
آنچه مي خوانيد جوابيه عليرضا جاويد دبير مجموعه فرهنگ علوم انساني انتشارات آشيان به ميزگرد کتاب هويت و خشونت اثر آمارتيا سن، ترجمه فريدون مجلسي است. بخشي از اين پاسخ که به نقدکتاب اقبال وشش فيلسوف غربي ترجمه محمد بقايي (ماکان) بوده حذف شده است زيرا نقد اين کتاب ارتباطي به مباحث مطرح شده در ميزگرد ندارد.
عليرضا جاويد*
روز چهارشنبه 7/11/1388 ميزگردي در نقد و بررسي کتاب«هويت و خشونت» آمارتيا سن برگزار شد. در آن جلسه آقاي محمد بقايي (ماکان) نظراتي ابراز کردند که ارائه پاره يي توضيحات را براي تنوير افکار ضروري مي دانم.
1-ايشان در ابتداي صحبت هايشان چند اشکال به ناشر وارد دانستند که به صورت ذيل دسته بندي مي شوند.
الف- از يکدست نبودن رسم الخط گفتند و به يک کلمه اشاره کردند که در چند جا به دو صورت ضبط شده است و نيز به يک غلط تايپي اشاره کردند و از آن نتيجه گرفتند که در کل کتاب چنين اغلاطي وجود دارد. در جواب ايشان بايد گفت در کل کتاب تلاش براي يکدست بودن رسم الخط کلمات شده است؛ و نيز برخوردن به چند غلط تايپي که طبيعت کار است، ملاکي براي به زير سوال بردن کليت کتاب نيست. با وجود اين، همين تعداد اندک غلط نيز نبايد باشد و اين انتقاد پذيرفتني است.
ب- جناب بقايي (ماکان) فرمودند که ناشر قناعت کرده و کتاب را با قلم پاورقي، چاپ کرده است. جناب ماکان اندازه قلم کتاب 12 است در صورتي که اندازه قلم استاندارد پاورقي کتاب فارسي 9 است. از طرفي وقتي شما مي توانيد اندازه قلم 8 روزنامه را مطالعه کنيد، طبيعي است که قلم 12 به راحتي خوانده مي شود. از سوي ديگر، شما لازم نيست کتاب را يک نفس بخوانيد، اين کتاب مانند آرام پز است و شما نيز بايد آرام آرام آن را بخوانيد. در ضمن اگر ناشر در پي قناعت کردن بود، در صفحه بندي کتاب حاشيه هاي سفيد آن از حد معمول بيشتر نبود. حاشيه سفيد به چشم آرامش مي دهد و نيز اگر شما نقدي يا نظري داشتيد، مي توانيد از سنت حسنه حاشيه نويسي استفاده کنيد. حال اگر سليقه و ذائقه شما همانند کتاب هايي که از شما چاپ شده اندازه قلم 14 يا 15 را مي طلبد، اين به شما برمي گردد، و قابل تعميم به جمع مخاطبان خوش ذوق و خردمند ما نيست.
پ- جناب بقايي (ماکان) طرح جلد را سياه و سفيد دانسته اند.طرح جلد از دو رنگ «نقره يي» و «مشکي» تشکيل شده است. رنگ «نقره يي» و «طلايي» گران ترين رنگ در چاپ هستند. چاپ هر جلد کتاب از ترکيب چهار رنگ با قيمت واحد است در صورتي که قيمت رنگ «نقره يي» سه برابر ديگر رنگ ها است يعني اگر مثلاً قيمت رنگ قرمز 15 هزار تومان باشد، رنگ «نقره يي» 45 هزار تومان است. پس ناشر قناعت نکرده، بلکه از آنجايي که کتاب در يک مجموعه چاپ شده و طبيعتاً هر مجموعه بايد هويت ويژه خودش را داشته باشد، ناشر از فرمت و طرح جلد خاصي استفاده کرده و در اين ميان تن به قيمت بالا و نيز خاص بودن آن داده است. کافي است به کتاب هاي حوزه انديشه که توسط ناشراني چون راتلج يا کمبريج چاپ مي شود نظر بيفکنيد شايد توجيه شويد.
ت- جناب بقايي (ماکان) از جدانويسي زياده از حد کتاب گله مند هستند، جناب بقايي (ماکان) شيوه ما در کار بر جدانويسي است و هر ناشري حق دارد شيوه خاص خودش را داشته باشد. معيار ما براي اين کار «فرهنگ سخن» است و اميدوارم که شما آن را تورق کرده باشيد و نيز کار استاد انوري و ديگر صاحب نظراني که در تهيه اين فرهنگ سترگ نقش داشته اند، مورد قبول شما باشد،

2-جناب بقايي (ماکان) به نظريات آمارتيا سن انقاداتي وارد دانسته اند. ابتدا عرض کنم که جواب ايشان را بايد مترجم کتاب آقاي دکتر فريدون مجلسي که در آن جلسه حضور داشتند مي دادند اما داده نشده است، بنابراين زحمت آن افتاده به دوش ما،
آقاي بقايي (ماکان)، ماکس وبر در کتاب «روش شناسي علوم اجتماعي» خود تاکيد زيادي دارد که محقق بايد از هرگونه پيشداوري به دور باشد. ساده تر بگويم، بايد مشکلات روحي و فکري يا حب و بغض و ته نشست هاي قبلي اش را کنار بگذارد و با نگاه بي طرف به سراغ موضوع برود تا بتواند آن را درک کند.
الف- نخستين اشکال وارد به شما اين است که وارد حوزه يي غيرتخصص خود شده ايد. اينکه چگونه مي شود از منظر «عرفان» و «ادبيات» به نقد کتب علوم سياسي پرداخت جاي تامل زيادي دارد.
ب- شما اشکال به آمارتيا سن مي گيريد که اشکال فوق دقيقاً به خود شما برمي گردد. شما مدعي هستيد سن معناي هويت را نمي داند و بعد ادامه مي دهيد که «وقتي يک اقتصاددان پا به عرصه فلسفه و روانشناسي مي گذارد کار خراب مي شود.» گاف بزرگ شما اين است که تصور کرده ايد آمارتيا سن پا به عرصه فلسفه و روانشناسي گذاشته است، جناب بقايي (ماکان)، آمارتيا سن از منظر جامعه شناسي سياسي موضوع هويت را تبيين کرده است. در جامعه شناسي تاکيد بر هويت جمعي است و هويت فردي در امتداد آن است، زيرا فرد در جمع است که پي به هويت خودش مي برد و در نسبت به ديگري احساس تعلق مي کند يا در برابر آن موضع مي گيرد. اينکه شما و نيز آقاي علوي حيرت زده شده ايد که آمارتيا سن چه تلقي از هويت دارد، در نکته گفته شده مستتر است. پيشنهاد مي کنم براي يک بار کتاب ارزشمند ريچارد جنکيز با عنوان «هويت اجتماعي» (انتشارات شيرازه، 1381) را مطالعه بفرماييد تا متوجه بحث هاي آمارتيا سن بشويد.
پ- در جايي آقاي بقايي (ماکان) از مثال هاي متعدد و عدم ارائه نظريه يي خاص از سوي آمارتيا سن گله داشتند. آقاي بقايي (ماکان) اگر شما کتاب را به طور کامل و با بصيرت خوانده بوديد، متوجه مي شديد که هدف سن تبيين و تحليل است و نه نظريه پردازي. آمارتيا سن تلاش کرده است تا امر انتزاعي «هويت» را در متن و بطن جامعه براي مخاطب خودش عينيت ببخشد. از اين رو بايد با ارائه مصاديق و مثال هاي متعدد به مخاطب خود چندوجهي بودن مساله هويت را نشان دهد. اگر مقدمه سن را با دقت مطالعه مي کرديد، متوجه مي شديد که امر انتزاعي چگونه با نوع برخورد مامور فرودگاه هيثرو با سن، در ذهن او بدل به امر عيني و، در نتيجه، مساله شد.
ت- آقاي بقايي (ماکان) از عدم تحقق رنسانس مدل غربي در شرق داد سخن سر داده اند. جناب بقايي (ماکان) سن براي توسعه به دنبال ارائه «مدل وابستگي» نيست تا بر مبناي آن بر مدل رنسانس غرب براي شرق تاکيد کند. شما بر اساس کدام تحليل معتقد هستيد که در عصر روشنگري مابعدالطبيعه کنار گذاشته مي شود؟ و با کدام تحليل و تحقيق مي گوييد شرق نمي تواند عقلانيت داشته باشد؟ اگر چنين است پس ژاپن، کره جنوبي، هنگ کنگ، سنگاپور و... چگونه به توسعه دست يافته اند؟ صادرات کفش تايوان با صادرات نفت ايران برابري مي کند، حتماً مي فرماييد که موفقيت آنها حاصل کشاورزي است يا اگر غرب به مابعدالطبيعه توجهي نداشت پس هايدگر از کجا آمده است؟
ث- جناب ماکان در تحليل نسبت توسعه با صنعتي شدن فرموده اند؛ «انقلاب صنعتي آن گونه که در غرب پديد آمد اگر در شرق پياده بشود زهر مهلکي خواهد بود. به اين خاطر که توانايي ها و پيشرفت شرق و به خصوص ايران براساس کشاورزي است، نه صنعت به معناي غربي آن. بنابراين انقلاب صنعتي هم نمي تواند عامل مهمي براي تعامل باشد.» جناب بقايي (ماکان) ايران جزء کشورهايي است که از نبود آب رنج مي برد، چگونه مي تواند با الگوي کشاورزي توسعه پيدا کند. از سوي ديگر در کشوري چون ژاپن کجا خوانده ايد که توسعه آن براساس کشاورزي بوده است؟ پس آيين شينتو، روح سامورايي، آموزه هاي کنفسيوس و... چه مي شود؟ آيا انقلاب ميجي مبتني بر نظام کشاورزي بود؟ الگوي توسعه خطي و به دنبال آن تحليل هاي مبتني بر اين الگو، به فراموشي سپرده شده و امروزه محلي از اعراب ندارد.
ج- درباره جهاني شدن نيز وقتي آمارتيا سن از آن صحبت مي کند، تاکيدش بر داشتن ساختاري خاص براي پذيرش در جامعه بين الملل نيست. سن معتقد است در جهاني که تمامي روابط، محدود به مرزهاي يک سرزمين نيست، جايي براي نگاه تک بعدي به مسائل وجود ندارد. به عقيده وي ريشه خشونت در فرهنگ يا هويتي خاص نيست. کل مباحث سن درباره جهاني شدن حول اين محور است.