پنج شنبه، 19 آذر 1388 - شماره 2123
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
حجت الاسلام محسن دعاگو امام جمعه شميرانات
هاشمي حذف شدني نيست

فاطمه استيري

محسن دعاگو متفاوت ترين خطيب جمعه در سراسر ايران است که در عين حفظ مواضع اصولگرايانه اش، سخنان متفاوتي را در مصاحبه ها و سخنراني هايش بيان مي کند. محسن دعاگو که به دفاع تمام عيار از آيت الله هاشمي رفسنجاني معروف است، ابايي ندارد از اينکه رئيس دولت نهم را صريحاً نقد کند. پايگاه اصولگرايي اين امام جمعه و مواضع متفاوت او در بين ائمه جمعه بهانه يي شد تا پرسش هايمان را با اين خطيب صريح اللهجه در ميان بگذاريم. آنچه مي خوانيد، پاسخ هاي امام جمعه شميرانات به پرسش هاي اعتماد است.

---

- مرور رفتارهاي دولت و مجلس و دولت و قوه قضائيه نشان مي دهد جريان سياسي اصولگرا قادر به مهار رفتارهاي سياسي آقاي احمدي نژاد نيست؟ چرا اصولگرايان نمي توانند آن گونه که بايد و شايد آقاي احمدي نژاد را کنترل کنند؟

توان کارشناسي جناب آقاي احمدي نژاد در مسائل فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي با کاستي ها و ترديدهاي فراواني روبه رو است. بسياري از کارشناسان، رئيس جمهور محترم را فاقد قدرت کارشناسي مناسب مي دانند و تنها راه کنترل مطلوب امور و بهبود شرايط را کاهش قانونمند در حوزه اختيارات قانوني و محدود ساختن نهادهاي اجرايي در چارچوب قوانين و مقررات رسمي مي بينند. درست برخلاف اين نگرش از نظرات و تصميمات رئيس جمهور محترم برمي آيد که خودشان را در اغلب امور فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي کارشناس و صاحب نظر مي دانند و به نظرات ديگران توجه چنداني ندارند. در همه نظام هاي حکومتي ريشه ناهنجاري ها در خودشيفتگي، خودمحوري و خودمعياربيني مسوولان است و خودرايي و مصلحت انديشي هاي سليقه يي و فراقانوني، کنترل مسوولان را در چارچوب موازين قانوني، ساختارهاي قانونمند نظام حکومتي و منافع و مصالح ملي دشوار مي کند. مشکل اساسي اين است که مواضع و رويکردهاي مسوولان بلندپايه نظام با توجه به جايگاه رسمي شان بازتاب گسترده ملي و جهاني دارد و اگر ساختارهاي کنترل کننده مسوولان از کارايي و توانايي مطلوب و مناسب برخوردار نباشد جامعه با بروز فاجعه هاي گوناگون ملي روبه رو مي شود.

- تمايل رئيس دولت براي در اختيار گرفتن نهادهاي مختلف روزبه روز در حال افزايش است. صرف نظر از ابعاد حقوقي، اين مساله نشان مي دهد دولت و رئيس آن روزبه روز بر دامنه اختيارات خود اضافه مي کنند، يعني حرکت به سمتي است که جامعه در يد و اختيار آقاي احمدي نژاد قرار بگيرد. خطرات اين مساله را چه مي دانيد؟

شناسايي تمايل رئيس دولت، ادعايي است که نيازمند اثبات است و تحليل سياسي براساس تمايل ادعايي ممکن نيست ولي افزايش اختيارات دولت به کاهش قدرت مديريت آن مي انجامد و اگر به ناهماهنگي و ناسازگاري نهاد اجرايي با قوانين و مقررات حکومتي بينجامد بسترساز آشفتگي، نارسايي و ديکتاتوري مي شود، اقتدار نظام حکومتي و منافع و مصالح ملي را با کاهش و فرسايش روبه رو مي سازد و از قدرت نظام ديني در برابر توطئه هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي دشمنان داخلي و خارجي مي کاهد.

- علماي قم بارها نسبت به حذف روحانيت از عرصه اجرايي و تقنيني کشور، آسيب ديدن وحدت ملي و به مخاطره افتادن امنيت سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم اظهار نگراني کرده اند، چرا دولت به نصايح و هشدارهاي علما توجهي نمي کند؟

اظهار نگراني علماي ديني نمودار عنايت و حساسيت تحسين برانگيز فرهيختگان، انديشمندان و دانشمندان نسبت به امور فرهنگي، سياسي و اجرايي است. اگر تخلفي از موازين و معيارهاي قانوني صورت بگيرد هشدار علماي دين و سياستمداران روشن بين يک وظيفه ديني و ملي است و عدم پذيرش آن از سوي نهادها، سازمان ها و ارگان هاي اجرايي نمودار ناسپاسي، قدرناشناسي و پافشاري بر گمراهي و کج روي است ولي تاثيرپذيري بسترهاي حکومتي از نصايح و هشدارهاي فراقانوني از قدرت و استواري نظام مي کاهد، اختيارات قانوني مسوولان را با سايش و فرسايش روبه رو مي سازد و فصل الخطابي قانون را با ترديد مواجه مي سازد.

- به عنوان شخصيتي مذهبي به نظر شما شخصيت هاي ديني مذهبي در برطرف کردن بحران ها و تنش هاي موجود چه نقشي مي توانند داشته باشند و آيا تاکنون در اين زمينه موفق بوده اند؟

وظيفه فرهيختگان، آگاهان و دلسوزان جامعه روشنگري و آگاهي بخشي است. کساني که شهامت نقد منصفانه، حق گويي، حق طلبي و حق مداري واقع بينانه را ندارند وظيفه شناس، مردمدار و خداسپاس نيستند، به منافع و مصالح شخصي و باندي مي انديشند، نان را به نرخ روز مي خورند، با بيدادگري سازگار و با بيدادگران همسو و هم پيمانند و با رياکاري و چاپلوسي، چشيدن طعم ثروت و قدرت را آرزو و جست وجو مي کنند.

- از زمان مناظره هاي انتخاباتي ديديم که آقاي احمدي نژاد توان خود را بر حذف آيت الله هاشمي رفسنجاني و ياران ايشان متمرکز کردند؟ اگر بر فرض محال آقاي احمدي نژاد موفق به اين کار شود چه آثار و پيامدهايي به دنبال خواهد داشت؟

استوانه هاي انقلاب اسلامي و مغزهاي تحليلگر فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي از انديشه همگاني و تاريخ انقلاب اسلامي قابل حذف نيستند. جبهه تضعيف و تخريب و حذف قادر به حذف شخصيت هاي انقلاب از تريبون هاي دراختيار هستند ولي حذف شناسنامه هاي انقلاب اسلامي و سازندگان اقتدار و اعتبار ايران اسلامي از انديشه همگاني و دل هاي وفادار به انقلاب اسلامي هرگز ميسر نيست. شخصيت ها جايگاه و منزلت شان برخاسته از مناصب حکومتي و بسترهاي برآمده از افراط گرايان عرصه هاي حکومتي نيست، تاريخ انقلاب را مي سازند و تا پايان عمر حکومت اسلامي با تاريخ و تاريخ سازان همراهند.

- مهدي کروبي، ميرحسين موسوي و سيدمحمد خاتمي از چهره هاي شاخص انقلاب و نظامند که ضمن اعلام وفاداري خود به قانون اساسي و نظام نسبت به برخي از مسائل در کشور معترضند اما جناح تندرو آنها را به امريکايي بودن و عامل و ابزار اجنبي بودن متهم مي کند. خطرات اتهام زني به شخصيت هاي ممتاز نظام چه آثاري به دنبال دارد؟

شرايط سياسي کنوني نتيجه نزاع هاي انتخاباتي است. هيچ يک از شخصيت هاي سياسي همسو با بيگانه، موافق بيگانه گرايي و جدا از آرمان هاي ديني و ملي نيستند و همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند اعتراض به معناي دشمني با ساختارهاي قانوني و نماد جدايي از خداباوري و وفاداري به انقلاب اسلامي نيست. ناهنجاري هاي انتخاباتي با خردورزي، منطق گرايي، خطاپذيري و احسان و مهرورزي درمان و جبران مي شود و با هيچ منطقي هنجارشکني، ساختارشکني، تضعيف و تخريب، قدرت نمايي و اعمال قدرت سياسي راه حل ناهنجاري هاي انتخاباتي نيست. ادامه نزاع ها و تنش هاي انتخاباتي، امنيت ملي و سياست خارجي کشور را تحت تاثير قرار مي دهد و شرايط سوءاستفاده سياسي و امتيازگيري بيگانگان از جمهوري اسلامي ايران را فراهم مي سازد.

- کشيده شدن دامنه درگيري جناحي سياسي به تصميم گيري هاي کلان کشور چه پيامدهايي به دنبال خواهد داشت؟

اختلاف و درگيري به پراکندگي و کاستي در حوزه اعتبار و اقتدار ملي مي انجامد، فرصت هاي سازندگي را به کاستي ها و فرسايش هاي تباه و سياه تبديل مي کند و اعتماد ملي، وحدت ملي، امنيت ملي و اعتبار و اقتدار سياسي کشور را در مناسبات بين المللي آسيب پذير مي سازد. منافع و مصالح ملي در آتش نزاع هاي انتخاباتي مي سوزد و رشد و توسعه و شکوه و شکوفايي ملي در فراق وحدت و همدلي قرباني مي شود.

- جنابعالي يکي از منتقدان دولت نهم در زمينه هاي مختلف از جمله عزل و نصب ها، انتخاب اعضاي کابينه و... بوديد. با توجه به اينکه دولت دهم با تغييرات زياد شروع به کار کرده، اين تغييرات را تا چه اندازه مثبت مي دانيد و ديدگاه شما در مورد کابينه دهم و عملکرد اقتصادي سياسي(داخلي و خارجي) چيست؟ و اگر انتقاد داريد، انتقاد شما بر چه اساسي است؟

بي ثباتي در امور سياسي و اجرايي و عزل و نصب هاي نسنجيده و خارج از عرف و قاعده، حکومت را با آشفتگي و تنش ها و بحران هاي خسارت بار روبه رو مي سازد و با خردورزي، دورانديشي و موازين سياسي سازگار نيست. متاسفانه نشانه هاي شايسته يي از تدابير سنجيده و حساب شده، پاسخگوي نياز زمان و منافع و مصالح کشورمان مشاهده نمي شود و با توجه به عمر دولت دهم زمان کافي براي ارزيابي و تحليل سياسي وجود ندارد ولي طرح هدفمند کردن يارانه ها قبل از ايجاد نظام تامين اجتماعي فراگير و پاسخگو، اقتصاد ملي را با مشکلات پيچيده و فراوان روبه رو مي سازد، تورم غيرقابل کنترل پديد مي آورد، حيات اقشار مستضعف را با مشکل جدي مواجه مي کند و واگذاري اختيار هزاران ميليارد از بودجه ملي خارج از محاسبات اثرگذار و قانوني بسترساز بزرگ ترين نارسايي ها و ناهنجاري هاي اقتصادي مي شود. مکاتبات دولت دهم با آژانس براي حل مشکل رآکتور تهران با ارزيابي و تدابير شايسته سياسي همراه نبود و پيامدهاي سياسي ناگواري براي ايران اسلامي داشت.

يادداشت
به بن بست رسيدن عصر نفت
ناصر کرمي

ابتدا؛ چند هفته يي بعد از انفجارهاي 11 سپتامبر، وقتي براي نخستين بار تصوير مردي عرب با چشم هاي درشت و به شکل غافلگير کننده يي زنانه و مهربان، به عنوان آمر و عامل اصلي اين انفجارها منتشر شد، بيشتر از همه طرفداران تيم فوتبال آرسنال تعجب کردند. تصويري که آنها از اسامه بن لادن در ذهن داشتند يک شاهزاده آرام و مودب عرب بود که وفادارانه براي همه بازي هاي آرسنال به ورزشگاه هايبوري مي آمد و اين تيم را تشويق مي کرد.

مي توان تصور کرد چند نفري از اين ساکنان شمال شهر لندن که ذهن شان بيشتر مشغول چنين موضوع بغرنجي شد، ناچار شدند روزهاي مداوم با چنين تاملاتي درگير شوند؛ چطور چنين مرد آرام و به ظاهر مودب و جنتلمني مي تواند چنان تروريست خونريز و قتالي باشد؟ چرا مردي اينقدر متمول و برخوردار مي تواند دلمشغول چنان مسائل بنيادگرايانه دهشتناک و پيچيده يي باشد؟ اين چطور چارچوب ذهني است که يک فرد متعصب مذهبي را مجاب مي کند به قتل ناگهاني هزاران انسان، نه در يک ميدان جنگ، بلکه در يک روز کاملاً عادي پشت ميز کار؟ بن لادن آخرين شيخ متمول بنيادگراي موافق ترور مردمان غيرنظامي است يا باز هم از خاورميانه مرداني از اين دست ظهور خواهند کرد؟

بعد؛ نه حالا که اوضاع دشوارتر به نظر مي رسد، حتي نزديک به 20 سال پيش که نهادهاي بين المللي تازه داشتند دست اندرکار برپايي نخستين اجلاس زيست محيطي سران در ريودوژانيرو مي شدند، بحث از اين بود که بحران جهاني محيط زيست بازتابي است از به بن بست رسيدن عصر نفت. درست مثل آنچه در نيمه قرن هجدهم و در پايان عصر زغال سنگ باعث دگرگوني هاي بنيادي در جغرافياي سياسي و اقتصادي جهان شد. شايد برخي بحث هاي فانتزي و گمراه کننده باعث شد خاورميانه روح اجلاس ريو و بعد ژوهانسبورگ و حتي بعد کيوتو را درنيابد. اين پيام اما در کپنهاگ آنقدر آشکار است که بي گمان خوش خيال ترين آدم هاي خفته بر چاه هاي نفت را نيز بيدار خواهد کرد؛ روزگار ديگر شده است.

خبرگزاري ها براي مخاطباني که چندان پيگير اخبار محيط زيست نيستند مدام در انتهاي هر خبر مربوط به اجلاس کپنهاگ اين نکته را تکرار مي کنند که اين اجلاسي است براي کاهش گازهاي گلخانه يي. اما شايد همه فهم تر و دقيق تر و تکان دهنده تر اين باشد که بگويند اين اجلاسي است براي رهايي بشر از بلاي نفت. عمده آنچه تاثير عامل انساني در افزايش اثر گلخانه يي جو زمين ناميده مي شود، به واقع مربوط مي شود به مصرف گسترده سوخت هاي فسيلي. مهار اين عامل ميسر نمي شود مگر با توسعه مصرف سوخت هاي جايگزين و کاهش مصرف فرآورده هاي نفتي. کپنهاگ قطعاً فضاي بعضاً آميخته با فانتزي ريودوژانيرو و ژوهانسبورگ را نخواهد داشت. در کپنهاگ کمتر بحث از حق طوطي دم دراز اندونزيايي براي ادامه حيات يا دريغاهاي ناشي از انقراض يک گونه خاص از ايگواناي مکزيکي خواهد بود. در اينجا احتمالاً کمتر مجال سخن به زيست بوم شناسان خواهد رسيد. مهار سخن خشک و بي پيرايه در اختيار سياستمداران و اقتصاددانان خواهد بود؛ مصرف نفت بايد مهار شود. خيابان ها بايد از خودروهاي بنزيني و گازوئيلي خالي و خالي تر شده و جاي آنها را خودروهاي برقي بگيرد، يا دست کم خودروهايي که راندمان سوخت بسيار مطلوب تري داشته و حتي کمتر از نصف خودروهاي کنوني سوخت مصرف کنند. نيروگاه هاي حرارتي به تدريج برچيده شده و انرژي خورشيدي و بادي روز به روز ارزان تر و در دسترس تر شود. و اين همه يعني اينکه نه فقط چشم انداز اقتصادي، بلکه حتي جغرافياي سياسي مناطقي از جهان ناچار به تغيير خواهد بود؛ خاورميانه مي داند اين يعني چه؟

ديگر؛ اوباما برخلاف همتاي سلفش که هزار بهانه مي آورد تا در برابر پيمان کيوتو تمکين نکند، مشتاقانه و با آغوش باز به استقبال اجلاس کپنهاگ رفته است. با آنچه او درباره راهبردش براي مقابله با تروريسم گفته بود، اين اصلاً امري عجيب نيست. خلاصه آنکه اوباما و مشاورانش بر اين انگاره اند که تا وقتي مردماني باشند بسيار متنعم اما عملاً بيکار، بي نياز به تعامل با جهان پيرامون، بي نياز به هيچ تکاپويي براي پر کردن شکم و حتي بي نياز به خروج از سپهر سياسي و اجتماعي قرون وسطي، هميشه مستعد خواهند بود براي زايش افراطي ترين بنيادگرايي هاي قومي و مذهبي. چنين جوامعي هر روز يک تروريست جديد خواهند زاييد.

چهار عضو کابينه اوباما از سرشناس ترين سبزگراها و متخصصان انرژي هاي نو هستند. وزير انرژي دولت او پروفسور «استيون چو» برنده جايزه نوبل فيزيک و مدافع سرسخت محيط زيست است. همچنين مغز متفکر انرژي هاي سبز در جهان يعني خانم دکتر کارول براونز سمت دستيار و يکي از معاونت هاي اجرايي اوباما را بر عهده دارد. به جز آن خانم دکتر ليزا جکسون سبزگراي افراطي و مشهور امريکا نيز رياست سازمان حفاظت محيط زيست اين کشور را در کابينه اوباما بر عهده گرفته است. حتي وزير کشور اوباما نيز فعال مشهور زيست محيطي است.

به واقع اوباما و جرج بوش در زمينه سياست خارجي اولويت و هدف مشترکي دارند؛ مهار تروريسم و تامين امنيت امريکا.

اما هر کدام با دستياران و ابزارهاي متفاوتي به دنبال برآوردن اين هدف است. پيرامون جرج بوش را ژنرال هاي جنگ سالار پر کرده بودند و ابزار او تانک هايي بودند که دره به دره در افغانستان و صحرا به صحرا در عراق دنبال تروريست ها مي گشتند اما در کابينه اوباما سبزگراها و فيزيکدانان متخصص انرژي هاي نو جاي ژنرال ها را گرفته اند و ابزارهاي او پره هاي توربين هاي بادي و صفحات آفتابگير نيروگاه هاي خورشيدي هستند که قرار است راه رهايي از نفت، و البته.... و البته دل نگراني هاي مربوط به افزايش اثر گلخانه يي زمين را به همگان نشان دهند. همچنين ديرزماني تصور مي شد خاورميانه دليلي براي نگراني ندارد؛ رشد دورقمي کشورهاي ميلياردي چين و هندوستان افزايش نياز به مصرف سوخت هاي فسيلي را اجتناب ناپذير مي کند و قيمت نفت مثل همه 50 سال گذشته در دهه هاي پيش رو باز هم بالاتر و بالاتر خواهد رفت.

اما اجماع جهاني براي مقابله با تغييرات اقليمي برمي تابد که چين و هند راه امريکا و اروپاي غربي را طي نکنند و البته دستاوردهاي نو در زمينه توسعه انرژي هاي پاک نيز به همه کشورهاي بي بهره از منابع نفتي کمک خواهد کرد چرخ هاي توسعه خود را با انرژًي هايي پاک تر، در دسترس تر و حتي شايد ارزان تر از گالن هاي نفتي که از خاورميانه مي آيد به پيش برانند.

سرانجام آرسنال از سه سال پيش هايبري را ترک گفته و به ورزشگاه جديدي به نام امارات نقل مکان کرده است. ورزشگاه امارات در قلب لندن، شايد يک شوخي بازمانده از آن طرفدار مشهور که کسي نمي داند هنوز زنده است يا نه. ترديدي نيست که اجلاس کپنهاگ فقط براي کاهش دردسر خرس هاي قطبي به واسطه ذوب شماري از کوه هاي يخي برپا نشده است. غرب مي خواهد مطمئن شود کسي جاي دوردستي با آرامش خاطر لم نمي دهد در صندلي اش تا حتي هنگام تماشاي يک مسابقه فوتبال نقشه قتل عام آن سوي آب ها را بچيند.
عناوين اين صفحه
هاشمي حذف شدني نيست
به بن بست رسيدن عصر نفت

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام