سيامک رحماني
نمايشگاه عکس هديه تهراني يک اتفاق مهم است. نمايشگاه کارهاي چوب رضا کيانيان هم مهم است. عکس هاي حامد بهداد و نيکي کريمي هم مهم است. حالا شايد عده يي بگويند اين عکس ها، اين آثار، ارزش هنري ندارند، گيرم که حرف شان هم درست باشد، اما اين چيزي از اهميت کارها کم نمي کند. اين انتقادي که برخي از دوستان مي کنند، اين اعتراضي که عکاس ها و هنرمندان کارهاي تجسمي مي کنند که چرا عده يي بدون تخصص و تجربه سر از نمايشگاه هاي هنري درآورده اند، به نظرم بي مورد است، اگرچه حتي اگر هم جاي انتقاد و اعتراضي باشد، اين حرف ها راهي به دهي نخواهد برد. واقعيت همان است که در ابتدا گفتم، کسي هم نمي تواند تکذيب کند دلمشغولي هاي متفاوت بازيگران سينما و خانم ها و آقايان ستاره هر چه که نباشد «مهم» هست. حالا البته مي شود نشست و به فرهنگ مردم و درک شان از هنر ايراد گرفت و فرياد وااسفا سر داد که چرا دوغ را از دوشاب تشخيص نمي دهند و چرا براي هنرمندان واقعي، براي عکاساني که سال ها براي اين کار عرق ريخته اند و براي نقاش و مجسمه ساز هنرمند ارج و قربي قائل نيستند و در عوض هر چهره مشهوري هرچه مي کند حمله مي آورند تا تماشايش کنند و پول مي دهند تا به خانه ببرندش. اگرچه اين تاسف خوردن هم بي فايده است و تغييري را در پي نخواهد داشت. فعلاً همين است که هست. اينکه مي بينيم آقايان و خانم هاي ستاره اين روزها هرچه مي کنند مورد توجه واقع مي شود حتماً دلايلي دارد که کسي علاقه يي ندارد دنبال اش برود. کاش ماجرا به هنرهاي جانبي و سرگرمي ها و دغدغه هاي اينچنيني خلاصه مي شد و خاتمه مي يافت. اما آنجا را چه مي گوييد که نشريات ما پر شده از حضور ستاره هايي که يا دارند آشپزي ياد مي دهند، يا پيشنهاد خريد عينک و کفش و لباس و طلا و جواهر مي دهند يا از دکوراسيون و اتومبيلراني و چيزهاي ديگر مي گويند. حتي يادم هست که چند وقت پيش يکي مثل رضا گلزار درباره تربيت کودکان توصيه هايي را در يک نشريه داشت که به نظرم به شدت جالب بود. خب اينها را چه بايد گفت. يادمان باشد که اگر چنين مطالبي در نشريات چاپ مي شود هم به خاطر اين است که مخاطب خودش را دارد، اگرنه مجلاتي که به دنبال فروش بيشترند ديوانه نيستند که اين همه ناز بازيگران را بخرند و مطالبي منتشر کنند که کسي به آنها نگاه نمي اندازد و اهميت نمي دهد. و البته بدبختي اش اين است که احتمالاً کسي نمي داند مثلاً فلان خانم بازيگر جوان، خودش چقدر از دکوراسيون سر در مي آورد که براي ديگران نسخه مي پيچد. دليلي که به نظرم مي رسد، يکي اين است که مردم خيلي دوست دارند از زندگي واقعي بازيگرها، از علايق و سلايق شان سر دربياورند اما اين قشر
-خصوصاً- هر چه مي گذرد از مردم دورتر و دورتر مي شوند. شما فکر کنيد مردم چقدر دل شان مي خواهد از زندگي رضا گلزار و هديه تهراني و رضا کيانيان سر
در بياورند و در واقع چقدر کم مي دانند. اينکه اين همه شايعه در جامعه توليد مي شود، اينکه چهره هاي مطرح حضوري چنين گسترده در مطبوعات دارند و هرکدام به عنوان متخصص و کارشناس در زمينه يي نظر مي دهند و اينکه دوستان اين همه نمايشگاه مي گذارند و اين همه از آنها استقبال مي شود- چيزي که بعيد است جاي ديگر دنيا بتوانيد ببينيد- شايد به همين خاطر است. آن وقت فکر کنيد که وزارت ارشاد تبليغات توسط چهره ها را ممنوع کرده و لابد توجيه اش هم اين است که از فرهنگ ستاره پروري و از فرهنگ مصرفي جلوگيري کند. تفاوت اش در اين است که آن سوي مرزها، وقتي جرج کلوني ساعت امگا را تبليغ مي کند يا ديويد بکام تيغ ژيلت را به دست مي گيرد همه متوجه مي شوند که اين ربطي به زندگي شخصي شان ندارد و فقط تبليغ است چون تو از دنياي شخصي شان خبر داري و از علايق شان و از ريز و درشت کارهايشان باخبري. دنبال همين ماجرا هم هست که وقتي تيري آنري- که قبلاً شخصيت بااخلاقي محسوب مي شده- براي صعود به جام جهاني با دست گل مي زند، تبديل به چهره يي منفور مي شود و قراردادهاي تبليغاتي اش لغو مي شود و ميليون ها يورو ضرر مي کند. يا رسوايي که براي تايگر وودز پس از تصادف اش به وجود مي آيد باعث سقوط او مي شود تا جايي که کلاً دنياي گلف را ببوسد و بگذارد کنار. خوب يا بد، ستاره در تمام دنيا مدام مقابل دوربين و برابر چشم مردم است و در خانه شيشه يي زندگي مي کند و عامه گمان مي کنند جناب ستاره را مي شناسند و اگر دل شان بخواهد او را دوست خواهند داشت و به او اطمينان مي کنند و اگر نه که نه. اتفاقي که اينجا نمي افتد. دور و بر ما همه چيز در هاله يي از رمز و راز است و تو نمي فهمي به چي بايد اطمينان کني و چي را نبايد جدي بگيري. همين هم مي شود که از خيل عاشقان سينما تا اسفنديار رحيم مشايي، براي ديدن نمايشگاه خانم تهراني علاقه نشان مي دهند و شايد کمتر کسي بخواهد ارزش واقعي آن تابلوها را بداند.
حالا ستاره ها هم هستند که از آن طرف مدام فرياد مي زنند که زندگي خصوصي ما چه ربطي به مردم دارد؟ حق را هم که بهشان بدهي، بايد بپذيري که لابد دارد، به همان دليل که تماشاي عکس هاي خانم تهراني و خواندن مطلب تربيت کودک از رضا گلزار اين همه طرفدار دارد. هنوز هم کسي هست که فکر کند اينها مهم نيست؟،