چهارشنبه، 25 آذر 1388 - شماره 2128
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دستگيري کلاهبردار ميلياردي پس از چهار سال



گروه حوادث؛ مرد ميانسالي که از بيش از 100 نفر از شهروندان کلاهبرداري هاي چندين ميليون توماني کرده است پس از چهار سال فرار دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما، از چهار سال قبل با طرح شکايت نماينده حقوقي چند بانک دولتي در شعبه سوم دادسراي ناحيه رسالت تهران از مردي 40ساله به نام محمدرضا که با جعل اسناد ملکي متعلق به ديگران به نام خود و اخذ وام هاي ميليارد توماني متواري شده است پرونده يي باز شد. کارآگاهان آن زمان، تحقيقات خود را از شعب محل اخذ تسهيلات آغاز کردند و مشخص شد محمدرضا چند سالي در زمينه ساخت و ساز در شهرک هاي اطراف کرج فعاليت داشت و اسناد جعل شده توسط وي متعلق به افرادي است که او براي مشارکت با آنها قرارداد کاري منعقد و از آنان نيز کلاهبرداري کرده است. يکي از شاکيان به کارآگاهان توضيح داد؛ «من ملکي کلنگي در اطراف کرج داشتم و پس از توافق و قرارداد با محمدرضا قرار شد وي 9 واحد آپارتمان در ملک من بسازد و 50 درصد از واحدها را به من تحويل دهد اما پس از اينکه طبق قرارداد سه دانگ ملک را به نام او ثبت کردم با گرفتن سند از من به بهانه اخذ پايان کار و تفکيک سندهاي آپارتمان هاي نوساز ضمن فروش واحدها به ديگران، با سپردن سند به بانک و جعل آن به نام خود از بانک وام کلاني گرفت و سند مرا گرو گذاشت و اقساط را هم نپرداخت.»

شاکي ديگر که مردي 35ساله است نيز گفت؛ «من قرارداد کاري درباره ساختمان سازي با متهم داشتم و به عنوان اسکلت کار بالغ بر 40 ميليون تومان برايش کار کردم اما وي 12 ميليون تومان به من بدهکار بود و متواري شد.» مرد ديگري که آپارتماني را به قيمت 39 ميليون تومان از متهم پيش خريد و در سال 83 مبلغ 20 ميليون تومان به وي پرداخت کرده اما خانه يي تحويل نگرفته بود نيز خواستار دستگيري اميرحسين شد.

در مدت زمان کوتاهي 65 نفر از مالباختگان که در هفت مجتمع مسکوني در مهرشهر، گلشهر و مهرويلاي کرج از متهم آپارتمان پيش خريد يا محمدرضا اسناد ملکي آنان را جعل کرده و باعث ضررشان شده بود، شناسايي شدند اما ردي از متهم به دست نيامد تا اينکه بالاخره او چند روز قبل در اتوبان شهيد چمران متوقف و دستگير شد و اعتراف کرد چندين ميليارد تومان کلاهبرداري کرده است. در حال حاضر تحقيقات از متهم ادامه دارد.
500 ميليون تومان سرقت در پرونده دزد حرفه يي منازل


گروه حوادث؛ سارق حرفه يي منازل که به جرم دزديدن يک قرآن خطي تحت تعقيب بود پس از دستگيري به سرقت 500 ميليون تومان از خانه هاي شمال تهران اعتراف کرد. به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 19 مهر امسال شخصي با حضور در کلانتري تجريش به ماموران گفت؛ در ساعت شش عصر پس از انجام خريد روزانه به منزل مان واقع در خيابان شريعتي بازگشتيم و متوجه شديم سارق يا سارقان با تخريب در منزل وارد آن شده و يک جلد قرآن خطي را که ده ها ميليون تومان ارزش دارد به سرقت برده اند. کارآگاهان هنگامي که تحقيقات خود را در اين رابطه شروع کردند متوجه شدند يکي از همسايگان، سارق را در حالي که قرآن نفيس را در دست داشت هنگام خروج از مجتمع ديده اما گمان کرده اين فرد از آشنايان و بستگان ساکنان مجتمع مسکوني است. با توجه به اظهارات همسايه مالباخته چهره فرضي متهم ترسيم و بهره گيري از بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار مشخص شد اين دزد مردي 34ساله به نام اميرحسين است. در ادامه پاتوق متهم در قهوه خانه يي واقع در خيابان 17 شهريور شناسايي شد و کارآگاهان با مد نظر قرار دادن اين موضوع که متهم با همدستان احتمالي يا خريداران اموال مسروقه در اين مکان ملاقات خواهد کرد مراقبت نامحسوس از آنجا را در دستور کار خود قرار دادند و موفق به شناسايي خريدار اموال مسروقه شدند. سپس متهم و مالخر را وقتي با يکديگر بر سر قيمت جواهرات مسروقه در حال مذاکره بودند به دام انداختند. اميرحسين که در ابتدا تلاش داشت خود را بي گناه معرفي کند به ناچار مجبور به اعتراف 13 فقره سرقت از منازل مسکوني شد و به کارآگاهان گفت؛ «بعدازظهرها بين ساعت چهار تا پنج در مناطق شمالي شهر در خيابان ها و کوچه ها پرسه مي زدم و مجتمع هاي مسکوني را که در ورودي شان چوبي بود انتخاب مي کردم و به صورت اتفاقي شروع به زدن زنگ واحدهاي مسکوني مي کردم. اگر کسي جواب آيفون را مي داد ادعا مي کردم اشتباهي زنگ زده ام و اگر کسي جواب نمي داد مطمئن مي شدم خانه خالي است. سپس با تخريب قفل در منزل، وارد خانه ها مي شدم و اقدام به سرقت لوازم گران قيمت از قبيل تخته فرش، طلا و جواهرات مي کردم.» بنا بر اين گزارش تحقيقات از اين متهم نشان مي دهد ارزش اموال سرقتي به حدود 500 ميليون تومان مي رسد.
دستبرد مسلحانه مرد معتاد به مرکز ترک اعتياد
گروه حوادث؛ دو مرد که با طراحي يک نقشه حساب شده از مرکز ترک اعتياد سرقت کرده بودند به حبس و شلاق محکوم شدند. به گزارش خبرنگار ما، 5 اسفندماه سال گذشته پزشکي به ماموران خبر داد سارقان به دفترش حمله کرده اند. وقتي ماموران به آدرس اعلام شده رسيدند، مشاهده کردند محلي که اين حادثه اتفاق افتاده يک مرکز ترک اعتياد است که يک پزشک و يک روانشناس زن آن را اداره مي کنند. پزشکي که موضوع را به ماموران خبر داده بود حادثه را اين طور تعريف کرد؛ «من و همکارم در دفتر بوديم که سه سارق در حالي که عينک آفتابي به چشم داشتند و ماسک به صورت زده بودند وارد مطب شدند. آنها با تهديد سلاح دست و پاي ما را بستند در همين لحظه دو مراجعه کننده هم وارد مرکز شدند و سارقان همين رفتار را با آنها نيز تکرار کردند و بعد از سرقت 5/2 ميليون تومان پول نقد و دو گوشي موبايل پا به فرار گذاشتند.» ماموران بهترين راه براي دستگيري سارقان را رديابي موبايل هاي مسروقه تشخيص دادند و چندي بعد توانستند فردي که يکي از تلفن هاي همراه را در اختيار داشت شناسايي کنند. اين مظنون زماني که تحت بازجويي قرار گرفت با معرفي مردي به نام جواد ادعا کرد موبايل را از او خريده است. به اين ترتيب امير بازداشت شد و با اعتراف به سرقت مسلحانه گفت؛ «مردي به نام اکبر که زير نظر پزشک و روانشناس مالباخته در حال ترک اعتياد بود به من و يکي ديگر از دوستان مان پيشنهاد اين سرقت را داد. نقشه آن طور بود که ما ماسک و عينک به صورت بزنيم و وارد مرکز شويم. اکبر به ما گفته بود در چه ساعاتي معمولاً آنجا است. ما طبق برنامه عمل کرديم و در حالي که يک کلت شاه کش در دست داشتيم توانستيم دزدي را انجام بدهيم.»با اعتراف اين مرد تحقيقات براي دستگيري همدستانش ادامه يافت و ماموران موفق شدند اکبر را بازداشت کنند. اين متهم در اعترافاتش گفت؛ «من براي ترک اعتياد به اين مرکز مي رفتم و مي دانستم در آنجا هر روز مبلغ زيادي پول جمع مي شود. من هم مشکل مالي داشتم و براي اينکه بتوانم مشکلم را حل کنم چاره يي به جز سرقت نداشتم. به همين خاطر هم تصميم گرفتم دست به دزدي بزنم.»هر چند ماموران تحقيقات زيادي را براي دستگيري متهم رديف سوم انجام دادند اما موفق نشدند او را رديابي کنند و سرانجام پرونده با دو متهم دستگير شده به دادگاه فرستاده شد و اکبر و جواد ديروز در شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت به رياست قاضي محمدرضا گيوکي محاکمه شدند. در جلسه دادگاه متهمان اعلام رضايت کردند و به همين دليل هر يک از دو سارق به تحمل دو سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شدند.
سرباز مرده درخواست سهام عدالت داد
راز کهنه گواهي مرگ يک سرباز فراري پس از آن فاش شد که وي براي دريافت سهام عدالت اقدام کرد. به گزارش ايسکانيوز مردي 68ساله که براي نام نويسي سهام عدالت به اداره تعاون «ملاير» رفته بود نمي دانست به دردسر بزرگي مي افتد. نام وي در فهرست متوفيان ثبت شده بود و وقتي براي پيگيري موضوع به اداره ثبت احوال رفت متوجه شد گواهي مرگش در سال 1339 صادر شده است. بنابراين پيرمرد ملايري براي حل مشکل به دادگستري رفت و تقاضاي رسيدگي کرد. شواهد نشان مي دهد پدر اين مرد در 19سالگي فرزندش براي نرفتن او به خدمت سربازي برايش گواهي مرگ گرفته اما مامور وقت ثبت احوال، شناسنامه مربوطه را باطل نکرده بود.
عناوين اين صفحه
دستگيري کلاهبردار ميلياردي پس از چهار سال
500 ميليون تومان سرقت در پرونده دزد حرفه يي منازل
دستبرد مسلحانه مرد معتاد به مرکز ترک اعتياد
سرباز مرده درخواست سهام عدالت داد
مرگ يک متهم در مجتمع قضايي شهيد مفتح
گم شدن مرموز عضو باند سرقت
نجات کارگر شهرداري از عمق چاه 20 متري
فوران آتشفشان در فيليپين مردم را فراري داد
آدم ربايان گروگان 500 ميليون توماني را کشتند

مرگ يک متهم در مجتمع قضايي شهيد مفتح
يک متهم در مجتمع قضايي شهيد مفتح تهران در حالي که مشغول مشاجره با شکات بود، ناگهان به زمين افتاد و در دم جان باخت. به گزارش ايسنا، ساعت 30/9 ديروز مراجعان به مجتمع قضايي شهيد مفتح صداي مشاجره يک متهم 57ساله به نام مرتضي را با شکات خود شنيدند اما لحظاتي بعد اين صداي گريه خانواده متهم بود که به گوش رسيد زيرا اين مرد ميانسال بر اثر عارضه قلبي، ناگهان به زمين افتاد و جان باخت. محمدحسين شاملو بازپرس کشيک قتل تهران با اعلام اين خبر گفت؛ «در حال حاضر دستور انتقال جسد به پزشکي قانوني صادر شده و بايد کارشناسان پزشکي قانوني علت واقعي مرگ را بررسي کنند.»


گم شدن مرموز عضو باند سرقت
خانواده جواني که به عضويت يک باند سرقت منازل درآمده بود، در پي ناپديد شدن وي ادعاي به قتل رسيدن اين جوان را مطرح کردند. به گزارش ايسنا، مدتي قبل خانواده جواني 28ساله به نام مهران با مراجعه به پليس آگاهي کرمانشاه اعلام کردند او براي ارتکاب سرقت به عضويت يک باند متشکل از چند نفر از دوستانش درآمده و پس از سفر به تهران با انگيزه سرقت، ديگر به کرمانشاه بازنگشته است. خانواده اين جوان مدعي شدند مهران توسط دوستانش در تهران به قتل رسيده است. در پي اظهارات شکات، دستور شناسايي و بازداشت متهمان صادر شد و آنها در بازجويي ها به 15 فقره سرقت از منازل و وسايل داخل خودرو اعتراف کردند اما در مورد ناپديد شدن دوست خود مدعي شدند يک روز مهران جلوي در خانه يي که در جنوب تهران اجاره کرده بودند، حالش بد شد و بعد از انتقال او به بيمارستان توسط ماموران اورژانس از وي هيچ اثري نيافتند.


نجات کارگر شهرداري از عمق چاه 20 متري
کارگري که مشغول نظافت خيابان بود ناگهان به يک چاه 20 متري که درپوش نداشت، سقوط کرد. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران در پي اعلام گزارش مردمي درباره سقوط يک کارگر به چاه در ساعت 32/12 روز دوشنبه آتش نشانان به محل حادثه در شهرري، خيابان قم، خيابان ترانسفور اعزام شدند و با استفاده از تجهيزات ويژه نجات به داخل چاه رفتند و جوان 27ساله را که دست و پا و کمرش دچار آسيب شده بود با رعايت اصول ايمني خارج کردند.


فوران آتشفشان در فيليپين مردم را فراري داد
مقامات محلي «فيليپين» اعلام کردند به دليل فوران آتشفشان «مايون» در اين کشور و احتمال زمين لرزه و روان شدن گدازه هاي داغ به سمت نواحي مسکوني تمامي سکنه مجبور به تخليه منازل خود شدند. به گزارش ايسنا، «جويي سالسدا» فرماندار منطقه «آلباي» در مصاحبه يي با رسانه هاي دولتي فيليپين عنوان کرد؛ «آتشفشان «مايون» فوران کرده و احتمال اين مساله وجود دارد که گدازه ها و خاکستر به سمت نواحي مسکوني روان و پخش شود به همين دليل ما از تمامي سکنه درخواست کرديم هر چه سريع تر منازل و خانه هاي خود را ترک کنند و به نواحي امن پناه ببرند.»


آدم ربايان گروگان 500 ميليون توماني را کشتند
گروه حوادث؛ دو مرد که با ربودن يک مرد ثروتمند قصد داشتند از خانواده او 500 ميليون تومان اخاذي کنند گروگان خود را کشتند و جسدش را دفن کردند. اين پرونده اواسط آبان ماه در شهرستان ايذه در استان خوزستان گشوده شد و پاي کارآگاهان اصفهاني را نيز به ماجرا باز کرد اما متهمان زماني بازداشت شدند که مرد 50ساله به قتل رسيده بود.

اولين تماس

مرد 50 ساله که ناصر نام داشت يک روز پس از خروج از خانه خود واقع در شهرستان دهدز در حوالي ايذه با دو مرد ناشناس روبه رو شد که صورت شان را پوشانده بودند، آن دو ناصر را ربودند و به مکان نامعلومي انتقال دادند. در حالي که تاخير ناصر در بازگشت به خانه خانواده او را نگران کرده بود يکي از گروگانگيران با آنها تماس گرفت و گفت فقط در ازاي 500 ميليون تومان وجه نقد ناصر را آزاد خواهند کرد و اگر به خواسته شان نرسند او را مي کشند. در پي اين تماس خانواده مرد ثروتمند کارآگاهان پليس آگاهي را باخبر کردند و تيمي ويژه مامور تحقيق در اين رابطه شد.

رديابي در اصفهان

در حالي که تلاش ها براي نجات جان ناصر ادامه داشت نخستين سرنخ ها از محل اختفاي گروگانگيران به دست آمد و کارآگاهان متوجه شدند آنها طعمه خود را به اصفهان منتقل کرده اند به همين دليل بازپرس شاه محمدي رئيس شعبه 5 دادسراي جنايي اصفهان وظيفه تحقيق درباره اين گروگانگيري را برعهده گرفت. اين در شرايطي بود که متهمان ناشناس مرتب با خانواده ناصر تماس مي گرفتند و به تهديدهاي خود ادامه مي دادند. در اين بين کوچک ترين اشتباه پليس مي توانست هزينه گزافي را در پي داشته باشد به همين سبب افسران پليس آگاهي نقشه يي ويژه را براي به دام انداختن باجگيران طراحي کردند و با رديابي هاي تخصصي توانستند محدوده يي را که آدم ربايان در آنجا پنهان شده بودند، شناسايي کنند.

اعتراف به قتل

چند روز پس از وقوع اين گروگانگيري مرد ناشناس آخرين اولتيماتوم را به خانواده ناصر داد و از آنها خواست وجه درخواستي را به يک شماره حساب بانکي واريز کنند. اين خواسته مرد گروگانگير با نظر بازپرس پرونده به صورت صوري انجام شد، در اين بين کاراگاهان در شعبه يي که متهم در آنجا حساب داشت کمين کردند و توانستند او را هنگام برداشت پول به دام بيندازند. اين متهم عليرضا. ح نام داشت و از تبهکاران حرفه يي و سابقه دار شيراز بود. او هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت شرکت در آدم ربايي را قبول کرد و گفت با هدف باج خواهي 500 ميليون توماني از شيراز به اصفهان آمده است.

در حالي که به نظر مي رسيد تحقيقات به خوبي پيش مي رود ناگهان متهم از رازي تلخ پرده برداشت و گفت ناصر را کشته است. عليرضا توضيح داد؛ «پس از چندين روز نگهداري از ناصر يک روز که براي غذا دادن به او به اتاقش رفتم وي به من حمله ور شد، من هم با چاقويي که در دست داشتم چند ضربه به مرد ايذه يي زدم و از اتاق بيرون رفتم، چند ساعت بعد وقتي دوباره وارد آن اتاق شدم ديدم ناصر جان باخته است براي همين با کمک همدستم جنازه را به منطقه يي در حاشيه نجف آباد برديم و دفن کرديم اما اين موضوع را از خانواده مقتول پنهان نگه داشتيم تا بتوانيم از آنها اخاذي کنيم.» متهم در ادامه همدستش را به نام مظاهر معرفي کرد و گفت مظاهر طراح نقشه آدم ربايي بود.

دستگيري دومين متهم

در پي اعترافات اين متهم ماموران به مخفيگاه آدم ربايان رفتند و توانستند در عملياتي غافلگيرانه مظاهر را نيز به دام بيندازند. او در اعترافاتش گفت؛ «مدت ها قبل در شهرستان دهدز مکاني را به بهانه راه انداختن کارگاه نجاري اجاره کردم و مشغول جمع آوري اطلاعات محليان آنجا شدم تا بتوانم فردي مناسب را براي آدم ربايي انتخاب کنم.»وي افزود؛ «بعد از اينکه نقشه آدم ربايي را طراحي کردم از عليرضا خواستم محل مناسبي را در اصفهان اجاره کند و او هم طبق نقشه به من پيوست و کارمان را شروع کرديم. پس از تهيه مقدمات در زمان مناسب ناصر را در خيابان به زور سوار خودرو کرديم و با بستن دست و پايش او را به زرين شهر منتقل و در محل از پيش تعيين شده مخفي کرديم.» پايگاه خبر رساني عبرت در اين زمينه گزارش داد پس از اعترافات متهمان جسد مقتول کشف و به پزشکي قانوني فرستاده شد، همچنين مظاهر و عليرضا با قرار بازداشت موقت در اختيار دادسراي ايذه قرار گرفتند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام