دوشنبه، 7 دي 1388 - شماره 2136
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
خبرهاي رسمي درباره درگيري هاي روز عاشورا در تهران
سخنان فرماندهان نيروي انتظامي درباره حوادث تاسوعا و عاشورا

فرمانده انتظامي تهران بزرگ در رابطه با ورود غيرمجاز چند تن از ماموران پليس به خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در روز شنبه و مضروب کردن يک تن از خبرنگاران اين رسانه اظهار کرد؛ دستور ما اين است که ماموران پليس به هيچ عنوان وارد خانه ها و اماکن عمومي نشوند و اين ماموران نيز سرخود به ايسنا وارد شده بودند. وي تاکيد کرد؛ وسط درگيري بعضي اوقات چنين موضوعاتي نيز پيش مي آيد که البته اين ماموران را شناسايي و با آنها برخورد خواهيم کرد. اما به موازات انتشار چنين اخباري از سوي رسانه ها اخبار مشابهي از درگيري معترضان با نيروهاي انتظامي و امنيتي در نجف آباد، اصفهان، قم، شيراز و تبريز گزارش شده است. در کنار اينها حضور حاميان دولت در اماکن مختلف بسيار چشمگير بود به ويژه آنکه آنها براي برگزاري مراسم خود دچار محدوديت نبودند. اما در برابر آن بيشتر مراسم عزاداري اصلاح طلبان با مشکل مواجه شد، به گونه يي که مراسم عزاداري در نجف آباد و اصفهان که با شب هفت آيت الله منتظري مصادف شد به تشنج کشيده شد. به گزارش جهان نيوز، اين مراسم در نجف آباد و اصفهان به تشنج کشيده شد و در نهايت با دخالت نيروهاي انتظامي پايان يافت.

گروه سياسي؛ جانشين فرمانده نيروي انتظامي کشته شدن چهار نفر را در حوادث ديروز تهران تاييد کرد. احمدرضا رادان که با خبر ساعت 21/00 شبکه اول سيما گفت وگو مي کرد در توضيح حوادث عاشوراي تهران افزود تنها يکي از کشته شدگان به وسيله گلوله به قتل رسيده است که به جهت آنکه نيروهاي پليس از سلاح گرم براي کنترل شرايط بهره نگرفته بودند اين حادثه مشکوک و در دست بررسي است. وي درباره دلايل مرگ سه شهروند ديگر توضيح داد که يکي از کشتگان از پل به پايين پرتاب شده و دو تن ديگر نيز در تصادف با اتومبيل جان باختند که جست وجو براي شناسايي راننده خودرو ادامه دارد. به گفته رادان در حوادث ديروز سردار رجب زاده فرمانده پليس تهران بزرگ نيز حين کنترل عمليات مضروب شد. در همين حال سردار احمدي مقدم اظهار داشت مادامي که معترضان تخريب نکنند به تذکر بسنده مي کنيم. به گزارش ايلنا فرمانده نيروي انتظامي در کرمانشاه با تاکيد بر اينکه سياست نيروي انتظامي کاربرد خشونت حداقلي است، گفت؛ مادامي که رفتار معترضان توام با بي قانوني، تخريب و اغتشاش نشود ما به دادن تذکر بسنده مي کنيم. فرمانده نيروي انتظامي در پاسخ به سوالي در مورد برخوردهاي نيروي انتظامي در حوادث پس از انتخابات گفت؛ سياست و رويه نيروي انتظامي در اين خصوص کاربرد و استفاده از خشونت حداقلي است. سردار احمدي مقدم تصريح کرد؛ اما چنانچه حرکت ها به سمت وسوي تخريب و اغتشاش پيش برود، با اين حرکت ها به صورت قاطعانه برخورد خواهيم کرد. احمدي مقدم گفت؛ هدف اصلي ما در جريانات و اغتشاشات اخير، دستگيري ليدرهاي اغتشاشات است و در همين راستا نيز فعاليت هاي بسيار خوبي در زمينه سازماندهي، مستندسازي و شناسايي اين افراد صورت گرفته است. در همين حال سردار رادان به دستگيري 15 نفر از افراد خودسر در جريان پس از انتخابات اشاره و تصريح کرد؛ بعضي اوقات دست هايي براي خدشه دار کردن بسيج در کار است. به گزارش ايسنا سردار رادان در رابطه با دستگيري چند تن از افراد خودسر در اغتشاشات اخير توسط ماموران پليس اظهار کرد؛ اين افراد کساني بودند که هيچ ماموريتي توسط هيچ سازماني نداشتند و پليس با آنها روبه رو شد و اين افراد را در تهران دستگير کرد. به گفته جانشين فرمانده نيروي انتظامي طي حوادث پس از انتخابات، حين ماموريت، پليس با تعدادي از افراد مواجه شد که قصد دخالت هايي را داشتند که در اين رابطه 10 تا 15 نفر را دستگير کرد. وي ادامه داد؛ نيروي انتظامي در موضوعاتي که بايد در تعامل با بسيج باشد، کامل هماهنگ است و از توان همديگر به خوبي استفاده مي کنيم و بسيج را به عنوان يک فرصت مي بينيم. البته خيلي ها هم تلاش دارند اين موضوع را زير سوال ببرند، لذا شايد بعضي اوقات دست هايي هم براي خدشه دار کردن اين موضوع در کار باشد. سردار رادان افزود؛ بنا بر توافقات صورت گرفته با بسيج استفاده هايي که از نيروهاي بسيج و انتظامي صورت مي گيرد، استفاده هاي سازماني است يعني با موضوعات سازماني و در زماني که ماموريت سازماني باشد، انجام مي شود. اما اظهارات رادان به اين مساله خلاصه نشد گو اينکه وي تصريح کرد؛ بايد اذعان داشت امروز بار ديگر تاريخ تکرار شده و عده يي از ولايت فقيه فاصله گرفته و راه خود را از ولايت جدا ساخته اند. رادان تصريح کرد؛ برخي از افراد تا جايي با ولايت همراه بودند که نفعي برايشان داشت؛ آنها همانند برخي از افرادي که با امام حسين(ع) به نيت رياست، ملک و غنيمت همراه شدند با ولايت همراه بودند و وقتي اين اختيارات از آنها گرفته و به شخص ديگري سپرده شد از ولايت فاصله گرفتند. رادان تاکيد کرد؛ اگر امروز در عزاي امام حسين(ع) و در تاسوعا و عاشورا به عشق امام حسين(ع) سينه هاي خود را سرخ مي کنيم همه به اين دليل است که بگوييم تا آخر با ولايت فقيه همراه هستيم. با وجود هشدارهاي پياپي مقامات امنيتي و انتظامي معترضان در روز عاشورا به خيابان ها آمدند و خيابان ها به محل درگيري معترضان به نتايج انتخابات و نيروهاي پليس تبديل شد.

با اين حال خبرگزاري فارس خبري را روي خروجي خود قرار داد. خبرگزاري فارس با ارسال خبري مبني بر اينکه معترضان به نتايج انتخابات حرمت روز عاشوراي حسيني را شکستند و جشن عاشورا را برگزار کردند، خبر کشته شدن افراد را در اين روز تکذيب کرد. خبرگزاري فارس اين خبر را به نقل از يک منبع انتظامي روي خروجي خود قرار داد. البته اين خبرگزاري به موازات تکذيب اين خبر، خبري را منتشر کرد که عزاداران حسيني معترضان خياباني را پراکنده کرده اند. خبرگزاري فارس خبر ديگري را نيز روي خروجي خود قرار داد. اين خبر حاکي از آن بود که مراسم سخنراني سيدمحمد خاتمي در حسينيه جماران لغو شده است. فارس گزارش کرد با حضور مردم و دانشجويان انقلابي سيدمحمد خاتمي مجبور به ترک حسينيه جماران شد. ماجرا از آنجا آغاز شد که خاتمي بنا بر سنت هرساله موفق نشد در خانه هنرمندان سخنراني کند بنابراين مقرر شد در شب عاشورا در حسينيه شماره يک جماران سخنراني کند اما در ميانه سخنراني سيدمحمد خاتمي افراد لباس شخصي جلسه سخنراني سيدمحمد خاتمي را برهم زدند. به گزارش ايلنا سيدمحمد خاتمي ناچار به ترک سخنراني خود شد. البته خبرگزاري فارس تعداد معترضان به سخنراني خاتمي را صدها نفر و طرفداران جنبش سبز را اندک اعلام کرد اما گزارش هاي متفاوت ديگري از اين سخنراني ارسال شد به گونه يي که برخي از خبرگزاري ها از حضور گسترده طرفداران ميرحسين موسوي در اطراف حسينيه جماران خبر دادند. با اين وجود حمله لباس شخصي ها به مراسم سخنراني سيدمحمد خاتمي خلاصه نشد گو اينکه حمله لباس شخصي ها موجب شد مراسم موسسه دارالزهرا لغو شود. به گزارش ايلنا در بيانيه يي که موسسه دارالزهرا منتشر کرده، آمده است؛ به اطلاع عزاداران حسيني مي رساند اقدامات عصر و شب گذشته افراد موسوم به لباس شخصي به لغو مراسم سالانه شب عاشوراي دارالزهرا انجاميد. از همين رو براي پرهيز از هرگونه حادثه ناگوار و براي ايمني عزاداران حسيني مراسم در شب باقيمانده برگزار نمي شود. جزييات امر متعاقباً اعلام خواهد شد. لغو مراسم دارالزهرا در حالي رخ داد که مراسم تاسوعا و عاشورا با شکوهي خاص برگزار شد محمود احمدي نژاد و برخي از حاميان دولت نيز در مراسم عزاداري در مسجد ارک حضور يافتند .در همين حال سردار رجب زاده در مصاحبه يي رسمي خبر کشته شدن افراد را در تجمع عاشورا تکذيب کرد. به گزارش ايسنا فرمانده انتظامي تهران بزرگ تصريح کرد؛ تاکنون خبري از کشته شدن فردي به پليس گزارش نشده و کسي کشته نشده است. البته رجب زاده تصريح کرد؛ پليس هيچ تيراندازي در تهران نداشته و ماموران حاضر سلاح جنگي به همراه ندارند. فرمانده انتظامي تهران بزرگ در رابطه با تعداد دستگيري هاي صورت گرفته توسط پليس با بيان اينکه هنوز جمع بندي نهايي در اين زمينه انجام نشده است، افزود؛ تجمعات امروز بيشتر در خيابان هاي انقلاب و آزادي بوده البته تعداد تجمع کنندگان هنوز برآورد نشده است. سردار رجب زاده درباره وقايع پيش آمده در اطراف حسينيه جماران طي شب گذشته نيز گفت ؛ در اين رابطه هم تعدادي در خيابان نياوران دستگير شدند که تعداد افراد دستگير شده پس از جمع بندي نهايي اعلام خواهد شد. وي خاطرنشان کرد؛ ماموران پليس در حسينيه جماران حضور نداشتند و تنها تجمع کنندگان در خيابان نياوران و افرادي را که قصد انجام تحرکاتي داشتند، متفرق کردند.

مراسم شب عاشورا بر هم خورد
سخنراني ناتمام خاتمي در حسينيه جماران

خاتمي؛ عشق به امام حسين (ع) عشق به همه زيبايي هاست. عشق به خدا است که کمال مطلق است

گروه سياسي؛ مراسم اصحاب فرهنگ و هنر و انديشه در شب عاشوراي حسيني در حسينيه شماره يک جماران با سخنراني سيدمحمد خاتمي برگزار شد. به گزارش ايلنا به نقل از روابط عمومي دفتر سيدمحمد خاتمي متن کامل اين سخنراني به اين شرح است؛

بسم الله الرحمن الرحيم؛ تقدير اين بود که امسال مراسم شب عاشورا در اين حسينيه باشد؛ حسينيه يي که مرکز رهبري حضرت امام خميني(ره) بود. انتخاب حسينيه از سوي امام براي هدايت انقلاب و جامعه، نشانه پيوستگي انقلاب اسلامي با نهضت امام حسين(ع) است. عشق به امام حسين عشق به همه زيبايي هاست. عشق به خدا است که کمال مطلق است. عشق به انسان است که برترين آفريننده خداست و عشق به عدالت است که خدا مي خواهد اساس زندگي اجتماعي انسان باشد. عشق به آزادي است. تجلي گاه وجود بلکه عين وجود آدمي است و عشق به امام حسين راز و رمز ماندگاري ملت بزرگوار ايران است که دل در گرو محبت امام حسين نهاد و راه ناهموار تاريخ خود را با پاي آبله و جان خسته طي کرد و دمي چشم از قله بلندي که در پي آن بود برنداشت و مي بينيد و مي بينيم که محرم هميشه در ايران و البته در بسياري از نقاط جهان چه محشر و قيامتي است. بگذاريد زبان حال دلدادگان امام حسين را در غزل بلندي از حافظ بجويم که فرمود؛

روشن از پرتو رويت نظري نيست که نيست / منت خاک درت بر بصري نيست که نيست

ناظر روي تو صاحب نظرانند آري / سر گيسوي تو در هيچ سري نيست که نيست

اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب / خجل از کرده خود پرده دري نيست که نيست

از حياي لب شيرين تو اي چشمه نوش / غرق آب و عرق اکنون شکري نيست که نيست

شير در باديه عشق تو روباه شود / آه از اين راه که در وي خطري نيست که نيست

آب چشمم که بر او منت خاک در توست / زير صد منت او خاک دري نيست که نيست

گفته اند که همه روز عاشورا و همه جا کربلاست، چرا که نه عاشورا يک روز است در تاريخ و نه کربلا يک سرزمين در جغرافيا بلکه کربلا تجلي گاه وجود شگفت انگيز انسان خداجو، موحد حقيقت طلب و عدالت خواه است و عاشورا نماد حرکت اين انسان به سوي مقصدي که خدا معين کرده است و امام حسين(ع) قهرمان بزرگ اين صحنه شگفت انگيز است. از آن جهت که هم آگاهي انسان را به سوي آن مسير و هدف افزايش مي دهد و هم او را برمي انگيزد تا حرکتش شتابان تر شود. البته در بينش الهي توحيدي و اديان آسماني به خصوص اسلام، قهرمان و بازيگر اصلي صحنه تاريخ خود انسان است و پيامبران و مصلحان بزرگ الهي آمده اند تا آگاهي اين انسان را بالا ببرند و اراده اش را تقويت کنند تا خود راه را با چراغ آگاهي و پاي اراده بپيمايد و طبعاً اين انسان هرچه آگاه تر و مصمم تر، سير او به سوي هدف شتابان تر و در نزديک تر شدن به آن هدف کامرواتر است و امام حسين قهرمان آگاهي بخش و شتاب دهنده اين حرکت است. انسان داراي تاريخ است و تاريخ اختصاص به انسان دارد و تاريخ بشري داراي سير و هدفي است. صرف نظر از همه نظريه ها و نگاه هاي فلسفي که کوشيده اند براي تاريخ جهت، ضابطه و قاعده و قانون بيابند و فارغ از بحث هاي درازدامن در اين باره، آنچه در اينجا مي گوييم اين است که ترديد نکنيم که تاريخ هرچه باشد هدفش شکوفايي وجود آدمي است و اين شکوفايي در گرو آزادي انسان است و گزافه نيست که تاريخ انسان را تاريخ آزادي بدانيم و بناميم. در اينجا مجال بحث مبسوط نيست، ولي براي نشان دادن اين سير و هدف کافي است که اجمالاً به حوادث و وقايعي بنگريم که براي همه ملموس و روشن است. شاخص ترين خصوصيت قرن گذشته مقابله جانانه ملت ها عليه ظلم و بيداد مدرن يعني استعمار چه به صورت قديم و چه جديد آن بوده و انسان هاي مظلوم و استعمارزده به هر حال اراده خود را بر اربابان شان تحميل کردند. هرچند به علل گوناگون نتوانستند به همه خواست ها و آرمان هاي خود برسند، ولي حرکت به سوي برداشتن بندهاي استعمار از دست و پاي انسان مظلوم دستاورد کمي نبود. از سوي ديگر در قرن گذشته شاهد نوعي حرکت فراگير به خصوص در کشورهاي محروم تر عليه بدترين شکل حکومت يعني حکومت استبدادي بوديم و نيز شاهد ظهور و در پي آن سقوط حکومت هاي توتاليتر و بالاخره مساله يي به نام حقوق بشر حداقل در مقام ادعا مورد توجه ملت ها بوده است و حکومت ها نيز حتي در آنجا که به نقض ابتدايي ترين موازين حقوق بشر پرداخته اند در فضاي عمومي ناچار شده اند به ظاهر حرمت نهادن به انسان حقوق او را بپذيرند. اينها همه خود دليلي است بر اينکه سير تاريخ به سوي آزادي است و مقايسه آنچه امروز در باب نظام مطلوب و مقبول در جان جهانيان جاي گرفته است با آنچه ديروز بوده، خيلي از مسائل را روشن مي کند. اگر تا ديروز تنها وجه حکومت رايج در شرق و غرب عالم به نحوي حکومت استبدادي بود، در همه جا اکثريت نه تنها محکوم به اطاعت از خواست و اراده حاکمان غيرمسوول بودند، بلکه در عمق جان وجدان خود نيز اين امر را به عنوان سرنوشت محتوم خود پذيرفته بودند. امروز در جهان کسي نيست که بتواند از نظام هاي استبدادي و خودکامه دفاع کند و حتي مستبدترين حاکمان نيز تظاهر به مردم داري و دفاع از حق و حرمت مردم مي کنند و در همه جا اين اصل پذيرفته شده است که برترين و محکم ترين حق در عرصه اجتماعي حق حاکميت انسان بر سرنوشت خويش است و به عبارت ديگر مردم سالاري به عنوان کم هزينه ترين و پرفايده ترين سامان حکومت و نظام اجتماعي پذيرفته شده است و مي بينيم که افتخار انقلاب اسلامي هم اين است که منجر به استقرار جمهوري اسلامي مي شود. بنابراين در عرصه حيات اجتماعي به روشني و بي هيچ ترديدي مي توانيم ادعا کنيم که سير تاريخ سير به سوي آزادي است. از اين امر نکته يي ديگر که بسيار هم ارزشمند است درمي آيد و آن اينکه انسان رها شده از قيدهاي تحميلي استعمار، استثمار و استعباد اجتماعي و نيز آزاد از غرايز تلطيف نشده حيواني چون خشونت و درنده خويي، جانب حق و عدالت را خواهد گرفت. يعني تاريخ بشر علاوه بر اينکه تاريخ آزادي است تاريخ فعليت يافتن حق و عدالت نيز خواهد بود و اين سخن را مي توان بيان ديگري از نظريه مهدويت دانست. برمي گرديم به فراز آغاز سخن که هدف تاريخ شکوفايي وجود آدمي است. يعني وجود انسان در پرتو آزادي و در بستر حق و در سايه عدالت است که شکوفا مي شود. اجازه دهيد از تجربه شخصي که طي اين سال ها داشته ام در اثبات ادعايم مدد بگيرم. اينکه در زمان ما نياز به کوشش و بحث فراوان نيست تا همگان بپذيرند که به جاي جنگ و خونريزي و کشتار مي توان و بايد با يکديگر گفت وگو کرد چندان آسان به دست نيامده است. گويي تمام تاريخ خونين بشر، مقدمه اين قضيه به ظاهر ساده بوده است.البته مي دانيم که رسيدن به يک داوري و پذيرش يک ارزش از سوي همگان با تحقق و فعليت آن نظر و ارزش فاصله زيادي دارد و اصلاً آرمان ها همان ها هستند که در خارج نيستند و انسان مي خواهد به آنها برسد و لازم است که عليه موانع آن مبارزه کند و آنها را از سر راه بردارد، موانعي که گاه بسيار سخت و متصلب است، چنان که امروز هم در برابر آرمان آزادي و عدالت وجود دارد و طبيعي است که تا وقتي زورمندان کم خرد که چشم بصيرت شان را غرور پر کرده است و دست انصاف شان را توهم بسته است و از قدرت فقط تازيانه و شمشير و بمب را مي شناسند و از سياست جز تزوير و تهديد و تطميع چيزي را مراد نمي کنند و قدرت و مکنت خود را در گرو تحقير انسان و محروميت بخش هاي مهمي از آنها مي دانند و با کمال تاسف در اثر پيشرفت دانش و فن اين توان را يافته اند که در لحظه يي کوتاه گل و لبخند و اميد و درخت و آب را با تيغ بلاهت خود از چهره زمين پاک کنند.

شايد جشن پيروزي کلمه بر تيغ، انسانيت بر ددمنشي و آزادي بر بردگي و آزادگي بر حقارت را به تاخير انداخت، ولي نمي توان و نبايد حرکت خرامان و پرشکوه تاريخ پردرد بشري را به سوي آزادي و حق و عدالت نديد و سرشار از اميد و خشنودي نشد و همين اميد و بينش است که ما، شما و همه انسان ها را به رغم نامردمي ها و سختي ها و درد و رنج ها اميدوار و با اراده نگاه مي دارد. بعد از اين مقدمه مي گويم نقش قهرمان در عرصه تاريخ غيرقابل انکار است، اما نه در راه بردن تاريخ (که سير الهي و طبيعي خود را دارد و قهرمان هم در متن اين سير و حرکت است نه بيرون از آن) بلکه در شتابان کردن سير به سوي هدف والاي تاريخ است. سيري که جان آگاه انسان بستر آن است و اراده مستحکم او محرک آن و قهرمان کسي است که در آگاهي بخشي و تقويت اين اراده نقش دارد و آقا اباعبدالله(ع) از بزرگ ترين قهرمانان عرصه تاريخ و داراي نقش بي نظير در اين صحنه است. اما درس هايي که از قيام امام حسين(ع) مي گيريم، چيست؟ آزادي حقيقي در بندگي خدا است، خداي حسين خدايي است که گرچه قهار و جبار و قادر است، ولي پيش و بيش از آن خداي هدايت و محبت و رحمت است و رحمتش از غضبش پيشي مي گيرد و خشم و قدرت و قهاريت او نيز که عين علم و حکمت و عدل او است در برابر ستم و کژي و بي عدالتي و انسان ستيزي است و تنها با پرستش آن خدا است که از يک سو انسان مي تواند از بند ويرانگر هوس و حيوانيت و خودبرتربيني رهايي يابد و از سوي ديگر و از پايه اين آزادي دروني قدرت و اراده آن را نيز مي يابد تا در برابر سلطه هوس قدرت هاي جبار بايستد و به سوي آزادي اجتماعي حرکت کند. آزادي و آزادگي امام حسين(ع) همان است که در بيان بلند خود اعلام مي دارد «ناپاک و ناپاک زاده يي مرا ميان شمشير و خواري مخير کرده است و هيهات منا الذله» اين آزادگي همان آزادگي ناشي از بندگي خدا و نيز روح آزاده بنده خدا است. 2- حرکت به سوي آزادي از موضع دين کارساز است، به خصوص هنگامي که دين پوشش و بهانه يي براي بيدادگري باشد. نوعي تقدس بخشيدن به ظلم و خودسري چنان که کم و بيش در بسياري پديد آمده است و به تعبير مرحوم آيت الله ناييني بدترين نوع استبداد، استبداد به اصطلاح ديني است. امام مي فرمايد؛ اني لم اخرج و لابطرا و لامفسدا بل خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي امر بالمعروف و انهي عن المنکر و باز مي فرمايد الاترون ان الحق لايعمل به و الباطل لايتناهي عنه، نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و از باطل بازداشته نمي شود. دين آمده تا انسان را آزاد کند، بندها و قيدها و غل ها و زنجيرها را از پاي جان انسان بردارد و شرايط اسيرکننده و ويران کننده را دگرگون کند و انسان را بر سرنوشت خود حاکم گرداند و اگر روزي به نام دين انسان را به بند کشيدند، بدانيد که هم به انسان و هم به دين جفا شده است و مرام حسين اين است که بايد ايستاد، ولو اينکه او را خارجي، خروج کننده عليه اميرالمومنين بدانند و هنگامي که بيداد و تبعيض و انسان ستيزي و بي انصافي و بداخلاقي در برابر دادگري و مساوات و حرمت انسان و عدل و انصاف و اخلاق قرار گرفت، بي ترديد بايد جانب دين حق و عدالت را گرفت و اين همه را به نام دين انجام داد تا هم خدمتي به انسان باشد و هم خدمتي به دين خدا. 3- آزادي گرانبهاترين هديه الهي است و ارزان به دست نمي آيد. بايد براي به دست آوردن آن هزينه کرد و نيز براي نگهداري آن هزينه بيشتر و هر چه در اين راه هزينه کنيم زياد نيست، حتي اگر جان پاکي چون جان امام حسين باشد. اينها است درس هاي قيام حسين و صدها مورد ديگر که مجال بيان آن نيست. امام حسين با دل دريا و سينه باز و آرامش جان و همه سرمايه، خود را در راه خدا و براي رهايي انسان داد، ولي اين دل دريا تحت تاثير عاطفه والاي انساني متاثر هم مي شد از جمله هنگامي که به بالين برادرش آمد. آن مرد آزاده با آن چهره نوراني و درخشان که او را ماه بني هاشم مي گفتند، با آن ادب و فضيلت و اخلاق و شجاعت بدنش را قطعه قطعه بر خاک ديد.

امام بر سر بالين او نشست و گريست و هنگامي که برخاست با قامت خميده و دست بر کمر برخاست. يا وقتي بر سر پيکر در خون غرقه جوان برومندش آمد، جواني که او را شبيه ترين انسان به رسول خدا مي دانستند، امام نشست و مدت ها سر فرزندش را بر سينه فشرد و صورت بر صورت او گذاشت و هنگامي که سر برداشت خون سراسر چهره او را پوشانده بود. با تاثر فراوان فرمود؛ «بعد از تو خاک بر سر دنيا و زندگاني دنيا.» يا وقتي فرزند شيرخوار روي دستش با تير دشمن گوش تا گوش دريده شد دست خود را از خون او پر کرد و رو به آسمان کرد و فرمود؛ «اين همه بر من آسان مي شود چون خداوند همه چيز در محضر توست و تو مي بيني.» گفتني است به دليل حمله لباس شخصي ها به حسينيه جماران سخنراني سيدمحمد خاتمي در حسينيه جماران ناتمام ماند. به گزارش عصر ايران، رئيس جمهور پيشين کشورمان در حال سخنراني با موضوع عاشورا و آزادي بود که ناگهان عده يي با سر دادن شعارهايي وارد حسينيه شدند و از وي خواستند ديگر سخن نگويد. اين امر باعث ايجاد تنش هايي بين مردم حاضر در سخنراني و مهاجمان شد و نهايتاً محافظان خاتمي براي جلوگيري از آسيب رساندن به وي، او را از جمع خارج کردند. پليس نيز براي متفرق کردن جمعيت وارد عمل شد و به اين ترتيب سخنراني شب عاشوراي خاتمي نيمه تمام ماند. تشنج به وجود آمده در حسينيه جماران، ترافيک خيابان هاي اطراف را تحت الشعاع قرار داد و پليس ناگزير از اعمال تدابير ترافيکي براي روان سازي رفت و آمد خودروها شد.

تحليلي بر مشکلات مرزي ايران و عراق به بهانه چاه نفت فکه
گزارش اشغال نظامي روي کاغذ

شهيد آويني مي گفت بياييد برويم اينها را نشان بدهيم که به مردم بگوييم بچه هاي ما چطوري جلوي استکبار ايستاده اند. مي دانست که به چنين روزهايي مي رسيم که هم به جغرافياي جنگ دروغ ببندند و...

گروه سياسي؛ آنچه در پي مي خوانيد بخش هايي از سخنراني سردار سعيد قاسمي است به عنوان «به خدا آويني را من به فکه نبردم». قاسمي که يکي از ياران شهيد مرتضي آويني است، در اين سخنراني از شهادت اين شهيد در منطقه فکه سخن مي گويد و نقل قول وي از آويني نشان دهنده ارزش و اعتبار فکه نزد رزمندگان است. بخوانيم؛ به من گير مي دهند که چرا سيد را بردي فکه؟ به خدا من نبردمش. خودش اصرار کرد. گفتم آقا مرتضي بيا برويم يک جاي ديگر. برويم بازي دراز. کاني مانگا. جاهاي ديگر. مهران. گفت؛ آخر بي انصاف ها مي خواستيد اينها ديگر چه کار کنند؟ 13 کيلومتر رمل را رد کرده اند. مي گفت بياييد برويم اينها را نشان بدهيم که به مردم بگوييم بچه هاي ما چطوري جلوي استکبار ايستاده اند. مي دانست که به چنين روزهايي مي رسيم که هم به جغرافياي جنگ دروغ ببندند و هم تاريخ جنگ را تحريف مي کنند. مي دانست که بايد دست به دوربين بشود و اين واقعيت ها را ثبت کند. اصرار کرد و رفتيم و آن اتفاق پيش آمد. اصغر آمد بالاي سرش - اين صحنه هيچ وقت از يادم نمي رود - گفت؛ «سيد نترس چيزي نشده.» - حالا خون دارد مي رود. ترکش مين کار خودش را کرده. کار تمام است - خدا را گواه مي گيرم. خنديد و گفت؛ «اصغرجان ما براي همين حرف ها آمده ايم.» آقا سعيد يزدانپرست هم همين طور بود. يک ترکش خورده بود گوشه چشمش. آمدم ترکش را دربياورم گفت؛ «بگذار باشد.» او هم غافلگير نشد. به يک لبناني عکس هاي هنگام شهادتش را نشان دادم. گفت اين عجب آدمي است. تا لحظه آخر توي فکر است. دارد فکر مي کند. تا آخر بايد قشنگ بازي کرد دوستان، نبايد خرابش کرد. روي برانکاردي که قاسم دهقان درست کرده بود، داشتيم مي آورديمش عقب. التماس مي کرد سيد. مي گفت مرا نبريد. بگذاريد همين جا باشم. همين جايي که شهيد مرتضي آويني مي گويد بگذاريد باشم، التماس مي کرد مرا نبريد، همان فکه است، جايي که بسياري از فرزندان اين سرزمين در آن شهيد شدند. آويني به قول خودش مي دانست به چنين روزهايي مي رسيم که بر جغرافياي جنگ هم دروغ ببندند. فکه را از آن ايران ندانند و اما ماجرا از کجا آغاز مي شود. چند روز است که برخي رسانه هاي غربي و شبکه هاي عراقي ضدايران به طور دائم يک خبر را تکرار مي کنند و مدعي مي شوند نيروهاي ايراني بخشي از خاک عراق را که چاه هاي نفت فکه در آنجا است تصرف کرده اند. شبکه هاي عراقي الشرقيه و البغداديه که به حرکت هاي ضدايراني مشهورند، ادعا مي کنند اين حرکت جزيي از نقشه از قبل طراحي شده ايران براي تصرف بخشي از خاک عراق و الحاق اين مناطق به خاک ايران است. نخستين خبر در اين زمينه جمعه بيست و هفتم آذرماه مصادف با هجدهم دسامبر توسط دو شبکه ضدايراني عراق يعني الشرقيه و البغداديه پخش شد و نشان مي داد که اين اخبار براي به ميدان طلبيدن ديگر احزاب عراق و تهييج افکار عمومي عراق بر ضد ايران تهيه شده است چرا که طي همين اخبار، احمد ابوريشه رئيس نيروهاي الصحوه استان الانبار عراق مدعي شد که با اين حرکت مي توان فهميد ايران دشمن و خطر اصلي براي عراق است با اينکه پس از اعلام اين خبر دولت عراق خبر داد که مشکل حادي وجود ندارد. ساعتي پس از اعلام اين خبر وزارت کشور عراق اعلام کرد هيچ درگيري و برخوردي ميان نيروهاي ايراني و عراقي صورت نگرفته و شمار سربازان ايراني که به چاه نفتي فکه آمده و پرچم ايران را جايگزين پرچم عراق کردند، 11 نفر بوده است. اين وزارتخانه تاکيد کرد سربازان ايراني همچنان در محل حاضر هستند و کنترل چاه را بر عهده دارند. دقايقي بعد اعلام شد جلسه فوري ميان مقام هاي ارشد عراقي براي بررسي اين موضوع تشکيل شده است. پس از آن دولت عراق اعلام کرد سفير ايران در بغداد صبح شنبه براي توضيح دلايل اتفاق رخ داده، احضار شده است. همزمان دولت و وزارت امور خارجه اعلام کرد به دنبال حل مسالمت آميز اين قضيه هستند و به هيچ عنوان قصد ايجاد تنش در روابط خود با ايران ندارند. علي دباغ سخنگوي دولت عراق نيز گفت؛ «علاوه بر سفير ايران در بغداد به سفير عراق در تهران نيز ابلاغ کرده ايم که اعتراض ما را به گوش مقامات ايراني برساند و براي حل اين مساله فوراً اقدام کند.» دباغ تاکيد کرد؛ به هيچ عنوان به دنبال برخورد و تنش با ايران نيستيم و تلاش مي کنيم مشکلات خود را از راه هاي ديپلماتيک حل و فصل کنيم.

بعضي منابع خبري در عراق از عقب نشيني سربازان ايراني از خاک عراق خبر دادند اما علي الخفاج معاون وزير کشور عراق تاکيد کرد نيروهاي ايراني همچنان در محل حضور دارند. برخي منابع خبري ديگر نيز اعلام کردند تعداد چاه هاي به کنترل درآمده توسط ايران چهار حلقه است. در همين حال خبرگزاري مهر گزارش داد شرکت ملي نفت ايران تصرف اين چاه نفتي را تکذيب کرده است. خبرگزاري عراق نيز اعلام کرد ايران گفته است به هيچ عنوان به دنبال تنش با بغداد نيست و تلاش مي کند مشکلات مرزي خود با عراق را از طريق مذاکره و راه هاي ديپلماتيک حل و فصل کند. انتشار اين خبر بلافاصله بر بازارهاي نفتي جهان تاثير گذاشت و قيمت نفت را بيش از 50 سنت در هر بشکه افزايش داد. و اما در اين ميان گزارش منابع نظامي امريکا در عراق جالب توجه است؛ نيروهاي عراقي و امريکايي به خبرگزاري فرانسه گفته اند نيروهاي ايراني روز جمعه کنترل يک چاه نفتي در جنوب عراق را در دست گرفتند. بر اساس اين گزارش اين چاه نفتي در «فکه»، منطقه مورد اختلاف ميان ايران و عراق، در ميان مرزهاي دو کشور قرار دارد. بر اساس گزارش ها، با اعلام خبر کنترل چاه نفتي فکه توسط ايران، قيمت نفت خام در بازارهاي جهاني 8/2 درصد بالا رفت. يک مقام شرکت «نفت جنوب» در شهر «العماره» واقع در غرب اين ميدان نفتي به خبرگزاري فرانسه گفت؛ يک گروه از نيروهاي نظامي ايران صبح روز جمعه وارد اين ميدان نفتي شدند، کنترل چاه «شماره چهار» را در دست گرفتند و پرچم ايران را بر سر آن نصب کردند اگرچه اين چاه در خاک عراق قرار دارد. يک مقام عراقي آگاه هم به سرويس خبري «داو جونز» گفت؛ دو هفته پيش زماني که کارگران نفتي عراقي روي اين چاه نفتي کار مي کردند، حدود 10 تا 11 نيروي نظامي ايراني چاه را به تصرف خود درآوردند. يک سخنگوي ارتش امريکا در پايگاه عمليات اضطراري در پايگاه «آدر»، خارج از شهر ناصريه، گفته است؛ در ارتباط با اين حادثه هيچ خشونتي صورت نگرفته و امريکا اميدوار است اين موضوع از طريق ديپلماسي مسالمت آميز ميان دولت هاي ايران و عراق حل و فصل شود. وزير کشور عراق گفته است؛ عراق موضع خود را در مورد گزارش تصرف چاه نفتي در منطقه فکه توسط نيروهاي ايراني روشن خواهد کرد. به گزارش رويترز، جواد البولاني به العربيه گفته است؛ عراق از ثروت نفتي خود به هيچ دليل صرف نظر نخواهد کرد. بر اساس گزارش رويترز، معاون وزير کشور عراق هم تاييد کرده است که نيروهاي ايراني هنوز اين چاه نفتي را در تصرف دارند اما نيروهاي عراقي هيچ واکنش نظامي انجام نداده اند. قرار است يک هيات از وزارت نفت عراق براي بررسي اوضاع از منطقه اين چاه نفتي ديدن کند. تلويزيون دولتي عراق هم به نقل از وزير امور امنيت ملي گزارش داد؛ قرار بود شوراي امنيت ملي عراق به رياست نوري مالکي نخست وزير عراق در مورد اين خبر جلسه اضطراري تشکيل دهد. چاه نفتي شماره 4 در ميدان «فکه» بخشي از يک گروه از چاه هاي نفتي است که عراق در ماه ژوئن آن را به مزايده گذاشته بود. بر اساس تخمين ها، اين چاه حدود 55/1 ميليون بشکه نفت ذخيره دارد. اما در اين ميان گفته هاي يک سرهنگ امريکايي بسيار جالب توجه است. سرهنگ پيتر نول، از نيروهاي امريکايي مستقر در عراق، گفته است؛ اين چاه نفتي حدود 500 متر از مرز ايران و حدود يک کيلومتر از مرز عراق فاصله دارد. اين نيروي نظامي امريکايي تاکيد کرده که پنج ميدان نفتي مشابه ديگر در منطقه مورد اختلاف ايران و عراق قرار دارد. بر اساس سخنان اين سرهنگ امريکايي، هر سه تا چهار ماه يک بار نيروهاي وزارت نفت عراق برخي عمليات در اطراف اين چاه نفتي انجام مي دهند و پرچم عراق را بر سر آن قرار مي دهند. اين نيروها پس از آنکه خسته شدند، ميدان اين چاه نفتي را ترک مي کنند و سپس نيروهاي ايراني به منطقه مي آيند و پرچم ايران را نصب مي کنند. اين سرهنگ امريکايي گفته است؛ عراقي ها نگران استخراج نفت توسط ايران از ميدان هاي داخل عراق هستند. در جريان جنگ هشت ساله بين ايران و عراق، ميله هاي نشان دهنده خط مرزي اين دو کشور از بين رفته و اختلاف در تشخيص خط مرزي، اکنون باعث اختلافاتي شده است. بخشي از ميادين نفتي ايران و عراق در مناطقي قرار دارد که در مرز دو کشور واقع شده است. ميدان هاي نفتي آزادگان، يادآوران و هويزه مهم ترين ميدان هاي مشترک دو کشور است که بنا بر توافق هايي که صورت گرفته، قرار است دو کشور در توسعه اين ميدان ها با هم همکاري کنند. و اما مشکلات مرزي ايران و عراق از کجا سرچشمه مي گيرد. بايد گفت همين مشکلات در گذشته باعث دو جنگ بين ايران و عراق شد که نخستين آن پيش از انقلاب بود و چندان طول نکشيد که به قرارداد الجزيره منتهي شد. طي اين قرارداد که در سال 1975 به امضاي وزيران خارجه وقت دو کشور رسيد، ايران و عراق توافق کردند بر اساس پروتکل قسطنطنيه مورخ سال 1913 به علامت گذاري مجدد مرزهاي دو کشور بپردازند. پروتکل قسطنطنيه هماني است که پس از سقوط دولت عثماني مرزهاي ايران و عراق را تعيين کرده بود، چراکه عراق به عنوان يک کشور تازه تاسيس بايد مرزهايي با ايران مي داشت که اين مرزها بيشتر بين ايران و عثماني بود. در قرارداد الجزيره دو طرف اين مرزها را به رسميت شناخته بودند، ولي از آنجا که بعد از تشکيل دولت عراق خط مرزي در برخي نقاط مشخص نشده بود، طرفين بر علامت گذاري مجدد تفاهم کردند. هيات هايي براي اين علامت گذاري بايد تعيين مي شد که عراق تحت حاکميت صدام حسين طفره مي رفت تا اينکه بعد از انقلاب اسلامي ايران، در سال 1359، صدام پشت تلويزيون عراق قرارداد را پاره کرد و جنگي بر کشور ما تحميل کرد که هشت سال طول کشيد. صدام که تصور مي کرد ايران پس از انقلاب به ضعف گراييده و مي تواند حرف هاي خود و مرزهاي جديد با ايران را بر کرسي بنشاند با خروش ايرانيان روبه رو شد و پس از هشت سال شکست را پذيرفت که حاصل آن، آتش بس بين دو کشور بود؛ آتش بسي که بر اساس آن متجاوز يعني دولت عراق مشخص شده بود و حتي در کنار آن از پرداخت غرامت به ايران در آن سخن رفته بود. اين موضوع را که خطوط مرزي بايد علامت گذاري شود، مقامات ايران طي چند روز پيش بار ديگر اعلام کردند. سخنگوي وزارت امور خارجه روز اول دي ماه در اين باره گفت؛ براساس معاهده 1975 پيش بيني شده کميته يي براي بازنگري و ميله گذاري مرزي ايجاد شود. مدت ها است ما درخواست رسمي خود را براي تشکيل اين کميته به طرف عراقي اعلام کرده ايم. وي حتي در پاسخ خبرنگاري از پيگيري خسارات جنگي وارد شده بر ايران توسط وزارت خارجه نيز سخن گفت و يادآور شد مساله خطوط مرزي ايران و عراق بحثي فني و تخصصي است و کارشناسان بايد درباره آن نظر بدهند. البته همزمان هوشيار زيباري نيز با اشاره به چاه نفتي فکه گفت هنوز معلوم نيست اين چاه متعلق به ايران است يا عراق. وي علت به تعويق افتادن بررسي خطوط مرزي دو کشور را از جانب عراق، مشکلات داخلي آن کشور اعلام کرد و البته وجود نوعي از حساسيت ها را در عراق کتمان نکرد. لازم به توضيح است منطقه فکه از مناطقي است که نام آن را در زمان جنگ بسيار مي شنيديم و چاه نفتي که از آن سخن گفته مي شود، حدود 200 متري پاسگاه مرزي ايران قرار دارد و يکي از سنگرهاي بتوني ايران در 100 متري اين چاه است. حضور سربازان ايراني در 100 متري چاه در سنگري بتوني و متعلق به سال هاي دور از نظر بين المللي معاني بسيار زيادي دارد که رسانه هاي غربي با سهل انگاري از کنار آن به سرعت مي گذرند. همين رسانه ها، حتي يک کلمه از خون هايي که در فکه ريخته شده است، سخن نمي گويند. فکه جايي است که ايرانيان به عنوان بخشي از خاک خود طي هشت سال جنگ، با دقت و شجاعت از آن دفاع کردند. موضوع وقتي روشن تر مي شود که درمي يابيم در بيشتر طول جنگ نيروهاي ايراني اجازه نداشتند وارد خاک عراق شوند ولي ماموريت آنها دفاع وجب به وجب از خاک ايران بود و در همين دفاع بود که خون بسياري از ايرانيان در بخشي از خاک سرزمين ايران به نام فکه بر زمين ريخت. شاهد اين مدعا هزاران تن از نيروهاي ايراني اند که از نزديک با فکه آشنا شده بودند و چه شبان و روزهايي را در سنگرهاي خود زير آسمان فکه گذراندند. همان جايي که در آغاز اين گزارش از زبان مرتضي آويني حرف اصلي را شنيدم؛ نگراني او از اينکه روزي به جغرافياي جنگ دروغ ببندند.

تکمله يي بر چهره انساني مطبوعات
بهروز بهزادي / behzadi_behrooz@yahoo.com

يادداشتي که با نام «چهره انساني مطبوعات» نوشته بودم، با واکنش بسياري روبه رو شد که بخش قابل توجهي از آنها به من نيرو و توان داد تا تکمله يي بر يادداشت نخست بنويسم. شماري از دوستان مراتب تاسف خود را از اين موضع اعلام کرده بودند که در شرايط کنوني رسم شده است هر عربده جويي خطابه يي به دلخواه خود با ادبياتي که با آن فرهنگ بزرگ شده ايراد مي کند يا مي نويسد و متاسفانه همان خطابه با همان ادبيات در روزنامه ها- که البته اين انصاف را داشته اند که ننويسند همه روزنامه ها- به چاپ مي رسد. برخي از دوستان و همکاران نيز براي تاييد مباحث يادداشت من مصداق هايي ارائه کرده بودند که اگر اغراق نکنم بايد بگويم خواندن آنها در يک مجموعه موي بر اندام من راست کرد. تاکنون برخي از آنها را در ميان و لابه لاي اخبار و گزارش ها و يادداشت ها خوانده بودم و مطالب پيراموني به گونه يي از ضرب ادبياتي که به قول قدما مي توان به آنها لقب چاله ميداني داد، مي کاست و آدمي را متوجه عمق نفوذ اين ادبيات در مطبوعات ما نمي کرد. ضمن تشکر از دوستان و مخاطباني که اينچنين مصاديقي را ارائه کرده بودند بايد بگويم چاره يي نديدم جز اينکه تکمله مورد اشاره را بنويسم البته با ذکر اين نکته که از من انتظار نداشته باشند حتي براي ارائه دليل و برهان، ناخودآگاه منتشرکننده چنين ادبياتي در روزنامه شوم. به هر حال، پريروز نوشتم که ايرانيان به ادب و احترام و مودب بودن شهره اند و به دلايل و مصاديق آن نيز اشاره کردم و حتي فراتر رفتم و نفوذ ادب ايراني در دستور زبان فارسي را شکافتم و از همکاران مطبوعاتي خواستم از بازتاباندن عربده جويي ها و خطابه هاي توهين آميز خودداري کنند که البته به قول يکي از همکاران جاي معيار در آن خالي بود. اين همکار نوشته بود هر کس با فرهنگ و نوع زندگي خود معياري دارد و کسي به درستي نمي داند کدام مطلب توهين آميز است و کدام نيست، مگر معياري در دست داشته باشيم. در پاسخ بايد بگويم گرچه درست مي گوييد و معياري با خطوط دقيق در اين مقوله وجود ندارد، ولي مي توانيم حداقل خود را معيار قرار دهيم و بر اساس ضرب المثل زيبا و گوياي زبان فارسي که مي گويد؛ «آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران روا مدار» عمل کنيم و توهين هاي آشکار را از ميان گفته هاي بعضي از آقايان بيرون بکشيم و واژه هاي مودبانه را نگه داريم. به گونه يي که بر محتواي گفته يا نوشته لطمه يي وارد نيايد، چراکه منظور من از ارائه اين پيشنهاد آن نيست که جلوي نقد و انتقاد را بگيريم، بلکه منظور آن است که اصل مطلب را از واژه هاي نامانوس و توهين آميز پالايش کنيم که در همه جاي دنيا، چه سنتي و چه مدرن از اصول روزنامه نگاري است. هيچ روزنامه نگاري ميل ندارد واژه يي بنگارد که در فرهنگ مردمان کشورش، برداشت فحش و هتاکي از آن بشود، مثل واژه هايي که برخي از افراد هنگام دعواهاي شخصي و گروهي، وقتي به اوج عصبانيت مي رسند بر زبان جاري مي سازند. گفتني است نگاه مخاطب به مطبوعات مختلف نيز از مسير همين جزييات مي گذرد و ارزيابي عمل يک روزنامه بر اساس نوشته هاي آن از اصولي است که جامعه شناسي ارتباطات بسيار به آن پرداخته است. بر اين اساس، جامعه شناسان مي گويند يک رسانه مثل يک انسان است، متولد مي شود، زندگي مي کند، مي ميرد يا حتي کشته مي شود چراکه داراي جان و روح و روان است. پس همسان انسان درگير شادي و غم و حتي عصيان و عصبانيت مي شود. مي تواند راست کردار و گفتار باشد يا به موجودي دروغگو و لاف زن تبديل شود. همچنان که جامعه آدم هايي کژرفتار و کردار را نمي پذيرد، از چنين رسانه هايي دوري مي کند و البته به رسانه هايي که گام بر کژراهه نمي گذارند و ادبياتي همچون آدم هاي بافرهنگ و صديق دارند اطمينان دارد.

پذيرش اين مقوله جامعه شناسي ارتباطات که رسانه ها همچون آدميانند و رفتارهايشان به هم شبيه است، در واقع دليل اصلي آن چيزي است که «چهره انساني مطبوعات» نام داده ام. موجودي که هر روز در 12 ، 16 ، 20 صفحه يا بيشتر منتشر مي شود، خود را در معرض ارزيابي خوانندگان قرار مي دهد. هر خواننده با يک گردش عمقي در صفحات يک روزنامه تشخيص مي دهد آيا با موجودي طرف است که در هنجارهاي اجتماعي او را فرهيخته و مودب و داراي دانش و بينش مي خوانند يا موجودي است که به هنجارهاي اجتماعي وقعي نمي نهد و خالي از دانش و بينش است. در کل آيا رسانه يي است که روشنفکران جامعه مي توانند با آن ارتباط برقرار کنند يا اينکه موجودي توخالي و بدون سواد است. روزنامه مثل آدميان ممکن است از نظر گرافيکي زيباترين لباس ها را پوشيده باشد ولي موجوديتش تنها همان لباس زيبا باشد. براي مثال خودمان شاهديم که برخي از مطبوعات با بيشترين کاغذ و بهترين چاپ، در ميان فرهيختگان جامعه مشتري ندارند و برخي بدون اين تزيينات از فرهيختگان دل مي برند. پس راز و رمز کار را در شخصيت نشريات بايد جست وجو کرد که يکي از نشانه هاي آن زبان و ادبيات آنهاست. ادبيات اين يکي پالوده از واژه هاي زشت و رکيک و توهين آميز است و در کل زباني است که آن را به اهل علم و خود نسبت مي دهيم و صدالبته ديگري ترجمان زبان الوات جامعه است. بحث هاي بيشتري در اين مقوله هست که ورود به آن متاسفانه يادداشت را به درازا مي کشاند که نگارش آن را موکول به فرصتي ديگر مي کنم البته با اين تاکيد که کليد پرهيز از واژگان زشت و توهين آميز که مايه اصلي نگارش اين يادداشت و يادداشت قبلي بود، در دست ما اهالي مطبوعات است. بايد بکوشيم تريبوني براي هر عربده جويي که خطابه يي سراسر فحش و تهمت و افترا با ادبيات خود مي خواند، نشويم.
عناوين اين صفحه
سخنان فرماندهان نيروي انتظامي درباره حوادث تاسوعا و عاشورا
سخنراني ناتمام خاتمي در حسينيه جماران
گزارش اشغال نظامي روي کاغذ
تکمله يي بر چهره انساني مطبوعات

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام