پنج شنبه، 26 آذر 1388 - شماره 2129
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
فلسفه و حيات روزمره - 7
خيابان قديمي
محمد ميلاني

درست مثل خانه پدربزرگ. نه پدربزرگ هاي اين نسل که يا در آپارتمان زندگي مي کنند، يا در خانه سالمندان و اگر هم در روستا باشند به محض ورود شما بساط شام اسپاگتي را بار بگذارند يا از کش لقمه حسن برگر براي شما شام سفارش دهند. مثل پدربزرگ فيلم هاي علي حاتمي که بوي سنت تا درون استخوان آدم مي رود.

خيابان قديمي يک چنين ساختاري دارد. بوي ياس امين الدوله در بهار و تابستان شامه هر رهگذري را نوازش مي دهد. التزام به اخلاق و مرام خيابان است که به هر کس مي فهماند که وارد فضاي جدي زندگي خياباني شده. همه به هم احترام مي گذارند. کسي سر ديگري کلاه نمي گذارد. اقتصاد بر پايه داد و ستد روزانه شکل مي گيرد. فرهنگ عبارت است از شاهنامه خواني و در حالت مترقي مثنوي خواني و حافظ خواني. برخلاف فيلم هاي مسعود کيميايي که قرار است هر کس براي احقاق حقش يا يافتن دزد ناموس اش چاقوي ضامني بيرون بکشد، اتفاقاً در خيابان قديمي اينچنين چيزي را نمي بينيد مگر در خرابه هاي قديمي، که باز هم اتفاقاً در خرابه هاي مدرن نيز پر است از اين مسائل. خلاصه خيابان قديمي را با تمام چيزهايي که گفتم و تمام چيزهايي که خودتان بهتر مي دانيد ترکيب کنيد، ببينيد چه چيزي از آب درمي آيد. حال آن را با خيابان جديدي مقايسه کنيد که در همسايگي خيابان قديمي ساخته شده است. رنگ اولين وجه تمايز اين دو خيابان است. ساختمان هاي بلند برخلاف ساختمان هاي خيابان سنتي که کوتاه هستند. لباس هاي متفاوت ساکنان دو خيابان. نوع سيستم هاي داد و ستد اقتصادي در خيابان جديد که اصلاً با خيابان قديمي متفاوت است. اينجا همه در تکاپو و دوندگي هستند و در آنجا آرامش احساس مي کني. خلاصه باز در مقام انتخاب کدام خيابان را براي زندگي کردن يا کار کردن انتخاب مي کنيد. پاسخ به اين سوال يا برعکس نداشتن پاسخي براي اين سوال مرز ميان سنت و مدرنيته را شکل مي دهد. مرزي که امروزه نه تنها در جامعه خودمان شاهد آن هستيم، که در بسياري از تمدن هايي مانند ما اين سوال يا به تعبيري همگاني تر اين بحران را شاهد هستيم.

اگر در خيابان قديمي زندگي کنيم و پشت کينه به خيابان جديد بکنيم خوب است. اگر در خيابان قديمي زندگي کنيم و ناهار و شام را از خيابان جديد وارد کنيم چه؟ اگر طوري که کسي نفهمد در خيابان جديد با سر و وضع آراسته و جديد قدم بزنيم و کار کنيم و در عوض شب در کناري لباس هايمان را تعويض کنيم و با ساختار موجود در خيابان قديمي وارد آن شويم چه؟

مانند سال هاي پيش از انقلاب که بعضي از خانم ها مثلاً در محله هاي سيروس، پاچنار يا سلسبيل با چادري که آن روزها کمتر سياه بود از خانه بيرون مي آمدند و عازم شميران يا بخش هاي شمالي خيابان وليعصر فعلي مي شدند. آنگاه چادر از سر باز مي کردند و مثل خانم هاي خيابان جديد مي شدند و شب هنگام بازگشت به خانه به حالت اوليه بازمي گشتند. يا همين حالا هم دم صبح در کناره هاي پارک طالقاني و متروي حقاني تهران دختران و خانم هايي را مي بينيد که براي انطباق با محيط کارشان که در بالاي شهر است مشغول تغيير ظاهر خود هستند و عصرها هنگام بازگشت به محله هاي جنوب شهر به حالت اوليه بازمي گردند.

به راستي اين اصل پذيرش سنت يا مدرن اگر بخواهد تا اين حد بلاتکليف بماند و در حد همين مثال ها بماند مطمئن باشيد هيچ گاه مشکل حل نمي شود، که مي بينيد حل هم نشده است. بيشتر تبديل به نوعي بازي منچ يا دبرنا براي روشنفکران و متفکران مدعي حل مسائل شده است تا يک مساله قابل حل.

اما حل مساله تضاد ميان خيابان مدرن و خيابان قديمي نه تنها باعث بروز چنين مشکلاتي که مي بينيد مي شود، بلکه اتفاق و فاجعه يي بس عظيم تر در پس آن روي مي دهد که متاسفانه کسي به فکر آن نيست. پرداختن به مسائل موجود در تقابل سنت و مدرن مانع از هرگونه تفکر فلسفي يا تفکر عميق مي شود و از سوي ديگر هنگام ورود عميق ترين مباحث فلسفي به اين ساختار ناگهان با افت بسيار زيادي مواجه مي شود که ديگر آن عظمت فلسفي را نمي تواند داشته باشد.

از اين رو به نظر مي رسد معضلات خيابان قديمي با خيابان جديد در ساختاري ديگر و در مواجهه اين مسائل با وضعيتي سواي راهکارهاي موجود بايد حل شود. بدترين اشتباه روشنفکران و مدعيان ما هم اين است که اتفاقاً فکر مي کنند اين مسائل بايد فلسفي حل شوند. اگر قرار بود فلسفي حل شود تا به حال حل شده بود. پس براي پرداختن به مسائل فلسفه و حيات روزمره که اکنون وارد مسائل جدي فلسفي شده، اگر بخواهيم حريم امن ايجاد کنيم تا به بيراه نرويم، از هرگونه بحث تقابلي سنت و مدرنيته بايد پرهيز کنيم. به سنت و مفاهيم سنتي در جاي خود و به مسائل و معضلات خيابان جديد در جاي خود بايد بپردازيم.
ديدگاه
هيچ کس مذاکره کننده به دنيا نمي آيد

مذاکره پيش انديش روشي نوين

نويسندگان؛ آلن پکرلامپرور، اورلين کولسون

ويراستار؛ فهيمه روبيول

مترجم؛ آزاده مومني

ناشر؛ نشر و پژوهش شيرازه

چاپ اول 1388


صبا شعردوست ؛

 روزي نيست که مذاکره نکنيد؛ مذاکره شغلي و در عرصه هاي عمومي و اجتماعي يا با خانواده و دوستان. مذاکره در همه جا حضور دارد و اگر به نحو شايسته يي به کار گرفته شود، مي تواند به نتيجه رساندن برنامه ها و اهداف تان را ميسر سازد. مذاکره همچنين پيوندها را استحکام بخشيده، حل مشکل ها را آسان مي کند و به تصميم گيري ها سرعت مي بخشد. اگر تمايل داريد در مورد روش هاي مذاکره مطالعه کنيد و در اين زمينه مهارت هاي خود را افزايش دهيد، مي توانيد از کتاب «مذاکره پيش انديش روشي نوين» که انتشارات شيرازه به تازگي منتشر کرده، بهره بگيريد. نويسندگان اين کتاب آلن پکرلامپرور و اورلين کولسون از مديران و استادان موسسه تجاري اس ا ک ايرنه (ESSEC) هستند. شعار کليدي نويسندگان اين کتاب اين است که هيچ فردي مذاکره کننده به دنيا نمي آيد، اما مي تواند مذاکره کننده خوبي باشد. به عبارت ديگر مذاکره مهارتي آموختني است نه يک ويژگي غريزي. به اعتقاد آنها يکي از اصول برجسته مذاکره اين است که فرد بداند چه کارهايي در اولويت قرار دارند. فصل نخست کتاب به اهميت هاي پرسش هاي پيش از مذاکره اختصاص دارد و در آن 10 دام غريزي مورد بحث قرار مي گيرند تا اهميت تامل پيش از مذاکره را نشان دهند. در فصل هاي بعدي راهکارهاي متعددي در ارتباط با اين 10 دام غريزي ارائه مي شود. نويسندگان در فصل بعدي به ضرورت بالا بردن آمادگي پيش از مذاکره مي پردازند و معتقدند مذاکره بدون آمادگي، از ابتدا دعوتي براي شکست است. فصل سوم کتاب به انجام کارهاي ضروري پيش از کارهاي بديهي اختصاص دارد. به اعتقاد نويسندگان پيش از پرداختن به موضوعات بديهي در مذاکره بايد افراد را اولويت بندي کرد و اولويت بندي سه بعد افراد، مسائل و فرآيند، کليد موفقيت تمامي مذاکرات است. از جمله واکنش هاي غريزي که در مذاکره وجود دارد، گرفتن بيشترين امتيازات يا به اصطلاح به دست آوردن بزرگ ترين تکه کيک است. به اعتقاد نويسندگان کتاب پيش از تقسيم کردن کيک براي آنکه تکه ها تا حد امکان بزرگ باشند، همکاري طرفين ضروري است و اين موضوع در فصل چهار به تفصيل مورد بحث قرار گرفته است. نکته ديگري که توجه به آن در مذاکره ضروري است گوش دادن کامل و درست به حرف هاي طرف مقابل است تا به طور دقيق منافع او درک شود و فصل پنجم متضمن تشريح اين رويکرد است. فصل ششم کتاب با عنوان «مذاکره پيش انديش» رفتارهاي پيچيده تهاجمي در مذاکره را بررسي مي کند و راهکارهاي سازنده يي براي مقابله با آنها ارائه مي دهد. فصل هفتم به تشريح سه موقعيتي اختصاص دارد که در آنها مذاکره پيچيده تر مي شود که عبارتند از؛ مذاکره يي که در آن نماينده يي از طرف فرد اصلي، مذاکره را انجام مي دهد، مذاکره هاي چند جانبه و مذاکره هاي چندفرهنگي. فصل پاياني به آخرين گام مذاکره مي پردازد؛ رسميت بخشيدن به توافق پيش از پايان گفت وگو.

آموزش آشپزي
کامران دانشجو پر

ابراهيم رها  / Ebrahimraha.com

هر دم از اين باغ بري مي رسد. البته منظورم غذاي جديدي در ستون آموزش آشپزي نيست که امروز هم قورمه سبزي آموزش خواهم داد، امروز باز هم با خاتمي قورمه سبزي مي پزيم. سيدمحمد خاتمي گفته «اعتراض را حق مسلم دانشجويان مي دانم.» حين تفت دادن سبزي عرض کنم که الف) خود دانشجويان هم چنين توهم هايي دارند اما دوستان به شدت مشغول توهم زدايي هستند، ب) کامران دانشجو اين مساله را حق مسلم دانشجويان نمي داند و چون او نام فاميلش دانشجوست حتماً درست تر مي گويد، ج) در زمانه يي که با توجه به طرح جرخوردگي اقتصادي، من لوبيا را حق مسلم قورمه سبزي ام نمي توانم بدانم، شما چطور اعتراض را حق مسلم دانشجويان مي داني؟،د) اين حق مسلم که مي گن کو؟،

طبخ قورمه سبزي را با حرف هاي يکي از مسوولان ادامه مي دهيم که ابراز داشته «آمار دانشجويان معترض در 16 آذر در کشور 500 تن بوده است.» الف) شما فکر مي کنيد مدتي است علم رياضي بالکل مختومه اعلام شده؟

ب) همان طور که بعضي ها فقط تا «تصميم کبري» خوانده اند، بعضي هاي ديگر هم تا 500 بيشتر نخوانده اند؟ ج) کنتور که نداره؟ د) آها از اون لحاظ؟،

بعد خورشت را کمي هم بزنيد و ترشي اش را مزه کنيد، نه ديگر زياد نمک نزنيد، شما شورش را درآورده ايد، چون گفته شده «هاشمي و خاتمي و موسوي کوچک تر از آن هستند که با آنها مقابله کنيم.» اگر دقت کرده باشيد اساساً و اصولاً يک عده که مدام ريز مي بينند هي حرف هاي درشت مي زنند. جسارتاً خواستم بگويم اين جمله تاريخي و پرگهر و درفشان و زيورنشان و پرمغز و البته نغز يعني از 30 سال دولت هاي پس از انقلاب، بيست و چهار سالش برود لاي دست باقالي ها عجالتاً، تا آنجا که من مطلع هستم فکر کردن البته کار سختي نيست اما اگر زحمتي نيست پيش از آنکه داد بزنيم اعداد را جمع هم بزنيم. هشت سال موسوي به علاوه هشت سال هاشمي به علاوه هشت سال خاتمي با حساب ما اگر بي ادبي نباشد و کسي دلخور نشود، مي شود بيست و چهار. اگر هم که باعث دلخوري مي شود شما حساب کن مي شود شيش يا حتي سه،

قورمه سبزي امروز را با خاتمي شروع کرديم به پختن به همين دليل با خاتمي هم مي گذاريم روي سفره. «بسيار متاسفم که در 16 آذر امسال تعدادي از دانشجويان دربند بودند.» خواستم عرض کنم تازه خبر نداري يک عده هم درکه بودند. عده يي هم در تجريش ديده شدند... جايش مهم نيست سيدجان، مهم اين است که گفته شده با معترضان حوادث اخير هر جا که باشند قرار است شديدتر برخورد شود. حالا تو ابراز تاسف کن که عده يي شان اصلاً توچال بوده اند،

عناوين اين صفحه
خيابان قديمي
هيچ کس مذاکره کننده به دنيا نمي آيد
کامران دانشجو پر

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام