چهارشنبه، 8 تير 1390 - شماره 2199
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
تيتر مصور

 هادي رحمتي


مدايح بي‌صله
   هوشنگ ابتهاج
خيال دلكش پرواز در طراوت ابر  / ‌به خواب مي‌ماند  / پرنده در قفس خويش 
خواب مي‌بيند  / پرنده در قفس خويش / به رنگ و روغن تصوير باغ مي‌نگرد 
 پرنده مي‌داند  / كه باد بي‌نفس است  / و باغ تصويري‌ست / پرنده در قفس خويش
خواب مي‌بيند

مجلس شوراي ملي- دوره اول- سال 1285 هجري خورشيدي
5 هزار تومان، سرمايه اوليه بانك ملي
روز شنبه بيست‌ونهم رمضان چهار ساعت به غروب مجلس مجددا تشكيل گرديد. نخست صنيع‌الدوله با چند تن از وكلا در اتاق ديگر جلسه محرمانه‌يي تشكيل دادند كه معلوم نشد راجع به چه موضوعي بود و دو ساعت به غروب در مجلس حاضر شدند. نخست مذاكرات متفرقه‌يي به عمل آمد تا يك ساعت به غروب ناصرالملك، وزير ماليه در مجلس حضور يافت و در باب استقراض از روس و انگليس مذاكراتي به عمل آورد و وجوب قرض را با كمال عجله گوشزد كرد و اظهار داشت كه دستگاه حكومت امروز براي چند تومان معطل و پريشان است. پس از آن مواد استقراض بيان شد، عينا همان مواد سابق بود به اضافه اين قسمت، يكي آنكه ضرابخانه هم اضافه بر تلگرافخانه و پستخانه و گمركات جنوب نزد انگليس براي ضمانت اين قرض داده خواهد شد. ديگر آنكه ناصرالملك استقراض فوري پنج كرور تومان را ضروري دانسته بود در صورتي كه مخبرالسلطنه فقط تقاضاي استقراض چهار كرور تومان را داشت، ساير بيانات مخبرالسلطنه و ناصرالملك كاملا مطابق بود. حاجي معين‌التجار اظهار داشت كه ما در فكر تشكيل بانك ملي هستيم كه بندگانت نيز بايد در ترتيب و شرايط و كتابچه قانوني آن با ما همراهي نمايند. همين قدر كه موفق به‌تشكيل چنين بانكي شديم اگر صد كرور پول هم لازم شود داده خواهد شد و بدوا قرض سابق داده خواهد شد تا از اين ننگ و عار ملت و دولت بيرون آيند. ناصرالملك جواب داد اگر شما تا يك سال بعد هم به تشكيل چنين بانكي موفق شديد خيلي بايد تشكر كرد و حال آنكه تا پنج سال ديگر هم اين كار مرتب نتواند شد، فعلا مريض ما گنه گنه لازم دارد تا رفع تب بشود. بعد از قطع تب به تقويت مزاج بايد پرداخت. حاج معين‌التجار پاسخ داد آيا دولت به چهار صد هزار تومان الي يك كرور مي‌تواند اكتفا كند تا ما فكر بقيه را بكنيم. ناصرالملك پاسخ داد شما خودتان ملاحظه نماييد با اين آلودگي مي‌توان به يك كرور تومان قناعت كرد. حاج معين‌التجار اظهار داشت فعلا وقت گذشته است، بندگان عالي روز سه‌شنبه صورت شرايط و معاهداتي كه در استقراض اول و دوم مابين دولت عليه روس شده به مجلس ارايه نماييد و نيز صورت ريز و محل قروض و مخارج لازمه را همراه بياوريد تا مجال سوال و جواب باشد. فعلا تجار سرگرم تشكيل و احداث بانك ملي هستند. طلاب و ساير طبقات نيز مجلس اتحادي در هفته يك‌ روز يعني روزهاي جمعه در مدرسه سپهسالار قديم تشكيل داده‌اند كه براي بانك ملي سرمايه جمع نمايند. ديروز روز افتتاح آن در مدرسه سپهسالار جديد بود و در همان مجلس پنج‌كرور تومان جمع شد و بناي مجلس را در مدرسه سپهسالار قديم روزهاي جمعه با اكثريت آرا گذاشتند.
گاندو

حميد رضا ميرزاده

شايد هنوز هم در ايران خيلي‌ها هستند كه ندانند نوعي تمساح در كشورمان زندگي مي‌كند كه بي‌شباهت به عموزاده‌هاي خود در استراليا و شرق آسيا نيست. «تمساح پوزه‌كوتاه ايراني» يا «تمساح تالابي» نامي است كه زيست‌شناسان به آن داده‌اند اما اهالي سيستان و بلوچستان به آن «گاندو» مي‌گويند. ساكنان اطراف رودخانه سرباز در جنوب شرقي ايران، بارها گاندوها را در حال استراحت يا در حال شنا ديده‌اند و البته احترام زيادي براي آنها قايل هستند. آنها مي‌گويند حضور گاندو در آب، نشانه پاكي آب است. آنها معتقدند آب‌هايي كه گاندو در آن شنا مي‌كند، مقدس است. در عوض تاكنون گزارشي هم از حمله گاندو به انسان منتشر نشده است. اين گوشتخواران آرام و بي سر و صدا، طولي بين دو تا سه متر دارند و گاهي نيز تا چهار متر قد مي‌كشند كه اين جثه، باعث شده گاندوها بزرگ‌ترين خزنده در ايران محسوب شوند. گاندوهاي ايران آخرين پراكنش تمساح پوزه كوتاه در جهت غرب هستند. اتحاديه جهاني حفاظت (IUCN) در فهرست سرخ مشهور خود وضعيت جهاني گاندو را در رده «آسيب‌پذير» قرار داده اما به نظر مي‌رسد وضعيت گاندوهاي ايران نامطلوب‌تر از اين رده باشد چرا كه به نظر مي‌رسد، كاهش بارندگي‌ها و كم‌آبي و خشك شدن رودخانه‌هاي سيستان و بلوچستان، به‌ويژه رودخانه سرباز، باعث شده زيستگاه گاندوها در خطر باشد.

 

دومين «تجربه» با شجريان

نوشين فرامرزي

شماره دوم ماهنامه تجربه منتشر شد. شماره جديد اين ماهنامه همراه با گفت‌وگويي با محمدرضا شجريان به بهانه سازهايش و يادنامه‌يي براي هوشنگ گلشيري همراه با گفت‌وگويي منتشر نشده با او و يادنامه‌يي براي علي بهزادي منتشر شد. گفت‌وگو با عباس كيارستمي، گفت‌وگو با حسين سناپور، گفت‌وگو با هوشنگ گلمكاني و گفت‌وگو با آتيلا پسياني همراه با آثاري از حسين عليزاده، فرهاد فخرالديني، محمدرضا درويشي، مجيد درخشاني، سيدعلي صالحي، غلامحسين اميرخاني، حسام‌الدين سراج، عبدالوهاب شهيدي و... از ديگر مطالب شماره جديد تجربه است. در شماره جديد تجربه همچنين آثار و گفتارهايي از رضا قيصريه، منصور اوجي، مهدي آذريزدي، سيامك گلشيري، بهمن فرزانه، احمد طالبي‌نژاد، علي‌اصغر پتگر و... هم به چاپ رسيده است. ضميمه جنگ تجربه اين ماهنامه هم با عنوان استاد نور و سايه به نقاشي‌هاي رامبراند پرداخته است. در ديگر بخش‌هاي اين جنگ هم مي‌توانيد گفت‌وگو با ميترا كاويان، گفت‌وگو با ابراهيم حقيقي، گفت‌وگو با علي درخشي، شعرهايي از مسعود احمدي، شهين منصوري، رسول رخشا و حسن همايون به همراه ترجمه‌هايي از اشعار شاعران خارجي، داستان طنز، داستاني از لوييجي پيراندللو و برش‌هايي از فيلمنامه سالي ديگر و نمايشنامه ماه بالا مي‌آيد را بخوانيد.  شماره دوم ماهنامه تجربه با قيمت پنج هزار تومان از روزنامه‌فروشي‌ها قابل تهيه است.

نامه سيدجمال‌الدين اسدآبادي به ميرزاي شيرازي ـ بخش پاياني
 به علت اينكه از شما دور هستم، مفصلا شكايت نمي‌كنم
 ولي تو نظر به توانائي و نفوذ كلمه‌اي كه داري، در همه آنها موثر خواهي بود، دل‌هاي پراكنده آنها را متحدخواهي كرد. اين اختلاف كلمه را از ميان برخواهي داشت و به واسطه تو قدرت‌هاي اندك جمع خواهد شد. يك كلمه تو سبب ايجاد وحدتي مي‌شود كه اين بلاهاي محيط به كشور را برطرف سازد و دين اسلام را حفظ كرد و جامعه ديني را نگاه بدارد. پس همه طبقات با تو هستند و تو نزد خدا و مردم مسوول خواهي بود. باز مي‌گويم: علما و پرهيزگاران در نتيجه دفاع منفردي كه از دين كردند، از اين مرد سركش سختي‌هايي كشيدند كه در تاريخ نظير ندارد، چون مي‌خواستند بلاد مسلمين را از شر اجانب حفظ كنند، هر گونه تحقير و رسوائي را متحمل شدند.
 مسلما پيشواي مذهب از رفتار زشتي كه جاسوسان كفر و ياران مشركان با دانشمند پرهيزگار واعظ، حاجي ملا فيض‌الله دربندي كردند، مطلع است و قريبا هم از بدرفتاري كه نسبت به دانشمند مجتهد و نيكوكار حاجي سيدعلي‌اكبر شيرازي مرتكب شده‌اند مطلع مي‌شود، همچنين از كتك، حبس و كشتار پيشوايان ملت آگاه خواهي شد از جمله آنها جوان پاكدامن ميرزا محمدرضاي كرماني است، و اين مرد خارج از دين، او را در زندان تا پاي مرگ برد. ... اين مرد پست‌فطرت موقعي كه من با حالت بيماري در حضرت عبدالعظيم پناهنده بودم، دستور زنداني كردنم را داد، از حضرت عبدالعظيم تا طهران مرا روي برف (با اهانتي كه مافوق آن متصور نيست) حركت دادند و البته اينها پس از غارت اموالم بود (انالله و انا اليه راجعون). او مي‌دانست اگر من و تو يك جلسه با هم مصاحبه كنيم، ديگر نمي‌تواند وزارت ملت‌كش خراب‌كن خود را نگاهداري و كفر را ترويج كند. باز از جمله كارهايي كه كرد و بر پست‌فطرتي و دنائت خود افزود، اينكه براي فرو نشاندن هيجان احساسات عمومي، من و هواخواهانم را كه فقط روي غيرت ديني (به قدر استطاعت) در مقام مدافعه از كشور و حقوق مردم برآمده بوديم، به طايفه بابي‌ها نسبت داد! همچنانكه زبان  بريده ابتدا شهرت داد كه من ختنه نشده‌ام  ـ وا اسلاما - اين ناتواني چيست؟ اين سستي براي چه؟ چگونه ممكن است دزد بي سر و پا و فرومايه‌اي مسلمين و كشور اسلام را به اندك بهايي بفروشد و به دانشمندان و سادات اعتنا نكند و به فرزندان مرتضي بهتان بزرگي ببندد و يكدست قوي نباشد تا براي تسكين خاطر مومنين اين ريشه گنديده را كنده و انتقام آل پيغمبر را بگيرد؟ به علت اينكه از شما دور هستم، مفصلا شكايت نمي‌كنم و چون مجتهد و عالم حاجي سيدعلي‌اكبر عازم بصره بود، به من گفت نامه‌يي به رييس مذهب بنويسم و اين مقاصد را متذكر شوم. من هم گفته او را پذيرفتم و اين نامه را مي‌نويسم و مي‌دانم خدا به دست تو گشايشي خواهد داد.
عليزاده: اركستر ملي از آن همه ملت است


حسين عليزاده صبح ديروز در نشست خبري تشريح برنامه‌هاي اركستر ملي با تاكيد بر جايگاه ويژه اركستر موسيقي ملي، اين اركستر را از آن همه ملت دانست: «وقتي عنوان اركستر ملي گفته مي‌شود، مفهوم آن كاملا مشخص است و همه ما سهم مساوي در آن داريم و حتي اهميت آن از خيلي از اركسترهاي ديگر بيشتر مي‌شود، پس براي رسيدن به اهداف اركستر بايد هر چه بيشتر كار كرد.  قرار است از آهنگسازان مختلفي براي همكاري دعوت كنيم. ما براي آهنگسازي مرز سني نداريم.»  اركستر موسيقي ملي به رهبري برديا كياراس برنامه‌هاي سال 90 خود را با اجرايي براي پاسداشت مقام هنري «روح‌الله خالقي» در باغ عفيف آباد شيراز آغاز مي‌كند و در ادامه اين برنامه را مرداد ماه در سالن همايش‌هاي برج ميلاد تكرار خواهد كرد.
کشمکش کاغذ و صفحه نمايش
يادداشت‌هاي جادي ميرميراني روزهاي چهارشنبه منتشر مي شود.
جنگ کاغذ و صفحه نمايش يکي از داستان‌هاي پرهيجان اين روزها در صنعت چاپ و به‌‌طور خاص‌تر، دنياي روزنامه‌نگاري است. رقابت اين دو، داستاني است که اکثر ما فکر مي‌کنيم تشخيص برنده‌اش ساده بوده و معمولا بدون بررسي دقيق راي صادر مي‌کنيم که برنده صفحه نمايش خواهد بود و تيراژ چاپي در مقابل وب به زانو در خواهد آمد. تحقيقي هم که اخيرا توسط اي.بي.سي. منتشر شده مي‌گويد که تعداد کل نسخه‌هاي روزنامه‌هاي چاپ شده ماه گذشته در انگلستان در مقايسه با سال گذشته 3/5 درصد کاهش داشته. همين آمار کاهش تيراژ مطبوعات آخر هفته را 7/6 درصد ارزيابي مي‌کند و اگر از اکثر ما بپرسند که عامل اصلي اين افت چيست، جواب‌مان چيزهايي مانند اينترنت، تبلت‌ها، لپ‌تاپ‌ها و تلفن‌هاي پيشرفته خواهد بود. به تصور ما دنياي آنلاين در حال کشتن دنياي گوتنبرگ است. اما اين همه ماجرا نيست. تحقيقي که در بالا به آن اشاره شد، نگاه دقيقي دارد به ميزان موفقيت وب‌سايت‌هاي روزنامه‌ها و رابطه آماري آن با بالا رفتن فروش نسخه‌ کاغذي همان روزنامه.
بر اساس اين تحقيق، دست‌کم در انگلستان، ميزان مراجعان به وب‌سايت يک روزنامه باعث پايين آمدن فروش کاغذي آن نمي‌شود. اين تحقيق هم در سطح ميکرو معتبر است و هم در سطح ماکرو: در سطح ميکرو مراجعان وب‌سايت يک روزنامه خاص، خريداران کاغذي آن را کم نمي‌کنند و در سطح ماکرو بالا رفتن ضريب نفوذ اينترنت در يک منطقه منجر به پايين آمدن خريد روزنامه در آن ناحيه نمي‌شود. بخش ديگري از اين تحقيق حتي ادعا مي‌کند که در بسياري موارد، داشتن يک سايت فعال براي روزنامه، پيش‌بيني کننده وضعيت بهتر چاپ هم هست. نکته پر اهميت ديگر، بحث کميت در مقابل کيفيت است. خوانندگان آنلاين معمولا خوانندگان دائمي نيستند. آنها مطالب را در نتايج جست‌وجوها، شبکه‌هاي اجتماعي و... مي‌بينند و در بسياري از مواقع بعد از خواندن مطلب از سايت خارج مي‌شوند.
چنين خوانندگان آنلايني را شايد بشود جذب نسخه کاغذي رسانه هم کرد ولي در اکثر موارد اين جمعيت کاملا جدا از خوانندگان دائمي روزنامه هستند و اگر مشتريان دائم نسخه کاغذي را بالا نبرند، باعث کم شدن آن هم نمي‌شوند.  اجازه بدهيد براي استدلال در اين مورد از اعداد کمک بگيريم. اگر به سال ???? برگرديم که در آن اثر چنداني از اينترنت و نسخه‌هاي آنلاين روزنامه‌ها نبود و بعد آمار آن زمان را با آمار اين روزها مقايسه کنيم، نتايج روشن‌تر مي‌شوند. روزنامه‌اي مانند ديلي استار، اين روزها فروشي 14 درصد بيشتر از پانزده سال قبل دارد. اين رقم براي ديلي‌ميل دقيقا ثابت مي‌ماند در حالي‌که رسانه‌هاي کاغذي ديگر (براي مثال ميرور و گاردين) از اين نظر با کاهش تيراژ مواجه هستند. براي جمع‌بندي بايد اضافه کنيم که اکثر اين رسانه‌ها در طول اين 15 سال با رشد کاربران آنلاين سالانه بيش از 50 درصد مواجه بوده‌اند.  با تکيه بر اين اعداد، خبر خوب براي روزنامه‌نگاران کاغذي و سرمايه‌گذاران اين است که رابطه  پايدار بين رشد خوانندگان نسخه ديجيتالي و کم‌شدن متقاضيان نسخه کاغذي رسانه‌هاي خبري قابل اثبات نيست. کماکان مي‌شود اميدوار بود که اصلي‌ترين عامل حفظ کننده فروش نسخه‌هاي کاغذي رسانه‌هاي خبري کيفيت مطالب ارائه شده در آن و در نتيجه حضور خوانندگان وفادار و دائمي‌ است و ظاهرا داشتن يک سايت موفق، شانس اضافه کردن اين جمعيت را بالاتر هم خواهد برد.
عناوين اين صفحه
تيتر مصور
5 هزار تومان، سرمايه اوليه بانك ملي
گاندو
دومين «تجربه» با شجريان
نامه سيدجمال‌الدين اسدآبادي به ميرزاي شيرازي ـ بخش پاياني
عليزاده: اركستر ملي از آن همه ملت است
کشمکش کاغذ و صفحه نمايش
پيدا و پنهان
كاناپه

پيدا و پنهان

   جانشين ملك‌زاده هم امروز صبح بازجويي شد
ميثم طاهري سرپرست جديد شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور كه پريروز توسط اسفنديار رحيم‌مشايي به اين سمت منصوب شده بود، ساعاتي از سوي نهادهاي مسوول مورد بازجويي قرار گرفت. به گزارش تابناك، پس از بازجويي از وي تعدادي از اسناد و مدارك براي بررسي بيشتر از اين سازمان خارج شد. ميثم طاهري جانشين ملك‌زاده شده است.

   سرقت‌هاي سريالي از اصولگرايان پيشرو ادامه دارد
سايت «يكشنبه» از سايت‌هاي حامي جريان موسوم به جريان خاص، از بروز سرقت‌هاي سياسي زنجيره‌يي از چهره‌هاي سياسي در هفته‌هاي اخير خبر داد و خواستار ممانعت مقامات مسوول يا خودداري اين نهادها شد. اين سايت نوشته است: سرقت لپ تاپ يكي از استانداران سابق، سرقت لپ تاپ محمد جعفر بهداد و سرقت از خانه سازماني يكي از نهادها در همين راستا بوده كه مشابهت شيوه سرقت نشان از سازماندهي شده بودن سرقت‌ها دارد.

   لغو يك‌باره سفر احمدي‌نژاد به ارمنستان
در حالي كه در روزهاي اخير رسانه‌هاي دولتي و سفارت جمهوري اسلامي در ارمنستان از سفر رييس‌جمهور در راس يك هيات عاليرتبه سياسي و اقتصادي به ارمنستان خبر داده بودند اين سفر بدون هيچ توضيحي لغو شد. قرار بود اين سفر يك روزه دوشنبه انجام شود. به گزارش «فردا» قرار بود احمدي‌نژاد در اين سفر كه به دعوت همتاي ارمني‌اش صورت مي‌گرفت، با تعدادي از مقامات اين كشور ديدار و گفت‌وگو كند.


خنده‌اش هيچ‌وقت خنده‌اي عليه ديگري نبود
  مادرم سي و سه سال بعد از پدرم زندگي كرد. هشتاد و نه ساله شد. هر بار كه با هم تلفني حرف مي‌زديم، از صدايش جا مي‌خوردم. صدايي با چنان لحن جوان، خنده‌اي بلند و بدون هيچ تغييري. اين صدا، به خصوص اين خنده، مي‌شد مال دختركي باشد. از اتفاقات پيش پا افتاده تعريف مي‌كرد، از كساني كه ديده بود. اما مدت‌ها بود كه ديگر مثل زماني كه مغازه را اداره مي‌كرد، اتفاقي نمي‌افتاد.
تعريف‌هايش با حس درستي از شوخ‌طبعي توأم بود. خنده‌اش را دوست داشتم، خيلي آشنا، انگار ملموس. هنوز هم آن خنده است كه او را پيش چشم‌هايم مي‌آورد. در مبلي انگليسي و آنتيك كه در روزهاي برو بيا خريداري شده است نشسته و مي‌خندد، وقتي مي‌خندد با حركتي خاص بالاتنه خود را كمي به عقب مي‌دهد، دستش را بالا مي‌آورد، دست راستش را، و آهسته مي‌زند روي رانش. خنده‌اش هيچ‌وقت خنده‌اي عليه ديگري نبود. نگاهي كه به چيزهاي غريب، به غير عادي‌ها مي‌انداخت، نگاهي بود بي‌غرض كه فقط متوجه تفاوت‌ها مي‌شد، متوجه امكانات زيادي كه زندگي همراه خودش داشت. براي همه آنها اسم مي‌گذاشت، براي مشتري‌ها، اسم‌هايي كه وقتي صاحب‌هايش را مي‌ديدي، بلافاصله تشخيص مي‌دادي: جيغ‌زن، نوكيسه، پاكلفت. اين اسم‌گذاري‌ها همراه بود با مشاهدات، تجربه‌ها، حمايت‌ها و او اين‌ها را با مشاهدات تازه غني‌تر مي‌كرد و تبديل مي‌شدند به بدلي تخريب‌كننده.
- بخشي از كتاب «مثلا برادرم»، نوشته اووه تيم، ترجمه محمود حسيني‌زاد، نشر افق، 1387



كاناپه

  پوريا  عالمي

اعترافات سه لپ‌تاپ
داشتم خبري را به نقل از سايت يكشنبه مي‌خواندم كه گفته بود «لپ‌تاپ سه نفر در حركتي «سازماندهي شده» دزديده شده است»، كه يك دفعه يكي از مال‌خرهاي سر چهارراه حافظ – جمهوري آمد و گفت: «سه تا لپ‌تاپ دزدي خريدم. شنيده‌ام براي همه‌چيز راهكار داري، گفتم شايد اين لپ‌تاپ‌ها هم به كارت بياد.»
دست كردم توي جيبم كه بهش شيتيل (ادبا بهش مي‌گويند دست‌خوش و انعام) بدهم كه گفت: «شيتيل نمي‌خوام داداش. من واسه حفظ منافع ملي و در راستاي حفظ منافع مکتب ايراني اين كار رو كردم.»
خلاصه اين لپ‌تاپ‌ها، به عنوان عناصري مشكوك به من تحويل داده شد و من در جلسات متعددي روي آنها كار كارشناسي كردم. متن تخليه اطلاعاتي هارد ديسك اين سه لپ‌تاپ در ذيل مي‌آيد.
 لپ‌تاپ اول
او در صحت و سلامت ويندوز خود اينطور پرينت داد:  من يك لپ‌تاپ بدبخت بودم كه هيچ اطلاعاتي نداشتم. در يكي از خانه‌هاي تيمي (با اسم رد گم‌كننده كافي‌نت) به من آموزش‌هاي فشرده و پيچيده‌يي دادند (به اين عمل در تشكيلات خود، نصب نرم‌افزار مي‌گفتند .) از جمله برنامه جاسوسي پي‌هوسوتاپ سي اس پنج (با نام عملياتي فتوشاپ سي‌اس 5) را به من تلقين كردند (نصب كردند.)  سپس به صورت تخصصي بازسازي اسناد و اوراق و مهره‌هاي دولتي را با من كار كردند (به اين عمل در تشكيلات خود، نصب پلاگين مي‌گفتند.) بعد از اين آموزش‌ها من را در ساختمان... (ناخوانا بخاطر مشكل پرينت!) مستقر كردند و من آنجا مشغول به پرونده‌سازي شدم تا بين‌شان اختلاف بيندازم. الان كه بين‌شان اختلاف افتاده خيلي نادم و پشيمانم و از شما تقاضا دارم من را از شارژ بكشيد تا اين ننگ را تحمل نكنم.
 لپ‌تاپ دوم
او در صحت و سلامت نرم‌افزار و سخت‌افزار خود، اين اعترافات را پرينت كرد:  با سلام خدمت كارشناس محترم كه در ايام يادآوري و بازآوري خاطرات من (به اصطلاح ريكاوري) با نرم‌افزار من مثل نرم‌افزار خودش رفتار كرد و هيچ فايل من را ديليت نكرد.  در بازآوري خاطراتم به اين نتيجه رسيدم كه زندگي‌ام را حيف كرده‌ام. من سال‌هاي زيادي به عنوان رابط بين جوانان و سايت‌هايي كه به نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي آپ‌تو ديت (به روز رساني) مي‌شدند خدمت كردم. منتها معترف هستم كه آن كارها همه در گمراهي بود و من عمر خودم را تلف كردم و زندگي جوانان اين مملكت را تباه ساختم. غلط كردم. من بعد از اين جلسات كارشناسي به خودم آمدم و از وقتي كه كسي من را روشن مي‌كند و به دنياي خطرناك اجنبي وصل مي‌شود (به اصطلاح كانكت مي‌شود) هرگز معبري براي ورود به ظلمات و بي‌ناموسي و سايت‌هاي سياسي نمي‌شوم. من بعد از جلسات كارشناسي با مفهوم زيباي صفحه پرمخاطب «پيوندها» آشنا شده‌ام و همه جوانان، روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي را به صفحه پيوندها دعوت مي‌كنم.  به قول شاعر: صد بار اگر فيلتر شكستي باز آ.  در پايان شما را سفارش مي‌كنم به يك فرمت كلي از برنامه‌هاي مبتذل سياسي و اخلاقي و اجتماعي كه بخاطر سياست‌هاي انفورماتيك غلط دولت‌هاي گذشته روي جامعه نصب شده است (به اصطلاح جامعه باگ دارد)، نصب برنامه‌هاي خودآموز اخلاق در خانواده. با تشكر. لپ‌تاپ غلط كرده.
 لپ‌تاپ سوم
او متاسفانه به علت فشار ناشي از ريكاوري ويندوزش پريد و ديگر بالا نيامد. البته هكرها و بلاگرهاي بي‌انصاف، مشكل ساده نرم‌افزاري را كه منجر به خراب شدن (در اصطلاح پزشكي= ري‌شارژ) اين لپ‌تاپ شده، با خبرسازي و جعل «شكستن مانيتور و سوختن هارد و كنده شدن دكمه‌هاي كيبورد» ذكر كرده‌اند.
 نسخه
نسخه امروز معرفي يك فيلترشكن است. اگر روي روزنامه‌تان موس نصب است، روي اينجا كليك كنيد!



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام