شنبه، 17 بهمن 1388 - شماره 2170
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
پس از گذشت يک روز از مراسم اختتاميه
برگزيدگان جشنواره فيلم فجر تغيير کردند

گروه فرهنگي؛ حاشيه هاي اختتاميه جشنواره فجر تنها به همان شب محدود نشد و روز بعد از مراسم اختتاميه با تغيير برگزيده يک جايزه و اعلام مجدد دو بخش حواشي بيست و هشتمين جشنواره فجر ادامه يافت. راه نيافتن خبرنگاران به داخل سالن، تجمع اعتراضي آنها در بيرون از سالن جشنواره و قرار نگرفتن خبر اعلام جوايز روي خروجي خبرگزاري ها که ميان خبرنگاران فارغ از هر نوع گرايش سياسي و فکري وفاق ايجاد کرد تا جايي که حتي دو خبرگزاري «فارس» و «ايرنا» نيز از بي احترامي به خبرنگاران و تحريم خبرهاي مراسم اختتاميه خبر دادند، حاشيه هاي شب برگزاري جشنواره بود اما بعد از برگزاري مراسم اختتاميه اتفاق عجيب تري رخ داد تا بار ديگر امکان مقايسه اين جشنواره با دوره هاي گذشته از بين برود. مراسم اختتاميه جشنواره فجر تنها بدون حضور خبرنگاران برگزار نشد بلکه دو تن از داوران نيز در اين مراسم حضور نيافتند. مسعود جعفري جوزاني که دو روز قبل از برگزاري جشنواره شايعه خروجش از هيات داوران مطرح شد به اتفاق اسفنديار شهيدي در مراسم اختتاميه حاضر نشدند اما جالب تر اينکه چهار داور ديگر که نظاره گر مراسم اختتاميه بودند در زمان اجراي مراسم نسبت به اعلام نام برگزيدگان هيچ اعتراضي نکردند و يک روز بعد از اعلام نام برگزيده جايزه بخش صداگذاري تغيير کرد تا بار ديگر بي نظمي مراسم اختتاميه جشنواره فجر نمايش داده شود. دو جايزه ديگر نيز بارديگر از سوي روابط عمومي اعلام شد. علي معلم که اجراي اين مراسم را بر عهده داشت و فيلم «آل» به تهيه کنندگي او در مسابقه شرکت کرده بود از سوي برخي رسانه ها متهم شد که براي سيمرغ بلورين بهترين صدا گذاري به عمد نام فيلم «آل» را جايگزين فيلم «آناهيتا» کرده است. اين در شرايطي است که علي معلم زمان اعلام جايزه بارها از انتخاب هيات داوران انتقاد کرد. حبيب ايل بيگي مدير روابط عمومي جشنواره درباره تغيير جايزه بهترين صداگذاري مي گويد؛ «اين اشتباه تايپي روي سن اصلاح نشد و جايزه به اشتباه اهدا شد و عده يي متاسفانه اين برداشت را کردند که مجري از قصد متن را اين گونه خوانده است، در صورتي که چنين موضوعي نبود.» ايل بيگي در پاسخ به اين سوال «اعتماد» که چرا در مراسم اختتاميه هيات داوران متوجه اين اشتباه نشده اند، مي گويد؛ «اگر هيات داوران همان زمان حواس شان جمع بود اين اتفاق نمي افتاد اما تعداد جوايز زياد بود و آنها متوجه اين اشتباه نشده اند.» او در بخش ديگري از حرف هايش گفت؛ «متاسفانه برخي از سايت ها اين مطلب را به گونه يي منعکس کردند که به مجري برنامه بي احترامي شد، اين در شرايطي بود که آقاي علي معلم زحمت بسياري را براي بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر کشيده است.» او با بيان اينکه علي معلم در جشنواره امسال، خود يک فيلم عرضه کرده بود، مي گويد؛ «اگر هر تهيه کننده ديگري بود که کارش در جشنواره جايزه نگرفته بود، هرگز اجراي برنامه را بر عهده نمي گرفت، اين در شرايطي است که علي معلم بدون هيچ اعمال نظري مراسم را اجرا کرد.»ايل بيگي در ادامه مي گويد؛ «مسوولان جشنواره از زحمات او کمال تشکر را دارند و از اينکه اين اشتباه تايپي به ابزاري براي حمله به او تبديل شد، متاسف اند.» مدير روابط عمومي جشنواره درباره اعلام مجدد دو بخش ديگر مي گويد؛ «اين جوايز چون نزديک به هم بودند بار ديگر اعلام شدند.» اين در شرايطي است که در متني که توسط فارابي منتشر شده چنين آمده است؛ «در تحرير اعلام جوايز در دو جايزه اشتباه صورت گرفته است و به اين وسيله بار ديگر برگزيدگان اين سه بخش از جشنواره اعلام مي شوند.» در هر سه بخشي که برگزيدگانش بار ديگر اعلام شدند دو جايزه اهدا شده و فيلم «ملک سليمان» پاي ثابت يکي از سيمرغ هاي هر سه بخش است. جوايز اين سه بخش يک روز بعد از برگزاري مراسم اختتاميه اين طور اعلام شد؛«سيمرغ هاي بلورين بهترين موسيقي متن به بهزاد عبدي براي فيلم «آل» و چان کونگ وينگ براي فيلم «ملک سليمان»، سيمرغ هاي بلورين بهترين صداگذاري به کي سونگ چانگ براي فيلم «ملک سليمان» و سيدعليرضا علويان براي فيلم «آناهيتا» که در مراسم اختتاميه نام اباصدق براي فيلم «آل» اعلام شده بود و سيمرغ بلورين بهترين صدابرداري به وحيد مقدسي براي فيلم «بيداري روياها» و لئو لو براي فيلم «ملک سليمان» تعلق گرفت.» علي معلم هم در گفت وگو با ايسنا درباره اين موضوع مي گويد؛ «اين اشتباه مربوط به دفتر جشنواره بود چون در مراسم، فيلم «آل» اعلام شد و آقاي اباصدق جايزه اش را گرفت و بعد هم در سايت ها به همين شکل منعکس شد و هيچ ارتباطي به من نداشت.»
اين يک «حاضر آماده» است
احمد ميراحسان

من امسال فيلم فيلمساز محبوبم «طهران، تهران» را نديده ام به خاطر يک نمايشگاه اينستاليشن و ويدئوآرت خودم اما متاسفانه به خاطر خودخواهي پاره يي از مسوولان فرهنگي شهرستاني يک رخداد جذاب تبديل به يک ماجراي ناکام شد.دوشنبه «سونيا شونبرگر» يک آرتيست آلماني که به ايران آمده و در تهران چيدمان «ناگهان ديروز فرا رسيد» را به اجرا درآورد طي سفري به لاهيجان چيدمان دوخت و دوزش را برگزار کرد که با ويدئوآرت من (احمد ميراحسان) «لاهيجان با چاي تلخ»- نمايش بر ويرانه هاي يک کارخانه چاي و Ready made و نقاشي هاي پست مدرنيستي محمد زحمتکش و محمد خداشناس و چيدمان اتاق منفجرشده کودک از علي ميراحسان در عرض يک ساعت دود شد و به هوا رفت.تاکنون چند بار و به وسيله چند نفر از اهل فرهنگ و هنر و تفکر شنيده ايد که هيچ کس آن گونه که «ما» تيشه به ريشه مان مي زنيم، به نابود کردن، بي اعتبار کردن و بي آبرو کردن خودش نپرداخته است. به نظرم اين حرف از بس تکراري است به نïقل مجلس بدل شده است. آنقدر اين خودويرانگري و شاديً ازخودويرانگري چشمگير است که آدم حيرت مي کند که چرا؟،«سونيا شونبرگر» يک آرتيست است که کارهاي اينستاليشن او به ويژه از منظر حقوق بشري در دنيا مشهور است و جالب آنکه در زمينه دفاع از حقوق کودکان فلسطين هم فعال است و کلاً معترض به کشتار و خشونت و قدرت هاي جهان است و به ايران آمده است تا رسماً، قانوناً و محترماً در تهران نمايشگاهي برگزار کند. به دليل دوستي با اميرعلي قاسمي و «پارکينگ گالري» امکان آن فراهم شد که در ادامه ورک شاپ هايمان با نام «بازنمايي شهر» او را دعوت کنيم که کارهايش را همراه کارهايمان ارائه دهد. قبلاً در لاهيجان با حضور کيارستمي و مهماناني نظير پناهي، صمديان، تهامي نژاد، کلانتري، راستين، بهرامي نژاد، روزبه، منتصري، بهروزکار، خداشناس و... ورک شاپ هاي «چاي و مستند» برگزار کرديم و برنامه مسعود کيميايي به سبب نقص فني هواپيماي حامل او ناتمام ماند و البته قرار است در ارديبهشت ماه نيز پرفورمنس و نشست و نمايش با حضور يک آرشيتکت ژاپني و رخشان بني اعتماد برگزار شود؛ اگر کسي حمايت کند و مجوزش را بدهد که متاسفانه براي برگزاري اين چيدمان نه بخش دولتي و نه بخش خصوصي و صاحبان صنعت چاي کوچک ترين کمکي نکردند و باني خير تنها خود برگزارکنندگان (احمد ميراحسان- «استوديو 70+100»، محمد خداشناس- «مهندسان مشاور لاهيگ» و پيمان عيسي زاده) بودند و فقط بايد از مرحوم صفاري سپاسگزار بود که بازماندگانش با بزرگواري و بدون چشمداشت کارخانه متروک چاي را براي برگزاري اينستاليشن، ويدئوآرت و Ready made در اختيار ما گذاشتند.به هر حال درست يک ساعت پس از افتتاح نمايشگاه انواع و اقسام مقامات آمدند و نامه رئيس اداره ارشاد را نشان دادند که خواسته بود جلوي نمايشگاه را بگيرند. فکر مي کنيد نتيجه چنين اقدام و ناهماهنگي و آبروريزي به ضرر کيست؟ آيا هيچ جايي در دنيا سراغ داريد بي جهت خودش عليه خود به سبب رقابت ناسالم و کودکانه اين گونه خودويرانگري به بار آورد؟ آيا با توجه به اطلاع پيشين و پخش پوستر که در خود اداره ارشاد هم نصب شده بود، نمي توانستند روز قبل اطلاع دهند که نمايشگاه را برگزار نکنيد که اين سان جلوي يک مهمان مساله به بار نياورند و نابردباري خود را به نمايش نگذارند؟هر آدم اهل مرضي از اين نوع وقايع شادمان مي شود ولي من صميمانه خون دل خوردم و ديدم چگونه فرهنگ و حتي منافع مملکت اسير دست اقدامات نسنجيده است که هيچ دليلي براي اقدامات غلط شان وجود ندارد.
گران ترين چهره هاي هاليوود معرفي شدند
مايکل بي، استيون اسپيلبرگ، رولند امريش، جيمز کامرون و... در سال 2009 بيشترين دستمزدها را در هاليوود دريافت کردند. به گزارش خبرآنلاين مجله ونيتي فير در تازه ترين شماره خود فهرست 40 پردرآمد هاليوود را منتشر کرده که مايکل بي کارگردان و تهيه کننده مجموعه فيلم هاي «ترانسفورمرها» با 125 ميليون دلار دستمزد در صدر اين فهرست قرار دارد. استيون اسپيلبرگ تهيه کننده و کارگردان با 85 ميليون دلار در رده دوم اين فهرست است و رولند امريش تهيه کننده و کارگردان که امسال فيلم افسانه علمي «2012» را روي پرده سينماها داشت با 70 ميليون دلار در رده سوم قرار دارد.
پيدا و پنهان
? ديدار کروبي با خانواده مظفر؛ مهدي کروبي با خانواده محمدجواد مظفر نايب رئيس انجمن دفاع از زندانيان ديدار کرد و ضمن دلجويي از آنها از وضعيت زندانيان و برخورد با خانواده هاي آنها شکايت کرد. به گزارش امروز، پيش از اين نيز سيد محمد خاتمي در 9 بهمن با خانواده وي ديدار داشته است که در آن ديدار همسر مظفر وضعيت جسماني او را نامساعد توصيف کرده بود. خبر هاي رسيده از اوين حاکي است که وي در سلول انفرادي به سر مي برد.

? چند بازداشت؛ آخر هفته يي که گذشت با بازداشت چند نفر از فعالان سياسي و مدني همراه بود. به گزارش سايت هاي خبري، «سيدحسين معصومي» رئيس کميته فرهنگيان حزب اعتماد ملي، «اميد مهرگان» روزنامه نگار و مترجم آثار فلسفي، «مازيار سميعي»، «نوشين جعفري» روزنامه نگار، «بهار تراکمه» فرزند يونس تراکمه و «ياشار دار الشفاء» از جمله افرادي بودند که طي چند روز گذشته بازداشت شدند. به گفته خانواده معصومي، وي بامداد پنجشنبه در منزلش دستگير شد. آنها گفتند به دليل بيماري قلبي و نياز معصومي به داروهايش، نگران وضعيت او هستند. «اميد مهرگان» نيز نيمه شب چهارشنبه در خانه اش بازداشت شد. علت دستگيري وي مشخص نيست. همچنين «مازيار سميعي» فعال دانشجويي نيز همانند سايرين در منزلش بازداشت شد. اما به گزارش کلمه «بهار تراکمه» فرزند يونس تراکمه نويسنده و منتقد ادبي نيز پنجشنبه بازداشت شد. پيش از او اردوان تراکمه پسر اين نويسنده روز عاشورا دستگير شده بود. نوشين جعفري نيز به شيوه يي مشابه چهار شنبه شب در منزلش بازداشت شد. از سوي ديگر «ياشار دارالشفاء» دانشجوي جامعه شناسي دانشگاه تهران نيز به همراه برادر و مادرش دستگير شد.

? کرباسچي؛ پناهنده نشده ام ؛ رئيس ستاد انتخاباتي مهدي کروبي پناهندگي خود به يک کشور غربي را رد کرده است. «امروز» نوشت غلامحسين کرباسچي در اين خصوص گفته پناهندگي بنده به کشور کانادا و هر کشور ديگري کذب محض است. وي تصريح کرد؛ بنده در حال حاضر هيچ زميني در کشورهاي ديگر ندارم و در حال خريد و فروش هيچ ملکي در هيچ جاي دنيا از جمله ايران هم نيستم. کرباسچي گفت؛ من کشورم را دوست دارم و به هيچ وجه حاضر نيستم آن را ترک کنم. وي افزوده کساني بايد ايران، مهد اسطوره هاي تاريخ ساز را ترک کنند که به آن خيانت کردند.

? آزادي 10 دانشجو؛ 10 دانشجوي دانشگاه علم و صنعت ايران طي هفته گذشته آزاد شدند. به گزارش کلمه، اين دانشجويان که پنج نفر از آنها در روز عاشورا و پنج نفر ديگر روز سه شنبه هشتم دي در پي تجمع دانشجويان بازداشت شده بودند، بعد از نزديک به پنج هفته بازداشت در زندان اوين طي روزهاي اخير آزاد شدند.نيما عمراني، ابراهيم نوحي، پويا دريايي، طهمورث صفري، هادي نجفي، مجيد عسگري، علي صديقي، پويا حمداللهي، مصطفي ريسمان باف و شهاب محمدي دانشجوياني هستند که با قيد ضمانت (فيش حقوقي کارمندي) آزاد شده اند.

? احضار کلهر به کلانتري؛ «آينده» از احضار «مهدي کلهر» به کلانتري 135 اکباتان خبر داد. به نوشته اين سايت، مشاور رسانه يي احمدي نژاد به دليل ضرب و جرح «معصومه طاهري» همسر سابقش و شکايت وي همراه با ثبت در پزشکي قانوني و شهادت شاهدان احضار شده و بايد يکشنبه 18 بهمن در کلانتري حاضر شود. معصومه طاهري موسوي استاد دانشکده خبر صدا و سيما در گفت وگو با آينده اين ماجرا را تاييد کرده است.

? توقيف سه کشتي در استراليا؛ «کوين راد» نخست وزير استراليا در مصاحبه يي راديويي اعلام کرد کشورش سه محموله را که عازم ايران بوده اند، در بنادر خود توقيف کرده است.به گزارش عصر ايران راد با بيان اينکه اين کشتي ها طبق قوانين داخلي وزارت دفاع استراليا و براي جلوگيري از ارسال موادي که در ساخت و اشاعه سلاح هاي هسته يي کاربرد دارند، توقيف شده است، ادعا کرد برنامه هسته يي ايران خطرناک است.

? لغو ممنوعيت تحصيل علوم اتمي ايرانيان؛ ايرنا به نقل از خبرگزاري ها اعلام کرد؛ دادگاهي در هلند تصميم دولت اين کشور در محروم کردن دانشجويان ايراني از آموزش علوم هسته يي را تبعيض آميز و غيرقانوني اعلام کرد.دولت هلند روز پنجم ژوئيه سال 2008 ميلادي پذيرش دانشجويان ايراني در مراکزي که «ممکن است بتوانند درباره علوم هسته يي بياموزند» را ممنوع اعلام کرد.

? ممانعت از ثبت نام دانشجويان نجف آباد ؛ نوروز نوشت دانشگاه آزاد نجف آباد با مسدود کردن فايل آموزشي حدود 40 نفر از فعالان سياسي- دانشجويي دانشگاه، از انتخاب واحد و ثبت نام آنان در ترم جديد تحصيلي ممانعت کرد.اين اقدام در حالي صورت مي پذيرد که تاکنون براي اکثر اين دانشجويان که پيش تر به کميته انضباطي دانشگاه فراخوانده شده بودند، حکمي صادر نشده است و احکام بدوي صادر شده براي ديگر دانشجويان نيز قطعي نشده و براي تجديد نظر به تهران ارسال شده است.

? هک دو سايت منتقد؛ سايت هاي خبرنامه اميرکبير و پايگاه خبري فراکسيون اقليت مجلس (پارلمان نيوز) هک شدند.خبرنامه اميرکبير به انجمن اسلامي اين دانشگاه نزديک است که عمدتاً خبرهاي دانشجويي را منتشر مي کرد.پارلمان نيوز نيز به تازگي با آدرس جديدي رفع فيلتر شده بود.
يادنامه صنعتي زاده در «بخارا» منتشر شد
گروه فرهنگي؛ بخارا 73-72 با يادنامه يي درباره زنده ياد همايون صنعتي زاده منتشر شد. شماره جديد مجله بخارا با درج تصويري از زنده ياد همايون صنعتي زاده روي جلد اين شماره که مبتکر دايره المعارف فارسي و ناشر بيش از سه هزار عنوان کتاب و مترجم ده ها کتاب از جمله کتاب سه جلدي «کيش زرتشت» نوشته مري بويس است، منتشر شده است. شماره 73-72 بخارا که با تاخير اما در بيش از 700 صفحه منتشر شده، شامل مباحثي مانند اداي دين به همايون صنعتي زاده، فلسفه، زبان شناسي، نقد ادبي، ايران شناسي، تاريخ نشر کتاب در ايران، آويزه ها، شعر فارسي و شعر جهان و جغدنامه به انضمام يادنامه همايون صنعتي زاده است. در بخش يادنامه همايون صنعتي زاده مقالاتي از ابراهيم گلستان، سيروس علي نژاد، ايرج افشار، زهرا دولت آبادي، مهدخت صنعتي، شيرين صنعتي و ابراهيم باستاني پاريزي چاپ شده است. همچنين در اين شماره از بخارا مطالبي از آيزايا برلين ، محمدرضا باطني ، داريوش آشوري، داريوش شايگان، مهدي سحابي ، بهاءالدين خرمشاهي ، عبدالحسين آذرنگ، ژاک پره ور، محمدتقي بهار و ...منتشر شده است.
عناوين اين صفحه
برگزيدگان جشنواره فيلم فجر تغيير کردند
اين يک «حاضر آماده» است
گران ترين چهره هاي هاليوود معرفي شدند
پيدا و پنهان
يادنامه صنعتي زاده در «بخارا» منتشر شد
جشنواره فجر، سينماي مستقل و فيلم آرماني
انتشار خاطرات، نامه ها و همه شعرهاي عارف قزويني
خور و بيابانک

جشنواره فجر، سينماي مستقل و فيلم آرماني
اکتاي براهني

يک ـ جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر به پايان رسيد. پيش از آغاز جشنواره مسوولان سينمايي کشور از سينماگران دعوت مي کردند با شرکت در جشنواره زمينه برگزاري هرچه باشکوه تر اين جشن را فراهم آورند. جشنواره اما با مشکلاتي نيز مواجه بود؛ نخست اينکه برخي سينماگران از قبول داوري سر باز زدند. مشکل بعدي اين بود که امسال برخي ديگر فرصت مقتضي براي ساختن فيلم نيافته بودند. پس مسوولان تصميم گرفتند براي بعضي از فيلم هاي توقيف شده سال هاي گذشته مثل «صد سال به اين سال ها» به کارگرداني سامان مقدم و «به رنگ ارغوان» از ابراهيم حاتمي کيا مجوز فوري صادر کنند. فيلم حاتمي کيا در جشنواره شرکت کرد و اکران آن نيز ميسر شد. وضعيت اکران فيلم سامان مقدم اما هنوز نامشخص است. «هيچ» اثر عبدالرضا کاهاني که امسال ساخته شده، و مورد توجه منتقدان نيز قرار گرفته، ممکن است به سادگي اکران نشود. شواهد نشان مي دهد که انگار برخي از اين فيلم ها تنها نقش تزييني در جشنواره داشته اند و از توقيف مرخصي موقت گرفته اند تا چند روزي مهمان جشنواره باشند. به تاريخ 28ساله فجر که نگاه کنيم مي بينيم اصولاً جشنواره فجر هر سال تعدادي از سينماگران برجسته ايران را از خود دور مي کند. فيلمساز سرخورده يي که فيلم پروانه دار غيرقابل اکران ساخته، جشنواره فجر را ترک مي کند و پا به عرصه هاي ديگر فيلمسازي مي گذارد.

دو ـ در دهه 60 جشنواره فجر آينه تمام نماي سينماي ايران به شمار مي رفت. دولت همه لوازم سينمايي، دوربين، نگاتيو و پول را در اختيار داشت و سالن هاي سينما و اکران نيز زير نظر آن بود. فيلمساز براي ساخت فيلمش راهي جز مراجعه به بدنه اداري- دولتي سينما نمي يافت. هنوز سينماي ديجيتال ارزان قيمت پا به عرصه نگذاشته بود و فيلمساز اين همه دوربين هاي کوچک و سبک دم دست خود نمي ديد. امروز فيلمساز مستقل براي ساختن فيلم خود نيازي به نگاتيو گران قيمت و دوربين دولتي ندارد. رشد و توسعه فني سينما دست سينماگر مستقل را مي گيرد و امکانات تصويربرداري و تدوين که براي نسل هاي پيش به راحتي فراهم نبود، امروز در اختيار همگان قرار دارد. از اين طريق است که سر و کله سينماي مستقل زيرزميني پيدا مي شود و سهم زيادي از سينماي کشور را به خود اختصاص مي دهد. دولت که بر توليد اين سينماي کم خرج تسلط ندارد، مي تواند از نمايش عمومي اين نوع فيلم ها در سينماها و شبکه ويدئوي خانگي جلوگيري کند، همچنان که مي کند. اما به هر حال تماشاگر، سينماي مورد علاقه اش را از طريق دي وي دي دنبال مي کند و هر روز بر تعداد شبکه هاي اينترنتي و ماهواره يي افزوده مي شود. چه بسا شبکه پخش ماهواره يي پخش 24 ساعته فيلم هاي ايراني هم روزي راه بيفتد و مايه رونق گرفتن فروش فيلم ايراني به شبکه هاي خارجي شود. از سوي ديگر در طول چند دهه گذشته فيلم هاي ايراني اعتبار جهاني در جشنواره هاي بين المللي کسب کرده اند و در اين حوزه چشم انداز وسيعي مقابل سينماگران مستقل گشوده شده است. آنچه در جشنواره فجر امسال ديده شد، شايد يک پنجم ظرفيت سينماي ايران بود و آيا جشنواره يي با اين ظرفيت مي تواند آينه تمام نماي سينماي ايران باشد.

سه ـ در سال هاي آينده در سايه رشد فني ابزارهاي ساخت فيلم ديجيتال افراد بيشتري به سينما خواهند پرداخت و فيلم هاي بيشتري به جشنواره هاي جهاني راه پيدا خواهند کرد. نسلي که امروز با اينترنت و کامپيوتر رشد مي کند و افرادي از اين نسل که امروز در حال آموختن سينما هستند، شايد هرگز مثل کاهاني و مقدم منتظر مجوز ساخت و پروانه اکران نمانند. اگر جشنواره ظرفيت پذيرش تنوع سليقه هاي مختلف جامعه را نداشته باشد، چند سال ديگر شايد کاهاني و مقدم هم در فجر حضور پيدا نکنند. همان طور که فيلمسازاني مانند کيارستمي و پناهي قبلاً در جشنواره شرکت مي کردند، اما امروز ديگر خبري از آنها نيست. جشنواره فجر اگر خواستار ماندگاري در سينماي ايران است بايد تحمل سينماي «ديگر» را نيز داشته باشد. تا موقعي که فيلمساز براي تصوير زندگي اطراف خود به اجبار زيرزميني شود، سينماي «آرماني» هرگز توان شکل گرفتن نخواهد يافت.


انتشار خاطرات، نامه ها و همه شعرهاي عارف قزويني
پس از انتشار «خاطرات عارف قزويني به همراه اشعار چاپ نشده» به کوشش مهدي نورمحمدي، نامه ها و ديوان کامل اين شاعر منتشر مي شود. «خاطرات عارف قزويني به همراه اشعار چاپ نشده» که به تازگي از سوي نشر سخن منتشر شده، با مقدمه ايرج افشار همراه است. اين کتاب که از دست نوشته هاي عارف قزويني باقي مانده است، نوشته هايي است که او در سال 1305 در سفري که به لرستان و روستاهاي گل زرد و سره بند داشته، آنها را نوشته است. به گفته نورمحمدي، عارف در لرستان شروع به نوشتن خاطرات مشروطه خواهي اش مي کند و زماني که به قزوين بازمي گردد، آنها را همراه خود دارد. وقتي او در سال 1312 در همدان فوت مي کند دست نوشته هايي را که در 1305 نوشته بود، نزد حسن اقبالي مي گذارد که با فوت او در سال 57 نوشته ها به برادرش علي اقبالي مي رسد و نورمحمدي آنها را از علي اقبالي گرفته و چهار سال روي آنها کار کرده است.


خور و بيابانک
بيابانک، نام متاخر ناحيه يي قديمي در دشت کوير و نيز دهستاني به همين نام در استان اصفهان است.بيابانک ناحيه يي قديمي (تقريباً برابر با بخش خور و بيابانک امروزي) در حاشيه جنوبي دشت کوير در گذشته بر سر راه اصفهان (نايين) به خراسان (نيشابور) قرار داشت. در اصل ناحيه بيابانک قسمتي از بيابان بزرگ و قديمي است و به عنوان يک اصطلاح جغرافيايي به معناي بيابان کوچک يا نيمه کوير است. نشانه هايي از مسکوني بودن اين منطقه پيش از اسلام وجود دارد از جمله آتشکده يي در نزديکي مهرجان / مهرنجان. به علاوه جندق اين منطقه به زندان انوشيروان معروف است و گنبدي قديمي به نام «هشت در» متعلق به دوره ساسانيان دارد. به روايتي در صدر اسلام فرش ابريشمي بافت جندق تا بازار مکه راه يافته بود.ابن حوقل آنها را سه ده نزديک به هم ضبط کرده است، مي نويسد؛ «تا جرمق چهار منزل و هر دو يا سه فرسخي گنبدي و برکه آبي است... در آنجا خرما و کشت و چارپايان بسيار بود.» ناصرخسرو در نيمه اول قرن پنجم راه نايين به کرمه / گرمه را 43 فرسنگ ضبط کرده و آن را در ناحيه بيابان آورده است. به نوشته او در آن ناحيه 10 ، 12 پاره ديه با آب و هواي گرم قرار داشته و در هر دو فرسخي در مواضعي که شورستان نبوده گنبدک ها و مصانع (محل جمع شدن آب باران) ساخته بودند که علاوه بر استراحتگاه راهنماي مسافران بوده است. در دوره صفويه شاه عباس اول دستور داد براي راهنمايي مسافران ستون هاي آجري در اين ريگزار برپا کنند. همچنين به دستور او براي آسايش زوار مشهد رضوي مزرعه و رباطي احداث کردند که به مزرعه «عباس آباد» معروف است. مک گرگور که در 1292/ 1875 از منطقه بيابانک ديدن کرده، مي نويسد بيابانک در وسط کوير واقع نيست و 50 مايل با آن فاصله دارد. در آن زمان بيابانک از بخش هاي سمنان بود و 10 روستا داشت. از آثار باستاني و تاريخي اين ناحيه قلعه بياضيه (نارنج قلعه) به سبک دوره ساساني است. زيربناي اين قلعه حدود هزار متر مربع است. داخل قلعه اتاقک ها و راهروهاي پيچ در پيچ در پنج طبقه ديده مي شود که سابقاً انبار غله بوده است. در کنار ديوار قلعه مسجدي قرار دارد که در قرن هشتم استاد دهنوي آن را مرمت کرده است. دهستان بيابانک واقع در بخش خور و بيابانک در شهرستان نايين استان اصفهان در قسمت جنوبي دشت کوير، از شمال به دهستان جندق، از جنوب به دهستان نخلستان و از مغرب به دهستان چوپانان (در بخش انارک) محدود است. شهرستان طبس در مشرق آن قرار دارد. مرکز آن فرخي و شهر آن خور است. داراي 19 آبادي است. از ارتفاعات مهم آن کوه کبود هفت چنگ و گودگاه را مي توان نام برد. گود جگارگ در شمال آبادي هاي طاهرآباد و ميان آباد واقع شده است.تپه هاي شني در اين دهستان ديده مي شود. رود شور خور در اين دهستان جريان دارد. اين رود در 35 کيلومتري شمال شرقي شهر خور به دشت کوير مي ريزد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام