين ويژگي به عنوان سفير انتخاب مي‌شود.

زماني بحث‌هاي سياسي ميان دو کشور مهم است که فردي را كه تبحر سياسي يا فعاليت بين‌المللي داشته باشد برمي‌گزينيم. هرچند که يک سفير بايد در تمام بخش‌هاي سياسي، اقتصادي، بين‌المللي و فرهنگي و موضوعات مختلف از تجربه مناسبي برخوردار باشد.

چه پروسه‌يي طي مي‌شود تا پس از اتمام مدت‌زمان ماموريت يک فرد، سفير جديدي معرفي شود؟

به طور معمول شش ماه پيش از پايان مدت زمان ماموريت سفرا افرادي در وزارت خارجه مشغول انتخاب گزينه‌هاي جديد هستند. البته ممکن است مدت زمان ماموريت تمديد شود و يا فرد جديدي به عنوان سفير انتخاب شود، پس از آن حدود دو هفته فاصله ايجاد مي کنند تا سفير پيشين محل ماموريت خود را ترک کند و پس از آن سفير جديد به محل ماموريت خود اعزام شود.

با اين توضيحات طي سال‌هاي اخير ما با کدام يک از کشورها سطح روابط خود را کاهش داده‌ايم؟

ما با هيچ کشوري به صورت رسمي اقدام به کاهش سطح روابط نکرده‌ايم. تنها کشوري که عملا روابط ما به سطح کاردار کشيده شده است، کشور کانادا است. آن هم ما سفير معرفي کرده بوديم، اما زماني که مشاهده کرديم استوارنامه سفير ما را تاييد نمي‌کنند و عملا خودشان تمايل دارند سطح روابط را کاهش دهند، ما نيز کاردار معرفي کرديم و از آنها هم خواستيم که در سطح کاردار به فعاليت ادامه دهند.

در روزهاي گذشته گفت‌وگويي به نقل از آقاي کاتوزيان رييس کميسيون انرژي مجلس منتشر شد که در آن با انتقاد از حذف معاونت اقتصادي در وزارت امور خارجه گفته که پس از حذف اين معاونت فعاليت‌هاي حوزه ديپلماسي اقتصادي با چالش همراه شده است؟

حذف نيست، ادغام است.

اما مجلسي‌ها بيشتر معتقد به حذف اين معاونت هستند؟

خير، با ادغامي که صورت گرفته است اداره کل‌هاي معاونت اقتصادي وزارت خارجه يا به معاونت‌هاي ديگر منتقل شده است يا در کنار حوزه‌هاي سياسي هر کشور لحاظ شده است تا در مقطع زماني موردنظر بتوان تصميم‌گيري جامعي را به عمل آورد.

در مورد انفعال اقتصادي که نمايندگان مجلس معتقد به آن هستند، چطور؟

مثال بياورند.

نمايندگان مجلس مشکلاتي که در قرارداد نفتي ايران و هند وجود دارد را دليل کم‌کاري ديپلماسي اقتصادي دانسته‌اند.

اين موضوع چه ربطي به معاونت اقتصادي دارد.

آنها معتقدند اگر معاونت اقتصادي بود و با قدرت به فعاليت خود مي‌پرداخت ديگر هندي‌ها نمي‌توانستند با طرح ادعاهاي واهي از پرداخت مطالبات ما خودداري کنند.

بحث هند ارتباطي به ساختار وزارت امور خارجه ندارد. اتفاقا بحث قراردادهاي نفتي ايران و هند در زماني که معاونت اقتصادي به صورت مستقل وجود داشت، دنبال شده بود. بحثي که در رابطه با هند به وجود آمده است به دليل تحريم‌هاي امريکايي‌ها است و خارج از مصوبات شوراي امنيت است، امريکايي‌ها شرايطي را به وجود آورده‌اند که امکان نقل و انتقال پول‌هاي ايران در بانک‌هاي خارجي از بين رفته است.

هندي‌ها هم از اين فرصت سوءاستفاده کرده‌اند؟

نمي‌توان اين برداشت را داشت. بحث‌هاي اقتصادي و تجاري بحث‌هاي فني و تخصصي است. از همان زمان که بحث مشکلات قراردادهاي نفتي ميان ايران و هند مطرح شد، مسوولان بانکي دو کشور جلساتي را برگزار کرده‌اند، اين جلسات همچنان ادامه دارد و برسر جزييات نيز در حال توافق هستند. براساس آخرين اخباري که ما دريافت کرديم به راه‌حلي نيز نزديک شده‌اند، بخشي از مشکلات حل شده است و همکاري‌ها نشان‌دهنده آن است که به راه‌حل مورد توافق دو طرف نيز دست يافته‌اند.

در رابطه با چين، وزير امور خارجه گفته که هيج مشکلي وجود ندارد. اما رييس کميسيون انرژي در گفت‌وگوي مورد اشاره تاکيد دارد که مشکلي که در قرارداد نفتي با چين وجود دارد، بسيار اسفبارتر از هند است؟

ما مشکلي با چين نداريم. زماني که شما اقدام به فعاليت تجاري مي‌کنيد، دو طرف وارد پروسه کار مي‌شوند. يک کالايي را ارايه مي‌دهيد و مبلغي را دريافت مي‌کنيد. شرايطي که قرارداد موردنظر را محکم و استوار مي‌کند بايد مورد توافق طرفين باشد که در رابطه با قرارداد نفتي ايران و چنين اينچنين بوده است.

آقاي مهمانپرست بازگرديم به موضوع سفرا،در رابطه با موازي‌کاري‌هايي که از گذشته در وزارت امور خارجه وجود داشته است، صحبت‌هايي از قديم مطرح بوده است که کماکان نيز ادامه دارد. رييس کميسيون انرژي در گفت‌وگوي خود اظهار داشته بود به دليل سفر برخي افراد که بعضا در سطح معاونت‌هاي رييس‌جمهور بوده است، ما شاهد اتخاذ موضع ضعيف از سوي ايران در برخي از قراردادهاي نفتي بوده‌ايم.

کلي نبايد حرف زد، اگر در رابطه با موازي‌کاري صحبت مي‌کنيد، بايد اشاره کنيد که سفر چه کسي و در رابطه با چه مساله‌يي موردنظر است. هرکسي مي‌خواهد در رابطه با موازي‌کاري صحبت کند يا اينکه مي گويد ما در قراردادهاي نفتي دچار ضرر و زيان شده‌ايم يا التماس کرده‌ايم دقيقا مورد را اعلام کنند. ما به هيچ‌وجه حرف کلي را نمي‌پذيريم. ما معتقديم که در وزارت خارجه موازي‌کاري نداريم. هيچ موردي نيست که عزت ما خدشه‌دار شده باشد. ما براساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت عمل مي‌کنيم. اگر جايي انتقادي وجود دارد، بايد به صورت روشن و موثق اعلام کنند که در فلان قرارداد با فلان کشور به دليل اينکه اين ملاحظه انجام نشده است، ما خسارت ديده‌ايم. دقيقا بايد اعلام شود.

در اين صورت جنابعالي بحث موازي‌کاري را رد مي‌کنيد؟

ما الان در وزارت خارجه موازي‌کاري نداريم.
عناوين اين صفحه
وضع معيشتي سخت است
دانشگاه علامه، امسال رشته روزنامه‌نگاري و روابط عمومي ندارد
موسوي و كروبي مسائلي با قوه قضاييه دارند
تصميمي براي كاهش روابط از سطح سفير با انگليس نداريم
رمضان داغ بهار عربي فطور، تمور، منشور
قاعده امريكايي القاعده

رمضان داغ بهار عربي فطور، تمور، منشور
محمدعلي سبحاني

افرادي كه در ماه مبارك رمضان در كشورهاي عربي بوده‌اند مي‌دانند كه در اين ماه مردم با شور فراواني وارد اين ماه مي‌شوند. در مصر ساعتي به افطار در ميادين شهر، در منازل و مساجد و حتي در كوچه‌پس‌كوچه‌ها سفره‌هاي افطار كه به سفره‌هاي حق تعالي معروف است، پهن شده و مردم خصوصا فقرا دور آن جمع شده‌اند. در بسياري از خانه‌ها باز است و عابران و مسافران را با احترام فراوان به سفره افطاري دعوت مي‌كنند. سال‌ها پيش در يك رمضان در قاهره 17 ميليوني بودم، من‌باب تماشا چند روز هنگام افطار به خيابان رفتم. در طول ساعتي پياده‌روي و ده‌ها بار به اين سفره‌هاي صميمي افطار دعوت مي‌شدم. مردم شور عجيبي دارند. همبستگي و ديگرخواهي و احترام در اين لحظات در اوج قرار دارد. بعد از افطار مردم اكثرا به مساجد سرازير مي‌شوند و در زيارتگاه‌ها نماز مي‌خوانند و شاداب به خيابان‌ها و ميادين و پارك‌ها مي‌روند، شادي مي‌كنند، موسيقي و آيين‌هاي سنتي و مذهبي در كنار اطعام و اكرام و پخش شيريني‌هاي رمضاني، اوج عاطفه انساني و نوع‌دوستي را به نمايش مي‌گذارد. چهارشنبه‌شب كه براي افطار به تالار سبز در سعادت‌آباد رفته بودم در راه بازگشت به ياد آن شب‌هاي قاهره و شبي كه در كنار مسجدالحسين و شب ديگر در مزار سيده ‌نفيسه دختر حضرت امام‌حسن(ع) بودم، افتادم كه در ماه مبارك رمضان شادي و شور شاه و گدا را بر سفره‌ها و پس از نيايش در مسجد و سپس فضاي شاد و معطر در خيابان‌ها و ميدان‌ها كه لذت‌بخش بود و اما در اينجا صداي موسيقي پاپ ماشين‌ها بلند صحنه‌هايي را كه در فضاي دودآلود ماشين‌ها در جامعه به اصطلاح اسلامي و... بگذريم. قصدم از اين مقدمه و خاطره آن بود كه امسال زير سايه جنبش‌هاي عربي برنامه‌هاي رمضاني حال و هواي ديگري دارد.در قاهره در آستانه همين ماه جوانان دوباره به ميدان تحرير آمدند و خواهان تحقق اهداف انقلاب خود شدند و در اولين موفقيت ديكتاتور مصر حسني مبارك را در قفس به محاكمه كشيدند. بدون شك برنامه‌هاي رمضان و سفره‌هاي افطار در خيابان‌هاي اطراف زينبيه قاهره و ميدان تحرير و سيده نفيسه حال و هواي ديگري دارد. حتما سفره‌هاي افطار و اكرام و اطعام خانه‌ها و مساجد طعم و بوي آزادي و كرامت را به همراه خود دارد. فعالان انقلاب در جنبش‌هاي عربي از قبل از ماه مبارك با درك اين فرصت استثنايي براي همبستگي بيشتر مردمي و تحقق هدف‌هاي جشن خود برنامه‌ريزي كردند. انقلابيون عرب قصد دارند از فرصت ماه مبارك رمضان براي آشنا ساختن مردم با هدف‌هاي رهايي‌بخش جنبش‌هاي خاورميانه بهره‌برداري كنند. تحليلگران معتقدند افزايش احساس نوع‌دوستي در ماه مبارك و برنامه‌هاي مذهبي و فرصت‌هاي بيشتر مردم براي حضور اجتماعي كه يك امر فرهنگي- تاريخي به شمار مي‌رود حرارت قيام‌ها و جنبش‌هاي عربي را بيشتر خواهد ساخت و با عكس‌العمل دولت‌ها ممكن است تحولات را به نقطه‌هاي تعيين‌كننده‌تري برساند. در حال حاضر البته مسائل سوريه بسيار حساس‌تر است. كميته‌هاي هماهنگي محلي اعتراضات در سوريه اعلام كرده‌اند امسال از ابتدا تا انتهاي ماه مبارك رمضان را با تمام توان به خيابان‌ها آمده و تمام تلاش خود را خواهند كرد تا اعتراضات آگاهي‌بخشي به شهروندان را سرلوحه كار خود قرار دهند. صفحات گروه‌هاي اجتماعي در فيس‌بوك سرتاسر مزين به شعارها و اعلام مواضع افراد و گروه‌هاي جوانان است كه دوستان خود و مردم را به حضور در خيابان‌ها بعد از افطار و نماز تراويح كه خاص اهل سنت است، فرا مي‌خواند. يكي از شعارهاي جالب توجه كه شعاري كلي محسوب شده است، فطور، تمور، منشور است. اين شعار به آن معناست كه با خرمايي افطار مي‌كنيم و با پخش شب‌نامه‌ها مردم را از ظلم حكومت آگاه مي‌سازيم. ماه مبارك رمضان در كشورهاي عربي ماه جوشش و جنبش است و مردم خصوصا بعد از افطار حيات اجتماعي فعالي را تجربه مي‌كنند. جشن مي‌گيرند و به ديدار هم مي‌روند، در نمازهاي تراويح شركت مي‌كنند و همگي از خانه بيرون مي‌آيند. معترضان در سوريه با توجه به شرايط پنج ماه گذشته كه حكومت با مردم درگير بوده است، قصد دارند از اين زمينه مذهبي كه اتفاقا در ميان معترضان سوري نسبت به بقيه كشورهاي عربي بيشتر به چشم مي‌خورد، بهره‌برداري كرده و فعاليت‌هاي ضدرژيم را بيشتر تقويت كنند. معترضان سوري و بحريني معتقدند در ماه رمضان فعالان سياسي براي بسيج مردم كار مشكلي در پيش ندارند و مردم خود به خود در خيابان‌ هستند و احساس وظيفه نسبت به مقابله با ظالم و حمايت از مظلوم در دل و جان مردم روزه‌گير فوران خواهد كرد. آنها اميد دارند مبارزه با رژيم در ماه مبارك به نقطه تعيين‌كننده‌يي برسد. از طرفي حكومت و نيروهاي نظامي سوريه امكانات تبليغاتي و توان مذهبي و نيروي نظامي را همراه يكديگر به كار گرفته تا شرايط را براي مخالفان و فعالان ميدان سخت‌تر كنند. ناظران معتقدند سركوب روز يكشنبه درست يك روز قبل از ماه مبارك رمضان براي جلوگيري از فعال شدن معترضان و ترساندن آنها در ماه رمضان است تا معترضان فرصت و امكان سازماندهي پيدا نكنند. اين پيش‌بيني و برنامه‌ريزي معترضان تا امروز كه فقط چند روز از ماه مبارك گذشته است خصوصا در سوريه درست از آب درآمده است و بحران سوريه با بيانيه شوراي امنيت و اظهارات تند دبيركل و وعده تحريم‌هاي اروپايي و امريكايي و بيانيه روسيه در محكوميت سركوب وارد مرحله جديدي شده است. شايد مسوولان امنيتي سوريه حمله به شهر حما و كشتار گسترده مخالفان را به اين دليل برنامه‌ريزي كرده بودند كه با يك اقدام تند و كوبنده اعتراضات رمضاني را كه بناست هر شب تا پايان ماه بعد از نماز تراويح حدود ساعت 11 شب انجام شود را كنترل كنند. ليكن اخبار واصله حاكي از آن است كه نه‌تنها اعتراضات كاهش نيافته بلكه اين اقدام سركوبگرانه فرصت را به امريكا و اروپا داد تا مقاومت روسيه را نيز كه تا چند روز پيش زير بار هيچگونه دخالت شوراي امنيت نمي‌رفت درهم شكسته و بيانيه رياستي شوراي امنيت كه درجه‌يي كم‌اهميت‌تر از قطعنامه است، صادر شود؛ بيانيه‌يي كه مي‌تواند قصه‌يي براي صدور قطعنامه‌ شوراي امنيت در صورت بحراني‌تر شدن اوضاع باشد. به هر صورت از مجموعه اخبار و موضع‌گيري‌‌ها اينگونه به نظر مي‌رسد كه رمضان پيش رو براي قيام‌هاي خاورميانه فرصتي قابل توجه است و منجر به افزايش اقدامات اعتراضي خواهد شد و در مقابل دولت‌هاي درگير خصوصا در سوريه، ليبي و يمن و به ويژه بحرين كه بنا ندارند براحتي ميدان را خالي كنند و قصد ادامه سركوب را دارند؛ و شايد با همين ارزيابي است كه بسياري از تحليلگران عرب مي‌گويند امسال كشورهاي عربي رمضان داغي را پيش رو دارند.


قاعده امريكايي القاعده

اميد ملكي

در هفته‌يي كه گذشت، وزارت خزانه‌داري ايالات متحده گزارشي را تحت عنوان «كمك ايران به القاعده» منتشر كرد و در آن مدعي شد «دولت ايران بعد از حوادث يازده سپتامبر همچنان به همكاري‌هاي گسترده خود با القاعده ادامه داده است»! ادعايي كه اتفاقا در تناقض آشكار با اسناد رسمي وزارت امور خارجه ايالات متحده قرار دارد؛ اسنادي كه عمده‌ترين آنها به گزارش‌هاي اعضاي هيات امريكايي حاضر در مذاكرات افغانستان - بعد از حملات نيروهاي ائتلاف باز مي‌گردد. آنجايي كه همه آنها معتقد بودند امريكا اتفاقا «شكل‌دهنده» ائتلاف عليه طالبان نبوده است بلكه خود به «عضويت» ائتلافي درآمده است كه اعضاي اصلي آن يعني ايران، روسيه، هند و نيروهاي مجاهدين به رهبري احمد شاه مسعود مدت‌هاي مديدي براي سرنگوني طالبان تلاش مي‌كردند.

«جيمز دابينز» مذاكره‌كننده ارشد امريكايي در «مذاكرات بُن» در دسامبر 2001، در يكي از گزارش‌هايي كه بطور رسمي به وزارت امور خارجه ايالات متحده ارايه داده است از نقش مهم و تاثيرگذار ايران در پيروزي اين مذاكرات مي‌گويد: «وقتي اولين نسخه پيش‌نويس بيانيه پاياني توسط نماينده سازمان ملل متحد در كنفرانس لخضر براهيمي بين اعضا توزيع شد، رييس هيات ايراني بر نكته‌يي انگشت گذاشت كه مورد توافق همگان قرار گرفت. ايرانيان بر اين عقيده بودند كه اين بيانيه هيچ نظري به برگزاري انتخابات دموكراتيك در افغانستان ندارد و با جديت اين ايده را دنبال مي‌كردند كه بايد دولت جديد افغانستان را متعهد به برگزاري انتخابات دموكراتيك در افغانستان كرد.» رييس هيات مذاكره‌كننده امريكا همچنين در گزارش خود يادآوري مي‌كند كه اين رييس هيات ايراني بود كه بشدت به فكر «متعهد كردن دولت افغانستان به «مبارزه با تروريسم بين‌المللي»

بوده است.

و در نهايت اينكه كنفرانس بُن موفق نمي‌شد مگر با كمك‌ها و ابتكار عمل ديپلمات‌هاي ايراني در اين كنفرانس.» در آخرين شب كنفرانس و پيش از صدور بيانيه نهايي، «يونس قانوني» نماينده ائتلاف شمال در مذاكرات، با تصميم اعضاي شركت‌كننده مبني بر واگذاري كرسي‌هاي بيشتر به ساير گروه‌هاي افغاني در دولت انتقالي افغانستان پس از طالبان مخالفت مي‌كند، مخالفتي كه صدور بيانيه پاياني كنفرانس را ناممكن مي‌نماياند. ائتلاف شمال به عنوان پيروز جنگ عليه طالبان و برخوردار از جمعيت قومي 30 تا 40 درصدي در افغانستان خواستار در اختيار داشتن 18 كرسي از 24 كرسي دولت بوده است و به هيچ‌وجه حاضر نمي‌شود تا دو كرسي ديگر را به ساير نيروهاي افغان واگذارد. اختلافات بالا مي‌گيرد تا حدي كه اميدها به صدور بيانيه پاياني كنفرانس مي‌رود كه به ياس تبديل شود، اما يك بار ديگر ابتكار هيات ايراني منجر به گشودن بن بست مذاكرات مي‌شود؛ زماني كه يك ديپلمات ارشد ايراني، مي‌تواند شخصا يونس قانوني را به عقب‌نشيني واداشته و كنفرانس بن را به موفقيت برساند، آنجايي كه نجواهاي ديپلمات ايراني به دور از ميز مذاكرات موثر مي‌افتد و هنگامي كه «قانوني» به ميز مذاكرات بازمي‌گردد در ميان حيرت همگان به در دست داشتن تنها 16 وزارتخانه رضايت مي‌دهد و اين يعني توافق براي صدور بيانيه كنفرانس بن». جيمز دوبين در سال 2007 در اظهاراتي اعلام كرد كه «بدون كمك ايران اين امكان وجود داشت كه ما در افغانستان در موقعيت مشابه وضعيتي قرار بگيريم كه در عراق وجود دارد، وضعيتي كه در آن ما هيچگاه نتوانستيم دولتي واحد و رهبري واحدي را در عراق مستقر كنيم.» بر اساس گزارش‌هاي ديپلمات‌هاي امريكايي در افغانستان، حمايت ايران در سرنگوني طالبان و استقرار دولت قانوني كرزاي به كنفرانس بُن ختم نشد. زماني كه قرار بود دولت كرزاي وارد كاخ رياست‌جمهوري در كابل شود همه نيروهاي ائتلاف نگران عدم همراهي «اسماعيل خان» والي هرات بودند. اينجا نيز همراهي ايرانيان به كار آمد؛ آنجايي كه هواپيماي وزير امور خارجه جمهوري اسلامي در هرات فرود آمد، اسماعيل خان را با خود همراه كرد و به كابل آورد تا جاي شكي براي حمايت از دولت ضد طالبان باقي نماند. چند هفته بعد نيز در كنفرانس توكيو ايران در حالي بيشترين كمك (500 ميليون دلار) را به بازسازي افغانستان و مبارزه با تروريست‌هاي طالب انجام داد كه امريكا تنها 290 ميليون دلار به اين امر اختصاص داده بود. در كنفرانس ژنو نيز مقامات ايراني آمادگي خود را براي آموزش بيست هزار نيروي ارتش افغانستان اعلام مي‌كنند. در آن كنفرانس ايران اعلام كرد كه حاضر است نسبت به تامين منابع مالي، اسكان، سلاح و لباس براي 20 هزار نفر نيروي ارتش افغانستان در مرزهاي خود با اين كشور اقدام كند، اقداماتي كه باعث مي‌شود تا ديپلمات‌هاي امريكايي درگير در مذاكرات افغانستان به كرات اعلام كنند كه «همكاري ايرانيان باعث شد تا رژيم ملاعمر سرنگون شود.» سال‌هاي طولاني است كه «مبارزه با تروريسم» بيش از آنكه يك ارزش باشد به ابزاري در دست امريكاييان براي پيشبرد اهدافشان تبديل شده است، ابزاري كه اين روزها - مانند آنچه در گزارش وزارت خزانه‌داري‌شان آورده‌اند- توجه چنداني هم به تناقض‌هاي استفاده از آن ندارند. شايد بد نباشد كسي در اين ميان به امريكاييان يادآوري كند كه بدون كمك‌هاي ايران، «حامد كرزاي» حتي در روياهايش هم نمي‌توانست به كاخ رياست‌جمهوري در كابل بيانديشد. امريكاييان به خوبي مي‌دانند كه در كدام «پايتخت‌هاي منطقه» بايد به دنبال نيروهاي القاعده باشند اما چه مي‌شود كرد كه امروز «تهران» جدي‌ترين دشمن «واشنگتن» است و ظاهرا امريكا از آنجايي كه خود را متعهد به حفظ هژموني‌اش در منطقه مي‌داند، ابايي از به كار بستن مبارزه با تروريسم به مثابه تاكتيك هم ندارد حتي اگر اين تاكتيك به قيمت تناقض‌گويي درباره ايران تمام شود.

* اين اظهار نظرها تماما اظهار نظرهاي رسمي مقامات وزارت امور خارجه ايالات متحده است و تماما از روي متون اصلي پياده شده است.



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام