پنج شنبه، 1 بهمن 1388 - شماره 2157
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
نخستين قاتل سريالي زن ايران در جلسه محاکمه؛
نگذاريد «مهين» هاي ديگر به وجود بيايند

گروه حوادث، امير رجبي؛ «من محصول شرايط اجتماعي هستم. کاري کنيد تا مهين ديگري به وجود نيايد.» اين جمله يي است که نخستين قاتل سريالي زن ايران ديروز وقتي در برابر قضات دادگاه کيفري استان قزوين ايستاد به زبان آورد و سپس به هر شش قتلي که به آن متهم شده است اعتراف کرد. مهين زني 32 ساله است که نامش به عنوان نخستين قاتل سريالي زن در تاريخ جنايي ايران ثبت شده. او کشتارهاي زنجيره يي خود را از بهمن ماه سال گذشته آغاز کرد و تا زمان دستگيري اش در ارديبهشت امسال پنج زن را به کام مرگ کشاند. مهين در جريان بازجويي ها علاوه بر پذيرفتن مسووليت قتل اين زنان که همگي مسن بودند، اعتراف کرد در سال 85 نيز صاحبخانه خود را که پيرمردي به نام عزت بود به قتل رساند و دو ميليون تومان از وي سرقت کرد. انجام شش قتل توسط يک زن در نگاه اول دور از ذهن به نظر مي رسيد. به همين دليل ماموران شوهر مهين را نيز با اين فرضيه که در کشتارها مشارکت داشته، بازداشت کردند اما اين مرد ادعا کرد از اعمال همسرش بي اطلاع بوده است. مهين نيز شوهرش را بي گناه خواند و باعث شد نام وي از رديف متهمان اصلي پاک شود. در ادامه تحقيقات مهين صحنه همه قتل ها را بازسازي کرد و توضيح داد معمولاً زنان مسني را که طلا و جواهر همراه داشتند در اماکن مذهبي شناسايي و با ريختن طرح دوستي آنها را سوار رنوي زردرنگ خود مي کرد و با خوراندن آبميوه مسموم آنان را بيهوش و سپس خفه مي کرد. اين زن همچنين قتل صاحبخانه اش را در چارچوب مسائل اخلاقي توجيه کرد. در حالي که مقامات دادستاني جرم مهين را محرز تشخيص داده بودند اين سوال مطرح شد که چگونه يک زن چنين جنايت هايي را انجام داده است. مهين يک برادر و چهار خواهر دارد و از دوران کودکي با مشکلات زيادي که بيشتر آنها از فقر نشات مي گرفت، مواجه بود. او پس از ازدواج نيز نتوانست به آرامش برسد. اختلافاتي که با خانواده اش داشت سبب شد با آنها قطع رابطه کند. از طرفي رابطه خوبي نيز با همسرش نداشت. شوهر مهين مدت ها به عنوان راننده خودروهاي سنگين کار مي کرد و بيشتر اوقات در سفر بود. بعد از مدتي نيز گرفتار اعتياد شد و بعد بيکار شد و مهين مسووليت تامين نياز مالي خانواده را بر عهده گرفت و به عنوان مربي رانندگي مشغول به کار شد. او دو فرزند دختر دارد که اکنون 8 و 18 ساله هستند و فرزند کوچک از بيماري عقب ماندگي ذهني رنج مي برد. در چنين شرايطي مهين بدهکار شد و به گفته خودش تصميم گرفت براي خروج از بن بست با کشتن زنان مسن از آنها دزدي کند. اين گونه بود که او از دو مرد داروي بيهوشي خريد و قتل هاي زنجيره يي خود را آغاز کرد. پس از دستگيري اين زن دو مردي که به وي دارو فروخته بودند نيز بازداشت شدند. علاوه بر اين چهار نفر نيز به عنوان خريدار اموال مسروقه تحت پيگرد قرار گرفتند و در نهايت پس از تنظيم کيفرخواست پرونده به شعبه دوم دادگاه کيفري استان قزوين ارجاع و نخستين جلسه محاکمه مهين ساعت 9 صبح ديروز آغاز شد. در اين جلسه که تا ساعت 30/13 به طول انجاميد علي اکبر لشگري در مقام نماينده دادستان گزارشي از گردشکار پرونده ارائه داد و گفت متهم قتل ها را در ابتداي ماه هاي قمري انجام مي داد چون در اين روز بر اساس يک رسم قديمي زنان در بقعه مبارک چهار انبيا حاضر مي شوند. او در اين بقعه مقتولان را انتخاب مي کرد و در ادامه به بهانه اينکه مي خواهد آنها را به منزلشان برساند، سوار خودروي خود مي کرد. متهم بعد از اولين قتل به اين نتيجه رسيد که طعمه هاي خود را در صندلي عقب خودرو سوار کند تا وقتي آنها بيهوش شدند مشکلي در رانندگي او به وجود نيايد. در ادامه اولياي دم شش قرباني تک تک خواسته خود را که چيزي غير از قصاص زن 32 ساله نبود، مطرح کردند و روي اين نکته انگشت گذاشتند که پرونده هنوز مبهم است و پرسش هاي بي پاسخي در آن ديده مي شود. پسر عزت صاحبخانه سابق مهين در اظهارات خود وجود انگيزه ناموسي در قتل پدرش را غيرواقعي خواند و گفت؛ «پدر من حسن شهرت داشت. مسائل اخلاقي که مهين به او نسبت مي دهد يک دروغ بزرگ است ضمن اينکه اگر مهين براي دفاع از ناموس پدرم را کشت چرا پس از قتل دزدي کرد. سوال اينجا است که او اصلاً کليد گاوصندوق پدرم را از کجا به دست آورد. من در همان سال 85 که پدرم کشته شد مهين را به عنوان قاتل معرفي کردم اما پليس اين موضوع را پيگيري نکرد.» پسر اين مقتول به يک ابهام ديگر نيز اشاره کرد و گفت؛ «مهين نمي توانست به تنهايي پدرم را بکشد چون از نظر جثه توانايي جابه جا کردن جسد را نداشت.»

دختر يکي ديگر از مقتولان نيز به همين نکته اشاره کرد و گفت؛ «مادر من 80 کيلوگرم وزن داشت و اين زن نمي توانست به تنهايي جسد را جا به جا کند او حتماً همدست دارد.» وکيل مدافع اولياي دم يکي ديگر از مقتولان به نام کبري نيز با اعتراض به روند تحقيقات گفت؛ «متهم همدست داشته و علاوه بر اين انگيزه قتل ها فقط سرقت نبوده ضمن اينکه توضيحات قاتل درباره نحوه آشنايي اش با مقتولان نيز قانع کننده نيست و به نظر من بايد تحقيقات بيشتري در اين زمينه انجام و ابهامات رفع شود.» ساير شاکيان نيز جملاتي مشابه را تکرار کردند. يکي از آنان خطاب به قضات گفت؛ «مادر من بيماري قند داشت و اصلاً آبميوه صنعتي نمي خورد پس اين ادعا که مهين به او آبميوه مسموم خورانده و بعد قتل را انجام داده است به نظرم صحت ندارد.» اولياي دم قربانيان در حالي بر همدست داشتن متهم اصرار مي کردند که شوهر مهين به رغم احضار به دادگاه در جلسه محاکمه حضور نيافته بود. در ادامه جلسه دادگاه زن متهم به قتل به دفاع از خود پرداخت. او که به شدت گريه مي کرد و به سختي مي توانست صحبت کند اتهام هر شش قتل را پذيرفت و بار ديگر تکرار کرد همه مقتولان را به تنهايي کشته است. مهين گفت؛ «انگيزه ام از اين قتل ها مالي بود البته عزت را به دليل ديگري کشتم. آن زمان شوهرم هميشه در سفر بود و صاحبخانه پيشنهاد نامشروعي داد و من هم او را کشتم.» زن جوان ادامه داد؛ «من غير از انجام اين قتل ها چاره ديگري نداشتم، شوهرم بيکار بود و از نظر مالي در مضيقه قرار گرفته و بدهکار شده بودم. براي پرداخت بدهي هايم از مردي وام گرفتم و يک چک 10 ميليون توماني به او دادم. آن مرد چک مرا خرج کرد و چون پول در حسابم نبود حکم جلب مرا گرفتند. من مهلت زيادي نداشتم و بايد هر طور شده آن مبلغ را فراهم مي کردم. هدفم اين بود که تا زمان تسويه بدهي ام به قتل ها ادامه بدهم. بعد از هر قتل پولي را که به دست مي آوردم به طلبکارم مي دادم و به او مي گفتم اگر بداند اين پول از چه راهي به دست آمده است هرگز آن را قبول نمي کند اما براي آن مرد هيچ چيز به جز پولش اهميت نداشت. من از کشتن افراد لذت نمي بردم بلکه من با مشکلات مالي شديدي روبه رو بودم. من محصول شرايط جامعه هستم و شما بايد کاري کنيد که مهين هاي ديگر به وجود نيايند.»

مهين در ادامه با بيان اينکه زمان زيادي از قتل گذشته و او حوادث آن دوران را فراموش کرده است از بيان جزييات قتل ها خودداري کرد و گفت؛ «من از روي کساني که خانواده شان را عزادار کرده ام شرمنده ام و امروز در اختيارتان هستم و به لحاظ قانوني شما مي توانيد هر بلايي سرم بياوريد. من به دنبال پاک شدن هستم. تنها درخواست من از شما اين است که اگر به من رحم نمي کنيد به بچه هايم رحم کنيد. مي توانيد مرا بالاي دار ببريد ولي حداقل پس از قصاص مرا ببخشيد و اگر مي خواهيد رحمي هم بکنيد به بچه هايم رحم کنيد.» بنا بر اين گزارش بعد از دفاعيات مهين ختم جلسه اعلام و ادامه رسيدگي به پرونده به 10 بهمن ماه موکول شد.
تيراندازي مرگبار در امريکا هشت کشته بر جا گذاشت
مقامات پليس فدرال «امريکا» از وقوع يک تيراندازي مرگبار در ايالت «ويرجينيا» در اين کشور خبر دادند و اعلام کردند در اين حادثه هشت نفر جان باختند و تيرانداز نيز تاکنون دستگير نشده است.

به گزارش آسوشيتدپرس «توماس مونلار» رئيس پليس ايالت «ويرجينيا» در ايالات متحده امريکا گفت؛ روز سه شنبه ماموران پس از اطلاع يافتن از وقوع تيراندازي در يکي از مناطق اين ايالت به محل حادثه اعزام و با اجساد هشت نفر که همگي بزرگسال بودند، مواجه شدند. وي خاطرنشان کرد؛ فرد تيرانداز که «کريستوفر اشپيت» نام دارد و 39ساله است، در نزديکي محل زندگي خود محاصره شد، اما ماموران موفق نشدند او را دستگير کنند. اجساد سه نفر از قربانيان اين مرد در داخل منزل و چهار نفر ديگر در خارج از خانه يافت شد. همچنين يک جسد نيز در نزديکي جاده منتهي به محل زندگي اين مرد 39ساله پيدا شد. بنا بر اين گزارش مقامات پليس امريکا اطلاعاتي در رابطه با انگيزه فرد تيرانداز اعلام نکردند و پليس فدرال امريکا هويت قربانيان را بنا به دلايل امنيتي اعلام نکرده است.
20 سرقت مسلحانه و سه قتل در پرونده يک شرور کشته شده
مرد شروري که به اتهام 20 فقره سرقت مسلحانه و سه فقره قتل تحت تعقيب قرار داشت در درگيري با پليس کشته شد. به گزارش ايرنا سردار علي مويدي فرمانده انتظامي استان فارس در اين باره گفت؛ «ماموران انتظامي فارس از دو سال قبل متوجه شدند يک باند شرور مبادرت به سرقت هاي مسلحانه، قتل و ايجاد ناامني در استان فارس کرده است. با تجسس هاي گسترده دو ماه قبل چهار نفر از اعضاي اين باند دستگير شدند و سپس فعاليت هاي خود را روي دستگيري سرکرده اين باند متمرکز کردند.»

سردار مويدي افزود؛ «سرکرده اين باند بدون اينکه ردپايي از خود به جا بگذارد در مناطق مختلف فارس همچنان اقدام به سرقت مسلحانه مي کرد تا اينکه صبح روز سه شنبه وي با پليس شهرستان فراشبند درگير شد و با ضرب گلوله ماموران از پا درآمد. در اين درگيري يک مامور نيروي انتظامي مجروح و فردي که به عنوان اسکورت همراه اين جنايتکار بود، دستگير شد.» فرمانده انتظامي استان فارس اظهار داشت؛ شرور 28ساله داراي 20 پرونده سرقت مسلحانه و سه فقره پرونده در زمينه قتل بود که دو قتل را در خرمبيد و يک قتل را در فراشبند انجام داده بود. در اين عمليات مقداري سلاح و مهمات جنگي نيز از متهم کشف شد.
عناوين اين صفحه
نگذاريد «مهين» هاي ديگر به وجود بيايند
تيراندازي مرگبار در امريکا هشت کشته بر جا گذاشت
20 سرقت مسلحانه و سه قتل در پرونده يک شرور کشته شده
پليس در تعقيب دو متهم فراري

پليس در تعقيب دو متهم فراري

گروه حوادث؛ تحقيقات براي دستگيري دو تبهکار فراري با انتشار تصوير بدون پوشش آنها وارد مرحله تازه يي شد. به گزارش خبرنگار ما اولين متهم مردي 53ساله به نام انشاءالله است که با شناسايي خانه ها يا املاک قديمي و خالي از سکنه براي آنها اسناد جعلي تهيه مي کرد و اين املاک را به فروش مي رساند. نقشه اين کلاهبردار با شکايت يکي از طعمه هايش برملا شد. اين مالباخته که به شعبه چهارم دادسراي ناحيه 11 تهران رفته بود به بازپرس عسگري گفت؛ «چندي قبل خانه يي را در حوالي ميدان گمرک براي خريد انتخاب کردم. در قبال تحويل گرفتن سند مالکيت خانه 45 ميليون تومان به وي دادم و قرار شد 45 ميليون تومان ديگر را نيز در محضر بپردازم. بعد از گذشت چند روز طبق توافق اوليه به محضري که قرار گذاشته بوديم، رفتم و منتظر شدم تا مسعود برسد اما او سر قرار حاضر نشد و به تماس تلفني ام نيز جوابي نداد. چند روز بعد وقتي اسناد خانه را به يکي از دوستانم نشان دادم فهميدم جعلي است.» به دنبال اين شکايت تصوير فرضي وي به کمک شاکي ترسيم شد. مطابقت دادن تصوير به دست آمده با عکس هاي موجود در بانک اطلاعاتي پليس آگاهي فاش کرد نام اصلي او انشاءالله است و از سال 61 تاکنون هشت فقره سابقه کيفري در پرونده اش ثبت شده است. در اين ميان مشخص شد متهم علاوه بر شاکي اول از مرد ديگري نيز به بهانه فروش خانه 60 ميليون تومان کلاهبرداري کرده است. با بي نتيجه ماندن تجسس هاي پليس بازپرس پرونده مجوز انتشار تصوير بدون پوشش ان شاءالله را صادر کرد تا مردم پليس را در دستگيري وي ياري کنند. از سوي ديگر کارآگاهان اداره هشتم پليس آگاهي تهران براي به دام انداختن يک زنداني فراري به تکاپو افتادند. اين مجرم سابقه دار به نام ناصر سه سال قبل در کرمان به اتهام صدور چک بلامحل دستگير و به تحمل حبس و بازپس دادن اموال شاکيانش متهم شد. او مدتي را در زندان گذراند تا اينکه چندي پيش با گرفتن مرخصي از زندان کرمان خارج شد اما ديگر بازنگشت. به دنبال فرار ناصر از زندان ماموران پليس کرمان جست وجوهاي خود را براي دستگيري وي آغاز کردند اما بررسي ها نشان داد او به تهران فرار کرده است و به طور مخفيانه زندگي مي کند. به همين دليل پرونده به شعبه چهارم دادياري دادسراي ناحيه 23 ارسال شد و تجسس ها براي دستگيري وي در تهران ادامه يافت. سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران ضمن اعلام اين خبر گفت؛ «چون تاکنون تحقيقات براي دستگيري زنداني فراري به جايي نرسيده است داديار پرونده مجوز انتشار تصوير بدون پوشش وي را صادر کرد تا او با کمک روزنامه ها و مردم دستگير شود.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام