شنبه، 17 بهمن 1388 - شماره 2170
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
سيد حسن خميني به صدا و سيما نامه اعتراضي نوشت
تهديد به افشاگري



گروه سياسي؛ سيدحسن خميني بيش از اين مشي صدا و سيما در قبال بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي را تاب نياورده و با نگارش نامه يي که «اعتراض آميز» و « شديد اللحن» توصيف شده، رئيس رسانه عمومي را از برخورد گزينشي با کلام امام (ره) بر حذر داشته است. يادگار امام البته به ضرغامي يادآور شده اگر به اين برخورد يکسويه خاتمه داده نشود متن نامه خود را براي مردم ايران منتشر خواهد کرد تا افکار عمومي در جريان قصور صورت گرفته در قبال امام(ره) قرار گيرند. اين خبر را شيخ قدرت الله عليخاني عضو فراکسيون خط امام در اختيار پايگاه خبري اين فراکسيون قرار داده است. اگرچه برخورد گزينشي با تاريخ نظام و انقلاب امر تازه يي در رويه رسانه يي که بايد متعلق به همه مردم ايران باشد نيست اما رفتارهاي اخير اين سازمان که در آستانه سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب و با استفاده دوباره از آرشيو تصاوير و سخنراني هاي پخش نشده صدا و سيما صورت گرفت، سبب شد توليت آستان حضرت امام دست به قلم برده و نامه يي اعتراضي را به آدرس دفتر رئيس صدا و سيما ارسال کند. بر اين اساس است که بار ديگر صدا و سيما در کانون اخبار قرار گرفته و دامنه اعتراضات اين بار به بيت امام نيز کشيده شده است. در طول 13 سال گذشته و پس از اعتماد مردم به اصلاح طلبان براي اداره امور کشور، صدا و سيما روشي متفاوت را در قبال دولت، مجلس و شوراهاي شهر روستايي در اختيار اصلاح طلبان در پيش گرفت. کار به جايي رسيد که اخبار سيدمحمد خاتمي به عنوان مثال در ديدارهاي مهم از کشورهاي غربي مانند فرانسه به عنوان اخبار چندم صدا و سيما به روي آنتن مي رفت. تصوير مخابره شده از مجلس ششم نيز تصوير جدال سياسي و بي توجهي به نيازهاي مردم بود و شوراي شهر اول، فقط به جدل و دعواي دروني مشغول بود. اين روند در تمامي سال هاي اصلاحات تداوم داشت و در اواخر آن بود که با حضور ضرغامي در رسانه عمومي، اين خط به طور جدي تري دنبال شد. پس از روي کار آمدن دولت نهم، به باور اصلاح طلبان و کارشناسان بي طرف حوزه رسانه، حجم اخبار حمايت آميز از دولت ده ها برابر شد و در پاره يي موارد منتقدان نام «وارونه نمايي» روي آن نهادند. دامنه حذف از رسانه يي که پسوند «ملي» در پي آن مي آيد به تدريج افزايش يافت و اصولگرايان منتقد دولت و حتي آيت الله هاشمي رفسنجاني را نيز دربر گرفت. محمد هاشمي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در برنامه گفت وگو محور مثلث، اين موضوع را به صراحت گفت و مجري معروف آن نيز پاسخي براي آن نداشت. در طول سال هاي گذشته نزديکان امام از خطايي ديگر در صدا و سيما پرده برداشتند؛ اينکه از سخنان بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي به شکل گزينشي و با زدن «صدر و ذيل» آن براي برخورد سياسي با منتقدان و مطبوعات استفاده مي شود بي آنکه جملات قبلي و بعدي فرمايش امام و شرايط زماني بيان آن در نظر گرفته شود؛ اينکه جملات مشهور امام مانند «جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد»، «ميزان راي ملت است» و دفاع ايشان از آزادي بيان و عقيده در کشور و لزوم مدارا با منتقدان، حفظ حقوق اقليت ها و تمجيد از عملکرد نيروهاي انقلاب- که اين روزها مورد حمله تندروها قرار گرفته اند- گويي هيچ گاه از سوي امام مطرح نشده اند. گويا تداوم اين روند و پرحجم تر شدن آن در سال جاري، نوه امام را بر آن داشته تا تذکر جدي به ضرغامي بدهد. در اين ميان در شرايطي که موسسه حفظ و نشر آثار امام بيش از هر زمان ديگري تحت فشار بوده و نزديکان بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي و بيت ايشان نيز پس از انتخابات رياست جمهوري دهم با هجمه محافل و رسانه هاي تماميت خواه مواجه شده اند، نامه سيدحسن تحولي مهم در اين عرصه به شمار مي رود. قدرت الله عليخاني علاوه بر رسانه يي کردن خبر نامه سيدحسن خميني، نسبت به شيوه خبررساني صدا و سيما اعتراض کرد؛ «در آستانه 22 بهمن، بايد شعار اصلي نظام و انقلاب که استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي است را فراموش نکنيم و خدايي ناکرده باعث آزردگي روح امام عزيز و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نشويم.» نماينده اصلاح طلب قزوين ادامه داد؛ «ليکن متاسفانه در اين ايام به صورت گزينشي مطالبي از امام بزرگوار از طريق صدا و سيما پخش شده که مقدمه و موخره آن براي بينندگان و شنوندگان چندان مشخص نيست. اين عمل باعث نگراني پيروان آرمان هاي امام(ره) به خصوص بيت شريف امام و به ويژه حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد حسن آقاي خميني شد.» وي با اعلام اينکه «به طوري که مطلع شدم، يادگار امام راحل، حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد حسن آقاي خميني نامه يي اعتراض آميز و شديد اللحني خطاب به رياست محترم صدا و سيما نوشته اند» از احتمال منتشر شدن اين نامه در صورت پافشاري صدا و سيما بر روش خود خبر داد؛ «انتظار مي رود رياست محترم صدا و سيما با اشراف بيشتر نسبت به زيرمجموعه خود و مراقبت بيشتر، هرچه سريع تر نسبت به اين موارد گزينشي عکس العمل لازم را نشان داده و جلوي اين موارد را بگيرد و کار به جايي نرسد که نامه اعتراض آميز حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد حسن خميني براي آگاهي افکار عمومي منتشر شود.»

واکنش ايران به موشک هاي پاتريوت امريکا در خليج فارس
فيروزآبادي؛ با تاکتيک هاي ساده مي توان اثر موشک هاي پاتريوت را از بين برد
من به کشورهاي مسلمان همسايه توصيه مي کنم خزانه هايشان را به باد ندهند و موشک هاي پاتريوت را که

هنوز اثرش در جايي ثابت نشده، نخرند


گروه سياسي؛ استقرار سيستم هاي دفاع موشکي امريکا در منطقه خليج فارس و اروپاي شرقي براي آنچه مقابله با خطر حمله ايران خوانده شده با واکنش رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح روبه رو شد. به گزارش ايسنا وي در خصوص نصب سامانه هاي موشکي امريکا در منطقه گفت؛ نصب موشک هاي ضدموشک پاتريوت امريکايي در کشورهاي ديگر ترفند جديد امريکا براي خالي کردن خزانه کشورهاي درآمدزاي منطقه است که تاکنون در هيچ جا موفق نبوده و از نظر علمي و محاسباتي هم پاسخ دهنده نيست. فيروزآبادي با بيان اينکه «با تاکتيک هاي بسيار ساده مي توان اثر موشک هاي ضدموشک پاتريوت را از بين برد»، گفت؛ من به کشورهاي مسلمان همسايه توصيه مي کنم خزانه هايشان را به باد ندهند و موشک هاي پاتريوت را که هنوز اثرش در جايي ثابت نشده، نخرند. رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح همچنين با بيان اينکه «اخيراً مسائلي در خصوص نصب موشک ها در سواحل مطرح شده است»، افزود؛ اين موشک ها چند سال است نصب شده و جاي آنها را هم مي دانيم و مطرح کردن اين مساله در شرايط جديد که روابط کشورهاي همسايه خليج فارس با ايران بهبود پيدا کرده و ملت هاي منطقه همديگر را درک مي کنند و به سمت درستي مي روند، يک عمليات رواني است. اين توصيه فيروزآبادي به کشورهاي همسايه در حالي صورت گرفته که خبرهايي مبني بر اعزام چهار ناو هواپيمابر امريکايي به منطقه خليج فارس منتشر شد. همچنين هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا در يک نشست خبري اعلام کرد امريکا سيستم هاي دفاع موشکي اش را در منطقه خليج فارس گسترش داده است تا با آنچه وي تهديد روزافزون موشکي ايران خواند، مقابله کند. همچنين وزارت خارجه امريکا روز پنجشنبه اعلام کرد سپر دفاع موشکي که قرار است در اروپا برپا شود براي مقابله با «تهديد غيرمترقبه» از جانب ايران است. فيليپ کراولي سخنگوي وزارت خارجه امريکا در اين زمينه اظهار داشت؛ «بر اساس رويکرد بازبيني شده ، اين سيستم براي مقابله با تهديد غيرمترقبه ايران طراحي شده است.» با اين حال فرمانده نيروهاي امريکايي در خاورميانه نسبت به هرگونه اقدام نظامي عليه ايران هشدار داد. به گزارش ايلنا به نقل از رويترز، ژنرال «ديويد پترائوس» گفت؛ حمله نظامي عليه ايران مي تواند با تحريک احساسات ملي گرايانه ايرانيان پيامدهاي ناخواسته يي به دنبال داشته باشد. وي همچنين با اشاره به اينکه پيشرفت همه جانبه برنامه هسته يي ايران غيرقابل انکار است، گفت؛ احتمال موفقيت آميز بودن گزينه نظامي عليه ايران از گذشته کمرنگ تر شده است. در همين حال «شيخ خالد بن احمد آل خليفه» وزير امور خارجه بحرين که در واشنگتن به سر مي برد، اعلام کرد؛ تلاش هاي نظامي امريکا و هم پيمانان آن در منطقه خليج فارس صرفاً «دفاعي» است و لذا ايران نگران نباشد. وزير خارجه بحرين ادامه داد؛ فعاليت هاي نظامي اقدامات دفاعي بر اساس منافع همگاني است. ما کسي را تهديد نمي کنيم. فعاليت هاي نظامي در خليج فارس ده ها سال برقرار است. شيخ خالد بدون اشاره به موضوع «استقرار سامانه موشکي در خليج فارس» گفت؛ موضوع مربوط به پيشرفته سازي تکنولوژي هاي جديد است. اميدواريم ايران اين اقدامات را عليه خود تفسير نکند.
رئيس سازمان زندان ها؛
اوين زندان محسوب نمي شود و پاسارگاد نداريم

گروه سياسي، عشرت عبدالهي؛ اوين زندان محسوب نمي شود. اين تازه ترين اظهارنظر رئيس سازمان زندان ها است که روز گذشته مطرح کرد. غلامحسين اسماعيلي در پاسخ به پرسش ايلنا مبني بر اينکه متهمان بايد در محل ارتکاب جرم دوران محکوميت خود را سپري کنند، آيا انتقال احمد زيدآبادي و مسعود باستاني از اوين به رجايي شهر دليل خاصي داشته است، گفت؛ «ما در تهران زندان نداريم و اين بازداشتگاه بوده و زندان محسوب نمي شود.» وي با بيان اينکه تمام زندانيان استان تهران در زندان رجايي شهر، قزل حصار، ندامتگاه مرکزي کرج و پرديس نگهداري مي شوند، ادامه داد؛ در گذشته در تهران تنها يک زندان بود که آن هم در حال حاضر به پارک تبديل شده است. رئيس سازمان زندان ها و اقدامات تاميني گفت؛ بسياري از افرادي که تحت قرار هستند، به دليل اينکه امکانات موجود کفايت نمي کند، در زندان هاي رجايي شهر و قزل حصار نگهداري مي شوند. اسماعيلي با بيان اينکه نمي دانم چرا فقط براي رسانه ها و برخي افراد تنها بعضي اسامي مطرح است، اظهار داشت؛ اگر کسي دلش به حال محکومان مي سوزد بايد بگويد در تهران زندان نداريم و در گذشته زندان قصر بوده که آن هم جمع آوري شده است. وي گفت؛ زندان هاي استان تهران در کرج است که اين امر مورد دلخوري مردمان کرج هم هست اما عموم زندان هاي موجود در کرج قبل از انقلاب احداث شده و بعد از انقلاب کسي در کرج زندان نساخته است. همزمان با اين اظهارنظر جديد رئيس سازمان زندان ها، حقوقدانان نيز به آن واکنش نشان دادند به گونه يي که محمدعلي دادخواه وکيل دادگستري در اين باره گفت؛ «بايد در موضع رسيدگي به اين امر از رئيس سازمان زندان ها پرسيد آيا احکام پرشمار کيفري که متهمان به زندان محکوم شده اند و دوران زنداني بودن خود را در اوين سپري کرده اند، خلاف قانون بوده است.» بر همين اساس اين حقوقدان ادامه داد؛ «بنا بر اصل چهارم قانون اساسي که شرع را معيار اصلي و مناط کلي قرار داده است و قانون اساسي به عنوان قانون نخست به آن توجه دارد، همواره عرف را از منابع حقوق دانسته، چنانچه در اصول استنباط اسلامي به اين قاعده برخورد مي کنيم که «تعيين به عرف همانند تعيين به نص است» در طول ساليان پرشمار هميشه از زندان اوين به عنوان زندان يعني محل سپري شدن مجازات نام برده شده است.

لذا اين امر دور از اصول و ضوابط استنباط است.» دادخواه با ذکر اين مثال که «کلاه خود را قاضي کنيم، يعني از روي وجدان و دادگري موضوعي را بررسي کنيم»، تصريح کرد؛ «اکنون حق آن است که در مقابل موازين و اصول متواضع باشيم و فروتنانه سر فرود آوريم.» اين وکيل دادگستري با بيان اينکه «در سربرگ اوراق ارسالي متهمان صراحتاً نوشته شده زندان اوين» اظهار داشت؛ «در عرف اجراي مجازات نيز بر همين مبادي عمل مي شود و در مورد گروه زيادي از کساني که هم اکنون در بندهاي هفت و هشت اوين به سر مي برند علت اقامت آنان سپري شدن مجازات است.» وي افزود؛ «فارغ از همه اين موارد اصولاً اگر زندان اوين فقط بازداشتگاه است و زنداني در آن وجود ندارد، بايد اين سوال مطرح شود که ديگر متهمان که مجازات خود را در اوين سپري مي کنند يعني قانون درباره آنان رعايت نمي شود؟ مضافاً اينکه بنابر اسناد متعدد بين المللي که ايران در موضع پاسخگويي به آنها برآمده اعلام داشته تاکنون توان تفکيک مکان هاي زندان و بازداشتگاه فراهم نشده است.» دادخواه گفت؛ «نکته جالب تر اين است که اگر زندان اوين تنها بازداشتگاه است چرا انجمن حمايت از زندانيان در آنجا استقرار دارد. از همه اينها گذشته هنگام اعلام ظرفيت و تعداد زندانيان که در سال 1355 انجام شده پيرو آن مجدداً تاييد شده اوين به عنوان زندان اوين معرفي شده است. لذا احراز مي شود رياست زندان توجه کافي به موقعيت موسسه تحت نظر خود نداشته است.» نعمت احمدي حقوقدان به اين اظهارنظر جديد سازمان زندان ها واکنش نشان داد و گفت؛ اگرچه در آيين نامه سازمان زندان ها تعريفي از بازداشتگاه و زندان ارائه شده است اما هيچ کدام از آنها مشمول زندان اوين نمي شود چون زندان اوين از زمان شاه ساخته شده و زندانيان مختلفي تاکنون در اين زندان تحمل کيفر کرده اند. لذا اينکه فقط نسبت به اين دو فعال سياسي تعريف زندان دگرگون شده بايد از رئيس سازمان زندان ها سوال کرد. وي در گفت وگو با «اعتماد» افزود؛ در تهران زندان ديگري به نام فشافويه نيز وجود دارد. مسعود باستاني روزنامه نگار و فعال سياسي که در 14 تيرماه دستگير شده بود شامگاه دوشنبه پنجم بهمن به زندان رجايي شهر کرج منتقل شد. علت انتقال وي آموزش کلاس روزنامه نگاري در زندان اوين بيان شد. پس از آن احمد زيدآبادي روزنامه نگار و دبيرکل سازمان ادوار تحکيم وحدت به زندان رجايي شهر منتقل شد. ولي علت انتقال وي اعلام نشد. به هر حال رئيس سازمان زندان ها در بخش ديگر گفت وگوي خود در خصوص بحث تحقيق و تفحص مجلس از بازداشتگاه ها که در کميسيون حقوقي و قضايي مجلس مطرح شده،گفت؛ اگر نمايندگان مجلس به تحقيق و تفحص از بازداشتگاه ها راي دهند مطمئن باشيد که ما نهايت همکاري را با هيات منتخب خواهيم داشت. اسماعيلي در پاسخ به اين پرسش که در حوادث بعد از انتخابات نام بازداشتگاه هايي چون پاسارگاد به گوش رسيد ولي تاکنون از سوي مقامات مربوطه وجود اين بازداشتگاه نه تاييد شده و نه مورد تکذيب قرار گرفته، در اين باره توضيح مي دهيد، اظهار داشت؛ اين امر اشکالي است که برخي افراد کم اطلاع مطرح مي کنند و رسانه هاي ما نيز به دنبال اسامي و القاب مي گردند. وي افزود؛ بازداشتگاه هايي را در مراجع انتظامي داريم که به جاي اينکه به بازداشتگاه هاي مراجع انتظامي موسوم شود، اسامي که معلوم نيست و همان گونه که در باندهاي مرتکبان جرائم رسانه ها برآن اسم مي گذارند، روي بازداشتگاه ها نيز گذاشته مي شود. اسماعيلي خاطرنشان کرد؛ برخي از مراجع انتظامي بازداشتگاه هايي دارند که تحت پوشش و نظارت سازمان زندان ها و اقدامات تاميني است و ما براي مسوولان آن بازداشتگاه ها ابلاغ صادر مي کنيم. اما اگر بازداشتگاه هايي باشد که ما براي آن ابلاغ صادر نکرده باشيم، بازداشتگاه رسمي نخواهد بود. وي تاکيد کرد؛ ما به مقامات قضايي ليست بازداشتگاه هاي تحت پوشش و نظارت سازمان زندان ها را اعلام کرده و از آنها خواسته ايم قضات متهمان را به اين بازداشتگاه ها معرفي کنند. رئيس سازمان زندان ها و اقدامات تاميني در پاسخ به اين پرسش که آيا بازداشتگاهي به نام پاسارگاد وجود دارد يا خير، گفت؛ خير اصلاً بازداشتگاهي به چنين نامي نداريم.

تکمله يي بر بحث تامين اجتماعي

بهروز بهزادي

behzadi_behrooz@yahoo.com

چند روز پيش يادداشتي درباره نقش تامين اجتماعي در پيشرفت و توسعه کشور نوشتم. در اين يادداشت يادآور شده بودم که بزرگ ترين سرمايه هر کشوري نيروي انساني آن است و اين نيرو اگر از آينده خود مطمئن باشد و غم و غصه يي در همين زمينه نداشته باشد، تلاش خود را مصرف فکر و ايده و کار خواهد کرد و از همين جا روند توسعه کشور آغاز خواهد شد. اما اگر نيروي انساني کشور نسبت به آينده خود اعتماد و اطميناني نداشته باشد، بيشترين سرمايه هاي مالي نيز نمي تواند او را به تحرک وادارد و چنين سرمايه هايي به زودي مستهلک مي شوند و از بين مي روند. به همين دلايل است که دولت هاي مدرن بيشتر تلاش خود را مصروف تامين اجتماعي مي کنند و کارشناسان نيز اين وظيفه حياتي دولت ها را تاييد مي کنند. در دولت هايي که وظيفه تامين اجتماعي را جدي مي گيرند، شهرونداني فقير و بدون آتيه خوب، وجود نخواهند داشت و همين امر نه تنها عدالت اجتماعي را در جامعه برقرار مي کند بلکه اميد به آينده منشاء تحولاتي مثبت نزد فرد فرد افراد و در نتيجه مردم که بزرگ ترين ثروت هر کشوري هستند، مي شود؛ مردمي که خوشبختانه در جامعه ما از سطح سواد بالايي برخوردارند. مهم ترين نکته در زمينه تامين اجتماعي در دولت هاي مدرن مساله يي است که دولت ها به هيچ وجه متقبل هزينه هاي زيادي نخواهند شد بلکه با يک سياستگذاري درست صندوق هايي از محل درآمد خود مردم تشکيل مي دهند و آن را مديريت مي کنند يعني اينکه دولت ها بخش کوچکي از درآمد مردم را به وکالت از آنها ذخيره مي کنند و با استفاده از همين پول ها سرمايه گذاري کرده که هم به توسعه کشور کمک مي کنند و هم بر حجم سرمايه گذاري مردم مي افزايند. يادداشت من با توجه بسياري از کارشناسان و حتي مردم عادي روبه رو شد و بسياري با پست هاي عادي و الکترونيک مي خواستند آن را ادامه دهم و من نيز درصدد آن بودم که يک نامه باعث شد تکمله يي بر آن يادداشت بنويسم. اين نامه در واقع زندگينامه انساني است که نشان مي دهد در چنبره مشکلات زمانه گرفتار آمده است و نه تنها تاميني براي زندگي امروز خود ندارد بلکه آينده يي نيز از تامين نمي بيند. نوشتار او نشان مي دهد که سطح بالايي از سواد دارد، با کتاب و مطبوعات سروکار داشته است، ولي مثل خيلي از آدميان گرفتار مشکلات خود قادر به ساماندهي به زندگي خود نيست و ناخودآگاه تامين اجتماعي مي خواهد. او براي من نوشته بود؛ «... کي بودم و به چه روزي افتاده ام. آخرين چيزي که از دست دادم، دو وانت نيسان کتابي بود که با خون دل جمع کرده بودم. چه علاقه و عشقي به مطالعه داشتم... وقتي کتاب هايم را مي بردند که مفت و مفت از دست دادم، مثل اينکه عضوي از بدنم جدا مي شود. چه زحمتي کشيده بودم، حتي تاريخ طبري 14جلدي و... ولي حالا براي خريد روزنامه اعتماد مشکل دارم. شايد باورتان نشود و مي دانم برايتان سخت است قبول کنيد خيلي وقت ها براي پانصد تومان هزينه خريد روزنامه چه مي کشم. گاهي دخترم (که در جايي ديگر نوشته است بر اثر تصادف فلج شده است) آرزوي خوردن تنقلاتي دارد و من براي خريد روزنامه از اين خواسته او چشم مي پوشم و...» نامه 16 صفحه يي اين خواننده روزنامه داراي فراز و نشيب هايي از زندگي او است که دل هر خواننده يي را به درد مي آورد. در اين نامه او به حادثه رانندگي اشاره مي کند که بر اثر آن دختر دم بخت او از پاي افتاده و فلج مي شود و او تمامي اندوخته و سرمايه اش را براي مداواي دخترش هزينه مي کند و پس از آن ناگهان با تصادف ديگري روبه رو مي شود که اين بار يک سر آن پسرش بوده است و... ضربه دوم کاري تر بر زندگي اين مرد فرود مي آيد. آنچه اين مرد درمانده نوشته است، قصه زندگي او است که نه ربطي به سياست دارد و نه دولتمردي مقصر آن است.

بسياري از اين افراد در اجتماع ما زندگي مي کنند که قصه برخي از آنها به روزنامه ها نيز مي کشد و چون افراد خير در اجتماع زيادند، پيشنهاد کمک آنها نيز سرازير مي شود که اميدوارم درباره اين يکي که آدرس او در روزنامه موجود است، افراد خير و نوع دوست به کمکش بشتابند. ولي حرف من در نوشتن اين تکمله با سرگذشت زندگي يک انسان درمانده اين است که تامين اجتماعي چنين گره گاه هايي را به حداقل مي رساند. با تامين اجتماعي در چنين شرايطي مي توان از اندوخته او و امثال او سود جست و به کمک او شتافت. بايد تامين اجتماعي را بسيار جدي تر از اين که هست بگيريم و به آن عمل کنيم. کارشناسان خبره تامين اجتماعي بايد بيش از اينها وارد ميدان شوند و از ساز و کار اين بحث در جهت کمک به جامعه و پيشرفت و توسعه کشور دفاع کنند تا دولتمردان نيز بيش از اين متوجه کارکردهاي مثبت تامين اجتماعي شوند. مگر بخشي از نقش مطبوعات در جهان انتشار طرح ها و ايده هاي مثبت براي پيشرفت جامعه نيست؟ اينک که بيش از هر زمان ديگر ما درباره عدالت اجتماعي سخن مي گوييم، بايد گفت تامين اجتماعي بيشترين کمک را به برقراري عدالت اجتماعي مي کند، چراکه هر دو از يک جنس اند. پس گشودن پرونده تامين اجتماعي در جهت تشويق به برقراري ساز و کارهاي آن عين خدمت به فرآيند پيشرفت و توسعه کشور است؛ فرآيندي که بايد درباره آن بسيار گفت و بسيار انديشيد.

عناوين اين صفحه
تهديد به افشاگري
فيروزآبادي؛ با تاکتيک هاي ساده مي توان اثر موشک هاي پاتريوت را از بين برد
اوين زندان محسوب نمي شود و پاسارگاد نداريم
تکمله يي بر بحث تامين اجتماعي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام