چهارشنبه، 30 دي 1388 - شماره 2156
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تئاتر
گفت وگو با آيدا کيخايي کارگردان نمايش يک دقيقه سکوت نوشته محمد يعقوبي
کار کردن هدفم نيست بايد از کار لذت ببرم

سما بابايي

نمايش يک دقيقه سکوت نخستين بار به کارگرداني محمد يعقوبي در جشنواره تئاتر سال 1379 در سالن سايه دو بار اجرا شد و سپس 28 روز در سالن چهارسو در ماه هاي آذر و دي 1380 اجرا شد. اين نمايش اين بار به کارگرداني آيدا کيخايي (همسر محمد يعقوبي) در سالن سمندريان دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه به مدت چهار روز روي صحنه رفت. سال گذشته در نظرسنجي که درباره آثار برگزيده 30 سال اخير ادبيات نمايشي از هنرمندان و منتقدان در روزنامه اعتماد داشتيم نمايشنامه يک دقيقه سکوت بعد از نمايشنامه مرگ يزدگرد به عنوان دومين نمايشنامه برگزيده 30 سال اخير انتخاب شد. به همين بهانه با کيخايي به گفت وگو نشسته ايم.

---

-«يک دقيقه سکوت» سومين تجربه شما در حوزه کارگرداني تئاتر به حساب مي آيد که بار ديگر به اجراي نمايشنامه يي از «محمد يعقوبي» روي آورده ايد. با توجه به اينکه اين نمايش را مي توان يکي از موفق ترين نمايش هاي يک دهه اخير تئاتر ايران به حساب آورد که هنوز خاطره خوش آن در ذهن بسياري بر جاي مانده است، چطور اين نمايش را براي اجرا انتخاب کرديد. نگران عکس العمل هاي مخاطباني نبوديد که نمايش را هنوز به خاطر دارند؟


پايان نامه نظري من در کارشناسي ارشد درباره آثار موفق تئاتري از سال 77 تا 87 بوده است. بنابراين پايان نامه عملي من نيز بايد با آن ارتباط مي داشت. بر همين اساس «يک دقيقه سکوت» را انتخاب کردم که صرف نظر از ارتباطي که من با «محمد يعقوبي» دارم، نمايشنامه يي است که بسيار دوستش دارم و از طرفي مي خواستم اين مساله را مورد ارزيابي قرار دهم که آيا اين نمايشنامه پس از 10 سال همچنان مي تواند مورد پذيرش مخاطبان قرار گيرد و همان تاثيرپذيري را دارد يا خير که خوشبختانه در طول اجراها- اگرچه ما اجراهاي محدودي را پشت سر گذاشتيم-

متوجه اين موضوع شدم که گذر زمان در اين نمايشنامه به هيچ عنوان موثر نبوده است و «يک دقيقه سکوت» همچنان مورد استقبال فراوان مخاطبان قرار گرفت.

-براي اجراي اين نمايش تعاملي با «محمد يعقوبي» به عنوان نمايشنامه نويس اثر داشته ايد، به خصوص اينکه خودتان نيز در اجراي اين اثر به عنوان بازيگر حضور داشتيد؟

معمولاً کارگرداناني که نمايشنامه يي را از يک نويسنده ايراني به صحنه مي برند، در صورت فراهم بودن شرايط با يکديگر تعاملاتي مي کنند، اما ما اين تعامل را با يکديگر نداشتيم. در واقع من و همچنين آقاي يعقوبي ترجيح داديم اين نمايش کاملاً به صورت مستقل به اجرا درآيد. زماني که آخرين تمرينات نمايش انجام شد، من از ايشان درخواست کردم نمايش را ببيند، اما او در اولين روز اجرا به ديدن نمايش آمد و نتيجه کار را مشاهده کرد.

-چقدر نگاهتان متفاوت از نگاهي بود که «يعقوبي» در اجراي اين اثر به کار برده بود؟

من ديدگاه هايي در زمينه موسيقي دارم که آقاي يعقوبي چندان موافق آن نيستند، ضمن آنکه تصاوير و ميزانسني که در اين نمايش به کار بردم، با نگاهي که «يعقوبي» در اجراي نمايش هايشان دارند، تفاوت دارد. البته ذهنيت کلي من در کارگرداني فاصله زيادي با او ندارد. به طور کلي ذهنيت او را دوست دارم و از آنجا که سال ها به عنوان بازيگر در نمايش هاي او حضور داشته ام، به شکل خودآگاه و ناخودآگاه تاثيراتي از او پذيرفته ام. از طرفي بايد اين مساله را بيان کنم که من در هر تجربه يي که به همراه يعقوبي از سر مي گذرانم، چيزهاي بسيار از او ياد مي گيرم. در واقع هر نمايش با او تجربيات گرانبهايي را در اختيار من مي گذارد که در کارهايم از آن استفاده و تکرارش مي کنم.

-متني که به اجرا درآمد، کاملاً به نمايشنامه وفادار بود، مگر در مواردي بسيار جزيي، در اين باره توضيح مي دهيد؟

همان طور که شما اشاره کرديد، تغييراتي که من در نمايشنامه اعمال کردم، بسيار جزيي بود و چنانچه مي خواستم اين تغييرات را انجام دهم، با هماهنگي خود ايشان بود، چرا که «يعقوبي» به تک تک جملاتي که در نمايشنامه اش نوشته است، حساسيت بسيار دارد و حتي جا به جا شدن يک کلام هم مي تواند ماهيت جمله و منظوري که او داشته است را تحت تاثير قرار دهد. او معمولاً نمايش هاي خود را به گونه يي مي نويسد که در نگاه اول به نظر مي رسد بازيگر از جملات بداهه استفاده مي کند، اما به هيچ عنوان اين گونه نيست. البته در «يک دقيقه سکوت» که به وسيله خود ايشان به اجرا درآمد، يک بازيگر کودک وجود داشت که از آنجا که براي ما اين امکان وجود نداشت که از بازيگر کودک در دانشگاه استفاده کنيم، آن کاراکتر به شکل کامل حذف شد. از طرفي ما ناگزير بوديم مدت زمان نمايش را نيز کوتاه کنيم و به همين خاطر اين اتفاق رخ داد.

-البته در نمايش «خداحافظ» تا اين اندازه به نمايشنامه وفاداري وجود نداشت.

من در آن نمايش، فقط يک اپيزود از نمايشنامه را تغيير دادم. در واقع ساختار نمايشنامه ورود و خروج هاي بسياري داشت که من تمام آنها را از بين بردم، اما حتي در آنجا نيز در متن دستکاري انجام ندادم.

-جنس بازي در نمايش «يک دقيقه سکوت» بسيار رئال و واقعي به نظر مي رسد، انگار به شکل آگاهانه يي خواسته ايد بازيگران بيش از آنکه بازي کنند، زندگي کنند. اين چقدر متاثر از شيوه نگاه يعقوبي به مقوله بازيگري است و تا چه اندازه به اين موضوع برمي گردد که تخصص شما در اين حوزه است؟

من خودم اين جنس بازيگري را مي پسندم، بنابراين از بازيگراني که با آنها همکاري مي کنم نيز انتظار دارم همين بازي ها را ارائه دهند. البته من پيش از اين با تمام کساني که در اين نمايش با من همکاري داشته اند، آشنايي داشته ام. «معصومه رحماني» در نمايش ديوار به کارگرداني من و نوشته «شهرام کرمي» حضور داشت که البته نمايش هيچ گاه اجازه اجرا نيافت يا با «فرانک کلانتر» در خداحافظ همکاري داشته ام. به هر حال مي خواهم بگويم اتفاقاً جنس بازي تمام کساني که در اين نمايش حضور يافتند، با من قرابت بسيار داشت ضمن اينکه به نظر مي رسد بازيگران از هدايت من رضايت داشتند، البته اين موضوعي است که خود آنان بايد درباره اش سخن بگويند. ضمن آنکه اعتقاد من در کارگرداني، هدايت به شکلي است که چندان مشخص نباشد. البته تجربه هايي در اين سال ها اتفاق افتاده است که مي توان حضور کارگردان را به شکل ملموسي حس کرد و از آن لذت نيز برد، اما من در اين نمايش از شيوه يي بهره بردم که حضورم در اين عنوان کاملاً نامحسوس باشد.

-امکان اجراي عمومي اين نمايش نيز وجود دارد؟

من همچنان درگير پايان نامه نظري ام هستم، اما بسيار اميدوارم اين نمايش امکان اجراي عمومي را پيدا کند.

-اگرچه «يک دقيقه سکوت» در دانشگاه و با اجراهاي محدودي به اجرا درآمد، اما با استقبال فراوان مخاطبان مواجه شد و همچنين بازتاب هايي را به همراه داشت. اين مساله منجر به آن نخواهد شد که از اين پس کارگرداني را به شکل جدي تري دنبال کنيد، ضمن اينکه کارشناسي ارشد خود در رشته تئاتر را نيز در اين رابطه دريافت کرده ايد؟

گمان مي کنم بازيگري و کارگرداني را به صورت همزمان ادامه خواهم داد. کارگرداني اين روزها به صورت يکي از دغدغه هايم درآمده است و آن را دوست دارم، اما همچنان بازيگري از اولويت بيشتري برايم برخوردار است، ضمن آنکه من سال هاست به عنوان بازيگر در صحنه تئاتر حضور داشته ام و بيشتر به همين نام شناخته مي شوم.

-شما در حوزه بازيگري نيز بيشتر خودتان را محدود به بازي در نمايش هاي «محمد يعقوبي» کرده ايد. اين به گزيده کاري تان در اين حوزه بازمي گردد يا حضور در نمايش هاي «يعقوبي» به اندازه يي اثرگذار است که انتخاب هاي ديگر را دشوار مي کند؟

کم کاري ام در اين حوزه کاملاً انتخابي و بر اساس تصميم شخصي ام است. خيلي دلم نمي خواهد در نمايش هاي متعدد حضور داشته باشم و در فاصله کوتاهي در نمايش هاي متعدد حضور داشته باشم. از طرفي مي توانم بگويم برخلاف بسياري از همکارانم به هيچ عنوان اين توانايي را ندارم که در دو کار به صورت همزمان حضور داشته باشم؛ اتفاقي که متاسفانه اين روزها در مورد بسياري از بازيگران مي افتد و شرايط اين مساله را اجتناب ناپذير کرده است. البته سال گذشته چند ماه بعد از اجراي «ماچيسمو» در «بيداري خانه نسوان» به کارگرداني «حسين کياني» حضور يافتم که تجربه بسيار لذت بخشي برايم بود. اگر بخواهم خلاصه به اين سوال پاسخ دهم بايد بگويم اين گزيده کاري را دوست دارم و به هيچ عنوان نمي خواهم در نمايشي حضور داشته باشم که پس از آنکه آن را مورد ارزيابي قرار دهم از حضورم در آن پشيمان باشم. در واقع «کار کردن» هدف نهايي من نيست؛ لذت بردن از کار و در نهايت افتخار کردن به آن در تئاتر اهميت بسياري برايم دارد.

-در کارگرداني چطور؟ همچنان آثار يعقوبي را به اجرا درخواهيد آورد؟

اتفاقاً دلم مي خواهد چند نمايشنامه از نويسندگان ديگر را نيز به اجرا درآورم. اما زماني اين کار را خواهم کرد که آن آثار را هم به اندازه آثار يعقوبي دوست داشته باشم.

-اجراي «يک دقيقه سکوت» در دانشگاه تهران مشکلاتي را هم به همراه داشت؟

به هر حال تعداد پلاتوهاي دانشگاه محدود است و از آنجا که آثار متقاضي شرکت در جشنواره ها بايد در همين پلاتوها آماده اجرا مي شدند، زمان تمرين ما کافي نبود و ناچار شديم از خانه تئاتر و تالار مولوي هم کمک بگيريم. با اين وجود من از دانشکده هنرهاي زيبا گله يي ندارم زيرا امکانات آنان در همين حد بود. مشکل ما با «حراست» دانشگاه بود. برخي از بازيگران من دانشجويان دانشگاه تهران نبودند، اما با اينکه نامه مدير گروه را داشتند که براي ورود به دانشگاه مشکلي نداشته باشند، برخي از نيروهاي حراست جلوي ورود آنان را مي گرفتند. همچنين درحالي که چند روز پيش از شروع اجرايمان رئيس حراست به من اطمينان داد با نامه نگاري که انجام داده ام، تماشاگران مي توانند از تمام درهاي دانشگاه وارد شوند در تمام روزهاي اجرا به خصوص در روز آخر با مشکلات بسياري در اين زمينه مواجه شديم. در آخرين روز يکي از نيروهاي حراست اجازه ورود تماشاگران را از در خيابان 16 آذر نمي داد. درحالي که چند دقيقه به شروع نمايش مانده بود، موضوع را پيگيري کردم که گفتند ظرفيت سالن پر شده است. با وجود مشکلات زيادي که پيش آمد، سرانجام توانستيم معضل ورود تماشاگران را حل کنيم اما اين برخورد نادرست موجب مي شود تمام نيروهاي حراست دانشگاه تهران بدنام شوند درحالي که رئيس حراست و بخشي از نيروهاي زيرمجموعه او به خوبي با ما همراهي مي کردند. چنين اتفاقاتي در دانشگاه هايي مانند دانشگاه هنر نمي افتد و ويژه دانشگاه تهران است که اميدوارم اين مشکل برطرف شود.

عناوين اين صفحه
کار کردن هدفم نيست بايد از کار لذت ببرم

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام