
سيدرضا اکرمي*

با توجه به شرايط فعلي برخي جريان هاي سياسي نياز به پوست اندازي هايي در جامعه دارند. در قانون نيز براي احزاب و تشکل ها چارچوب هايي مشخص شده است. از اين رو تمام عملکردهاي احزاب بايد در چارچوب قانون باشد و هر حزبي خارج از چارچوب قانوني و وظايف تعريف شده اش عمل کند بايد با آن برخورد شود. بنابراين تمام احزاب و تشکل ها در جامعه بايد به گونه يي فعاليت کنند که برخلاف قانون نباشد. هر حزب و جريان سياسي نيز اگر طبق قانون عمل کند هرگز با آن برخورد نمي شود. از نظر قانون و طبق رويه قانوني وقتي تشکل يا حزبي مجوز فعاليت دريافت کرد طبق اساسنامه اش بايد به عضوگيري اقدام کند. مردم نيز با توجه به اطلاعاتي که در اختيارشان در راستاي عملکردها، فعاليت ها و اهداف حزب و تشکل قرار مي گيرد به آن حزب يا گروه مي پيوندند و به عضويت در آنها درمي آيند. مرحله بعدي که صورت مي گيرد اين است که احزاب يا تشکل هاي سياسي به آموزش اعضاي خود مي پردازند. در نهايت احزاب و تشکل هاي سياسي نيز مي توانند در صورت وقوع اتفاقي خاص يا رويداد خاص تاريخي آن هم هنگام ضرورت به صدور بيانيه و اظهارنامه يي با توجه به اهداف و اقدامات آن حزب يا تشکل سياسي اقدام کنند.
تاکنون نيز تشکل ها و جريان هاي سياسي که فعال بوده اند، طبق همين منوال عمل کرده اند. هنگامي هم که به صدور بيانيه اقدام کرده اند، معمولاً تمام اهداف و فعاليت هاي حزبي و گروهي شان در آن مشخص و ابراز شده است.
همچنين اين نکته را نيز بايد در نظر گرفت که اين احزاب و تشکل ها به نوعي داراي پايگاه هاي اجتماعي خاصي هستند که البته اين پايگاه اجتماعي آنها در نحوه عملکرد و اقدام شان بسيار تاثيرگذار است. به نظر من اگر تشکلي طبق قانون و در چارچوب قانون عمل کند هميشه از پايگاه اجتماعي خوب و بالايي برخوردار خواهد بود اما اگر برخلاف قانون و خارج از قانون عمل کند هرگز از پايگاه اجتماعي مناسبي برخوردار نخواهد بود و از سوي جامعه طرد خواهد شد. در طول تاريخ نيز موارد اينچنيني بسيار ديده شده است. به اين ترتيب اگر جريان هاي سياسي با اين امر مواجه شوند بايد به ترميم پايگاه اجتماعي خود بپردازند. از طرف ديگر اين پايگاه اجتماعي که تشکل ها و جريان هاي سياسي مي توانند از آن برخوردار باشند، علاوه بر عملکردهايشان در چارچوب قانون به ميزان فعاليت هاي آنان نيز بستگي دارد. يعني هرچه اين جريان ها يا تشکل ها يا احزاب فعال تر باشند و فعاليت هايشان نيز در چارچوب باشد، از محبوبيت و جايگاه اجتماعي بالا و محکمي برخوردار خواهند بود. لازم به ذکر است مردم از جرياني حمايت مي کنند که با اهداف نظام جمهوري اسلامي هماهنگ باشد و از خط مشي مقام معظم رهبري پيروي کند و مغاير با اين مولفه نباشد. اين در حالي است که اکنون برخي جريان ها وجود دارند که مطالبات شان به نام مردم ولي در جهت خواسته هاي خودشان است و مخالف با قانون و اهداف نظام جمهوري اسلامي ايران است.
در اينجا بايد دو بحث را از يکديگر تفکيک کرد؛ اول اينکه برخي احزاب، جريان ها يا تشکل هاي سياسي هستند که با اصل نظام جمهوري اسلامي ايران مخالفند که با آنها همان طور که گفته شد بايد برخورد جدي کرد و جلوي عملکردهاي غيرقانوني و برخلاف نظام شان را گرفت اما برخي ديگر هستند که با اصل نظام مخالف نيستند بلکه با عملکردها مخالفند يا منتقدند که به عقيده من بايد با آنها بحث کرد و به نوعي آنها را توجيه کرد. اين گروه را مي توان جزء گروه منتقدان نيز قرار داد. البته منتقد بودن و انتقاد کردن نيز اصول خاص خود را دارد که به دفعات به آن اشاره شده است. بنابراين پس از تفکيک اين دو گروه مي توان به درستي به نحوه عملکرد و ميزان محبوبيت و همچنين به اهدافي که دنبال مي کنند، پي برد.
* عضو فراکسيون اکثريت مجلس