سه شنبه، 13 بهمن 1388 - شماره 2167
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قضات خواستار تحقيقات بيشتر درباره جسد کشف شده در يک پرايد شدند
گره تازه در پرونده پزشک متهم به قتل



گروه حوادث؛ پزشکي که به قتل يک زن جوان متهم شده است با انکار جنايت اين پرونده را با گرهي تازه مواجه کرد. در حالي که بازپرس ويژه قتل جرم متهم را محرز مي داند قضات دادگاه کيفري استان تهران بر اين عقيده هستند که مدارک کافي براي گناهکار خواندن اين پزشک وجود ندارد.

کشف جسد

آخرين روز شهريورماه سال گذشته جسد زني در يک پرايد سفيدرنگ در يکي از کوچه هاي فرعي کوي نصر پيدا شد. جنازه اين زن در مشمع پيچيده شده و آثار خفگي روي گردن او مشهود بود. محمدحسين شهرياري بازپرس ويژه قتل پس از حضور در محل کشف جنازه دستور انتقال آن به پزشکي قانوني، تفحص براي شناسايي هويت مقتول و دستگيري قاتل يا قاتلان او را صادر کرد. کارآگاهان در بررسي هاي مقدماتي فهميدند مقتول زني 35ساله به نام مريم است. آنان ابتدا شوهر او را به عنوان مظنون بازداشت کردند اما اين مرد توضيح داد مدت ها است از مريم جدا شده و هيچ خبري از وي ندارد. پس از اين مرد نوبت به مالک خودروي پرايد رسيد که پشت ميز بازجويي بنشيند. او که مردي به نام بابک است با بي گناه خواندن خود مدارکي ارائه داد که ثابت مي کرد وي خودرو را به مريم واگذار کرده و قرار بود کارهاي مربوط به انتقال سند پس از پرداخت شدن مابقي وجه پرايد انجام شود. در حالي که هيچ مدرکي عليه دو مظنون وجود نداشت، کارآگاهان مسير تحقيقات را تغيير دادند.

چند پيامک

افسران جنايي با بررسي فهرست مکالمات و متن پيامک هاي مريم متوجه شدند او با افراد زيادي رابطه داشته اما بيش از همه با مردي به نام همايون در ارتباط بوده و پيامک هاي عاشقانه يي نيز بين آن دو رد و بدل شده است.سرانجام بعد از گذشت دو ماه و نيم از کشف جنازه همايون در خانه اش بازداشت شد و ماموران زماني که منزل وي را بازرسي کردند طناب و کيسه هاي مشمعي را پيدا کردند که نمونه آن در پرايد مريم وجود داشت. همايون در بازجويي هاي صورت گرفته به قتل اقرار کرد و گفت؛ حدود دو سال قبل، شماره تلفن مريم را از طريق يکي از دوستانم به دست آوردم. طي دو سال ارتباط مان، او در مورد مشکلاتش با من حرف مي زد و مي گفت در 13سالگي ازدواج کرده و در نهايت با داشتن يک دختر، از همسرش جدا شده است. مريم به مواد مخدر اعتياد داشت. شب حادثه مشروب زيادي خورد و جزييات بيشتري از زندگي اش را فاش کرد. او گفت قصد دارد دخترش را به انگلستان بفرستد. بعد وضعيت خودش را تشريح کرد و توضيح داد با افراد زيادي در ارتباط بوده اما پس از آشنايي با من روابطش را کم کرده است. پس از گذشت چند ساعت از فرط خواب آلودگي روي تخت دراز کشيد. هر چه از او خواستم خانه ام را ترک کند توجه نکرد. چند دقيقه بعد، به سراغش رفتم و با او ارتباط برقرار کردم سپس از شدت تنفر طنابي را که از قبل در انباري خانه ام بود آوردم و با همان طناب خفه اش کردم. حين ارتکاب قتل بدون آنکه سر و صدايي کند فقط دست و پا زد و بعد آرام شد. همايون اضافه کرد؛ جسد مريم را با چند کيسه مشکي پوشاندم و سپس آن را داخل اتومبيل پرايد او که مقابل منزل پارک بود، بردم. پس از قرار دادن جسد بين صندلي هاي عقب و جلو، به داخل خانه برگشتم تا کمي استراحت کنم. ساعت هشت صبح جسد را با ماشين به انتهاي خيابان گيشا بردم و در يکي از خيابان هاي فرعي، سمت راست، زير يک درخت پارک کردم. اين متهم به قتل در مورد انگيزه اش از جنايت گفت؛ به نظرم اعتياد مريم و خيانتي که به سبب داشتن روابطش با مردهاي مختلف نسبت به دخترش روا داشته بود باعث شد او را بکشم. من مي خواستم يک موجود فاسد را از روي زمين بردارم البته مي دانم همه اينها توجيه است چون خودم با او دو سال رابطه جنسي داشتم. با توجه به اعترافات متهم بازپرس شهرياري براي وي قرار مجرميت صادر کرد و پرونده با صدور کيفرخواست به دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد اما همايون در دادگاه منکر اعترافات قبلي اش شد و به همين سبب پرونده با اين استدلال که تحقيقات ناقص است، به دادسرا بازگردانده شد. اين اتفاق واکنش بازپرس ويژه قتل را به همراه داشت. او ديروز گفت؛ «قضات دادگاه نبايد صرفاً رويکردي اقرارمحور به تحقيقات داشته باشند بلکه بايد جايگاه ادله علمي را نيز در نظر بگيرند و آن را بيشتر مورد توجه قرار دهند، زيرا طبعاً هر مجرمي براي فرار از مجازات يا به جرم خود اقرار نخواهد کرد يا از اقرارش بازمي گردد.» شهرياري افزود؛ در همين پرونده، متهم در مرحله تحقيقات بدون هيچ گونه فشاري و تنها در مواجهه با شواهد و دلايل علمي و قوي که وجود داشت، صراحتاً به قتل زن جوان اعتراف کرد و صحنه قتل نيز بازسازي شد، چنان که تطبيق اعترافات و نمونه ها و شواهد موجود در صحنه به همراه ساير دلايل علمي حاکي از اين بود که اعترافات متهم مقرون به واقع است اما متاسفانه صرف اينکه اين فرد در پاسخ به سوال قاضي دادگاه که پرسيده آيا اتهام را قبول داري، اظهار کرده خير، پرونده تحت عنوان نقص تحقيقات به دادسرا بازگردانده شده است.
پايان رسيدگي به يک پرونده برادرکشي
قاتل جوان آهنگساز به زندان محکوم شد


گروه حوادث؛ مردي که برادر آهنگسازش را در يک درگيري خانوادگي به قتل رسانده بود، موفق شد رضايت مادرش را جلب کند و از قصاص رهايي يابد.

به گزارش خبرنگار ما مرد جوان که اکبر نام دارد 26 آذرماه سال 87 برادرش را به قتل رسانده بود. زماني که ماموران در محل جنايت حاضر شدند ديدند مردي جوان با ضربه چاقويي که به پهلويش برخورد کرده، جان باخته است. بررسي هاي اوليه پليس فاش کرد محمد به دست برادرش اکبر به قتل رسيده است. ساعاتي بعد از اين قتل اکبر بازداشت شد. او گفت زمان قتل در حالت عادي نبوده و نمي داند چرا برادرش را به قتل رسانده است. در اين بين بازجويي از خواهر دو برادر همه چيز را روشن کرد.

دختر جوان گفت؛ روز حادثه قرار بود براي من خواستگار بيايد. از آنجايي که خانه ما کوچک بود من با شوهرخواهرم تماس گرفتم و از او خواستم اجازه دهد مراسم خواستگاري در خانه آنها برگزار شود. سال قبل اکبر از شنيدن مکالمه ما ناراحت شد و با من دعوا کرد که چرا موضوع را به شوهرخواهرم گفتم. در اين جر و بحث ها بود که برادرم يک سيلي به من زد. در همين حين محمد وارد شد و با اکبر جر و بحث کرد و به او گفت که حق نداشته مرا بزند. در گيري آنها بالا گرفت و به حياط کشيده شد و بعد اکبر به آشپزخانه رفت و کاردي برداشت و ضربه يي به محمد زد. ما سعي کرديم به محمد کمک کنيم اما او جان خود را از دست داده بود. وي ادامه داد؛ «من نمي دانم چرا اين اتفاق افتاد. شوهرخواهرم مرد خوبي بود و ما با هم تعارف نداشتيم و گاهي پيش مي آمد که ميهماني هايمان را در خانه او برگزار کنيم.» بعد از ثبت گفته هاي خواهر اکبر و محمد پرونده مراحل قانوني خود را طي کرد و در نهايت با صدور کيفرخواست عليه اکبر پرونده وي براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.

روز گذشته اصغر روشن نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در برابر قضات قرار گرفت و براي متهم تقاضاي مجازات کرد. وي گفت؛ پرونده کاملاً روشن است و دلايل بسياري وجود دارد که مجرم بودن اکبر را ثابت مي کند. من به عنوان نماينده دادستان تهران به لحاظ جنبه عمومي جرم تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. در ادامه مادر مقتول در جايگاه حاضر شد و از قصاص پسرش گذشت کرد. سپس اکبر به دفاع از خود پرداخت. وي که به شدت ابراز پشيماني مي کرد، گفت؛ به ياد ندارم که چطور برادرم را زدم اما اگر خانواده ام مي گويند من محمد را با چاقو زدم، قبول مي کنم و از کرده خودم پشيمان هستم. من از مادرم ممنونم که مرا بخشيد اما مي خواهم بگويم کاري که کردم دست خودم نبود.

متهم ادامه داد؛ به ياد دارم من و برادرم با هم درگير شديم اما اينکه چه شد من دست به چاقو بردم و او را کشتم را به خاطر ندارم. برادرم جواني آهنگساز و بسيار موفق بود و من او را بسيار دوست داشتم و تا ابد در عذاب اتفاقي که افتاده است، خواهم سوخت.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي دادگاه به لحاظ جنبه عمومي جرم وارد شور شدند و متهم را به زندان محکوم کردند.
عناوين اين صفحه
گره تازه در پرونده پزشک متهم به قتل
قاتل جوان آهنگساز به زندان محکوم شد
سرقت هشت کيلو طلا با حفر کانال
قاتل زن مستاجر پاي ميز محاکمه رفت
اعتراف پدر به قتل نوزاد 15 روزه
سناريوي آدم ربايي ساختگي فاش شد

سرقت هشت کيلو طلا با حفر کانال
سارقاني که با حفر کانال اقدام به سرقت هشت کيلوگرم طلا کرده بودند، توسط کارآگاهان پليس آگاهي شناسايي و دستگير شدند. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ اميدي رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه درباره جزييات اين خبر گفت؛ در پي شکايت فردي مبني بر اينکه سارقان از پشت يک پاساژ تونلي به مغازه او حفر کرده و از اين طريق هشت کيلوگرم طلا سرقت کرده اند، اکيپي از کارآگاهان مبارزه با سرقت تحقيقات خود را آغاز کردند و ضمن بررسي صحنه جرم و محل سرقت از طريق اطلاعات مردمي و همکاري طلافروشان استان دريافتند زن و مردي مشکوک در چند روز گذشته اقدام به فروش مقادير قابل توجهي طلاجات کرده اند. در ادامه اين زوج و خواهر و برادر مرد متهم بازداشت شدند.


قاتل زن مستاجر پاي ميز محاکمه رفت
گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است زن مستاجر را به قتل رسانده و او را مورد آزار قرار داده است، روز گذشته محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما اين جوان 20ساله که رسول نام دارد فروردين ماه امسال به بهانه گرفتن وسيله به خانه زن مستاجر رفت و او را کشت. اين جوان که سعي داشت همه چيز را مخفي کند براي اينکه انگيزه قتل را سرقت نشان دهد، جواهرات زن جوان را نيز ربود اما زماني که پليس خانه او را مورد بازرسي قرار داد جواهرات پيدا و در نهايت رسول بازداشت شد. پسر جوان در اعترافاتش در مرحله بازپرسي گفت؛ مي دانستم شوهر خديجه چه زماني از خانه خارج مي شود. بنابر اين روز حادثه به خانه او رفتم و به اين بهانه که مادرم ظرف لازم دارد در زدم و خواسته ام را مطرح کردم. زماني که او براي آوردن ظروف وارد آشپزخانه شد من هم به دنبال او رفتم. قصد داشتم به وي تعرض کنم اما مقاومت کرد و من هم او را به قتل رساندم و بعد مورد آزار قرار دادم. روز گذشته رسول در شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. بعد از نماينده دادستان که کيفرخواست را خواند اولياي دم مقتول تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. سپس متهم در جايگاه حاضر شد. او هر آنچه را که قبلاً در اعترافاتش گفته بود، دوباره تکرار کرد و مسووليت قتل خديجه را بر عهده گرفت.


اعتراف پدر به قتل نوزاد 15 روزه
مردي به خوراندن مواد مخدر به فرزندش که باعث مرگ وي شده بود، اعتراف کرد. به گزارش فارس، عصر پنج مرداد امسال ماموران پليس شهر قدس از طريق تماس مسوولان يک بيمارستان از مرگ دختر 15 روزه يي باخبر شدند. در ادامه تحقيقات از پدر و مادر اين نوزاد آغاز و مشخص شد در منزل اين افراد مقداري مرفين وجود دارد. با گذشت شش ماه از آغاز تحقيقات، پزشکي قانوني علت مرگ اين کودک را مصرف مرفين اعلام کرد که به اين ترتيب پدر و مادر وي به عنوان متهم بازداشت شدند و سرانجام پدر اين نوزاد اعتراف کرد؛ شب حادثه مقداري سوخته ترياک در آبجوش و نبات حل کردم و با انگشت به دهان فرزندم گذاشتم اما به يکباره حال او بد شد.


سناريوي آدم ربايي ساختگي فاش شد
گروه حوادث؛ مردي براي فرار از دست طلبکارهايش نقشه عجيبي کشيد و بعد از فرار نامه يي را به همراه حلقه ازدواج خون آلودش، براي همسرش فرستاد تا وانمود کند او را ربوده اند. در روزهاي پاياني پاييز سال جاري مردي با مراجعه به کلانتري حضرت عبدالعظيم(ع) به ماموران گفت؛ «پسر 27ساله ام به نام سعيد که در يک پيک موتوري کار مي کند از ديروز به دلايل نامعلومي ناپديد شده و هيچ خبري از او نداريم. پسرم مدتي است که به چند نفر بدهکار است و از سوي طلبکارانش براي دادن پول زير فشار زيادي بود. او ديروز صبح سوار بر موتورش خانه را ترک کرد و ديگر به خانه برنگشت.» پس از اعلام اين گزارش طلبکاران سعيد مورد بازجويي قرار گرفتند اما همگي از سرنوشت اين مرد اظهار بي اطلاعي مي کردند. در حالي که تحقيقات براي پيدا کردن ردي از سعيد ادامه داشت، همسر وي چهار روز بعد با در دست داشتن يک پاکت نامه نزد ماموران رفت و گفت؛ «صبح امروز شوهرم با تلفن همراهش با من تماس گرفت و گفت نمي داند کجا و در کدام شهرستان است و توسط طلبکارانش دزديده شده است. همان موقع ناگهان تلفن از دستش افتاد و لحظاتي بعد صداي التماس هايش را شنيدم که از آنها مي خواست کتکش نزنند، بعد از چند ثانيه تلفن قطع و گوشي خاموش شد. همين امروز پستچي يک پاکت به خانه ما آورد. داخل آن انگشتر خون آلود شوهرم و يک تکه کاغذ خون آلود بود که در آن نوشته شده بود؛ جنازه شوهرت را مي تواني در زمين هاي اطراف شهرري پيدا کني.» چند روز بعد از ارسال اين بسته، سعيد در حالي که به شدت زخمي شده بود از بيمارستان هفت تير با خانواده اش تماس گرفت و مدعي شد آدم ربايان بعد از دزديدن او، شکنجه اش کرده اند اما وي توانسته در فرصتي مناسب از چنگ آنها فرار کند و هم اکنون نيز در بيمارستان بستري است. به اين ترتيب ماموران و خانواده سعيد بلافاصله خود را به بيمارستان رساندند. اين جوان که از ناحيه شکم و دست راست به شدت زخمي شده بود در بازجويي ها به ماموران گفت؛ مدتي قبل در بهشت زهرا با مرد جواني آشنا شدم که به من قول داد مي تواند مشکلات مالي ام را حل کند. او گفت؛ کاري برايت سراغ دارم که ماهانه حدود 600 هزار تومان درآمدش است. اما هنگامي که قرار شد مرا با خودرواش به محل کار ببرد با همدستي مردي که همراهي اش مي کرد مرا دزديد و به محل نامعلومي انتقال داد. آنها قصد کشتن مرا داشتند و احتمال مي دهم از سوي طلبکارانم اجير شده بودند. من توانستم در يک فرصت مناسب از چنگ شان فرار کنم و به سختي خود را به بيمارستان رساندم. از آنجايي که اظهارات و رفتار سعيد عجيب به نظر مي رسيد، دستور انتقال وي به پزشکي قانوني صادر شد تا جراحات واردشده به او تحت بررسي قرار بگيرد. سرانجام راز خودزني سعيد فاش شد و کارشناسان پزشکي قانوني جراحات وارده به مرد جوان را سطحي اعلام کردند. با احضار سعيد به دادسرا او در بازجويي ها ناچار شد از سناريوي ساختگي خود پرده بردارد. وي گفت؛ «به علت فشارهاي روحي فراوان،به شمال کشور رفتم و با نقشه يي که در ذهن داشتم انگشتر خون آلود خود را با نامه يي تهيدآميز براي خانواده ام فرستادم. براي طبيعي جلوه دادن موضوع چند ضربه چاقو به خود زدم و به تهران برگشتم.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام