
ماري شاه نظريان
«ابراهيم وحيدزاده» سال هاست مشغول ساختن فيلم هاي کمدي است. از او اين روزها فيلم تاکسي نارنجي در حال اکران است و فيلم عروسک او به جشنواره نرسيده است. يک موضوع اجتماعي مانند زنان، طلاق، کار و مشکلات استقلال به فضاي کمدي برده مي شود. اين گونه مشکلات آسان تر گفته مي شود هرچند ممکن است زياد به ياد نماند. مهم تر اينکه زندگي واقعي و جامعه ما به خوبي پايان شاد فيلم نيست.
---
-بفرماييد ايده اوليه «تاکسي نارنجي» چطور شکل گرفت؟
سال 82 بود. حين ساختن «معادله» يکي از بازيگران فيلم برايم از خانمي گفت که زماني در کيش راننده تاکسي بوده است. اين خانم به دليل مشکلاتي که داشته به کيش رفته و براي اولين بار به عنوان راننده تاکسي شروع به کار کرده اما بعد از مدتي به دليل مشکلات پيش آمده کارش را رها کرد و گفت از اين دوره خاطراتي دارد که شايد شنيدنش براي شما جالب باشد. به هر حال ايشان خاطرات شان را گفتند و قابليت خوبي براي تبديل شدن به فيلمنامه داشت. ضمن اينکه بايد روي اين خاطرات کار مي شد و شاخ و برگ داده مي شد تا به شکل کامل تبديل به يک فيلمنامه مي شد. حين تدوين «معادله» کار نوشتن فيلمنامه را هم شروع کردم که يک سال طول کشيد. و بعد هم سرمايه گذارهايي نيز براي ساخت فيلم ابراز تمايل کردند و کار فيلمبرداري شروع شد.
-در عين حال که روايت هاي فيلم هاي شما هميشه متفاوت است اما در راستاي همان دغدغه هاي هميشگي تان است يعني يک کمدي اجتماعي.
بله. اگر بنا شود بخواهيم طبقه بندي کنيم مسلماً کارهايم جزء کمدي هاي اجتماعي قرار مي گيرد.
-با توجه به ترکيب بازيگران و قابليت هاي بازيگري شان آيا فيلمنامه حين کار دچار تغييراتي هم شد؟
مسلماً. هميشه اين طور است. حين کار تغييرات و حذف هايي ايجاد مي شود ضمن اينکه پايه اصلي فيلمنامه به همان شکل باقي مانده است. اما کار دوباره بازنويسي شد و شاخ و برگ هايي به آن اضافه شد. ولي بسته به بازيگران طبيعي است براي هر کدام شناسنامه يي را تعيين مي کنم ؛اينکه چه بايد باشند، چه سن و سالي داشته باشند و... و براساس همين تعاريف بازيگران نيز انتخاب مي شوند. از اين مرحله به بعد کار تسهيل مي شود. ضمن اينکه وقتي فيلمبرداري شروع مي شود خود بازيگران ايده هاي تازه يي را براي بهتر شدن کار ارائه مي کنند و اين همفکري بازيگر و کارگردان به نتيجه کار کمک مي کند.
-فيلم را که نگاه مي کردم متوجه شدم در فيلم «شخصيت فرعي» با تعريفي که از آن داريم وجود ندارد و همه شخصيت هايي هستند که به اندازه خود داراي اهميت هستند و تا انتها در دل داستان وجود دارند.
بله، درست است. آدم ها همه شخصيت هستند و کمتر به تيپ برمي خوريد. همه سعي ام اين بود که اين گروهي که دور هم جمع شده اند همه را بررسي کنيم و مسائل شان را طرح کنيم. اما خب طبيعتاً سيمين اولين زني که در کيش راننده مي شود البته پررنگ تر است.
-خانواده سيمون با ترکيب ماهايا پطروسيان و علي دهکردي براساس اين شکل گرفته بود که خانم پطروسيان به هر حال يک رگ شان مسيحي است و توانايي ارمني حرف زدن دارد يا براساس روايت بود؟
خانم پطروسيان براي اين نقش بهترين گزينه بود و خيلي هم از اين بابت راضي هستم و ايشان با توانايي هايي که دارند خيلي خوب از پس نقش برآمدند. اما اينکه چرا يک خانواده ارمني هم بايد در فيلم مي بود مي خواستم اين تضاد بين سيمين و سيمون را داشته باشم. مثلاً يکي اش اين بود که اينها دو دين متفاوت دارند و اين طبعاً عشقي را که بين شان به وجود آمده بود به سرانجام نمي رساند. چون اين وصال به هر شکل سخت بود. بعد هم سيمين به عنوان يک زن با همه مسائل و مشکلات و طلاقي که طي کرده بود حالا آمده بود که مستقل باشد و زندگي اش را اداره کند و نهايتاً خودش تصميم گيرنده باشد در حالي که سيمون شديداً زير سلطه مادر بود و استقلال فکري و عملي نداشت يعني اين مادر بود که رهبري مي کرد. مسلماً اين مردي نبود که بتواند به زندگي سيمين شکل بدهد. و نکته ديگر هم فيزيک اين دو شخصيت بود. سيمين به دليل مشکلاتي که در زندگي اش داشته چهره اش مسن تر از سن واقعي اش بود. اما سيمون با توجه به سني که داشت و با شرايط زندگي خوب و رفاه نسبي اش هنوز صورتي کودکانه و جوان داشت. اين تضادها را دوست داشتم و همين هم بالاخره پايان فيلم را باورپذير مي کرد.
-يعني ازدواج سيمين با شخصيت حسن پورشيرازي؟
بله. اين يک سير منطقي است.
-«تاکسي نارنجي» ايده اصلي اش تلخ است زني مطلقه که در شهرش کار پيدا نمي کند و حالا به کيش آمده تا زندگي خود و دو فرزندش را تامين کند. اما به نظر مي آيد شما خواسته ايد اين تلخي را کمي تعديل کنيد و به خاطر همين از ژانر کمدي استفاده کرده ايد.
اين دو مساله است. وقتي ژانر کار کمدي است مسلماً پايان کار نيز بايد پاياني خوش باشد بايد مسيري طي شود که در وضعيت به وجود آمده نسبت به وضع فعلي اميد بيشتري موج بزند و بيننده تجربه يي جديد را ببيند. بله، زندگي سيمين را مي شد در ژانر تراژدي تصوير کرد و تصويري تلخ به وجود آورد يا به شکل فعلي. اما ترجيح من اين بود که ژانر کمدي را انتخاب کنم.
-فضاي فيلم يعني کيش به هر حال محور فيلمنامه است. اين تصويري که ارائه کرديد واقعي بود يا برخاسته از فيلمنامه است؟
هسته فيلم براساس يک داستان واقعي بوده و ما هم سعي کرده ايم اين واقعي بودن را در کل فيلم رعايت کنيم. اما نکته يي که به کيش مربوط است اين است که آنجا دوگونه زندگي در جريان است يعني جزيره به دو بخش مجزا تقسيم شده؛ بخشي که بازار است و مغازه و تجارت و پول و رونق و چراغ و زرق و برق. آدم هايي که مي آيند خريد مي کنند و خرج مي کنند. و بخش ديگري هم تعلق به بومي ما دارد که گوسفندداري مي کنند و ماهيگيري که وضعيت مالي خوبي ندارند. منظورم اين است که هر کجا امکانات و شرايط خودش را دارد و آدم براي رسيدن به رفاه و اثبات خودش بايد تلاش کند. مثل همين موقعيتي که براي سيمين به وجود مي آيد.

-از ساخت فيلم «تاکسي نارنجي» راضي هستيد؟
بله. من همه توانم اين بود که در راستاي همان نگاهي که به سينماي مورد علاقه ام دارم فيلم «تاکسي نارنجي» هم يک کمدي با سر و شکلي درست باشد و مهم تر از همه حرفي نيز براي گفتن داشته باشد يعني صرفاً سرگرمي يا پيام نباشد.
-چرا با وجود اينکه کمدي مي سازيد اما ساخت فيلم هايتان اينقدر با فاصله است؟ چون اين روزها کمدي خيلي زياد ساخته مي شود؟
هر وقت تصميم مي گيرم فيلمي را کليد بزنم در مرحله اول سراغ تهيه کننده ها مي روم، اما نمي دانم حالا يا نوع روايت فيلم هايم طور خاصي است يا هر دليل ديگري که اين ارتباط با تهيه کننده ها ايجاد نمي شود. يا شايد دليلش حس نوجويي من و دور شدن از کليشه ها است. به هر شکل نهايتش با چند سرمايه گذار به تفاهم مي رسيم و تهيه فيلم را شروع مي کنم. خودم تهيه کننده فيلم خودم مي شوم. در واقع فيلم مسيري را که شروع کرده و تا به اينجا رسيده با سليقه يي که در بازار حالا رايج است فرق دارد و اين فرق داشتن به نظرم باعث شد فيلم مهجور و پرت بماند. اميدوارم با گذشت زمان فيلم جايگاه خود را پيدا کند. اين احتمالاً زماني است که مخاطب فيلم را از طريق رسانه هاي خانگي خواهد ديد و آن موقع است که به نظرم با توجه به بينندگان زيادي که خواهد داشت اما براي من تهيه کننده درآمدي نخواهد داشت.
-با توجه به اينکه فيلم شما در فضاي کمدي است و از آن سو مردم زياد حال و حوصله و دل و دماغ فيلم ديدن ندارند و هم اينکه با گراني بليت سينماها طبيعي است اولويت اول به ضروريات مهم زندگي تعلق مي گيرد و در مرحله چندم يا آخر به سينما، سوالم اين است چرا در بدترين فصل و زمان فيلم تان را اکران کرديد؟
اکران فيلم که بستگي مستقيم به شرکت پخش فيلم دارد و کمي از دست ما خارج است.
-الان که مشغول فيلم جديدتان «عروسک» هستيد نه؟
بله به نظرم مي آيد در کارنامه کاري ام «عروسک» کار نسبتاً متفاوت و تازه يي است.
-اين فيلم هم درباره زنان است؟
فيلم ماجراي خانمي است که براي پيدا کردن کار به جاهاي مختلف سر مي زند که سخت به نتيجه مي رسد اما نهايتاً در شرکتي استخدام مي شود که به نظر مي رسد همه چيز آنجا سر و شکلي ايده آل دارد اما مسائلي پيش مي آيد که کمي دور از ذهن و عجيب و غريب است.
-باز هم از منظر کمدي؟
بله کمدي موقعيت و اجتماعي است يعني اتفاقاتي که مي افتند سررشته يي را به وجود مي آورند که به حس کمدي مي رسيم.
اين فيلم خيلي پرکاراکتر و بازيگر است اغلب هم سوپراستار و بازيگران نام آور هستند. اميدوارم با تم و فضاي داستان و حضور بازيگرانش با استقبال مخاطب هم مواجه شود. همه فيلم در تهران مي گذرد.
-از نظر شما فيلم «عروسک» در کارنامه کاري تان در چه جايگاهي قرار مي گيرد؟
خب من همه فيلم هايي را که ساختم پايشان امضا دادم و از آنها دفاع مي کنم. به هر حال سعي کردم کاري قابل دفاع بسازم. «عروسک» از نظر خودم تا حالا کار خوبي شده چه به لحاظ ضرباهنگ و چه بازي ها و چه فضاسازي هايي که کرده ام به آن اميدوارم. نکته مهم تري که هست اين است که هميشه سعي کرده ام در همه کارهايم صادقانه حرف دلم را بزنم و در قالب درست تر نيز اجرا کنم و به دنبال اينکه حالا از چه ترفندي استفاده کنم که به بازار دست پيدا کنم، نبوده ام. برايم مهم اين بوده که حرفي براي گفتن داشته باشم و با مخاطب ارتباط برقرار کنم.
-بازيگرانش همه از بازيگران بفروش هستند.
خانم ليلا اوتادي، آقاي حسام نواب صفوي و البته خانم ها بهاره رهنما، ثريا قاسمي و بهنوش بختياري و آقايان سيروس ابراهيم زاده و عليرضا خمسه. سعي کردم از حضور بازيگران خوب مان استفاده کنم.
-پس فيلم را در جشنواره نخواهيم ديد؟
نه، رسيدن فيلم به جشنواره با توجه به اينکه در مرحله تدوين است بعيد به نظر مي رسد. شايد 15 تا 20 اسفند.