دوشنبه، 19 بهمن 1388 - شماره 2172
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
آغاز اجراي عمومي 15 نمايش در تهران
زندگي روي صحنه

گروه فرهنگي؛ جشنواره تئاتر فجر تمام شد و اکنون سالن هاي تئاتر پايتخت ميزبان نمايش ها شده اند؛ نمايش هايي که برخي شان در روز پاياني جشنواره به روي صحنه رفتند تا بلافاصله اجراي عمومي را آغاز کنند. در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر نمايش «گاليله» هر روز ساعت هفت شب به کارگرداني داريوش فرهنگ دارد اجرا مي شود. «گاليله» اثري از برتولت برشت است که اين نمايش از سوي سعيد شاهسواري و داريوش فرهنگ دچار بازنويسي شده است. يعني اثري که اجرايش معمولاً سه ساعت طول مي کشد به 90 دقيقه کاهش يافته است. داريوش فرهنگ کارگردان اين نمايش پس از نزديک سه دهه دوباره به صحنه تئاتر بازگشته. او در سابقه تئاتري خود فعاليت در گروه تئاتر «پياده» و در کنار هنرمنداني چون مهدي هاشمي و سوسن تسليمي را دارد و حالا دارد «گاليله» برشت را با بازي مسعود کرامتي و امين تارخ در تالار اصلي اجرا مي کند.

«اپراي مولوي» هم هر روز ساعت 30/18 در تالار فردوسي اجرا مي شود. بهروز غريب پور نويسنده و کارگردان اين نمايش است که يکي از اجراهايش را به محمدرضا شجريان تقديم کرد. همايون شجريان و محمد معتمدي در اين اپراي عروسکي مي خوانند. «اپراي مولوي» چهارمين اپراي عروسکي غريب پور است و در سالني اجرا مي شود که بهروز غريب پور باني ساخت اش بوده است.

«به خاطر يک مشت روبل» نمايش ديگري است نوشته نيل سايمون که حسن معجوني در يکي از تالارهاي ايرانشهر کارگرداني مي کند. خدايار کاشانه کارگردان نمايش «غريبه شام» است که سيدحسين فدايي حسين نوشته و ساعت 18 هر روز در تالار محراب اجرا مي شود. احمد سليماني هم تئاتر «شام آخر» نوشته محمدرضا کوهستاني را هر روز ساعت 18 در تالار نمايش اجرا مي کند.

تالار اصلي مولوي هم اين روزها ساعت 17 ميزبان نمايش «آنچه مي خواستم درباره...» نوشته و کار ميلاد اکبرنژاد است. در آن سوي شهر و در سالن چهارسوي تئاتر شهر در ساعت 30/18 «عيش و نيستي» نوشته تيري مونيه به کارگرداني ايرج راد اجرا مي شود.

منيژه محامدي نمايش «12» نوشته روژينال وز را در سالن سايه تئاتر شهر در ساعت 19 اجرا مي کند و رضا گوران هم در همان ساعت «داستان يک پلکان» را روي صحنه برده که نويسنده اش نيز خود اوست. «دختر نارنج و ترنج» نوشته امين شيرازي هر روز ساعت 19 در تالار هنر به کارگرداني سميرا يزدان پژوه اجرا مي شود و محسن رنجبر هم کارگردان تئاتر «اين عسل شهد گلي خونين است» است که هر روز ساعت 30/18 در خانه نمايش اجرا مي شود. «شرق غزل» نوشته ميلاد اکبرنژاد به کارگرداني مهدي مکاري ساعت 30/20 در تالار اصلي مولوي اجرا مي شود و «حيات النفوس» نوشته علي شمس و به کارگرداني ماندانا انصاري در تالار کوچک مولوي و در ساعت 15/18 روي صحنه مي رود. تالار هنر نيز ساعت 17 هر روز ميزبان نمايش «موش رو کي خورده» نوشته و کار امير مشهدي عباس است.

از سوي ديگر نمايش «مکاشفه در باب يک مهماني خاموش» به نويسندگي «آتيلا پسياني» و کارگرداني «رضا حداد» پس از موفقيت در جشنواره تئاتر فجر از شب گذشته اجراي خود را در تماشاخانه ايرانشهر آغاز کرد. نمايش «مکاشفه در باب يک مهماني خاموش» در بخش تجربه هاي نو بيست و هشتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر به روي صحنه رفت و توانست جايزه کانون جهاني منتقدان تئاتر در بخش بهترين نمايش را از آن خود کند.«مکاشفه در باب يک مهماني خاموش» نوشته «آتيلا پسياني» با حضور بازيگراني چون سيامک احصايي، برزو ارجمند، پانته آ پناهي ها، شبنم فرشادجو، ستاره پسياني، خسرو پسياني، محسن رستگار، ليلي رشيدي و روناک يونسي از يکشنبه 18 بهمن ساعت 30/20 اجراي خود را در سالن شماره 2 تماشاخانه ايرانشهر آغاز مي کند. اين نمايش داستان آدم هايي است که قصد رفتن به مهماني را دارند و همچون ديگر آثار اين کارگردان به شيوه تجربي و کارگاهي توليد شده است. «مکاشفه در باب يک مهماني خاموش» کاري از گروه تئاتر «سايه» و «کارگاه تئاتر ايران» است و «سيامک احصايي» طراح صحنه، «نرمين نظمي» طراح لباس و «کيومرث مرادي» مجري طرح اين نمايش هستند.

رضا حداد پيش از اين نمايش هايي چون «با دهان بند سکوت» و «کسي نيست همه اين داستان ها را به ياد آورد» را اجرا کرده است و آخرين بار در سال 84 نمايش «با دهان بند سکوت» نوشته «محمد چرم شير» را روي صحنه برده است.
معتمدي در اعتراض به شيوه تبليغ اپراي مولوي؛
اعتبار هنرمندان را فداي جوزدگي نکنيم



محمد معتمدي خواننده موسيقي ايراني در انتقاد از شيوه تبليغات اپراي مولانا نامه يي منتشر کرد. معتمدي در اين نامه آورده است؛ «همان گونه که در خبرها آمده، اپراي مولانا به کارگرداني هنرمند ارجمند جناب بهروز غريب پور و آهنگسازي دوست عزيزم بهزاد عبدي مدتي است روي صحنه است که در اين اثر همايون شجريان در نقش شمس و بنده در نقش «مولانا» آواز خوانده ام. اما شيوه اطلاع رساني اين رويداد هنري، از نحوه انعکاس اخبار در خبرگزاري ها تا طراحي پوستر آن از سوي مسوولان جشنواره و برخي دوستان خبرنگار گوياي واقعيت هاي تلخ و کهنه يي است که سکوت بنده ممکن است موجب سوء تفاهمات جدي و تکرار اين گونه برخوردها در آينده شود.» او در ادامه نامه اش نوشته است؛ «اولاً همايون شجريان عزيز هنرمند بسيار ارزنده چه از لحاظ فني و چه شخصيتي است که خود بنده از علاقه مندان به هنر ايشان هستم و در اين جريانات هيچ گونه دخالتي نداشته اند و اميدوارم از بعضي جهات از اين متن سوء برداشت نشود. اما نکته در اينجاست که بنده در اين اثر نقش داشته ام. در واقع در اپراي مولانا بنده نقش مولانا را خوانده ام. اما آنچه از خبرها و پوستر اين کار طي روزهاي اخير برداشت مي شد، اين بود که اين اثر اصلاً مولانا نداشته است.» معتمدي نامه اش را چنين ادامه مي دهد؛ «همه هنرمندان در اين مملکت مخصوصاً در عرصه موسيقي و آواز براي هنرشان زحمت کشيده و خون دل خورده اند تا توانسته اند صاحب جايگاهي نزد مخاطبان خود شوند. بنده نيز براي ثانيه به ثانيه آوازي که مي خوانم سال ها زحمت کشيده ام و خون دل خورده ام و با بهترين استادان موسيقي اين مملکت افتخار مجالست و همکاري داشته ام. به همين دليل براي جايگاه و شأن هنري خود ارزش و احترام قائلم و طبيعتاً دوست ندارم کمتر از آن چيزي که هستم معرفي شوم. لذا چون احساس مي کنم نوع انعکاس خبر و طراحي پوستر از سوي برگزار کنندگان در شأن اينجانب نبوده است سکوت بنده به معني تاييد ماوقع قلمداد خواهد شد.» به گزارش ايلنا نامه معتمدي اين گونه پايان يافته است؛ «خلاصه عرض مي کنم. همايون نور چشم همه ماست و جايگاه استاد بزرگوار محمدرضا شجريان نيز در موسيقي معاصر ايران نياز به توضيح ندارد. ولي آنچه واقعيت است اين است که بنده هم در اين اثر آواز خوانده ام. نقش بنده هم نقش اصلي بوده و خوب هم خوانده ام. از اين به بعد هم خواهم بود و خواهم خواند. اين يک حرف کلي و نه تنها مربوط به اين مورد خاص. لذا اميدوارم زين پس بعضي عادت هاي غلط و نادرست را کنار بگذاريم و جايگاه و اعتبار هنرمندان را فداي جوزدگي هاي کاريزماتيک نکنيم.»
سومين نامه خانه سينما براي حل مشکل ميرطهماسب و پناهي
اين برخوردها فرصت ها را به تهديد تبديل مي کند
با وجود پيگيري هاي مکرر از سوي نهادهاي صنفي و دولتي در رفع مشکل ممنوع الخروجي مجتبي ميرطهماسب و جعفر پناهي، هنوز خبر روشني از تصميم نهادهاي رده بالا در اين باره به دست نرسيده است. هفته گذشته عليرضا سجادپور خبر داد مشکل ميرطهماسب حل شده است اما ميرطهماسب پاسخ داد پاسپورتش عودت داده نشده است. روز گذشته خانه سينما از درج سومين نامه خود به دادگستري کل استان تهران خبر مي دهد تا اعتراض خود را به گوش مسوولان رسانده باشد و در مقابل جواد شمقدري (مرد اول سياستگذار سينماي ايران) همگان را به صبر و حوصله فرامي خواند و مي گويد روند کارهاي قضايي بايد طي شود. به گزارش ايلنا اين نامه در واقع سومين نامه خانه سينما (پس از نامه هاي بدون پاسخي که در ماه هاي آبان و آذر به دادگستري تهران ارسال شده است) در اعتراض به مشکل به وجود آمده براي اين هنرمندان است. در اين نامه چنين آمده است؛ «بيش از 150 روز از توقيف گذرنامه هاي مجتبي ميرطهماسب و جعفر پناهي مي گذرد و متاسفانه تاکنون هيچ گونه توجهي به تقاضاهاي مکرر رسيدگي به اين موضوع نشده است. سينماي نجيب ايران طي 30سال گذشته سفير راستين فرهنگ و هنر ايران اسلامي بوده است و ادامه اين گونه رفتارها با سينماگران در محروم کردن آنان از حقوق خود، نه تنها برخلاف تصريحات قانوني بلکه موجب ايجاد سوء ظن و سوء تفاهمات سياسي در افکار عمومي و بين الملل مي شود و فرصت هاي نظام را به تهديد تبديل مي کند.» خانه سينما در انتهاي اين نامه با اميد به صدور دستور رفع توقيف گذرنامه هاي هنرمندان همکار خود، از رياست دادگستري تهران رعايت اجراي اصول بيستم، بيست و سوم و سي و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي را در پاسداري از حقوق شهروندي درخواست کرده است. عليرضا سجادپور (مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد) که هفته گذشته خود خبر رفع ممنوع الخروجي ميرطهماسب را اعلام کرده بود، اين بار و در پاسخ به اين پرسش که چرا ميرطهماسب هنوز پاسپورت خود را دريافت نکرده است، گفت؛ «من فقط ناقل خبر بوده ام و حل اين مشکل توسط جواد شمقدري (معاونت سينمايي) انجام شده است.» در مقابل جواد شمقدري (معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) به پيگيري هاي اين معاونت در رفع اين مشکل اشاره مي کند. شمقدري با بيان اين مطلب که نمي توان در روند قضايي دخالت کرد، اضافه مي کند؛ «ما تنها مي توانيم مساله را پيگيري کنيم اما نمي توانيم در روند قضايي دخالت کنيم.»
پيدا و پنهان
? چند بازداشت؛ اکبر منتجبي، مهسا جزيني و احمد جلالي فراهاني سه روزنامه نگار ديروز بازداشت شدند. منتجبي دبير سرويس سياسي ايران دخت بامداد يکشنبه در منزلش دستگير شد. جزيني نيز از همکاران روزنامه ايران در بخش اصفهان است و جلالي فراهاني هم دبير اجتماعي خبرگزاري مهر است که البته يک روز قبل از بازداشت اخراج شد. همچنين جميله و بنفشه دارالشفايي روزنامه نگار حوزه سينما و مدرس موسيقي نيز دستگير شدند.

? سه آزادي؛ «علي قلي تبار» و «مرتضي صارمي» دو تن از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران طي روزهاي گذشته آزاد شدند. به گزارش امروز اين دو نفر که پس از حوادث عاشوراي امسال بازداشت شده بودند، با توديع قرار وثيقه آزاد شده اند. همچنين «علي اشرف فتحي» طلبه وبلاگ نويس و فرزند شهيد فتحي با وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شد.

? توقيف کانتينر باتوم و گاز اشک آور؛ سايت جوان خبر داد پليس دوبي يک ايراني را به جرم انتقال يک کانتينر حامل گاز اشک آور و ساير وسايل ديگر دستگير کرده است. اين ايراني از اهالي لارستان فارس است و به اتهام انتقال يک کانتينر حامل گاز اشک آور، باتوم شوکر و... توسط پليس دوبي بازداشت شده است.

? ابطحي؛ جاسوس نيستم؛ محمدعلي ابطحي از متهمان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در پيامي که در صفحه فيس بوک خود گذاشته و نسخه يي از آن را نيز براي «فردا» ارسال کرده است، اتهام ارائه اطلاعات به بيگانگان را که چندي قبل از سوي مهدي طائب مطرح شده بود، رد کرد. پيش از اين مهدي طائب کارشناس مسائل سياسي و تاريخي در سخناني که خبرگزاري فارس آن را منتشر کرده بود، تاکيد کرده بود؛ «در سال دوم رياست جمهوري خاتمي بود که سپاه متوجه شد محل موشک دوربرد لو رفته و فهميدند عباس عراقي دانشجوي پيرو خط امام(ره) اطلاعات را به دشمن مي دهد و او هم مي گفت من کاره يي نيستم، کار ابطحي است و ابطحي که خبر را از خاتمي مي گرفت به امريکايي ها مي داد.» ابطحي ضمن رد سخنان طائب مي نويسد؛ همچنان که در طول 160 روزي که در زندان بودم و بازجويي هايي طولاني داشتم، يک بار حتي به عنوان سوال هم از اين دو شايعه يي که آقاي طائب آن را مطرح کرده اند، حرفي به ميان نيامد.

? نامه جمعي از هنرمندان؛ جمعي از هنرمندان و اهالي فرهنگ کشور در نامه يي سرگشاده به بازداشت اهالي هنر انتقاد کردند. آنها با اشاره به دستگيري آروين صداقت کيش، حامد رجبي، بهرنگ تنکابني، کيوان فرزين، محمدعلي شيرزادي، مهرانه آتشي، مجيد غفاري و ليلي فرهادپور خواستار تعيين تکليف آنها شدند.

? انتقال گلرو و همسرش به بند عمومي؛ وحيد لعلي پور و مهديه گلرو در تماس هاي جداگانه با خانواده هايشان از انتقال به بند عمومي اوين خبر دادند. اين زوج 12 آذرماه بازداشت شدند.

? ديدار خاتمي با خانواده کيوان مهرگان؛ سيدمحمد خاتمي با خانواده «کيوان مهرگان» روزنامه نگار بازداشتي روزنامه «اعتماد» ديدار کرد. رئيس دولت اصلاحات در اين ديدار ضمن دلجويي از خانواده ايشان ابراز اميدواري کرد وي هرچه زودتر آزاد شود. مهرگان هفتم دي ماه بازداشت شده است.
توضيح دبير جشنواره فيلم فجر
سازمان جشنواره بين المللي فيلم فجر با ارسال نمابري به دفتر روزنامه، درباره خبر منتشر شده در صفحه آخر «اعتماد» توضيح داد. در متن اين نمابر آمده است؛

به استحضار مي رساند با توجه به چاپ مطلبي با عنوان «برگزيدگان جشنواره فيلم فجر تغيير کردند» در صفحه آخر روزنامه اعتماد مورخ شنبه 17 بهمن 1388 شماره 2170، که بر اعلام اشتباه دو جايزه از سوي جشنواره فيلم فجر تاکيد کرده، به اطلاع مي رساند با استناد به خبر پايگاه اطلاع رساني جشنواره به آدرس FAJRFESTIVAL.IR در تاريخ 14 بهمن 1388 ساعت 20 و 45 دقيقه با عنوان «سيمرغ هاي بخش صداي فيلم و موسيقي به پرواز درآمدند»، در اين خبر اشاره شده که سيمرغ بخش صداگذاري به آقاي سيدعليرضا علويان براي فيلم «آناهيتا» اختصاص يافته است. اما صرفاً به دليل اشتباه تحريري در متن مجري مراسم، فيلم «آناهيتا» در بخش صداگذاري به اشتباه «آل» اعلام شد و فقط در ميان کل برگزيدگان جشنواره همين يک مورد اشتباه تحريري صورت گرفته است. بدين وسيله مطلب مندرج در آن روزنامه محترم تصحيح مي شود. لذا با توجه به قانون مطبوعات نسبت به درج اين مطلب در همان صفحه اقدام فرماييد.
کتاب جديد سيدفريد قاسمي منتشر شد


گروه فرهنگي؛ سيدفريد قاسمي کارشناس و پژوهشگر تاريخ مطبوعات ايران اثري جديد به بازار کتاب عرضه کرد. نام اين کتاب «سير تاريخي مجموعه قوانين مطبوعاتي ايران» است و دربردارنده متن کامل قانون هاي مطبوعات، لايحه ها، طرح ها، آيين نامه ها، تصويب نامه ها و استفساريه هاي مهم از آغاز تا امروز و همچنين رويدادهاي حقوقي-مطبوعاتي ايران است. سيدفريد قاسمي در توضيح محتواي اثر جديد خود نوشته است؛ «در مقدمه کتاب به چگونگي تعيين حدود و چارچوب هايي که براي روزنامه نگاران پيش از نخستين قانون مطبوعات به اجرا درآورده اند پرداخته ام. در ادامه، قانون هاي مطبوعات به ترتيب تاريخي، بستر تصويب شان با يادآوري رويدادهاي مرتبط به نظر خوانندگان مي رسد.» مجموعه جديد قاسمي نشانگر 71 سال سليقه فردي و 102 سال قانونگذاري است. گردآوري اين قانون ها در اين دفتر افزون بر آنکه تحول نگاه را به مقوله مطبوعات به خواننده مي شناساند، ماده خامي براي پژوهش هاي تحليلي هم هست. در مقدمه کتاب به نقل از اصل بيستم متمم قانون اساسي مشروطيت مصوب 1325 قمري آمده است؛ «عامه مطبوعات، غير از کتب ضلال و مواد مضره به دين مبين، آزاد و مميزي در آنها ممنوع است. ولي هرگاه چيزي مخالف قانون مطبوعات در آنها مشاهده شود، نشردهنده يا نويسنده، بر طبق قانون مطبوعات مجازات مي شود. ولي اگر نويسنده معروف و مقيم ايران باشد، ناشر و طابع و موزع از تعرض مصون هستند.» کتاب جديد سيدفريد قاسمي 275 صفحه دارد و 6500 تومان است.
عناوين اين صفحه
زندگي روي صحنه
اعتبار هنرمندان را فداي جوزدگي نکنيم
اين برخوردها فرصت ها را به تهديد تبديل مي کند
پيدا و پنهان
توضيح دبير جشنواره فيلم فجر
کتاب جديد سيدفريد قاسمي منتشر شد
نمايشگاه نقاشي هاي پروانه سپهري
«بالا» جايزه بهترين فيلم انيميشن سال را دريافت کرد
تصوير هاي مستند از واقعيت ناموجود
دنياي تصوير 189 منتشر شد
غار عليصدر

نمايشگاه نقاشي هاي پروانه سپهري
نمايشگاهي از آثار پروانه سپهري در کنار تعدادي از تابلوهايي از مجموعه شخصي او از روز پنجشنبه ساعت 16 تا 21 برپا مي شود. پروانه سپهري خواهر سهراب سپهري که خود نيز در رشته نقاشي و موسيقي فعاليت مي کند، در مورد برگزاري اين نمايشگاه با نام «مروري بر آثار پروانه سپهري» گفت؛ قصد دارم تعدادي از آثارم را از گذشته تا به امروز در کنار بخشي از مجموعه شخصي ام که شامل آثار هنرمندان ديگري است، به نمايش بگذارم.» او در مورد جزييات اين نمايشگاه گفت؛ «من در طول اين سال ها علاوه بر نقاشي، نگارخانه يي با نام سپهري را اداره مي کردم که آثاري را در زمان فعاليت نگارخانه خريداري کرده بودم. اکنون تصميم دارم برخي از آثار خريداري شده را به همراه تعدادي از کارهاي خودم نمايش دهم.» در اين نمايشگاه 80 اثر تا ششم اسفند به نمايش درخواهد آمد و علاقه مندان براي بازديد از اين آثار مي توانند به نشاني تهران، خيابان فرشته (فياضي)، خيابان بيدار، بن بست پاييز، شماره چهار مراجعه کنند. ساعت بازديد از اين نمايشگاه در ديگر روزها 15 تا 20 است.


«بالا» جايزه بهترين فيلم انيميشن سال را دريافت کرد
فيلم انيميشن «بالا» ساخته پيت داکتر برنده جايزه اول سي و هفتمين دوره جوايز سالانه اني (انيميشن) سال 2009 شد. به گزارش مهر به نقل از ورايتي همچنين پيت داکتر کارگردان اين فيلم انيميشني جايزه بهترين کارگرداني را دريافت کرد. انيميشن هاي «کورالاين» محصول استوديوي لايکا و «شاهزاده و قورباغه» محصول استوديو ديزني هر يک سه جايزه از اين مراسم دريافت کردند. نوا بومباخ و وس اندرسن نويسندگان فيلمنامه انيميشن «آقاي فاکس شگفت انگيز» هم برنده جايزه بهترين فيلمنامه شدند. در بخش انيميشن هاي تلويزيوني هم استوديوي ديزني سه جايزه اصلي بهترين انيميشن، تهيه کنندگي و شخصيت پردازي را به خود اختصاص داد.


به بهانه نمايشگاه عکس هاي مهران مهاجر
تصوير هاي مستند از واقعيت ناموجود
مهدي ميرمحمدي

در مقابل عکس هاي مهران مهاجر که قرار مي گيري اول از همه وجه مستندگونه آثار است که به چشم مي آيد. انگار عکاس مي خواسته مستندگونه به شهر تهران بپردازد. اين را ريخت آثار گواهي مي کند. گويي عکاس مي خواسته تمام و کمال به آنچه در مقابل او واقع شده وفادار باشد. پس چنين وانمود مي کند که دست دخالت گر خود را به حداقل رسانده. او يک دوربين براي ثبت داشته و در خيابان هاي شهر گام زده است تا تصويري مستندگونه از شهر تهران را ثبت کند. در همين گام نخست آنچه هنرمند ثبت کرده با حافظه تصويري مخاطب در تضاد قرار مي گيرد که اينجا اگر تهران است (که هست و عکاس با نشان دادن نقشه تهران، تابلوي خيابان ها و... بر اين نکته تاکيد مي گذارد) پس چگونه از آن خيابان هاي پردود و ترافيک، آن انبوه انسان ها که در هم مي لولند خبري نيست.

اما توضيح مکتوب عکاس در آغاز نمايشگاه خود يکي از مهم ترين عکس هاي اين نمايشگاه است، ببينيد؛ اين عکس ها را با يک دوربين روزنه يي (دوربين پين هول بدون عدسي) عکاسي کرده ام. عکس ها مناظر کلانشهري به نام تهران هستند. به کار گيري اين ابزار از همان آغاز وضعيتي متناقض نما به وجود آورد. زمان طولاني نوردهي و کيفيت پايين تصاوير چندان با قواعد مستندنگاري همخوان نبود،به عمد از اين ابزار بهره گرفتم تا آدم ها و ديگر جنبنده ها محو شوند...» با اين توضيح همه چيز دگرگون نشان مي دهند. ما با عکس هايي روبه رو هستيم که نتيجه دست دخالت گر عکاس است در امر واقع جاري اما با وجود اين دخل و تصرف همچنان مستندگونه نشان مي دهد. اينجا تهران بعد از حادثه است، تصاويري آخرالزماني از شهر تهران. شايد از همين رو عکاس ساده ترين دوربينش را به دست گرفته. اصلاً من تصور مي کنم دوربين ديگري برايش باقي نمانده بوده يا دوربينش آسيب ديده است يا حتي خودش و از همين رو در همه عکس ها ديوار را تکيه گاه کرده تا بايستد و تهران را ثبت کند.

فرآيند دستيابي به اين تصاوير مستند اما واقع نشده خود از توانايي هاي مهران مهاجر نشان مي دهد. که چگونه مي توان دست به دخل و تصرف در امر واقع جاري زد براي نشان دادن امر واقعي ديگر که جاري نيست. عکس هاي مهاجر گوشه يي از امکان زبان واقع گرا را نشان مي دهد؛ زباني که در اين چند صد سال مدام بر ابعاد آن افزوده شده است. چنان که ديميان گرانت در کتاب «رئاليسم» 26گونه مختلف از اين زبان را به ترتيب حروف الفبا بيان مي کند. از رئاليسم استمراري گرفته تا رئاليسم ذهني و رئاليسم هجايي و در آخر هم اشاره مي کند که اين تنها بخشي از انواع زبان واقع گراست و فلان نويسنده اين تعداد ديگر از انواع اين زبان را برشمرده است.

امر واقع در آثار مهاجر از تخيل با قيد و بند سر بيرون مي آورد. عکاس را مي توان تصور کرد در همين خيابان ها زل زده است به آنچه جاري ا ست. بعد همين امر واقع را در تاريخي ديگر تخيل مي کند. پس وابستگي به واقع جاري مي شود قيد و بند تخيل عکاس. يعني مهاجر تنها در محدوده آنچه مي بيند تخيل خواهد کرد. در نتيجه تخيل او نيز از جنس مستند و واقع جاري نشان مي دهد. او تصاويري مستند از واقعيت ناموجود ارائه مي دهد. عکاس در اينجا به تناقضي ديگر دست پيدا مي کند؛ اينکه «مفهوم واقعيت با اين ذهني شدن شديد زاويه ديد کاملاً خرد مي شود». (رئاليسم/ديميان گرانت/صفحه19) اما در نتيجه اين فرآيند، واقعيت است که از ذهن جلوتر مي زند، به همين خاطر است که تصاوير ذهني و دخل و تصرف شده مهاجر مستند نشان مي دهند. «در اين طرز استفاده واقعيت نه تنها در ذهن جاي مي گيرد بلکه در اختيار ذهن نيز قرار مي گيرد.» (همان) اما آخرين عکس اين مجموعه نه آخرين تابلوي نصب شده بر ديوار هاي گالري طراحان آزاد که همان عکس مهاجر است که در

بروشور- پوستر نمايشگاه آمده است. چهره هنرمند با همان کيفيت و شکل و شمايل عکس هاي روي ديوار گالري ثبت شده که خيره شده به جايي. اين چهره هنرمند است که در ذهن واقعيت ديگري را تخيل مي کند تا تصوير کند واقعيت ناموجود و پنهان يک شهر و جامعه را.


دنياي تصوير 189 منتشر شد
جديدترين شماره مجله «دنياي تصوير» در 112 صفحه عرضه شده است. در اين شماره ضمن ارائه مطالبي از سينماي امروز ايران و جهان، پرونده يي پيرامون مجموعه آثار پدرو آلمودوار با تاکيد بر آخرين فيلم او نيز آورده شده است. عناوين برخي از مطالب اين شماره عبارتند از؛ جشنواره فيلم فجر، ضرورت سامان يابي و اصلا ح، جداول توليد و فروش فيلم هاي روز ايراني و خارجي، معرفي فيلم هاي بخش مسابقه بيست و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، تازه هاي 2010 (آواتار، شکست ناپذير، شرلوک هلمز، پا در هوا، آلوين و سنجاب ها؛ جيغ جيغو، آيا از مورگان ها خبر داريد؟ پرنسس و قورباغه، پيچيده است، نïه)، آلمودراما (همه چيز درباره سينماي پدرو آلمودوار و واپسين شاهکارش «آغوش هاي گسسته»)، فيلم هاي چهار ستاره تاريخ سينما (بانوي زيباي من، ترميناتور2، روز داوري، مرد سوم) و...


غار عليصدر
غار عليصدر تنها غار تالابي ايران و از معدود غارهاي آبي جهان است. اين غار در ارتفاعات ساري قيه نزديک روستاي عليصدر (يا علي سرد) شهرستان کبودرآهنگ (استان همدان) واقع شده است. ارتفاع غار از سطح دريا 2100 متر است. محوطه غار دالان هاي پيچ در پيچ و دهليزهاي متعددي دارد. از مجموعه رشته آب ها، درياچه بزرگي در درون غار به وجود آمده و از اين رو نفوذ به عمق غار تنها با قايق ميسر است. غار عليصدر يکي از ديدني هاي جهانگردي استان همدان است. زمين شناسان قدمت سنگ هاي اين غار را به دوره ژوراسيک از دوران دوم زمين شناسي (190-136 ميليون سال قبل) نسبت مي دهند. مردم روستاي عليصدر و روستاهاي اطراف، از قديم الايام به وجود اين غار پي برده بودند و از آب آن بهره برداري مي کردند. تا اينکه در 5 مهرماه 1342 شمسي گروهي 14نفره از اعضاي هيات کوهنوردي همدان، غار عليصدر را مورد بازديد و کاوش قرار دادند و توانستند با وسايل ابتدايي مانند فانوس و تيوب لاستيکي مسافتي از غار را طي کنند. در سال 1346 با پخش خبر کشف اين غار شگفت انگيز و بي انتها در سطح رسانه هاي ملي، سيل محققان، کوهنوردان و علاقه مندان به آثار طبيعي به سوي آن سرازير شد. در سال 1352 کوهنوردان همدان دهانه و ورودي غار را به قطر 50 سانتي متر تعريض کردند و از سال 1354 استفاده عمومي از غار عليصدر آغاز شد. آنچه غار عليصدر را از ساير غارهاي آبي جهان متمايز مي کند، سهولت استفاده از کانال هاي آبي درون آن است که به سبب وسعت آن به راحتي مي توان در آن طي مسير کرده و با قايق هاي معمولي از درون آنها گذشت. براساس همين گزارش شکست هاي زيادي در رشته عليصدر وجود دارد. بين 3 ، 2 شکست در هر متر. به علاوه تعدادي سوراخ قيفي شکل در فواصل يکي و دو متري مشاهده مي شود که هر دو مشخصه، نفوذ سريع آب هاي سطحي را تسهيل مي کند. غار عليصدر از جمله ديدني ترين غارهاي نه تنها ايران، بلکه جهان است و شکوه و عظمت و زيبايي آن وقتي نمودار مي شود که خود به ديدن آن رفته و تالارهاي آن را از نزديک ديده باشيد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام