اکتاي براهني
يک ـ جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر به پايان رسيد. پيش از آغاز جشنواره مسوولان سينمايي کشور از سينماگران دعوت مي کردند با شرکت در جشنواره زمينه برگزاري هرچه باشکوه تر اين جشن را فراهم آورند. جشنواره اما با مشکلاتي نيز مواجه بود؛ نخست اينکه برخي سينماگران از قبول داوري سر باز زدند. مشکل بعدي اين بود که امسال برخي ديگر فرصت مقتضي براي ساختن فيلم نيافته بودند. پس مسوولان تصميم گرفتند براي بعضي از فيلم هاي توقيف شده سال هاي گذشته مثل «صد سال به اين سال ها» به کارگرداني سامان مقدم و «به رنگ ارغوان» از ابراهيم حاتمي کيا مجوز فوري صادر کنند. فيلم حاتمي کيا در جشنواره شرکت کرد و اکران آن نيز ميسر شد. وضعيت اکران فيلم سامان مقدم اما هنوز نامشخص است. «هيچ» اثر عبدالرضا کاهاني که امسال ساخته شده، و مورد توجه منتقدان نيز قرار گرفته، ممکن است به سادگي اکران نشود. شواهد نشان مي دهد که انگار برخي از اين فيلم ها تنها نقش تزييني در جشنواره داشته اند و از توقيف مرخصي موقت گرفته اند تا چند روزي مهمان جشنواره باشند. به تاريخ 28ساله فجر که نگاه کنيم مي بينيم اصولاً جشنواره فجر هر سال تعدادي از سينماگران برجسته ايران را از خود دور مي کند. فيلمساز سرخورده يي که فيلم پروانه دار غيرقابل اکران ساخته، جشنواره فجر را ترک مي کند و پا به عرصه هاي ديگر فيلمسازي مي گذارد.
دو ـ در دهه 60 جشنواره فجر آينه تمام نماي سينماي ايران به شمار مي رفت. دولت همه لوازم سينمايي، دوربين، نگاتيو و پول را در اختيار داشت و سالن هاي سينما و اکران نيز زير نظر آن بود. فيلمساز براي ساخت فيلمش راهي جز مراجعه به بدنه اداري- دولتي سينما نمي يافت. هنوز سينماي ديجيتال ارزان قيمت پا به عرصه نگذاشته بود و فيلمساز اين همه دوربين هاي کوچک و سبک دم دست خود نمي ديد. امروز فيلمساز مستقل براي ساختن فيلم خود نيازي به نگاتيو گران قيمت و دوربين دولتي ندارد. رشد و توسعه فني سينما دست سينماگر مستقل را مي گيرد و امکانات تصويربرداري و تدوين که براي نسل هاي پيش به راحتي فراهم نبود، امروز در اختيار همگان قرار دارد. از اين طريق است که سر و کله سينماي مستقل زيرزميني پيدا مي شود و سهم زيادي از سينماي کشور را به خود اختصاص مي دهد. دولت که بر توليد اين سينماي کم خرج تسلط ندارد، مي تواند از نمايش عمومي اين نوع فيلم ها در سينماها و شبکه ويدئوي خانگي جلوگيري کند، همچنان که مي کند. اما به هر حال تماشاگر، سينماي مورد علاقه اش را از طريق دي وي دي دنبال مي کند و هر روز بر تعداد شبکه هاي اينترنتي و ماهواره يي افزوده مي شود. چه بسا شبکه پخش ماهواره يي پخش 24 ساعته فيلم هاي ايراني هم روزي راه بيفتد و مايه رونق گرفتن فروش فيلم ايراني به شبکه هاي خارجي شود. از سوي ديگر در طول چند دهه گذشته فيلم هاي ايراني اعتبار جهاني در جشنواره هاي بين المللي کسب کرده اند و در اين حوزه چشم انداز وسيعي مقابل سينماگران مستقل گشوده شده است. آنچه در جشنواره فجر امسال ديده شد، شايد يک پنجم ظرفيت سينماي ايران بود و آيا جشنواره يي با اين ظرفيت مي تواند آينه تمام نماي سينماي ايران باشد.
سه ـ در سال هاي آينده در سايه رشد فني ابزارهاي ساخت فيلم ديجيتال افراد بيشتري به سينما خواهند پرداخت و فيلم هاي بيشتري به جشنواره هاي جهاني راه پيدا خواهند کرد. نسلي که امروز با اينترنت و کامپيوتر رشد مي کند و افرادي از اين نسل که امروز در حال آموختن سينما هستند، شايد هرگز مثل کاهاني و مقدم منتظر مجوز ساخت و پروانه اکران نمانند. اگر جشنواره ظرفيت پذيرش تنوع سليقه هاي مختلف جامعه را نداشته باشد، چند سال ديگر شايد کاهاني و مقدم هم در فجر حضور پيدا نکنند. همان طور که فيلمسازاني مانند کيارستمي و پناهي قبلاً در جشنواره شرکت مي کردند، اما امروز ديگر خبري از آنها نيست. جشنواره فجر اگر خواستار ماندگاري در سينماي ايران است بايد تحمل سينماي «ديگر» را نيز داشته باشد. تا موقعي که فيلمساز براي تصوير زندگي اطراف خود به اجبار زيرزميني شود، سينماي «آرماني» هرگز توان شکل گرفتن نخواهد يافت.