يكشنبه، 11 بهمن 1388 - شماره 2165
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قاتل سريالي زنان قزويني در دومين جلسه دادگاه ادعا کرد
مي خواستم خودکشي کنم

گروه حوادث، امير رجبي؛ دومين جلسه محاکمه قاتل سريالي زنان قزويني به تحقيق درباره حواشي اين جنايت ها اختصاص يافت و مهين و ساير متهمان پرونده به تشريح چگونگي فراهم کردن مقدمات جرم پرداختند. به گزارش خبرنگار ما مهين زن 32ساله يي که به عنوان نخستين قاتل سريالي ايران شناخته مي شود در جلسه نخست محاکمه به کشتن پنج زن طي بهمن سال گذشته تا ارديبهشت امسال و همچنين قتل صاحبخانه اش در سال 85 اقرار و تاکيد کرد به غير از قتل صاحبخانه اش که با انگيزه ناموسي مرتکب آن شد، بقيه جنايت ها را به تنهايي و با انگيزه سرقت انجام داد تا بتواند بدهي هايش را بپردازد. مهين ديروز در دومين جلسه محاکمه بار ديگر همه اتهاماتش را پذيرفت و گفت؛ «من ابتدا طعمه هايم را با داروي بيهوشي که در آبميوه حل مي کردم، بيهوش و سپس آنها را خفه مي کردم. داروهاي بيهوشي را هم از دو مرد در ناصرخسرو تهران مي خريدم. دختر من دچار معلوليت ذهني است و مجبور بودم براي تهيه داروهاي او مرتب به ناصرخسرو بروم. در آنجا بود که با دو داروفروش آشنا شدم و از آنها مواد بيهوشي خواستم. اين دو مرد هر بار داروها را به قيمت 200 تا 270 هزار تومان به من مي فروختند و من بعداً فهميدم اين مواد همان قرص هاي ديازپام و لورازپام است که قيمت چنداني ندارد و در واقع آن دو سرم کلاه مي گذاشتند. ضمن اينکه من بعد از هر بار خريد داروها را روي خودم امتحان مي کردم و بعضي از آنها هيچ خاصيتي نداشت.»

متهم ادامه داد؛ «من آن اواخر به شدت تحت تاثير قتل ها قرار گرفته و منقلب شده بودم براي همين هم تصميم گرفتم، خودکشي کنم. براي اين کار از دو داروفروش خواستم سلاحي برايم تهيه کنند. آنها هم يک کلت به مبلغ 700 هزار تومان به من دادند که باز هم بعداً فهميدم تفنگ پلاستيکي است.» مهين در حالي اين ادعا را مطرح کرد که پيش از اين در جريان بازجويي ها گفته بود سلاح را براي قتل طعمه هايش تهيه کرده بود.

در ادامه جلسه محاکمه يکي از دوستان قديم مهين به نام شهلا به جايگاه فراخوانده شد، تا در برابر اتهام ارائه ادله جعلي براي برائت متهم و مساعدت در خلاصي مجرم از محاکمه از خود دفاع کند در حالي که نماينده دادستان معتقد است اين زن از جنايتکار بودن مهين اطلاع داشته و به او براي از بين بردن ردپايش در قتل ها کمک کرده است. شهلا اين موضوع را انکار کرد و گفت؛ «من از هشت سال قبل با مهين دوست شدم و او در آرايشگاهم کار مي کرد. مهين هميشه مشکل مالي داشت و يک بار به او 500 هزار تومان قرض دادم. يک مرتبه هم که ماشينش چپ کرد براي تعمير آن کمکش کردم. او زن آرامي بود و من هنوز هم باور نمي کنم مهين اين قتل ها را انجام داده باشد بنابراين اتهامم صحت ندارد. مهين سال 85 زماني که صاحبخانه اش به قتل رسيد به عنوان مظنون بازداشت و دو ماه از او بازجويي شد اما پليس و بازپرس نتوانستند جرم او را ثابت کنند. حال من که يک آرايشگر ساده هستم چطور بايد متوجه مي شدم اين زن قاتل است.»

در ادامه جلسه دادگاه نوبت به محاکمه دو داروفروش ناصرخسرو رسيد و نماينده دادستان با تذکر اين نکته که داروهاي فروخته شده توسط آنها مرگ آور بود جرم اين دو را نيز کمتر از اعمال مهين ندانست. با اين وجود دو مرد ميانسال ادعا کردند از نيت اصلي مهين براي خريد اين داروها بي اطلاع بودند. آنها گفتند؛ «مهين به ما گفته بود به مردي بدهکار است و مي خواهد با خوراندن دارو به اين مرد او را بيهوش کند و چک هايش را پس بگيرد. ما توسط اين زن اغفال شديم و با وسوسه پول با او همکاري کرديم، اما وقتي وي سفارش اسلحه داد به اين نتيجه رسيديم که مهين سارق است.»

پس از اظهارات اين متهمان وکلاي تسخيري مهين به دفاع از او پرداختند. يکي از وکلاي مدافع در حالي که جرم موکلش را با توجه به دلايل ثبت شده در پرونده و اعترافات متهم محرز مي دانست خطاب به هيات قضات گفت؛ «در مورد اعدام اين زن نبايد تعجيل شود و بايد پرونده از نظر جرم شناسي نيز مورد بررسي قرار بگيرد. کارهاي مهين معلول علت هاي مختلفي است. بايد اين علت ها را ريشه يابي کنيم وگرنه چنين حوادثي باز هم تکرار مي شود ضمن اينکه متهم بايد معاينه رواني شود چون او مادري دلسوز و همسري مهربان بوده و آشنايانش از او به عنوان زني آرام ياد مي کنند. پس بايد بررسي شود که چرا وي به يک قاتل تبديل شده. به هر حال هيچ انساني که در سلامت رواني است، نمي تواند اين کارها را انجام بدهد.»

وکيل ديگر متهم نيز به شيوه مشابهي از مهين دفاع کرد و گفت؛ «اين پرونده از آن دست پرونده هايي است که هر چند سال يک بار تشکيل مي شود و نبايد در رسيدگي به آن تعجيل کرد چرا که مجازات فوري متهم اهداف مد نظر را محقق نمي کند و بي توجهي به ريشه يابي اين ماجرا سبب مي شود زواياي پنهان آن مغفول بماند. علاوه بر اين موضوع من از اولياي دم مقتولان که مادر خود را از دست داده اند تقاضاي عفو و بخشش دارم و از آنان مي خواهم اجازه ندهند، دو دختر مهين هم بي مادر شوند.»

بنا بر اين گزارش رئيس دادگاه پس از استماع دفاعيات دو متهم ادامه جلسه محاکمه را به روز

17 بهمن موکول کرد.
در پي اعلام رضايت اولياي دم مقتول
قاتل يک دختر ناشنوا به زندگي بازگشت
گروه حوادث؛ والدين دختر کر و لالي که قرباني خيانت پسر مورد علاقه اش شده بود از قصاص پسر جوان گذشت کردند.

به گزارش خبرنگار ما اين دختر ناشنوا که ريحان نام داشت بعد از آشنايي با پسري جوان تصميم به ازدواج با او گرفت اما نمي دانست عشق اين پسر ايلياتي در يکي از کوچ هاي ييلاقي اش گم مي شود و رنگ خون به خود خواهد گرفت.

جسد ريحان سال 83 در مرغزاري در اقليد استان فارس پيدا شد. پدر و مادر ريحان پيش از کشف جنازه ناپديد شدن دخترشان را به پليس خبر داده بودند. آنها مي دانستند ريحان به طور کامل به منطقه آشنايي دارد و امکان اينکه گم شود وجود ندارد بنابراين اتفاقي برايش افتاده است. زماني که جسد ريحان پيدا شد آنها در پزشکي قانوني حاضر شدند و او را شناسايي کردند. بررسي هاي اوليه حکايت از آن داشت که ريحان به دليل خفگي و خونريزي داخلي جان باخته است. اين نوع مرگ قطعاً به خاطر يک حادثه اتفاق نمي افتاد و دخترک به قتل رسيده بود.

يافته هاي پليس از زندگي شخصي ريحان راز رابطه عاشقانه او را فاش کرد. پليس متوجه شد اين دختر از مدتي قبل با يکي از پسران ايلياتي که از اقوامش بود رابطه داشت و آنها به همديگر به شدت علاقه مند بودند.

به هم خوردن رابطه عاشقانه مي توانست انگيزه يي براي قتل باشد بنابراين ماموران پسر جوان را بازداشت کردند. وي ابتدا براي پذيرش اتهام قتل به شدت مقاومت کرد، اما بعد از مدت زماني که چشمش به جسد بي جان ريحان افتاد جنايت را پذيرفت. وي گفت؛ من و ريحان عاشق همديگر شده بوديم. ابتدا من بودم که به ريحان ابراز علاقه کردم. ما ايلياتي بوديم و مرتب کوچ مي کرديم. با اين حال من به سراغ ريحان مي رفتم و همديگر را مي ديديم. ما با هم در باغ ها و سبزه زارها قدم مي زديم و صحبت مي کرديم. البته چون ريحان ناشنوا بود و نمي توانست حرف هم بزند من حرف زدن با ايما و اشاره را ياد گرفتم. او دختري مهربان بود که با حرکات دستانش خيلي خوب مي توانست علاقه اش را به من نشان دهد. تصميم گرفته بوديم، با هم ازدواج کنيم و ريحان هم عاشق من شده بود. اين ماجرا ادامه داشت تا اينکه من در کوچ هاي ييلاق و قشلاقي با دختري ديگر آشنا شدم و تصميم گرفتم ريحان را ترک و با او ازدواج کنم. پسر جوان ادامه داد؛ ريحان حاضر نبود نظر من را قبول کند. هر جا با آن دختر مي رفتم مرا تعقيب مي کرد و از من مي خواست آن دختر را ترک کنم. من از اينکه ريحان لال بود خيلي ناراحت بودم و علاقه ام به آن دختر هم باعث شده بود هر چه بيشتر به دوري کردن از ريحان مصمم شوم. دعواهايش با من کلافه ام کرده بود بالاخره تصميم گرفتم او را بکشم. يک روز که به مرغزار آمده بود تا همديگر را ببينيم او را خفه کردم و جسدش را همانجا انداختم.

پس از اعترافات اين متهم پرونده با توجه به درخواست اولياي دم مقتول بعد از تکميل به دادگاه فرستاده و مرد جوان به قصاص محکوم شد. در حالي که به نظر مي رسيد به زودي اين حکم اجرا شود والدين ريحان اعلام کردند از خون دخترشان گذشت مي کنند. پسر جوان با اعلام رضايت اولياي دم از سوي قضات شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس به شش سال حبس به لحاظ جنبه عمومي جرم محکوم شد.
عناوين اين صفحه
مي خواستم خودکشي کنم
قاتل يک دختر ناشنوا به زندگي بازگشت
متهمان تعرض به يک زن در لواسان اعدام شدند
سقوط مرگبار يک زن از طبقه پنجم ساختماني مسکوني
ادعاي قتل براي ترساندن هم خوابگاهي ها
دستگيري قاتل فراري پس از 48 روز
جسد مردي 20 روز پس از قتل کشف شد
اختلافات مالي رنگ خون گرفت
زن کوهنورد به رودخانه درکه سقوط کرد

متهمان تعرض به يک زن در لواسان اعدام شدند
گروه حوادث؛ دو مرد که به تعرض به يک زن متاهل در لواسان متهم شده بودند ديروز اعدام شدند. به گزارش خبرنگار ما اين دو متهم بودند به همراه يک پسر 17ساله وارد خانه زني جوان شدند و با تهديد چاقو و در برابر شوهر و فرزندان اين زن به وي تعرض کردند. دو متهم پس از دستگيري اعتراف کردند چون تصور مي کردند شوهر اين زن باعث اخراج آنها از کارشان شده بود براي انتقام گيري اين جنايت را انجام دادند. اين دو پس از محاکمه در شعبه 72 دادگاه کيفري استان تهران به اعدام محکوم شدند و راي صادره ديروز پس از تاييد ديوان عالي کشور در زندان اوين به اجرا درآمد. اين در حالي است که متهم سوم همچنان فراري است و شاکي در نامه يي رسمي اعلام کرده است از او شکايتي ندارد.


سقوط مرگبار يک زن از طبقه پنجم ساختماني مسکوني
بازپرس جنايي تهران مرگ مشکوک زني ميانسال را که بر اثر سقوط فوت شده است، بررسي مي کند. به گزارش فارس، ساعت 24 پنجشنبه هفته گذشته ماموران کلانتري شهرک غرب از طريق مرکز فوريت هاي پليسي تهران باخبر شدند يک زن 48ساله به نام نجمه بر اثر سقوط از طبقه پنجم ساختماني مسکوني جان باخته است. حسين روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي درباره اين پرونده گفت؛ فرزندان اين زن که متعلق به شوهر اول وي هستند به همراه شوهر دوم وي زمان حادثه در محل حضور داشتند. آنها مدعي شدند نجمه پس از درگيري با شوهرش وارد اتاق شد و حدود نيم ساعت از او خبري نبود تا اينکه آنان داخل اتاق رفتند و مشاهده کردند نجمه خود را به پايين پرت کرده است. وي افزود؛ فرزندان متوفي مدعي شدند مادرشان از قبل تا حدي بيماري رواني داشت که همين امر احتمال وقوع خودکشي در نجمه را افزايش مي دهد. بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ تحقيقات درباره مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده آغاز شده است.


ادعاي قتل براي ترساندن هم خوابگاهي ها
گروه حوادث؛ زني جوان با ادعاي قتل پاي خود را به دادسراي امور جنايي تهران باز کرد. دختري جوان روز پنجشنبه هفته گذشته در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 اعلام کرد هم اتاقي اش در خوابگاه قتل انجام داده است. با مراجعه ماموران به خوابگاه که محل سکونت دانشجويان رشته پزشکي بود، دانشجوي مورد نظر بازداشت شد و صبح ديروز به دادسراي امور جنايي تهران انتقال يافت. اين زن 28ساله به محمدحسين شاملو بازپرس ويژه قتل تهران گفت؛ «من دانشجوي سال سوم رشته پزشکي هستم و مرتکب هيچ قتلي نشده ام. روز پنجشنبه هم اتاقي هايم سر به سرم مي گذاشتند و اذيتم مي کردند، من هم چون حوصله نداشتم براي اينکه تهديدشان کنم، گفتم يک نفر را کشته ام و اين توانايي را دارم که شخص ديگري را هم به قتل برسانم.» با وجود اين اظهارات، بازپرس شاملو براي روشن شدن واقعيت براي خديجه قرار قانوني صادر کرد و پرونده را در اختيار ماموران آگاهي قرار داد.


دستگيري قاتل فراري پس از 48 روز
گروه حوادث؛ مرد جواني که به اتهام قتل تحت تعقيب بود پس از 48 روز از وقوع جنايت دستگير شد. اين حادثه روز 19 آذرماه در حوالي ميدان راه آهن به وقوع پيوست و مقتول که قادر نام داشت در جريان يک نزاع مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفت و چهار روز بعد روي تخت بيمارستان جان باخت. پس از آن تحقيقات براي دستگيري متهم به قتل به نام يوسف آغاز شد تا اينکه وي روز چهارشنبه هفته گذشته پس از 48 روز فرار توسط ماموران پليس دستگير شد. يوسف در بازجويي ها گفت از مدت ها قبل با قادر اختلاف داشت تا اينکه روز حادثه وي را با يک ضربه چاقو به قتل رساند. بنا بر اين گزارش متهم در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از او ادامه دارد.


جسد مردي 20 روز پس از قتل کشف شد
جسد مرد ميانسالي 20 روز پس از قتل در خانه اش کشف شد. به گزارش فارس، بعدازظهر جمعه ماموران کلانتري گاندي در پي اعلام گزارش اهالي يک ساختمان مبني بر انتشار بوي تعفن از خانه يکي از همسايگان شان به آن محل رفتند و دريافتند يکي از ساکنان که مرد 42ساله يي بود، به قتل رسيده است. محمدحسين شاملو بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات نشان داد اين فرد بيش از 20 روز قبل به قتل رسيده است. وي ادامه داد؛ يک کيسه دور گردن و سر مقتول پيچيده شده که همين امر باعث خفگي وي شده است. اين مقام قضايي افزود؛ تاکنون يک نفر به اتهام قتل اين فرد دستگير شده است و تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد.


اختلافات مالي رنگ خون گرفت
سه متهم در پي وقوع قتلي در جنوب تهران، بازداشت شدند و تحقيقات ابتدايي اختلافات مالي را به عنوان انگيزه متهمان نمايان کرد. به گزارش ايسنا ظهر روز چهارشنبه هفته گذشته زنگ تلفن همراه بازپرس کشيک قتل پايتخت به صدا درآمد و ماموران کلانتري جواديه وي را در جريان به قتل رسيدن مردي 40ساله به نام يونس قرار دادند. ماموران در جريان تحقيقات مقدماتي موفق شدند دو مرد و يک زن را که در اين حادثه حضور داشتند، بازداشت کنند. با انجام بررسي هاي ابتدايي مشخص شد يونس با همسر يکي از متهمان در ارتباط بود و از آنجا که متهمان به سبب اختلافات مالي قصد کشتن اين مرد را داشتند او را به وسيله اين زن به محل جنايت کشاندند و نقشه شان را اجرا کردند. بنا بر اين گزارش با تحقيق اوليه از متهمان براي آنها قرار بازداشت موقت صادر شد و پرونده در اختيار ماموران آگاهي قرار گرفت.


زن کوهنورد به رودخانه درکه سقوط کرد
آتش نشانان يک زن کوهنورد را که روز جمعه به رودخانه درکه سقوط کرده بود، نجات دادند. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران اين زن 28ساله براي کوهپيمايي به ارتفاعات پلنگ چال رفته بود که پيش از رسيدن به ايستگاه استراحت به داخل رودخانه سقوط کرد. «محمدرضا مسعودي» فرمانده آتش نشانان اعزامي به محل حادثه در اين باره گفت؛ «با اطلاع از اين حادثه آتش نشانان ايستگاه 64 به محل حادثه اعزام شدند و با تلاش فراوان زن کوهنورد را يافتند و او را با احتياط کامل به ميدان درکه انتقال دادند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام