شنبه، 8 اسفند 1388 - شماره 2184
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
سرقت کارگر اخراجي از برندگان قرعه کشي خيالي

گروه حوادث؛ مردي با بازي در نقش قاصد خوش خبر هشت شهروند را در يک قرعه کشي خيالي برنده اعلام و از آنان سرقت کرد. اين مرد در جريان دو مورد از دزدي هايش قصد داشت به دو زن نيز تعرض کند اما در اجراي نقشه اش ناکام ماند. به گزارش خبرنگار ما، تلاش ها براي دستگيري اين متهم زماني آغاز شد که مردي همراه همسرش به کلانتري نياوران رفت و گفت؛ «هنگامي که همسرم در خانه تنها بود مردي به خانه مان رفت و به بهانه اينکه زنم در يک قرعه کشي برنده شده است، توانست وارد منزل شود. آن مرد با اين ترفند قصد آزار و اذيت همسرم را داشت.» همسر اين مرد نيز توضيح داد؛ امروز- روز حادثه- در خانه مان واقع در ميدان تجريش تنها بودم که مردي حدود 30ساله زنگ را زد و گفت چون شما چند ماه قبل يک دست مبل خريده ايد، در قرعه کشي اتحاديه مبل تهران مبلغ يک ميليون و 700 هزار تومان به همراه يک دستگاه بخارشوي برنده شده ايد. او سپس چند فرم به من نشان داد و گفت بايد از مبل ها بازديد و وضعيت استفاده از آنها را در فرم ها ثبت کند. چون کسي در خانه نبود من در کنار در ورودي ايستادم و مرد جوان وارد خانه شد. او پس از چند لحظه وقتي فهميد هيچ کس در منزل نيست گفت به متر احتياج دارد اما چون ما متر نداشتيم او گفت با خط کش هم مي تواند کارش را انجام دهد. وقتي به ناچار وارد خانه شدم مرد جوان در يک لحظه در را بست و يک چاقو به سويم گرفت و تهديد کرد اگر به خواسته اش تن ندهم از کرده ام پشيمان خواهم شد. در حالي که او به سويم مي آمد من با داد و فرياد کمک خواستم و در اين حين يکي از بستگان سر رسيد و باعث شد مرد شياد با دستپاچگي از آنجا فرار کند. او هنگام فرار مبلغ 200 هزار تومان مرا با خود برد. در پي اين شکايت چون احتمال داشت متهم با اين ترفند سراغ افراد ديگري نيز برود به دستور صمدي بازپرس شعبه نهم دادسراي ناحيه يک، کارآگاهان پايگاه يکم پليس آگاهي تجسس هاي خود را براي شناسايي متهم آغاز کردند. نخستين مرحله بررسي ها به تحقيق درباره فروشگاهي که شاکي از آنجا مبل خريده بود اختصاص يافت. تفحص در مورد صاحب مبل فروشي و ساير افراد شاغل در آنجا نشان داد يکي از کارگرهاي مبل فروشي به نام حميدرضا حدود يک سال قبل بنا به دلايلي از محل کارش اخراج شده است. اطلاعاتي که شاکي از جوان سارق اعلام کرده بود شباهت زيادي با مشخصات حميدرضا داشت. بنابراين وي در مظان اتهام قرار گرفت و ماموران به محل سکونت وي در يکي از مناطق شرقي تهران رفتند اما او از آنجا نقل مکان کرده بود. اين موضوع نتوانست تحقيقات پليس را با بن بست روبه رو کند و کارآگاهان چند روز بعد با پيگيري هاي دامنه دار به اطلاعاتي در مورد مخفيگاه کارگر اخراجي در کرج دست يافتند. به اين ترتيب متهم در مخفيگاهش دستگير و به پليس آگاهي منتقل شد. بازداشت حميدرضا در شرايطي بود که علاوه بر شاکي اول هفت نفر ديگر از او شکايت کرده و مدعي بودند او با اين ادعا که آنها در قرعه کشي برنده شده اند مبالغي را از آنها به عنوان حق الزحمه گرفته يا به خانه شان دستبرد زده است. يکي از اين افراد به پليس گفت؛ وقتي متهم به خانه ام آمد با حرکات عجيب و غريب اتاق و مبل ها را متر کرد و مبلغ 70 هزار تومان نيز به عنوان شيريني از من گرفت. علاوه بر اين مرد يک زن نيز که جزء شاکيان بود گفت چون متهم فهميد من در خانه تنها هستم در را بست و با چاقو مرا تهديد کرد و قصد داشت من را آزار دهد اما وقتي داد و فرياد کردم متواري شد. هنگامي که متهم در برابر شاکيانش قرار گرفت اتهامش را پذيرفت و گفت چون به مواد مخدر اعتياد دارد براي تامين هزينه مواد مصرفي اش دست به دزدي زده است. سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران درباره اين پرونده توضيح داد؛ از آنجا که احتمال وقوع کلاهبرداري هاي بيشتر يا وقوع مسائل سوءاخلاقي توسط متهم وجود دارد تحقيقات از وي همچنان در جريان است و از افرادي که به هر دليل از جمله ترس از آبرو شکايت نکرده اند، دعوت مي شود براي رسيدگي به اين ماجرا به پايگاه يکم پليس آگاهي يا شعبه نهم دادسراي ناحيه يک شميرانات مراجعه کنند.

رفاقت در زندان، قتل در خانه مجردي

گروه حوادث؛ مردي بعد از آزاد شدن از حبس دوست دوران زندان خود را به قتل رساند تا با فروش موتورسيکلت هاي او مواد مخدر بخرد. به گزارش خبرنگار ما اين جنايت در آپارتماني در حوالي ميدان محسني تهران اتفاق افتاد و راز آن براي چند روزي سر به مهر ماند تا اينکه بالاخره انتشار بوي تعفن اهالي ساختمان را کلافه و آنها را مجاب کرد در تماس با پليس موضوع را اطلاع بدهند. به اين ترتيب نهمين روز ماه گذشته تيمي از ماموران به آن مجتمع مسکوني رفتند و با پيدا کردن منشاء بو فهميدند چند روزي است از ساکن آن خانه خبري نيست و کسي او را نديده است. به همين سبب با کسب مجوز قضايي در آپارتمان را شکستند و ناگهان خود را در برابر جنازه يي متعفن ديدند. متوفي مردي حدوداً 45ساله بود که دهان او را بسته و دست و پايش را به يک صندلي طناب پيچ کرده بودند. دقايقي بعد محمدحسين شاملو بازپرس ويژه قتل، کارآگاهان جنايي و اکيپ بررسي صحنه جرم خود را به قربانگاه رساندند و در همان بدو تحقيقات به اين نتيجه رسيدند که ساکن اين خانه به نام فرهاد حدود 15 روز قبل توسط فردي آشنا خفه شده است. در ادامه وقتي همسايه ها خبر دادند مقتول دو دستگاه موتورسيکلت پولسار آبي و هوندا 125 مشکي رنگ داشت کارآگاهان پي بردند انگيزه عامل جنايت به احتمال زياد سرقت بوده چرا که از هيچ کدام از موتورها اثري نيست. کارآگاهان در بازجويي از همسايه ها با اين جمله مواجه شدند که افراد زيادي به خانه فرهاد رفت و آمد مي کردند اما اخيراً پسري حدوداً 25 ساله بيش از ديگران به منزل مقتول آمد و شد داشت.

افسران جنايي پس از چهره نگاري از مظنون 25ساله به رديابي او پرداختند و با به کارگيري شگردهاي پليسي هويت او را که هاشم نام دارد فاش کردند. تلاش ها براي دستگيري اين مرد به شناسايي زن و مردي منجر شد که از آشنايان او بودند و به احتمال زياد از وي خبر داشتند. زن جوان در بازجويي ها از محل اختفاي هاشم اظهار بي اطلاعي کرد و گفت فقط در يک آموزشگاه به او کار با رايانه را ياد مي داد و اين اواخر از زبان او شنيده بود قصد دارد براي خريدن کامپيوتر يک موتورسيکلت بفروشد.

اميد دومين فردي بود که احتمال داشت همچنان با مظنون به قتل در ارتباط باشد ولي او هم اين موضوع را تکذيب کرد و گفت؛ «هاشم مدتي به عنوان شاگرد، در مغازه من کار مي کرد. پس از آنکه فهميدم او معتاد است اخراجش کردم.» کارآگاهان که با ترديد به حرف هاي اميد مي نگريستند موفق به کشف گواهينامه و مدارک موتورسيکلت پولسار فرهاد از بين وسايل او شدند و اميد به ناچار به ارتباط خود با هاشم اعتراف کرد و گفت؛ «گواهينامه و کارت موتور را در ازاي 200 هزار تومان از هاشم دريافت کردم و قرار بود پس از پرداخت 800 هزار تومان ديگر موتورسيکلت را از هاشم تحويل بگيرم.»

کارآگاهان با راهنمايي هاي اميد، ضمن شناسايي مخفيگاه هاشم در خيابان قزوين، او را روز چهارشنبه هفته گذشته دستگير کردند. هاشم ضمن اعتراف به قتل گفت؛ سال 86 به اتهام مصرف و نگهداري مواد مخدر روانه زندان و در آنجا با فرهاد آشنا شدم. در زندان زمينه دوستي من با فرهاد ايجاد شد و در همين مدت بود که فرهاد به من گفت خانواده ندارد و به تنهايي در يک مجتمع مسکوني زندگي مي کند. پس از آزادي از زندان و اطلاع پيدا کردن از اينکه دوران محکوميت فرهاد هم تمام شده به ديدن او رفتم و رفت و آمدهايم به خانه وي آغاز شد. متهم ادامه داد؛ من بعد از آزادي دوباره معتاد شده بودم و براي خريد مواد نياز به پول داشتم به همين دليل تصميم گرفتم موتورسيکلت هاي فرهاد را سرقت کنم. من روز حادثه با تهيه سم و ريختن آن در آبميوه به منزل فرهاد رفتم. او پس از نوشيدن آبميوه دچار مسموميت شديد شد و بي هوش شد. در همان حالت وي را روي صندلي قرار دادم و پس از بستن دست و پا و دهانش او را خفه کردم. سپس با برداشتن مدارک موتورهايش را دزديدم و تصميم داشتم به تدريج، ضمن مراجعه به خانه فرهاد اسباب و اثاثيه او را به فروش برسانم.

سرهنگ سعيد ليراوي معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران درباره اين پرونده گفت؛ متهم از مجرمان سابقه داري است که طي سال هاي گذشته به اتهام کيف قاپي و مصرف و نگهداري مواد مخدر روانه زندان شده اما با اين وجود هربار پس از آزادي از زندان به چرخه ارتکاب جرم بازگشته بود. او اين بار نيز پس از اعتياد شديد به مصرف کراک و براي تامين هزينه خريد مواد تصميم به ارتکاب قتل گرفت.

کلاهبرداري با چک هاي تضميني جعلي

گروه حوادث؛ فردي که با استفاده از چک هاي جعلي از صاحبان فروشگاه ها، مغازه ها و طلافروشي هاي مختلف در کرج و شهريار کلاهبرداري ميليوني کرده بود دستگير شد. «سرهنگ اسماعيل هادئي» رئيس پليس آگاهي استان تهران در اين باره گفت؛ در پي مراجعه افرادي به پليس آگاهي استان تهران و ارائه شکايت هاي مشابه مبني بر اينکه فردي که خود را «مجيد» معرفي مي کرد با ارائه چک هاي جعلي از آنها کلاهبرداري ميليوني کرده و متواري شده است، پرونده يي تشکيل شد. هادئي افزود ؛ با اخذ اظهارات شکات، مشخص شد کلاهبردار فراري با تهيه چک هاي جعلي در ساعات بعدازظهر و روزهاي تعطيل به طلافروشي ها، فروشگاه ها و مغازه هاي مختلف در کرج و شهريار مي رود و در قبال خريد کالا، لوازم و اجناس ديگر چک هاي جعلي را به عنوان چک هاي تضميني بانک ملت ارائه مي دهد. رئيس پليس آگاهي استان تهران تصريح کرد؛ اين متهم در مواقعي که مبلغ چک جعلي اش از ارزش ريالي کالايي که خريد مي کرد بيشتر بود باقيمانده مبلغ چک را به صورت نقدي از کسبه ها دريافت مي کرد. هادئي ادامه داد؛ ماموران در بررسي هاي اوليه متوجه شدند کلاهبردار تحت تعقيب، آدرس و شماره تماس هاي واهي به شکات ارائه داده و شناسنامه يي که خود را با استفاده از آن «مجيد» معرفي مي کرده، جعلي است. رئيس پليس آگاهي استان تهران اظهار داشت؛ تصوير متهم از طريق يکي از طلافروشي ها که به دوربين مداربسته مجهز بود تهيه شد و سپس کارآگاهان موفق شدند با کمک اطلاعاتي که از طريق شهروندان به دست آورده بودند، اين متهم را در کرج شناسايي و در يک عمليات غافلگيرانه دستگير کنند. اين مقام انتظامي گفت؛ بنا بر درخواست بازپرس شعبه دوم دادسراي عمومي و انقلاب کرج، تصوير متهم بدون پوشش در روزنامه ها منتشر شده تا افرادي که به اين شيوه از آنها کلاهبرداري شده است، او را شناسايي و براي پيگيري شکايت به پليس آگاهي استان تهران مراجعه کنند.

حبس ابد در انتظار مادرخوانده جنايتکار

دادگاه جنايي ايالت «مريلند» امريکا زني را که پيکرهاي دو دخترخوانده اش را در فريزر خانه خود پنهان کرده بود قاتل شناخت. به گزارش ايسکانيوز «رني بومن» 44ساله به جرم دو فقره قتل عمدي و سه فقره کودک آزاري بازداشت شده است. پيکرهاي دو خواهر که دخترخوانده هاي «رني» بودند سپتامبر 2008 در خانه وي در شهر «لوبزي» ايالت «مريلند» کشف شد. مقام هاي مسوول مي گويند مشخص نيست دو دختر به نام هاي «منت» و «ياسمين» دقيقاً چه زماني کشته شدند. اين دو خواهر اگر زنده بودند حالا 11 و 12 سال داشتند.«رني» طي سه سال اخير سه بار خانه خود را عوض کرده بود و هر بار فريزر بزرگي را با خود به ساختمان تازه مي برد. جرم هاي اين زن وقتي فاش شد که تنها دخترخوانده اش توانست با بدني خونين از خانه وحشت بگريزد. دختر هفت ساله سراغ پليس رفت و اين راز هولناک را برملا کرد. در نتيجه همان روز پيکرهاي منجمدشده «منت» و «ياسمين» در فريزر کشف شد.«بومن» براي نگهداري سه دختر بي سرپرست از شهرداري «واشنگتن» که اين بچه ها را به او داده بود هر ماه پولي به عنوان کمک هزينه مي گرفت. اين يارانه ها به کساني پرداخت مي شود که سرپرستي کودکان نيازمند را بر عهده مي گيرند.«رني» پيش تر به آزار دخترخوانده هفت ساله اش اعتراف کرده و به 25 سال زندان محکوم شده بود. اين دختر اکنون تحت سرپرستي خانواده ديگري قرار گرفته است. او در جريان محاکمه پيشين رني نيز به عنوان شاهد حاضر شد و در مقابل اين زن جزييات شکنجه هايي را گفت که تحمل کرده بود. حکم مربوط به دو جرم ديگر بومن قرار است 22 مارس 2010 صادر شود. دادستانان براي اين زن تقاضاي زندان ابد بدون امکان آزادي کرده اند و به نظر مي رسد اين حکم صادر شود.

عناوين اين صفحه
سرقت کارگر اخراجي از برندگان قرعه کشي خيالي
رفاقت در زندان، قتل در خانه مجردي
کلاهبرداري با چک هاي تضميني جعلي
حبس ابد در انتظار مادرخوانده جنايتکار
اخاذي 15 ميليون توماني با ربودن پسر 10 ساله
21 کشته و 50 مجروح در آتش سوزي کارخانه پارچه بافي در بنگلادش

اخاذي 15 ميليون توماني با ربودن پسر 10 ساله
پليس در جست وجوي ربايندگان پسربچه 10ساله يي است که از خانواده وي تقاضاي 15 ميليون تومان پول نقد کرده اند. به گزارش فارس، روز 20 بهمن امسال خانواده پسربچه 10ساله يي به نام عليرضا با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران از مفقود شدن پسرشان خبر دادند. صفر خاکي داديار شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات نشان داد عليرضا پس از آنکه به مدرسه رفته ديگر به خانه بازنگشته است. همين امر باعث شد فرضيه ربوده شدن اين پسربچه قوت بگيرد. خاکي گفت؛ چند روز بعد عده يي با خانواده عليرضا تماس گرفتند و از آنها در قبال آزادي عليرضا 15 ميليون تومان پول نقد خواستند. وي ادامه داد؛ در حال حاضر مخفيگاه ربايندگان و نحوه آشنايي آنها با خانواده عليرضا مشخص نشده اما تحقيقات براي شناسايي اين افراد ادامه دارد.


21 کشته و 50 مجروح در آتش سوزي کارخانه پارچه بافي در بنگلادش
مقامات پليس «بنگلادش» اعلام کردند؛ در پي وقوع آتش سوزي در يک کارخانه پارچه بافي در شمال اين کشور، دست کم 21 نفر جان خود را از دست دادند و 50 نفر ديگر نيز مجروح شدند. به گزارش رويترز اين آتش سوزي که بيش از دو ساعت به طول انجاميد، در کارخانه يي در منطقه «قاضي پور» واقع در 50 کيلومتري شمال «داکا»- پايتخت اين کشور- به وقوع پيوست. بر اساس گزارش پزشکان منطقه «قاضي پور» 13 نفر از 21 کشته شده اين حادثه را زنان تشکيل مي دهند و وضعيت 18 نفر از 50 مجروح وخيم است. به طوري که احتمال فوت آنها وجود دارد. اين کارخانه پارچه بافي يکي از مهم ترين کارخانه هاي توليدکننده پارچه و الياف نخي است که سالانه بيش از 10 ميليارد دلار صادرات دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام