دوشنبه، 28 دي 1388 - شماره 2154
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سينما
گفت وگو با ابراهيم وحيدزاده
جامعه در برابر زنان

ماري شاه نظريان

«ابراهيم وحيدزاده» سال هاست مشغول ساختن فيلم هاي کمدي است. از او اين روزها فيلم تاکسي نارنجي در حال اکران است و فيلم عروسک او به جشنواره نرسيده است. يک موضوع اجتماعي مانند زنان، طلاق، کار و مشکلات استقلال به فضاي کمدي برده مي شود. اين گونه مشکلات آسان تر گفته مي شود هرچند ممکن است زياد به ياد نماند. مهم تر اينکه زندگي واقعي و جامعه ما به خوبي پايان شاد فيلم نيست.

---

-بفرماييد ايده اوليه «تاکسي نارنجي» چطور شکل گرفت؟


سال 82 بود. حين ساختن «معادله» يکي از بازيگران فيلم برايم از خانمي گفت که زماني در کيش راننده تاکسي بوده است. اين خانم به دليل مشکلاتي که داشته به کيش رفته و براي اولين بار به عنوان راننده تاکسي شروع به کار کرده اما بعد از مدتي به دليل مشکلات پيش آمده کارش را رها کرد و گفت از اين دوره خاطراتي دارد که شايد شنيدنش براي شما جالب باشد. به هر حال ايشان خاطرات شان را گفتند و قابليت خوبي براي تبديل شدن به فيلمنامه داشت. ضمن اينکه بايد روي اين خاطرات کار مي شد و شاخ و برگ داده مي شد تا به شکل کامل تبديل به يک فيلمنامه مي شد. حين تدوين «معادله» کار نوشتن فيلمنامه را هم شروع کردم که يک سال طول کشيد. و بعد هم سرمايه گذارهايي نيز براي ساخت فيلم ابراز تمايل کردند و کار فيلمبرداري شروع شد.

-در عين حال که روايت هاي فيلم هاي شما هميشه متفاوت است اما در راستاي همان دغدغه هاي هميشگي تان است يعني يک کمدي اجتماعي.

بله. اگر بنا شود بخواهيم طبقه بندي کنيم مسلماً کارهايم جزء کمدي هاي اجتماعي قرار مي گيرد.

-با توجه به ترکيب بازيگران و قابليت هاي بازيگري شان آيا فيلمنامه حين کار دچار تغييراتي هم شد؟

مسلماً. هميشه اين طور است. حين کار تغييرات و حذف هايي ايجاد مي شود ضمن اينکه پايه اصلي فيلمنامه به همان شکل باقي مانده است. اما کار دوباره بازنويسي شد و شاخ و برگ هايي به آن اضافه شد. ولي بسته به بازيگران طبيعي است براي هر کدام شناسنامه يي را تعيين مي کنم ؛اينکه چه بايد باشند، چه سن و سالي داشته باشند و... و براساس همين تعاريف بازيگران نيز انتخاب مي شوند. از اين مرحله به بعد کار تسهيل مي شود. ضمن اينکه وقتي فيلمبرداري شروع مي شود خود بازيگران ايده هاي تازه يي را براي بهتر شدن کار ارائه مي کنند و اين همفکري بازيگر و کارگردان به نتيجه کار کمک مي کند.

-فيلم را که نگاه مي کردم متوجه شدم در فيلم «شخصيت فرعي» با تعريفي که از آن داريم وجود ندارد و همه شخصيت هايي هستند که به اندازه خود داراي اهميت هستند و تا انتها در دل داستان وجود دارند.

بله، درست است. آدم ها همه شخصيت هستند و کمتر به تيپ برمي خوريد. همه سعي ام اين بود که اين گروهي که دور هم جمع شده اند همه را بررسي کنيم و مسائل شان را طرح کنيم. اما خب طبيعتاً سيمين اولين زني که در کيش راننده مي شود البته پررنگ تر است.

-خانواده سيمون با ترکيب ماهايا پطروسيان و علي دهکردي براساس اين شکل گرفته بود که خانم پطروسيان به هر حال يک رگ شان مسيحي است و توانايي ارمني حرف زدن دارد يا براساس روايت بود؟

خانم پطروسيان براي اين نقش بهترين گزينه بود و خيلي هم از اين بابت راضي هستم و ايشان با توانايي هايي که دارند خيلي خوب از پس نقش برآمدند. اما اينکه چرا يک خانواده ارمني هم بايد در فيلم مي بود مي خواستم اين تضاد بين سيمين و سيمون را داشته باشم. مثلاً يکي اش اين بود که اينها دو دين متفاوت دارند و اين طبعاً عشقي را که بين شان به وجود آمده بود به سرانجام نمي رساند. چون اين وصال به هر شکل سخت بود. بعد هم سيمين به عنوان يک زن با همه مسائل و مشکلات و طلاقي که طي کرده بود حالا آمده بود که مستقل باشد و زندگي اش را اداره کند و نهايتاً خودش تصميم گيرنده باشد در حالي که سيمون شديداً زير سلطه مادر بود و استقلال فکري و عملي نداشت يعني اين مادر بود که رهبري مي کرد. مسلماً اين مردي نبود که بتواند به زندگي سيمين شکل بدهد. و نکته ديگر هم فيزيک اين دو شخصيت بود. سيمين به دليل مشکلاتي که در زندگي اش داشته چهره اش مسن تر از سن واقعي اش بود. اما سيمون با توجه به سني که داشت و با شرايط زندگي خوب و رفاه نسبي اش هنوز صورتي کودکانه و جوان داشت. اين تضادها را دوست داشتم و همين هم بالاخره پايان فيلم را باورپذير مي کرد.

-يعني ازدواج سيمين با شخصيت حسن پورشيرازي؟

بله. اين يک سير منطقي است.

-«تاکسي نارنجي» ايده اصلي اش تلخ است زني مطلقه که در شهرش کار پيدا نمي کند و حالا به کيش آمده تا زندگي خود و دو فرزندش را تامين کند. اما به نظر مي آيد شما خواسته ايد اين تلخي را کمي تعديل کنيد و به خاطر همين از ژانر کمدي استفاده کرده ايد.

اين دو مساله است. وقتي ژانر کار کمدي است مسلماً پايان کار نيز بايد پاياني خوش باشد بايد مسيري طي شود که در وضعيت به وجود آمده نسبت به وضع فعلي اميد بيشتري موج بزند و بيننده تجربه يي جديد را ببيند. بله، زندگي سيمين را مي شد در ژانر تراژدي تصوير کرد و تصويري تلخ به وجود آورد يا به شکل فعلي. اما ترجيح من اين بود که ژانر کمدي را انتخاب کنم.

-فضاي فيلم يعني کيش به هر حال محور فيلمنامه است. اين تصويري که ارائه کرديد واقعي بود يا برخاسته از فيلمنامه است؟

هسته فيلم براساس يک داستان واقعي بوده و ما هم سعي کرده ايم اين واقعي بودن را در کل فيلم رعايت کنيم. اما نکته يي که به کيش مربوط است اين است که آنجا دوگونه زندگي در جريان است يعني جزيره به دو بخش مجزا تقسيم شده؛ بخشي که بازار است و مغازه و تجارت و پول و رونق و چراغ و زرق و برق. آدم هايي که مي آيند خريد مي کنند و خرج مي کنند. و بخش ديگري هم تعلق به بومي ما دارد که گوسفندداري مي کنند و ماهيگيري که وضعيت مالي خوبي ندارند. منظورم اين است که هر کجا امکانات و شرايط خودش را دارد و آدم براي رسيدن به رفاه و اثبات خودش بايد تلاش کند. مثل همين موقعيتي که براي سيمين به وجود مي آيد.

-از ساخت فيلم «تاکسي نارنجي» راضي هستيد؟

بله. من همه توانم اين بود که در راستاي همان نگاهي که به سينماي مورد علاقه ام دارم فيلم «تاکسي نارنجي» هم يک کمدي با سر و شکلي درست باشد و مهم تر از همه حرفي نيز براي گفتن داشته باشد يعني صرفاً سرگرمي يا پيام نباشد.

-چرا با وجود اينکه کمدي مي سازيد اما ساخت فيلم هايتان اينقدر با فاصله است؟ چون اين روزها کمدي خيلي زياد ساخته مي شود؟

هر وقت تصميم مي گيرم فيلمي را کليد بزنم در مرحله اول سراغ تهيه کننده ها مي روم، اما نمي دانم حالا يا نوع روايت فيلم هايم طور خاصي است يا هر دليل ديگري که اين ارتباط با تهيه کننده ها ايجاد نمي شود. يا شايد دليلش حس نوجويي من و دور شدن از کليشه ها است. به هر شکل نهايتش با چند سرمايه گذار به تفاهم مي رسيم و تهيه فيلم را شروع مي کنم. خودم تهيه کننده فيلم خودم مي شوم. در واقع فيلم مسيري را که شروع کرده و تا به اينجا رسيده با سليقه يي که در بازار حالا رايج است فرق دارد و اين فرق داشتن به نظرم باعث شد فيلم مهجور و پرت بماند. اميدوارم با گذشت زمان فيلم جايگاه خود را پيدا کند. اين احتمالاً زماني است که مخاطب فيلم را از طريق رسانه هاي خانگي خواهد ديد و آن موقع است که به نظرم با توجه به بينندگان زيادي که خواهد داشت اما براي من تهيه کننده درآمدي نخواهد داشت.

-با توجه به اينکه فيلم شما در فضاي کمدي است و از آن سو مردم زياد حال و حوصله و دل و دماغ فيلم ديدن ندارند و هم اينکه با گراني بليت سينماها طبيعي است اولويت اول به ضروريات مهم زندگي تعلق مي گيرد و در مرحله چندم يا آخر به سينما، سوالم اين است چرا در بدترين فصل و زمان فيلم تان را اکران کرديد؟

اکران فيلم که بستگي مستقيم به شرکت پخش فيلم دارد و کمي از دست ما خارج است.

-الان که مشغول فيلم جديدتان «عروسک» هستيد نه؟

بله به نظرم مي آيد در کارنامه کاري ام «عروسک» کار نسبتاً متفاوت و تازه يي است.

-اين فيلم هم درباره زنان است؟

فيلم ماجراي خانمي است که براي پيدا کردن کار به جاهاي مختلف سر مي زند که سخت به نتيجه مي رسد اما نهايتاً در شرکتي استخدام مي شود که به نظر مي رسد همه چيز آنجا سر و شکلي ايده آل دارد اما مسائلي پيش مي آيد که کمي دور از ذهن و عجيب و غريب است.

-باز هم از منظر کمدي؟

بله کمدي موقعيت و اجتماعي است يعني اتفاقاتي که مي افتند سررشته يي را به وجود مي آورند که به حس کمدي مي رسيم.

اين فيلم خيلي پرکاراکتر و بازيگر است اغلب هم سوپراستار و بازيگران نام آور هستند. اميدوارم با تم و فضاي داستان و حضور بازيگرانش با استقبال مخاطب هم مواجه شود. همه فيلم در تهران مي گذرد.

-از نظر شما فيلم «عروسک» در کارنامه کاري تان در چه جايگاهي قرار مي گيرد؟

خب من همه فيلم هايي را که ساختم پايشان امضا دادم و از آنها دفاع مي کنم. به هر حال سعي کردم کاري قابل دفاع بسازم. «عروسک» از نظر خودم تا حالا کار خوبي شده چه به لحاظ ضرباهنگ و چه بازي ها و چه فضاسازي هايي که کرده ام به آن اميدوارم. نکته مهم تري که هست اين است که هميشه سعي کرده ام در همه کارهايم صادقانه حرف دلم را بزنم و در قالب درست تر نيز اجرا کنم و به دنبال اينکه حالا از چه ترفندي استفاده کنم که به بازار دست پيدا کنم، نبوده ام. برايم مهم اين بوده که حرفي براي گفتن داشته باشم و با مخاطب ارتباط برقرار کنم.

-بازيگرانش همه از بازيگران بفروش هستند.

خانم ليلا اوتادي، آقاي حسام نواب صفوي و البته خانم ها بهاره رهنما، ثريا قاسمي و بهنوش بختياري و آقايان سيروس ابراهيم زاده و عليرضا خمسه. سعي کردم از حضور بازيگران خوب مان استفاده کنم.

-پس فيلم را در جشنواره نخواهيم ديد؟

نه، رسيدن فيلم به جشنواره با توجه به اينکه در مرحله تدوين است بعيد به نظر مي رسد. شايد 15 تا 20 اسفند.

منتقدان مانند داوران دولتي راي دادند

مريم عباسي

امروز بعدازظهر شب منتقدان برگزار مي شود و با يک سال تاخير بهترين هاي سينماي ايران در سالي که گذشت اعلام مي شود. اين بار انتخاب ها از سوي منتقدان است. چند سالي است که منتقدان بهترين هاي خود را معرفي و اعلام مي کنند. البته آنان همواره در نشريات خود فرصت اين را دارند که درباره نظر و نگاه خود سخن بگويند. اما اين بار در يک مراسم رسمي اسامي اعلام مي شود. اسامي برگزيده هاي آنها چند روزي است که منتشر شده است. اين بار هيات داوران متشکل از جواد طوسي، احمد طالبي نژاد، محمد خزاعي، خسرو دهقان، فريدون جيراني، طهماسب صلح جو و حسين معززي نيا بود؛ منتقدان شناخته شده يي که طيف سني متفاوتي دارند. اين فيلم ها قطعاً از بهترين هاي سينماي ايران در سال گذشته هستند اما تنها فيلم هاي ما نيستند. تنها فيلم هايي نيستند که مي توانند مورد قبول قرار گيرند. جاي برخي فيلم ها خالي است. مي دانيم که اين نکته مدام تکرار مي شود که هر انتخابي سليقه يي است اما فارغ از انتخاب ها چند نکته مطرح است؛ چند نکته پيش از انتخاب.

1- چرا اينقدر دير؟ اکنون بيش از يک سال است که فيلم ها به نمايش درآمده اند يا درمي آيند. جشنواره فيلم فجر سال پيش در بهمن ماه برگزار شده است. اين همه روز فرصت بود تا انتخاب هاي منتقدان مطرح و درباره آن بحث و تبادل نظر شود.

2- مدت هاست که بحث تاثيرگذار بودن يا تاثيرگذار نبودن نظر منتقدان مطرح است. مدت هاست که عده يي مي گويند مردم چندان به نکته ها و حرف ها و نظرات منتقدان اهميت نمي دهند. عده يي مي گويند در کشورهاي ديگر چند جمله و متن کوتاه براي بها دادن به يا له کردن يک فيلم کافي است، البته اگر منتقد، منتقد باشد. اما موضوع اين است که چرا خود منتقدان هم کارشان را بي اعتبار مي کنند. اينکه يکسري از منتقدان شناخته شده بيايند و وقتي اکران و نمايش فيلم ها تمام شده است درباره آنها نظر بدهند واقعاً چقدر بر مردم تاثير مي گذارد؟ حاصل زحمات را هم بر باد مي دهد. البته مي توان خوشبين بود و گفت خب هنوز تعدادي از فيلم ها به نمايش درنيامده اند. تعدادي از فيلم ها پشت اکران مانده اند و شايد هيچ گاه هم ديده نشوند. اين انتخاب ها شايد به کمک آنها بيايد و حداقل براي آنها فايده داشته باشد. اميدوارم اما خب وقتي مي شود کاري کرد که ميزان فايده بالا رود چرا به حداقل ها رضايت مي دهند و فراموش مي کنند که حرمت امامزاده را خود متولي نگه مي دارد؟

3 - نکته ديگر اينکه به اسامي فيلم ها نگاه کنيد. هفت منتقد با نگاه هاي مختلف همان فيلم هايي را پسنديدند که داوران جشنواره فيلم فجر با نگاه هاي مختلف و تعداد بيشتر به عنوان فيلم هاي برگزيده و برتر سال پيش اعلام کرده بودند و سيمرغ ها را به آنها اهدا کردند. آيا اين نزديکي تاييدي است بر داوري هاي فيلم فجر و نگاه دولت در زمينه سينما؟ تاييدي است بر آنچه در جشنواره فجر سال پيش گذشته بود، حالا خوب و بدش را کار نداريم. موضوع سر نزديکي فکر و انديشه است. موضوع بر سر استقلال است و آزادي راي. داوري کردن در يک جشنواره يي که با پشتوانه دولت برگزار مي شود و با هدف توسعه و افزايش نگاه مورد تاييد حاکم قرار مي گيرد؛ فرق دارد با وقتي که عده يي از منتقدان در کنار هم بي هيچ شائبه يي و هيچ اضطراري نظري و رايي مي دهند. اينکه فيلم ها به هم نزديک شده اند افتخاري است براي جشنواره فيلم فجر. هر چند از نظر مردم اينکه ابراهيم حاتمي کيا بيايد و فيلمي انتخاب کند قطعاً جذاب تر است تا فريدون جيراني که هر روز در سيما برنامه دارد و مدت هاست کمتر در حيطه روزنامه نگاري حضور دارد.

4- همچنين ديگر نکته يي که در اين انتخاب ها به نظر مي رسد نام فيلم هايي است که مورد تاييد دولت قرار گرفته است. دولت در سينما. فيلم هايي که پروانه ساخت و نمايش دارند و ساخته و ديده شده اند و اکران شده اند. در اين ميان جاي تمام فيلم هايي که خارج از اين گردونه ساخته مي شوند و گاه به عنوان نماينده ايران در جشنواره هاي جهاني شرکت مي کنند خالي به نظر مي رسد؛ فيلم هايي که جوانان فيلمساز مي سازند و حداقل مي تواند در «بخش خلاقيت و استعداد درخشان» به نمايش درآيد. اين انتخاب ها مي توانست بخشي از جشن برگزارنشده خانه سينما در روز ملي سينماي امسال باشد. مي توانست در همان شبي که بيشتر سينماگران گرد هم آمدند معرفي و اعلام شود تا بيشتر مورد استقبال قرار گيرد.

بهترين فيلم، بهترين کارگرداني، بهترين فيلمنامه، بهترين بازيگران اول و دوم زن و مرد و بهترين استعدادهاي برتر منتقدان خيلي زودتر مي توانست اعلام شود. نمي توان گفت اين تاخير به دليل تحليل بيشتر است و سرعت باعث مي شود از ارزش آن بکاهد چون به هر حال اين منتقدان هر چند وقت يک بار نظرات خود را در نشريات مختلف اعلام مي کنند. فراموش نمي کنيم که قرار است منتقد جلوتر از همه باشد. در نهايت مي توان بر اين افسوس خورد که چرا منتقدان به اين راحتي خود را از مردم دور مي کنند. شايد در نهايت همان طور که تيتر اين خبر ارسالي گواهي مي دهد همه اين سخنان فقط آرزوها و انتظارهاي ما از منتقدان هستند چون در تيتر آمده است؛«انتخاب منتقدان در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر». اينکه چرا بعد از يک سال درباره جشنواره يي سخن گفته اند و درباره آن نظر دارند که خود حاشيه يي پررنگ تر از متن است. هرچند در اين ميان منتقدان تاکيد دارند بهترين زمان همين دي ماه است. استدلال کيوان کثيريان در مقام نايب رئيس انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي در گفت وگو با مهر اين است؛ «بعضي آثاري که در اين جشن داوري مي شوند در جشنواره بيست و هفتم روي پرده رفته اند به همين دليل نمي خواستيم فاصله نمايش و داوري اين فيلم ها طولاني شود، در جلسه هايي که شوراي مرکزي داشت به اين نتيجه رسيديم که جشن امسال را قبل از جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر برگزار کنيم. برگزاري اين جشن مقدماتي لازم داشت که در اين مقطع زماني فراهم شد و تصميم به برگزاري جشن گرفتيم، با توجه به اينکه زمان زيادي براي برنامه ريزي نداشتيم سعي کرديم بخش هاي مختلف را هماهنگ کنيم و با توجه به مجموع شرايط از برنامه عقب نيستيم.»

فيلم ها و سينماگراني که منتقدان در رشته هاي مختلف پسنديدند

درباره الي، وقتي همه خوابيم، اشکان و انگشتر متبرک و چند داستان ديگر، عيار14 و ترديد

اصغر فرهادي (درباره الي)، واروژ کريم مسيحي (ترديد)، حسن فتحي (پستچي سه بار در نمي زند)، شهرام مکري (اشکان و انگشتر متبرک و چند داستان ديگر)، عبدالرضا کاهاني (بيست)، حميد نعمت الله و هادي مقدم دوست (بي پولي)، شهاب حسيني (درباره الي و سوپراستار)، محمدرضا فروتن (عيار14)، ماني حقيقي (درباره الي)، مسعود رايگان (زادبوم)، پرويز پرستويي (بيست)، رويا نونهالي (صداها)، ليلا حاتمي (بي پولي)، رويا تيموريان (زادبوم)، ترانه عليدوستي (ترديد)، فريده فرامرزي (صندلي خالي)، صابر ابر (درباره الي)، پيمان معادي (درباره الي)، عزت الله انتظامي (زادبوم)، عليرضا خمسه (بيست)، حبيب رضايي (بيست و بي پولي)، مريلا زارعي(درباره الي)، شقايق فراهاني (وقتي همه خوابيم)، طناز طباطبايي (صداها)، مهتاب کرامتي (بيست)، پانته آ بهرام (صندلي خالي)، کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار (شبانه روز)، مصطفي آل احمد (پوسته).

انتخاب کنوني من؛ شيرين و آتشکار

به هر حال انگار احمد طالبي نژاد هم کمي به نظرات ما نزديک است. او که از منتقدان شناخته شده است و هنوز هم جاي خالي مجله هفت او به چشم مي خورد نکته هايي درباره اين انتخاب ها دارد. البته بيش از هر چيزي تاکيد مي کند؛ «من داور حرفه يي انجمن نيستم. بعد از تعطيلي و توقيف مجله هفت خانه نشين شدم و تنها به تدريس اکتفا مي کنم. اين بار هم خواستم به انجمن کمک کنم.» هنگامي که مي گوييم چرا منتقدان فقط فيلم هاي جشنواره را مورد ارزيابي قرار دادند، مگر فقط همان فيلم هاي جشنواره در سينماي ايران وجود دارند و مگر هدف منتقدان شناخت استعداد و کشف نگاه ها و نظرهاي نو و جديد نيست، مي گويد؛ «انتخاب هاي ما در بهار صورت گرفته است. قطعاً اگر در اين زمان قرار بود فيلم هايي را ببينيم و انتخاب کنيم ليست و نظرات من فرق داشت. الان فيلم هاي ديگر را هم در ليست قرار مي دادم.» و تاکيد مي کند؛ «من مي توانم الان خرق عادت کنم و بگويم انتخاب هاي من شيرين عباس کيارستمي است و آتشکار محسن اميريوسفي. فيلم اول محمد رسول اف (جزيره آهني) را ديده بودم و جسارت او قابل تحسين بود. هنوز فيلم دومش (کشتزارهاي سپيد) را نديده ام. شايد اگر ديده بودم اين فيلم هم يکي از انتخاب هايم بود.» او خود فيلم ها را در جشنواره فيلم فجر سال قبل نديده است. تاکيد مي کند امسال هم به جشنواره نمي رود. در جشنواره هايي همچون جشنواره شهر و ديگر امکان هايي که بوده فيلم هاي مطرح را ديده و داوري کرده است. اينکه چرا اينقدر دير اسامي اعلام شده است، مي گويد؛ «ما راي خود را بهار اعلام کرديم. اينکه چرا اينقدر دير اسامي اعلام مي شوند و قرار است جشن و مراسم برايشان برگزار شود خود نکته يي است که من در جريان نيستم. اما حتماً به خاطر مسائل اين مدت اعلام اسامي به تعويق افتاده است.» او تاکيد دارد؛ «براي اينکه انتخاب منتقدان تحت الشعاع جشنواره قرار نگيرد بايد قبل از جشنواره فيلم فجر باشد.» طالبي نژاد درباره اينکه آيا اين انتخاب ها اکنون مي توانند تاثيرگذار باشند يا خير نظري قطعي نمي دهد و مي گويد؛ «براي اينکه ببينيم حالا يا در همان زمان انتخاب ها چه تاثيري بر مردم مي گذاشتند احتياج به يک بحث مفصل دارد. اصلاً تاثير دارد يا نه؟ اصلاً نظر منتقدان در کليات سينماي ايران تاثيرگذار است يا نه؟ همه اينها مباحث جداگانه يي است. اما در مجموع فکر مي کنم الان هدف در حد اين است که فقط برگزار شود و خيلي تاثيرگذاري آن مهم نيست.» يکي ديگر از نکته هايي که او درباره انتخاب ها و نزديکي آن به انتخاب هاي داوران جشنواره فيلم فجر اشاره مي کند اين است که در مجموع همين تعداد فيلم خوب در جشنواره سال قبل حضور داشت. همين هفت هشت فيلم بود.

عناوين اين صفحه
جامعه در برابر زنان
منتقدان مانند داوران دولتي راي دادند
انتخاب کنوني من؛ شيرين و آتشکار

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام