سه شنبه، 13 بهمن 1388 - شماره 2167
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
گفت وگو با دکتر «مهدي زارع» درباره زمين لرزه و لزوم دقت در پيش بيني و خبررساني آن
حضور پررنگ شبه علم در صفحه علم رسانه ها

سليمان فرهاديان

چندي پيش در رسانه هاي گروهي ايران خبري منتشر شد مبني بر اينکه بيشتر زلزله هاي مهم در دي ماه اتفاق مي افتد و نسبت به لزوم اطلاع رساني آن به مردم تاکيد شده بود. از آنجا که گوينده خبر داده هايي براي اثبات صحت خبر خود ارائه نکرده بود و از طرفي اين خبر حاوي ادعاهايي بود که براي اولين بار مطرح مي شد (مانند وجود ضدماده در لايه هاي زيرين زمين، تبديل ضدماده به ماده در اثر تابش خورشيد، تشکيل حفره هاي وسيع و خالي در زير پوسته جامد زمين و از بين رفته تکيه گاه پوسته و شکسته شدن اين لايه ها در اثر وزن خود و فرو رفتن در داخل ماده مذاب زيرين خود و در نهايت وقوع پديده زمين لرزه) موجب شگفتي بسياري از کارشناسان شد و پرسش هاي فراواني را درباره صحت و سقم آن پديد آورد. به همين مناسبت با جناب آقاي دکتر «مهدي زارع» معاون پژوهشي و فناوري «پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله» گفت وگو کرديم که در ادامه مي خوانيد.

-در اين خبر ادعا شده است زلزله هاي مخرب در ماه هاي خاصي بيشتر رخ مي دهند. آيا داده هاي علمي صحت چنين ادعايي را تاييد مي کند؟

هرگاه زلزله هاي مخرب رخ مي دهند، توجه به زمان رخداد آنها و همچنين علت جويي در مورد زمان و مکان وقوع زلزله نزد بعضي مردم بيشتر مي شود. البته وجود چند شاهد (مثل وقوع چند زلزله مهم ديگر در همان ماه در سال هاي قبل) موجب مي شود بعضي مردم به يک «اينهماني» ساده برسند و بگويند مثلاً زلزله ها در ماه خاصي بيشتر رخ مي دهند. زلزله 23 دي ماه 88 هائيتي که موجب تلفات بسيار و تخريب تقريباً تمام زيرساخت هاي کشور فقير هائيتي شد و طبيعتاً توجه رسانه يي جهاني را برانگيخت، موجب شد بعضي مردم در ايران فکر کنند چون اين زلزله در دي ماه رخ داد و در ايران هم زلزله بم در 5 دي ماه 82 به وقوع پيوست و زلزله و سونامي بانداآچه اندونزي نيز در 6 دي ماه 83 مربوط به همين ماه بود، بنابراين مي توان به اين نتيجه ساده رسيد که زلزله ها در دي ماه بيشتر به وقوع مي پيوندند. البته اگر تمام مسائل علمي را مي شد به همين سادگي و با کمترين داده و مشاهده حل کرد، شبه علم بايد جاي علم را مي گرفت و باورهاي شبه علمي و خرافات مسائل بشر را به سرعت (يا لااقل به تدريج) حل مي کرد.

ولي واقعيت اين طور نيست. به ازاي تمام ماه هاي سال مي توان در تاريخ زلزله هاي ايران به وقوع زلزله هاي مخرب اشاره کرد. به عنوان نمونه، زلزله «خورگو» در فروردين ماه 1356 و زلزله «ناغان چهارمحال و بختياري» در فروردين ماه 1356، زلزله «کومره سرخي فارس» در ارديبهشت ماه 1378، «زلزله منجيل» در خردادماه 1369، زلزله تيرماه 1360 در «گلباف کرمان» و زلزله «چنگوره» در تيرماه 1381، زلزله «سيرچ کرمان» در مردادماه 1360، زلزله «بوئين زهرا» در شهريورماه 1341 و زلزله هاي «دشت بياض» و «فردوس» در شهريورماه 1347 و زلزله «طبس» در شهريورماه 1357، زلزله «لاله زار کرمان» در مهرماه 1302، زلزله «کريزان-خواف، قائنات» خراسان در آبان ماه 1358، زلزله «کولي بنياباد قائنات» در آذرماه 1358، زلزله «بم» در دي ماه 1382، زلزله «گرمخان بجنورد» در بهمن ماه 1375 و زلزله «داهوئيه زرند کرمان» در اسفندماه 1383، همگي زلزله هاي مهم و مخرب حدود 80 سال اخير در ايران بوده اند که در ماه هاي مختلف سال رخ داده اند. بنابراين ربط دادن زلزله هاي مخرب به لحاظ آماري به يک ماه خاص سال درست نيست.

-گفته مي شود وقوع زمين لرزه با فاصله زمين از خورشيد رابطه مستقيمي دارد و وقوع زلزله در دي ماه به دليل نزديکي زمين به خورشيد در اين ماه است. آيا اين ادعا تاييدشده است؟

در موضوع بررسي رخداد زمين لرزه ها و ارتباط احتمالي آنها با پديده هاي نجومي در متون علمي زلزله شناسي، مقالات متعددي منتشر نشده است. آنچه تاکنون منتشر شده متکي بر بررسي تاثير تغييرات ميدان مغناطيسي زمين و تغيير محور چرخش زمين بر پديده هاي ژئوفيزيکي (از جمله زمين لرزه ها و همچنين وقوع خورشيدلرزه ها) در بعضي مجلات زلزله شناسي و متون علمي نجوم و ستاره شناسي است. براي پاسخ به شما، مجدداً مجلات معتبر علمي زلزله شناسي را (براساس مقالات منتشره تا ژانويه 2010) جست وجو کردم و هيچ تحقيق علمي که نشانگر کاربرد روش علمي براي يافتن رابطه معني دار بين دور و نزديک بودن خورشيد به زمين در فصل هاي مختلف و رابطه احتمالي آن با زلزله ها باشد، نيافتم.

-گفته شده «زمين در دي ماه به نزديک ترين فاصله به خورشيد مي رسد و در غليظ ترين غلظت تشعشعات به اصطلاح کيهاني خورشيدي قرار مي گيرد و اين غلظت تشعشعات کيهاني که عامل چسب هسته يي عناصر سازنده پوسته زمين هستند باعث سنتز هسته يي و ساخته شدن عناصر اعماق زيرين پوسته زمين و قطورتر شدن جداره زمين در دي ماه مي شوند و وقتي در اين فرآيند سنتز، حجم عظيمي از ضدماده درون زمين به ماده سنتز مي شود قاعدتاً حفره هاي وسيع و خالي در زير پوسته جامد زمين به وجود مي آيد که تکيه گاه پوسته از بين رفته و به ناچار بر اثر وزن خود شکسته شده و در داخل مذاب زيرين خود فرو مي ريزد، يعني زمين لرزه روي مي دهد» اين ادعاها به چه معني است و آيا علم امروز آنها را تاييد مي کند؟

بخشي از پاسخ اين سوال را در پاسخ قبلي گفتم. بخش ديگر از سوال هم به موضوع منشاء رخداد زلزله ها مربوط است. لازم به يادآوري است که بيشتر زمين لرزه هاي مخرب دنيا از نوع زمين لرزه هاي زمين ساختي هستند که در اثر «جنبا» شدن گسل ها رخ مي دهند بنابراين اساس دانش بشر در مورد پديده مسبب رخداد زلزله ها با آنچه در سوال با پيش فرض مطرح شده متفاوت است و اساساً چنين پيش فرضي که در سوال آمده بيشتر مناسب داستان هاي علمي -تخيلي و کتاب هاي شبه علم است.

-در اين خبر از وجود ضدماده در لايه هاي زيرين زمين صحبت شده است. آيا اساساً در لايه هاي زيرين زمين ضدماده وجود دارد؟ در ضمن از نقش تابش هاي خورشيد در تبديل ضدماده به ماده صحبت شده است. آيا نبايد براي اثبات درستي چنين حدس و گماني به مجموعه کاملي از مشاهده و آزمايش متوسل شد؟ در ضمن در توجيه پديده هاي بين رشته يي مانند اين (نقش تابش خورشيد در تبديل ضدماده به ماده) آشنايي با فيزيک علاوه بر زمين شناسي و زلزله شناسي الزامي نيست؟

چنين فرضي صحيح نيست. نمي توان يک فرض غلط را مبنا گرفت و بعد به دنبال توجيه آن بود. بنابراين تبيين رخداد زمين لرزه براساس دانش ژئوفيزيک و براساس رياضيات، فيزيک و زمين شناسي (عمدتاً در نيمه دوم سده بيستم) شکل گرفته و به هيچ عنوان چنين مطالبي در متون پايه زلزله شناسي موجود نيست.

-بارها شده است که مردم ناآشنا با اصول و روش علمي همزماني دو پديده را نشانه وجود رابطه علت و معلولي بين آن دو در نظر مي گيرند (اگر زلزله يي در تابستان رخ دهد، مي گويند گرماي هوا باعث زلزله شده است) و سپس آن را تعميم مي دهند. (مي گويند زلزله هميشه تابستان رخ مي دهد) اصولاً رابطه علت و معلولي را در علم چگونه کشف مي کنند و چگونه يافته هاي علمي را تعميم مي دهند؟

اينکه مردم به «اينهماني» پديده هاي طبيعي بپردازند، ايرادي ندارد ولي اين نوع استدلال را نمي توان مبناي روش علمي گرفت. براساس روش علمي بايد شواهد کافي (متعدد) و مستدل براي يک پديده موجود باشد که براساس يک روش تحقيق صحيح مورد آزمون قرار گيرد و در صورت صحت مکرر نوعي رابطه، با شکل گيري پيش فرض، به امتحان آن پيش فرض پرداخته شده و در نهايت به يک نظريه برسيم. البته خود اين نظريه هم قابل بررسي و آزمون است و امکان ابطال (در تحقيقات بيشتر و مفصل تر بعدي) را خواهد داشت. در مثال ذکرشده، به نمونه خوبي از يک مشاهده ساده (رخداد يک زلزله در يک فصل خاص از سال) اشاره شده است و واضح است چنين مشاهده اوليه يي با شواهد متعدد و متنوع ديگر آزموده نشده اند. بنابراين امکان تعميم اين نوع مشاهدات براي کشف زمان رخداد زلزله ها وجود ندارد.

-در اين خبر آمده است «اگر رد پاي زلزله هاي مهيب و تاريخي دنيا را جست وجو کنيم مسلماً نمودار زمين لرزه ها در دي ماه به اوج خود مي رسد». آيا روش علمي اين است که صرفاً دليلي را براي وقوع پديده يي حدس بزنيم و آن را در قالب گزاره يي قطعي با قيد «مسلماً» بيان کنيم يا اينکه بايد حدس را طي چندين مرحله آزمايش کنيم و نتيجه آزمايش ها را با اصول آماري و در نهايت دقت و احتياط تفسير کنيم؟

در پاسخ سوال قبلي گفتم پس از شکل گيري نظريه، خود نظريه بر اساس آزمون هاي بعدي قابل ابطال است. بنابراين امر قطعي در علم نداريم، ابطال پذيري و قابل آزمون بودن از شرايط يک گزاره علمي است. بررسي هاي دقيق و آزمون هاي متعدد به ارائه پيش فرض منجر مي شود که در صورت قابليت طرح به عنوان نظريه، دانشگران هيچ گاه تعصبي در تبيين آن ندارند.

-پژوهشگر يادشده مدعي شده است «سال هاست اين مورد بسيار مهم را در مطبوعات و روزنامه هاي کشور عنوان کرده ام»، آيا در کشورهاي پيشرفته که نظام اطلاع رساني علمي سامان مندي دارند، هر کسي حدس هاي خود را به عنوان يافته هاي علمي با مطبوعات و روزنامه ها و رسانه هاي گروهي مطرح مي کند يا اينکه اول اين حدس را در جمع کارشناسان همان رشته مطرح مي کند و در صورتي که تاييد شد به اطلاع رسانه هاي عمومي مي رسد تا در اختيار مردم قرار گيرد؟

محل طرح نتايج کارهاي علمي در تمام دنيا و در کشور ما، مجلات معتبر علمي است. در اين مجلات، مقالات بر اساس نظام داوري و مميزي علمي، بررسي و در نهايت در صورت پذيرش منتشر مي شوند. روزنامه ها وسيله مناسبي براي اطلاع رساني در امور مختلف هستند (و البته براي روزنامه نگاري علمي و همگاني کردن علم، در صورتي که در آن روزنامه به علم هم بپردازند). البته در هيچ روزنامه يي انتشار مطلبي در صفحه علم يا صفحات ديگر آن، نمايانگر داوري تخصصي آن مطلب نيست. از سوي ديگر از دانشگران نمي توان انتظار داشت که کار خود را کنار بگذارند و در مقابل مطالب مختلفي که در روزنامه ها (و امروز در رسانه بسيار گسترده تر و همگاني تر و قابل دسترس تري نظير اينترنت) منتشر مي شوند، واکنش نشان دهند و به داوري آنها بپردازند. البته اين مساله نه مشکل روزنامه ها است، نه دانشگران. زماني مي توان در هر زمينه علمي به صيانت از اعتبار آن حوزه علمي پرداخت که جامعه علمي قوي در آن موضوع تخصصي داشته باشيم. داشتن جامعه علمي در هر زمينه مي تواند ملاک قوت و اعتبار داوري مطالب منتشره در هر زمينه باشد. البته در زمينه قابليت بالاي دسترسي به رسانه ها و متعدد بودن آنها امکان کنترل همه مطالب منتشرشده نيست و نيازي به اين کنترل در همه موارد هم نيست و عملاً امکان آن نيز به تدريج وجود ندارد. در عوض سطح سواد عمومي علمي در يک جامعه بايد آنقدر بالا باشد که هيچ موضوع شبه علمي قابليت پذيرش در جامعه نزد عموم مردم پيدا نکند.

-حال که موضوع بحث درباره زمين لرزه است، بفرماييد زمين شناسي درباره دليل وقوع اين پديده چه نظري دارد؟

زمين شناسي در مورد وقوع زمين لرزه ها بيشتر به دلايل لرزه زمين ساختي و در اثر گسيخته شدن پهنه گسله در مناطق فعال زمين ساختي در دنيا مي پردازد. برقراري رابطه بين رخداد زمين لرزه ها و پديده هاي سماوي تاکنون مورد نظر جوامع علمي زلزله شناسي در دنيا قرار نگرفته و چه بسا اصل طرح موضوع از اين ديدگاه به دليل کم اطلاعي يا کمبود داده هاي طرح کننده موضوع باشد. کمااينکه اگر به وقوع زمين لرزه ها در سال به صورت آماري بپردازيم، ارتباط خاصي بين رخداد در يک ماه خاص و در نتيجه رابطه با ماه و خورشيد نمي بينيم. بعضي از فيزيکدانان و ژئوفيزيکدانان به شواهدي اوليه در مورد احتمال وجود رابطه بين وقوع زلزله و تغييرات شديد آب و هوايي، رخداد زمين لرزه ها، خورشيدگرفتگي ها و ماه گرفتگي ها و همچنين وقوع بيشتر زمين لرزه ها در ابتدا و ميانه ماه هاي قمري پرداخته اند. البته هيچ يک از اين شواهد به صورت پيش فرض هاي قابل آزمون و قابل انتشار به شکل يک نظريه علمي در مجلات معتبر درنيامده اند و صرفاً به صورت شواهد اوليه قابل رصد (از سوي دانشگران و نه از سوي افراد عادي و بدون پيش زمينه علمي) مطرح شده اند.

-آيا تاکنون دانشمندان به روشي دست يافته اند که بتوانند وقوع زمين لرزه را پيش بيني کنند؟

زلزله پديده يي «تصادفي» و «تعييني»، و بنابراين قابل پيش بيني است. از سوي ديگر زلزله يک پديده طبيعي است و هر پديده طبيعي بر اساس روش علمي قابل پيش بيني است. اساساً يک کار مهم علم و دانشگران پيش بيني است. بنابراين بشر روزي به اين امکان دست خواهد يافت، ولي امروزه بشر امکان پيش بيني زمان و مکان دقيق رخداد زلزله را ندارد. در عين حال پيشرفت هاي خوبي در اين راستا براي «پيش يابي» زمين لرزه و همچنين تحليل خطر وابسته به زمان و برقراري سامانه هاي هشدار پيش هنگام در دنيا حاصل شده که همگي حاصل پيشرفت هاي خوب بشر در 30 سال اخير بوده که در اثر پژوهش هاي پيش بيني زلزله نتيجه شده و اين در زماني است که هنوز بشر نتوانسته به پيش بيني زمان و مکان دقيق رخداد بپردازد.

استفاده از قاصدک ها براي توليد لاستيک
بازگشت به طبيعت تنها راه است
محمود حاج زمان

تايرهاي امروزي ترکيبي از لاستيک هاي مصنوعي و لاستيک هاي طبيعي به دست آمده از درختان کائوچو هستند.پژوهشگران موفق شده اند ماده يي از گياه قاصدک استخراج کنند که براي ساخت تاير به کار مي رود.

---

قاصدک ها به جز استفاده در انواعي از سالادها، نوشيدني هاي گياهي و بعضي نوشيدني ها عملاً گياهان بدون استفاده يي هستند، حداقل تاکنون که اين طور بوده. اما يک گونه روسي اين گياه که Taraxacum kok-saghyz يا به اختصار TKS ناميده مي شود، ممکن است تحول بزرگي را در صنايع لاستيک به وجود آورد. اين گونه از قاصدک در شيره خود مولکول هاي لاستيک توليد مي کند.به گزارش خبرآنلاين اگر تحقيقاتي که در آلمان و امريکا در حال انجام است به نتيجه برسد، اين گونه مي تواند مکمل يا حتي جايگزيني براي درختان کائوچو سنتي به نام «هويا» باشد.

به رغم اختراع لاستيک هاي مصنوعي، مانند همه مواد مصنوعي که جايگزين مواد طبيعي مي شوند، اين لاستيک ها استحکام و قابليت ارتجاعي لاستيک هاي طبيعي را ندارند. اين مساله به اين دليل است که مولکول هاي لاستيک طبيعي که محصول يک سنتز آنزيمي گام به گام هستند، نسبت به لاستيک هاي مصنوعي که با علم مهندسي شيمي توليد مي شوند، ساختار منظم تري دارند. علاوه بر اين، قيمت لاستيک مصنوعي به قيمت نفتي که از آن توليد مي شود، وابسته است و تغيير قيمت نفت روي قيمت لاستيک نيز تاثير مي گذارد. از آنجا که نفت در آينده بسيار گران تر خواهد شد، لاستيک هاي طبيعي از هر دو جنبه اقتصادي و مهندسي جايگزين مناسبي براي لاستيک هاي مصنوعي محسوب مي شوند.

لاستيک هاي طبيعي

در ماشين هاي معمولي حدود يک پنجم تاير از لاستيک طبيعي تشکيل شده و در هواپيماها اين مقدار به بيش از 80 درصد مي رسد. با اين وجود لاستيک هاي طبيعي نيز مشکلاتي دارند. پرورش «هويا» در قاره امريکا مشکل است. به دليل بيماري «زنگار برگ» لازم است درختان «هويا» در فواصل زيادي از هم کاشته شوند حتي آسيا که تاکنون از شر اين بيماري در امان بوده. کاشت درختان کائوچوي جديد مستلزم قطع جنگل هاي باراني است که با مخالفت عمومي مواجه است.

از طرف ديگر رشد درختان و رسيدن آنها به سني که بتوان محصول آنها را برداشت کرد، زمان مي برد. به همين دليل گياهان کوچک تري که بتوان محصول آن را سريع تر برداشت کرد، جذابيت زيادي دارد. يک پيشنهاد استفاده از «گوايول» است. «گوايول» درختچه يي است که در زمين هاي خشک رشد مي کند. لاستيک توليدي «گوايول» عاري از پروتئين هاي آلرژي زا است و براي توليد لوازمي مانند دستکش هاي جراحي بسيار مناسب است.

با اين وجود گياهان صحرايي رشد آهسته يي دارند. دو سال زمان لازم است تا «گوايول» به يک گياه بالغ تبديل شود. محصول ساليانه شرکت Yulex که «گوايول» را به شکل تجاري پرورش مي دهد، حدود 400 کيلوگرم در هر هکتار است. «هويا» مي تواند چهار تا پنج برابر اين مقدار را توليد کند و با استفاده از TKS نيز مي توان همين مقدار محصول به دست آورد. قاصدک ها گياهاني با رشد سريع هستند که به سرعت گرده افشاني مي کنند و مي توانند دو بار در سال محصول بدهند. لذا اغلب به عنوان علف هرز شناخته مي شوند. اگر بتوان آنها را به محصولات قابل استفاده تبديل کرد حتي مي توانند از «هويا» نيز پيشي بگيرند.

تحقيقات انجام شده

«کريستين اسکولز گرونوور» و همکاران وي که در زمينه زيست شناسي مولکولي و بوم شناسي کاربردي در انستيتو فرانهوفر واقع در آخن آلمان فعاليت مي کنند، ژن هايي را شناسايي کرده اند که عامل توليد لاستيک در TKS هستند. آنها همچنين آنزيمي را به نام «پلي فنولوکسيداز» کشف کردند که عامل انعقاد شيره لاستيک مانند TKS است.

اين انعقاد براي گياه لازم است، اما براي اينکه بتوان از آن استفاده کرد، شيره نبايد خيلي زود منعقد شود. دکتر «اسکولز» با استفاده از تکنيکي به نام مداخله RNA راهي پيدا کرده است تا آنزيم «پلي فنولوکسيداز» را غيرفعال کند. اين روش مولکول هاي حامل دستورات ژن «پلي فنولوکسيداز» را براي ساختن آنزيم، جدا و تخريب مي کند در نتيجه مي توان لاستيک را به راحتي از گياه استخراج کرد. در همين حال، دکتر «ماتيو کلاينهنز» از دانشگاه ايالتي اهايو روي افزايش محصول لاستيک TKS کار مي کند. دکتر «کلاينهنز» از روش قديمي اصلاح نژاد استفاده مي کند. وي نژادهاي مختلف TKS را پرورش مي دهد و با آسياب کردن ريشه هاي گياه (که بيشتر شيره گياه در آنجا يافت مي شود) بررسي مي کند کدام نژاد بيشترين مقدار لاستيک را توليد مي کند. هدف وي خلق نژادي است که هم پرمحصول باشد و هم ريشه هاي درشتي داشته باشد. به اين ترتيب مي توان محصول را به روش ماشيني (با استفاده از وسيله يي شبيه آنچه اکنون براي برداشت هويج از آن استفاده مي شود) درو کرد. ترکيب دو روش فوق (روش پيشرفته مهندسي زيستي و روش قديمي اصلاح نژادي) ممکن است به توليد يک گونه کاملاً جديد در دنياي مدرن منجر شود. اين کار همچنين مي تواند آغازگر راهي باشد که به اعتقاد برخي تنها راه پيش روي بشر است؛ بازگشت به استفاده از محصولات گياهي که تحت الشعاع حضور کوتاه مدت نفت ارزان قرار داشته است.
عناوين اين صفحه
حضور پررنگ شبه علم در صفحه علم رسانه ها
بازگشت به طبيعت تنها راه است
آموزش عکاسي و رصد آسمان شب
محدوديت وظايف ساکنان ايستگاه فضايي
ساخت نيروگاه هاي برق هسته يي در فضا

آموزش عکاسي و رصد آسمان شب
ششمين برنامه گشت رصدي ماهنامه نجوم با موضوع آموزش عکاسي و رصد آسمان شب در کوير مصر برگزار مي شود. اين برنامه در قالب يک تور سه روزه با دو شب رصد و آموزش عکاسي آسمان شب و طبيعت روز برگزار مي شود و شرکت کنندگان شب ها را در روستاي هد و مصر اقامت مي کنند و طي آن از مناطق آنتي کلين (سر کوير)، گرمه، کوير، درياچه نمک، نارين قلعه و بناهاي تاريخي نائين بازديد مي کنند. علاقه مندان تا پايان روز کاري سه شنبه 20 بهمن براي ثبت نام فرصت دارند. براي کسب اطلاعات بيشتر مي توان با شماره 88286932 و ماهنامه نجوم تماس گرفت.


محدوديت وظايف ساکنان ايستگاه فضايي
محققان روسي اعلام کردند فضانورداني که به مدت طولاني در فضا باقي مي مانند، مهارت هاي خود را در حل مسائل منطقي از دست مي دهند. به گزارش مهر بررسي هاي جديد نشان مي دهد سرنشينان فضاپيماها طي گشت هاي طولاني فضايي برخي از مهارت هاي خود را در حل مشکلات منطقي از دست مي دهند. محققان موسسه اختلالات پزشکي و بيولوژيکي آکادمي علوم روسيه در سي و چهارمين کنفرانس آکادميک بين المللي نجوم اين موضوع را گزارش کردند و هشدار دادند احتمال متوقف شدن دو دسته از وظايف و برنامه هايي که انتظار مي رود ساکنان ايستگاه بين المللي فضايي آنها را به انجام برسانند، وجود دارد. محققان براي ارزيابي گنجايش روانشناسانه ساکنان ايستگاه براي انجام فعاليت هايي خاص به بررسي توانايي باقيمانده مهارت هاي کنترل بيولوژيکي با استفاده از فعاليت هاي بيوالکتريکي مغز پرداختند. نتايج اين بررسي ها نشان داد امکان اينکه عملکرد فضانوردان در اجراي وظايف فضايي به زودي کاسته شود، وجود دارد.


ساخت نيروگاه هاي برق هسته يي در فضا
شرکت موشکي - فضايي «انرگيا» روسيه آماده کار روي طرح نيروگاه برق اتمي جهت تامين برق در پايگاه هاي مستقر در سياره هاي ديگر است. به گزارش ايسنا «ويتالي لاپوتا» مدير اين شرکت که در مراسم يادبود «سرگئي کارالوف» پدر موشکي روسيه در دانشگاه فني «باومن» مسکو سخن مي گفت، با بيان اين مطلب خاطرنشان کرد؛ «اين طرح مي تواند تا سال 2029 به اجرا درآيد.» وي در ادامه افزود؛ «طول عمر منبع سوختي اين نيروگاه هسته يي که از 150 تا 500 کيلووات قدرت خواهد داشت و براي حفاظت از تشعشعات آن از خاکريزهاي شني استفاده خواهد شد، از 10 تا 15 سال تخمين زده مي شود.» به اعتقاد طراحان از نيروگاه هسته يي مي توان در کره ماه يا مريخ استفاده کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام