پنج شنبه، 3 دي 1388 - شماره 2135
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد؛
براي جشنواره فجر آسان گير شده ايم

گروه فرهنگي؛ «طبق آيين نامه مصوب هيات وزيران که در زمان مرحوم سيف الله داد اتفاق افتاد دو نفر از نمايندگان خانه سينما در شوراي پروانه ساخت بايد حضور داشته باشند که ما در دور جديد آقايان شاهسواري و اسعديان را معرفي کرديم که متاسفانه از آن تاريخ نمايندگان ما به اين شورا دعوت نشدند که اين مساله را هم به آنها گوشزد کرديم که متاسفانه توجهي نشد.» محمدمهدي عسگرپور در نشست مجمع مشاوران اصناف خانه سينما اين موضوع را مطرح و از بي توجهي شوراي پروانه ساخت به عدم حضور نمايندگان خانه سينما در جلسات شورا گلايه کرد. در همين جلسه غلامرضا موسوي از صنف تهيه کنندگان نيز نسبت به دعوت نکردن نمايندگان خانه سينما از سوي شوراي پروانه فيلم انتقاد کرد و خواهان پيگيري اين مساله از سوي خانه سينما شد. به نظر او اگر تکليف اصناف سينمايي با شوراي پروانه توليد فيلم روشن نشود، اتفاق مهمي در تغييرات ساختاري خانه سينما رخ نخواهد داد. عليرضا سجادپور مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد که رياست شوراي پروانه ساخت را برعهده دارد در گفت وگو با اعتماد در اين باره مي گويد؛ «من بنا ندارم در اين باره زياد توضيح بدهم اما خيلي مختصر برايتان مي گويم که آقاي عسگرپور نامه يي به آقاي شمقدري معاونت سينمايي نوشته اند و در آن آقايان شاهسواري و اسعديان را به عنوان نمايندگان خانه سينما معرفي کرده اند. از آنجايي که اعضاي شوراي پروانه ساخت با حکم معاونت سينمايي انتخاب مي شوند آقاي شمقدري بايد مطلب را به من ابلاغ کند اما هنوز از سوي ايشان چيزي در رابطه با اين موضوع به من ابلاغ نشده است.» او در پاسخ به سوال ديگر روزنامه اعتماد مبني بر اينکه يعني شما از اين نامه بي خبر هستيد، مي گويد؛ «چرا، در جريان هستم اما منتظرم آقاي شمقدري تصميم بگيرند. ضمن اينکه تصور مي کنم معاونت سينمايي تصميم گيري درباره اين موضوع را به بعد از برگزاري جلسه يي با حضور اعضاي هيات مديره خانه سينما موکول کرده است.» روز گذشته عليرضا سجادپور در گفت وگو با خبرگزاري فارس درباره فيلم هاي حاضر در جشنواره فيلم فجر گفته بود؛ براي حضور در جشنواره فجر همه فيلم ها بايد پروانه موقت بگيرند. او چندي پيش در گفت وگو با همين خبرگزاري اعلام کرده بود که با دستور قاطع معاونت سينمايي، فيلم ها براي حضور در جشنواره فجر نيازي به گرفتن پروانه ندارند و براي صدور پروانه نمايش فيلم ها بعد از جشنواره فيلم فجر و در فرصت مناسب تصميم گيري مي شود. سجادپور در گفت وگو با اعتماد درباره اينکه آيا صدور پروانه موقت براي فيلم هاي جشنواره تضميني براي صدور پروانه نمايش براي اکران عمومي اين فيلم ها محسوب مي شود يا اينکه ممکن است فيلمي در جشنواره فجر به نمايش درآيد اما در اکران عمومي با مشکل مواجه شود، مي گويد؛ «ما جشنواره فيلم فجر را جشن خانواده سينما مي دانيم؛ جشنواره يي که فرصتي فراهم مي کند تا اهالي سينما دور هم جمع شوند. به همين دليل مي خواهيم شرايطي فراهم کنيم تا خانواده سينما آثار توليدشده را فارغ از ملاحظات پخش عمومي تماشا کنند. به همين دليل پروانه موقت براي فيلم هاي جشنواره با نگاه آسان گيرانه صادر مي شود. تضميني وجود ندارد البته اين به اين معنا نيست که فيلم ها حتماً بعد از جشنواره براي اکران عمومي با مشکل روبه رو مي شوند اما به اين معنا هم نيست که همه اين فيلم ها هيچ مشکلي براي اکران ندارند. ما در ايام جشنواره سعي مي کنيم آسان گير باشيم.» البته بسياري اين آسان گيري را به تلاش وزارت ارشاد براي رونق جشنواره فيلم فجر بي ارتباط نمي دانند. جواد شمقدري سال گذشته از صفارهرندي بابت نمايش فيلم «سنتوري» در جشنواره و عدم اکران عمومي آن فيلم انتقاد کرد و در نامه اش به وزير ارشاد قبلي نوشت؛ «به راستي عدم مجوز نمايش فيلم سنتوري که با هزينه هاي تبليغاتي زيادي عليه چهره پاک و زيباي نظام اسلامي ايران تحقق يافت، چه تبعات مثبت و ايجابي را به همراه داشت؟»

وي افزود؛ فيلم به مدد پيشرفت هاي ديجيتالي و تکنولوژي، به عدد خانواده هاي ايراني تکثير و مشاهده شد، در جشنواره ها و هفته ها فيلم در خارج از کشور هر روز به نمايش درآمد. اگر قرار بود خط و نشاني براي همه حريم شکنان باشد که اين امر هم با توجه به آمار فيلم هايي که هنوز مجوز نمايش نگرفته اند ظاهراً تاثيري نداشته است.» سجادپور در پاسخ به اين سوال که فکر مي کنيد آثاري هم وجود دارد که با همين نگاه آسان گير هيات انتخاب هم نتواند پروانه موقت دريافت کند، مي گويد؛ «ما هنوز نيمي از آثار ارسالي را هم بازبيني نکرده ايم و در اين باره به جمع بندي نرسيده ايم اما حدس مي زنم آثاري هم وجود داشته باشد که نتواند در جشنواره فجر حضور يابد. البته هنوز به اين آثار برنخورده ايم.» مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد درباره حضور فيلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمي کيا که پيشتر توقيف شده بود در جشنواره فجر مي گويد؛ «اين فيلم نه تنها براي حضور در جشنواره بلکه براي نمايش عمومي هم از نظر ما مشکلي ندارد.»
بهترين فيلم هاي علمي- تخيلي دهه اخير معرفي شدند
«هوش مصنوعي» اسپيلبرگ در صدر
بهترين فيلم هاي علمي- تخيلي سينماي جهان در دهه اخير معرفي شدند و «هوش مصنوعي» محصول سال 2001 به کارگرداني «استيون اسپيلبرگ» در صدر اين فهرست ايستاد. درام تريلر «باستاني» به کارگرداني «شين کاروث» و محصول سال 2004 که درباره دو نفر است که با اختراع يک ماشين زمان زندگي خود را براي هميشه دگرگون شده مي يابند، رتبه دوم اين فهرست را به خود اختصاص داده است. به گزارش ايسنا فيلم «داني دارکو» به کارگرداني «ريچارد کلي» محصول 2001 با بازي «جيک گيلنهال» که برخورد انسان با يک خرگوش- انسان غول پيکر به نام «فرانک» را روايت مي کند، رتبه سوم بهترين فيلم هاي علمي-تخيلي دهه اخير را کسب کرده است. «فرزندان بشر» به کارگرداني «آلفونزو کائوران» محصول سال 2006 به همراه تريلر اقتباسي «جاده» به کارگرداني «جان هيل کاوت» و بازي «ويگو مورينتس» محصول 2009 و فيلم «ماه» محصول 2009 به کارگرداني «دانکن جونز» رتبه هاي چهارم تا ششم را به خود اختصاص داده اند. «جنگ دنياها» به کارگرداني «استيون اسپيلبرگ» محصول 2005، فيلم «طلوع خورشيد» به کارگرداني «دني بويل»، «پرستيژ» ساخته «کريستوفر نولان» و «جعبه» ساخته «ريچارد کلي» رتبه هاي آخر ليست بهترين فيلم هاي علمي- تخيلي دهه اخير را در سينما کسب کرده اند.
انجمن منتقدان فيلم ميامي انتخاب کرد
«باد ما را خواهد برد» کيارستمي ميان 10 فيلم برتر دهه
فيلم «باد ما را خواهد برد» ساخته عباس کيارستمي به عنوان يکي از 10 فيلم برتر سينماي جهان در دهه گذشته از نگاه انجمن منتقدان فيلم ميامي انتخاب شد. انجمن منتقدان فيلم ميامي روز گذشته بهترين هاي سينماي جهان در دهه گذشته را انتخاب کرد که فيلم «باد ما را خواهد برد» به کارگرداني عباس کيارستمي کارگردان ايراني برنده نخل طلاي کن محصول سال 1999 به عنوان يکي از آثار برتر ديده مي شود. به گزارش ايسنا اين فيلم که برنده جايزه بزرگ هيات داوران و جايزه فيپرشي از جشنواره ونيز بوده است، ماه گذشته نيز به عنوان يکي از 50 اثر برتر سينماي جهان در دهه گذشته از نگاه برگزارکنندگان جشنواره تورنتو انتخاب شده بود. فيلم «داگ ويل» محصول 2003 به کارگرداني لارس فون ترير در رتبه اول قرار گرفته است. اين فيلم جايزه بهترين کارگرداني را از جوايز فيلم آکادمي اروپا به دست آورد. «جاده مالهالند» ساخته ديويد لينچ محصول سال 2001 در مکان دوم اين فهرست قرار دارد و «سابقه خشونت» به کارگرداني ديويد کراننبرگ در رتبه سوم ديده مي شود. «شيطان پرادا مي پوشد» ساخته ديويد فرانکل و «خون به پا خواهد شد» ساخته پائول توماس اندرسون ديگر فيلم هاي سرشناس دهه گذشته از نگاه انجمن منتقدان فيلم ميامي هستند.
سفير فرانسه در موزه هنرهاي معاصر؛
هيچ نقاشي با سهراب قابل مقايسه نيست
سفير و رايزن فرهنگي سفارت فرانسه در تهران از نمايشگاه «مروري بر نقاشي هاي سهراب سپهري» شاعر و نقاش نامدار ايراني با عنوان «روزنه يي به رنگ» در موزه هنرهاي معاصر تهران بازديد کردند. نمايشگاه آثار نقاشي سهراب سپهري با عنوان «روزنه يي به رنگ»، نمايشگاه مروري بر نقاشي هاي سهراب سپهري، از روز 9 آذرماه در موزه هنرهاي معاصر تهران افتتاح و تا اول بهمن ماه ادامه دارد. در اين نمايشگاه 113 اثر نقاشي و 25 عکس از دوره هاي مختلف زندگي سهراب سپهري به نمايش درآمده است. به گزارش ايسنا برنارد پولتي سفير سفارت فرانسه از اينکه اين امکان براي آنها فراهم شد تا از اين نمايشگاه بازديد داشته باشند ابراز خرسندي کرد و گفت؛ «آثار سهراب سپهري براي من خيلي جالب بود و من قبلاً کتابي را که اشعار اين هنرمند به زبان فرانسه در آن چاپ شده بود، خواندم و همچنين دو اثر سهراب سپهري را در جايي ديگر مشاهده کردم و الان خوشحال هستم که اين آثار را به صورت يک مجموعه از نزديک مشاهده مي کنم.» در ادامه اين بازديد سفير فرانسه گفت؛ «اين هنرمند سبک هاي مختلف هنري را به خوبي مي شناخت و به نظر من با هيچ نقاش ديگري قابل مقايسه نيست. و از همه مهم تر چيدمان، انتخاب و ارائه آثار، سير نمايشگاهي اين هنرمند را به نمايش گذاشته است.»
شعر پارسي در عثماني


سالار سيف الديني

امروز غالب مردم تصور مي کنند زبان فارسي ما در همين محدوده جغرافيايي رواج داشته است، غافل از اينکه اين زبان از هند تا آسياي ميانه و آناتولي را درنورديده. سلطان محمد فاتح به روز فتح قسطنطنيه اين شعر زيباي فارسي را مي سرايد؛ پرده داري مي کند در قصر قيصر عنکبوت / بوم، نوبت مي زند بر تارم افراسياب، سلطان سليم بر شاهنامه تسلط داشت و به فارسي شعر مي سرود. سلطان سليم که ما ايرانيان او را با سنگدلي و شهوت کشتار و ويراني تبريز مي شناسيم، هنگامي که به پارسي مي انديشيد، به فردي عاشق پيشه دگر مي شود و مي سرايد؛ اهل دل را جز اين مرادي نيست / که سپارند جان به خاک رهت، سلطان سليمان قانوني نيز از سرايش شعر فارسي غفلت نکرده است. يکي از زيباترين ابيات وي چنين مي گويد؛ ديده از آتش دل غرقه بر آب است مرا / کار اين چشمه ز سرچشمه خراب است مرا، سلطان جم (جمشيد) فرزند بايزيد شعري زيبا دارد با اين بيت؛ مکش عشاق را کان بلبلانند / منه بر گردنت خون هزاران، سلاطين و شاهزادگان عثماني اغلب ذوق و قريحه فارسي سرايي داشتند. زبان ديواني سلجوقيان و عثمانيان به کل فارسي بود. کتاب منشآت متعلق به ديوان عثماني در دوره سلطان محمد فاتح است که به اهتمام پژوهشگر ترک نجاتي اوغال به سال 1956 در استانبول منتشر شد و در آن مي توان اسناد ديواني عثمانيان را بررسي کرد. دکتر محمدعلي سجاديه فتح قسطنطنيه را يک فتح ايراني مي داند؛ فتحي که در اثر آن قلمرويي جديد براي زبان فارسي باز شد و نخستين بيت آن را سلطان محمد فاتح سرود. تا سال 1311 که به دستور مصطفي کمال نهضت زدودن واژگان فارسي از زبان عثماني به وجود آمد، زبان ترکي عثماني مزين به گنجينه واژگان پارسي بود. با اين بي مهري هنوز واژگان فارسي در زبان ترکي امروزين کشور ترکيه نقش مهمي را ايفا مي کنند.
پيدا و پنهان
? عباس حکيم زاده آزاد شد؛ در خبرها آمده است عباس حکيم زاده دبير سياسي دفتر تحکيم وحدت و عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير اول دي ماه با قرار وثيقه 100 ميليون توماني از زندان اوين آزاد شد. وي 28 آبان سال جاري در جريان بازداشت فعالان دانشجويي، بازداشت و کامپيوترش ضبط شده بود.

? تماس عرب سرخي بعد از يک ماه؛ فيض الله عرب سرخي عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي پس از يک ماه بي خبري با مادرش تماس گرفت. به گزارش نوروز، اين فعال سياسي در گفت وگوي تلفني کوتاه خود ضمن اعلام سلامتي اش گفت از سلول انفرادي به سلول دونفره منتقل شده است.

? پيشگويي به نفع احمدي نژاد؛ جهان نوشت؛ يک چهره سياسي که در محافل سياسي به پيشگويي معروف است اخيراً در جلسه يي درباره انتخابات آينده رياست جمهوري گفته است؛ «رئيس جمهور آينده قطعاً از حلقه يک آقاي احمدي نژاد خواهد بود. بنده کاري به انتخابات شوراها و مجلس ندارم. حتي اگر اصلاح طلبان، لاريجاني، قاليباف و... که به نظر من از يک طيف هستند بتوانند انتخابات شوراها و مجلس را هم ببرند، انتخابات رياست جمهوري را نخواهند برد. البته بعيد است اصلاح طلبان انتخابات شوراها و مجلس را ببرند، چون ما اقداماتي را انجام خواهيم داد که همه را غافلگير خواهد کرد.» وي سپس در ميان حيرت حاضران در جلسه عنوان مي کند؛ «رئيس جمهور آينده يک شخصيت صفرکيلومتر است. خود احمدي نژاد هم معاون اول او خواهد شد و در انتخابات آستين ها را بالا خواهد زد و به نفع او فعاليت خواهد کرد.» اين پيشگو در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه با توجه به اخبار منتشره درباره کانديداتوري احتمالي شما (فرد پيشگو) آيا اين فرد خود شما هستيد، گفته است شما کاري به اسم نداشته باشيد.

? فرار پسر بن لادن از ايران؟، تعدادي از افراد خانواده اسامه بن لادن رهبر القاعده مدعي شده اند جمهوري اسلامي ايران آنها را نزديک به هشت سال است که بازداشت کرده و اجازه هيچ گونه تماسي با دنياي خارج به آنها نداده است. سايت خبري ديپلماسي ايران نوشت؛ «ايمان بن لادن پسر اسامه بن لادن که به سفارت عربستان سعودي در تهران پناهنده شده، مدعي شده از تيم حفاظتي اش که به شدت وي را تحت کنترل داشته اند، فرار کرده و به سفارت عربستان آمده است. ايمان در تماس تلفني با برادرش عبدالله که ساکن عربستان سعودي است، گفته است از زمان حمله امريکا به افغانستان در سال 2001 وي و پنج تن از برادرانش توسط نيروهاي ايراني بازداشت شده اند.» وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران اين ادعا را رد کرده است.

? پاسخ شماري از همکاران جهان اقتصاد؛ روز گذشته در ستون پيدا و پنهان روزنامه اعتماد مطلبي درباره روزنامه جهان اقتصاد منتشر شد که يادآوري چند نکته در اين ارتباط ضروري به نظر مي رسد. عبارات مطلقي چون کارکنان روزنامه بدون تحقيق کافي در اين خبر نقل شده است. کارکنان جهان اقتصاد تنها کساني نيستند که شکايتي يا ادعايي دارند و به علاوه لازم است در يک خبر عوامل دخيل همگي ديده شده و اگر مطلبي درباره آنان نقل شده است نظر آنان نيز درج شود. در روزگاري که از زمين و زمان احکام عجيب براي رسانه ها مي بارد و هر روز به انواع مشکلات گرفتار مي شوند و امثال اينها مي شوند پنجه کشيدن فعالان اين عرصه به صورت يکديگر، چه کسي را خوشحال مي کند. ما همکاران روزنامه جهان اقتصاد اميدواريم اين پنجه کشيدن ها از روي غفلت باشد وگرنه تلخي اينکه در اثر رفتار ما دشمنان رسانه ها خوشحال شوند، عميق تر بر جان ما خواهد نشست. همچنين خوب است اگر قضاوتي درباره يک رسانه و کارکنان آن انجام مي شود درباره ميزان مشارکت جويي مدعيان، مسووليت پذيري آنان، رعايت ابتدايي ترين اصول فعاليت حرفه يي و از همه بالاتر رعايت انصاف نيز عباراتي در احکام صادره نقل شود.

? فاجعه انساني با خاموشي رآکتور هسته يي؛ سايت اطلاع رساني فرانسوي نو ويولانس طي مقاله يي نسبت به فاجعه انساني آتي در ايران هشدار داد. به گزارش سرويس بين الملل آينده، اين سايت خبري در شماره اخير خود در مطلبي با عنوان «نبايد انرژي هسته يي براي مصارف پزشکي و جان 850 هزار بيمار وابسته به آن گروگان آژانس انرژي اتمي و 1«5 شود» به قلم خانم ميري دولامار نوشت؛ «کشورهاي 1«5، تهديد تحريم هاي جديد عليه ايران را در صورت عدم ارسال اورانيوم غني شده به خارج مطرح مي کنند که اين کشورها انرژي هسته يي براي مصارف پزشکي در ايران را به گروگان گرفته اند و آژانس انرژي اتمي به رغم عضويت ايران در اين سازمان از انجام تعهدات خود نسبت به تامين اورانيوم غني شده 5/19درصدي براي مصارف پزشکي کشورهاي امضاکننده ان پي تي سر باز مي زند. با اين کار، جان 850 هزار ايراني به گروگان گرفته شده است که تعدادي از آنها در صورت عدم دسترسي به اين نوع درمان ها، جان خود را در آينده نزديک از دست خواهند داد.»

? تغييرات يک و دو؛ آينده نوشت عصر سه شنبه معاون سيما طي حکمي فرجي مدير شبکه دو را با برازش مدير شبکه يک تلويزيوني عوض کرد. در پي اين تغيير و تحولات اين دو مدير تنها جاي خود را از ساختمان سيما به ساختمان الوند تغيير دادند.

? ابلاغ کتبي به نهضت آزادي؛ محمد توسلي، هاشم صباغيان، ابوالفضل بازرگان، سيدامير خرم و علي اکرمي پنج عضو نهضت آزادي احضار و شش ساعت بازجويي شدند. در اين جلسه کتباً به آنها ابلاغ شد با توجه به سوءاستفاده بيگانگان و دشمنان از مراسم مرحوم آيت الله منتظري، تبعات برگزاري هرگونه مراسمي براي اين مرجع تقليد پيشاپيش به آنها تذکر داده مي شود.
آقاي فرمان آرا، آقاي رحمانيان، چه حاصل شد؟
شاهين امين

Shahinamin87@gmail.com




بهمن فرمان آرا برايم بسيار محترم است. هم خودش و هم سينمايش؛ سينماگري که در 57 سالگي تولدي ديگر داشته و امروز در 68 سالگي همچنان پرانرژي و ايده است. سال گذشته به مناسبت تولدش نوشتم؛ «در حالي که بسياري از سينما گران ما در دهه پنجم زندگي خود با کمبود ايده مواجه و تمام مي شوند، اين همه زايش هنري واقعاً استثنايي و محترم نيست؟ شايد در سينماي جهان نمونه هاي زيادي مثل کوروساوا، کلينت ايستوود، شابرول، اريک رومر و... بوده باشند، ولي کسي را در ايران مي شناسيد که در آستانه 60 سالگي دوباره بروز کند و فيلم هايي بسازد حتي بهتر از دوره اول کارش؟» احوالات و خبرهاي مربوط به محمد رحمانيان را هم هميشه مشتاقانه دنبال مي کنم. با اينکه خيلي تئاتر نمي بينم، کارهايش را بعد از نمايش «مصاحبه» از دست نداده ام. سلام و عليکي نداريم اما با توجه به نمايش ها، يادداشت هاي پراکنده مطبوعاتي و گفت وگوهايش، تصوير آدمي جذاب از او دارم. البته علايق شخصي من چيزي به اعتبار اين دو نمي افزايد تنها ابراز نظري است تا در ادامه بنويسم که خواندن جدل قلمي چقدر برايم عجيب و سنگين بود. اصلاً کاري ندارم و نمي دانم حق با کي بود و هست، اما مي دانم ناصواب آنچه بود که نوشته و گفته شد و حيرت مخاطباني را به دنبال داشت که آثار و مطالب مرتبط با فرما ن آرا و رحمانيان را دنبال مي کنند.اصلاً اين بد گفتن ها روبه روي چشمان همه در هر زمان و روزگاري چه حاصلي دارد، جز بدبيني افزون تر به اهل فرهنگ؟ مگر ما چند بهمن فرمان آرا داريم- چه کارهايش را دوست داشته باشيم چه نداشته باشم- که در 68 سالگي اينقدر ايده داشته و اينقدر جوان باشد؟ چند محمد رحمانيان داريم که اينچنين به ريتم اهميت بدهد و نمايش هايش لخت نباشد؟ آقاي فرمان آرا مي دانم شما بزرگ ايد و آقاي رحمانيان شما معتبر، من هم اهل جسارت و گنده گويي هاي متداول از جايگاه داناي کل نيستم، نصيحت هم هرگز. اما پرخاش هاي اينچنين چون شماياني جذاب و دلنشين نيست که هيچ، تلخ است.

پايمردي هاي شما را در نگاه تان عزيز مي دارم.
عناوين اين صفحه
براي جشنواره فجر آسان گير شده ايم
«هوش مصنوعي» اسپيلبرگ در صدر
«باد ما را خواهد برد» کيارستمي ميان 10 فيلم برتر دهه
هيچ نقاشي با سهراب قابل مقايسه نيست
شعر پارسي در عثماني
پيدا و پنهان
آقاي فرمان آرا، آقاي رحمانيان، چه حاصل شد؟
يک بغل مجله براي روزهاي تعطيل
مراقب تعزيه باشيم

يک بغل مجله براي روزهاي تعطيل
اسدالله امرايي



شماره جديد مجله نگاه نو به سردبيري علي ميرزايي منتشر شد. نگاه نو از مجلات وزيني است که زينت بخش دکه هاي روزنامه فروشي و کتابفروشي هاست و فکر و انديشه حرفه يي در پس تک تک صفحاتش نهفته است. شماره 83 نگاه نو با مطالبي از آيزايا برلين با ترجمه استاد عزت الله فولادوند و آثاري از خسرو ناقد، بهروز غريب پور، محمدرحيم اخوت، حسين نوش آذر، گفت وگو با رفيق ميخاييل کلاشنيکف که سلاح سوسياليستي مي ساخت و روزگاري مرز انقلاب و ضدانقلاب را در جهان تعيين مي کرد و البته به کلاشينکف که غلط مصطلح بود شهرت داشت و حتي به اختصار کلاش مي خواندندش. يک بار يکي از شيفتگان سوسياليسم در مزاياي آن مي گفت کلاشينکف. رفيقش سميونف برعکس سلاح امپرياليستي انساني تر مي کشد و وقتي به بدن آدم مي خورد او را نمي پکاند. ما که البته نه خورده بوديم، نه ديده بوديم دست مردم. پرويز دوايي هم پرونده کامل بهوميل هرابال را در شماره هاي قبلي نگاه نو درآورده. يک کار هم در اين شماره دارد. از فرشته مولوي، محمد شمس لنگرودي، شهاب مقربين و حافظ موسوي گرفته تا شعرهاي راجر مگاف با ترجمه احمد پوري نازنين. هرتا مولر هم با ترجمه هومن پناهنده، در ايام تعطيل خواندنش توصيه مي شود. مجله آزما شماره 68 هم منتشر شد. مهدي سحابي نقاش خوبي ها در باب مهدي سحابي است. ادبيات داستاني، بحران مخاطب يا برزخ نشر، درباره نوشتن و مطالبي از استاد علي محمد حق شناس، پوران صارمي، گيتا گرکاني مارک استرند و گونتر گراس. مديرمسوول مجله آزما ندا عابد است. انجمن بابلي هاي مقيم تهران با شعاري که مازندران شهر ما ياد باد است مجله يي منتشر مي کنند به اسم بارفروش که اسم قديم بابل است و غيراز بابل در نشر چشمه مي توانيد پيدا کنيد. شماره جديد آن جشن نامه قاسم لاربن است که شصت سالي است مي نويسد. سرمقاله جشن نامه به قلم حسن ميرعابديني است که در تاريخ داستان نويسي ايران تحقيقات مفصلي انجام داده است و نياز به معرفي ندارد. لاربن اسم مستعار قاسم رحيميان است متولد 1293 در لار. البته نه لار استان فارس. من فقط کتاب لات او را خوانده ام که از يک کتابفروشي دست دوم خريدم. همان کتابي که آقاي ميرعابديني به نقل از دکتر مصدق نوشته که پنجاه سال است چنين کتابي نخوانده ام. داستان ساده لوح آنتوان چخوف را با ترجمه فاطمه علي نژاد در اين شماره مي خوانيد. البته مطلب زياد دارد. هر شماره اش يک مازندران شناسي ا ست. از ببر مازندران گرفته تا شيرمردانش. مجله رودکي هم که مرتب قالب عوض مي کند و دو شماره يکي روي دکه مي آيد و هر بار با يک تيم جديد، اين بار در قالبي نو به حاشيه هاي جايزه ادبي آل احمد پرداخته، و گفته که جلال آل احمد هم انصراف داد. مطلب به قلم زهرا نبوي است. پرونده يي براي مهدي سحابي باز کرده و گفته زندگي بي شرمانه کوتاه است. لطفاً بعد از زندگي مکث کنيد وگرنه زندگي هاي بي شرمانه شايد کوتاه نباشد. پنجاه منزل با رودکي را محمد عزيزي آغاز کرده. مجله گلستانه هم که صد و دومين شماره اش را راهي دکه هاي روزنامه فروشي کرده، در کنار مطالب متنوع و جدي در باب هنر و ادبيات بر هنرهاي تجسمي به همت احمدرضا دالوند تاکيد خاصي دارد. بخش ادبياتش هم غني است. در اين شماره پرونده يي براي هرتا مولر باز کرده که شامل مصاحبه و نقد و نظر و ترجمه سه داستان از اين نويسنده رومانيايي آلماني ا ست که جايزه نوبل امسال را گرفته است. يک بار نوشته بودم به خود اختصاص داد يکي نوشته بود مگر مال باباش بوده که به کسي ببخشد يا براي خودش بردارد. شعرهاي واچسلاو کوپريانف را الهام مقدس ترجمه کرده. شعرهاي شسلاو ميلوش را داوود صالحي برگردانده. داستان هايي از دونالد بارتلمي و مقاله يي درباره او و داستان طناب از کاترين آن پورتر همراه با نقد آن به ترجمه فاطمه فولادي. مقاله يوناني هاي ما و مدرن هاي آنها هم نوشته يي از باربارا کاسين است. ترجمه آرش نقيبيان است. به علاوه آهنگ هايي که نوشته شد در باب نثر آهنگين ابراهيم گلستان که به تازگي انجمن منتقدان و نويسندگان مطبوعات به عنوان پيشکسوت عرصه داستان نويسي از او تقدير کردند.


گزارشي از يک همايش مذهبي- فرهنگي
مراقب تعزيه باشيم


رحمت اميني*



1- همايش آيين هاي عاشورايي دوره ششم خود را آغاز مي کند و قرعه دبيري آن به واسطه شرط تحول به من واگذار شد. دوره قبل در گرگان داور همايش بودم و حسين پارسايي دبير پنج دوره قبلي حکم را به نام من زد، با اين تاکيد که همايش در طول سال فعال باشد و پژوهش محور. با اين دو شرط کار از همان سال گذشته آغاز شد. سعي کرديم تحول ايجاد کنيم. اولين تحول ورود نيروهاي تازه نفس دانشگاهي بود و اضافه شدن بخشي به نام تجربي. با اين رويکرد نيروهاي دانشگاهي را به سمت همايش عاشورايي آورديم. تمام سعي ما بر اين بود که به حضور چهره ها توجهي نداشته باشيم. رسم چنين همايش ها و جشنواره هاي مناسبتي اين شده که چند کار با ارائه امکانات خاص به چهره هاي خاص در برنامه حاضر باشند تا جلب مخاطب کنند. به هيچ وجه موافق اين ايده نبودم. حضور دانشگاهيان و چهره هاي جوان برايمان مهم تر بود.

2- همايش براي دومين بار در گرگان برگزار مي شود. اين يک تفاهم بود. دليل اول اينکه يک شهرستان صاحب تئاتر بتواند ميزبان چنين همايشي باشد و مسلماً در رونق تئاتر در آن منطقه تاثيرگذار خواهد بود. دليل دوم هم اينکه سالن هاي نمايش تهران به واسطه همايش دچار تعطيلي چندروزه نشود.

اما مهم ترين اتفاق در اين همايش آن است که توانستيم با تلاش و پيگيري براي نمايش هاي حاضر در همايش اجراي عمومي مهيا کنيم. نمايش هاي تهراني چند روز بعد از همايش در سه تالار سنگلج، خانه نمايش و مولوي روي صحنه خواهند رفت. اين اتفاق براي اولين بار است که ميسر مي شود. نمايش هاي شهرستاني هم با مساعدت اداره کل ارشاد آن شهرستان در شهر خودشان اجراي عمومي خواهند شد.

3- متاسفانه در تئاترمان پژوهشگر نداريم. آنهايي هم که پژوهش مي کنند حوزه فعاليت شان در بخش ديگري است؛ يا تدريس مي کنند يا درگير اجراييات تئاتر هستند. خوشبختانه چند نفري هستند که با همه مشغوليت ها پژوهش را جدي گرفته اند و نام هاي شناخته شده يي هستند. بخش پژوهش را در همايش بسيار جدي گرفتيم و مقالات خوبي را جمع آوري کرديم. تمام سعي مان بر کيفي گرايي بود و کميت را درنظر نگرفتيم. بخش هاي غيرضروري را حذف کرديم و تمرکزمان را بر پژوهش قرار داديم.

مقالات و نمايشنامه هاي برتر هم به چاپ خواهد رسيد. اين گونه نيست که در روز اختتاميه همه چيز ختم شود.

4- نمايش هاي سنتي ما چون تعزيه و پرده خواني و مقتل خواني در حال فراموشي است. همايش عاشورايي يکي از راه هاي حفظ اين منابع عظيم فرهنگي است. براي مديران تئاتر دو پيشنهاد دارم.

1- شهرکي به نام پژوهشگاه نمايش هاي ايراني ساخته شود. در اين پژوهشگاه همه نمايش هاي ايراني اجرا شود.

2- تعزيه را در کوتاه مدت به فضاهاي بسته ببريم. مثلاً امسال در سن تالار اصلي تئاتر شهر تعزيه در سالن بسته اجرا مي شود در کنار تماشاگر تئاتر. اين راهي است براي مکان يابي جديد تعزيه. اين روش کاملاً اجرايي است. امسال آزمايش خواهد شد و مطمئناً نتيجه خواهد داد.

*دبير همايش آيين هاي عاشورايي


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام