پنج شنبه، 19 آذر 1388 - شماره 2123
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
يار دبستاني من

حسين دهلوي



من و استاد پايور از کودکي با يکديگر آشنايي داشتيم. مادر ايشان پيش پدر من موسيقي کار مي کرد و به همين خاطر من از کودکي با او حشر و نشر داشتم، البته وقفه يي در ارتباط ما پيش آمد تا اينکه هر دو بار ديگر در دبيرستان «دارايي» که بسياري از اهالي موسيقي در آنجا درس مي خواندند، يکديگر را يافتيم. از همان زمان ها من ويولن مي زدم و از محضر پدرم و همچنين استاد صبا بهره مي گرفتم. ايشان نيز نزد استاد صبا تعليم مي ديدند. بعدها هر دو در وزارت دارايي استخدام شديم و توانستيم همگام با يکديگر در موسيقي فعاليت کنيم. استاد فرامرز پايور علاقه فراواني به علمي کردن موسيقي سنتي ايران داشتند و به همين خاطر هفته يي يک بار نزد من ترکيبات صوتي چندنوازي و هارموني را کار مي کرد و ياد مي گرفت و اين قابليت ها را در موسيقي سنتي ايران پياده کرد؛ اتفاقي که تا قبل از او توسط کمتر استاداني شکل گرفته بود و پس از او به شکل پررنگ تري ادامه يافت. او از نظر انتشار نت هاي مختلف اقدامات زيادي کرده و در عين حال شاگردان زيادي تربيت کرد که اکنون بسياري از آنان جزء بزرگان موسيقي ايران به حساب مي آيند. او از سال 1341 تا 1350 که من به عنوان مسوول هنرستان موسيقي فعاليت مي کردم با ما همکاري داشت و در آن دوره نيز چهره هاي بسياري را تربيت کرد. متاسفانه او از چند سال پيش با کسالت هاي مختلف روبه رو بود و اکنون از دست رفتنش ضايعه يي بزرگ براي موسيقي ايران است و ما لااقل اميدواريم مسوولان که در زمان حياتش کم لطفي هاي بسياري به او کردند هم اکنون در جهت معرفي ايشان به نسل هاي بعد گام بردارند.

استاد پايور نيز همچون بسياري ديگر از چهره هاي موسيقي در اين سال ها مورد بي مهري فراواني قرار گرفت به اين خاطر که هنر موسيقي در ايران نه تنها مورد حمايت قرار نمي گيرد بلکه به شکل آگاهانه سعي در تضعيف آن مي شود. اين روزها خيلي ها که آگاهي لازم در زمينه موسيقي را ندارند تصميم گيرنده هستند و اين بزرگ ترين معضل در موسيقي ايران محسوب مي شود.
هنرمند ميري بس است،
شهرام ناظري



گمان مي کنم که ديگر نمي توانم چيزي بنويسم. ديده ايد که اگر عزيزي دربگذرد از اين جهان، نزديک ترين آن رفته، فقط حيران و بي گريه خيره مي شود به بي باوري، به ديوار، به جهان، من بعد از وفات مشکاتيان و حالا درگذشت استادم پايور، احساس مي کنم توان نوشتن ندارم. اما و با اين حال بايد مصرانه تاکيد کنم که پايور، رسول روياهاي ما در جهان موسيقي بود.

پايور نه تنها سنتور نوازي بزرگ و موسيقيداني بي بديل بود، بلکه من اعتراف مي کنم که با نظر به روند و راه و تاثيرگذاري آثارش، او مکتبي در موسيقي ما- با ارجحيت ساز سنتور- بنا نهاد که بايد از آن به عنوان مکتب پايور ياد کرد. دريغا فرامرز ما نيز آرش وار خدنگ نïت هاي خود را از مرز اين جهان عبور داد تا جان خود را بر سر آن بگذارد. بايد بگويم فرامرز پايور ميراث دار مکتب سنتور نوازي و جانشين بحق ابوالحسن صبا بود؛ کسي که خود صاحب سبک و شيوه منحصر به فرد به شمار مي رفت. در حقيقت با صداي بلند مي گويم که او خالق مکتب «پايوري» از ميان ما رفت.

پايور را به جرات مي توان پيغام آور نغمه و سرود و خنياگري از دل تاريخ دانست که هم رنگ نکيسا و باربد است. او با «نشان رودکي» تالار رودکي (که گويا به تاريخ رهايش کرده ايم) متاسفانه سال هاست که گرد جفا و غبار فراموشي بر آن نشسته است. از تالار رودکي و کنگره هاي آن و صندلي هاي سرخ فام و چين پرده ها و چهل چراغ هاي آن بوي پايور به مشام مي رسد. هنوز وقتي وارد تالار مي شوي عطر او را مي شنوي و رايحه دلنواز موسيقي او را احساس مي کني. حقيقتاً انگار در و ديوار و سقف و صحنه با تو سخن مي گويند. هنوز روح پايور در آنجا حاضر است و مثل هميشه بر همه چيز ناظر است. پايور با همان انضباط، با همان نزاکت، با همان پاکي، با همان دقت، با همان فرهنگ، با همان ايمان، با همان سختگيري و با همان سختکوشي نگران روزگار ما بود.

اين خصلت پدرانه او بود. او دلشوره يي هميشگي داشت؛ دلشوره در باب بي ساماني هنر و هنرمند. پايور تنها بود، اما همواره نگاه غريبانه يي به افق هاي دور داشت. چين بر پيشاني اش گره مي خورد، دست ها را به هم مي ساييد تا شايد دري بگشايد. اما آيا دري گشوده شده؟ نماينده نسل نو و خلاقيت بود. من امروز در غياب مشکاتيان، با درک وفات پايور مي گويم؛ «هنرمند ميري بس است،» و، بس است انزوا. بايد به جهان صلح و همبستگي و معرفت و همدلي بازگرديم. باري تا دير نشده، فقدان رفتگان را دريابيم و زندگان را گرامي بداريم.
خالص، صريح و مسوولانه
دکتر محمد سرير



موسيقي ملي ايران در ماه هاي اخير سرمايه هايي را از کف داده است که يافتن جايگزيني براي آنها قطعاً در يک نسل و دو نسل ميسر نخواهد بود. امروز نيز در سوگ موسيقيدان شاخص و قله برتر موسيقي چندين دهه استاد فرامرز پايور نشسته ايم. حضور و تلاش و دانش اين هنرمند برجسته، تداوم خلاقيت ها و انتقال ابداعات هنري و پژوهش هاي ارزشمند استادان سده اخير اين سرزمين چون استادان عبدالله دوامي، ابوالحسن صبا و نسل قبل از آن عارف و شيدا را ميسر ساخت. بدون ترديد استعداد و پشتکار روانشاد پايور براي سامان بخشيدن به بخش مهمي از نغمه هاي مانده از آثار گذشتگان که به طور شفاهي به استادان متاخر منتقل شده بود و تنظيم و مکتوب کردن آنها به خط موسيقي، زمينه و امکان بهره گيري گسترده تر از آنها را فراهم ساخت. آنچه استاد پايور را از هنرمندان متاخر و بعضاً معاصر متمايز مي کرد و يکي از ويژگي ها و شايد بخشي از رمز و راز موفقيت امروز در زمينه هاي مختلف موسيقي ملي شناخته مي شود، نگاه علمي او به مقوله موسيقي ايراني و نغمه هاي گونه گون نشسته در دستگاه هاي مختلف رديف موسيقي ايران، همچنين آن اعتقاد و تلقي جدي او از موسيقي ملي و پايبندي به انضباط کاري بود. اين فعاليت ها و خلاقيت ها در چند گستره انجام گرفته و بدون ترديد آثار ارزنده آن در نسل حاضر و نسل هاي آتي نيز جاري خواهد بود. استاد پايور راوي بلافصل موسيقي ملي از نسل هايي که منابع قابل اعتماد موسيقي ملي ايران خوانده شده اند، بود و با اتکا به توانايي وسيعي که در زمينه هاي تئوريک موسيقي ملي و بين المللي کسب کرده بود ضمن مکتوب کردن بخش هايي از آنها، امکان آشنايي و آموزش و اجراي مجدد آنها را به صورت غيرحضوري نيز فراهم ساخت. اين هنرمند به عنوان استاد برجسته سنتور کتاب هاي آموزش اين هنر ملي را در مسير علمي جديدي قرار داد که پايه هاي درک بهتر و توانايي بيشتر را از موسيقي به طور عام و موسيقي ملي به طور خاص براي هنرجويان فراهم کرد و امروزه موفقيت و خلاقيت هاي بسياري از نوازندگان معاصر اين ساز مرهون آموزش از طريق اين روش هاي سازنده بوده است. بايد اذعان کرد استاد پايور آهنگساز برجسته يي در موسيقي ايران بوده و افق هاي جديدي را در اجراي موسيقي ايراني به صورت همنوازي به نحوي که جانمايه و لطف و تاثيرگذاري عميق آن در اين گونه تنظيم و اجرا همچنان براي مخاطب ايران محفوظ بماند گشوده و امروز يکي از روش هاي متداول ميان هنرمندان براي تنظيم آثار خود است. ليکن مهم تر و سازنده تر از همه اين موارد، شخصيت خالص، صريح و مسوولانه استاد پايور است. سلامت فکر و انديشه و نگاه روشنفکرانه و خلاق او به موسيقي ايران در دوره هايي که چهره موسيقي و موسيقيدان ايراني به علت سهل انگاري بعضي از هنرمندان در سايه نقد شخصيتي قرار مي گرفت، ابعاد متنوع دانش، توانايي و رفتار و کردار شاخص ايشان، پشتوانه محکمي براي هنرمندان آن دوران امروز و الگويي شايسته براي هنرمند ايراني است.
براي آموختن پيش پايور رفتم
لوريس چکناواريان



من 45 سال پيش شانس اين را داشتم که با فرامرز پايور آشنا شوم.

در خانه موسيقي مشغول جمع آوري موسيقي بومي بودم. روي سازهاي ايراني مطالعه مي کردم تا اثري چندصدايي براي سازهاي ايراني بنويسم. براي يادگيري سازها به لحاظ تکنيکي و بهره مندي از امکانات و وسعت شان با گروه ارکستر فرامرز پايور آشنا شدم. آن وقت در آن گروه آقايان ظريف، ناهيد، اسماعيلي و بديعي کار مي کردند. الحق گروه بي نظيري بودند.

من چند سال با فرامرز پايور روي سازهاي ايراني مطالعه کردم و بالاخره «باله سيمرغ» را نوشتم. در اين قطعه هم از سنتور معمولي و هم از سنتور کروماتيک استفاده شده بود. هر دو سنتور را خود فرامرز پايور نواخت. نواختن سنتور کروماتيک خيلي سخت است و هر کسي توانايي اجراي آن را ندارد اما فرامرز پايور استادانه آن را اجرا کرد. بعد از «باله سيمرغ» هم دوستي ما برقرار بود و ما فيلم موزيک هاي زيادي با هم کار کرديم. فرامرز پايور سبک به خصوصي را در نواختن سنتور به وجود آورد و به شاگردانش درس داد. متاسفم که امروز در بين ما نيست.
فصل بدعهدي ايام
مرتضي کاخي



خبر درگذشت استاد مسلم موسيقي ايراني شادروان فرامرز پايور را دوستي همين لحظه به من داد و خواست چندسطري در رثاي اين بزرگً رفته بنويسم و چند دقيقه يي بيشتر براي اين کار فرصت نيست. ولي چه بنويسم؟ فصل بدعهدي ايام نمي دانم کي به انتها مي رسد. سال هاست پيش خود چنين تصور مي کنم که همسالان من يعني فرزندان حوالي شهريور 20 سعادتي بزرگ داشتند که همزمان حياتً نوابغ و بزرگاني چون ملک الشعراي بهار، صادق هدايت، ابوالحسن صبا، نيما يوشيج، شاملو، اخوان ثالث، فروغ و ده ها چهره فرهنگي ديگر بودند و هستند که هر کدام از اين بزرگان يکي از استادان مسلم فرهنگ و هنر ايران و ستاره قدر اول آسمان دانش و فرهنگ و هنر ايران زمين به شمار مي روند. شادروان فرامز پايور يکي از يادگارهاي عزيز اين بزرگان تاريخ معاصر و خود يکي از اين بزرگان بود. دردا که او هم رفت. سعادتي که ما همزمانان حوالي شهريور 20 داريم اين دردً جانکاه را نيز در بطن خود به همراه دارد که بايد هرازچندگاهي يک بار غم از دست رفتن اين بزرگان بي جانشينً تاريخ هنر ايران را به چشم ببينيم و به عزاي آنها بنشينيم؛ تنها دلخوشي اين است که مادر مهربانً ميهن- ايران عزيز و بزرگ- باز هم آبستن زايش چنين اعاظمي خواهد بود. اين را تاريخ نشان داده است. تاريخ صبر دارد. ما هم بايد صبر داشته باشيم.
دو کتاب احمد شاملو رونمايي مي شود


دو کتاب «قصه دروازه بخت» و «بارون» نوشته احمد شاملو براي کودکان با تصويرسازي هاي ابراهيم حقيقي جمعه (20 آذر) از ساعت 18 تا 20 در شهر کتاب آرين واقع در بلوار ميرداماد، مرکز خريد آرين رونمايي مي شود. به گزارش ايبنا «مراسم رونمايي اين دو کتاب با حضور آيدا سرکيسيان همسر احمد شاملو، ابراهيم حقيقي تصويرگر، محمودرضا بهمن پور مديرمسوول انتشارات نظر و جمعي از مولفان، مترجمان و شاعران برگزار خواهد شد. «قصه دروازه بخت» توسط نشر نظر تجديد چاپ شده. اين کتاب داستاني فولکلور براي کودکان دارد که در 60 صفحه با تصويرگري ابراهيم حقيقي به نگارش درآمده و حدود يک ماه پيش منتشر شده است. «بارون» نيز مجموعه شعري براي کودکان است که با تصويرگري ابراهيم حقيقي توسط نشر نظر تجديد چاپ شده است. اين مراسم رونمايي به مناسبت 21 آذر سالروز تولد احمد شاملو و در شب تولد او برگزار مي شود.
پيدا و پنهان
? درخواست روزنامه جمهوري اسلامي از آيت الله لاريجاني؛ روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله خود خطاب به رئيس قوه قضائيه از وي خواست با فساد سياسي کساني که ذهن جامعه را مشوش مي کنند برخورد کند. در اين سرمقاله آمده است؛ «شما چرا از مفاسد فکري و اجتماعي چيزي نمي گوييد؟ کساني که جامعه را دچار آشوب هاي فکري و سياسي و اجتماعي مي کنند، کساني که حرمت انسان ها را لگدمال مي کنند، زبان هاي شايعه ساز و هتاک، قلم هاي فحاش و دروغ پراکن، محافل تهمت ساز، هسته هاي توطئه گر، گروه هاي فشار، عناصر افراطي، رسانه هاي لاابالي و مجموعه هايي که لايه هاي پنهاني را براي تخريب و از ميدان خارج کردن نيروهاي انقلابي خدوم، توانمند و فداکار و به صحنه آوردن عناصر فرصت طلب و ميوه چينان انقلاب تشکيل داده اند و به شدت فعالند قطعاً خطرناک تر از ساير مفسدان هستند.» در ادامه سرمقاله اين روزنامه آمده است؛ آيا جرم تهمت فساد زدن به انسان هاي شايسته و فداکار کمتر از خود فساد است، آيا نمي دانيد که راه درست مبارزه با فساد برخورد ريشه يي با علت است نه با معلول، آيا کارشناسان قوه قضائيه تاکنون به اين سوال فکر کرده اند که چرا امروزه ارزان ترين متاع در جامعه اسلامي ما آبروي اشخاص آن هم اشخاص خوش سابقه و انقلابي و وفادار به نظام جمهوري اسلامي است، آيا قوه قضائيه و جنابعالي که در راس آن قرار داريد تاکنون براي حفظ کرامت انساني شهروندان جمهوري اسلامي و جلوگيري از هتاکي ها، فحاشي هاي سياسي و تهمت زدن هاي باندي و جناحي که اکنون رايج تر از هر زمان ديگري شده است، قدمي برداشته ايد، آيا براي حفظ حق انتقاد سالم که شرعاً و قانوناً و عقلاً براي حيات جامعه ضروري است و رسانه ها به کمک آن مي توانند تا حدود زيادي جلوي مفاسد اقتصادي و سياسي و فکري و اجتماعي و اخلاقي و اعتقادي را بگيرند و کمک بزرگي به قوه قضائيه بکنند، کاري کرده ايد؟

? پژوهشگاه تامين اجتماعي در آستانه انحلال؛ شنيديم پژوهشگاه سازمان تامين اجتماعي بسته شده و در آستانه انحلال قرار دارد. 43 عضو شاغل در اين پژوهشگاه که مدرک فوق ليسانس و بالاتر دارند، بدون اطلاع قبلي با درهاي بسته روبه رو شده اند به همين دليل کارکنان اين مرکز دادخواستي تهيه و به ديوان عدالت اداري ارائه کردند. گفتني است قانون جامع رفاه و تامين اجتماعي حاصل پژوهش هاي اين مرکز است.

? ارجاع جزاير ايراني به ديوان لاهه؛ پس از تلاش برخي کشورهاي غربي و تعدادي از دولت هاي حاشيه خليج فارس براي مخدوش کردن روابط ايران با شوراي همکاري خليج فارس، اقدامات اين کشورها منجر به عدم دعوت ايران به آخرين نشست اين شورا شد. به گزارش ايران خبر، العطيه دبيرکل شوراي همکاري خليج فارس نيز با تشريح دلايل برگزاري اين نشست، از امکان محول شدن موضوع جزاير سه گانه ايراني به ديوان کيفري بين المللي لاهه سخن گفت و در عين حال تاکيد کرد مي خواهيم آرمان هاي مردم منطقه را محقق سازيم.

? هدايت صدور گاز به شرق؛ در خبرها آمده شرکت نيمه دولتي گاز روسيه گازپروم در مذاکرات مرتبط با طرح صدور گاز ايران به هند وارد شده و قصد دارد ظرفيت صادرات گاز کشور را در مسير شرق قرار دهد. ظاهراً گازپروم حتي آماده سرمايه گذاري براي کشيدن خط لوله شده و قرار است تا دو هفته آينده پيشنهادهاي خود را آماده سازد.

? حکم رياست براي زهرا سجادي؛ شنيده مي شود «زهرا سجادي» قائم مقام مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوري به زودي به رياست اين مرکز معرفي خواهد شد. پارسينه - سايت نزديک به دولت دهم - نوشت پيشتر گزينه هايي چون فاطمه فراهاني و تهمينه ميلاني براي تصدي اين مرکز مطرح شده بودند که قرعه به نام سجادي افتاد.
عناوين اين صفحه
يار دبستاني من
هنرمند ميري بس است،
خالص، صريح و مسوولانه
براي آموختن پيش پايور رفتم
فصل بدعهدي ايام
دو کتاب احمد شاملو رونمايي مي شود
پيدا و پنهان
آن نظم و دقت بي مثال
خداحافظي در اوج قدرت
مرگ پايان او نيست
کتابي در بررسي شعرهاي ضياء موحد منتشر مي شود

آن نظم و دقت بي مثال

محمدرضا شجريان


بزرگمرد موسيقي ما استاد فرامز پايور استاد و هنرمند بي بديل و بي همتا بعد از 11 سال بيماري که ايشان را به کنج خانه کشانده بود، درگذشت و اين ضايعه بزرگ براي موسيقي به جا ماند. من به سهم خود به خانواده استاد فرامرز پايور، دوستان و دوستداران ايشان تسليت عرض مي کنم.

در طول سال هايي که فعاليت هنري داشتم هرگز هنرمندي را به نظم و به دقت فرامرز پايور نديده ام. در کارم بسيار مديون ايشان هستم چراکه در کنار او مطرح شدم. با گروهي که ايشان تشکيل داده بود و سرپرستي آن را بر عهده داشت، کارهاي خوبي ارائه دادم که باعث مطرح شدن من در جامعه شد. در واقع او مرا به جامعه شناساند. صميمانه عرض مي کنم که او را دوست داشته ام، دوست دارم و خواهم داشت و در فراق او غم بزرگي را بر دوش تحمل مي کنم. ضايعه درگذشت او بسيار بسيار تاسف انگيز است؛ غمي بزرگ که همه در آن شريک هستيم.



خداحافظي در اوج قدرت
اردوان کامکار


فرامرز پايور حق بسياري به گردن موسيقي ايران دارد، علي الخصوص در مورد ساز سنتور. اگر مي بينيد سنتور الان پرطرفدارترين ساز ايراني است به خاطر اين است که فرامرز پايور آن ساز را بسيار باشخصيت به ايرانيان معرفي کرد. نکته مهم ديگر در زندگي هنري پايور اين بود که او با قدرت از صحنه کنار رفت و در هيچ مرحله يي از زندگي اش کار ضعيف ارائه نکرد. بعضي از استادان موسيقي زماني که پا به سن مي گذارند نوازندگي شان فرق مي کند و کارهايي اجرا مي کنند که ضعيف تر از کارهاي دوران جواني شان است اما فرامرز پايور در اوج قدرت خداحافظي کرد و از مقطعي خودش ديگر کار نکرد. من واقعاً براي از دست دادن فرامرز پايور متاسفم. امسال سال خوبي براي هنرمندان نبود. ما خيلي ها را از دست داديم.


مرگ پايان او نيست
سوسن اصلاني



استاد اصلي من در زمينه ساز و سنتور استاد فرامرز پايور بود و اگرچه از محضر استادان ديگري نيز بهره بردم، مي توانم بگويم که ايشان يکي از قدرتمندترين استادان سنتور در ايران بودند که به نظر من سنتور را زنده کرده و اعتباري دوباره به آن بخشيدند. در آن زمان بسياري مخالف استفاده از تکنيک در سنتور بوده و تنها مي خواستند به رديف بسنده شود اما ايشان با جسارت قطعات زيبايي ساختند که تحولات بسياري در اين ساز به وجود آوردند و اين ساز را به يکي از مهم ترين سازهاي موسيقي سنتي ايران بدل کردند به شکلي که هم اکنون طرفداران بسياري يافته است. ايشان در کار خود بسيار جدي و مصمم بود و همين جديت سبب موفقيت خود وي و همچنين کساني شد که از حضور او بهره بردند. در آن زمان استاد دهلوي ارکستر بزرگي متشکل از سازهاي ايراني و غربي تشکيل داد و در کنار او استاد پايور نيز ارکستري تشکيل داد که تمام سازهايش سنتي بودند و کار نويي در موسيقي ايران به حساب مي آمد. به همين خاطر است که ايشان هميشه در موسيقي ايران زنده و پايدار است و مرگش را نبايد پايان او تلقي کرد بلکه شايد بهانه يي باشد براي آغاز شناخت ارزش هاي موسيقايي او.


کتابي در بررسي شعرهاي ضياء موحد منتشر مي شود
کتاب «شعر؛ آينه انديشه» به قلم عليرضا پورمسلمي استاد رياضي دانشگاه همدان دربرگيرنده تحليل شعرهايي از سه مجموعه شعر موحد با عنوان هاي «غراب هاي سفيد»، «مشتي نور سرد» و «نردبان اندر بيابان» است که مجموعه آخر از سوي نشر نيلوفر براي دريافت مجوز چاپ ارائه شده است. به گزارش ايسنا و به گفته نويسنده، کتاب سه قسمت دارد؛ در بخش اول به استعاره، زمان و تصوير در سه کتاب پرداخته شده و از روش هاي رياضي براي تبيين آنها بهره گيري شده است. قسمت دوم چهار شعر را با خوانشي دوباره بررسي مي کند و در بخش سوم، شعرهاي مورد بررسي آمده اند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام