چهارشنبه، 9 دي 1388 - شماره 2138
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
آلودگي هوا پيرتر از تهراني هاست

بنفشه سام گيس

گروه اجتماعي؛ آلودگي هوا سال ها است که پيوند خواهرخواندگي خود را با تهران امضا کرده است. تهران در راس هشت شهر آلوده کشور قرار دارد و پس از آن شهرهاي اهواز، اراک، تبريز، مشهد، شيراز، کرج و اصفهان که به دليل شرايط جغرافيايي، تردد خودرو، ميزان مصرف سوخت، اقليم طبيعي و اقدامات انجام شده يا ناکام در کاهش آلودگي هوا، هر روز اکسيژني را جذب مي کنند که با دي اکسيد گوگرد، ذرات معلق، ازن، دي اکسيد نيتروژن، منواکسيد کربن و بنزين غني سازي شده است. پژوهشگران محيط زيست در توضيح علت آلودگي هوا مي گويند؛ «مهم ترين علت آلودگي هوا، سوزاندن سوخت هاي گوناگون است. مصرف سوخت در نيروگاه ها براي توليد انرژي الکتريکي و مصرف سوخت در خودروها اصلي ترين عامل آلودگي هوا است که بايد گرد و غبارهاي ناشي از توفان هاي صحرايي، گاز متان، آزاد شدن گاز رادون از زمين، آزاد شدن ترکيب هاي عالي فرار از درختان و منواکسيد کربن ناشي از آتش سوزي در جنگل ها را به عنوان آلاينده طبيعي به اين مجموعه افزود. اما اصلي ترين آلاينده هاي انساني شامل منواکسيد کربن، دي اکسيد کربن، دي اکسيد گوگرد، ذرات معلق، اکسيدهاي نيتروژن، ازن، سرب، مه دود نور شيميايي و باران هاي اسيدي است.»ہ نتايج تحقيقات محققان و سازمان هاي متولي سلامت در ايران نشان داده قرار گرفتن در معرض آلودگي هوا مي تواند به شيوع برونشيت مزمن، ايجاد و تشديد تصلب شرائين (13 درصد بيش از شرايط هواي پاک)، ناباروري مردان، بروز آپانديسيت، شيوع ديابت نوع 2، بيماري هاي تنفسي و قلبي، آسم، سوزش چشم و سرفه و ايجاد سنگيني در سينه، تحريک گلو و ريه ها، افزايش 40درصدي سقط جنين، کاهش عمر طبيعي، شيوع سرماخوردگي، مرگ زودهنگام، کاهش سن بروز سکته هاي قلبي (به کمتر از 50 سال) و کاهش تولد نوزادان پسر منجر شود. نتايج اين تحقيقات که عمده نگاه خود را بر شهر تهران به عنوان آلوده ترين شهر کشور متمرکز کرده همچنين گواهي مي دهد که آلودگي هواي تهران (در زمان هاي افزايش ذرات آلاينده هوا) به اشغال 10 درصدي تخت هاي بيمارستاني، مرگ سالانه 2500 تا چهار هزار نفر از شهروندان تهراني به دليل استنشاق هواي آلوده و کاهش 60درصدي گونه هاي پرنده در اين شهر دامن زده است.

استاندارد آلاينده هاي هوا؛ تهران رکورد جهاني را مي شکند

سازمان بهداشت جهاني براي هر يک از آلاينده هاي هوا، حد استانداردي تعيين کرده که اين ارقام، علاوه بر آنکه هرساله به سبب تغييرات جوي زمين متغير و با کاهش همراه است، به فراخور شرايط اقليمي و اجتماعي هر يک از شهرهاي جهان نيز متغير است. به عنوان نمونه، در سال 2006، استاندارد دي اکسيد سولفور 50 ميکروگرم بر متر مکعب و دي اکسيد نيتروژن 40 ميکروگرم بر متر مکعب تعيين شده که اين رقم براي سال 2008 کاهش يافته که کاهش به منزله وضع قوانين سختگيرانه تر براي کنترل آلودگي هوا است. مرکز کنترل کيفيت هوا (وابسته به شهرداري تهران) نيز ارقامي را به عنوان استاندارد آلاينده هاي هواي شهر در نظر گرفته که براي سال هاي در پيش، متغير است زيرا اين استاندارد، با نگاهي خوشبينانه به اجرايي شدن سياست ها در جهت کاهش آلودگي هوا اميدوار بوده است. جديدترين استاندارد آلاينده هاي اصلي هواي تهران در نشست کميسيون امور زيربنايي، صنعت و محيط زيست- مورخ 11 مردادماه سال جاري- و با استناد به بند (الف) ماده 62 قانون برنامه چهارم توسعه مصوب شده است. (جدول 1) با وجود اين استاندارد مدون، اما گزارش هاي موجود نشان از آن دارد که شهر تهران سال ها است که به هيچ استاندارد و قانوني قائل نبوده و در توليد هواي آلوده، هر آنچه مي تواند، انجام مي دهد. جدول 2 کيفيت هواي تهران در چهار سال 84 ، 85 ، 86 و 87 را نشان مي دهد و اين کيفيت در حالي است که به گفته دکتر يوسف رشيدي، مديرعامل شرکت کنترل کيفيت هوا، چنانچه شاخص آلودگي هوا- PSI- بين صفر تا 50 باشد، هوا پاک بوده و 50 تا 100 هواي سالم، 100 تا 200 هواي ناسالم، 200 تا 300 هواي بسيار ناسالم و بالاتر از 300 شرايط خطرناک را اعلام مي کند. روز 16 تيرماه سال جاري شرکت کنترل ترافيک شهرداري تهران اعلام کرد؛ «شاخص آلودگي هواي تهران امروز به 247 PSI رسيد.» اين گزارش ميزان غلظت آلاينده ذرات معلق را در روز 16 تيرماه بيش از 900 ميکروگرم بر متر مکعب اعلام کرد که استانداردها از رقمي کمتر از 100 ميکروگرم بر متر مکعب سخن مي گويند. رشيدي در روزهاي پاياني سال 87 اعلام کرد؛ «سالانه حدود دو ميليون و 289 هزار و 762 تن انواع آلاينده ها از منابع متحرک به هواي تهران وارد مي شود که اين رقم حدود يک ميليون و 976 هزار تن منواکسيد کربن، 21 هزار تن ذرات معلق، بيش از 105 هزار تن اکسيدهاي ازت و 180 هزار تن هيدروکربن را شامل مي شود.»

سيماي آمد و رفت شهر تهران

کلانشهر تهران که 12 ميليون ساکن روزانه دارد و هرروزه حدود سه ميليون و 500 هزار خودرو در اين شهر تردد مي کنند، اتفاقاً بيش از ساير شهرهاي آلوده کشور در نقطه توجه متوليان کنترل آلودگي هوا قرار دارد. تهران بيشترين ميزان مصرف سوخت و انرژي را به خود اختصاص داده و به استناد گزارش آذرماه 88 شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران، از مجموع 63 ميليون ليتر بنزين مصرفي کشور در هر روز، حدود 14 ميليون ليتر سهم روزانه تهران است؛ سياست هايي که تاکنون در جهت کاهش آلودگي هواي تهران به تصويب و اجرا رسيده اما هنوز هدف کاهش آلودگي هوا را محقق نکرده چرا که غير از سياست هاي دولت، توجه شهروندان به اهميت کاهش و کنترل آلودگي هوا نيز موثر است که به نظر مي رسد شهروندان تهراني، هنوز اهميت کاهش آلودگي هوا و لذت استنشاق هواي پاکيزه را در اولويت قدم هاي خود براي دستيابي به زندگي بهتر قرار نداده اند. ورود روزانه 1500 خودروي جديد به شهر تهران، نشان از تقاضاي بالا براي استفاده از خودروي شخصي به جاي بهره مندي از شبکه حمل و نقل عمومي دارد. حجت الله بهروز مديرعامل شرکت کنترل ترافيک تهران تيرماه امسال گزارش داد از مجموع 494 هزار و 970 خودرويي که به صورت غيرمجاز به محدوده طرح ترافيک وارد شده اند، پليس راهور فقط توان ثبت 10درصد از ترددهاي غيرمجاز در اين محدوده را داشته که اين خبر نشان از کمبود نيروي امنيتي براي کنترل تخلف ترافيکي شهروندان و کم توجهي به قوانين ترافيکي شهر دارد. از سويي، شهروندان تهراني برخلاف ساکنان شهرهاي ساير کشورها هنوز فضايي براي فرهنگ استفاده از اتوبوس و مترو در ذهن خود باز نکرده اند و ورود سالانه 500 هزار خودرو به شهر تهران که هرکدام سالانه يک تن آلودگي در هوا توليد مي کنند، گوياي اين واقعيت است که اغلب تهران نشين ها هنوز استفاده از حمل و نقل عمومي را مختص دهک کم درآمد جامعه مي دانند و آمد و رفت با خودروي شخصي را گزينه يي براي محک طبقه اقتصادي به شمار مي آورند. اما در کنار اين منظر، شبکه حمل و نقل عمومي شهر تهران را هم هنوز نمي توان «تکميل و کافي» قلمداد کرد. در حالي که قانون توسعه حمل و نقل عمومي تاکيد داشته که سهم مترو بايد به 30 درصد و سهم اتوبوس به 25 درصد افزايش يابد و طرح جامع ترافيک تهران که افق 1404 را مدنظر قرار داده، هم موکد کرده که سهم قطار شهري در حمل و نقل عمومي بايد به 30 درصد، اتوبوسراني 22 درصد، ميني بوسراني سه درصد، ون پنج درصد، تاکسي 15 درصد، موتورسيکلت سه درصد و سواري به 22 درصد افزايش و تغيير يابد، اما هم اکنون در شهري که روزانه، بار 15 ميليون سفر درون شهري- در قالب 19 ميليون جابه جايي- را تحمل مي کند، فقط 7500 دستگاه اتوبوس، دو خط دائمي مترو، 1768 دستگاه ميني بوس و 95 هزار دستگاه تاکسي فعال است که حتي بدون احتساب ظرفيت هر دستگاه از خودروهاي شبکه حمل و نقل عمومي هم مي توان به اين باور يقين پيدا کرد که «شبکه حمل و نقل عمومي شهر تهران از حد ناکافي هم چندين پله پايين تر قرار دارد». در صورت احتساب ظرفيت خودروهاي اين شبکه اما نتايج نااميدي تا 100درصد هم پيش مي رود؛ بنا بر استانداردهاي ترافيک و حمل و نقل عمومي، به ازاي هزار نفر جمعيت بايد يک دستگاه اتوبوس فعال باشد و در واقع در شهر تهران بايد روزانه 12 هزار اتوبوس در حال تردد باشند. اما از تعداد 7500 دستگاه موجود هم که سهمي معادل 2/17 درصد از حمل و نقل عمومي را برعهده دارد حدود 700 دستگاه بيش از 10 سال عمر داشته که بنا بر بند 4 مصوبه سال 87 ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت، هر اتوبوس با عمر 10 سال فعاليت بايد در رده خودروي فرسوده قرار گرفته و براي جايگزيني آن اقدام شود ،علاوه بر آنکه در هر شبانه روز حدود 900 اتوبوس گازسوز که امکان سوخت گيري پيدا نکرده اند، 500 هزار مسافر را در سطح شهر معطل مي گذارند. (بنا بر گزارش هاي رسمي، هر دستگاه اتوبوس روزانه 550 مسافر را به مقصد مي رساند) اظهارات متوليان تاييد مي کند تمام ميني بوس هاي در حال تردد در شهر تهران فرسوده اند و عمري بيش از 15 سال دارند. همچنين از 95 هزار دستگاه تاکسي فعال در شهر که هر کدام روزانه 150 مسافر را منتقل مي کنند و سهمي حدود 25 درصد در حمل و نقل عمومي شهر دارند، هر روز هزار دستگاه به دليل اسقاطي بودن از رده فعاليت خارج مي شوند که 150 هزار مسافر هم به اين گونه از رسيدن به مقصد با بهره گيري از شبکه حمل و نقل عمومي محروم مي مانند. تعداد ناکافي واگن هاي مترو از جملات مورد تاکيد شهردار تهران بوده و هست که متروي تهران هم بايد بار سفر روزانه يک ميليون و 700 هزار مسافر را به دوش کشد. توصيفي اينچنين از سيماي شبکه حمل و نقل عمومي تهران شايد چاره يي باقي نمي گذارد که بيش از نيمي از سفرهاي درون شهري با خودروي شخصي انجام شود.

سهم آلايندگي خودروها در تهران

بند 4 مصوبه سال 87 ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت، سن فرسودگي خودروها را چنين اعلام کرده است؛ «سواري شخصي 25 سال، سواري دولتي 15 سال، تاکسي (سواري و ون) 10 سال، ميني بوس و ميدي بوس 15 سال، اتوبوس (درون شهري) 10 سال، اتوبوس (بين شهري) 15 سال، کاميون و کشنده 25 سال، وانت 15 سال، موتورسيکلت 10 سال، ساير وسايل نقليه و باري 25 سال.» قانون توسعه حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت نيز تاکيد داشته خودروهاي فرسوده کشور بايد تا پايان سال 90 از رده خارج شوند. اما اطلاعيه هفته گذشته ستاد مديريت حمل و نقل سوخت مبني بر آغاز طرح نقدي از رده خارج کردن خودروهاي فرسوده توليد 1353 تا 1364 و قبل از 1352 نشان از آن دارد که مصوبه اين ستاد هنوز با جديت مورد توجه قرار نگرفته و در ميان خودروهاي در حال تردد مي توانيم بسيار بيابيم که سن فرسودگي را پشت سر گذاشته و خط قرمز مرگ را هم سال ها است که رد کرده اند. نتايج تحقيقات سه دانشگاه علوم پزشکي ايران، تهران و شهيد بهشتي در سال 87 نشان مي دهد از سه ميليون و 300 هزار خودروي در حال تردد در شهر تهران (در سال نامبرده)، يک ميليون و 800 هزار خودرو استاندارد بوده و يک ميليون و 500 هزار خودرو فاقد استاندارد هستند. شرکت کنترل کيفيت هوا سال 87 گزارش داد خودروهاي در حال تردد در تهران روزانه حدود چهار هزار و 400 تن و سالانه يک ميليون و 600 هزار تن آلاينده توليد مي کنند و بيشترين سهم از آلودگي هواي تهران متعلق به خودروهاي توليدشده قبل از سال 1380 است که تا سال 80، هيچ استاندارد مدوني براي توليد خودروها در کشور وجود نداشته است. گزارش ها اعلام مي کند خودروهاي توليدشده پيش از سال 1380، که هم اکنون نيز در حال تردد هستند، در هر کيلومتر حرکت 30 تا 70 گرم آلودگي توليد کرده و 15 تا 50 برابر خودروهاي برخوردار از استاندارد زيست محيطي، در آلوده کردن هواي تهران نقش دارند. (جدول 3)

وارونگي هوا به انتظار نشسته است

وارونگي هوا هر سال بر تهران سايه مي اندازد. گرچه منابع دولتي مدت زمان وارونگي هواي تهران را 50 روز اعلام کرده اند اما گزارش پنج ساله ايستگاه سنجش آلودگي هواي مهرآباد، ميانگين مدت زمان وارونگي سالانه در تهران را 139 روز برآورد کرده که اين رقم در فصل بهار 57 روز، تابستان 61/2 روز، پاييز 58 روز و زمستان 61/2 روز گزارش شده است. رشيدي در تعريف وارونگي دما - اينورژن - مي گويد؛ «زماني که هواي سرد در لايه هاي پايين باقي مانده و جبهه يي از هواي گرم روي آن باقي بماند و امکان جابه جايي هوا هم وجود نداشته باشد، وارونگي هوا اتفاق افتاده که شهر تهران، پتانسيل چنين وضعيتي را به خصوص در ماه هاي سرد سال دارد.» در زمان وارونگي دما، ميزان آلودگي هوا شدت مي يابد و از آنجا که اين پديده مختص يک روز يا يک ماه از سال نيست، تهران هر ساله در روزهاي متناوب ميزبان اين پديده بوده است.

خسارت آلودگي هواي تهران

بانک جهاني، سال 1999 براي بررسي وضعيت آلودگي هوا در کشورهاي مختلف، آلايندگي هواي سه هزار و 226 شهر با جمعيت بيش از 100 هزار نفر را مورد بررسي قرار داد. در آن زمان ميانگين سالانه ذرات معلق - به عنوان يکي از آلاينده هاي مهم - 71 ميکروگرم بر متر مکعب برآورد شد که شهر تهران با در نظر گرفتن ميزان اين آلاينده، رتبه 119 را در بررسي بانک جهاني به خود اختصاص داد. اما در بررسي ديگري که سال 2005 و توسط همين نهاد بين المللي انجام شد، ميزان خسارت ناشي از چهار آلاينده منواکسيدکربن، دي اکسيد نيتروژن، دي اکسيد گوگود و ذرات معلق در کل کشور سالانه هشت ميليارد دلار و ميزان خسارت ناشي از آلاينده ذرات معلق در ايران يک ميليارد و 800 ميليون دلار برآورد شد. اين گزارش، ميزان آلاينده هاي هواي تهران را 2/8 برابر استانداردهاي جهاني اعلام کرد.

قوانين قديم، قوانين جديد

سابقه نخستين تصميم براي کاهش آلودگي هواي تهران به سال 1354 شمسي بازمي گردد که 29 تيرماه آن سال، قانوني با 38 ماده و 9 تبصره در مجلس شوراي ملي وقت و با تاکيد بر تدوين استاندارد آلودگي هوا توسط سازمان حفاظت محيط زيست، جلوگيري از تردد خودروها و فعاليت منابع ثابت آلاينده هوا، عدم شماره گذاري خودروهاي آلاينده، اخذ گواهينامه مخصوص ميزان آلايندگي خودروها و...» با امضاي عبدالله رياضي - رئيس وقت مجلس - مصوب و اجرايي شد. تا سال 1374 شمسي، هيچ تصميم جديدي براي مقابله با آلودگي هوا اتخاذ نشد تا اينکه مجلس چهارم شوراي اسلامي در سوم ارديبهشت ماه سال 74، قانوني با 36 ماده و 14 تبصره با امضاي علي اکبر ناطق نوري - رئيس وقت مجلس - به تصويب رساند و در اين زمان که سال آغازين اجراي برنامه دوم توسعه هم شمرده مي شد، در اين قانون و در بند ب تبصره 82 برنامه دوم توسعه، دولت مکلف شد آلودگي هواي شهر تهران را در سال پاياني اين برنامه (1378) به سطح استاندارد برساند. اين تاکيد در قانون برنامه سوم (83 - 79) و ماده 62 برنامه چهارم (88 - 84) هم تکرار شد. اما اين تاکيدات تا امروز و با نگاه خوشبينانه، شايد تا 30 درصد محقق شده است زيرا در اين مفاد قانوني، تکاليف بسياري موکد شده که از جمله؛ «خروج و ممنوعيت تردد تمام خودروهاي فرسوده تا پايان برنامه چهارم توسعه (که تاکنون از مجموع دو ميليون خودروي فرسوده کشور فقط 500 هزار دستگاه از رده خارج شده است) و خروج صنايع آلاينده تا شعاع 120 کيلومتري شهر تهران (با وجود آنکه مي توانست آلودگي هواي تهران را تا حد 40 درصد کاهش دهد. اما اين تکليف هم با مصوبه 16 آذرماه سال جاري هيات دولت مبني بر لغو ممنوعيت احداث صنايع در محدوده 120 کيلومتري تهران به گونه يي رسمي ناديده گرفته شد)» بوده است و گزارش هاي وصول شده، نشان از تحقق نيافتن کامل تمامي تکاليف دارد.

خسارات جاني قابل انکار نيست

با وجود حجم انبوه گزارش هاي رسمي و مستقل سازمان هاي متولي و کارشناسان صاحب نظر در کنترل آلودگي هوا و تبعات ناشي از آن، وزارت بهداشت تمام گزارش ها و آمارهاي مرتبط با بار خسارات وارد شده بر سلامت شهروندان تهراني را تاييد نمي کند. رشيدي در گفت وگو با «اعتماد» مي گويد؛ «وزارت بهداشت طبق قانون وظيفه حفظ بهداشت و سلامت جامعه را بر عهده دارد و هوا هم بخشي از بهداشت است. کوتاهي اين وزارتخانه در تمام اين سال ها اين بوده که بايد به عنوان مدعي نسبت به آسيب به سلامت شهروندان وارد مي شده. از سويي، اين وزارتخانه متولي تدوين ميزان خسارات وارد بر سلامتي جمعيت کشور از بابت استنشاق هواي آلوده بوده است.» وزارت بهداشت نه تنها در طول پنج سال گذشته، گزارش ها و آمارهاي مربوط از ساير سازمان ها را نپذيرفته بلکه به دفعات وعده ارائه گزارش از تاثير آلودگي هوا بر سلامت شهروندان را داده اما اين وعده تاکنون محقق نشده و هيچ گزارشي از سوي اين وزارتخانه در اختيار سازمان هاي متولي کنترل آلودگي هوا و ترافيک شهر تهران قرار نگرفته است. خودداري وزارت بهداشت از ارائه گزارش در باب تاثير آلودگي هوا بر سلامت شهروندان و حتي بي پاسخ گذاشتن درخواست کميسيون اصل 90 مجلس براي ارائه گزارش آماري از ميزان تاثير آلاينده ها در سال 87 در حالي است که اخبار خبرگزاري هاي رسمي کشور در زمان اوج آلودگي هواي تهران، به اتفاق از افزايش پنج تا 15 برابري مراجعات به اورژانس مراکز درماني شهر تهران خبر داده است. فراکسيون محيط زيست مجلس هم، بهمن ماه سال 87 با ارائه گزارشي از آمار مرگ و مير بر اثر استشمام آلاينده هاي معلق در هوا در سال هاي 84 ، 85 و 86، از مرگ 1400 نفر در ماه و 16 هزار نفر در سال خبر داد و آمار مرگ بر اثر استنشاق هواي آلوده به ساير آلاينده ها در سه سال نامبرده را هفت هزار نفر در ماه اعلام کرد. آخرين تحقيق انجام شده درباره ارتباط آلودگي هوا و مرگ و مير در شهر تهران، پژوهشي است که دکتر منوچهر فرج زاده - استاد دانشگاه تربيت مدرس - به همراه همکاران خود در تابستان سال 88 انجام داده و در اين تحقيق از داده هاي مربوط به گزارش هاي مرگ و مير و آلودگي هوا طي سال هاي 1384 - 1381 استفاده کرده است. محققان اين پژوهش به اين نتيجه دست يافته اند که؛

1- مناطق مرکزي تهران (6 ، 7 ، 10 ، 11 و 12) از بيشترين ميزان آلودگي هوا برخوردار بوده و در نتيجه، بيشترين موارد مرگ ناشي از آلودگي هوا در اين مناطق اتفاق مي افتد و در مقابل، مناطق شمالي و جنوبي تهران (1 ، 2 ، 21 و 22) کمترين ميزان آلودگي را دارند.

در پي نبود قوانين حمايت از حيوانات
ايران در فقدان حمايت
امين حمزه ئيان - www.Nutshell.ir

«آنها برادران ما نيستند، آنها زيردستان ما نيستند، آنها مردمان ديگري هستند که همچون ما در دام زندگي و زمان گرفتار شده اند. آنها اسيران شکوه و مشقت زمين هستند.»

در دوران کهن شاهد پاسداشت هاي شکوه مند ايرانيان به واسطه طبيعتي بوده ايم که در آن مي زيستند. اما اکنون در اين برهه از زمان ايرانيان نسبت به جهانيان بي اغراق در جايگاه بازپسين ستيزندگان با طبيعت قرار دارند. گريزها و نمايش هاي منفي ما نسبت به حيوانات جزيي از اين مسير اشتباه است؛ گريزهايي که امروز بدل به ستيزي بيمارگونه شده است.

کماکان سده ها است که از فرهنگ مهرورزي خود نسبت به طبيعت و حيوانات دور شده ايم و امروز شاهد کشتار جمعي حيوانات به جاي سامان دادن به آنها هستيم. از زمان پاي گذاشتن ما آدميان روي زمين، اکنون تنها زماني است که بشر اين گونه بي رحمانه دست به کشتار و شکنجه مي زند؛ کشتار و شکنجه يي همراه با درد که در اندک زماني جان ميلياردها جاندار را در سراسر اين کره خاکي مي گيرد. آيا لحظه يي درنگ کرده و انديشيده ايم که چگونه در حال نابود کردن طبيعتي هستيم که ميليون ها سال در نبردي ناگزير براي زيستن بوده است؟

طبيعت و تمامي گونه هاي جانداران اعم از حيوانات در مسير اهداف آدمي دچار دگرگوني تخريب وار شده اند. هر چند امروز طبيعت نمايش خشم خود را آغاز کرده است، اما هنوز شاهد آنيم که اکثريت قريب به اتفاق انسان ها کماکان در مسير اشتباه خود گام برمي دارند. آدمي همان گونه که مي تواند در دفاع از حيوانات به پاخيزد، مي تواند در زجر و مرگ آنها نخستين شريک باشد.

به اين دليل مطلب پيش رو به اندکي از مواردي اشاره دارد که شايد يادآوري آنها برايمان چندان خوشايند نباشد. اما عدم تمايل ما نسبت به درک اين حقايق تنها نشان از اغماض بر بخش نيکي از احساس و عقلانيت ناب انساني ما دارد.

حيوانات خياباني

اگر امروز در غرب کشتن عمدي گنجشک يا گربه يي قتل و خشونت حساب مي شود و دربرگيرنده مجازاتي سنگين است در ايران چنين حرکتي پاس داشته مي شود. آيا اين گواهي از فرهنگ و تمدن ديرينه ما است؟

در اين راستا رسانه ها آنچنان اغراق آميز از بيماري هاي گوناگون حيوانات سخن به ميان مي آورند که گويي آنان منابعي از انواع انگل ها و باکتري ها هستند. چنين تفکر و فرهنگ سازي خود عاملي اساسي در گريز و در نهايت ستيز ما با محيطي است که خود باني اصلي تغيير و تخريب آن هستيم.

حيوانات و سرگرمي

در کشور ما هر از چند گاهي مسائل مختلفي بدون انديشه متداول مي شود. در اين بين مدتي است سيرک هاي مختلف نه تنها از طرف گروه هاي رانده شده برون مرزي بلکه از طرف هموطنان خودمان، حمايت شده و شروع به کار مي کنند. اما چرا سيرک حيوانات به عنوان يک رخداد ناخوشايند در جهان شناخته و با آن مبارزه مي شود؟

شايد اولين برخورد ما با سيرک جنبه تفريحي آن باشد. تفريح سالم در صورتي که متضرر چيزي نشويم در ذات خود براي آدمي ارزشمند و واجب است و سيرک به مثابه يک تفريح شاد براي بازيافتن دوباره قواي روان مي تواند مفيد باشد اما نبايد فراموش کنيم صحت اين موضوع در سيرکي است که در آن از حيوانات براي خنده و شادي آدمي استفاده نمي شود. تماشاي حرکات غيرعادي و شبيه به انسان حيوانات در بطن خود از لحاظ روانشناختي مخرب است و بيشترين تاثير چنين تخريب هايي در اذهان کودکان است. کودکان در ذهن خود به راحتي آزادي و آرامش ناشي از طبيعت را حس مي کنند و به اين سبب است که کودکان مي توانند ساعاتي طولاني محو در تماشا يا نوازش حيواني شوند. آنان مي توانند به راحتي دوستي، محبت و صلح را از طبيعت بياموزند. اما سيرک حيوانات به عنوان پديده يي تلخ که نشان از در بند بودن است تصويري را از تسلط و بهره کشي انسان از طبيعت و حيات وحش پيرامون خود در ذهن تداعي مي کند. همچنين در اين راستا شکار، کشتار و نگهداري حيوانات در باغ وحش ها به عنوان نوعي سرگرمي و تفنن در جامعه بازتاب خوبي نخواهد داشت. آدمي لذت، آرامش و پيامي را که از نگاه به حيوانات در طبيعت آزاد خودش درمي يابد، قطعاً هيچ گاه از دربند و نظاره گر درد آنان بودن، درنمي يابد.

امروزه افراد آگاه به اين مسائل به درد و مرگ حيوانات لبخند نمي زنند. آنان به خوبي دريافته اند که سيرک، شکار و باغ وحش ها لحظاتي ناب و به يادماندني را براي خود و فرزندان شان به ارمغان نخواهد آورد.

حيوانات و علم

در نظر نگرفتن حقوق حيوانات و انجام اعمال غيراخلاقي در تمامي دانشگاه هاي ايران به طور مداوم رخ مي دهد. امروزه تشريح و آزمايش روي حيوانات زنده جهت پيشبرد علم، در کشور هاي متمدن، در مقابل قوانين سختگيرانه يي قرار دارد. در چنين کشورهايي، دانشگاه ها با بهره گيري از تکنولوژي، شبيه سازي ها يا تشريح حيوانات مرده و همچنين بهبود حيوانات بيمار، آموزش هاي لازم را جهت نجات جان انسان ها و حيوانات به دانشجويان رشته هاي دامپزشکي، پزشکي و پيراپزشکي مي دهند.
عناوين اين صفحه
آلودگي هوا پيرتر از تهراني هاست
ايران در فقدان حمايت
محل دفن پسماند بر اساس ضوابط زيست محيطي است

جوابيه
محل دفن پسماند بر اساس ضوابط زيست محيطي است
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني اصفهان به دنبال درج گزارش مشکل پسماندهاي بيمارستاني در اصفهان مورخ 21/5/88 توضيحاتي را به دفتر روزنامه ارسال کرده است. در اين نامه آمده است؛ در اين گزارش از دفن غيراصولي پسماندها در گردنه زينل صحبت شده است. به اطلاع مي رساند اين محل سال ها است از طرف شهرداري اصفهان براي اين منظور در نظر گرفته شده است و دفن پسماندها نيز توسط شهرداري انجام مي گردد و لازم به ذکر است که طبق ماده 12 قانون پسماندها، مصوب مجلس محترم شوراي اسلامي در سال 1383 محل هاي دفن پسماندها براساس ضوابط زيست محيطي توسط وزارت کشور با هماهنگي سازمان محيط زيست و وزارت جهاد کشاورزي تعيين مي گردد. همچنين ضوابط و روش هاي مديريت اجرايي پسماندهاي پزشکي مصوب هيات وزيران در خردادماه 1387 به دانشگاه هاي علوم پزشکي کشور ابلاغ گرديده و از آن زمان دانشگاه علوم پزشکي اصفهان به صورت کارشناسي شده اقدام به نصب دستگاه هاي بي خطرساز پسماندهاي پزشکي به صورت آزمايشي نموده است که پس از تاييد فني کارشناسان مربوطه، دستگاه هاي مذکور خريداري شده اند. لذا تاکنون اين دانشگاه تعدادي دستگاه 1000 ليتري خريداري نموده و در بيمارستان هاي خود نصب کرده است، از جمله در بيمارستان امين و دو دستگاه 1000 ليتري در مرکز آموزشي درماني الزهرا(س)، نصب نموده است، اين درحالي است که 50 درصد پسماندهاي عفوني بيمارستان هاي دانشگاهي شهر مرکز به مرکز آموزشي درماني الزهرا(س) مي باشد. همچنين اين دانشگاه اقدام به نصب يک دستگاه 1000 ليتري بي خطرساز پسماندهاي پزشکي در بيمارستان محمد رسول الله(ص) مبارکه و يک دستگاه 200 ليتري در بيمارستان شهيد بهشتي اردستان نموده است و در حال خريد شش دستگاه 1000 ليتري براي شبکه هاي بهداشت و درمان نجف آباد، خميني شهر، زرين شهر، برخوار و ميمه، شهرضا و فلاورجان مي باشد. بديهي است جهت استقرار سيستم بي خطرساز پسماندهاي پزشکي براي کل مراکز پزشکي دانشگاهي استان اصفهان، اين دانشگاه نيازمند دو تا سه ميليارد تومان بودجه مي باشد که متاسفانه تاکنون تنها 250 ميليون تومان به اين دانشگاه اختصاص داده شده است، ولي شواهد حاکي از عزم دولت محترم در خصوص حل معضل مربوطه بوده است و در حدود يک ميليارد تومان در اعتبارات سفر دوم رياست محترم جمهوري جهت موضوع فوق و زمينه سازي سيستم دفع فاضلاب مراکز درماني اختصاص داده شده است. در ضمن شهر اصفهان داراي 3250 واحد پزشکي فعال به صورت سرپايي است که حدود سه هزار واحد آن متعلق به بخش خصوصي مي باشد و بي خطرسازي پسماندهاي توليدشده آنها طبق قانون به عهده خود مراکز بوده و جمع آوري آنها به عهده شهرداري اصفهان مي باشد که اين دانشگاه در جهت پياده سازي و اجراي قانون فوق با همکاري شهرداري اصفهان اقدامات موثري را به انجام رسانيده که منجر به نصب بيشتري از دستگاه ها در واحدهاي غيردانشگاهي نظير بيمارستان دکتر شريعتي (در حال نصب) و شهيد آيت الله صدوقي شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام