شنبه، 3 بهمن 1388 - شماره 2158
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
پيوند اخلاق سياست و ديانت
علي زادسر*

با توجه به شرايط فعلي اين طور به نظر مي رسد که متاسفانه بحث اخلاقيات و آموزه هاي ديني در کشور ما مظلوم واقع شده است و هر روز نيز که مي گذرد اين مظلوميت بيش از پيش به چشم مي آيد. جمله معروفي است که مي گويد؛ «ديانت ما عين سياست ما و سياست ما عين ديانت ماست.»

در حقيقت بايد اعتقاد داشت اين گزاره در مقام عمل قرار گيرد تا شرايط رو به بهبود رود اما متاسفانه روز به روز فاصله مان با اين ادعا در مقام عمل بيشتر مي شود.

گويي اين جمله معروف که در زمان شهيد مدرس گفته شد فقط در همان زمان کاربرد داشت. اما به عقيده من اين جمله فقط براي زمان يا مکان خاصي گفته نشده است و مي توان از آن در تمام ادوار استفاده کرد چرا که مي تواند راهگشاي بسياري از مشکلات باشد.

بنابراين آنچه بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد اين است که در دين به مسائل مهم پرداخته شده که مي توان از آنها در جهت حل و فصل يا عملکردهاي مطلوب تر استفاده کرد.

اگر اين جمله معروف را سرلوحه بسياري از اعمال خود قرار مي داديم بسياري از مشکلاتي که اکنون شاهد آن هستيم، هرگز به وجود نمي آمد و اين مي تواند درس عبرتي باشد براي عملکردهاي بهتر در اقدامات بعدي. از طرف ديگر نبايد اجازه دهيم حال و هواي غربي يا فرنگي در کشور حاکم شود و جوانان ما به سمت و سوي غرب و فرنگ متمايل شوند.

آنچه اکنون ديده مي شود حاکي از اين مساله است که رفتارها تا حدودي متاثر از منش يا همان حال و هواي غربي بوده است. نکته مورد توجه ديگر آنکه اخلاق و سياست، مطابق دين تفکيک ناپذيرند و اين سه پيوند عميق و جدايي ناپذيري با يکديگر دارند و در صورتي که پيوند ميان شان گسسته شود، عواقب و تاثيرات جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت.

سياستمدار بايد به گونه يي عمل کند که از ناسوت به لاهوت و از خاک به خدا برسد.

آنچه پسنديده است اين است که عملکردهاي سياستمدار بايد ارتقابخش شرايط اخلاقي و سياسي باشد، يعني بايد به گونه يي عمل کند که در ابتدا رضاي خدا را در نظر بگيرد. امام خميني(ره) گفته اند؛ «سياستمدار کسي است که بتواند مسير از خاک به خدا را به درستي بپيمايد.» از اين جمله تعابير زياد و مفيدي برمي آيد که مهم ترين آن اين است که سياستمدار بايد بهترين مسير را انتخاب کند؛ مسيري که در آن خدا هرگز فراموش نمي شود و در نهايت بازگشت به سوي او با کوله باري پر از عملکرد مثبت هميشه در نظر گرفته مي شود. از اين رو نبايد فراموش کرد که اخلاقيات جزء ذات بشر و لاينفک است. يک سياستمدار بايد در قالب اين مولفه به وظايفش عمل کند. مثلاً نمي شود سياستمدار بود و دروغگو هم بود يا نمي شود سياستمدار بود و کلاهبردار هم بود چراکه دروغگويي، کلاهبرداري و مال مردم خوردن در دين جايي ندارند و چنين امري در آموزه هاي دين اسلام که کامل ترين دين است جايگاهي ندارد.

بنابراين آنچه خلاف دين است نبايد در عملکردهاي يک سياستمدار ديندار، عادل و متعهد به نظام ديده شود. به عقيده من آنچه ضداخلاق به شمار مي رود در سياستمداري و کار سياسي وجود ندارد. شايد بي انصافي نباشد اگر بگوييم اين روزها سياستمدار واقعي کمتر ديده مي شود.

امروز سياسي کاران جاي سياستمداران را گرفته اند. اين دو تعبير بسيار با يکديگر فرق دارند و اين در حالي است که با توجه به تمام تفاوت هاي موجود ميان شان گاهي جايگزين يکديگر مي شوند. ديده مي شود در رده هاي مختلف حکومتي، سياسي، فرهنگي و حتي اجتماعي کم کم سياسي کاري جاي خود را به سياستمداري مي دهد و اين مي تواند زنگ خطري براي سياستمداران باشد.

سياسي کاري به اين معناست که سياست واقعي و عمل سياسي جاي خود را به فعاليت ها و رفتارهايي خارج از اين چارچوب اما به نام سياست و سياستمداري مي دهد و اين مساله يي نيست که بتوان به راحتي از آن عبور کرد چراکه اگر گسترش پيدا کند پيامدهاي زيادي در پي خواهد داشت.

در نهايت نبايد به گونه يي عمل شود که هم اخلاق و هم سياست مظلوم واقع شود چرا که اگر چنين اتفاقي بيفتد بايد شاهد برخي تبعات ديگر ناشي از عدول از چارچوب ها بود و حتي شاهد رخت بربستن اخلاق از جامعه باشيم و اين براي هيچ کس خوشايند و سودمند نيست.

تنها راهکاري هم که براي اينکه شرايط جامعه به حالت طبيعي برگردد مي توان به کار برد اين است که تقوا را افزايش دهيم. اگر تقوا افزايش پيدا کند دروغگويي، رياکاري، تهمت زدن و... ديگر جايي در جامعه و ميان مردم نخواهند داشت. متاسفانه ناروا نيست اگر گفته شود اکنون جامعه اسلامي ما با آنچه اسلام گفته است فاصله زيادي دارد، بنابراين بايد در جهت کاستن اين فاصله تلاش کرد و جامعه يي را پديد آورد که در آن موازين اسلامي به طور کامل و به درستي در راس امور قرار بگيرد و مردم و از جمله سياستمداران در انجام تمام امور خود تقوا را در راس کارهايشان در نظر بگيرند. 

* عضو کميسيون حقوقي و  قضايي مجلس هفتم
رسانه
روشنگري سازنده و افشاگري اختلاف افکن
مريم بهروزي*

رسانه هاي خارجي همواره در جهت مخابره کردن اخبار و تحليل هايي که در مقابل منافع ملي ايران است، عمل کرده اند.

در حال حاضر نيز تلاش رسانه هاي خارجي در ايجاد بحران در داخل کشور چندان بي تاثير نيست که اين مساله بر هيچ کس پوشيده نيست. نشانه هاي اين امر را مي توان در تشويش اذهان عمومي و نشر مطالب واهي و بيان اتهامات بي پايه و اساس به چهره هاي سياسي مهم دانست. اما از سوي ديگر نکته يي که بايد در نظر داشت اين است که رسانه هاي داخلي نيز چندان در اين امر بي تقصير نيستند و گاهي با بيان برخي مسائل باعث تشويش اذهان عمومي و ايجاد بحران در کشور مي شوند. در اين ميان نقشي که رسانه ها بر عهده دارند اين است که بايد ظرافت بيشتري در تهيه مطالب به خرج دهند و قبل از اطلاع يافتن از موثق بودن خبر آن را منتشر نکنند چراکه عدم به کارگيري اين ظرافت و دقت باعث شايعه سازي در جامعه مي شود و زمينه هاي بروز شايعه و بدگماني عليه شخصيتي خاص يا چهره هاي سياسي گسترده مي شود، به عنوان نمونه تا قبل از اينکه قوه قضائيه حکمي را اعلام نکرده يا تا قبل از اينکه درباره مساله يي به طور کامل ابراز عقيده نکرده است به انتشار خبر آن نپردازند. رعايت اين نکته رسالتي خطير بر عهده روزنامه نگاران و مديران روزنامه هاست که بايد هرچه بيشتر در جهت رعايت اين امر تلاش کنند. بنابراين هنگامي که مي خواهيم درباره خبري اطلاع رساني کنيم بايد منبعي موثق داشته باشيم. گذشته از رسالت و وظيفه اهالي مطبوعات يکي از مسووليت هايي که اکنون بر عهده صدا و سيما است اين است که در مسير روشنگري گام بردارد. البته لازم به ذکر است روشنگري با افشاگري تفاوت بسياري دارد. روشنگري به معناي بيان حقيقت و افشاگري به معناي فاش ساختن است و آنچه در اين زمينه مطرح است اين است که نبايد هر مساله يي را فاش کرد چراکه ممکن است به ضرر نظام و امنيت جامعه باشد و باعث تشويش اذهان عمومي شود. از اين رو روشنگري بهتر از افشاگري است. اگر بخواهيم مصداقي براي بيان اين مساله بيان کنيم مي توان به از سر گرفتن مناظره ها در صدا و سيما اشاره کرد. به عقيده من نفس اين عمل خوب است و البته بايد نتيجه يي را هم که دربرمي گيرد، فراموش نکنيم. آنچه تاکنون شاهد آن بوده ايم يادآوري گذشته از سوي مناظره کنندگان بوده، به همين دليل تاکنون به نتيجه موثر و مفيدي در سطح جامعه نرسيده است. اگر اين مناظره ها به سمت جبران خدشه يي که به برخي شخصيت ها و افراد در طول جريان انتخابات و پس از آن وارد شده بود، برود بسيار سودمند خواهد بود و مي توان اين اقدام را بسيار خوب و مبارک دانست. در اين ميان نيز مي توان به بيان مقام معظم رهبري که فرمودند کرسي هاي آزادانديشي بايد در دانشگاه ها برگزار شود و مناظره ها ادامه پيدا کند، اشاره داشت چراکه به عقيده من اين همان عمل به سخن مقام معظم رهبري بوده است. اگرچه ايشان فرمودند کرسي ها در دانشگاه ها برگزار شود اما همين گام در جهت عمل به توصيه ايشان بسيار خوب است. رسانه ملي نيز مي تواند در اجراي سخنان رهبر معظم انقلاب بسيار مفيد باشد و از سوي ديگر مي تواند هدايت کننده خوبي هم براي اينکه جريانات در اين مسير قرار بگيرند، باشد. با توجه به اين نکته مي توان در پايان گفت همه بايد در جهت سخنان و توصيه هاي رهبر انقلاب گام بردارند که فرمايشات ايشان کليدي براي حل مشکلات است. 

* دبيرکل جامعه زينب(س)
بررسي سه رويداد در ديپلماسي کشور
خوب، بد، زشت

طي هفته گذشته نيز مانند اغلب اوقات اخبار مهمي در عرصه ديپلماسي کشور رقم خورد؛ شايعاتي مبني بر استعفاي يکي از سفراي ايران در اروپا تا ادامه گستاخي هاي عراق در مورد حل مساله مرزي با ايران و البته عقيم ماندن جلسه اعضاي گروه 1«5 براي رسيدن به تفاهم اوليه اعضا در جهت ايجاد پيش نويس تحريم هاي بيشتر ايران در شوراي امنيت سازمان ملل.

---


پنج عضو گروه شوراي امنيت سازمان ملل به همراه آلمان در جلسه يي که ابتداي اين هفته برگزار شد نتوانستند در جهت وضع تحريم هاي جديد عليه ايران به نتيجه برسند.کارشناسان دليل اين اتفاق را بي ميلي چين و روسيه به وضع تحريم هاي بيشتر عليه ايران در شرايط حاضر عنوان کرده اند. اما انگيزه پکن و مسکو از مقاومت در برابر وضع تحريم هاي جديد عليه ايران به نظر مي رسد کاملاً متفاوت باشد.مسکو همچنان اميدوار است بتواند با تهران بر سر «سوآپ» يا همان تبادل سوخت اتمي که اساساً ايران اين پيشنهاد را مطرح کرد و تنها بحث بر سر نحوه آن است به توافق برسد و در اين زمينه معتقد است نبايد در اين مقطع دست به تحريم هاي بيشتر عليه ايران زد. در همين راستا چندي پيش معاون امور امنيتي و خلع سلاح وزير امور خارجه روسيه با اعلام مخالفت کشورش با تحريم جمهوري اسلامي ايران گفت؛ «نمي دانم چرا الان بايد توجه خود را به تحريم ايران متمرکز کنيم.»سرگئي ريباکف همچنين گفت؛ «مسکو مخالف تحريم هاي جديد عليه ايران است.»معاون وزير امور خارجه روسيه اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران را غيرعادلانه دانست و گفت؛ «در مسير مذاکرات با ايران نتايج اوليه به دست آمده و بايد به سطح توافقات ژنو دست يابيم و صحبت از تحريم ايران در حال حاضر زودهنگام است.» اما به نظر مي رسد در مورد مخالفت چين وضع کمي فرق مي کند و بسياري از ديپلمات هاي غربي چين را به اين علت که در اجلاس اخير گروه 1«5 در سطح ديپلماتيک پاييني شرکت کرد عامل عدم دستيابي به نتيجه مند شدن اين اجلاس عنوان مي کنند. اما به نظر مي رسد دليلي را که چين برخلاف ديگر کشورها به جاي فرستادن معاون وزير خارجه خود، اقدام به فرستادن نماينده خود در سازمان ملل در اين نشست کرد، تنها نوع روابط پکن- تهران نمي دانند بلکه دو عامل ديگر را بيشتر در اين امر موثر مي دانند که نوک پيکان هر دو آنها به يک سمت است؛ اعمال فشار به کاخ سفيد.طي هفته اخير خبري اعلام شد مبني بر اينکه امريکا اقدام به فروش سامانه موشکي فوق پيشرفته «پاتريوت» به تايوان کرده است. اين امر باعث به هم خوردن موازنه قدرت در شرق آسيا نخواهد شد ولي مسلماً چين که اين کشور را يکي از استان هاي خود مي داند از اين کار خرسند نيست. در بين کارشناسان داخلي داوود هرميداس باوند بيشتر طرفدار اين نظريه است. وي در اين رابطه گفت؛ «شايد مهم ترين نقطه ضعف چين موضوع تايوان باشد. معمولاً امريکا وقتي در مذاکرات نمي تواند با چين به تفاهم برسد از طريق تايوان گوش چين را مي پيچاند. يعني معاملات اقتصادي خود را با تايوان افزايش مي دهد که اين موضوع چندان براي چين حساسيت زا نيست ولي مساله ديگر فروش تسليحات امريکايي به تايوان است که براي چين بسيار حائز اهميت است و نمي تواند اين موضوع را بپذيرد. اخيراً نيز بحث هايي درباره فروش احتمالي تسليحات امريکا به تايوان مطرح شده بود. از سوي ديگر باراک اوباما از دالايي لاما رهبر جدايي طلبان تبت دعوت به عمل آورد و به زودي ديداري بين اين دو انجام مي شود. اين اقدام نيز مورد اعتراض چيني ها است.» نکته ديگر فشارهايي است که واشنگتن براي رعايت حقوق بشر به پکن وارد مي کند.هيلاري کلينتون در سفر اخير خود به چين اعلام کرد؛ به رغم اينکه ما روابط اقتصادي حجيمي با چين داريم ولي اعمال فشار براي رعايت حقوق بشر در اين کشور را نيز از نظر دور نخواهيم کرد. در اين بين کمپاني امريکايي گوگل نيز به دولت چين مبني بر تلاش اين کشور براي رسوخ به پست هاي الکترونيکي فعالان حقوق بشر چين هشدار داد. از سويي برخي از کارشناسان داخلي مانند علي بيگدلي بيشتر طرفدار اين نظريه هستند. بيگدلي در اين زمينه گفت؛ «مساله يي که چين هيچ گاه نتوانسته آن را تحمل کند، اين بوده است که امريکا زماني که قصد داشته به چين فشار وارد کند مساله حقوق بشر را در اين کشور مطرح کرده و اين امر چيزي است که پکن واقعاً از آن واهمه دارد و آن را تحمل نمي کند.»بدي اين اتفاق آن است که چين از اين منظر مي تواند به راحتي پس از حصول توافق با امريکا به جبهه واشنگتن بپيوندد تا تهران را تحت فشار بگذارد، هرچند بايد تبادلات اقتصادي با ايران را نيز مد نظر خود داشته باشد. از سوي ديگر به نظر مي رسد عراق با ادامه گستاخي هاي خود قصد ندارد به مناقشه مرزي ايران و عراق که يک بار براي هميشه در قرارداد الجزاير به پايان رسيده است، خاتمه دهد.در آخرين تحولات صورت گرفته در اين زمينه عراق براي آغاز ميله گذاري مشترک مرز بين دو کشور شرط گذاشت. الهاشمي معاون رئيس جمهوري عراق در ديدار با کاظمي قمي سفير ايران در عراق، ايران را به بازگشت نيروهاي نظامي خود از منطقه فکه و بازگشت به وضعيت قبل از 18 دسامبر گذشته قبل از آغاز به کار کميته مشترک مرزي دو کشور فراخواند.»بر اساس بيانيه دفتر معاون رئيس جمهوري عراق وي مدعي شد؛ «عقب نشيني ايران از خاک عراق بايد قبل از فعال سازي کميته مشترک براي ثبت علامت هاي مرزي انجام شود نه بعد از آن.»الهاشمي همچنين ادعا کرد؛ «با دقت به تفسير طرف ايراني درباره آنچه در منطقه فکه روي داد، گوش دادم ولي گزارش هاي رسمي با گفته هاي طرف ايراني تفاوت داشت. حتماً بايد کميته هاي مشترک مرزي فعال شوند به شرط آنکه وضعيت مرزي در منطقه فکه به گذشته بازگردد.»نکته قابل تامل اين است که اساساً ميله گذاري مرزها براي برطرف شدن همين گونه سوءتفاهمات صورت مي گيرد، ولي عملاً عراق با گذاشتن پيش شرط عقب نشيني، اين امر را به حاشيه کشانده است.اين در حالي است که متکي وزير امور خارجه ايران چندي پيش و در راستاي بالا گرفتن مناقشات مرزي دو کشور بر سر چاه نفتي در منطقه فکه با سفر به عراق از حل شدن تمامي مشکلات خبر داده بود.متکي در نشست مطبوعاتي مشترک خود با زيباري همتاي عراقي اش گفت؛ «اقدامي که بعضاً توسط مرزبانان و بعضي از نيروهاي نظامي ممکن است در منطقه يي صورت گيرد، بايد سريعاً به وضع درست منطقي و قانوني خود برگردد.» وي اضافه کرد؛ «در تجاوز اولي که از سوي برخي نيروها در حوزه منطقه مرزي صورت گرفت سعي شد با گفت وگوهايي که در چهار الي پنج ماه پيش انجام شد، مسير درست خود را پيدا کند. نيروهاي عراقي در جايگاه قبلي خودشان قرار مي گيرند و به نيروهاي ايراني نيز دستور داده شده در جاهاي قبلي خود قرار گيرند.»وزير خارجه ايران به سه توافق مهم با همتاي عراقي خود اشاره کرد و افزود؛ «سه توافق مهم داشتيم؛ يکي اينکه ظرف يک هفته کلانتران مرزي با يکديگر ديدار کنند، دوم اينکه ظرف دو هفته گروه هاي فني جلسه خود را در منطقه مرزي قصرشيرين برگزار کنند و سوم اينکه ظرف سه هفته کميته فني در موضوع مرزهاي آبي دو کشور در خرمشهر برگزار شود.» لازم به ذکر است مرزهاي مشترک زميني ايران و عراق بيش از يک هزار و 400 کيلومتر است.

گفت وگو با نصرالله ترابي
مدعوين به رسانه ملي اعتماد ندارند
فاطمه بيگ پور

اگرچه استقبال محافل سياسي و رسانه يي- هر چند با طرح انتقادهاي جزيي- از مناظره هاي اخير همچنان ادامه دارد اما مجري مناظره ها در گفت وگويي يکي از علل هفتگي شدن اين مناظره ها را عدم اجابت دعوت صدا و سيما از برخي فعالان سياسي دانست. علت اين عدم اجابت را با نصرالله ترابي به گفت وگو پرداختيم.

---

-آقاي ترابي مناظره ها را مي بينيد؟


بله، تا حدود زيادي ديده ام.

-ارزيابي شما از شروع مناظره ها چيست؟

اگر مناظره ها بلافاصله پس از انتخابات پخش مي شد و شخصيت ها و چهره ها مي توانستند اعتراضات و انتقادات خود را با مردم در ميان بگذارند، شايد بسياري از حوادث پس از انتخابات رخ نمي داد. اکنون هم اگر هدف برنامه اين باشد که به افکار و عقايد گروه هاي ديگر احترام بگذارد و چنين احساسي به وجود آيد که فقط يک دسته از تفکرات حاکم نيست، در واقع افکار و عقايد انحصاري نيست و مردم انديشه هاي متفاوت دارند، روش هاي ديگري نيز براي اداره کشور وجود دارد و صرفاً اين نيست که صدا و سيما، يکطرفه براساس برداشت خودش ميزگردهايي تشکيل دهد و همه همانند يکديگر صحبت کنند. بلکه بايد عقايد مختلف در اين ميزگرد (مناظره) مطرح شود و تصميم گيرنده نهايي نيز مردم هستند. براساس آيات قرآن مردم گفتارهاي مختلف را مي شنوند و خودشان قضاوت مي کنند که کدام حرف برحق است.

مناظره ها بايد به گونه يي باشد که آرامش و سکوني در جامعه حاکم شود و مردم احساس کنند خواسته ها و مطالبات و افکار و انديشه شان طرح مي شود که خود اين مساله باعث ايجاد آرامش در دل مردم مي شود.

-در مناظره ها عنوان شده از برخي چهره ها و شخصيت ها دعوت به عمل مي آيد اما آنها نمي پذيرند، فکر مي کنيد عدم حضور آنان چه علتي مي تواند داشته باشد؟

اگر واقعاً به دنبال اين مساله باشند و به اين اطمينان برسند که افکار و عقايد مختلف مطرح شده و به گوش همگان برسد و نتيجه برخورد افکار و آراي متفاوت، پيدا کردن راه حل براي حل بحران کشور باشد، همه مي پذيرند که در برنامه حضور پيدا کنند.

-فکر مي کنيد بايد چه شرايطي ايجاد شود تا افکار و عقايد مختلف بتوانند در اين مناظره ها شرکت کنند؟

کساني که در صدا و سيما صاحب قدرت هستند، بايد به دنبال مطرح کردن افکار و عقايد مختلف آزادانديشي و حقوق اجتماعي باشند که در قانون اساسي، بسيار بر آن تاکيد شده و به آن اهميت مي دهند.

در واقع نظام بايد به دنبال اين باشد که از طريق صدا و سيما، اين مسائل مهم و افکار و انديشه هاي مردم عملياتي شود و مسوولان از برآيند مناظره ها راه حل پيدا کرده و گره هاي کور اقتصادي، اجتماعي و سياسي کشور را از طريق راه اندازي اين مباحث چه در دانشگاه ها و چه در صدا و سيما بيابند. اگر اين اقدام انجام شود، طبيعتاً اقبال مردم به رسانه هاي خارجي نيز کمتر خواهد شد و مردم با خود مي گويند وقتي داخل کشور اين مباحث مطرح مي شود چرا بايد از رسانه هاي خارجي استفاده کنيم.

-آيا مناظره کنندگان مي توانند در مورد مباحث مختلف صحبت کنند يا فقط در مورد يک موضوع خاص بايد اظهارنظر کنند؟

به نظر من بايد از قبل موضوع مورد مباحثه و شاخص هاي آن را مشخص کنند تا هم مردم و هم مناظره کنندگان مطلع باشند و به جمع بندي درستي برسند. به طور مثال اگر قرار است همزمان در مورد مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و حقوقي صحبت کنند، مشخص کنند و اگر قرار است در مورد موضوعي خاص، صرفاً مباحث سياسي صحبت کنند، بايد چارچوب ها را مشخص کرده و آن موضوع خاص را با مردم در ميان گذاشته و سپس شروع به مناظره کنند.

-به نظر شما با پخش مناظره ها، اعتماد عمومي نسبت به رسانه ملي افزايش يافته؟

اکنون مردم کمي ترديد دارند. ميزان اعتماد عمومي تا حدودي خوب شده و مردم از يکديگر مي پرسند چه خبر شده، چطور شده صدا و سيمايي که تا چند وقت پيش، بر طبل يکجانبه گرايي مي کوبيد، اکنون تغيير موضع داده؟

-فکر مي کنيد پخش مناظره ها ادامه پيدا کند؟

اگر واقعاً به دنبال اين هستند که افکار و انديشه ها مطرح شود، بايد به پخش آن ادامه دهند اما اگر تنها به دنبال اين باشند که جامعه را محک بزنند، وضعيت بدتر خواهد شد. به نظر من روش صحيح اين است که پخش مناظره ها به صورت منظم ادامه پيدا کند و صاحبان تفکرات مختلف در مناظره ها حضور پيدا کرده و صحبت هاي خود را مطرح کنند. اما اگر پخش مناظره ها قطع شود يا به سمت يکجانبه گرايي پيش برود، تاثير خوبي در جامعه نخواهد داشت.

-پيشنهاد ديگري در خصوص پخش مناظره ها داريد؟

در کل پخش مناظره ها خوب است. اگر اين برنامه ها، به صورت مستقل علاوه بر پخش از شبکه سراسري، از شبکه هاي استاني نيز در ساعت ديگري پخش شود و معضلات و مشکلات استان ها را همچون مشکلات اجتماعي و اقتصادي مطرح کند، بسيار مفيد خواهد بود زيرا اگر اين مشکلات حل نشوند، تبديل به مباحث امنيتي مي شوند. به طور مثال اگر مباحث انتخابات که عمدتاً بر مبناي مباحث سياسي بود، به موقع مطرح مي شد، قطعاً چنين مسائلي پيش نمي آمد.
براي هر کسي يک خبري مهمه، براي اينها“
خبر پشت خبر

صفحه چهره خبر قرار بود طبق روال هميشگي در روز پنجشنبه و در ويژه نامه آخر هفته چاپ شود
اما اين ويژه نامه منتشر نشد و چون اين يادداشت ها خبري است و مي سوزد آن را در ضميمه روزانه چاپ کرديم.


شکوفه آذر

خبر پشت خبر در فضاي اين روزها منتشر مي شود و بي آنکه کسي فرصت تعمق بيابد تنها از آنها عبور مي کند. از 16 بار زلزله پي در پي انديمشک تا زلزله مهيب هائيتي، از اجلاس 1«5 نيويورک تا فوت نابهنگام عکاس مطبوعاتي- اجتماعي بزرگ بهمن جلالي و مناظره هاي بحث انگيز تلويزيون و... ببينيد چهره هاي برجسته زير کدام خبر را مهم ترين رويداد هفته گذشته ارزيابي مي کنند.

---

بهمن جلالي، دوست و همکار ديرينه

به نظر من مهم ترين خبر و البته ناگوارترين خبر در روزهاي گذشته، خبر درگذشت ناگهاني دوست و همکار ديرينه ام بهمن جلالي عکاس سرشناس مطبوعات- اجتماعي بود. من ايشان را از سال هاي دور مي شناسم و دست کم 10 سال با يکديگر در «مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه يي» همکار بوديم و در اوقات فراغت در مورد مسائل مختلف زندگي، اجتماعي، هنري و... گفت وگو مي کرديم. ايشان از سال ها پيش، حدود اوايل انقلاب به عنوان عکاس خبري و جنگ، چهره تازه حوادث انقلاب سال 57 را ثبت کرد اما متاسفانه به اين دليل که مطبوعات ايران، درک اندکي از عکاسي خبري دارد، او در اين عرصه باقي نماند و کم کم تبديل به عکاس اجتماعي شد که عکس هايش را صرفاً در گالري هاي داخلي و خارجي مانند فرانسه، آلمان، مجارستان، چکسلواکي سابق، فنلاند، اسپانيا و ساير کشورها به نمايش مي گذاشت. با اينکه ايشان عکاسي را به طور تجربي آموخت اما به چنان تبحر و مقام استادي رسيد که در دانشگاه هاي تهران، هنر، آزاد و مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه يي تدريس مي کرد. من از نزديک شاهد بودم که در کلاس هاي درسش چقدر انرژي مي گذارد و به جرات مي توانم بگويم دست کم 80 درصد از شاگردهاي کلاسش، اطلاعات عکاسي کم نظيري مي آموختند و خود به مرور تبديل به عکاس مطبوعات مي شدند. من گاهي با او شوخي مي کردم و مي گفتم چرا آنقدر خوب کار مي کني که براي خودت رقيب بتراشي؟ من به محض اينکه خبر درگذشت ايشان را شنيدم به خانه اش رفتم و امروز هم به مراسم خاکسپاري او رفتم. مرگ او مرا بسيار منقلب کرد.

چين در نشست 1+5 به امريکا واکنش نشان داد

برگزاري نشست گروه 1«5 (روسيه، چين، انگليس، فرانسه، امريکا و آلمان) در نيويورک از چند زاويه داراي اهميت ويژه است، اول اينکه چين اعلام کرد نماينده خود را در سطح پايين اعزام خواهد کرد. به نظر من اين واکنش چين براي مقابله با امريکا بود چون چندي پيش امريکا اعلام کرد اوباما به زودي به ملاقات دالايي لاما خواهد رفت تا از او دعوت کند براي مشکلات موجود در تبت، ميان چيني ها و تبتي ها مداخله کند. اين اقدام اوباما به مذاق چيني ها خوش نيامد و در نتيجه آنها در اين اجلاس براي مقابله با امريکا اعلام کردند نامه سطح پاييني از سوي خود ارسال خواهند کرد و ضمناً گفتند «تحريم عليه ايران زودهنگام است». پيشتر در ماه ژانويه جيان يو نماينده دائم چين در سازمان ملل متحد و سخنگوي وزارت امور خارجه چين، روز پنجشنبه نيز اعلام کرده بود هي يافئي معاون وزير امور خارجه چين، در جلسه مربوط به ايران که قرار بود روز شنبه در نيويورک برگزار شود، شرکت نمي کند.

از سوي ديگر روسيه اخيراً موضع نزديک تري به امريکا اتخاذ کرده و در نتيجه از خط مشي چين فاصله گرفته است. معاون وزير امورخارجه روسيه و نماينده روسيه در اين نشست اعلام کرده بود؛ «هم اکنون زمان گفت وگو درباره تمرکز بر تحريم ها عليه ايران است. هر قطعنامه يي عليه ايران در واقع ثمره مشاوره هاي مداوم در جهت همکاري و دستيابي به يک تعادل در منافع است. تاکنون ما نشانه هايي از شرکاي غربي مان مبني بر اينکه هم اکنون زمان مناسب براي رسيدگي به اين مساله است را دريافت کرده ايم.» اين موضع روسيه باعث شده است چين در اين موقعيت تازه سعي کند موقعيت جداگانه يي در پيش بگيرد. اما در مجموع واکنش هاي اخير چين در مورد تحريم ايران، بيشتر به يک مقابله و اعتراض اعلام نشده به دعوت دالايي لاما از سوي امريکاست تا ديدگاه هاي واقعي او در قبال تحريم ايران.

هنوز موفق به ملاقات موکلانم نشده ام

من باور دارم که مجلس در کمال بي طرفي به قضيه پرونده متهمان کهريزک رسيدگي کرده است و نمي شود پنهان کرد که دست کم سه نفر در کهريزک به قتل رسيدند و برابر قانون و دستورات شرعي مسببان قتل اين سه نفر بايد بازداشت و محاکمه شوند. اينکه 55 نفر از نمايندگان مجلس تاکيد داشتند مفاد گزارش هيات ويژه مجلس بايد توسط مقامات قضايي مورد بررسي و تعقيب قرار گيرد، نشان از جايگاه نظارتي مجلس دارد و اينکه تاکنون تنها عده يي از نيروي انتظامي که پست و مقام و نام و زمان حضور آنان در بازداشتگاه کهريزک را نمي دانيم، فقط به صرف اعلام سازمان قضايي تحت تعقيب قرار گرفته اند، نمي تواند افکار عمومي را قانع کند بلکه بايد حقوق اوليه دست کم 147 نفري که به استناد گزارش کميته ويژه به کهريزک اعزام شده اند و در مدت چهار روز در فضاي 70 متري قرار گرفته اند که سرانجام منجر به مرگ دست کم سه نفر از آنان شد، استيفا شود. نمايندگاني که بعد از نظر کميته ويژه مجلس، نامه موکدي به قوه قضائيه نوشته اند در واقع افرادي هستند که نسبت به تعلل قوه قضائيه از زمان انتشار گزارش کميته ويژه تا زمان تصويب نامه که هيچ واکنشي از قوه قضائيه نديدند، اعتراض داشتند و با انتشار اين نامه موکد، به عنوان نمايندگان مردم که وظيفه اوليه آنان نظارت بر اجراي قوانيني که خود مصوب آن بودند، تصريح کردند. به باور من اين نامه به انضمام گزارش کميته ويژه مجلس، شکايت عموم مردم از حوادث کهريزک و دست اندرکاران آن در هر پست و مقامي است و بر دادستان کل کشور و در نهايت رئيس قوه قضائيه به عنوان ناظر کل کشور و در نهايت رئيس قوه قضائيه به عنوان ناظر حسن اجراي قوانين، تکليف است که مفاد گزارش کميته ويژه را به عنوان شکايت صريح عامه مردم تلقي کند و آن را به جريان بيندازد تا خداي نکرده قضيه کهريزک همانند حادثه سخت و صعب خوابگاه کوي دانشگاه تهران منجر به محکوميت فردي که ريش تراشي را دزديده بود، نشود.

به جز اين، خبر ديگري در هفته گذشته منتشر شد که مايلم در مورد آن سخن بگويم و آن اينکه در روزنامه ها به غلط منتشر شده بود که من که وکيل مهسا حکمت، علي حکمت و محمدرضا زهدي هستم موفق به ملاقات با اين سه موکلم شدم که در اينجا مي خواهم اين خبر را تکذيب کنم زيرا تاکنون به رغم مراجعات به مراجع قضايي موفق به اين امر نشدم. هرچند با مراجعه به دادگستري ساوه متوجه شدم در ابتدا براي موکلانم مهسا حکمت 200 ميليون ريال وثيقه و آقايان حکمت و زهدي هر يک 100 ميليون ريال وثيقه تعيين شده بود که متاسفانه به علت عدم اطلاع خانواده هاي اين افراد و من به عنوان وکيل، وثيقه مورد نظر توديع نشد و هم اکنون با مراجعات به مراجع قضايي تهران نمي دانم آيا وضعيت جديدي در پرونده هاي زهدي و حکمت ها پيش آمده است که منجر به بازداشت موقت شده که بالطبع اگر چنين وضعي پيش آمده باشد نياز به ادله و تفهيم اتهام جديد دارد والا ظرف چند روز گذشته به رغم اينکه آمادگي توديع وثيقه را داريم، بازداشت موکلانم جاي مناقشه دارد.

هم اکنون آمادگي خود و خانواده حکمت و زهدي را جهت توديع وثيقه مورد نظر دادگاه ساوه اعلام مي کنم و با اطلاع از اين موضوع مراتب را به مراجع قضايي اعلام خواهم کرد.

بالاخره دولت به قانون تن داد

به نظر من مهم ترين خبر روزهاي گذشته، هدفمند کردن يارانه ها و انقياد دولت براي اجراي آن و تشکيل ستادي در اين زمينه است. من معتقدم بالاخره مجلس از اصول قانون اساسي کوتاه نيامد و در عين حال اينکه توانست رضايت دولت را هم تا حدودي فراهم و تضمين کند، نقطه عطفي در مسير قانونگذاري بود. اين اتفاق به رغم اولتيماتوم هايي که از طرف دولت به مجلس داده شده بود، رخ داد و دولت ناچار شد بالاخره به قانون تن در دهد. من فکر مي کنم نظارت مجلس بر کار از طريق ديوان محاسبات، مهم ترين راهکاري است که مجلس مي تواند در چارچوب قانون تعيين کند. مناظره هاي تلويزيوني که در هفته هاي اخير از سوي صدا و سيما پخش مي شود به بحث خبري داغي در محافل سياسي و فرهنگي تبديل شده است. به اعتقاد من، اين مناظرات تلويزيوني باعث مي شود صدا و سيما از جانبداري يکسويه دست بردارد و اعتراضات مردمي از کف خيابان ها به جعبه تلويزيوني کشيده شده و محدود شود. اين اتفاق باعث مي شود بازار رسانه هاي خارجي کساد شود و در عين حال اطلاع رساني زيادي براي مردم حاصل مي شود. اگر صدا و سيما تاب بياورد و اين مناظره هاي تلويزيوني ادامه پيدا کند، از دل اين نشست ها و بحث ها و انتقادها، راهکارهاي عملي براي برون رفت از بحران سياسي بيرون خواهد آمد. من در همين برنامه، مناظره يي که با آقاي شريعتمداري داشتم خواستم تنها از بعد قانوني، به نفع مردم و براي رضاي خدا حرف بزنم. آن دسته از چهره هاي سياسي تندرو که متعلق به هر دو طيف موافق دولت و مخالف دولت بودند، ديدگاه هاي مرا در اين نشست مناظره يي نپسنديدند و انتقاداتي کردند اما طيف ميانه رو هر دو طرف، استدلال هاي مرا پسنديدند.

با يک گل بهار نمي شود

شايد تنها اتفاق خبري موثر در هفته گذشته، برنامه مناظره هاي تلويزيوني ميان دو جناح اصلي سياسي روز يعني اصلاح طلبان و اصولگراها است. به رغم تلاش هايي که به خصوص در دهه اخير براي تک صدايي شدن جامعه شد، صدا و سيماي ايران که تک صدايي را در ايران نمايندگي مي کند، بالاخره ناچار شد صداي گروه مخالف يعني اصلاح طلبان را نيز بشنود چون احساس خطر کرد. هم اکنون اصلاح طلبان به يک موازنه با اصولگرايان رسيده اند. صدا و سيما اين کار را با رغبت انجام نداد چراکه ما سال ها است شاهد تک صدايي در اين رسانه به اصطلاح ملي هستيم. در حالي که در دنيا و به خصوص در 25 سال اخير جهان شاهد تحولات عظيم در عرصه اطلاع رساني است ما در فضايي به سر مي برديم که تلاش مي شد مردم هيچ صدايي به جز يک صدا را نشنوند. هر چند اين تلاش بي نتيجه ماند آن هم در مورد مردم ايران که ملتي با سابقه تاريخي سياسي عميق، فرهنگ کهن و از نظر ژئوپولتيک در جايگاهي منحصر به فرد در خاورميانه قرار دارند. تلاش هاي 10 سال اخير چنين بود که مسوولان با ديدگاه هاي غيرکارشناسي، گمان مي کردند که مي شود جامعه را به سمت تک صدايي، تک گفتاري، تک پوششي و تک رفتاري سوق دهند که به هر حال نشد. اين اقدام صدا و سيما تلاشي است براي خروج از بحران سياسي که نتيجه همان تک صدايي شدن جامعه بود. به هر حال مناظره هاي تلويزيوني داراي دو روي سکه است. جنبه مثبت آن است که به هر حال صدا و سيما نسبت به صداي مردم و تحول خواهي مردم تسليم شد. هر چند با يک گل بهار نمي شود و يک برنامه مناظره هرگز قانع کننده نيست، مردم و ديدگاه هاي متنوع و متکثرشان نياز به شبکه هاي تلويزيوني متعدد دارند. مردم بايد ديدگاه هاي خود را در شبکه هاي مختلف شاهد باشند نه فقط در يک مناظره تلويزيوني يک ساعته، اما به هر حال اين را ما به فال نيک مي گيريم و فرض مي دانيم که دولت و آنها که خواهان تک صدايي بودند بالاخره صداي مخالف خود را هم بشنوند؛ صدايي که خواهان دموکراسي، آزادي مدني، تنوع افکار و آرا، حقوق برابر، رعايت تمامي بندهاي قانون اساسي و حرکت در چارچوب نظام است. امروز همه مي دانيم مطالبات جنبش سبز که صدا و سيما نمايندگان آن را هنوز اصلاح طلبان مي داند، بسيار فراتر از اصلاح طلبان است. هرچند هنوز آقايان خاتمي، ميرحسين موسوي و کروبي آن را تا حدودي نمايندگي مي کنند اما اين جنبش هم اکنون مطالباتي فراتر دارد؛ مطالباتي که هم اکنون از سوي نخبگان، آيات عظام، خانواده هاي شهداي بزرگ و تحصيل کرده ها حمايت مي شود. کساني که به نمايندگي از اصلاح طلبان در اين برنامه شرکت دارند، هنوز نتوانسته اند همه مطالبات قانوني مردم را به زبان بياورند چون در برنامه محدوديت هايي وجود دارد همان طور که در مناظره هاي قبل از انتخابات محدوديت هايي اعمال کرده بودند.

اگر مسوولان صدا و سيما عميقاً و واقعاً خواستار شنيدن مردم هستند، بايد براي برگزاري اين سلسله نشست ها مانيفست يا برنامه يي تدوين و به مردم اعلام کنند تا مردم بدانند اين يک بازي کوتاه مدت به عنوان سوپاپ اطمينان نيست. مردم بدانند که قرار است از اين به بعد مطالبات قانوني آنان از طريق اين برنامه و در وقت مشخص و بدون سانسور مطرح شود.

ازدواج مجدد راهي براي تعادل مالي و جنسي

مساله قانوني کردن ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول مساله يي است که از نظر تبعات اجتماعي اين روزها مي تواند مهم باشد. از گذشته هاي دور در کشورهايي مانند ايران که شرع و عرف اجازه تعدد ازدواج را به مردان داده است، موضوع ازدواج مجدد تا پيش از عصر مدرن، امري ضروري براي برخي از خانواده هاي روستايي دامدار يا کشاورز بوده است.

در دوران پيش از مدرن در روستاها خانواده هايي که داراي تمکن مالي بودند، براي داشتن نيروي انساني مردانه و زنانه به اين امر اقدام مي کردند و چه بسا در روستاها ديده مي شد همسر اول، خود به مرد پيشنهاد مي داد با ازدواج مجدد، براي همسر اول، دستياري دست و پا کند تا به زن در مديريت امور دامداري و کشاورزي کمک کند. پس در گذشته که طبيعت و زندگي اجتماعي و شرع اين امکان را به مرد و خانواده ها مي داد، توجيه کاملي براي ازدواج مجدد وجود داشت. البته نبايد موضوع نياز جنسي مرد را نيز ناديده گرفت. در فرهنگ هايي مانند ايران در تربيت جنسي زنان کاستي هايي وجود دارد که محدوديت هايي را در روابط زناشويي ايجاد مي کند و باعث مي شود مردان همه نتوانند به دليل اين تربيت ها و فرهنگ ها تمامي نيازهاي خود را برآورده کنند، در نتيجه از ديرباز به دنبال روابط جنسي خارج از چارچوب خانواده مي رفتند. بعد از انقلاب اين مکان ها بسته شد و بعدها از مکان هايي با عنوان «خانه عفاف» ياد شد که کارکردي مشابه داشت. در نتيجه با اين توضيحات مي خواهم بگويم نيازهاي جنسي و برآورده کردن آن در خارج از چارچوب خانواده از ديرباز وجود داشته است.

هم اکنون برخي از نمايندگان مجلس تاکيد بسياري بر تصويب اين طرح دارند در حالي که زمانه و دوره تغيير کرده است. البته برخي چيزها مانند نيازهاي جنسي برآورده نشده در خانواده ها تغيير چنداني نکرده است و هنوز مردان زيادي هستند که به همين دليل مايلند در خارج از چارچوب خانواده و به وسيله ازدواج موقت و... اين نياز را برآورده کنند. از سوي ديگر در اين دوره و زمانه ما تعداد کثيري زن بيوه در جامعه داريم که امکان ازدواج مجدد بسياري از آنان به دليل عدم فرهنگسازي ميسر نيست که آن سوي ديگر ازدواج هاي مجدد اين گونه زنان هستند؛ زناني آبرومند که نياز به خانواده دارند. پس ازدواج مجدد هم مي تواند تعديل جمعيتي ايجاد کند، هم درآمد مالي را توزيع کند و هم تعادل جنسي در جامعه ايجاد کند اما موضوع اين است که چرا قانونگذار بر «عدم اطلاع همسر اول» تاکيد دارد.

انسانيت، دين، شرع و اخلاق حکم بر «صداقت» مي کند، به خصوص وقتي صحبت از خانواده مي شود، اصل بر صداقت ميان زوج است. اگر قرار است با ازدواج دوم نقص هاي ازدواج اول برطرف شود و همه اين افراد زير يک سقف يا زير دو سقف اما به اسم خانواده زندگي کنند، چرا همسر اول نبايد در جريان باشد؟ تجربه هاي بشري ثابت کرده است هر امر خفايي روزي آشکار مي شود و وقتي آشکار شد ديگر نام آن «ازدواج مجدد» نيست، بلکه نام آن «رسوايي» است، پس چه بهتر که همسر اول در جريان همه وقايع زندگي خصوصي خانواده باشد. من مي خواهم نتيجه گيري کنم ازدواج مجدد يک راه حل توزيع مالي و جنسي و جمعيتي مي تواند باشد که شرع بر آن تاکيد دارد و عرف تا حدودي آن را پذيرفته است اما فقط در صورتي که دست کم هر سه شق اصلي ماجرا شوهر، همسر اول و همسر دوم در کمال صداقت و شفافيت با آن مواجه شوند. البته در پايان علاقه مندم اين سوال را از نمايندگان مجلسي که به اين لايحه و به اين شکلي که وجود دارد، راي مي دهند، بپرسم آيا مايلند در زندگي خانوادگي خود آنان يا فرزندان شان چنين اتفاقي بيفتد؟ به نظر من هيچ کسي چنين چيزي را نمي خواهد مگر اينکه مفاد اين طرح، مساله شخصي خود آنان باشد.

عناوين اين صفحه
پيوند اخلاق سياست و ديانت
روشنگري سازنده و افشاگري اختلاف افکن
خوب، بد، زشت
مدعوين به رسانه ملي اعتماد ندارند
خبر پشت خبر

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام