
گروه ترجمه، مينا شرفي؛ زماني که زلزله مهيب هائيتي روي داد، ماريه گوئردوي در خيابان مشغول فروختن نان بود. در آن هنگام ديوار يکي از خانه هاي پورتوپرنس روي سر اين زن خراب شد. او در آن شب زير آوار ماند و صبح که چشمانش را گشود، احساس کرد اوضاع بهتر شده است. او اکنون در يکي از چادرهايي که براي زلزله زدگان در خارج از شهر زده اند، زندگي مي کند اما براي آن چيز هايي که در اين زلزله از دست داده، افسوس مي خورد. ماريه هرچند از زير آوار نجات يافت اما يکي از پاهايش را از دست داد و اين به اين معنا است که او در ادامه ديگر نمي تواند با فروختن نان در خيابان هاي پورتوپرنس زندگي اش را تامين کند. او مي گويد؛ «زندگي براي من به پايان رسيده است. من هيچ چيز ندارم جز ترسي که از آينده برايم مانده است. چه کسي از اين به بعد زندگي فرزند من را تامين خواهد کرد؟ چه کسي از مادر و پدر پير من نگهداري خواهد کرد؟ چرا چنين اتفاقي براي من افتاد؟»
به گزارش اينديپندنت خانم گوئردوي 40ساله تنها زلزله زده يي نيست که آينده يي تلخ در انتظارش است. در حالي که هزاران نفر در هائيتي در عزاي مرگ عزيزان خود هستند، نسلي از معلولان هم با نااميدي به فرداي خود مي انديشند. در اثر اين زلزله ويرانگر ده ها هزار نفر بر اثر شدت جراحات وارده عضوي از بدن خود را از دست داده اند. اين زلزله بيشترين تعداد معلولان در حوادث طبيعي اخير را از خود بر جا گذاشته است. عمق فاجعه و تعداد زياد مصدومان و در عين حال به دليل محدوديت هاي تجهيزاتي پزشکان و کادر درماني قطع عضو مصدومان را راحت ترين راه براي نجات جان آنها تشخيص دادند. شايد بسياري از افرادي که پس از اين زلزله عضوي از بدن خود را از دست داده اند، اگر در يکي از کشورهاي غربي تحت درمان قرار مي گرفتند هرگز اين اتفاق برايشان نمي افتاد.
اکنون يکي از فقيرترين کشورهاي جهان اگر بتواند پس از اين فاجعه کمر راست کند، با نسلي از معلولان مواجه است که ديگر در تامين هزينه هاي زندگي خود ناتوان شده اند. تعداد زيادي از افراد در هائيتي با کارهاي فيزيکي امرار معاش مي کردند اما اکنون تعداد قابل ملاحظه يي از آنها قرباني اين زلزله شده اند و در آينده تنها مصرف کننده خواهند بود. تنها مکاني که در هائيتي اعضاي بدن مصنوعي را عرضه مي کرد، اکنون خرابه يي بيش نيست. گروه هاي امداد رسان بين المللي اعلام کرده اند اين اعضاي بدن مصنوعي را به زودي از کشورهاي ديگر وارد خواهند کرد اما با توجه به مشکلات هائيتي در تامين آب و غذا براي نجات يافتگان اين مساله برنامه يي بلندمدت به نظر مي رسد.
تا قبل از وقوع زلزله حدود 800 هزار معلول در هائيتي زندگي مي کردند. در حال حاضر نمي توان گفت چه تعداد بر اين ميزان افزوده شده است اما مسوولان مي گويند اين رقم افزايش قابل چشمگيري بعد از اين زلزله خواهد داشت. اريک دوابت يکي از مديران اجرايي يک گروه کمک بين المللي مي گويد؛ «معلولان در هائيتي هيچ گاه کمک هاي مناسبي از سوي دولت خود دريافت نکرده اند و سازمان هاي اندکي براي کمک رساني به آنها قبل از وقوع اين زلزله وجود داشته اند. پس از وقوع اين زلزله اوضاع براي معلولان که تعداد آنها مطمئناً افزايش چشمگيري خواهد داشت، بسيار بدتر خواهد شد.
در بيمارستان هاي شناوري که در پورتوپرنس احداث شده، کادر پزشکي روي تعداد زيادي از افرادي که قطع عضو شده اند، چندين عمل جراحي انجام داده اند. بسياري از آنها پس از مرخص شدن از بيمارستان به دليل عفونت کردن دوباره مجبور به بازگشت به بيمارستان ها شده اند. دکتر بيت کهرر از تيم پزشکي سوئيس مي گويد؛ «باور کنيد اوضاع اينجا بدتر از منطقه جنگي است. من تاکنون چند بار در مناطق جنگي هم حاضر بوده ام. در مناطق جنگي شايد در يک مقطع شاهد تعداد زيادي مجروح باشيم اما اين روند هيچ گاه ادامه دار نيست. در اينجا انگار مصدومان تمامي ندارند. ما بايد در سريع ترين راه جان مصدومان را نجات دهيم و سريع ترين راه هم قطع عضو مصدومان است. در آينده شاهد اين خواهيد بود که دو گروه از مردم در هائيتي زندگي خواهند کرد؛ يک گروه از معلولان آسيب هاي جدي در زلزله ديده اند و يک گروه که هيچ آسيبي نديده اند.» دکتر بروس مينتس 53ساله از نيوجرسي در امريکا که مداواي مصدومان هائيتي را برعهده دارد، مي گويد؛ «ما در اينجا مجبور شده ايم صدها نفر را قطع عضو کنيم. من خودم در بيش از 200 عمل قطع عضو حضور داشتم. من در مناطق بحراني بسياري حضور داشته ام اما تاکنون شاهد چنين وضعيتي نبوده ام. اينجا همه چيز نااميدکننده است.»
جرولد مورانسي از ديگر افرادي است که در اين زلزله مهيب قطع عضو شده است. او در اين زلزله از زانو به پايين پايش را از دست داده. او که پيش از اين کر بوده اکنون بايد در 18سالگي با مصدوميتي ديگر کنار بيايد و اين به اين معنا است که او در ادامه زندگي اش احتمالاً ديگر کاري پيدا نخواهد کرد. کلوديت خواهر 28ساله جرولد مي گويد؛ «ما يک برادر 11ماهه داريم. پدرمان 70ساله است و جرولد هم که ديگر کاري از دستش برنمي آيد. من بايد به تنهايي بار زندگي مان را به دوش بکشم و به هيچ وجه نمي دانم چطور بايد اين کار را انجام بدهم.» در بخش ديگر بيمارستان آنجل بيسون 36ساله مشغول باد زدن پسر 11ساله اش است که دستش را در اين زلزله از دست داده است. او مي گويد؛ «پسرم خيلي درد مي کشد. اتفاق دردناکي است اما خيلي خوشحالم که او زنده مانده است.»
پس از آن روز که مردم هائيتي آن را «روز فاجعه» مي خوانند بيمارستان هاي اين کشور با وضعيتي بحراني مواجه هستند. بسياري از بيماران از ترس وقوع زلزله دوباره حاضر نيستند در بيمارستان ها بمانند و در فضاي باز بيمارستان ها مستقر شده اند که اين مساله کار کادر درمان را بسيار سخت کرده است. بئاتريس موران پرستاري که از نيويورک براي کمک به زلزله زدگان هائيتي به اين کشور آمده است مي گويد؛ «ما در اينجا هيچ مددکار اجتماعي نداريم که به اين مردم مصيبت زده کمک کنند. من خودم سعي مي کنم به آنها دلداري دهم که اوضاع خيلي سريع روبه راه خواهد شد اما من به تنهايي به چند نفر مي توانم کمک کنم؟ اينجا اوضاع خيلي وحشتناک است و بعضي اوقات من هم نمي توانم جلوي اشک هايم را بگيرم. مي دانم بايد قوي باشم اما مواجهه با اين صحنه هاي دلخراش واقعاً سخت است.»