محمدرضا خباز*

تاکنون چهار برنامه توسعه را پشت سر گذاشته ايم که هر کدام با توجه به محتوايشان و عملکرد مسوولان در ادوار مختلف تاثيرات و نتايجي را دربرداشته اند. برنامه هاي توسعه يک نگاه و برشي از سند چشم انداز 20 ساله است که هر کدام بايد به اندازه يک پنجم از اهداف اين سند را محقق کند. اگر به گذشته برگرديم و با مد نظر قرار دادن اهداف و موارد مطرح شده در برنامه چهارم شرايط را ارزيابي کنيم به اين نتيجه مي رسيم که در حال حاضر در بعد اقتصادي با آنچه در برنامه چهارم آمده فاصله بسياري داريم. اين فاصله و عدم تحقق اهداف برنامه ناشي از انحراف از اهداف آن است. متاسفانه در چند سال اخير در بهبود شاخص هاي اقتصادي موفق عمل نکرده ايم، به صورتي که نرخ رشد اقتصادي تنها پنج درصد و بر اساس اعلام بانک مرکزي 4/5 درصد يا به قول مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام 5/2 درصد رشد کرده است. همچنين در برنامه چهارم پيش بيني شده بود نرخ بيکاري بايد تک رقمي شود اما بر اساس اعلام وزارت کار و امور اجتماعي هنوز دورقمي و به ميزان 5/12 درصد است. البته اين رقم هم با تعريف جديدي که از اشتغال ارائه شده به دست آمده است، به اين معني که از نظر دولت اگر هر فردي در طول هفته يک ساعت کار کند شاغل محسوب مي شود. بايد گفت در مورد نرخ تورم نيز که هدف گذاري برنامه چهارم بر مبناي تک رقمي شدن آن بود به همين صورت عمل شده و حتي با تعريف جديد از اين مولفه اقتصادي هنوز نرخ تورم دورقمي است. با اين وجود اما فارغ از مسائل تخصصي و کارشناسي اقتصادي، بهترين ناظران مردم هستند که در زندگي روزمره شان با اين مسائل مواجه اند و افزايش يا کاهش شاخص ها را به خوبي درک مي کنند. علاوه بر اينها محقق نشدن اهداف برنامه چهارم در دو شاخص نرخ سود تسهيلات بانکي و ميزان نقدينگي نيز مورد توجه است. سود تسهيلات بانکي همچنان با 24 درصد در اختيار مردم قرار داده مي شود و ميزان نقدينگي که در ابتداي برنامه چهارم حدود 50 هزار ميليارد بود نه تنها کاهش نيافته بلکه با افزايش قابل توجهي مواجه شده است. در نهايت مي توان گفت اگر در راستاي اهداف برنامه چهارم توسعه عمل مي شد و ملاحظات کارشناسي براي تحقق آن به کار مي رفت امروز از نظر بهره وري نيز وضعيت مطلوب تري داشتيم. اما در حال حاضر نرخ بهره وري که بايد 5/3 درصد مي شد در حد 5/0 درصد است. اينها نشان از انحراف در برنامه چهارم دارد که جبران آن در سال هاي آينده دشوارتر خواهد بود و تحقق سند چشم انداز را با تاخير مواجه خواهد ساخت.
در اين حال چندي پيش برنامه پنجم توسعه به مجلس ارائه شد که اين برنامه تنها به ذکر کليات بسنده کرده و اساساً نمي توان نام برنامه را بر آن گذاشت. برنامه تعريفي دارد و بر اساس سندهاي بالادستي و ارائه جداول، آمار و اطلاعات مشخص مي کند که اين برنامه قرار است به چه ميزان از مسووليت ها تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله را برعهده بگيرد و شاخص هايي را به دست مي دهد که ناظران بتوانند بر اساس آنها روند برنامه را مورد ارزيابي قرار دهند. در اين حال اگر برنامه چهارم را به عنوان نمونه نزديک برنامه هاي توسعه در نظر بگيريم در آن شاخص هايي در نظر گرفته شده بود که با ارزيابي آنها در هر مقطع مي شد به ميزان پيشرفت و نزديک شدن به شاخص ها دست يافت. به تعبير ديگر ميزان موفقيت دولت در تحقق پيش بيني ها و اهداف برنامه با بهره گيري از آن شاخص ها به راحتي صورت مي گرفت. اما در برنامه پنجم چنين شاخص هايي در نظر گرفته نشده و به عبارتي معيار و محک سنجشي در اختيار نهادهاي ناظر براي بررسي سرعت روند اجرايي شدن برنامه وجود ندارد. برنامه يي که اکنون ارائه شده به نوعي کليات را دربرمي گيرد و شاخص هاي معيني در آن در نظر گرفته نشده که بتوان با استفاده از آن ارزيابي مشخصي از پيشرفت آن داشت. بنابراين مجلس نمي تواند هر سال به راحتي بررسي کند که برنامه تا چه مقدارش عملي شده است و به نوعي اهرم نظارتي مجلس در اين حوزه تضعيف مي شود. همچنين معتقدم حجم قابل توجهي از محتواي اين برنامه ضرورتي بر گنجاندنش در اين متن نبود، چه آنکه بود و نبود اين موارد در برنامه تفاوتي ندارد.
در ارتباط با بحث بودجه سال آينده نيز نکته قابل تامل آن است که دولت همچنان بر موضع سال هاي گذشته خود مانده است. مجلس با زحمت فراوان نمايندگان در بودجه هايي که دو سال گذشته توسط دولت ارائه شد تغييراتي را ايجاد کرد اما امسال نيز بودجه بر همان روال سال هاي گذشته تدوين شده است. اينکه دولت ميزان رديف هاي بودجه را تحت عنوان افزايش اختيارات دولت کم مي کند، موجب مي شود مجلس نتواند روي جزييات اجراي بودجه نظارت کامل داشته باشد. مجلس مي گويد با افزايش اختيارات مخالف نيستيم اما در عين حال نمايندگان مي خواهند بر اجراي صحيح بودجه نظارت داشته باشند و اين مساله با يک بودجه کلي قابل دسترس نيست. علاوه بر اين هنوز مدت زيادي از تصويب قانون هدفمند کردن يارانه ها نگذشته که مغاير با مفاد آن برنامه يي در اختيار مجلس قرار گرفته است. در لايحه هدفمند کردن، مجلس تصويب کرد 10 تا 20 هزار ميليارد از فروش حامل هاي انرژي و مواد سوختي در بودجه در نظر گرفته شود که دولت در برنامه جديدي که ارائه داده اين رقم را 40 هزار ميليارد در نظر گرفته است. اصرار مجلس روي اين مساله از اين بابت است که فشار اقتصادي ناشي از اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها از سوي مردم قابل تحمل باشد. نبايد به صورت ناگهاني و يکباره کارها را پيش برد. از اين رو مجلس پيش بيني کرده است دولت در سال آينده که اولين سال اجراي برنامه پنجم توسعه نيز هست حداکثر 20 هزار ميليارد تومان از حامل هاي انرژي و مواد سوختي درآمد کسب کند اما دولت اين ميزان را تا دو برابر يعني 40 هزار ميليارد افزايش داده است. اين مساله نوعي ناهماهنگي با قانونگذاران است. متاسفانه مجلس هر چه تلاش مي کند تعاملات افزايش يابد دولت با تصميمي جديد تعامل را بر هم مي زند.
بايد به اين نکته نيز اشاره داشت که ما در بحث سند چشم انداز 20 ساله مسائل را از دو منظر دنبال مي کنيم. يکي از منظر برنامه هاي پنج ساله توسعه است که هر کدام بايد بخشي از اهداف چشم انداز را محقق کنند و ديگري لوايح بودجه سالانه است که ميزان پيشرفت با ارزيابي آنها مورد سنجش قرار مي گيرد. سند چشم انداز همچون يک نردبان 20 پله يي است که هر سال بايد يک پله از آن را طي کنيم. به اين ترتيب برنامه هايي که براي بالا رفتن از اين پله ها و دستيابي به اهداف داريم بايد در يک سير منطقي و هماهنگ با هم تعريف و تدوين شوند. به عبارت ديگر برنامه هاي توسعه و لوايح بودجه بايد در هماهنگي با همديگر و در سطحي بالاتر با سند چشم انداز مربوط و هم راستا باشند و بتوانند از شاخص هاي مشخصي برخوردار باشند تا مجلس بتواند در هر سال آنها را مورد سنجش قرار دهد.
با اين حال نمايندگان سعي خواهند کرد با وجود 50 روز تاخير در ارائه بودجه به مجلس تغييراتي در راستاي مصلحت مردم و کشور در آن ايجاد کنند که در کنارش شاخص هاي ارزيابي نيز پيش بيني شود.
* عضو کميسيون اقتصادي مجلس