.jpg)
.
| ..مقاله اعتماد نه «اختلاف افکني بين اقشار جامعه» بود، نه «...تحريض به اعمالي عليه امنيت» صورت گرفته و نه «پخش شايعات» واقع شده که هيات نظارت بتواند به بندهاي 4 ، 5 و 11 ماده (6) قانون مطبوعات استناد کند |
گروه سياسي؛ احمد توکلي رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس در نامه يي خطاب به محمود احمدي نژاد با توجه به تذکر متعدد به رسانه ها خواستار پايبندي به قانون اساسي و اجراي سوگند رياست جمهوري شد. به گزارش الف احمد توکلي با اشاره به اصل نهم قانون اساسي که هيچ مقامي حق ندارد آزادي مردم را سلب کند، آورده است؛ طي ماه گذشته هيات نظارت بر مطبوعات که به رياست و مسووليت وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي تشکيل مي شود در دو نوبت به 21 روزنامه و يک هفته نامه تذکر داده و آنها را تهديد به برخورد کرده است که در اکثريت قريب به اتفاق موارد استنادات بسيار سست و به طرز باورنکردني ناچسب است. در ادامه به نمونه هايي اشاره مي کنم؛1- به روزنامه جمهوري اسلامي و روزنامه ديگري تذکر داده شد که حق نداشته است خبري از متن بيانيه شماره 17 آقاي ميرحسين موسوي درج کند. اين يک واقعيت است که آقاي مهندس موسوي بايد نزد خدا و خلق پاسخگو باشد. حتي در بيانيه شماره 17 گرچه وي تغيير مسير لطيفي را پيام مي دهد، ولي هنوز تا جبران گذشته راه زيادي باقي مانده است. بسيار تعجب آور است که هيات نظارت بر مطبوعات به روزنامه جمهوري اسلامي براي چاپ گزيده هايي از متن بيانيه که بيشتر روي نکات مثبت تکيه داشت، تذکر داده است، اين تذکر با تشبث به تبصره 8 ماده 9 قانون مطبوعات داده شده است. تبصره مذکور مي گويد؛«تبصره 8- اعضا و هواداران گروه هاي ضدانقلاب يا گروه هاي غيرقانوني و محکومين دادگاه هاي انقلاب اسلامي که به جرم اعمال ضدانقلابي يا عليه امنيت داخلي و خارجي محکوميت يافته اند و همچنين کساني که عليه نظام جمهوري اسلامي ايران فعاليت يا تبليغ مي کنند، حق هيچ گونه فعاليت مطبوعاتي و قبول سمت در نشريه را ندارند.» اينکه اعضا و هواداران گروه هاي ضدانقلاب محکوم شده حق فعاليت مطبوعاتي و داشتن سمت در نشريات را ندارند، چه ربطي به درج خبر گزيده يي از بيانيه ميرحسين موسوي در روزنامه جمهوري اسلامي دارد؟ 2- به روزنامه تهران امروز و چهار روزنامه ديگر به دليل درج پاسخ آقاي دکتر علي مطهري نماينده شجاع و محترم تهران به رئيس دفتر جنابعالي تذکر داده اند. علت تذکر «تعريض و توهين به رياست محترم جمهور» در پاسخ آقاي مطهري و مستند آن، بند 11 ماده 6 و بند ج ماده 2 قانون مطبوعات ذکر شده است.بنده در مقام دفاع از جزييات مواضع جناب آقاي دکتر مطهري نيستم، ولي آقاي دکتر مطهري تعريضي نسبت به شما نداشته بلکه با صراحت جنابعالي را يک عامل زمينه ساز فتنه خوانده است. اگرچه علت اصلي فتنه را شکست خوردگان انتخابات ارزيابي مي کند ولي سهمي هم براي شما قائل است. اينکه آقاي مطهري مانند کثيري از اصحاب سياست معتقد باشد که آقاي رئيس جمهور يکي از عوامل زمينه ساز فتنه بوده است و بايد به خاطر نقش خويش عذرخواهي کند يا حتي ممکن است تحت تعقيب قضايي هم قرار گيرد چه اهانتي است؟ حداکثر ممکن است گفته شود شواهد و دلايل وي قوي نيست که در اين صورت بايد جوابش را داد. يا اينکه دکتر مطهري قضاوتش اين باشد که حرف هاي ناصوابي که در اين ايام به ناحق متوجه رهبري شده است، بخش عمده اش حاصل اقدامات رئيس جمهور بوده است، متضمن چه اهانتي است؟
اين قبيل حرف ها را نه من و امثال من، بلکه قانون اهانت نمي داند که هيچ، از وظايف و اختيارات نمايندگان ملت و رسالت مطبوعات مي شمارد (ماده 2 قانون مطبوعات) اصل هشتاد و چهارم قانون اساسي مقرر مي دارد که «هر نماينده در برابر تمام ملت مسوول است و حق دارد در همه مسائل داخلي و خارجي کشور اظهارنظر نمايد.» اصل هشتاد و ششم نيز نماينده را به خاطر اين اظهارنظرها مصون از تعقيب و توقيف مي شمارد. قانون استفساريه نسبت به کلمه اهانت و توهين... مصوب سال 1379، تصريح کرده است؛ «اهانت و توهين عبارت است از به کار بردن الفاظي که صريح يا ظاهر باشد و... با عدم ظهور الفاظ، توهين تلقي نمي گردد.» ملاحظه مي فرماييد، آنچه پنج روزنامه کشور به دليل درج آن تذکر گرفته اند، به تعريف قانوني، متضمن هيچ اهانتي به جنابعالي نبوده است. عجيب تر آنکه هيات نظارت به بند «11» ماده (6) استناد کرده است که درباره «پخش شايعات و مطالب خلاف واقع يا تخريب مطالب ديگران» است، در حالي که اگر توهيني در کار بود، که نبود، بايد به بند «8» ماده (6) قانون مطبوعات تکيه مي کرد. اگر قرار باشد کسي را در آن گفت و جواب مواخذه کرد، آن فرد رئيس دفتر شماست که سخنان آقاي مطهري را «سخيف» و فاقد ارزش نقد خوانده. وي را متهم کرد که «قصدش» از اين اظهارات «سرپوش گذاشتن بر روي جرم سران فتنه» است. نکته شگفت آور ديگر آنکه هيات نظارت انتشار اين اظهارنظر يک نماينده مجلس در ارزيابي اثر اقدامات رئيس جمهور در پيدايش فتنه را، مغاير رسالت مطبوعات در نفي مرزبندي هاي کاذب شمرده است، روزنامه هاي مذکور با انتشار حرف هاي آقاي مطهري کدام مرزبندي کاذبي را اثبات کردند؟ 3- تذکر به 11 روزنامه به دليل انتشار حرف هاي آقاي دکتر حسن روحاني. اگر انتشار سخنراني نماينده رهبري در شوراي عالي امنيت ملي، نماينده مردم در مجلس خبرگان رهبري و يکي از منصوبين رهبري در مجمع تشخيص مصلحت، در يک همايش رسمي تخلف است واويلا. يعني انتظار اين است که روزنامه ها پيش از انتشار مواضع مقامات رسمي کشور مميزي راه بيندازند؟ اين مقبول است؟ لااقل مقدور است؟ 4- آخرين نمونه از اين دست تذکرات تذکر به روزنامه اعتماد است. علت تذکر درج تحليلي در نقد جامعه محترم مدرسين به جهت اعلان فقدان شرايط مرجعيت در آيت الله صانعي است. بنده با روزنامه اعتماد اختلاف مبنايي دارم و سال هاست به آيت الله صانعي نيز ارادتي ندارم. اين را نيز بايد تصريح کنم که برخلاف نظر تحليلگر اعتماد، اين اولين بار نيست که جامعه محترم مدرسين مواضع راهگشايي در معرفي علماي واجد شرايط مرجعيت يا اعلان از دست دادن شرايط يا فقدان آن در عالمي اظهارنظر مي کند. اما اين شأن و سابقه مانع نمي شود که روزنامه يي نسبت به اين کار انتقاد کند و مدعي شود مرجعيت سلب کردني نيست و اين امر به تشخيص مقلدين بستگي دارد. گرچه استدلال شان ناتمام و از نظر تاريخي، استنادشان نادرست باشد، ولي مقاله اعتماد نه «اختلاف افکني بين اقشار جامعه» بود، نه «...تحريض به اعمالي عليه امنيت» صورت گرفته و نه «پخش شايعات» واقع شده که هيات نظارت بتواند به بندهاي 4، 5 و 11 ماده (6) قانون مطبوعات استناد کند. البته تعجبي ندارد که چنين برخوردهايي صورت مي گيرد، وقتي که معاون مطبوعاتي وزير ارشاد حوزه نقد و نظارت رسانه ها را چنين تنگ تعريف مي کند؛ «وظيفه نقد، نظارتي رسانه ها و مخالفان، بايد نقد و مخالفت با سياست هاي استکباري و کشورهاي غربي باشد.» (مصاحبه با نشريه کارون 15/10/1388) به زعم اين معاون وزير، تنها نقد و مخالفت با سياست هاي بيگانگان وظيفه رسانه هاست و لابد حق ندارند به دولتي که با سياست هايش مخالفند از گل نازک تر بگويند. جناب آقاي رئيس جمهور، جنابعالي پس از توقيف دو نشريه همت و موج انديشه که معروف است رئيس دفترتان از آنها پشتيباني مي کند، قوه قضائيه را به باد انتقاد گرفتيد؛ و در قسمتي، به درستي فرموديد؛ «کسي که در کار فکري است بايد فراغ بال داشته باشد. حال ممکن است چهار نفر سوءاستفاده کنند يا قدر اين فضاي آزاد را ندانند و اشتباه کنند؛ ولي نبايد طوري عمل کنيم که کسي جرات نکند يک نقد را در کشور منتشر کند.» (سه شنبه 6/11/1388) مسووليت اين تنگ نظري ها و محدوديت هاي غيرقانوني براي مطبوعاتي که نسبت به شما و دولت تان انتقاد مي کنند، با جنابعالي است. اگر به اين مسووليت به خوبي عمل بفرماييد، آنگاه انتقاد شما به قوه قضائيه حمل بر آزاديخواهي خواهد شد. جناب آقاي رئيس جمهور، نگاهي مجدد به اصل نهم قانون اساسي مترقي ما يادآور اين حقيقت است که حال که بحمدالله با حضور ميليوني 9 دي مردم در دفاع از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و نفي فتنه انگيزي و دخالت بيگانگان، اميد دشمن به شکستن استقلال ملي به يأس گراييده است، وظيفه دولت در عرصه هاي رسانه يي و سياسي تقويت آزادي و منع از محدوديت هاي غيرقانوني يا سختگيري هاي تنگ نظرانه است. در اين مسير به نظر بنده، رهبري، مجلس و مردم از شما حمايت خواهند کرد.