چهارشنبه، 5 اسفند 1388 - شماره 2182
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
با حضور اتوبوس شب،آواز گنجشک ها و ... صورت گرفت
نامزدهاي جشن دنياي تصوير اعلام شدند

بعد از يک سال تاخير، يازدهمين جشن «دنياي تصوير» 14 اسفندماه در سالن برج «ميلاد» برگزار مي شود. علي معلم با بيان اينکه اين جشن همزمان با ايام ميلاد حضرت محمد (ص) برگزار مي شود، توضيح داد؛ «جشن «دنياي تصوير» که با تنديس «حافظ» زينت شده است، تنها جشنواره خصوصي فيلم و تلويزيون در ايران به شمار مي آيد که برپايي يازدهمين دوره آن به دليل مسائلي که در سال گذشته به وجود آمد به تعويق افتاد.» او گفت؛ «در اين جشن برگزيدگان از ميان آثاري که از ابتداي فروردين 86 تا انتهاي اسفند 87 در سينما و تلويزيون نمايش داده شده انتخاب مي شود.» معلم به حذف دو جايزه در جشن امسال اشاره کرد و گفت؛ «جايزه يي را به بهترين چهره تلويزيوني مي داديم که در دو دوره گذشته داريوش ارجمند براي «طلوع ماه» و مرتضي حيدري براي «گفت وگوي ويژه خبري» دريافت کردند اما با توجه به نبود کانديداي مناسب در اين حوزه و پايين آمدن سطح کيفي برنامه هاي گفت وگومحور در تلويزيون آن را حذف کرديم و انتخاب برنامه تلويزيوني هم به دليل کم شدن آثار شاخص در اين دوره نخواهيم داشت.» به گزارش ايسنا مديرمسوول ماهنامه «دنياي تصوير» سيستم داوري جشن را مربوط به نويسندگان و منتقدان مجله دانست و گفت؛ «گزينش ها برخلاف جشنواره هاي ديگر در طول سال اتفاق مي افتد و با مطالعه طولاني انجام مي شود.» معلم تاکيد کرد؛ «فعاليت هايي از قبيل برپايي جشنواره ها و جشن ها به رغم اينکه در چندسال اخير کم شده است، اما بايد مردمي شود و موضوع فرهنگ در بخش خصوصي پيگيري شود تا تصدي گري دولت در اين حوزه کم شده تا آنها نظريه فردي يا شخصي در حوزه هنر نداشته باشند و اجازه دهند جشنواره هاي خصوصي در ايران رشد کنند.» او ابتداي تابستان را بهترين زمان براي برپايي اين جشن عنوان کرد و گفت؛ «جشن امسال را به خاطر تعطيلي يک ساله يي که به وجود آمده بود، در انتهاي سال برگزار مي کنيم. اما از سال بعد اميدواريم اين مراسم در ابتداي تابستان برگزار شود تا به سيکل صحيح آن برگرديم و به جشن خانه سينما و جشنواره فجر نيز نزديک نباشيم.»برخي از نامزدهاي دريافت تنديس «حافظ» جشن يازدهم دنياي تصوير به شرح زير است؛ بهترين فيلم؛ قلي پور، مجيدي ، همايونفر، ساداتيان ، ميرعلايي، بهترين کارگردان؛ اصلاني ، پوراحمد، لطيفي ، مجيدي ، ميرکريمي ، بهترين بازيگر مرد؛ ابر ، بازغي ، بهداد ، پرستويي، شکيبايي ، صديقيان ، قائميان، کيانيان، ناجي ، نجفي ، بهترين بازيگر زن؛ آدينه ، بهرام ، خيرانديش، رهنما ، زارعي ، قاضياني، کرامتي ، کوثري ، نصيرپور ، نعمتي.در ادامه اين گزارش ديگر کانديداهاي بخش سينما نيز معرفي شدند.
يک روز پس از خبر لغو برنامه اعلام شد
کنسرت همايون شجريان برگزار مي شود

گروه فرهنگي، ايمان پاکنهاد؛ «اگر دوست داشته باشند مي توانند کنسرت را در همان تاريخ برگزار کنند. لغو کنسرت لغو شده است.» اين گفته روابط عمومي معاونت هنري وزارت ارشاد، حاصل پيگيري هاي چندساعته خبرنگار «اعتماد» درباره اعلام لغو کنسرت همايون شجريان از سوي رئيس اداره کل ارشاد آذربايجان شرقي است. احمد احمدي منش رئيس اين اداره پريروز در گفت وگو با ايسنا اعلام کرد کنسرت همايون شجريان و گروه «همنوازان حصار» به سرپرستي علي قمصري به دليل حضور دو نوازنده زن در گروه و وجود نداشتن امنيت کافي در سالن مجموعه تراکتورسازي تبريز لغو شده است. اين خبر ديروز در رسانه ها بازتاب هاي گسترده يي داشت اما هيچ يک از مسوولان وزارت ارشاد در اين باره اظهارنظر نکردند. براي پيگيري خبر ابتدا با محمدعلي خبري رئيس دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد تماس مي گيريم؛ «آقاي خبري، وزارت ارشاد چه توجيهي بر دليل لغو کنسرت همايون شجريان در تبريز دارد؟» خبري پاسخ مي دهد؛ «با روابط عمومي تماس بگيريد.» و قطع مي کند. با روابط عمومي تماس مي گيريم. همان سوال را مي پرسيم و اين پاسخ را مي شنويم؛ «ما همه مجوزها را صادر کرده ايم. اگر آنها (ارشاد تبريز) لغو کرده اند، خودشان هم بايد پاسخگو باشند.» به لطف دوستان روابط عمومي و با تماس هاي پي درپي موفق به گفت وگويي چند ثانيه يي با احمد احمدي منش مديرکل اداره ارشاد آذربايجان شرقي مي شويم. نخستين پرسش اين است؛ «آيا توضيح تکميلي درباره علت لغو کنسرت همايون شجريان در تبريز داريد؟» پاسخ مي دهد؛ «ما هيچ مجوزي را لغو نکرده ايم. جنجال است. دروغ.» مي پرسيم؛ «مگر شما با خبرگزاري ايسنا گفت وگو نکرده بوديد که به دليل حضور دو زن...» سوال به آخر نرسيده که اين جواب را مي دهد و قطع مي کند؛ «همه اش دروغ و جنجال سازي است. کنسرت برگزار مي شود.» محمدعلي رفيعي مدير برگزاري کنسرت هاي خانواده شجريان ها است. به او اطلاع مي دهيم که احمدي خبر لغو کنسرت همايون را تکذيب کرده و گفته کنسرت برگزار مي شود. توضيح او هم اين گونه است؛ «هنوز از هيچ مرجعي به ما چيزي اعلام نکرده اند. فردا قرار است در تهران مذاکره کنيم. ان شاءالله که مشکلي نيست.» علي قمصري سرپرست گروه «همنوازان حصار» هم که ديروز يادداشتي در توضيح مسائل پيش آمده منتشر کرده بود در گفت وگو با «اعتماد» پس از شنيدن خبر مي گويد؛ «هيچ کس به ما درباره لغو کنسرت چيزي اعلام نکرده بود تا اينکه ما نيز از طريق خبرگزاري ايسنا متوجه شديم کنسرت مان را به همان دليلي که ذکر شده، لغو کرده اند. ما هم امروز (ديروز) مستندات خودمان را منتشر کرديم.» پيگيري ها را ادامه مي دهيم تا متوجه شويم که بالاخره کنسرت برگزار مي شود يا نه. پرويز کرمي مشاور وزير و مديرکل روابط عمومي وزارت ارشاد است. با او تماس چندباره مي گيريم و سرانجام اين توضيح را مي شنويم؛ «کنسرت همايون شجريان در همان تاريخ و ساعت اعلام شده در تبريز برگزار خواهد شد. مجوز کنسرت صادر شده و هيچ کس آن را لغو نکرده است.» مي پرسيم «پس چرا آقاي احمدي منش در گفت وگو با ايسنا اعلام کرده به دليل حضور نوازنده هاي زن کنسرت لغو شده؟» پاسخ را اين طور مي شنويم؛ «تا حالا هيچ يک از کنسرت ها به اين دليل لغو نشده. اين کنسرت هم برگزار خواهد شد. شايد موضوع ديگري در ميان بوده.» چه موضوعي؟ چرا اين ناهماهنگي ها در اين سطح رخ مي دهد؟ کرمي ادامه مي دهد؛ «سياست هاي کلي را وزارت ارشاد به اداره هاي کل ابلاغ مي کند. شايد آقاي احمدي از صدور مجوز کنسرت خبر نداشتند. ضمن اينکه آنها بايد خودشان را با وزارت هماهنگ کنند، نه ما با آنها. بهتر است با اداره تبريز تماس بگيريد و از آنها جويا شويد.» دوباره با احمدي منش تماس مي گيريم. پاسخ نمي دهد. اما صبح ديروز هم همايون شجريان و هم علي قمصري به عنوان سرپرست گروه درباره لغو کنسرت پنج روز پيش از اجرا توضيح دادند. همايون شجريان يادداشتي کوتاه نوشت و در سايت «دل آواز» منتشر کرد. او در توضيحات خود اعلام کرده حذف دو عضو زن گروه «همنوازان حصار» براي آنها غيرممکن بوده. شروع يادداشت همايون چنين است؛ «هنردوستان گرامي و فرهيخته آذربايجان شرقي؛ با سلام و احترام و با نهايت تاثر از لغو کنسرت ششم و هفتم اسفندماه در شهر هنردوست تبريز، متاسفانه با وجود در دست داشتن مجوز رسمي اجراي کنسرت از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و پس از گذراندن تمامي مراحل اداري و امنيتي از جمله بازخواني اشعار کنسرت و بازشنوايي تمام کارهايي که قرار بود در اين کنسرت اجرا شود، در آخرين روزهاي تمرين با مخالفت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي مبني بر حضور دو نوازنده زن در گروه همنوازان حصار مواجه شديم به طوري که عنوان شد چنانچه خانم ها حذف يا جايگزين شوند مجوز اين کنسرت بلافاصله صادر خواهد شد و ديگر مشکلي وجود نخواهد داشت که طبيعتاً قبول چنين شرايطي براي ما غيرممکن بود.» همايون شجريان توضيحات خود را اين گونه پي گرفته است؛ «بسيار متاسفيم که نتوانستيم به ديدار شما مردم فرهيخته نائل آييم. بدون شک پيوند احساسي اين هنرمندان جوان که نبوغ و اخلاق شايسته شان زبانزد همه است به واسطه هنر اصيل ايراني با شما هنردوستان گرامي ناگسستني است.» خواننده گروه «همنوازان حصار» يادداشتش را با طرح پرسشي به پايان رسانده؛ «در پايان سوال من از مسوولان محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان اين است که به نظر ايشان موسيقي فاخر چه نوع موسيقي است؟ و موسيقي که سال هاست من و پدرم اجرا مي کنيم از چه نوع است؟» علي قمصري سرپرست گروه «همنوازان حصار» هم درباره اين کنسرت توضيحاتي ارائه داده است. در يادداشت او که در ايسنا منتشر شده، آمده است؛ «قضيه از اين قرار است که مدير برنامه ما درخواست کنسرت تبريز را در تاريخ 14 دي ماه سال 88 به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران ارائه کردند که در آن اسامي اعضاي گروه همنوازان حصار و سالن دو هزار نفره اجرا معلوم بود. پس از آن در نامه هايي که طبق ضوابط اداري، رد و بدل مي شد همه چيز قطعي به نظر مي رسيد و اسامي گروه نيز مشخص و معلوم بود تا نهايتاً مدير محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي؛ جناب آقاي احمدي موافقت خود را به استناد همين نامه نگاري ها طي نامه يي در تاريخ 27 بهمن ماه 88 به نماينده ما در تبريز اعلام کردند.» قمصري در ادامه اين يادداشت آورده است؛ «تنها نام مدير برنامه در نامه به اشتباه قيد شده بود که درست پنج روز قبل از اجراي کنسرت در تاريخ اول اسفند ماه 88 و زماني که مدير برنامه براي اصلاح نام خود به تبريز مراجعت کردند، بحث عدم حضور بانوان در اعضاي گروه از سوي جناب آقاي احمدي که خود نامه آخر را امضا کرده بود مطرح شد و در نتيجه باعث لغو کنسرت شد.»

با تمام اين احوالات آخرين اظهارنظرهاي مسوولان از برگزاري کنسرت در روزهاي مقرر حکايت دارد.
انتشار شماره جديد «فيلم»


شماره جديد ماهنامه «فيلم» منتشر شد. گزارش هاي بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر با تيتر سال متوسط ها در اين ماهنامه به چاپ رسيده است. «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمي کيا که بعد از شش سال به نمايش درآمد امسال عنوان فيلم برگزيده نويسندگان مجله «فيلم» را به خود اختصاص داد. در اين شماره مروري بر 22 سال گزينش هاي منتقدان مجله صورت گرفته است. در شماره 407 اين مجله فيلم «عيار 14» پرويز شهبازي مورد نقد و گفت وگو قرار گرفته است. بخش ديگري از نقد سينماي ايران اين مجله به فيلم «هر شب تنهايي» ساخته رسول صدرعاملي پرداخته است. در شماره جديد ماهنامه «فيلم» مي توانيد روايت نويسندگان و منتقدان را درباره فيلم هاي محبوب شان در جشنواره بيست و هشتم بخوانيد. اين مجله را مي توانيد با قيمت هزار تومان از دکه هاي روزنامه فروشي تهيه کنيد.
پيدا و پنهان
? چند آزادي؛ در دو روز گذشته روند آزادي بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ادامه داشت. به گزارش کلمه، سارا توسلي فرزند محمد توسلي و همسر فريد طاهري پيش از ظهر ديروز آزاد شد. همچنين اصغر خندان و محمدرضا رزاقي دو عضو ستاد ميرحسين موسوي نيز عصر دوشنبه آزاد شدند. مسعود نورمهدي برادر سعيد نورمهدي نيز نيمه شب شنبه با قيد کفالت آزاد شده است. ايلنا نيز خبر داده اردشير فتحي نژاد که در ارتباط با حوادث پس از انتخابات بازداشت شده بود با وثيقه يکصد ميليون توماني آزاد شد. وي در دوران وزارت بيژن نامدارزنگنه، رئيس ستاد وزارت نفت بود.

? يک بازداشت؛ «کلمه» نوشت؛ «محمد استکي» از فعالان سياسي بازداشت شد. اتهام وي اقدام عليه امنيت ملي از طريق ارتباط با رسانه هاي خارجي عنوان شده است.

? قول مساعد قاليباف براي آرم 27 هزار توماني خبرنگاران؛ در حالي که طي روزهاي اخير خبرنگاران براي دريافت آرم طرح ترافيک با هزينه هاي 250 تا 690 هزار توماني از سوي مسوولان امر مواجه شده اند روز گذشته محمدباقر قاليباف شهردار تهران در گفت وگو با خبرنگار اعتماد از قول مساعد مهندس تشکري هاشمي معاونت ترافيک شهرداري تهران براي آرم هاي 27 هزار توماني براي خبرنگاران خبر داد. به گفته قاليباف خبرنگاراني که سال گذشته آرم دريافت کرده اند و داراي کارت خبرنگاري و کارت انجمن صنفي هستند مشمول سهميه آرم هاي 27 هزار توماني هستند.

? فيلم تازه يي از وقايع کوي دانشگاه؛ فيلم تازه يي که بي بي سي مدعي است از وقايع کوي دانشگاه در نيمه شب (30/1 بامداد) بيست و پنجم خردادماه تهيه شده دوشنبه شب در شبکه خبري بي بي سي به نمايش درآمد که تصاوير منتشرنشده يي از حمله برخي نيروها به کوي دانشگاه تهران و خوابگاه دانشجويان را به تصوير کشيده است. اين فيلم ابعاد تازه يي از وقايع آن شب در کوي دانشگاه را نشان مي دهد. و با بازتاب هاي بسياري روبه رو شده است.

? گلايه همسر منتجبي از بلاتکليفي اين روزنامه نگار دربند؛ همسر اکبر منتجبي از بلاتکليفي قريب به يک ماهه اين روزنامه نگار بازداشت شده ابراز نارضايتي و نگراني کرد. فريبا نيري همسر اکبر منتجبي از روزنامه نگاران باسابقه کشور که 19 بهمن ماه توسط نيروهاي امنيتي شبانه در منزلش بازداشت شده است، به اعتماد گفت؛ طي سه هفته گذشته که از بازداشت منتجبي مي گذرد همسرم دو بار و هر بار کمتر از سه دقيقه با منزل تماس گرفته است و متاسفانه در اين تماس هاي تلفني فقط به احوالپرسي پرداخته است. وي با اعتقاد به اينکه به نظر مي رسد منتجبي اجازه صحبت کردن درباره محل نگهداري و اتهاماتش را ندارد، افزود؛ بي خبري از وضعيت همسرم بيماري ام «ام اس» را تشديد کرده و سبب شده قدرت نگهداري از دختر 10ساله ام را از دست بدهم.

? مجري به مديرکل صدا و سيماي استان اصفهان تبديل شد ؛ «فردا» گزارش داد قرار است وحيد يامين پور به عنوان مديرکل صدا و سيماي استان اصفهان منصوب شود. يامين پور که قبلاً سردبير رجانيوز بوده است.

? ادامه بي خبري از احسان مهرابي؛ بي خبري از وضعيت احسان مهرابي خبرنگار پارلماني روزنامه فرهيختگان ادامه دارد. به گزارش «کلمه» مهرابي تاکنون تنها در يک تماس کوتاه تلفني در فرداي روز بازداشت خود با همسرش صحبت کرده است. پس از آن هيچ گونه خبري از وضعيت اين خبرنگار در دست نيست و همين امر موجب نگراني شديد خانواده او شده است.

? ديدار خاتمي و کروبي؛ سيدمحمد خاتمي روز گذشته به منزل علي کروبي رفت. رئيس جمهور سابق کشورمان به قصد عيادت از فرزند مهدي کروبي به منزل وي رفته بود. به گزارش سحام نيوز، در اين ديدار مهدي کروبي نيز حضور داشت.
عناوين اين صفحه
نامزدهاي جشن دنياي تصوير اعلام شدند
کنسرت همايون شجريان برگزار مي شود
انتشار شماره جديد «فيلم»
پيدا و پنهان
حق با آقاي اعتمادي است
داوران برگزيده از انجام همکاري سر باز مي زدند

حق با آقاي اعتمادي است
سيامک رحماني



آقاي اعتمادي شايد براي خيلي از دوستان و هموطنان سمبل نوع خاصي از ادبيات باشد. شايد اغلب هم ندانند که او چه سابقه يي در روزنامه نگاري پيش از انقلاب دارد. ايشان يک بار که براي مصاحبه به ملاقاتش رفته بوديم، حرفي زد که هرچه مي گذرد بيشتر برايم معنا پيدا مي کند. (قابل توجه عزيزان حساس اينکه آن گفت وگو هيچ گاه چاپ نشد، نگران نباشيد،) آن روز از آقاي اعتمادي نظرش را درباره مطبوعات امروز ايران پرسيديم و او پاسخي داد که جز با ده ها سال تجربه روزنامه نگاري و روزنامه خواني، نمي شد به آن رسيد. گفت روزنامه ها به زبان مردم حرف نمي زنند، زبان مردم را گم کرده اند، فراموش کرده اند. بعد هم مثال زد. گفت آن سال ها که ما در روزنامه بوديم غيرممکن بود که اولين برف در تهران بيايد و ما آن را تيتر يک نکنيم. اولين برف سال، چيزي است که براي همه مردم مهم است. سياسي و غيرسياسي، اولين چيزي است که شهروندان به آن فکر مي کنند و راجع به آن حرف مي زنند. روزنامه بايد مساله مردم را بنويسد. بعد از آن هرچه فکر کردم، هرچه با دوستان در اين باره صحبت شد، بيشتر ايمان آوردم که روزنامه بايد اين جوري باشد. که اين جوري نيستيم. ما بايد قبل از هر چيز درباره پيش پا افتاده ترين مسائل بنويسيم تا مردم باورمان کنند. کاري که بلد نيستيم. چيزهايي را که براي خودمان، خانواده مان و همسايه هايمان مهم است مي گذاريم کنار و همه اش مي خواهيم درباره مسائل عميق و مشکلات بشري بنويسيم و سطح بالا حرف بزنيم. آن وقت بحران هاي بشري را که نمي توانيم درست بيان کنيم و حل کنيم، مسائل خودمان هم همين طور روي زمين مي ماند. صفحات اجتماعي روزنامه ها را ببينيد، همه اش راجع به جلسات شوراي شهر است و اصلاح برنامه جامع وزارت بهداشت و تغيير اساسنامه سازمان تامين اجتماعي و از اين قبيل. کسي دلش نمي خواهد درباره کيفيت نان بربري حرف بزند، چون اين چيزها چيپ است. روزهاي تعطيل، ساعت ها در ترافيک جاده ها مي مانيم اما فرداي آن حتي يک خط هم درباره اش در روزنامه خبري نيست. کسي نمي خواهد درباره صف هاي معاينه فني اتومبيل، نبودن جاپارک، راه بندان هاي خيابان ها يک ماه مانده به عيد، معطلي وحشتناک و ديوانه وار در بانک ها براي پرداخت قبوض، نبودن اسکناس درشت، و مسائل معمولي بنويسد. قيمت پرتقال هر چه بالا و پايين شود ارزش نوشتن ندارد. برنامه هاي تلويزيون هم خيلي بي ارزش تر از آن هستند که کسي وقت اش را صرف آنها کند. پربيننده ترين برنامه ها ققنوس و ويکتوريا و اينها هستند، اما نوشتن از آنها موجب کسر شأن است. همان هايي که مدام درباره شان صحبت مي کنيم و اگر نبينيم شان انگار چيزي را از دست داده ايم. انگار نه انگار که روزنامه و مجله را براي اين مردم، براي خودمان درمي آوريم. انگار خواننده هاي ما آدم هاي ديگري هستند، قشر ديگري هستند. ما هم وقت نوشتن تبديل به آدم هاي متفاوتي مي شويم. اصلاً هم بحث روزنامه سياسي يا غيرسياسي نيست. حرف اين جناح و آن جناح هم نيست. براي چند ثانيه هم که شده جهان بيني تان و آرمان هايتان را فراموش کنيد و از موضعگيري در مورد گوينده موضوع دست برداريد. خواهيد ديد که اين فراموش کردن زبان مردم و به دنبال آن بي اعتمادي مخاطب، چطور مطبوعات ما را از نفس انداخته. چطور رابطه ما را با توده ها قطع کرده. همان بلايي که به شکل حادتر بر سر رسانه فراگير هم آمده است. اينجا که وضع بدتر هم هست. رسانه يي که با زندگي جاري مردم کاري ندارد و مي خواهد نگاه خود و جمعي خاص را به عنوان نظر عمومي مطرح کند و انتظار دارد همه هم باورش کنيم و تماشايش کنيم. به گمانم جناب ضرغامي هم اگر کمي در حرف آقاي اعتمادي تامل کند، مي فهمد که چرا خلايق اينقدر از راديو تلويزيون خودمان روگردان شده اند و به تاييد خود ايشان شبکه يي مثل فارسي وان با اقبال مواجه شده (حتي اگر بعدش به شوخي بگويند که سيما ماهواره ها را شکست داده است، که اگر داده بود...) آن وقت مجبور نمي شوند آن پيشي گرفتن و اقبال را به «نمايش برخي مسائل» مربوط کنند که صدا و سيماي ما قادر به نشان دادن اش نيست. که تازه اگر اين ادعا درست باشد عذر بدتر از گناه است؛ اينکه با وجود چند دهه حضور تلويزيون در خانه ها و درس هاي اخلاقي اش يک شبکه نوپا از راه مي رسد و با نمايش برخي مسائل اين گونه بيننده جذب مي کند. از خودمان شروع کردم، با خودمان هم تمام کنم. روزنامه هايمان تيراژ نمي گيرند چون همان را که بايد نمي گوييم. ما بايد هر روز همان چيزهايي را بنويسيم که فکر مي کنيم براي خودمان و ديگران مهم است. بايد بنويسيم که جي ميل را قطع نکنيد چون داريم با آن کار مي کنيم. مطالب روزنامه را مي فرستيم و مي گيريم و زندگي مي کنيم. اما ظاهراً قطع شدن جي ميل براي کسي مهم نيست. قطع شدن اينترنت و اس ام اس مهم نيست. اينکه در روزهاي اخير براي تماس گرفتن با خطوط تلفن همراه پدرمان درمي آيد مهم نيست. اينکه همه فروشگاه هاي لباس حراج کرده اند اما اجناس شان چنان گران است که هيچ چيز نمي شود خريد مهم نيست. اينکه ملت مي گويند پول نداريم اما معلوم نيست چرا همه براي خريد توي خيابان هستند مهم نيست. اينکه تا دو دقيقه باران مي آيد همه خيابان هاي تهران قفل مي شود مهم نيست. اينکه پارازيت ها سر ما و نسلي که به دنيا نيامده اند چه بلايي مي آورند مهم نيست. اينکه سينماهايمان همه اش فيلم هاي درپيت نشان مي دهند اهميتي ندارد. اينکه اينقدر فيلم با کيفيت در دنيا توليد مي شود و ما محکوميم از جيب مان خرج کنيم (از بودجه هاي اختصاص يافته دولتي که مال ما مردم است بگيريد تا پول بليت) تا سالانه کلي فيلم الکي توليد شود، مهم نيست. اينکه تلويزيون بودجه اش را (که مال بيت المال است و خيلي ها راضي نيستند) خرج عطينا مي کند و برنامه هايي مي سازد که بخش بزرگي از ملت نگاه نمي کنند و نمي پسندند، محلي از اعراب ندارد. اينکه هر روز دزد به کوچه روبه روي روزنامه مي زند و مدام شيشه ماشين ها را خرد مي کند و پخش خودرو را يا زاپاس را مي برد مهم نيست. ما آدم هاي مهمي هستيم و بايد حرف هاي خيلي مهم ديگري بزنيم. اين حرف ها را نه، مسائل خيلي خيلي مهم را. حق با آقاي ر. اعتمادي است. باور کنيد.


سخنان شمقدري درباره حاشيه هاي فيلم فجر؛
داوران برگزيده از انجام همکاري سر باز مي زدند


شمقدري با حضور در مراسم اختتاميه جشنواره فيلم اصفهان حرف هاي جديدي درباره بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر مطرح کرد و ضمن ستايش اين جشنواره براي اولين بار درباره زمزمه هايي مبني بر تحريم اين جشنواره سخن گفت و اعلام کرد توطئه دشمن در اين جشنواره با شکست مواجه شده است. او راجع به جريان روشنفکري در جامعه صحبت کرد. معاونت سينمايي وزارت ارشاد در بخشي از سخنانش به تحريم مراسم اختتاميه توسط خبرنگاران اشاره کرد و گفت؛ «چگونه خبرنگاري که توانمندي حضور در يک سالن را ندارد، قادر است از جنگ عراق و افغانستان خبر تهيه کند و اين موضوعي است که موجب شد خبرنگاران به سوژه يي براي تبليغات دشمنان و کساني که نتوانسته بودند در طول جشنواره مشکلي پيدا کنند، تبديل شدند.» خبرگزاري هاي مهر، ايرنا، ايلنا و ايسنا ضمن اعلام بي احترامي به خبرنگاران از پوشش مراسم اختتاميه خودداري کردند و اکثر روزنامه ها نيز اسامي برندگان سيمرغ هاي بلورين جشنواره فجر را منتشر نکردند. او در ادامه حرف هايش درباره جنگ نرم سخن گفت و بار ديگر از اصحاب رسانه انتقاد کرد؛ «برخي از فعالان حوزه رسانه گرفتار جنگ نرم دشمن شده و لازم است سردبيران و مديران مسوول در جهت آموزش راه هاي مقابله با تهديدات جنگ نرم و افزايش دانش رسانه يي به اين افراد اقدام کنند.» شمقدري در بخش ديگري از سخنانش در مراسم اختتاميه گفت؛ «جشنواره فيلم فجر همانند توده يخي شناور در آب است که بخش اعظمي از آن مانند کوه يخ در زير آب پنهان است.» او به بحث تحريم جشنواره اشاره کرد و گفت؛ «قبل از برگزاري جشنواره برخي گمان مي کردند جشنواره يا برگزار نخواهد شد يا اينکه در صورت برگزاري با استقبال کمي از سوي سينماگران و مردم مواجه شود.» او در ادامه گفت؛ «در گام هاي اول براي انتخاب دوستاني که از قبل در برگزاري جشنواره فيلم فجر فعال بودند، بارها به ما تذکر دادند که براي تحريم جشنواره از سوي مردم برنامه ريزي کنيد. حتي زماني که براي هيات داوري ها به افراد مراجعه مي کرديم به دليل فشاري که از سوي افرادي که نه اهل سينما بوده و نه دغدغه انقلاب را داشتند، وارد مي آمد داوران برگزيده از انجام همکاري سر باز مي زدند، حتي براي دعوت از مهمانان خارجي هم شرايط به همين شکل بود و تلاش هاي بسياري براي سياه نشان دادن شرايط ايران کردند.» عباس کيارستمي، اصغر فرهادي، عزت الله انتظامي، فرهاد توحيدي، فاطمه گودرزي و... به دلايل گوناگون داوري جشنواره را نپذيرفتند. معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اين موضوع را فتنه دشمنان دانست؛ «اما با وجود تمام اين فتنه ها امسال شاهد بوديم که بيشترين حجم آثار سينماي ايران به دبيرخانه جشنواره ارسال شد. به طوري که از 80 فيلم رسيده 60 اثر براي نمايش انتخاب شد و در بخش تماشاگر نيز با 10 درصد افزايش مخاطب روبه رو بوديم که در نوع خود قابل ستايش است.» به گزارش ايسنا او با اشاره به جريان روشنفکري در کشور گفت؛ «اين جريان در قبل و بعد از انقلاب وجود دارد و بخشي از اين جريان روشنفکري گمان مي کند همواره بايد در مقابل نظام قرار گيرد. هرچند لازم بود که آنها قبل از انقلاب در مقابل نظام شاهنشاهي ايستاده و مقابله کنند، اما در حال حاضر نيز بخشي از جريان روشنفکري در کشور همچنان تمام تلاش خود را براي مقابله با نظام اسلامي به کار مي برد.» شمقدري ادامه داد؛ «اما در طول اين سال ها جريان روشنفکري سينما با انقلاب و مردم همراهي داشته و دارد و اين نکته يي است که طراحان جنگ نرم آن را فراموش کرده اند. با وجود تمام تهديدها اکثريت هنرمندان ما را در برگزاري جشنواره همراهي کرده و توطئه دشمن به نتيجه نرسيد.» او حضور فيلمسازان در جشنواره فيلم فجر را همانند حضور مردم در 22 بهمن ماه مثال زدني و قابل ستايش دانست. شمقدري با اشاره به کيفيت خوب فيلم هاي به نمايش درآمده در جشنواره فيلم فجر گفت؛ «البته در اين ميان فيلم هايي هم وجود داشت که از کيفيت مناسبي برخوردار نبود و اين موضوع امري طبيعي است.» مديرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان نيز در اين مراسم صحبت کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام