پوريا عالمي
سر و ته وزير راه را گرفته بودند و كشان كشان، اينطور اينطور، آوردند گذاشتندش روي كاناپه. همينطور دراز به دراز. من به عنوان مشاور ارشد كاناپه ابتدا فكر كردم امنيت ملي به خطر افتاده و به وزير سوءقصد كردهاند. اما آورندگان وزير گفتند: «هيچ سوءقصدي نبوده... مردم جناب وزير را نزدند، گرما زده.»گويا در خوزستان آقاي علي نيكزاد، وزير راه، گرمازده شده و كارش به دوا و درمان و اورژانس و آمپول رسيده تا بتواند راهش را به پايان برساند. ما وزير را همانطور گرمازده، روي كاناپه رها ميكنيم .خوشحاليم مسوولان متوجه شدند درخوزستان چه خبر است.
مشكلات
حالا كه متوجه شديم تنها راهي كه مسوولان متوجه مشكلات اصلي مردم ميشوند، اين است كه بلا سر خودشان بيايد، ما هم فهرستي از مشكلات و بلاياي طبيعي و غيرطبيعي را در زير ميآوريم و ميگوييم كدام مسوول چه كار كند كه درد مردم را درست بفهمد. آلودگي هوا و گرد و غبار: وزير بهداشت را يك هفته در استان ايلام مستقر كنيم. دستهاش را هم ببنديم تا نتواند جلوي دهانش را بگيرد يا ماسك بگذارد. وزير مربوطه بعد از سه روز متوجه شدت گرد و غبار در ايلام ميشود، انشاءالله. مشكلات انتشار كتاب: وزير ارشاد را وادار كنيم سه چهار سال وقت بگذارد و يك رمان بنويسد، بعد مجبورش كنيم دنبال ناشر خصوصي بگردد، سپس يك سال معطلش كنيم تا اصلاحيه كتابش بيايد، بعد شش ماه بدوانيمش تا بتواند با يكي از مسوولان اداره كتاب ملاقات كند، بعد بگوييم از سيصد صفحه رمان دويست و شصت و هفت صفحهاش ضاله و غيرقابل چاپ است، بعد اگر پرسيد چرا بگوييم همين طوري. وزير مربوطه بعد از هفت سال ميتواند براي لحظاتي – فقط لحظاتي - با جماعت نويسنده همدردي كند، انشاءالله. مناطق محروم: يكي از وزرا را به قيد قرعه انتخاب كنيم و براي بيست روز به يكي از روستاهاي كرمان، سيستان و بلوچستان، خراسان جنوبي، خوزستان، ايلام، خوزستان و... منتقلش كنيم تا بدون آب و برق در يك كپر مشغول زندگي شود. وزير مربوطه بعد از شش ساعت – نه بيشتر - دوان دوان به پاستور برگشته و براي حل مشكل مناطق محروم اقدام ميكند، انشاءالله. گراني: وزير اقتصاد را از حقوق و مزاياي وزيرياش خلع كرده براي يك هفته به دنبال گرفتن وام و يارانه و قرض و پول دستي ميفرستيم تا بتواند جلوي زن و بچهاش خجالتزده نشود. بيكاري: وزير كار را (حالا با هر مدركي كه دارد عيبي ندارد) از داشتن روابط و پارتي و تسهيلات منع ميكنيم و او را همچون ديگر بيكاران در حسرت يك كار نيمهوقت و يك بيمه درماني ميگذاريم. وزير مربوطه بعد از شش ماه دچار افسردگي ميشود حتي ممكن است آسيبهاي اجتماعي ببيند. كشاورزي، صنعت و باقي اين امور تخيلي: يكي از وزراي مربوط به بازرگاني يا اقتصاد و... را مجبور كنيم اول يك زمين را شخم بزند، بعد مراحل كاشت، داشت، برداشت را يكي يكي انجام دهد، البته اگر آب كافي براي زراعت داشته باشد، بعد بگوييم دولت محصولت را ميخرد اما نخرد، به جاش دولت همان محصول را وارد كند و به نصف قيمت وارد بازار آزاد كند. وزير مربوطه بعد از فصل برداشت سكته خواهد كرد يا براي مسافركشي عازم تهران خواهد شد، انشاءالله. [...]: از وزير [...] بخواهيم […] را پس بگيرد. زنداني سياسي: وزير اطلاعات را سلام برسانيد و بگوييد ما مطمئنيم كه زنداني سياسي نداريم، براي همين مزاحم ايشان نميشويم، انشاءالله كه ايشان هم مزاحم ما نشوند!
نسخه
وزير راه اصولا همه راهها را نصفه نيمه ميرود، راهآهن را نصفه نيمه افتتاح ميكند، پل را نصفه نيمه به بهرهبرداري ميرساند، بزرگراه را نصفه نيمه راهاندازي ميكند و... خلاصه اسم وزير راه را از امروز «وزير ره» يا «وزير بين راه» تغيير ميدهيم.
در ضمن با اين وزرايي كه بين راه ميمانند هيچ راهي به ذهنمان نميرسد براي وزرا نسخه بدهيم.