
مس
وول محترم صفحه آخر (گروه فرهنگي) روزنامه اعتماد
در صفحه آخر روزنامه اعتماد روز يکشنبه 29 آذرماه 1388 نامه يي از آقاي فرمان آرا به اينجانب در ستون حاشيه روز چاپ شده است. خواهشمندم پاسخ کوتاه مرا هم در همان صفحه و در همان ستون منتشر کنيد. پيشاپيش از حسن توجه شما سپاسگزارم.
آقاي بهمن فرمان آرا
شما باز هم دروغ گفته ايد. آن هم نه يک بار، بلکه چند بار.
1- بنده بدون دعوت به مجلس عروسي خودم هم نمي رفتم، چه برسد به کنفرانس مطبوعاتي جنابعالي. خانم نگار اسکندرفر به عنوان مجري طرح از من دعوت کردند در آن جلسه حضور يابم. ايشان خوشبختانه حي و حاضرند و مي توانند بر اين سخن شهادت دهند.
2- تقريباً تمام خبرنگاران حاضر در آن جلسه نيز، هنوز زنده و سلامتند و مي توانند شهادت بدهند بر سوالي که از من پرسيدند و پاسخي که من گفتم. پاسخ من يکي دو جمله بيشتر نبود و همه خبرگزاري ها آن را به درستي انتقال دادند. گناه من چيست که شما به همه چيز مشکوکيد؟
3- دروغ ام الفساد است آقاي فرمان آرا. متاسفم که کارتان به جايي رسيده که غ...ف تهمت فساد مالي هم به من مي زنيد. افشاي غ...ف شما ارزش اين را ندارد که کسي بخواهد 30 سکه نقره يا طلا يا پلاتين به من هبه کند... قضيه بي ارزش تر از اين حرف ها است.
محمد رحمانيان