
ترجمه؛ محمدعلي فيروزآبادي
«حامد کرزي» 52ساله،رئيس جمهور افغانستان در اين مصاحبه در مورد پيشنهادهاي صلح به طالبان و درباره روابط بحراني اش با امريکايي ها و نقش آلماني ها و بمباران قندوز مي گويد.
---
-آقاي رئيس جمهور شما هم مانند ديگر شرکت کنندگان در کنفرانس لندن از آشتي با طالبان سخن گفتيد. آيا واقعاً مي توانيد تصور کنيد روزي برسد که شما از ملاعمر رهبر طالبان روي فرش قرمز مقابل کاخ تان استقبال کنيد؟
ملاعمر پيش از هر چيز يک افغاني است و همه افغان ها بايد به کشورشان بازگردند. افغانستان کشوري دموکراتيک و همين طور کشوري اسلامي است. طالبان هم اين را مي دانند. اگر آنها قانون اساسي ما را بپذيرند آنگاه اين قانون به آنها هم تعلق دارد. ما از هر طالبي که به کشورمان بازگردد تا زماني که عضو القاعده نباشد، استقبال مي کنيم.
-کناره گيري از القاعده به عنوان شرط آشتي مطرح است يا اين مساله هم در نهايت مورد مذاکره قرار مي گيرد؟
رويگرداني از همه شبکه هاي تروريستي يک شرط واجب و غيرقابل تغيير است.
-شما پيشنهاد داديد نام رهبران طالبان از ليست ترور سازمان ملل حذف شود تا به اين صورت پذيرش مذاکره براي آنان امکان پذير شود. چرا بايد جامعه بين الملل راه بازگشت همان کساني را به افغانستان هموار کند که سربازانش را به خاطر آنها به اين کشور اعزام کرده است؟
به همان دليل که ما تا امروز از اين گرفتاري خلاص نشده ايم. حال بايد صلح برقرار شود. سازمان ملل هم بايد همين هدف را دنبال کند. خواهيم ديد که ما چگونه اين سازمان بين المللي را به مذاکرات وارد مي کنيم. سازمان ملل پيش از اين به درخواست ما چندين نام را از فهرست خود حذف کرده و گفت وگو با طالبان را پذيرفته است و ما هم به اين خاطر تشکر مي کنيم اما در آينده خواهان حذف چند نام ديگر هم خواهيم شد زيرا اطمينان داريم اين کار در خدمت روند صلح است.
-چگونه مي توان يک برنامه موفق صلح با طالبان را محقق کرد؟
اين برنامه بايد بر دو گروه هدف متمرکز باشد؛ گروه اول همان هزاران پيکارجوي طالبان و جوانان روستايي هستند. آنها بيگانه و خارجي نيستند و به همين خاطر بايد دوباره به جامعه بازگردند. اين افراد به دليل برخي وعده ها يا تهديدها خانه هايشان را ترک کرده اند و احتمالاً برخي اقدامات نامناسب سربازان ناتو يا يگان هاي ما آنها را به سوي طالبان کشانده است اما اين افراد از نظر ايدئولوژيک دشمن افغانستان يا جامعه بين الملل محسوب نمي شوند. ما بايد به هر صورت ممکن آنها را براي بازگشت متقاعد کنيم.
-و دومين گروه هدف؟
اين گروه همان رهبري سياسي طالبان است؛ گروهي که با ديگر کشورها، القاعده و ديگر شبکه هاي تروريستي روابط شخصي دارد. به همين خاطر است که مشارکت همسايگان ما و جامعه جهاني در روند آشتي ضروري به نظر مي آيد. اين کار تلاش زيادي را مي طلبد.
-آيا شما اصولاً مي توانيد به طالبي اعتماد کنيد که قول جدايي از القاعده را مي دهد؟
تنها بخشي کوچک از طالبان با القاعده رابطه دارند. بزرگ ترين بخش اين جنبش و حتي بسياري از رهبران رده بالاي آنها القاعده را اصلاً نمي شناسند و تا به حال اسامه بن لادن را نديده اند. اين عده اصولاً در جريان نقشه هاي القاعده نيستند.
-از سال ها پيش يک برنامه آشتي و مصالحه وجود داشت که تا به امروز شکست خورده است. چه تضميني براي پيروزي اين طرح در وضعيت فعلي وجود دارد؟
مساله جديد اين است که بالاخره جامعه جهاني اهميت يک برنامه آشتي را درک کرده است. مساله جديد اين است که ايالات متحده امريکا، اروپا و ژاپن هم خواهان مشارکت در چنين برنامه يي هستند و مهم تر از همه اينکه ما از حمايت برادران مان در عربستان سعودي برخورداريم. اميد داريم ملک عبدالله شخصاً نقشي برجسته براي هدايت روند صلح ايفا و از آن حمايت کند.
-جامعه جهاني و به ويژه قدرتمند ترين آنها يعني امريکا به تازگي اتهامات سنگيني را متوجه شما کرده است، اتهاماتي نظير اداره نادرست دولت، فساد و پارتي بازي. آيا اين اتهامات موجب تغيير در روابط شما با غرب شده است؟
بي ترديد در ايالات متحده و بريتانيا سياستمداران و صد البته محافل رسانه يي پرنفوذي هستند که تلاش کرده اند با هدف برکناري ام، اتهامات ناجوانمردانه يي را متوجه من کنند اما ملت افغانستان تصميم ديگري گرفته است. اين مساله گرچه موجب تغيير در اين روابط نشده است اما من ماهرتر شده ام.
-آيا هنوز هم اين کشور تحت کنترل شما است؟
مناطقي وجود دارد که تحت کنترل طالبان است اما دولت در همه جاي کشور حضور دارد و هر جايي که ما باشيم با قدرت حضور داريم. در همه جا توانايي اجراي قانون و ارائه خدمات دولتي را داريم. براي آن دسته از رسانه هاي بين المللي که از سال ها پيش من را به عنوان شهردار بي اختيار کابل مسخره مي کردند، بعد از انتخابات تبديل به رئيس دولت مقتدري شده ام که مي توانم با صلاحديد خود در انتخابات تقلب کنم.
-کدام تصوير را بيشتر مي پسنديد؛ شهردار يا کسي که در انتخابات تقلب مي کند؟
هيچ يک از اين دو صفت حقيقت ندارد. ما دولتي دموکراتيک و مشروع داريم اما کشوري جهان سومي هستيم با فقر، جنگ و امکانات آموزشي بد. ما فاقد توانايي لازم هستيم و پول کمي داريم. و ما بايد در چنين وضعيتي کار کنيم.
-با اين حال امريکا انتخاب دوباره شما را به رسميت شناخته و حتي معروف ترين منتقد امريکايي شما يعني «ريچارد هالبروک» فرستاده ويژه ايالات متحده هم اشتباه ها را پذيرفته است. آيا هنوز به هالبروک اعتماد داريد؟
هنگامي که در سال 2001 جنگ شروع شد، انتظارات افغان ها واقعاً بالا بود. در آن زمان آنها فکر مي کردند ورود امريکايي ها و هم پيمانان شان صلح به ارمغان مي آورد. افغان ها با آنها همکاري کردند و در عرض فقط دو ماه طالبان بيرون رانده شدند. امروز ما از چنين چشم اندازي به اين موقعيت توجه مي کنيم. چه اتفاقي افتاده است که افغان ها بار ديگر طالبان را در دهکده هاي خود جاي مي دهند؟ عيب کار در کجاست؟ آيا گناه همه اين مسائل تنها متوجه دولت افغانستان است يا دوستان ما هم در اين مورد مقصر هستند؟
-از زمان روي کار آمدن پرزيدنت اوباما چه تغييراتي ايجاد شده است؟
ما با پرزيدنت جرج دبليو بوش روابط بسيار عميقي داشتيم و مرتب در مورد همه چيز از جمله درباره قربانيان غيرنظامي حملات هوايي گفت وگو مي کرديم. آن گفت وگوها علني بود و وزراي من هم در اين ويدئوکنفرانس ها شرکت مي کردند. رئيس جمهور جديد استراتژي جديدي را اعلام کرد و ما هم از اين استراتژي تا جايي که موجب امنيت افغان ها باشد حمايت کرديم. کمک هاي مالي زيادي هم از امريکا دريافت کرديم که از بابت آن هم بسيار ممنونيم اما اختلاف نظرهايي هم وجود دارد که اميدواريم رفع شود و ما بتوانيم جلو برويم.
-پرزيدنت اوباما در وست پوينت اعلام کرد سال آينده خروج نيروهاي امريکايي از افغانستان آغاز مي شود. آيا اين يکي از آن نکاتي است که موجب نگراني شما مي شود؟
بايد واقع بين باشيم. ما تا چندين سال ديگر همچنان نياز به کمک داريم و اين مساله را به هم پيمانان مان گفته ايم. با اين حال از اين تصميم رئيس جمهور خوشحال هستيم زيرا اعلام اين مساله باعث مي شود بيشتر کار و تلاش کنيم و با تکيه بر امکانات و منابع خود مشکلات را حل کنيم.
-فرمانده کل نيروهاي ايساف يعني ژنرال مک کريستال از متحدان خواسته است به ريسک هاي بزرگ تر دست بزنند. به اين ترتيب سربازان آلماني بايد با همکاران افغاني خود زندگي کنند، با آنها غذا بخورند و در کنار آنها بجنگند. اين به معني اين است که آنها بايد آماده باشند همراه با افغان ها کشته شوند. در مورد اين اتهام که نيروهاي آلماني بيش از هر چيز به فکر حفظ جان خودشان هستند چه نظري داريد؟
همه سربازان در خودروهاي زرهي رفت و آمد مي کنند. هيچ اتهامي به سربازان آلماني روا نيست و آنها کار خود را خوب انجام داده اند.
-آيا استراتژي جديد هم درست و قابل قبول است؟
ژنرال مک کريستال بيش از هر چيز نگران حفاظت از غيرنظاميان است. اين مساله يي بسيار مهم است و به همين خاطر ما از استراتژي وي حمايت مي کنيم. اگر اين اصول را رعايت کنيم موفق خواهيم شد و در غير اين صورت بي ترديد شکست مي خوريم.
-يعني استراتژي قبلي اشتباه بود؟
اصل و سرچشمه اين ترور در دهکده هاي افغانستان نبوده است و به همين خاطر جنگ عليه ترور متوجه مناطق عقب نشيني، اردوگاه هاي آموزشي و حمايت کنندگان مالي است. اگر متحدان هشت سال پيش به اين مساله توجه مي کردند امروز وضعيت بهتري داشتيم اما متاسفانه همه آنها به حرف ما گوش نکردند.
-در سپتامبر گذشته و به دستور آلماني ها دو تانکر سوخت در نزديکي قندوز بمباران شدند و بر اثر آن تعداد زيادي غيرنظامي جان خود را از دست دادند و نظر آلماني ها نسبت به جنگ تغيير کرد. اگر آلماني ها تصميم به عقب نشيني بگيرند شما موافق اين مساله خواهيد بود؟
آلمان نقش ويژه يي در افغانستان ايفا مي کند. ما همه، ديگر کشورها را «خارجي»، اما آلماني ها را «آلماني» مي ناميم. اين به تاريخ ما و به روش آلماني ها در انجام وظايف شان در اينجا برمي گردد. آنها تقريباً از يک قرن پيش به ما کمک مي کنند. آلمان در دوران سخت نيز افغانستان را تنها نگذاشته است.
-اما افغان هاي غيرنظامي هم بوده اند که به فرمان نيروهاي آلماني کشته شده اند.
قبلاً هم قرباني در ميان مردم وجود داشته است و در هيچ کشوري به خاطر اين مساله وزير دفاع و فرماندهان ارشد کناره گيري نمي کنند اما در آلمان چنين کاري انجام شد. دولت آلمان هم به بازماندگان اين حملات کمک کرد. هيچ دولت ديگري مثل آلمان در فکر قربانيان غيرنظامي نبوده است.
منبع؛ اشپيگل