دوشنبه، 6 تير 1390 - شماره 2197
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
تيتر مصور

  فيروزه مظفري

مدايح بي‌صله
   سهراب سپهري
پشت كاجستان، برف/ برف، يك دسته كلاغ / جاده يعني غربت
باد، آواز، مسافر، و كمي ميل به خواب / شاخ پيچك، و رسيدن، و حياط / من، و دلتنگ، و اين شيشه خيس
مي‌نويسم، و فضا / مي‌نويسم، و دو ديوار، و چندين گنجشك / يك نفر دلتنگ است
يك نفر مي‌بافد/ يك نفر مي‌شمرد / يك نفر مي‌خواند

اشخاصي که مانع آزادي نطق مي‌شوند بايد از مجلس خارج شوند
مجلس شوراي ملي- دوره اول- سال 1285

روز پنجشنبه بيست و هفتم رمضان مجلس تشکيل شد. در اين جلسه دولت مهلت داد و تجار در صدد تشکيل بانک ملي برآمدند که سرمايه معين نموده اسناد آنرا در داخله بفروشند. چند نفر نيز لايحه‌اي بمجلس فرستادند که بانک ملي تشکيل بدهيد، ما چند نفر گمنام يکصدهزار تومان فعلا موجود کرده‌ايم. مذاکرات اين جلسه اول در حول اين مطالب بود. در اين جلسه ميرزا سيدمحمد ،آقا سيدعبدالله ،آقا شيخ فضل‌الله ، صدرالعلما و بعضي ديگر نيز وارد شدند. مذاکره نان بميان آمد. جماعتي از وکلا از وزير مخصوص (صاحب اختيار فعلي) که حاکم تهران است حمايت مي‌کردند. عاقبت عمل نان در مجلس رسماً مذاکره و برقرار شد که آنرا بصورت شرکت يا بشکل ديگري اداره نمايند، دسته فوق رأي ندادند و معايب آنرا بيان نمودند و راي دادند که بايد امسال نان و گوشت تحت اختيار حکومت باشد بشرايط مقرره تا براي اول سال يعني سر خرمن فکري درست در اين باب بشود.  حاج محمد اسمعيل تاجر تبريزي معروف بمغازه بصدرالعلما که موسس کمپاني بود يعني براي کمپاني که از تجار داخله بودند حرف مي‌زد، رو کرده گفت آقاي صدرالعلما اگر نظر آقا بر اين است که ما را بفرماييد قبول اين کار را بنمائيم قبول نخواهيم کرد. وقتي بنا شود که ما بخواهيم خدمتي به‌ملت نماييم و صرف نظر از منفعت بنماييم، نتيجه آن اين باشد که ما را بي اعتبار قلم دهند ابداً اين کار را نخواهيم کرد. در اين موقع شيخ حسين سقط فروش برآشفته اظهار داشت: بلي مي‌خواهيد کلاه ملت و دولت را برداريد. حاج علي آقا شالفروش به او اهانتي کرد. در اين‌موقع شيخ حسين سقط‌فروش برآشفته با صداي بلند اظهار داشت: من داعيه شرف دارم، مي‌خواهي مرا ضايع کني؟ تو چه حق داري بمن سخن درشت بگويي؟ آقاي سيدمحمدصادق طباطبائي گفت اينجا مجلس است و همه حقوقشان مساوي است، بازار نيست که شما چون تاجريد به‌سقط فروش توهين و تحکم کنيد. لکن حاج علي بر تشدد خود افزود. طباطبائي برآشفته اظهار داشت. اينجا مجلس است و جاي دشنام و تحکم نيست سپس به آقا سيد محمود معروف به ناظم رو کرده گفت: اشخاصيکه مانع آزادي نطق مي‌شوند بايد از مجلس خارج شوند. سيد آمد جلو که حاجي را بيرون کند، حاجي خود بلند شده بيرون رفت و به‌مجرد بيرون رفتن حاجي علي تمام نمايندگان تجار بيرون رفتند. بلافاصله نمايندگان جمعي از وکلا را مأمور کردند که حاج علي و ساير نمايندگان را به مجلس بازگردانند. اين عده رفتند و تجار را به‌مجلس آوردند و بقهر دو دقيقه نشستند. حاج معين التجار خواست نطقي کند، صنيع‌‌الدوله رئيس مجلس را ترک گفت و مجلس بر هم خورد. در اين هنگام آقا سيد عبدالله طرفين دعوا را نيز صلح داد.

دكتر را جا انداخته‌ايد

   مرتضي شاملي
اين سال‌ها تب دكتر شدن و دكترا گرفتن به جاهاي باريكي كشيده  و حتي تا مرگ سياسي هم پيش رفته و چه بسا باز هم برود. چندي پيش علت را از دوستي پرسيدم. جوابي داد كه به دلم نشست و از آنجايي كه آدم طنازي است كلي خنديديم. چند سال پيش نامه‌اي به يكي از مديران دولتي نوشتم تا زير آن دستوري بنويسد. خواست كه عنوان نامه را تصحيح كنم. تعجب كردم. لبخندي زد و با كمي خجالت گفت: «دكتر را جا انداخته‌ايد!»  راستش نمي‌فهمم كه اين همه اصرار براي دكتر شدن يعني چه؟! دوستي دارم كه هنرپيشه است. چند وقتي بود كه شديدا تب مي‌كرد. بالاخره تشخيص تب دكترا دادند. يك روزي كه به ملاقاتش رفتم پرسيدم اگر دكتر شد، بهتر بازي مي‌كند؟ چيزهايي گفت كه ديدم نه، راستي راستي تبش بالاست. گفتم: «لطفا حرف نزن. دكتر گفته برايت خوب نيست.»  رفيقي داشتم كه مي‌خواست ازدواج كند. كارهاي قبل از  عقدش را پخش كرد بين رفقا. آوردن عاقد به من افتاد. سر ساعت رفتم محضر. ديدم پيرمرد معممي است كه نشسته پشت ميز و منتظر من است. قاب عكسي از او هم در لباس فارغ‌التحصيلي بالاي سرش به ديوار بود. ديد كه نگاه مي‌كنم گفت مربوط به مراسم دكتراست اين عكس. گفتم: حاج آقا بدون دكترا هم قبول‌تان داريم. گفت: با همين لباس؟ گفتم چرا كه نه حاج آقا؟ اين خيلي بهتر بهتان مياد. خنديد. گفت: خدا حفظ‌تان كند ان‌شاءالله... گفتم: ما كه مثل شما نمي‌توانيم بشويم حاج آقا. توفيق مي‌خواد. اون يكي را بگذاريد براي امثال ما. گفت: شما هم دوست داريد دكتر بشويد؟ گفتم: نه حاج آقا. گفت: چطور؟! گفتم: باور كنيد حاج آقا من از بچگي دوست داشتم مثل شما بشوم. گفت: عجب! پس چرا نشديد؟ گفتم: عرض كردم كه «توفيق مي‌خواد حاج آقا. اما رفيقي دارم كه چند وقتييه تب دكتراش قطع نميشه.» گفت: «خدا خودش شفا عنايت كند ان‌شاءالله...!» آدم خوبي بود حاج آقا.  از اين صحبت‌ها كه بگذريم، اصلا كلمه دكتر (البته غير از آنچه به پزشكان مي‌گوييم) يا درجه دكترا چيست؟ مسلما اين كاريكاتوري نيست كه ما امروز از آن مي‌فهميم.  حتما اين بزرگان را مي‌شناسيد: محمد قزويني، بديع‌الزمان فروزانفر، محمدتقي بهار، علي‌اكبر دهخدا، جلاالدين همايي، محمدحسين طباطبايي، مجتبي مينوي، سعيد نفيسي، پرويز ناتل‌خانلري، عبدالحسين زرين‌كوب، ذبيح‌الله صفا، محمدجعفر محجوب، روح‌الله خالقي، محمدرضا شفيعي‌كدكني، محمد حقوقي، ابوالحسن نجفي، منوچهر بديعي و...  بيش از نيمي از اين بزرگان عنوان دكترا ندارند يا نخواسته‌اند داشته باشند. خوب به اسامي آنها  نگاه كنيد و بگوييد كدام‌شان كه اين عنوان را ندارند، لايق آن نبوده يا نيستند؟  منظورم فقط اين بزرگان و امثال ايشان نيست؛ منظورم عام است و فراتر از اين صحبت‌ها. مي‌خواهم بگويم كه وزن و حيثيت يك كشور به جنم آدم‌هايي است كه در هر رشته، شغل و پايگاه اجتماعي كه باشند كارشان را مي‌دانند  و درست انجام مي‌دهند، چه معروف باشند يا نباشند. چه عنوان دكتر و غير آن را داشته باشند يا نداشته باشند؛ آدم‌هايي كه دود چراغ خورده‌اند و از عمر و جان مايه گذاشته‌اند؛ آدم‌هايي كه چكيده كار هستند، نه چسبيده به كار. چنين آدم‌هايي صاحب هر عنواني هم كه باشند خود آنها هستند كه به آن عنوان بزرگي مي‌بخشند. اعتبار يك كشور به چنين آدم‌هايي است.

 

اولين نتيجه كه برسياست اين احمق مترتب مي شود
نامه سيدجمال‌الدين اسدآبادي به ميرزاي شيرازي ـ بخش چهارم

اما آنچه به زيان مسلمانان انجام داده اين است كه قسمت عمده كشور و درآمد آن را به دشمنان فروخته كه به تفصيل عبارت است از:
1- كان‌ها و راه‌هايي كه به كان‌ها منتهي مي‌شود و همچنين خطوطي كه از معادن به نقاط مهم كشور متصل است.
2- كاروانسراهايي كه در اطراف خطوط شوسه بنا مي‌شود (در تمام كشور) بانضمام مزارع و باغستان‌هايي كه در اطراف اين راه‌ها واقع است.
3- رود كارون و مسافرخانه‌هايي كه در دو طرف اين رود (تا منتهي‌اليه آن) ساخته مي‌شود و همچنين مراتعي كه تابع اين رودخانه است.
4- راه از اهواز تا طهران و آنچه از ساختمان‌ها و مسافرخانه‌ها و باغستان‌ها و مزارع در اطراف آن واقع است.
5- تنباكو و آنچه لازمه اين محصول است (از مراكز كشتزارها، خانه‌هاي نگاهبانان و متصديان حمل و نقل و فروشنده‌ها، هر كجا واقع شده و هر جا ساخته شود.)
6- جمع‌آوري انگور به منظور ساختن شراب و هر چه از دكان و كارخانه لازم دارد (در تمام كشور).
7- صابون، شمع و شكر و كارخانه‌هايي كه لازمه آنهاست.
8- بانك (چه ميداني بانك چيست؟) بانك عبارت از اين است كه زمام ملت را يكجا به دست دشمنان اسلام داده، مسلمانان را بنده آنها كرده و سلطنت و آقائي كفار را بر آنها بپذيرند.
آن وقت اين خائن احمق براي اينكه ملت را راضي كند، دليل پوچي براي كردار زشت خود اقامه كرده و مي‌گويد اينها معاهده موقتي است كه مدتش از صد سال! تجاوز نخواهد كرد! چه برهاني براي رسوائي خيانت‌كاران از اين بهتر؟
نصف ديگر مملكت را هم به عنوان حق‌السكوت به دولت روسيه داده (اگر ساكت شود) آن هم عبارت است از:
1- مرداب رشت و راه انزلي تا خراسان و آنچه از خان‌ها و مسافرخانه‌ها و باغستان‌ها تابع اين راه است. ولي دولت روسيه به دماغش! خورده و اين هديه را نپذيرفته، او درصدد است اگر اين معاهده‌يي كه به تسليم كشور منتهي مي‌شود بهم نخورد، خراسان را كه مستعمره خود كرده و بر آذربايجان نيز دست بيندازد. اين اولين نتيجه‌اي است كه بر سياست اين احمق مترتب مي‌شود.

 

چهارسو

 «30 هنرمند، 30 پرفورمنس، 30 روز» در گالري ايست
نمايشگاهي با عنوان «30 هنرمند، 30 پرفورمنس، 30 روز» از دهم تيرماه سال جاري بمدت يك ماه در گالري «ايست» برگزار مي‌شود. در اين برنامه هنرمنداني همچون محمد رضايي‌راد، حميد پورآذري، حسن معجوني، آتيلا پسياني، كريستف رضاعي، شهرام مكري، مونا زندي و... آثاري را اجرا مي‌كنند. نگارخانه ايست در تهران، ميدان دركه، خيابان شهيد احمدپور، بن‌بست گلستان، پلاك 2 ،زنگ دوم واقع شده و علاقه‌مندان براي اطلاع ازساعت و تاريخ اجراي اين آثار مي‌توانند به آدرس اينترنتي www. tehraneastgallery. com  مراجعه كنند.

 احياي يك هنر سنتي
موسسه كتابخانه و موزه ملي ملك با همكاري كميته ملي ايكوم قصد دارد از هشتم تيرماه كارگاه آشنايي با جلد و جلد‌سازي براي احياي هنر سنتي نقاشي زيرلاكي برگزار كند.
علاقه‌مندان جهت ثبت‌نام و شركت در اين دوره از تاريخ چهارم تا ششم تيرماه مي‌توانند با شماره تلفن 66700937 تماس گرفته يا از طريق ارسال ايميل به نشاني info@malekmuseum.org  براي ثبت‌نام و تاييد آن مراجعه كنند.

 كنسرت گروه ليان در تالار وحدت
گروه موسيقي ليان، نهم تيرماه در تالار وحدت بخشي از مولودي‌خواني‌هاي رايج در بوشهر كه متفاوت با ديگر مناطق ايران است را اجرا مي‌كند. كنسرت گروه موسيقي ليان، پنجشنبه نهم تيرماه، ساعت 21 برگزار مي‌شود.

يادداشت‌هاي پيمان حاج محمودعطار روزهاي شنبه و دوشنبه منتشر مي‌شود.
آيا افزايش جريمه بركاهش آمار تخلفات رانندگي موثراست
   پيمان حاج محمود عطار*
در رسانه‌هاي گروهي خوانديم كه مجلس شوراي اسلامي مصوبه‌يي را درباره افزايش جريمه‌هاي رانندگي و تشديد برخورد قانوني با رانندگان متخلف به تصويب رسانده است.
در اين نوشتار مي‌خواهيم اين مصوبه را ازديدگاه جرم‌شناختي بررسي كنيم و به اين پرسش بپردازيم كه آيا اصلاح مقررات رسيدگي به تخلفات رانندگي و تشديد مجازات رانندگان متخلف در ميزان كاهش اين گونه تخلفات موثر خواهد بود؟ در دروس جرم‌شناختي در دانشكده حقوق درباره علل و عوامل ارتكاب جرم بحث و پژوهش مي‌شود. به اعتقاد جرم‌شناسان بزرگ جهان يكي از اصول اوليه‌يي كه بايد قانونگذاران در تصويب قوانين كيفري به آن بپردازند، بررسي اين علل و عوامل در سوق دادن انسان به ارتكاب بزه مي‌شود. بدون بررسي همه‌جانبه اين عوامل، مسلما قانونگذار به هدف غايي خود در تصويب قوانين كيفري كه جلوگيري از ارتكاب جرم مي‌كنند، نخواهد رسيد.
از ديدگاه جرم‌شناختي نمي‌توان رانندگان متخلف را صددرصد مقصر در ارتكاب اين‌گونه جرائم دانست. البته هستند افرادي كه در رانندگي با خودرو با ارتكاب جرم و يا كردار نابهنجار ازنظر روحي و شخصيتي ارضا مي‌شوند ولي منظور ما در اين نوشتار اين‌گونه افراد نيستند كه البته اين افراد از نظرگاه روانشناسي كيفري در تمامي دسته‌هاي بزهكاري وجود دارند و مختص بزهكاران رانندگي نيست. در كشورهاي پيشرفته همزمان با گسترش شهر و گسترش نيازمندي‌هاي شهري، وسائل ارتباط جمعي و گروهي نيز تغيير شگرفي يافته است. يك شهرنشين دركشوري پيشرفته به آساني مي‌تواند مايحتاج روزمره‌اش را از طريق وسائل عمومي از اماكن مربوطه تهيه كند و لزوما ناگزير از استفاده از وسيله نقليه شخصي خود براي تامين اين نيازها نيست.
درقانون برنامه پنج‌ساله چهارم توسعه، دولت مكلف شده بود تا پايان برنامه يادشده سيستم خدمات اينترنتي(دولت الكترونيك) را در سطح فراگير در تمام سازمان‌ها و ادارات دولتي و خدماتي گسترده و فعال كند.لزوم مراجعه شهروندان به ادارات دولتي به جاي انجام موضوع ازطريق اينترنت از يك طرف و كامل نبودن ناوگان حمل و نقل همگاني از سوي ديگر موجب مي‌شود كه حجم ورودي خودروهاي شخصي به مركز شهر افزايش چشمگيري بيابد و دولت با پديده زشت ترافيك مواجه ‌شود. در اين مرحله بازهم دولت به جاي درمان درد به تجويز مسكن روي مي‌آورد. به‌جاي رفع علت به برخورد با معلول مي‌پردازد و به جاي اينكه علت استفاده بي‌رويه شهروندان از خودروي شخصي را پي‌جويي كند، طرح ترافيك برقرار مي‌كند. هنگامي كه اين طرح نيز با شكست روبرو مي‌شود، دولت داروي مسكن را قوي‌تر مي‌كند و طرح زوج و فرد را روي طرح ترافيك قرارمي‌دهد ولي بازهم اين طرح‌ها درمان درد نيستند. در مرحله بعد دست به دامان پارلمان مي‌شود و با فشار بر مجلس طرح افزايش نرخ جريمه‌هاي تخلفات رانندگي را مي‌دهد و مجلس نيز شتابزده آن راتصويب مي‌كند.
در حالي كه اگر دولت برابر قانون برنامه چهارم توسعه به تكليف  قانوني خود مبني بر افزايش و توسعه ناوگان حمل و نقل شهري(مترو واتوبوس) از يكطرف و راه‌اندازي و تكميل شبكه اينترنتي (دولت الكترونيك) در سطح همه ادارات ازسوي ديگر و آموزش همگاني شهروندان براي استفاده از اين سيستم از طريق رسانه‌هاي گروهي از طرف ديگر اهتمام مي‌ورزيد، اكنون ناگزير از افزايش مجازات‌هاي رانندگي نبود. در صدا و سيما در چند روز گذشته مصاحبه‌هاي بسياري با مسوولان نيروي انتظامي و اداره راهنمايي و رانندگي كشور درباره نتايج سودمند افزايش نرخ جريمه ديده‌ايم. بنده در اينجا مي‌گويم اين افزايش نرخ جريمه‌ها شايد در كوتاه‌مدت باعث كاهش تخلفات رانندگي شود اما در زمان طولاني‌تر چنانچه مشكلات مردم ازحيث لزوم مراجعه به مراكز شهري و سفرهاي درون‌شهري برطرف نشود، موجب افزايش تخلفات رانندگي، پديد آمدن بزه رشوه و پنهاني شدن جرائم و خروج آنها از كنترل و مراقبت قانون و سرانجام تبديل تهران به شهر پاركينگ، خواهد شد.
* وكيل پايه يك دادگستري
عناوين اين صفحه
تيتر مصور
مجلس شوراي ملي- دوره اول- سال 1285
دكتر را جا انداخته‌ايد
نامه سيدجمال‌الدين اسدآبادي به ميرزاي شيرازي ـ بخش چهارم
چهارسو
آيا افزايش جريمه بركاهش آمار تخلفات رانندگي موثراست
پيدا و پنهان

پيدا و پنهان

   ابهام در بازداشت معاون وزير صنايع
در حالي كه اخيرا اخباري مبني بر بازگشت افشين روغني، معاون وزير صنايع و معادن منتشر شده بود، وي ديروز در گفت‌وگويي به اين شايعات پايان داد.آفتاب نوشت روغني درباره بازداشتش صحبتي نكرده و مشخص نيست كه آزاد شده يا اساسا بازداشت  نشده بود.

   استعفاي رحماندوست براي كانديداتوري در مجلس
مجتبي رحماندوست براي كانديداتوري در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي از مشاورت عالي رييس بنياد شهيد و امور ايثارگران استعفا كرد.به گزارش جوان‌آنلاين، اين استعفا پس از ارايه به مسعود زريبافان بلافاصله مورد پذيرش واقع شده است.

   دردسرهاي گرفتن يارانه‌ها
سايت آينده نوشت: برخي مراجعان به بانك صادرات از نحوه دريافت يارانه‌هايشان گلايه‌مندند، چرا كه بانك مذكور آنها را وادار كرده براي دريافت يارانه‌هاي نقدي خود مجددا افتتاح حساب كنند. 
 
نحوه تبليغ خريد روزنامه در دهه 30
   مسعود برزين در کتاب شناسنامه مطبوعات ايران از 1215 تا 1357 شمسي در معرفي هفته‌نامه احدي نوشته است: احدي: هفته‌نامه ديني/ اجتماعي. حاج علي احدي. تهران. سال‌هاي32/1330 ش. 53/1951 م.

قابل توجه خوانندگان، از هارون‌الرشيد خليفه عباسي منقول است که روزي اعلان نمود هرکس که بيايد و پند نيکويي دهد من او را هزار اشرفي صله دهم.
پيرمردي به حضور خليفه بازيافت و گفت من سه پند نيکو دارم که آنها را مي‌گويم ولي براي هريک از آنها هزار اشرفي مي‌گيرم. هارون قبول کرد و گفت: مشروط بر اينکه پندهايت هر يک ارزش هزار اشرفي را داشته باشد.
پيرمرد چنين لب به سخن گشود:اول: بدان که در اين مردم خيري نيست. هارون‌الرشيد گفت احسنت و دستور داد هزار اشرفي به او صله دهند و به او گفت پند دوم خود را نيز بگوي.
پيرمرد گفت: انسان ناگزير به زندگي بين همين مردم است.
 هارون‌الرشيد پس از تصديق دوباره امر کرد هزار اشرفي ديگر هم به او بدهند و گفت: پيرمرد پند سوم خود را نيز بگوي.
پيرمرد گفت: چون انسان ناگزير بين اين مردم است، لذا مي‌بايستي با ايشان به قدر رفع احتياج معاشرت کند. هارون گفت: احسنت، احسنت و براي بار سوم هزار اشرفي به او صله داد.
احدي: هارون‌الرشيد براي سه کلمه حرف سه هزار اشرفي به يک پيرمرد صله داد. پس از چه جهت‌ اي مسلمانان محترم شما با دادن ده تومان روزنامه احدي را که مملو از مطالب سودمند و مواعظ مفيد بزرگان اسلام است مشترک نمي‌شويد تا از نصايح و پندهاي گرانبهاي مندرجه در آن استفاده کنيد.
منبع: سايت مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي

چايي پُررنگ درماني!
  پوريا عالمي

روي كاناپه دراز كشيده بودم و داشتم سخنراني رسمي يك مقام بلندپايه را مي‌خواندم، كه وارد «زندگي دوگانه پوريا» شدم و جوانان را ديدم كه دارند پاي اين سخنراني كامنت مي‌گذارند. جالب مي‌شود، نه؟
يعني وقتي داريد سخنراني كسي را گوش مي‌كنيد، بتوانيد پاي حرف‌هاش كامنت بگذاريد.
اين طوري:

  آقاي احمدي‌نژاد به وزير كشور دستور داد «اولويت اشتغال و مسكن در تمام استان‌ها با جواناني باشد كه اعتياد به مواد مخدر را ترك كرده‌اند.»
در همين رابطه، جوانان اعلام كردند: اول اينكه ما شش، هفت ساله توي صف ايستاديم، صف رو به هم نزنيد.
دوم اينكه اگه اولويت با كساني است كه اعتياد را ترك كرده‌اند، ما حاضريم در عرض يك هفته معتاد شويم، فقط شغل و مسكن ما فراموش نشود.
سوم اينكه قبول نيست، حتي اگه ما معتاد شويم و بعدش هم ترك كنيم، آن وقت مي‌گوييد اولويت خانه و شغل، با معتاداني است كه قهرمان المپيك بشوند.
 لابد وقتي هم كه قهرمان شويم، مي‌گوييد اولويت با معتادان ترك‌كرده قهرماني است كه همسر داشته باشند.
 لابد وقتي هم كه همسر بگيريم مي‌گوييد اولويت با معتادان ترك‌كرده قهرمان متاهل نيست، چون دولت براي اشتغال و مسكن جوانان مجرد برنامه‌ريزي كرده نه معتادهاي زن و بچه‌دار.

  [...]!
  وي خطاب به جواناني كه موفق به ترك اعتياد شده‌اند اظهار داشت: شما كار بزرگي كرده‌ايد، قدر اين كار را بدانيد، ما هم قدر شما را مي‌دانيم و بدانيد كه احمدي‌نژاد به عنوان يك برادر تا حل همه مشكلات در كنار شما خواهد بود.

  [...]
در همين رابطه جوانان گفتند: دست شما درد نكنه. خودمان خيلي خوب مي‌دانيم كه شما هميشه تا حل همه‌ مشكلات كنار ما خواهي بود. براي همين خودمان داريم سعي مي‌كنيم مشكلات را حل كنيم.

نسخه
خلاصه...
 يك استكان كمر باريك چاي پررنگ ريخته و تا حد اشباع شيرينش كنيد، سپس آن را هورت بكشيد بالا. با اين نسخه حس مي‌كنيم هم حال خودمان، هم حال ديگران بهتر شده است و مشكلات هم بر طرف شده است.

  [...]



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام