يكشنبه، 13 دي 1388 - شماره 2141
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
واکنش موافقان و مخالفان راهکارهاي بيانيه موسوي و نامه رضايي
مخالفت اصولگرايان تندرو با طرح سازش سياسي

گروه سياسي ؛طرح سازش سياسي که با بيانيه ميرحسين و نامه محسن رضايي شکل گرفت، از ديروز با مخالفت شديد اصولگرايان تندرو روبه رو شد. اصولگرايان تندرو که پيشتر مدعي تلاش اصلاح طلبان براي مقابله با نظام بودند، اينک براي منزوي کردن کامل جناح اصلاح طلب در برابر اين طرح صف آرايي کرده اند.«مردم فريب بيانيه ها را نمي خورند» و... از جمله واکنش ها به بيانيه موسوي به فاصله کمتر از 48 ساعت پس از انتشار بيانيه اخير موسوي و نامه محسن رضايي مطرح شده است.در همين راستا بود که پس از انتشار اين بيانيه يک روزنامه دولتي اين اقدام موسوي را به عملکرد عمر سعد در روز عاشورا تعبير کرد و عبدالنبي نمازي عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم ديروز در واکنش به راهکارهاي پيشنهادي موسوي به فارس گفت؛ صحبت درباره بيانيه موسوي وقت تلف کردن است زيرا تاريخ مصرف موسوي مدت ها است تمام شده است.در کنار نمازي، موسي قرباني نيز با اعتقاد به اينکه موسوي بديهيات در حال اجراي کشور را به عنوان راهکار مطرح کرده است، گفت؛ پيشنهادات موسوي بي معنا است زيرا حقوق مردم بر سر جاي خود وجود دارد و اين افراد هستند که بايد حقوق مردم را به رسميت شناخته و اقليت بايد حاکميت اکثريت را بپذيرند.محمود احمدي بي غش ديگر چهره حامي احمدي نژاد در مجلس نيز در اظهارنظري فراتر از سخنان قرباني و نمازي بيانيه جديد موسوي را دستنوشته امريکا دانست و گفت؛ موسوي ديگر يک متهم نيست، يک مجرم است.وي تاکيد کرد مجرم بايد محاکمه شود چون در روز قدس براي نجات اسرائيل قدم برداشته است.در کنار هجمه صاحب نظران مذکور برخي از حاميان تندرو احمدي نژاد در مجلس در گامي بلندتر ضمن حمله به بيانيه موسوي، اقدام محسن رضايي در تنظيم نامه يي به رهبر معظم انقلاب براي حمايت از طرح سازش سياسي را نيز مورد نکوهش قرار داده اند.چنانچه روح الله حسينيان دبير فراکسيون انقلاب- حاميان احمدي نژاد در مجلس- با اشاره به محورهاي مشترک نامه رضايي و بيانيه هفدهم موسوي درباره وحدت و آشتي ملي اعلام کرد؛ محورهاي نامه و بيانيه سياسي رضايي و موسوي با هم مشترک است و اين دو نشان مي دهد اين گونه نامه ها و بيانيه ها از يک مرکز مشترک برنامه ريزي مي شود.به گزارش فارس رئيس فراکسيون انقلاب اسلامي با ابراز تعجب از محسن رضايي که بيانيه سراسر تهمت، توهين و نيز باطل موسوي را در نامه خود به رهبر انقلاب عقب نشيني مي خواند، تصريح کرد؛ متاسفانه آقاي رضايي عقب نشيني نظام را پيشنهاد سازنده در نامه سياسي خود مي انگارد.وي اظهار داشت؛ سخنان مشترکي چون اذعان به وجود بحران، محور قرار دادن اقتصاد، عمل کردن مجلس و قوه قضائيه به وظايف قانوني، محوري است که در نامه و بيانيه سياسي محسن رضايي و ميرحسين موسوي مشترک است که اين امر نشان دهنده آن است که اين گونه خواسته هاي غيرقانوني و احياناً شعارهاي حقي که اراده باطل از آنها صادرشده، در يک مرکز مشترک برنامه ريزي مي شود و از حلقوم افرادي خاص خارج مي شود.آيت الله حسين نوري همداني از مراجع تقليد نيز در واکنش تلويحي به اين اقدام موسوي گفت؛ مردم فريب اين بيانيه ها را نخواهند خورد و تا آخرين قطره خون پشتيبان ولايت فقيه خواهند بود.حميد رسايي ديگر چهره شاخص حامي احمدي نژاد نيز با انتقاد شديد از رضايي به دليل نگارش نامه درباره طرح وحدت ملي با اشاره به اينکه نامه رضايي به رهبر معظم انقلاب اسلامي هم خانواده جسارت به ايشان در روزهاي اخير بوده است، گفت؛ عالم سياست، اخلاق افرادي چون محسن رضايي را هم عوض کرده است. بايد يادآور شد دوران تعارف جام زهر به رهبر انقلاب گذشته چراکه شما يک بار در روزهاي پاياني جنگ و در وقتي که جبهه هاي ما آماج حملات صدام کافر قرار گرفت و البته خيل خروشان جمعيت به صورت خودجوش به سمت جبهه ها گسيل شد، طي نامه يي جام زهر را به امام تعارف کرديد.وي مجدداً خطاب به محسن رضايي متذکر شد؛ شما امروز هم وقتي يزيديان فرقه سبز در عاشوراي حسيني به آرمان هاي امام و انقلاب حمله ور شدند و مردم ايران با حضور ميليوني در سراسر کشور به دفاع از ولايت فقيه پرداختند، دوباره همان سناريوي جام زهر را مطرح کرديد.در مقابل تلاش حاميان احمدي نژاد براي صف آرايي عليه بيانيه موسوي با هدف انزواي بيشتر اصلاحات از عرصه سياسي کشور، اصولگرايان معتدل به استقبال راهکارهاي موسوي برخاسته اند.همچنان که ابوالقاسم رئوفيان به واکنش برخي از چهره هاي سياسي و سايت هاي خبرگزاري هاي حامي دولت به بيانيه اخير موسوي اشاره کرد و گفت؛ متاسفانه بعد از بيانيه اخير ميرحسين موسوي پيامک هايي ارسال مي شود که بوي جنگ از آن مي آيد که کار درستي نيست. نبايد به اين مسائل دامن زد و از واژگان و ادبياتي که منجر به تحريک افکار عمومي مي شود استفاده کرد.عماد افروغ چهره معتدل و البته مستقل جناح راست در واکنش به بيانيه اخير موسوي و تلاش وي براي خروج کشور از فضاي پيش آمده نيز با تاکيد بر اينکه طرح موسوي را بايد به فال نيک گرفت، ابراز عقيده کرد؛ صدور بيانيه ها و اطلاعيه هاي افراطي از سوي هر جناحي باشد شايد در کوتاه مدت تسلي بخش عده يي شود و آرامشي صوري مستقر شود اما به طور حتم راه حل اساسي را بايد در حل مدبرانه و منصفانه مسائل و با صبر و حوصله جست وجو کرد.وي همچنين معتقد است؛ بهترين نحوه مواجهه با حوادث پس از انتخابات ريشه يابي بعيد و قريب اين حوادث و سياست ها و رفتار هاي صاحبان قدرت رسمي و مواضع و ديدگاه هاي گروه هاي رقيب از جمله طرفين مبارزه انتخاباتي است. شايد علل قريب را بتوان در نحوه مبارزات و مناظرات انتخاباتي و مواضع بعدي طرفين و رسانه هاي مربوط به کانديدا ها جست وجو کرد اما به طور يقين علل بعيد را بايد هم در سابقه عملکرد چهار ساله دولت مستقر و هم عملکرد و مواضع برخي از گروه هاي هوادار کانديدا هاي رقيب و اتخاذ مواضع نامطلوب و ناموجهي چون خروج از حاکميت، استعفاي دسته جمعي و تحصن در مجلس که بدون ترديد جزء حافظه هاي ناگوار تاريخي اين کشور است، دنبال کرد.در کنار هجمه هاي حاميان احمدي نژاد به اين اقدام موسوي و سکوت قريب الاتفاق اصلاح طلبان در ارزيابي اين امر، عباس عبدي چهره شاخص اصلاحات در ارزيابي اين امر گفت؛ «سياستمدار هميشه بايد آمادگي گفت وگو و مذاکره داشته باشد. سازش حسن هر سياستمداري است.»به گزارش فرارو، عباس عبدي در اين باره گفت؛ به طور کلي موسوي کار خوبي انجام داد و توپ را در زمين طرف مقابل انداخت. وي در مورد تحليل هايي که بيانيه موسوي را عقب نشيني مي دانند اظهار داشت؛ استفاده از کلمه عقب نشيني، استفاده بيجا و نامناسبي است.عبدي با رد اين تحليل که معناي بند آخر بيانيه موسوي، مذاکره، اما در برابر چشم مردم است، ادامه داد؛ «براي مذاکره، پشت و پيش چشم مردم اهميت ندارد؛ مهم اين است که وضع زندگي مردم و اوضاع جامعه خوب شود، شکل کار اصلاً مهم نيست.» ادامه در صفحه2

تحليلي بر سلب مرجعيت آيت الله صانعي توسط جامعه مدرسين حوزه علميه قم
آيا مرجعيت سلب کردني است
گروه سياسي؛ جامعه مدرسين حوزه علميه قم تنها چند روز پس از درخواست حاميان دولت، تقاضاي آنها را اجابت و در قالب «يک پرسش و پاسخ فقهي» آيت الله «يوسف صانعي» را فاقد شرايط مرجعيت اعلام کرد.اين تشکل که 50 روحاني عضو آن هستند، در پاسخ به پرسش جمعي که «استادان و فضلاي حوزه هاي علميه» معرفي شده اند، تصريح کرد؛ «با توجه به پرسش هاي مکرر مومنان، جامعه مدرسين حوزه علميه قم بر اساس تحقيقات به عمل آمده در يک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است که ايشان فاقد ملاک هاي لازم براي تصدي مرجعيت هستند.»تصميم جامعه مدرسين حوزه علميه قم در سلب ويژگي هاي مرجعيت از يک مرجع تقليد طي 30 سال گذشته - پس از پيروزي انقلاب - براي دومين مرتبه است که به وقوع مي پيوندد. تاکنون تنها آيت الله «سيدمحمدکاظم شريعتمداري» در سال 61 با چنين آرايي روبه رو بوده است. اما فراتر از اعلام چنين مواضعي، موضوع آن است که آيا يک تشکل، نهاد يا حتي اشخاص مي توانند مرجعيت را از مرجع تقليد سلب کنند يا خير؟مرجع تقليد بنا بر تعريف جلد اول کتاب توضيح المسائل مراجع، به مجتهد جامع الشرايطي گفته مي شود که مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامي، حلال زاده، زنده و عادل باشد و بنا بر احتياط واجب حريص به دنيا نباشد و از ديگران اعلم باشد.همچنين انتخاب مرجع تقليد نيز با سه شرط همراه است؛ نخست اينکه «خود انسان يقين يا اطمينان پيدا کند، مانند اينکه انسان خود از اهل خبره باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد.»دوم آنکه اجتهاد و اعلم بودن شخص به حدي شايع باشد که از شيوع و شهرت براي انسان اطمينان حاصل شود. نکته سوم که مهم تر از دو مورد ديگر است تشخيص مجتهد اعلم توسط «دو نفر عالم عادل» است تا «اعلم بودن کسي را تصديق نمايند، به شرط آنکه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.»از اين توضيحات چنين

بر مي آيد که تشخيص مرجعيت يک روحاني مجتهد امري فردي، مردمي و خودجوش است. به آن معنا که چند نفر عادل مي توانند فردي روحاني را براي مرجعيت پيشنهاد دهند. از اين رو گنجاندن تعيين خصوصيات مرجع تقليد و معرفي يا حتي سلب آن در چارچوب يک نهاد مشخص امري بديع است که علما معتقدند چندان در چارچوب فقه شيعه نمي گنجد. رسيدن به درجه مرجعيت براي يک طلبه حوزوي روندي طولاني و همراه با تحقيق، نگارش و ممارست فراوان است. تا آنجا که نظرات فقهي آن روحاني در حوزه هاي علميه و ساير مجامع مورد توجه قرار مي گيرد، کتاب و رساله مي نويسد و براي مرجعيت آماده مي شود. بر اين اساس تاکنون يک نهاد مشخص به شکل ايجابي مراجع تقليد را معرفي يا شرايط مرجعيت را سلب نکرده است و اقدام جامعه مدرسين حوزه علميه قم از اين منظر موضوعي جديد و نگران کننده است. علماي شيعه معتقدند در صورتي که يک مرجع خصوصيات مرجعيت را از دست بدهد، اين مردم و مقلدان وي هستند که آن را تشخيص مي دهند و به تدريج از حلقه مقلدان او خارج مي شوند.

به ويژه آنکه وي از سوابق مشخص و درجه فقهي ممتازي برخوردار است.اين روحاني 72 ساله مقيم قم از کودکي وارد حوزه علميه شد و پس از گذراندن دروس مقدماتي و کسب فيض از علماي حوزه علميه اصفهان، روانه قم شد. او در سن 18سالگي رتبه اول را در امتحانات سطوح عالي حوزه کسب کرد که بسيار مورد توجه آيت الله بروجردي قرار گرفت. آن گونه که پايگاه اطلاع رساني آيت الله صانعي نوشته است، وي از همين سال در کلاس هاي درس خارج، اصول فقه و مباني متقن امام خميني (ره) شرکت مي کرد و از محضر استادان بزرگي چون آيت الله بروجردي، آيت الله محقق داماد و آيت الله اراکي بهره مي برد. نتيجه اين تلاش ها دستيابي به مرحله اجتهاد در سن 22 سالگي و آغاز رسمي تدريس خارج فقه در سال 54 بود.اين روحاني نام آشنا نزديک به 25 سال است که کتاب تحريرالوسيله امام خميني(ره) را در درس خارج فقه خود تدريس مي کند و همزمان کتاب هاي متعددي را نيز به رشته تحرير درآورده است که برخي از آنها چنين هستند؛ «رساله توضيح المسائل، مناسک حج، مجمع المسائل، منتخب الاحکام، استفتائات پزشکي، مصباح المقلدين، احکام بانوان، کتاب الطلاق، رساله لاضرر، رساله يي در تقيه و رساله يي در قاعده فراغ و تجاوز.» آيت الله صانعي علاوه بر کسب سوابق برجسته علمي، در مبارزات انقلابي نيز فعال و از مروجان انقلاب بود و پس از انقلاب به عضويت فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي درآمد. مدتي نيز دادستاني کل کشور را بر عهده داشت. امام خميني در جلد 17 صحيفه نور درباره آيت الله صانعي نوشته اند؛ «من آقاي صانعي را مثل يک فرزند بزرگ کرده ام. آقاي صانعي وقتي که سال هاي طولاني در مباحثاتي که ما داشتيم تشريف مي آوردند. ايشان بالخصوص مي آمدند با من صحبت مي کردند و من حظ مي بردم از معلومات ايشان. و ايشان يک نفر آدم برجسته يي در بين روحانيون و مرد عالمي است.» نام آيت الله صانعي در جلد سوم کتاب اسناد انقلاب اسلامي پاي حدود 30 اعلاميه سياسي و انقلابي در سال هاي دهه 40 و 50 به ثبت رسيده است. اما آيت الله صانعي در حوزه «افتا» نيز معروف به مرجعي سخت گير است، چنان که به نقل از شيخ انصاري همواره تاکيد مي کند؛ «از احتياط هاي خود بکاه زيرا دين اسلام، شريعت آسان است.»با اين حال وي در عين سخت گيري در حوزه افتا، در اصول فقه از نظراتي مترقي برخوردار است و فتاوي وي راجع به عدم تبعيض در بسياري از امور از جمله حقوق زنان بي نظير بوده است. با اين همه نظرات فقهي و سياسي آيت الله صانعي همواره منتقدان جدي داشته است و اين موضوع پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم و موضع گيري هاي صريح وي شدت گرفت. تا آنجا که معترضان به عقايد فقهي و سياسي وي خواستار سلب مرجعيت او شدند و دفاترش در شهرهاي مختلف مورد حمله مخالفان قرار گرفت. آخرين درخواست در روزهاي گذشته از سوي برخي از مجامع و گروه هاي فعال در قم ارائه شد. آنها از جامعه مدرسين حوزه علميه قم درخواست کردند شرايط مرجعيت آيت الله صانعي را سلب کنند و اين تشکل نيز 16 سال پس از اينکه يک بيانيه درباره معرفي مراجع جايزالتقليد صادر کرد، اطلاعيه يي عکس آن براي اعلام فقدان شرايط مرجعيت يک مرجع تقليد ارائه کرد. هم اکنون بايد ديد که اقدام جامعه مدرسين به دبيرکلي محمد يزدي چه واکنشي در ميان فقها، علما و نيز مقلدان و محافل مذهبي خواهد داشت.
گفت وگو با مديرعامل شرکت دخانيات ايران
چه کساني به دنبال واردات سيگار مارلبورو بودند

گروه اقتصادي،عليرضا بهداد؛«سيگاري نيستم. حتي در زمان دانشجويي هم سيگار نکشيده ام. ليسانس زمين شناسي دارم. الان هم که در دهه پنجم عمرم قرار گرفته ام مشغول تحصيل در رشته کارشناسي ارشد شاخه تکتونيک (يکي از شاخه هاي رشته زمين شناسي) هستم. اگر هم مي بينيد مديرعاملي شرکت دخانيات را پذيرفته ام عمل به تکليف است. قبل از دخانيات در مجالس ششم و هفتم نماينده مردم خميني شهر بودم. نمي دانيد چقدر دلم براي مجلس و کميسيون صنايع و معادن تنگ شده است...» سيدمحمود ابطحي در اين گفت وگو درباره مافياي سيگار، قاچاق مارلبورو و متقاضيان واردات اين نوع سيگار با «اعتماد» سخن به ميان آورده است.

-اگر خاطرتان باشد آقاي احمدي نژاد ارديبهشت ماه سال گذشته در جمع مردم قم بحث مافياي سيگار را مطرح کردند. بعد از اين سخنراني جنابعالي به عنوان مديرعامل دخانيات برگزيده شديد. مي خواهم بدانم پس از يک سال و نيم که از اين سخنراني گذشته، بحث مافياي سيگار به کجا کشيده شد؟ اصلاً مشخص شد اين مافيا چه کسي يا کساني هستند؟

سوال بسيار مهم و ريشه يي را در صنعت دخانيات مطرح کرديد. صنعت دخانيات صنعتي است که با فعاليت هاي غيررسمي و غيرمتعارف عجين است. اين صنعت در کل دنيا حاشيه هاي غيرقانوني دارد که امپراتورهاي بزرگي هم دنبال توليد سيگار هستند و همان ها هم هستند که فعاليت هاي غيرمتعارف و غيررسمي را هدايت مي کنند. آمار نشان مي دهد يک سوم صنعت دخانيات دنيا از طريق قاچاق اداره مي شود.کالاي قاچاق کالايي است که عوارض نمي پردازد، سود گمرکي نمي دهد، هيچ قانوني بر فعاليت هايش مترتب نيست و کنترلي هم روي آن صورت نمي گيرد. وقتي هم قرار شد کالايي قاچاق شود هيچ کس نمي تواند به کيفيتش ايرادي بگيرد. حتي روي قيمت تمام شده اش هم نمي توان حرفي زد. لذا صنعت دخانيات با مافياي بزرگ پولي درگير است که در بازارهاي سيگار حضور دارد و در حقيقت آن را هدايت مي کند و جوش خورده است. بخشي از همين سيگارهايي که در بازار مي بينيد رسماً توسط توليدکنندگان وارد شده و بخشي از طريق قاچاق. اگر سيگارهاي قاچاق را به آزمايشگاه ببريد و توتون آن را مورد آزمايش قرار دهيد متوجه مي شويد چه ضايعاتي در آن است و چه خطراتي براي مصرف کننده دارد و مصرف کننده اين را نمي داند. پول هاي کلاني در اين وسط جابه جا مي شود. تنها جايي است که منابع مالي سرگرداني دارد و دنبال خودش شبکه ايجاد مي کند. اين مختص کشور ما نيست. در دنيا اين وضعيت حاکم است. اجازه بدهيد مساله را بازتر کنم. وارد کننده يي برندي را به کشور قاچاق مي کرد. آمديم با اين آقا به گفت وگو نشستيم و بحث کرديم. گفتيم اين قاچاق را انجام نده يا بيا با سياست هاي شرکت دخانيات کالايت را به طور رسمي وارد کن. عوارض و سود گمرکي بده و کالايت را در يک شبکه متعارف توزيع کن. بعد از جلساتي که داشتيم و وقت زيادي که تلف کرديم اين آدم مي گفت من قاچاقچي نيستم، من نماينده يک کمپاني هستم که سيگار را به صورت رسمي وارد مي کنم. اما ما مدارکي داشتيم که اثبات مي کرد اين فرد قاچاقچي است. وقتي بحث جدي تر شد، گفت من حاضر نيستم با شما همکاري کنم چون کار با شما براي من سودي به همراه ندارد. گفتيم اگر با ما همکاري و سيگار را از طريق قانوني وارد کشور کني چيزي حدود 35 درصد سود خواهي برد.
ولي او گفت در آن عرصه يي که من مي شناسم و قاچاقچيان دارند کار مي کنند، اگر سه کانتينر سيگار قاچاق کنيم و دولت دو کانتينر آن را بگيرد و آنها را جريمه کند آن يک کانتينري که دولت نتوانسته جلويش را بگيرد جبران آن دو کانتينر را که دولت گرفته، مي کند و سود هم مي دهد. پس ببينيد ارقام موجود در صنعت دخانيات ارقامي نجومي است، يعني وقتي من مي گويم اين صنعت با توليد حدود 48 درصد به نقطه سر به سر مي رسد پس ببينيد چقدر در اين صنعت سود وجود دارد که توليدکننده به توليدش ادامه مي دهد و در بازار رسمي کالايش را مي فروشد. ولي آن کسي که توليدش استاندارد نيست، مواد مطلوب به کار نمي برد، هيچ سيستمي براي نظارت بر خط توليدش وجود ندارد، عوارض نمي دهد، سود گمرکي نمي دهد، ماليات بر ارزش افزوده نمي دهد و از هيچ کس تبعيت نمي کند، سود بسيار کلاني مي برد و صاحب قدرت هم مي شود. من در يک مصاحبه يي اعلام کردم برآوردمان اين است که در صنعت دخانيات کشور سالانه سه هزار ميليارد تومان پول جابه جا مي شود. کمتر از يک سوم اين پول تقريباً در اختيار شرکت دخانيات است، در حالي که 52 درصد نياز بازار را تامين مي کنيم و 74 درصد بازار را مديريت کرده ايم. چون هر واردکننده يي که بخواهد سيگاري را به کشور وارد کند بايد از ما اجازه بگيرد. ما کمتر از هزار ميليارد تومان اين بازار را در اختيار داريم اما آنها با واردات رسمي و قاچاق، دو هزار ميليارد در اختيارشان است.

-اين عدد و رقم هميشگي بوده است؛ يعني سهم ها اين گونه تقسيم بندي مي شده؟

پنج سال قبل 15 درصد نياز بازار را شرکت دخانيات تامين مي کرده. 45 درصد از طريق قاچاق تامين مي شده و بقيه هم از راه واردات به کشور مي آمده. اما امروز رسيده ايم به وضعي که 74 درصد بازار را مديريت مي کنيم. ديگر کسي نمي تواند به دخانيات مطلبي را ديکته کند و بگويد شما اين کار را بکنيد يا نکنيد. ما هستيم که به آنها مي گوييم چه کنند، چه برندي را وارد کنند، توليد کنند و نياز بازارمان چيست. اين رويه به مذاق عده يي خوش نمي آيد. يک عده به راحتي از اين بازار ماهيانه هشت تا 9 ميليارد تومان سود داشته اند. اما دخانيات با توليداتش دارد سيگارشان را از بازار خارج مي کند. روزگاري سيگارهايي همچون زيکا، کاسپين و فروردين در جامعه محلي از اعراب نداشت. ولي امروز سيگار بهمن لايت جاي دانهيل را مي گيرد. زيکا جاي مونتانا و مگنا را گرفته. کاسپين سيگاري است که بسياري از سيگاري هاي قديمي به آن رو آورده اند.پس اين وضع که پيش مي آيد باعث مي شود امپراتورها ديگر نتوانند مثل سابق عمل کنند و بازار را در اختيار خودشان دربياورند. وقتي نمي توانند عمل کنند بيشترين فشار را به ما وارد مي کنند. به طرق مختلف شرکت دخانيات را زير فشار قرار مي دهند و اينجاست که استواري مديريت و نحوه حمايت بخش هاي فرادستي از اين بنگاه مي تواند در عملکردهاي ما نقش اساسي داشته باشد.

-من باز هم جواب سوالم را نگرفتم. به هر حال آقاي احمدي نژاد وقتي بحث مافيا را اعلام کرد لابد بر اساس اطلاعاتي گفته اند. حدود دو سال از زماني که ايشان افرادي را مافيا عنوان کرده اند، مي گذرد. آيا اين افراد به دستگاه قضايي معرفي شده اند و پايشان از دخانيات قطع شده است؟

بنده حضوري خدمت جناب آقاي رئيس جمهور در اين رابطه صحبتي نداشته ام که موضوع را دريافت و پيگيري کنم. ولي من امروز به حضورتان بگويم جرياناتي که قبلاً در صنعت دخانيات وجود داشت به آن شدتي که بود و عده يي از سهم خواهان دور و بر دخانيات را گرفته بودند و مي گفتند ما اينقدر بازار را مي خواهيم ديگر نيستند. فقط يک مجموعه ما را گرفتار کرده، آن هم مجموعه يي است به نام سيگار مارلبورو. آن هم دليل دارد. سياست کلي ما در توليدات خارجي اين بوده که هر کمپاني خارجي که در بازار ما در ابتداي دولت نهم سهم داشته و سيگارش را مردم مي کشيدند و ذائقه ايجاد مي کرده شرکت دخانيات آنها را صدا زد و گفت بياييد سيگارتان را از کانال رسمي با گرفتن مجوز ما به اندازه يي که ما تشخيص مي دهيم نياز بازارمان چيست، وارد کنيد. يعني يک شرط کلي براي واردکنندگان گذاشته ايم که همه قوانين و مقررات ما را بايد در واردات شان رعايت کنند. بايد استانداردهاي سختگيرانه ما را در توليدات شان عملياتي کنند. حتماً بايد روي کالايشان هولوگرام بزنند. حتماً اين کالا بر اساس قوانين جديد تصوير هشداردهنده بخورد و اين واردکننده بخشي از وارداتش را با سرمايه گذاري مشترک در داخل کشور به توليد برساند. يکي از نقاط بسيار مثبتي که مي توانيم روي آن مانور بدهيم حجم سرمايه گذاري هايي است که با کمپاني هاي بزرگ سيگار دنيا داريم و توليدات شان را در کشور بومي مي کنند. اما در مورد مارلبورو وضع فرق مي کند. مارلبورو مربوط به شرکتي است به نام فيليپ موريس. از قبل از انقلاب اين سيگار وارد کشور مي شده است. قبل از انقلاب اين سيگار قاچاق مي شده، بعد از انقلاب هم از طريق شبکه قاچاق وسيعي که داشتند اين سيگار را وارد کشور کرده اند. آمديم بررسي کرديم با توجه به اينکه مارلبورو در کشور ذائقه ايجاد کرده است خط توليد اين سيگار را وارد کشور کنيم يا واردات آن رسمي شود. آمديم اين کار را بکنيم که متوجه شديم دستگاه هاي ذي ربط هرگونه معامله با مارلبورو را ممنوع کرده اند چون شبهه همکاري با رژيم صهيونيستي را دارد. شما مي دانيد طبق مصوبات مجلس ما حق نداريم با شرکت هايي که شبهه ارتباط با صهيونيست را دارند معامله کنيم. ليستي هم در اين رابطه تهيه شده است. مارلبورو هم در آن ليست است. پس ما نمي توانيم به صورت رسمي به اين شرکت اجازه بدهيم مارلبورو را وارد کشور کند و حقوق دولت را بگيريم. همچنين نمي توانيم از طريق همکاري مشترک مارلبورو را در ايران توليد کنيم. اين باعث شد شبکه قاچاق اين سيگار متاسفانه فعال تر شود. پس پيچيدگي مارلبورو در همين شبهه ارتباط با صهيونيست ها است. به همين خاطر است که بيش از 50 درصد سيگارهاي قاچاق کشور مارلبورو است. سال گذشته بيش از شش ميليارد نخ سيگار به کشور وارد شده که اين ميزان 10 درصد نياز جامعه را تامين مي کند. 50 درصد از اين شش ميليارد نخ مربوط به قاچاق مارلبورو بوده است. از دو هزار ميليارد گردش مالي دخانيات در کشور حدود 500 ميليارد تومان در سال سهم سيگارهاي قاچاق است که نه توليدي در کشور دارد، نه مالياتي مي دهد. قدرت مارلبورو در شبکه توزيع بسيار بالا است. ما هم کارهايي را براي مقابله کرده ايم. کارهاي ما بيشتر نرم افزاري بوده است چون ما سازمان شاکي هستيم و شکايت خودمان را به قوه قضائيه مي بريم تا خسارت هاي وارده به دولت را استيفا کنيم. ولي چون قانون انحصار ما را متولي انحصار دخانيات کرده بايد در بازار مواظب باشيم ميزان کالاي قاچاق بالاتر از ميزان فعلي نرود.

-گفتيد نمي توانيد مارلبورو را به صورت رسمي وارد کنيد، از طرفي هم نمي توانيد به دليل شائبه ارتباط با صهيونيست ها توليد مشترک داشته باشيد. پس چه راهکاري داريد براي مقابله با مارلبورو؟

بايد کالايي مشابه اين کالا را در بازار داخلي توليد کنيم. دنبال توليد سيگاري هستيم که کيفيت مارلبورو را داشته باشد که اميدواريم از طريق توان داخلي خوبي که داريم قادر به توليد چنين سيگاري شويم چون تنها راه مقابله با قاچاق مارلبورو توليد سيگاري در سطح اين سيگار است.

-به قول شما اين موضوع فعلاً شبهه است، اثبات نشده مارلبورو با صهيونيست ها ارتباط دارد. چطور با يک شبهه خودتان را از يک سود کلان محروم مي کنيد؟

به هر حال تا سيستم ذي ربط در کشور به ما جواب قطعي و شفاف ندهد و ممنوعيت ارتباط با فيليپ موريس قطع نشود نمي توانيم چنين کاري کنيم.

-نمي توانيد با قدرت چانه زني سيستم هاي اطلاعاتي را قانع کنيد؟

بحث قدرت چانه زني نيست. جواب سيستم هاي ذي ربط يک کلمه است. نمي توان با چانه زني آن جواب را تغيير داد.

-خب شرکت «نستله» هم چنين وضعيتي داشت ولي الان مي بينيد محصولاتش در ايران به وفور پيدا مي شود و حتي آب معدني آن هم در ايران به توليد مي رسد.

من وارد اين مقولاتي که جنابعالي عنوان مي کنيد، نمي شوم. کاري هم ندارم. فقط مي خواهم بگويم درباره مارلبورو تلاش زيادي کرديم تا قاچاق آن کاهش يابد. مثلاً در هيات مديره تصويب کرديم کسي که کاشف سيگارهاي مارلبورو باشد جايزه يي به او مي دهيم. محموله هاي بزرگي هم گرفته ايم. دنبال اين هم هستيم که حق کشف نيروهاي کاشف را به سرعت بدهيم. مثلاً رقم جايزه ماموري که محموله را کشف مي کند به غير از آن پاداشي که هيات مديره تصويب کرده بود به کاشف بدهيم، با مصوبه جديد هيات مديره 10 برابر شده است. اميدواريم بتوان با اين شيوه ها و همکاري و تحرک دستگاه هاي کاشف و دستگاه هاي ذي ربط معضل مارلبورو را حل کرد. البته مشکلات قاچاق ما چيز ديگري است. بين کالاي قاچاق و کالايي که به صورت رسمي وارد مي شود مرزي وجود دارد. بايد در مقاطع خاص تصميمات قاطع گرفت وگرنه بازار براي قاچاقچي ها مساعد مي شود.يعني اگر عوارض بي رويه بر سيگار ببنديم و قيمت سيگار را افزايش دهيم و به خاطر وصول ماليات بر ارزش افزوده از صنوف خرد که عملاً ماليات را مي پردازند به اين موارد توجه نکنيم مطمئناً بازار سيگار را براي ورود کالاي قاچاق مساعد مي کنيم. آن وقت تفاوت قيمت سيگار قاچاق با آنچه ما توليد مي کنيم بسيار زياد مي شود و جامعه به سمت مصرف سيگارهاي قاچاق مي رود. شما ببينيد ستاد کشوري کاهش مصرف دخانيات تصميم گرفته روي پاکت هاي سيگار تصاوير بهداشتي چاپ کند. ما هم وظيفه داريم به عنوان يک مصوبه قانوني آن را اجرا کنيم.

-اين تصاوير چندش آوري که روي پاکت هاي سيگار چاپ شده چه تاثيري در کاهش مصرف سيگار داشته است؟

اين را بايد از آقاياني بپرسيد که تصميم گرفته اند چنين تصاويري چاپ شود. ما هم به عنوان وظيفه قبول کرده ايم. اما به نظر من ميزان رشد مصرف سيگار در جامعه سالانه بين 2/1 تا 7/1 درصد است. تقريباً با رشد جمعيت همخواني دارد. خوشبختانه در جامعه ما گرايش به سيگار گرايشي رو به بالا نيست ولي اين ناشي از تصاوير چندش آور نيست. جامعه ما جامعه يي مذهبي است. به همين خاطر است که در جامعه بانوان دنيا ما به لحاظ سيگار پاک ترين جامعه را داريم. بايد آن آقايان بگويند آن تصاوير چه تاثيري داشته. من به عنوان توليدکننده مي گويم آن تصاوير هيچ تاثيري بر کاهش مصرف سيگار نداشته و سبب شده گرايش به طرف کالاي قاچاق افزايش پيدا کند. اجازه بدهيد مثالي براي شما بزنم. يکي از اين شرکت هاي شريک با ما (کمپاني JTI ژاپن) سيگار مگنا را هم به صورت مشارکتي در کشور توليد و هم از طريق واردات سيگار وينستون وارد کشور مي کند. اين شرکت در رشت سيگار مگنا را توليد مي کند. از روزي که روي سيگارهاي مگنا اين تصاوير چاپ شده به شدت بازارش دچار آشفتگي شده به طوري که 167 هزار کارتن سيگار مگنا در انبارها مانده است. وقتي کالايي در انبار مي ماند توليدکننده نمي تواند تا ابد توليدش را ادامه دهد. هر توليدکننده وقتي بازار فروش نداشته باشد، توليدش را متوقف مي کند لذا شرکت JTI به دليل همين مساله مجبور شد توليد سيگار مگنا را در رشت متوقف کند. البته ما بلافاصله صحبت کرديم تا با ماشين آلات موجود يکسري سيگارهايي مثل برخي برندهاي ملي مان را توليد کنيم يعني نگذاشتيم به مجموعه گيلان مان لطمه يي وارد شود و نيروي انساني مان بيکار شوند. ولي JTI ديگر بازار ندارد. بايد فکر کنيم. اين صنعت ويژه و خاص است. ضمن اينکه دنبال اين هستيم که يک جوان ايراني سراغ سيگار نرود و مرتباً به عنوان يک توليدکننده به مصرف کننده هشدار مي دهيم که اين يک کالاي مضر است. به NGOها هم کمک مي کنيم. تصميم گيري هايي که خارج از ديوارهاي دخانيات گرفته مي شود توجهي به نياز بازار ندارد. به همين خاطر است که برخي شرکت هاي توليدکننده سيگار متوجه اين ديدگاه شده اند و مي خواهند بازار ما را به دست بياورند. به بنده به عنوان مديرعامل دخانيات اجازه تبليغات نمي دهند. حتي اجازه نمي دهند بنرهايي را در سطح شهر نصب کنيم و به مردم بگوييم دخانيات چه ضررهايي براي آنها دارد. آمده اند اجبار کرده اند که اين تصاوير چندش آور را روي پاکت هاي سيگار چاپ کنيم. اما نمي گذارند ما به مردم بگوييم روي اين سيگارها چقدر آزمايش صورت مي گيرد تا بهترين سيگار به دست شان برسد. مردم فکر مي کنند اين سيگارهايي که تصاوير رويشان نصب شده اصل نيستند. پس مي روند از مغازه دار درخواست سيگار اصل مي کنند. چاپ اين تصاوير نه تنها تاثيري بر کاهش مصرف سيگار نداشته بلکه به رشد قاچاق کمک کرده و باعث شده توليد داخلي با مشکل مواجه شود. متاسفانه برخي تصميم گيران درباره سيگار به اين نکته توجه نمي کنند که تقاضايي در جامعه موجود و بهتر است که اين تقاضا (سالي 61 ميليارد نخ) از طريق توليد داخل پاسخ داده شود. آنها يک روي سکه را مي بينند ولي نمي دانند اگر ما توليد نکنيم جامعه سيگاري کشور از طريق کالاي قاچاق نياز خود را به سيگار تامين مي کند. بايد برخي دوستان تمام جوانب را بسنجند و به ما اجازه بدهند به مردم بگوييم سيگار توليد داخل چه مزيت هايي نسبت به سيگارهاي خارجي دارد. الان برخي از برندها آمده اند در پشت مرزهاي غربي ما کارخانه هاي سيگار را احداث کرده اند و توليدات شان را دامپينگ مي کنند تا به بازار ايران بيايد. من مديرعامل دخانيات از يک طرف بايد با کمک سازمان هاي کاشف با قاچاق اين سيگارها مقابله کنم و از طرف ديگر محصولاتم را طوري به توليد برسانم که رنگ و لعاب سيگارهاي قاچاق نتواند در بين مردم ذائقه جديدي ايجاد کند و آنها سيگار توليد داخل را به سيگارهاي قاچاق ترجيح دهند. يکي از مشکلاتي که روزهاي اول مديريت بنده در دخانيات بود توليد سيگار بهمن جعلي در کشورهاي ديگر بود که خوشبختانه آن را مهار کرديم. اما جالب اينجاست بهمن اصل ايران را که با اين عکس هاي هشداردهنده وارد بازار مي شود، نمي خرند و مردم مي روند دنبال بهمن بدون عکس تا به زعم خودشان بهمن سوئيسي يا اصل را خريداري کرده باشند. اين در حالي است که بهمن هاي بدون تصاوير در همين کارگاه هاي توليد سيگار مرزهاي غربي ما توليد مي شود و با تعويض بسته بندي و به اسم بهمن سوئيسي به دست مشتري مي دهند. يا اينکه مي آيند بهمن ايراني را مي برند و بسته بندي اش را عوض مي کنند و به اسم اصل مي فروشند و پول بيشتري بابت آن مي گيرند.

-اينهايي که مي گوييد، آيا واقعاً دخانيات بر اساس مطالعه يي از بازار به آن رسيده است؟

بله، آنها را شناخته ايم، کارگاه هايشان را پيدا کرده و بر اساس شکايتنامه يي پرونده شان را به قوه قضائيه فرستاده ايم. چون ادامه حيات مان به اين بستگي دارد که نبض بازار را در دست مان داشته باشيم. مرتب با عاملان فروش و توزيع مان جلسه داريم که مبادا بازارمان از دست برود چون بازاري را که در اختيار سيگارهاي ايراني است به زحمت به دست آورده ايم و نمي خواهيم آن را از دست بدهيم. حتي درباره بازار تنباکو هم جلسه مي گذاريم. شما توجه کنيد که به هر حال حجم زيادي پول در اين صنعت جابه جا مي شود و بايد سعي کرد آن را براي توليد به کار گرفت نه واردات يعني اگر ايرانيان سيگار ايراني مصرف کنند باعث مي شوند يک چرخه ارزش افزوده از مزرعه کشت توتون تا توليد سيگار به وجود آيد. ما امسال 40 درصد در توليد توتون رشد خواهيم داشت. توتون، توتون بسيار مرغوبي است که مي تواند جاي توتون هاي خارجي را بگيرد. در سال هاي اخير کشت توتون رونق يافته به همين خاطر کشاورزان مايلند با ما براي کشت توتون قرارداد ببندند.

-واردات توتون هم داريد؟

بله، سالانه چيزي حدود 28 ميليون يورو توتون وارد مي کنيم يعني 50 درصد توتون مورد نيازمان وارداتي است. البته در بخش صادرات توتون و تنباکو هم کارهايي کرده ايم. مثلاً در اصفهان تنباکويي به نام «زرد طلايي» کشت مي شود که در کشورهاي حاشيه خليج فارس، لبنان، مصر و اردن طرفداران زيادي دارد. قبل از آمدن من هر کيلوگرم اين توتون 9 دلار به فروش مي رسيد اما پس از اينکه بنده وارد اين شرکت شدم هر کيلوگرم توتون زرين طلايي 43 دلار به فروش مي رسد که قصد داريم به 50 دلار هم برسانيم. البته درباره صادرات سيگار هم يکسري کارها را شروع کرده ايم. اعتقاد داريم هر چه بيشتر بتوانيم ظرفيت سازي کنيم بيشتر مي توانيم بازارهاي صادراتي را به دست بياوريم. البته سند استراتژي توسعه صنعتي ما را مکلف کرده 10 درصد محصولات مان را صادر کنيم. خيلي هم دوست داريم مصرف داخلي پايين بيايد تا به جاي فروش در بازار داخلي آن را صادر کنيم. عده يي فکر مي کنند دخانيات جدا از ساير بنگاه هاي اقتصادي است. آنها بايد متوجه باشند اگر ما سيگار توليد نکنيم، مجبوريم با توجه به نيازي که در کشور است سيگار وارد کنيم. اگر هم وارد نکنيم آنگاه ميزان قاچاق بالا مي رود.

-گفتيد مارلبورو به صورت قاچاق به کشور وارد مي شود و دنبال آن هستيد که عاملان آن را پيدا کنيد. مگر امکان دارد در کشوري که يکي از بهترين سيستم هاي اطلاعاتي- امنيتي را دارد يک نوع سيگار با گردش مالي 500 ميليارد تومان در سال به کشور قاچاق شود و سيستم هاي اطلاعاتي- امنيتي ما از آن بي خبر باشند؟

من اين سوال را از خودتان مي پرسم. آيا اين حجم گسترده يي از مواد مخدر که به صورت ترانزيت از کشور عبور مي کند و به اروپا مي رود قابل شناسايي نيست؟ قاچاق پديده يي بسيار عجيب و پيچيده است. درباره يکي از اين سيگارهايي که مديريت بازار آن را به دست آورده ايم مدت هاي مديدي افراد مختلف را پيگيري مي کرديم تا ببينيم چه کسي اين سيگار را قاچاق مي کند. در نهايت به يک اسم رسيديم و پيشنهاد داديم به کشورمان بيايد و با او مذاکره کنيم. او حاضر نشد اين کار را بکند تا اينکه دوستان ما در دخانيات به خارج از کشور رفتند و مذاکرات را انجام دادند. او نمي پذيرفت که قاچاقچي است. بعد خود کمپاني وارد عمل شد و گفت مي خواهد سيگارش را قانوني به کشورمان وارد کند. يعني مي خواهم بگويم ببينيد مرز کمپاني و قاچاقچي چقدر باريک است. مشکل اين است که برخي قاچاقچيان خودشان را قاچاقچي نمي دانند و مدعي هستند واردات شان قانوني است. اميدواريم با اين جايزه هايي که گذاشته و توليد داخل را افزايش داده ايم، بتوانيم درصد بيشتري از بازار داخلي سيگار را در اختيار خود درآوريم. حتي اعلام کرده ايم اگر مردم عادي هم سيگارهاي قاچاق را به ما معرفي کنند به آنها جايزه خواهيم داد. البته تا حدودي هم موفق بوده ايم. شما توجه کنيد توليد سيگارهاي مشارکتي و ملي را از 15 به 52 درصد رسانده ايم و سال گذشته بيش از 20 ميليارد نخ سيگار توليد کرده ايم. امسال اميدواريم از مرز 25 ميليارد، توليد داخلي بالاتر رود چون معتقدم هر چه توليد داخل بالا برود از حجم واردات و قاچاق کاسته خواهد شد.

-الان کارخانه هاي سيگار کشور با چند درصد ظرفيت شان مشغول کارند؟

ظرفيت اسمي ما خيلي زياد است اما چون ماشين آلات موجود فرسوده اند نمي توان به اندازه ظرفيت اسمي سيگار به توليد رساند. در حال حاضر فاصله ميزان توليد با ظرفيت اسمي بسيار زياد است، بنابراين ظرفيت عملياتي ما 20 ميليارد نخ بيشتر نيست. البته امسال کارشناسان دخانيات توانسته اند با تعمير و نگهداري به موقع اين رقم را افزايش دهند. پيش بيني مي کنيم تا پايان امسال بيشتر از 25 ميليارد نخ سيگار توليد کنيم. اين يعني36 درصد افزايش توليد سال 87 و 24 درصد افزايش توليد سال 88. براي سال بعد درصدديم ماشين آلات مان را نوسازي کنيم چون برخي از شرکت هاي توليدکننده سيگار به سمت توليد سيگارهاي لوکس يا به اصطلاح کلاس بالا رفته اند. اگر ما به سمت توليد اين نوع سيگارها نرويم با قاچاق آنها مواجه خواهيم شد.

-دنبال توليد محصولات جديد يا بسته بندي هاي جديد نيستيد؟

بله، سعي مي کنيم بسته هاي توليد را کامل کنيم. مثلاً همين سيگار بهمن به صورت پايه کوتاه و سايز بزرگ توليد مي شود. بررسي بازار نشان داده بهمن کتابي هم در بازار کشش دارد. مي خواهيم اين نوع سيگار را هم در کشور به توليد برسانيم.

-اخيراً بحث هايي درباره شرکت «انتظار ايرانيان» به وجود آمده که شما اجازه نمي دهيد اين شرکت مارلبورو را به صورت قانوني وارد کشور کند و خبرگزاري ايرنا هم نسبت به اين موضوع انتقادهاي زيادي به شخص شما وارد کرده است. داستان اين شرکت چيست؟

اجازه بدهيد موضوع را باز کنم. افرادي هستند که مايلند به صورت قانوني سيگار مارلبورو را وارد کنند و عوارض گمرکي آن را نيز بپردازند. اگر روزي هم مشکل واردات مارلبورو برطرف شود من به عنوان مديرعامل يک بنگاه اقتصادي فراخوان خواهم داد هر کسي با بيشترين امتيازات اين سيگار را وارد کند، امتياز واردات را به او خواهيم داد. يکي از شرايط مان هم اين است که کمپاني مارلبورو خساراتي را که در سال هاي گذشته از راه قاچاق اين سيگار به کشورمان وارد کرده، بپردازد. شرط ديگر هم اين است که در کشورمان سيگارش را توليد کند. متقاضيان زيادي هم وجود دارند که حاضرند اين کار را انجام دهند. به آنها گفته ام اجازه واردات اين سيگار دست من نيست. در بين متقاضياني که آمدند گروهي به نام «انتظار ايرانيان» هم بودند. من واقعاً بد مي دانم يک عده يي اين مسائل را مطرح کنند تا با يکسري از ابزارها به عده يي ديگر هجوم ببرند و حيثيت يکسري انسان شريف را خدشه دار کنند. يک فردي که نمي شناسمش به يکسري از برادران خوب و خوش چهره و علاقه مند به فعاليت اقتصادي سالم مي گويد بياييد برويم از شرکت دخانيات درخواست کنيم به ما اجازه بدهند سيگارهاي مارلبورو را از کانال هاي رسمي اش وارد و توليد کنيم. اينها قبل از اينکه بيايند به دخانيات به دليل سوابق خوب که در خدمت به کشور و نظام داشته اند مي روند سراغ نهاد رياست جمهوري و از نهاد درخواست مي کنند آنها اين افراد را به دخانيات معرفي کنند. اين هم به خاطر حسن دولت نهم است که راه هاي ارتباطي اش با مردم بسيار صميمانه و نزديک است و هر کس مي تواند به نهاد رياست جمهوري برود. اين برادران متعهد و متدين درخواست خودشان را به نهاد رياست جمهوري دادند. آنها هم روي درخواست شان نامه يي زده اند و به وزارت صنايع و معادن ارسال مي کنند که طبق مقررات به درخواست پاسخ داده مي شود.

وزارت هم آنها را به ما معرفي کرد. وقتي که هنوز اين درخواست نيامده بود برخي از مطبوعات شروع کردند به هياهو کردن که برخي از برادران وابسته به دولت نهم مي خواهند سيگار مارلبورو وارد کنند. به اين برادران وقت داديم. اما هيچ وقت متوجه نشدم برخي از روزنامه ها چگونه از ماجرا باخبر شدند که چگونه مساله به اين سادگي را آنقدر بزرگ کردند که اينها متقاضي واردات مارلبورو شده اند. سوابق اين برادران را که ديديم متوجه شديم افرادي هستند که براي اين انقلاب زحمت کشيده اند. انسان هاي ارزشمندي هستند و به گردن انقلاب حق دارند. بايد کاري را انجام دهند که از لحاظ اقتصادي متعال باشند. به آنها گفتم اين برند چه مشکلاتي دارد و چه نبايدهايي در مورد آن مطرح است. گفتند اشکالي ندارد، مي رويم مجوزش را مي گيريم. ما هم گفتيم هر وقت مجوزش را آورديد آن وقت ما هم با شما مذاکره مي کنيم. اينها رفتند. حدود دو ماه بعد نامه يي به ما نوشتند که تحقيق کرده ايم و به اين نتيجه رسيده ايم که مارلبورو وابسته به صهيونيست است. بنابراين چون ما انسان هاي ارزشمداري هستيم درخواست مان را پس مي گيريم و شما هم آن را کان لم يکن بدانيد. اين جريان مربوط به دو سال پيش است. نمي دانم چرا عده يي آمده اند پس از اين مدت دوباره قضيه انتظار ايرانيان را علم کرده اند و با حيثيت من مديرعامل و عده يي از افراد انقلابي بازي مي کنند. بعد مي آيند قضيه را به برادران بسيار خوب و خدمتگزار مرتبط مي کنند. مگر مي شود عده يي از برادران ارزشي اين کشور به فکر سيگار قاچاق باشند. قضيه انتظار ايرانيان دو سال پيش تمام شده است. اگر روزي مشکل مارلبورو برطرف شود بنده حتماً در روزنامه ها آگهي مي دهم، مي گويم قرار است سيگار مارلبورو وارد کنيم. از بين متقاضيان هم حتماً بهترين واردکننده را انتخاب خواهم کرد.البته من هيچ گاه متوجه نشدم اين جرياناتي که درباره شرکت انتظار ايرانيان و واردات مارلبورو عنوان شد از کجا نشات گرفته است. شايد تصفيه حساب هايي در درون مجموعه هاي کشور بود.

- گفتيد اعضاي شرکت انتظار ايرانيان چند تن از برادران انقلابي بودند، منظورتان چه کساني است؟

از برادران ارزشي و خوب و با سوابق خدمتگزاري بودند. حالا عده يي از برادران خوب و متعهد آمده اند تا از سر دلسوزي مارلبورو وارد کنند، مگر جرم کرده اند. در اين کشور عده يي هم دارند سيگار مونتانا وارد مي کنند، مگر مجرم اند. مشکل اين است که برخي آقايان که با هم مشکلاتي دارند آمده اند دخانيات را به چالش کشيده اند. به آنها پيشنهاد مي دهم مشکل شان را به جاي ديگري ببرند و حل کنند. چرا ما را به چالش مي کشند؟

- آمديم و مشکل واردات مارلبورو به کشور حل نشد. چطور مي خواهيد جلوي قاچاق اين سيگار به کشور را بگيريد؟

با توجه به تواني که در دخانيات داريم ان شاءالله محصولي در حد کيفيت اين سيگار به توليد مي رسانيم که خبر خوش آن را نيز به مردم اعلام خواهيم کرد.

- با آقاي احمدي نژاد درباره مافياي سيگار جلسه داشته ايد؟

من دنبال اين هستم که اگر تواني دارم به عنوان يک خدمتگزار در دخانيات صرف کنم و مزاحم مقامات بالادستي ام به خصوص رياست محترم جمهور نباشم.

- آنها هم درخواست جلسه نداشته اند؟

خير، ايشان هرگز دستور برگزاري جلسه يي به بنده نفرمودند.

شب سمور و لب تنور
مرتضي شاملي

زمانه از چيزي و کسي ملاحظه ندارد و دير يا زود درباره هر کس و کاري که کرده است خوب باشد يا بد و کم باشد يا زياد قضاوت خواهد کرد. دوست داشتم اين موضوع را خصوصاً به نمايندگان مجلس بگويم چون در آينده يي نزديک لايحه بودجه سال آينده در دستور کارشان قرار مي گيرد و نيز به ساير دست اندرکاران و تصميم گيراني که به نحوي در روند کار و تصويب اين لايحه موثرند. مهم نيست که در چه موقعيت علمي و سياسي و از کدام قوه و نهاد و جناحي باشند؛ مهم و فرض بر اين است که قلب شان براي آبرو و سربلندي اين سرزمين بتپد؛ چيزي که متاسفانه با سياست هاي مالي و بازرگاني سال هاي اخير کشور چندان عنايتي به آن نشده و جاي حرف در اين زمينه بسيار است. اما آنچه عيان است و جايي براي هيچ گونه پرده پوشي و نهان گويي نگذاشته و به مرور تبديل به گناه آشکاري شده که قبح آن هم با کمال تاسف ريخته است، وضع توليد و تجارت و بازار کار است که از محصولات کشاورزي مان گرفته تا توليدات کارگاه هاي کوچک و قابل ملاحظه صنعتي مان منکوب اجناس و توليدات مشابه خارجي و عمدتاً چيني شده اند و اين روند نامبارک همچون غده بدخيمي ريشه در اعماق اقتصادي کشور دوانده و در حال گسترش است. هر کس نداند و بازارها و خيابان هاي ما را ببيند فکر مي کند اين مملکت آفريده شده تا دکه ها و واحدهاي صنفي اش در گرو توليدات چين باشد و تجار و بازاري هايش خانه شاگردان و فروشندگاني باشند در خدمت تجار و صنعتگران چيني. آيا بازاري هاي امروز ما خلف صالح همان هايي هستند که روزگاري کوزه هاي قليان را شکستند و تنباکو را تحريم کردند؟ آيا بازاري هاي امروز ما هيچ نشاني از حاج محمدحسن شمشيري و امثال او دارند که در 50 ، 60 سال پيش سرمايه و هستي شان را در گرو استقلال مالي و سياسي کشور گذاشتند تا با خريد و تبليغ اوراق قرضه ملي و تشويق توليدات داخلي از هر نظر پشتوانه يي باشند براي مبارزات ملي شدن نفت و استقلال اقتصادي کشور؟ من شک دارم. متاسفانه آن بازار و بازاري هايش ديگر به تاريخ پيوسته اند. در بازارهاي امروز ما آن در و ديوارهاي کهنه و طاق هاي ضربي قديمي هم که هنوز مانده اند، از اين ماندن و سخت جاني شان خجل اند و سرافکنده. چنين به نظر مي آيد که تجار و کسبه امروز ما ديگر با آمال و حميت اسلاف شان در مشروطيت و ملي شدن نفت کاري ندارند. اينها بيشتر نگران کانتينرهاي مالامال از بنجل هاي چيني و امثال آن هستند که به هر طريقي وارد بازارهاي کشور مي کنند. اينها را که مي نويسم نمي توانم افسوس و دريغ نخورم و به ياد تکبيرها و اظهار مسرت هايي نيفتم که همين نمايندگان مجلس نثار چند نفر از وزراي بازرگاني و اقتصاد هنگام راي اعتماد به آنها مي کردند. اما در عوض چه کردند آنها و چه گلي به سر بازرگاني و امور مالي ما زدند؟ آيا منظور از آن تکبيرها و نطق ها و ابراز مسرت ها اين بود که دکه ها و فروشگاه هاي بازار و خيابان ما مملو از اجناس چيني شود و کارگاه هاي کوچک و بزرگ توليدي مان تاب رقابت نياورند و زانو بزنند و خيل عظيمي را بيکار کنند؟، آيا هدف اين بود که ارزش ريال ما که شاخص حيثيت مالي کشور است روز به روز پايين بيايد و اين سردرگمي سياست هاي پولي و سليقه يي عمل کردن تا آنجا پيش برود که مثلاً دو يا سه نوع سکه 250 ريالي، 500ريالي و هزار ريالي ضرب کنيم و همين وضع هم در چاپ اسکناس هايمان باشد؟، اگر چنين اهدافي داشته اند بايد به آنها تبريک گفت، چون موفق شده اند، اصلاً اي کاش آن تکبيرها زبان داشتند تا خود به دفاع از حرمت و قداست شان برمي خاستند و از خجالت حضرات درمي آمدند. شب سمور و لب تنور مي گذرد اما آنچه نمي گذرد قضاوت زمانه است که بدون هيچ ملاحظه يي جايگاه هر کس و مقام درخور او را در روند تاريخ يک ملت نشان خواهد داد که به قول پروين اعتصامي؛

زمانه زرگر و نقاد هوشياري بود

سياه کرد مس و روي را به کوره وقت

نگاهداشت به هر جا زر عياري بود.
عناوين اين صفحه
مخالفت اصولگرايان تندرو با طرح سازش سياسي
آيا مرجعيت سلب کردني است
چه کساني به دنبال واردات سيگار مارلبورو بودند
شب سمور و لب تنور

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام