يكشنبه، 20 دي 1388 - شماره 2147
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سينما
اين بار بازيگري به نام سياست

مهري حقاني

«سينما با ما، قوي ترين ارتش هاي دنيا بر ما، پيروز خواهيم شد.» در حقيقت اين يکي از نکات کليدي مورد تاکيد لنين سياستمدار بود که بدون هنر نمي توان ايدئولوژي حزب کمونيست را باقي نگه داشت يا پر و بال داد. اما آنچه به نام سينماي سياسي در گستره هنر هفتم جا گرفته است به دور از تمام خواب هاي لنين بود. سينماي سياسي در حقيقت يکي از ژانرهاي سينمايي جهان شد که به ويژه در اروپا کارنامه درخشاني از خود به جا گذاشت. به بيان ساده تر بيش از آنکه سينماي سياسي رسالتي براي خود قائل باشد سياست را به عنوان دستمايه اصلي خود قرار داده است. موضوع تقلب انتخاباتي «ريچارد نيکسون» که به رسوايي واترگيت مشهور شد موجب ساخت يکي از به يادماندني ترين فيلم هاي اين دسته يعني «همه مردان رئيس جمهور» شد. اين فيلم که محصول 1976 به کارگرداني آلن جي پاکولا بود، نامزد هشت جايزه اسکار شد که چهار جايزه را دريافت کرد.

سينماي سياسي در ايران

اما در ايران همچنان که نيروهاي اجتماعي شکل دهنده جريان هاي سياسي به ويژه در تاريخ معاصر بوده است، سينما نيز از اين مقوله بي بهره نبوده است. اين رخداد شايد از روزهايي آغاز شد که بنا بر تخمين هايي که امروزه زده مي شود به طور تخميني پدربزرگ هاي آن زمان چهار برابر هر نوه امروزي به سينما مي رفته اند. دوران جنگ سرد، کشف حجاب، پديده لمپنيسم در ايران، اصلاحات ارضي، فاصله طبقاتي و... از عمده ترين بسترهاي شکل گرفتن نوعي سينماي سياسي در ايران يا دست کم پرداختن به سياست به شمار مي رفتند. براي نمونه شعبان جعفري که نقش مهمي در کودتاي 28 مرداد 1332 داشت راه را براي شخصيت پردازي يک لمپن، يک جاهل يا لات جوانمرد در فيلم هاي ايراني باز کرد. «جاهل محله» يا «شبي در لاله زار»، «جاهل و ژيگولوها» از اين رديف فيلم ها به حساب مي آيند. در سال هاي بعد قيصر نمونه يي بود که ناخشنودي از انقلاب سفيد بود؛ فيلمي که با نمايش خشونت و تلخي انتقام چه بسا نوعي شمارش معکوس براي انقلاب 57 شد. سينماي سياسي آن روزها نوعي سينماي موج نو نام گرفت. اسرار گنج دره جني ابراهيم گلستان به نوعي در اوج اقتدار حکومت از ولخرجي هاي دربار مي گفت. اما با اوج گيري انقلاب سينماها يکي يکي در آتش سوختند. شايد از آن رو سينما به يکي از کوره هاي انقلاب تبديل شد که بيش از هرچيز به عنوان محلي براي خوشي و ولنگاري شناخته مي شد. 125 سينما در آتش سوخت. شايد اين بار سينما فراموش شده بود که اين دست آفرينشگر و زيباي هنر است که امکان استحاله سياست را به آساني فراهم کرده است.

سينماي انقلاب

در دولت موقت مهدي بازرگان که چند روز پيش از سرنگوني کامل حکومت پهلوي تشکيل شده بود دکتر پرويز ورجاوند استاد دانشگاه تهران به عنوان قائم مقام وزارت فرهنگ معرفي شد. در اين دوران اداره نظارت بر نمايش فيلم منحل شده بود و عملاً هيچ سازمان دولتي بر توليد و نمايش فيلم نظارت نمي کرد. چند هفته پيش از پيروزي انقلاب در اسفند 1357 به دعوت «حميد قنبري» رئيس هيات مديره سنديکاي هنرمندان و کارکنان جلسه يي برگزار شده بود و هريک از رشته هاي سينما نماينده يي براي خود برگزيده بودند. در ميان آنها نام حسين گيل (بازيگر)، رضا علامه زاده (کارگردان) و هوشنگ بهارلو (فيلمبردار) به چشم مي خورد. سه ماه بعد از هر رشته پنج نماينده انتخاب شد. اعضاي اصلي شوراي موسس را افراد نام آشنا تشکيل دادند؛ «مسعود کيميايي، محمد متوسلاني، کامران شيردل، سعيد مطلبي و رضا علامه زاده». اما آن شرايط پرالتهاب راه را بر هر تمهيدي بسته بود. ورجاوند سعي کرد تا تشکيل «شوراي تعيين خط مشي سياسي فرهنگي کشور» وضعيت نابسامان فعاليت هاي فرهنگي را نظمي ببخشد. اين شورا مشتمل بر بيست کميته بود که هر کميته مسوول يکي از بخش هاي فرهنگي و هنري ايران به شمار مي رفت. سه نماينده- شيردل، بهارلو و علامه زاده- براي طرح مسائل سينماي ايران در کميته 15 نفري شرکت کردند ولي با استعفاي ورجاوند در کمتر از دو ماه اين شورا از هم پاشيد و سرنوشت سينماي ايران در پرده ابهام باقي ماند. برخي آمارها نشان مي داد از مجموع 524 سينماي سراسر کشور فقط 313 سينما به جاي ماند. همه مي دانستند تکرار الگوهاي مضموني و بصري سينماي پيش از انقلاب محال است اما کسي نمي دانست سينماي ايران چه مي خواهد و به کدام سو مي رود. اين سينما براي بقاي خويش به جمله معروف بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام (ره) در سخنراني کليدي دوازدهم بهمن 1357 در بهشت زهرا تکيه مي کرد؛ «... ما با سينما مخالف نيستيم. ما با فحشا مخالفيم.»

سينماي اصلاحات

مفاهيمي چون توسعه سياسي، آزادي بيان و عقيده، مدارا و گفت وگو، تساهل و تسامح، انتقادپذيري و تحمل مخالف، پرهيز از خشونت، احترام به راي مردم، جمهوريت، دموکراسي، شايسته سالاري، خردورزي، رعايت حقوق فردي و اجتماعي، دفاع از حقوق زنان و توجه به جوانان اصلي ترين نکات تاکيدي در تمام اين سال ها بودند. طرح اين کليدواژه هاي جديد در فرهنگ سياسي و سياست فرهنگي کشور به زودي جاي خود را در سينما باز کرد.اهالي سينما از اين دور جديد استقبال زيادي کرده بودند. نگاه انتقادي و مطرح کردن مفاهيم جديد در سينما موجب خلق موج جديدي در سينما شد که بيش از هر چيز نگاه تحليلي تري به مقولات سياسي داشت و اگر اين نگاه در حوزه اجتماعي هم وارد مي شد در حقيقت متاثر از حوزه سياسي بود. بررسي سياست هاي فرهنگي دولت در نيمه دوم دهه 70 نشان مي دهد سياستگذاران و مديران سينماي کشور در اين نيمه بر سينمايي متکي بر ارزش هاي انقلابي و ديني تاکيد مي کردند. اينان سينما را وسيله يي براي انتقاد اجتماعي و بيان مشکلات و معضلات جامعه تلقي کرده و بر سينماي متکي بر مردم تاکيد کرده اند. بنابراين سعي کرده اند در سياستگذاري ها و جهت گيري هاي خود، خواسته ها و انتظارات مردم و مخاطبان سينما را در نظر بگيرند و بايدها و نبايدهاي خود را به بايد و نبايدهاي مردم نزديک تر کنند.

سينماي عدالت

آبان ماه 1386 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت اصولگرا، گزارش عملکرد خود را طي سال هاي 84 تا 86 منتشر کرد. بر اساس اين گزارش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رويکرد و توسعه بخش هنري در اين وزارتخانه را بر مبناي فرهنگ ديني و ملي جامعه اسلامي و مطابق با ارزش ها و سياست هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي شکل داده و بر همين اساس سياستگذاري در اين معاونت در دو سال مذکور طوري اتخاذ شده که رشته هاي هنري به سمت و سويي هدايت شوند که در تمام موارد باورهاي ديني و ريشه هاي فرهنگ ايراني ملاک عمل قرار گيرد. در حوزه سينمايي نيز از سه برنامه بنيادين و کلان تحت عنوان برنامه منتهي به «فيلم خوب»، برنامه منتهي به «سالن خوب» و برنامه منتهي به «اکران خوب» ياد شده که در دستور کار برنامه ريزان معاونت امور سينمايي، سمعي و بصري قرار گرفته است. در اين راستا حمايت از توليدات فاخر و ارزشمند سينمايي، در دستور کار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفته است. (گزارش عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دولت نهم، 1386)

سياستگذاران فرهنگي اين دوره آشکارا اعلام مي کنند؛ «ما متعهد نيستيم سينما رشد کند بلکه متعهديم سينماي مطلوب رشد کند. در بقيه حوزه هاي فرهنگ و هنر هم همين طور است. چون اگر دنبال کيفيت نباشيم زيان خواهيم ديد.» با اين حال برخي منتقدان نيز معتقدند سينما هنوز نزد بزرگاني که به مسائل کلان کشور مي پردازند، مشروعيت به دست نياورده و تا اين موضوع برطرف نشود، مشکل حل نمي شود. آنها معتقدند با نگاه دوباره به گونه يي از سينما که به معضلات اجتماعي مي پردازد، مي توانيم باور داشته باشيم اين فيلم ها حتي در مواضع انتقادي نيز در خدمت توسعه فرهنگي کشور خواهند بود. جدي گرفته نشدن اين نوع سينما در جشنواره فيلم فجر و مهم تر از آن عدم نمايش عمومي اين آثار در سالن هاي سينما، موجب خسارت هاي فراوان فرهنگي و اقتصادي خواهد شد. با اين همه منتقدان ديگري هم هستند که به کل سينماي ايران را فاقد سينماي سياسي مي دانند. يک منتقد و مدرس سينما با نگاهي کلي تر به مقوله سينماي سياسي در اين سال ها مي گويد؛ «اصولاً در سينماي ايران چيزي به نام ژانر نداريم به همين دليل است که ژانر کمدي و کودک نداريم. در اوايل دهه 70 حرکت هايي انجام شد مثلاً اعتراض کيميايي و زير پوست شهر بني اعتماد از اين نمونه اند. اما بيشترين دغدغه اين فيلم ها مسائل اجتماعي بود که گوشه چشمي هم به مسائل سياسي داشتند. اما مولفه سياسي چندان در نظر نبود. البته گفتني است تعريف سينماي سياسي در جهان هم عوض شده است. سينماي سياسي در هاليوود هم اکنون بيشتر به عنوان يک ابزار تبليغاتي ساخته مي شود. ديگر از سينماي چپ و سياسي ايتاليا خبري نيست. از سوي ديگر رويکردها هم عوض شده. سياره وحشت رودريگز به ظاهر ترسناک است اما سياسي است.» اما مشکل سينماي سياسي ايران چيست؟ اين منتقد ادامه مي دهد؛ «سينماي امروز ما بيشتر مصرف گرا شده. سينما تهيه کننده سالار و سالن سالار شده به همين خاطر قدرت تفکري باقي نمي ماند. اين در حالي است که سينماي سياسي سينماي دقيق تري است. در اين ميان گذشته از مميزي در سينما بايد گفت چندان توانايي پرداختن به اين مساله هم به چشم نمي خورد.»

 

عناوين اين صفحه
اين بار بازيگري به نام سياست

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام