امير پوريا
amirpouria@gmail.com
يک؛ اين ستون که دو روز يک بار (يک روز در ميان) تا انتهاي جشنواره بيست و هشتم فجر در همين صفحه مي آيد، به دليل ارتکاب نگارنده در فيلمنامه «آل» که به هر حال در بخش مسابقه اين دوره حاضر است، هيچ نوع ارزش گذاري و اظهارنظري درباره فيلم هاي امسال نخواهد داشت و صرفاً به سياستگذاري ها، شيوه برگزاري و مسائل مبنايي و مديريتي جشنواره خواهد پرداخت. مسائلي که به نظر مي رسد اين بار حتي از خود فيلم ها مهم تر، داغ تر و در برخي موارد که خواهم گفت، حتي نزديک به سرچشمه هاي سوررئاليسم ناب شده اند.
دو؛ همه مي دانيم شرايط خاص و بي مشابه اجتماعي و سياسي سال 88، هر رويداد منتسب به دولت و از جمله جشنواره هاي مختلف فجر امسال را با وضعيت ويژه يي روبه رو کرده است. هيچ مدير رده بالا يا رده مياني اين دوره جشنواره نيست که در دل آرزو نکند کاش در سال و دوره يي آرام تر و کم دردسرتر، اين جايگاه و مسووليت را مي پذيرفت. اين به خودي خود يک واقعيت است و فارغ از آنکه من و ما و شما و مديران و سخنگويان جشنواره در کدام موضع در قبال آن ايستاده ايم، نمي توان اين واقعيت را انکار کرد. همه مشکل کنوني جشنواره که از امروز در سينماي ويژه رسانه هاي گروهي آغاز مي شود، از اينجا نشات گرفته که دوستان درگير برنامه ريزي و برپايي جشنواره تا اينجا به شدت کوشيده اند به شيوه آرش پسربچه باهوش و اعصاب خردکن فيلم «درباره الي...» (با بازي شگفت انگيز متين فتوره چي) اين حساسيت خاص امسال را به طور مطلق نفي کنند و با رفتاري مشابه همان شانه بالا انداختن و پشت چشم نازک کردن و لب ورچيدن، داد «ما نمي دونيم» برآورند. خب، وقتي جشنواره به ناگزير به اين سمت و سوي سوررئاليستي مي رود که بگويد نمي خواهد - يا نمي تواند - تا روز و شب اختتاميه، اعضاي هيات داوران خود را معرفي کند و خبر اين اعلام نکردن را خود دبير جشنواره در گفت وگوي زنده يي در شبکه خبر تلويزيون اعلام مي کند، بديهي است که رفتار و گفتار مبتني بر «همه جا امن و امان است» و «هيچ خبري نيست» که دوستان در پيش گرفته اند، براي مردم علاقه مند به سرنوشت سينماي ايران، نه تنها باورنکردني بلکه حتي اهانت آميز به چشم مي آيد.
سه؛ شايد واقعاً براي دوستان دخيل در جشنواره فيلم امسال راه ديگري در مواجهه با مشکلات اين دوره جشنواره، متصور نيست. مي توان به عنوان يک نمونه معقول تر، نوع برخورد حسين پارسايي درخصوص جشنواره موازي و مشابه تئاتر فجر را بازخواني کرد. او درست يک روز پيش از کنفرانس مطبوعاتي جشنواره فيلم، به جاي عقب نشيني و کمک طلبيدن از شخص وزير ارشاد، خود در کنفرانس جشنواره تئاتر حضور يافت و با تاکيد بر اينکه بعد از پايان جشنواره از مسووليت دولتي خود کناره گيري خواهد کرد و در خانه خواهد نشست، هوشمندانه زهر اوليه انتقادات و اعتراضات طبيعي روزنامه نگاران به خود در مسند نماينده دولت را به ميزان محسوسي گرفت. بعد از آن هم به جاي اين همه اظهار بي اطلاعي و انکار شرايط حاد از سوي مديران سينمايي، با صراحتي صادقانه گفت پيامدهاي انتخابات هيچ بخش از فعاليت هاي فرهنگي و از جمله جشنواره تئاتر را از خود بي نصيب نگذاشته و در نتيجه نگذاشت بخش عمده يي از تلاش حضار جلسه و ستون نويس هايي مثل من صرف اشاره به اين نکته بديهي شود که سال و شرايط و جشنواره، همه وضعيت خاص و حساس و لب مرزي دارند.
چهار؛ فقط در قالب قياسي کلي، ببينيد مسوولان سينمايي همچون عليرضا سجادپور مدير اداره نظارت و ارزشيابي، جواد شمقدري معاون امور سينمايي و خود وزير ارشاد سيدمحمد حسيني که به جاي مهدي مسعودشاهي دبير جشنواره در نشست خبري حاضر شده بود، چه لحن و موضعي را برگزيده اند؛ سجادپور براي آنکه ذهن ها را از شرايطي که گريبانگير جشنواره شده منحرف کند، گريبان سينماگران را مي گيرد و در اين روزها بي آنکه جا و وقت طرح چنين بحثي باشد، تهديد تازه يي را مدام تکرار مي کند که همه عوامل حاضر به همکاري با هر فيلم زيرزميني- يا به تعبير او، «بي مجوز» که در ماهيت مترادف با همان زيرزميني است- ممنوع الفعاليت خواهند شد. شمقدري به جاي حرف زدن از حال و آينده نزديک يعني جشنواره و فيلم ها و برنامه هايش، به کوبيدن همه خط مشي ها و اقدامات همه معاونت هاي اين 12 سال بعد از دوم خرداد 76- حتي دولت نهم- مي پردازد و بحثش را با لحني مطرح مي کند که بيشتر لحن تحکم آميز است تا لحن مديري فرهنگي که تازه در اين روزها بايد با رويي گشاده ميزبان هنر و هنرمند و هنردوست هموطنش باشد. حسيني هم در جلسه يي که نفس حضورش در آن به جاي دبير جشنواره نشانه شرايطي نامعمول است، از حق به جانبي وزارتخانه متبوعش در تذکر به روزنامه ها، توقيف فيلم ها، ايجاد محدوديت در عرصه نشر کتاب و موسيقي و امثال اينها مي گويد. گويا اشتباهي اساسي صورت گرفته و روزنامه نگاران نبايد براي طرح پرسش ها و خواسته ها و توقعات شان از جشنواره در جلسه حاضر شوند، بلکه براي نصيحت شدن، هشدار گرفتن و دستورالعمل دريافت کردن، ضبط و قلم به دست بگيرند و حساب کار خودشان را بکنند. تداوم اين شيوه و بي اعتنايي به اهميت «لحن» گفتار در روزهايي که مي آيد، آن هم در جشنواره سوررئالي که مي خواهد نام داورانش را هم تا روز آخر نهان بدارد، بي اعتمادي مخاطبان ثابت و حتي گذري جشنواره را از اينکه هست نيز بيشتر خواهد کرد.