شنبه، 19 دي 1388 - شماره 2146
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
از روز گذشته آغاز شد
جشنواره فيلم هاي ايراني در بوستون امريکا

گروه فرهنگي؛ جشنواره فيلم هاي ايراني بوستون در امريکا از روز گذشته جمعه هشتم ژانويه با نمايش فيلم سينمايي «شيرين» ساخته عباس کيارستمي در موزه هنرهاي زيباي بوستون آغاز مي شود. در اين جشنواره 12 فيلم حضور دارند که از جمله آنها مي توان به «حيران» شاليزه عارف پور، «اسب دو پا» سميرا مخملباف و «نيلوفر» سابين الجمايل اشاره کرد که در جشنواره هاي بين المللي زيادي شرکت کرده اند. شاليزه عارف پور که سال گذشته اولين نمايش هاي فيلمش را در جشنواره فيلم فجر تجربه کرد و بعد از آن راهي جشنواره هاي متعددي شد، در «حيران» به مسائل و مشکلات مهاجران افغان در کشور ايران مي پردازد. «ماهي» دختر خانواده يي که هنگام جنگ ايران و عراق از آبادان به شمال کشور مهاجرت کرده در سال آخر دبيرستان عاشق «حيران» يک پسر دانشجوي افغان مي شود. نداشتن کارت اقامت، مشکلات زنان ايراني که با مردان افغان پيمان ازدواج مي بندند، بي شناسنامه بودن تعداد زيادي از کودکان افغان که در ايران متولد مي شوند، محدوديت ها و محروميت هاي تحصيلي کودکان افغان در ايران، نگاه گاه تحقيري طيفي از جامعه به اين قشر از مهاجران و... از جمله مشکلات افغان هايي است که در اين فيلم به آنها اشاره شده است. «اسب دوپا» ساخته سميرا مخملباف که مثل بسياري از فيلم هاي اخير خانواده مخملباف در افغانستان ساخته شده است، داستان نوجواني را روايت مي کند که پا ندارد و نوجوان ديگري که از نظر جسم قوي تر است او را به دوش مي کشد و نقش پاهاي او را بازي مي کند. سميرا مخملباف براي اين فيلم جايزه ويژه هيات داوران جشنواره «سن سباستين» را از آن خود کرد. «نيلوفر» ساخته سابين الجمايل نيز داستان يک دختربچه عراقي است که در سر روياي درس خواندن و پزشک شدن را مي پروراند. روابط او با افراد خانواده اش به خصوص عموي چوپانش بستر اتفاقات تازه يي مي شود. اين فيلم که محصول مشترک ايران، لبنان و فرانسه است و بازيگراني چون رويا نونهالي، فاطمه معتمدآريا، شهاب حسيني و... در آن به ايفاي نقش پرداخته اند توانست جايزه اصلي جشنواره «نور» لس آنجلس را از آن خود کند. از ديگر فيلم هايي که قرار است در اين جشنواره به نمايش درآيند مي توان به «يک اديسه ايراني؛ مصدق، نفت و...» ساخته مازيار بهاري، «شمارش معکوس» خاطره حناچي، «وطن کوچک من» و «پشت چرخ هاي زندگي» ساخته عباس محمدي، «طرقه» محمدحسن دامن زن و «مردي که گيلاس هايش را خورد» پيمان حقاني، «مرد و موتورسيکلت» و «شهر من پيتزا» اشاره کرد. جشنواره فيلم هاي ايراني بوستون يکي از مهم ترين برنامه هاي نمايش فيلم هاي مستند و داستاني سينماي روز ايران در امريکا است و فيلم هاي فيلمسازان قديمي و جديد را به نمايش مي گذارد. اين برنامه تا يکشنبه 17 ژانويه ادامه دارد. در اين جشنواره تنها «شيرين» دو نمايش دارد و بقيه فيلم ها يک نمايش خواهند داشت. فيلم سينمايي «شيرين» که با حضور تعداد زيادي از بازيگران زن سينماي ايران ساخته شده واکنش هاي اين بازيگران درباره تماشاي قصه شيرين و فرهاد را به تصوير مي کشد. به گزارش لوموند اکران جهاني اين فيلم از 30 دي ماه در سينماهاي فرانسه آغاز مي شود.
با ارسال نامه يي به وزير ارشاد صورت گرفت
انتقاد مسيح مهاجري از عملکرد معاونت مطبوعاتي
گروه فرهنگي؛ مسيح مهاجري مديرمسوول روزنامه «جمهوري اسلامي» در واکنش به تذکر معاونت مطبوعاتي به اين روزنامه نامه يي به سيدمحمد حسيني وزير ارشاد نوشت و از عملکرد محمدعلي رامين معاون مطبوعاتي اين وزارتخانه انتقاد کرد.روزنامه «جمهوري اسلامي» چندي پيش متن بيانيه شماره 17 ميرحسين موسوي را چاپ کرد و پس از آن بود که معاونت مطبوعاتي تذکري کتبي به اين روزنامه فرستاد. به گزارش خبرآنلاين، مسيح مهاجري در اعتراض به اين تذکر وارده نوشت؛ «تذکر کتبي هيات نظارت بر مطبوعات فاقد وجاهت قانوني است.» مديرمسوول «جمهوري اسلامي» در ابتداي نامه خود آورده است؛ «روزنامه جمهوري اسلامي عمل به قانون را وظيفه حتمي خود مي داند و هرگز تخلف از آن را براي هيچ کس جايز نمي داند.» او در نامه خود با اشاره به اينکه «آنچه مهم است، فهم درست از قانون است» ادامه داده؛ «متاسفانه دبير هيات نظارت بر مطبوعات عبارت «کساني که عليه نظام جمهوري اسلامي فعاليت يا تبليغ مي کنند حق هيچ گونه فعاليت مطبوعاتي ندارند» که معناي روشن آن محروميت اين قبيل افراد از داشتن امتياز يا مسووليت و فعاليت در مطبوعات است را به معناي ممنوعيت چاپ اخبار آنها در مطبوعات گرفته و با استناد به اين تفسير نادرست از قانون مطبوعات به روزنامه «جمهوري اسلامي» تذکر داده است.»مسيح مهاجري درباره بيانيه هفدهم ميرحسين هم چنين نوشته است؛ «آنچه از بيانيه آقاي موسوي در روزنامه «جمهوري اسلامي» به چاپ رسيده نه تنها حاوي هيچ نکته يي عليه نظام نيست بلکه مشتمل بر حمايت از نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي است.»او اقدام براي چاپ بيانيه در روزنامه متبوعش را چنين توجيه کرده است؛ «اين اقدام با هدف جذب حداکثري و دفع حداقلي مورد نظر رهبر انقلاب صورت گرفته و از وظايف مطبوعات است.» مهاجري نامه اش به وزير ارشاد را اين گونه پي گرفته است؛ «هنر مطبوعات اين نيست که افراد را از نظام دور کنند بلکه بايد براي جذب آنها به نظام تلاش کنند.» مديرمسوول «جمهوري اسلامي» ادامه مي دهد؛ «اينکه آقاي موسوي از مصاديق کساني که عليه نظام جمهوري اسلامي فعاليت يا تبليغ مي کنند يا نه موضوعي است که مراجع ذي صلاح قانوني بايد درباره آن اظهارنظر کنند و قضاوت در اين باره از صلاحيت دبير هيات نظارت بر مطبوعات خارج است.» او در ادامه نامه اش آورده است؛ «مهم تر آنکه رهبر معظم انقلاب تاکنون بارها تصريح فرموده اند افراد را نبايد به مجرد مخالفت با بعضي امور به ضديت با نظام متهم کرد.» مهاجري در پايان نامه اش آورده است؛ «از جنابعالي که خوشبختانه با مفاهيم حقوقي آشنا هستيد انتظار دارم مشاراليه را در جهت تلاش براي فهم قانون و رعايت حقوق شهروندان و آزادي هاي مصرح در قانون اساسي ارشاد فرماييد.»بيانيه هفدهم ميرحسين موسوي که حاوي پيشنهادهايي براي بهبود اوضاع کشور بود، با وجود آنکه در مطبوعات چاپي کمتر منعکس شد، واکنش هاي بسياري را برانگيخت.
پيدا و پنهان
? حمله به کروبي در قزوين؛ سحام نيوز پايگاه خبري حزب اعتماد ملي و فارس از حمله گروه هايي به «مهدي کروبي» در قزوين و تيراندازي به خودروي وي خبر دادند. حسين کروبي فرزند کروبي به پارلمان نيوز گفت؛ «آقاي کروبي براي شرکت در مراسم روضه خواني ماه محرم که در منزل آقاي قوامي در قزوين برپا بود روز پنجشنبه به اين شهر سفر کرد. همزمان با ورود آقاي کروبي به قزوين، پيامکي در سطح گسترده به مردم شهر قزوين ارسال مي شود که « به پاخيزيد، کروبي به قزوين آمد» و آدرس منزل آقاي قوامي در آن پيامک ذکر شده بود.»کروبي ادامه داد؛ «اما آقاي کروبي ابتدا به منزل آقاي قوامي نمي رود و براي استراحت به منزل يکي از اقوام آقاي قوامي مي ر ود تا بعد از اندکي استراحت در مراسم عزاداري شرکت کند.»وي تصريح کرد؛ «بعد از ساعتي چند اتوبوس و ميني بوس از پايگاه هايي در جلوي محل اقامت آقاي کروبي مستقر مي شوند و بر اساس اطلاعات به دست آمده اين جمعيت شامل برخي نيروها و همچنين برخي از نيروهاي بومي و روستايي بود که از ظهر در مساجد و پايگاه ها دپو شده بودند.»کروبي يادآور شد؛ «اين افراد سپس با سنگ و آجر تمامي شيشه هاي محل اقامت آقاي کروبي را که در طبقه سوم بود شکستند و به فحاشي و اهانت به اين يار امام راحل پرداختند.»وي همچنين گفت؛ «يگان ويژه نيز در محل حاضر و يک دالان براي عبور آقاي کروبي ايجاد و پدرم سوار خودرو مي شود و با حفاظت يگان ويژه قزوين را به مقصد تهران ترک مي کند.»کروبي سپس اظهار داشت؛ «حين ترک منزل، اين افراد با تخم مرغ و آجر به خودرو حمله مي کنند و همچنين دو تير به خودرو اصابت مي کند؛ يکي به شيشه جلو و يکي هم به شيشه عقب. با توجه به اينکه خودرو ضدگلوله بود جدار رويي شيشه عقب مي شکند و شيشه جلو نيز ترک برمي دارد.»وي خاطرنشان کرد؛ «يگان ويژه تا ابتداي اتوبان خودروي آقاي کروبي را اسکورت کرد و بعد از آن پدرم به تهران بازگشت.»

? آنها که فيلتر شدند؛ چند سايت خبري در روزهاي اخير فيلتر و از دسترسي کاربران اينترنتي خارج شدند.نوانديش نوشت؛ سايت هاي شيعه آنلاين، پارسينه و تابان نيوز از ديروز از دسترس کاربران اينترنت خارج شدند.همچنين ارگان رسمي مجمع روحانيون مبارز نيز از صبح ديروز فيلتر شد.

? چند آزادي؛ محمد طاهري فرزند آيت الله طاهري امام جمعه سابق اصفهان و حبيب نوري برادر عبدالله نوري اولين وزير کشور دولت اصلاحات آزاد شدند.همچنين رضا و مهدي نوري برادرزاده هاي عبدالله نوري نيز آزاد شدند.اين افراد در جريان بزرگداشت مراسم آيت الله منتظري در شهر اصفهان بازداشت شده بودند.همچنين به گزارش پارلمان نيوز، «محمد ناصري» عکاس خبري و فعال دانشجويي اصفهان که چندي پيش دستگير شده بود، با وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شد. از سوي ديگر عارف ناظرمقدم از اعضاي انجمن اسلامي دانشکده مهندسي آزاد مشهد و ميترا فرهنگ عضو انجمن اسلامي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد اين شهر هر کدام با قرار وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شدند. با اين حال هنوز 18 دانشجوي اين دانشگاه در بازداشت هستند.

? بازداشت حسين شيخ عطار؛ شنيديم «حسين شيخ عطار» از زندانيان سياسي قبل از انقلاب که در گروه فلاح نيز فعاليت داشت، هفته گذشته بازداشت شد. وي در دوره رياست محمد هاشمي و علي لاريجاني در صدا و سيما در معاونت فني صدا و سيما مشغول به کار بود.

? ديدار عرب سرخي با خانواده اش؛ همسر فيض الله عرب سرخي از ملاقات با اين فعال سياسي خبر داد و گفت؛ «مهم ترين چيزي که اين روزها آقاي عرب سرخي و ما را ناراحت مي کند بلاتکليفي و سرگرداني از عدم تعيين وضعيت پرونده ايشان با گذشت بيش از شش ماه از بازداشت اوست.» به گزارش «پارلمان نيوز»، مريم شربتدارقدس با بيان اينکه حال جسماني و روحي همسرش مساعد بود، گفت؛ «ايشان در يک سلول به همراه بهزاد نبوي نگهداري مي شوند.»

? حمله به دفاتر آيات دستغيب و صدوقي؛ مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم با صدور بيانيه يي نسبت به برخورد با آيت الله سيدعلي محمد دستغيب اعتراض کرد. به گزارش امروز در اين بيانيه با اشاره به سوابق علمي، انقلابي، مذهبي و سياسي وي حمله به حوزه علميه، مسجد و بيت آيت الله صدوقي در ايام محرم تقبيح شده است.آينده گزارش داده بود؛ بعدازظهر ديروز عده يي اقدام به آتش زدن در دفتر سومين شهيد محراب شهيد آيت الله صدوقي که دفتر آيت الله صدوقي نيز هست، کردند.

? درخواست چامسکي از ايران؛ نوام چامسکي زبان شناس برجسته امريکايي و استاد دانشگاه ام آي تي با انتشار بيانيه يي خواستار آزادي سه کوهنورد امريکايي زنداني در ايران شد.به گزارش آينده در اين بيانيه آمده است؛ «من از توقيف طولاني شين باور، سارا شورد و جاش فتال عميقاً نگرانم و اميدوارم دولت جمهوري اسلامي ايران بدون هيچ گونه تاخيري ترتيب آزادي آنها را بدهد.»

? ملاقات مجتبي هاشمي با خانواده اش؛ سيدمجتبي هاشمي دانشجوي علوم سياسي دانشگاه تهران که از 17 آذرماه در بازداشت به سر مي برد با خانواده اش در زندان اوين ملاقات کرد.هاشمي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران است که روز 17 آذرماه در خيابان 16 آذر بازداشت شده است و با آنکه مدت بسياري از دستگيري وي مي گذرد وضعيت پرونده وي هنوز مشخص نيست.

? حکم دو دانشجو؛ حکم چهار سال حبس «محمد تابع محمدي» از دانشجويان بازداشت شده در شيراز توسط شعبه 16 دادگاه تجديدنظر استان فارس تاييد شد. همچنين «ناصر فريدي» دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم تهران نيز از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب به شش سال حبس و 74 ضربه شلاق به صورت تعزيري محکوم شد.

? نگراني خانواده قدياني نسبت به وضع او؛ خانواده ابوالفضل قدياني عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي که يک روز پس از حوادث عاشورا بازداشت شد به شدت نگران وضعيت وي هستند.به گفته خانواده ابوالفضل قدياني وي از ناراحتي قلبي رنج مي برد و پيگيري هاي آنها جهت کسب اطلاع از وضعيت وي و حل بازداشت وي تاکنون نتيجه يي نداشته است.
ده نمکي هم افشا مي کند
مسعود ده نمکي با ابراز گلايه از صادر نشدن پروانه ساخت «اخراجي ها 3» گفت؛«متاسفانه دست هايي در کار است تا «اخراجي ها 3» ساخته نشود.»

به گزارش فارس، مسعود ده نمکي با اعلام مطلب فوق حرفش را اين طور ادامه داد؛ «برخي طمعکارانه با رايزني هاي پشت پرده مي خواهند براي اين فيلم مشکل سازي کنند و اگر اين سنگ اندازي ها ادامه يابد، هفته آينده همه چيز را با مردم در ميان خواهم گذاشت.» اين حرف ها در حالي از سوي مسعود ده نمکي مطرح مي شود که چندي پيش براي رونمايي فيلمنامه «اخراجي ها 3» در تالار وزارت کشور مراسمي برپا شد که وزير ارشاد نيز در آن جلسه حضور داشت. سيدمحمد حسيني در آن مراسم بر استمرار ساخت فيلم هايي مثل اخراجي ها تاکيد کرد. او در توضيح بيشتر در خصوص عدم صدور پروانه ساخت «اخراجي ها 3» گفت؛ «در چند سال اخير با مشکلات فراواني روبه رو بوده ام که هميشه مسائل فراواني در خصوص کارهاي من وجود داشته است و عده يي در پشت صحنه قصد داشته و دارند براي من مشکل ايجاد کنند.» او گفت؛ «مسوولان وزارت ارشاد قول داده اند تا روز دوشنبه هفته آينده مشکلات مربوط به پروانه ساخت «اخراجي ها 3» را برطرف کنند اما اگر اين کار صورت نگيرد در نشست خبري که سه شنبه هفته آينده برگزار خواهم کرد تمام حقايق و مسائل پشت صحنه را در چند سال اخير بازگو خواهم کرد.» سجادپور در گفت وگو با «اعتماد» درباره عدم صدور پروانه ساخت «اخراجي ها 3» گفت؛ «من ترجيح مي دهم درباره جزييات صحبت نکنم و هر وقت پروانه ساخت اين فيلم صادر شد آن را اعلام کنم.» او درباره لحن گزنده ده نمکي که به نوعي تهديد آميز است، گفت؛ «لحن ده نمکي براي صادر نشدن پروانه ساخت نيست، بهتر است به اين گونه مسائل دامن نزنيد.»
عناوين اين صفحه
جشنواره فيلم هاي ايراني در بوستون امريکا
انتقاد مسيح مهاجري از عملکرد معاونت مطبوعاتي
پيدا و پنهان
ده نمکي هم افشا مي کند
زندان طلايي
اصغر فرهادي هم داوري جشنواره فجر را نپذيرفت
داستان غمبار سقوط اصفهان به دست مغولان

در باب سفري به دوبي
زندان طلايي
بهمن فرمان آرا

من در عمرم دو بار به دوبي سفر کرده ام. اولين بار هشت سال پيش به عنوان مترجم با دوست پدر مرحوم ام که مي خواست ويزاي امريکا بگيرد و دومين بار چند صباحي پيش به عنوان رئيس ژوري بين الملل جشنواره فيلم دوبي بود. در فيلم «خاک آشنا» نظرم را به اين جزيره ديسني لندوار به صراحت گفته ام ولي اين سفر اخير که 9 روز آنجا بودم مرا بر آن داشت که اين يادداشت را بنويسم. به عنوان عضو ژوري من را به اتفاق ديگر اعضاي ژوري در هتل پنج ستاره القصر اسکان دادند که واقعاً بي شباهت به قصرهاي خيالي داستان ها نيست. آنقدر بزرگ است که در روز چه بخواهي چه نخواهي کيلومترها راه مي روي و سر هر پيچ راهرو يک نفر ايستاده که بنا به وقت روز به شما صبح بخير، ظهر بخير يا شب بخير مي گويد و حتماً بايد لبخند بر لبش باشد. ما را به همراه مسوول مواظبت از ژوري که جواني از سنگال بود هر روز به پاساژي بزرگ مي بردند که ته آن يک مجموعه سينمايي 14 سالنه بود. در بين اعضاي ژوري خانم مونيشا کرالا ستاره بزرگ سينماي هند بود که در هر رفت و آمدي در آن پاساژ حتماً هفت، هشت نفري مي خواستند با او عکس بگيرند. راننده ما جواني هندي بود به نام صابير که تقريباً در طول اين رفت و آمدها کلمه يي به لب نمي آورد. روز چهارم وقتي شب مرا به هتل ديگري مي برد که دوستي را ببينم از من پرسيد؛ آيا به نظر شما اشکالي ندارد اگر من عکسي با خانم کرالا بگيرم؟ گفتم چرا بايد اشکال داشته باشد و او در جواب گفت به ما دستور داده شده که هيچ گونه تماسي با ميهمان هاي خارجي نداشته باشيم و اگر داشته باشيم ممکن است ما را از دوبي اخراج کنند. من به صابير گفتم من از خانم کرالا درخواست مي کنم که او درخواست کند با تو عکسي بگيرد که تو را متهم به تماس با ميهمانان خارجي نکنند. خوشحال شد و اين عکس گرفته شد ولي اين باعث شد من قدري بيشتر به وضعيت افرادي که آنجا به خارجي ها و عرب ها سرويس مي دهند، توجه کنم. هر راننده، نگهبان، جاروکش يا پيشخدمت با پرداخت رشوه چند هزار دلاري توانسته ويزاي کار از شيخي بگيرد تا بتواند براي فاميلش که معمولاً در کشورهايي مثل بنگلادش، هندوستان، پاکستان، فيليپين و... 10 ، 12 نفر هستند پول بفرستد. شرط اول اين ويزاي کار اطاعت مطلق از ساکنان و توريست ها است و اگر خطايي از اين کارگر سر بزند بدون درنگ با پرواز بعدي او را به مملکتي که از آن آمده پس مي فرستند. جشنواره فيلم دوبي نزديک به دوران کريسمس برگزار مي شود و شما به هر سو که نگاه مي کرديد درخت هاي عظيم کريسمس با آرايش هاي طلايي به چشم مي خورد و آهنگ «جينگل بلز» مخصوص کريسمس را بدون وقفه تمام روز و شب مي شنيديد و آنقدر اين تظاهرات زياد بود که مرا به اين فکر انداخت چرا يک کشور اسلامي اينقدر به اين ايام بها مي دهد، مگر اينکه به خاطر توريست هاي مسيحي باشد. چيزي که به نظرم آمد اين بود که دوبي واقعاً يک زندان طلايي است که پول و ثروت را نوکيسه وار به رخ شما مي کشند و اماکن تهوع آوري چون «برج العرب» که مي گويند همه چيز آن از طلاست و بالاخره بلندترين ساختمان جهان که چند روز پيش در آنجا افتتاح شد مي سازند، ولي خدمتگزاران واقعي که چرخ اين زندان طلايي را مي چرخانند مثل کنيزان و برده هاي عصر باستان با آنها رفتار مي شود و آنها بايد به جماعتي نوکيسه سرويس بدهند.اينکه رکود اقتصادي جهان بالاخره گريبان دوبي را نيز گرفته و شيخ المکتوب براي پوشش کمبود بودجه 80 ميليارد دلاري اش کاسه به دست به گدايي افتاده، دلسوزي ندارد ولي اينکه همين برده ها و کنيزها را نيز به خاطر رکود اقتصادي دسته دسته بدون هيچ خطايي به ممالکشان برمي گردانند واقعاً آدم را متاثر مي کند.دوبي يک زندان بزرگ طلايي است و مهم نيست که بزرگ ترين يا بلندترين هر چيزي را بنا کنند چون آقاي المکتوب جايزه حقوق بشر را در جشنواره اش به کسي اعطا مي کند تا اقلاً ديگران فراموش کنند که رفتار ناشايست و بي رحمانه اهالي دوبي با کارگراني که اين مملکت را مي گردانند بي شرمانه ترين نقض حقوق بشر است.شايد روشن ترين و خوشحال کننده ترين لحظه اين سفر براي من اين باشد که سهم کوچکي در اعطاي جايزه مخصوص ژوري به يکي از بهترين فيلم هاي ايراني که در سال هاي اخير ديده ام «کشتزارهاي سفيد» به کارگرداني محمد رسول اف و با بازي درخشان حسن پورشيرازي داشتم. اميدوارم آنهايي که آزاد کردن فيلم هاي توقيفي را براي کسب محبوبيت پيشه کرده اند نگاهي نيز به اين فيلم بيندازند و امکان اکران آن را فراهم کنند چون چه مسوولان بخواهند چه نخواهند محمد رسول اف مثل اصغر فرهادي يکي از استعدادهاي درخشان سينماي جوان ماست.


اصغر فرهادي هم داوري جشنواره فجر را نپذيرفت
اصغر فرهادي کارگردان فيلم سينمايي «درباره الي...» داوري در بخش مسابقه سينماي ايران بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر را رد کرد. کارگردان «درباره الي...» که امسال فيلمي براي حضور در جشنواره ندارد از پذيرش داوري در جشنواره فجر نيز خودداري کرد. اين خبر در حالي منتشر مي شود که چندي پيش اخباري در مورد عزت الله انتظامي بازيگر سرشناس سينماي ايران و نپذيرفتن مسووليت داوري از سوي او در جشنواره فيلم فجر هم انتشار يافت. عزت الله انتظامي در اين زمينه گفت؛ «به علت بيماري قلبي و جراحي پا قادر به پذيرفتن عضويت در هيات داوران نيستم.»


داستان غمبار سقوط اصفهان به دست مغولان
سالار سيف ا لديني

از کمال الدين اصفهاني دوبيتي در وصف ويرانگري هاي مغولان در اين ديار به جا مانده است که شايد برتر از صد قصيده، گوياي مصيبتي است که ملت ايران در اين دوره متحمل شد؛ کو ديده که تا بر وطن خود گريد / بر حال من و واقعه بد گريد/ دي بر سر يک مرده دو صد گريان بود/ امروز يکي نيست که بر صد گريد.حکايت سقوط اصفهان هنگام يورش مغول داستاني است پرآب چشم که آه از نهاد هر کس برمي خيزاند. ابن ابي الحديد شارح نهج البلاغه در ذيل شرح يکي از خطابه هاي حضرت مي نگارد؛ «مغول به جميع بلاد ايران دست يافت مگر بر اصفهان. در سال 627 چندين بار به آن شهر حمله بردند. مردم شهر به دفاع برخاستند و بين دو طرف جنگي عظيم برپا شد ولي مغولان به قصد خود نائل نيامدند تا آنکه در سال 633 ...» ابن ابي الحديد در اينجا به اختلاف دو فرقه از اهالي شهر اشاره مي کند که باعث مي شود يکي از آنان به مغولان پيام دهد اگر به اصفهان حمله کنند، دروازه را به روي آنان خواهد گشود و مغولان مي پذيرند و حمله را آغاز مي کنند. به اين ترتيب فرقه يي که از مغولان کمک خواسته بود در داخل شهر و مغولان در خارج از شهر فشار مي آوردند تا اصفهان سقوط مي کند و گفتني است مغولان پس از ورود به شهر ابتدا همان کساني را که دروازه را گشوده بودند از دم تيغ مي گذرانند و پايان ماجرا را از زبان ابن ابي الحديد بشنويد؛ «و سايرين را از دم تيغ گذراندند و زنان آبستن را شکم شکافتند. پس آتش به شهر زدند و اصفهان به تلي از خاکستر دگر شد.»کمال الدين اصفهاني عاقبت در سال 635 در خانه اش که پناهگاهي براي بيچارگان بود به دست مغولي به شهادت رسيد و کلبه اش خراب شد. خانمانش نيز سال ها پيش ويران شده بود.ديو تعصب فرقه يي و دشمن ياري، شهري بزرگ و آباد را با همه دلاوري ها و پايمردي ها به دست اهريمن- مغول سپرد تا هر ستم که مي داند بر اين شهر روا دارد، از کشته ها پشته و از سرها منار بسازد. آزادگان را شکم بدرد و توانگران را خوار کند... در اثر آن دانشوران و فرزانگان در خاک غنودند و بار دگر حکايت تلخ پشت و خنجر مکرر شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام