علي اصغر سيدآبادي

اگرچه از روزگاري که کارل پوپر در ايران مد روز بود، زماني گذشته است، اما کماکان آثار او در ايران خوانده مي شود و مورد توجه است. شايد يکي از دلايل آن موضوع هايي باشد که پوپر به آنها مي پردازد. ترجمه آثار پوپر در ايران اگرچه از سال ها پيش با مترجمان صاحب نامي چون احمد آرام و روشنفکراني چون عبدالکريم سروش در اختيار خوانندگان قرار گرفته است، اما از مدتي پيش خسرو ناقد دست به ارائه موضوعي گفتارها و گفت وگوهاي پوپر زده است. هرچند پوپر فيلسوف دشوارنويسي نيست، اما اين کتاب ها کار را براي خوانندگان معمولي نيز آسان تر کرده است. دومين کتاب او «ناکجا آباد و خشونت» نيز که مجموعه يي از سخنراني ها و مصاحبه هاي پوپر است به اضافه دو مقاله درباره پوپر.
بخشي از يکي از سخنراني هاي پوپر را که با نام «ناکجاآباد و خشونت» در اين کتاب آمده است، مي خوانيم؛ هرگاه دو تن موافق هم نباشند، از آن رو است که يا عقايد گوناگون دارند، يا منافع شان متفاوت است، يا هم عقايد و هم منافع متفاوت دارند. در زندگي اجتماعي اختلاف نظرهايي وجود دارد که بايد به نوعي درباره آنها تصميم گرفت. مسائلي وجود دارد که بايد تکليف آنها را روشن کرد زيرا کوتاهي در اين کار ممکن است مشکلات ديگري ايجاد کند و انباشته شدن پيامدهاي آنها، به تشنج تحمل ناپذير بينجامد. مانند آمادگي مداوم و همه جانبه براي تصميم گيري قطعي، براي مثال درباره مساله يي چون مسابقه تسليحاتي. به هر حال تصميم گيري ممکن است اجتناب ناپذير باشد. چگونه مي توان به حکمي قطعي دست يافت؟ (به عنوان مثال در برابر هيات داوران يا دادگاهي بين المللي) و ديگري راه خشونت.
هرگاه تضاد منافع در ميان باشد، اين دو راه عبارت خواهند بود از سازش و مصالحه معقول يا تلاش براي حذف قهرآميز منافع طرف مقابل.
عقل گرا- به معنايي که من از اين کلمه اراده مي کنم- کسي است که به جاي کاربرد خشونت، مي کوشد از راه دليل و برهان و در برخي مواقع از طريق سازش و مصالحه، به حکم و تصميمي دست يابد. عقل گرا کسي است که حتي ترجيح مي دهد در اقناع طرف مقابل از راه دليل و برهان ناکام بماند، تا اينکه از راه خشونت و ارعاب و تهديد يا به کارگيري ترفندهاي تبليغاتي بر حريف خود پيروز شود.
مقصود من از «موضع عقلاني» (يا نگرش عقلاني) زماني بهتر درک مي شود که به طور روشن ميان قانع کردن کسي با دليل و برهان و راضي کردن او به کمک تبليغات تفاوت بگذاريم. تفاوت تنها در کاربرد استدلال نيست زيرا در تبليغات نيز اغلب از استدلال استفاده مي شود. به همين سان، تفاوت در اين اعتقاد ما نيست که دلايل مان قانع کننده است و هر خردمندي بايد قانع کنندگي آن را بپذيرد. تفاوت بيشتر در نگرش دوطرفه گفت و شنود يا دادوستد فکري است؛ در اينکه تنها بخواهيم طرف مقابل را قانع کنيم، بلکه حاضر باشيم که حريف نيز بتواند ما را قانع کند. آنچه را که من نگرش عقلاني مي نامم، مي توان به صورت زير بيان کرد؛ «واقعاً من فکر مي کنم حق با من است اما ممکن است اشتباه کنم و حق با تو باشد. در هر صورت بهتر است معقول گفت وگو کنيم چون از اين راه ممکن است به حقيقت نزديک تر شويم، تا آنکه هر يک فقط بر ديدگاه خودش پافشاري کند.»
پيداست که آن نگرش که آن را فروتني عقلي يا خردمندانه مي نامم، مستلزم پذيرفتن قدري فروتني عقلي است و شايد تنها از عهده کساني برآيد که بدانند گاهي اوقات حق با آنان نيست و خطاهاي خود را طبق معمول فراموش نمي کنند. نگرش عقلاني، مبتني بر اين شناخت است که ما به همه امور دانا نيستيم و بخش بيشتر دانستني هاي خود را مديون ديگرانيم؛ نگرشي که دو قاعده صدور حکم قضايي را حتي المقدور به عرصه داوري عمومي نيز مي کشاند؛ نخست اينکه بايد همواره به طرفين دعوا گوش فراداد و ديگر اينکه هر که در ماجرا ذي نفع باشد قاضي خوبي نخواهد بود.