.jpg)
گروه سياسي؛ وزير صنايع دولت اصلاحات در واکنش به محدوديت هاي ايجادشده عليه اين جناح سياسي و هجمه عليه سران اصلاحات و حملات ضدمواضع آيت الله هاشمي رفسنجاني تاکيد کرد؛ «آقاي هاشمي و اصلاح طلبان حذف شدني نيستند. مصلحت نظام و منافع مردم در گرو اين است که شخصيت هايي مانند آقاي هاشمي سکوت نکنند و بتوانند بخشي از مطالبات مردم را در سخنان خود مورد تاييد قرار دهند.» اسحاق جهانگيري در گفت وگو با «خبرآنلاين» با اشاره به مواضع اخير رئيس مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت نظام، در سفر به مشهد در پاسخ به سوالي درباره موضع حاميان دولت که سخنان هاشمي را تحت تاثير اصلاح طلبان و براي مقابله با دولت دهم ارزيابي کرده اند، افزود؛ آقاي هاشمي فردي احساسي و کم تجربه نيست که تحت تاثير گروه هاي سياسي، نظرات و مواضع اصولي خود را تغيير دهد. ايشان با پشتوانه علمي، تجربه ماندگار و موفق مديريت کلان و ارتباط گسترده با شخصيت ها از سلايق مختلف، مواضعي را که به سود نظام و مردم تشخيص دهند اتخاذ مي کنند. افرادي که علاقه مند به تداوم شرايط فعلي کشور هستند طبيعي است که راهبردهاي ايشان را که متمرکز بر حل معضلات فعلي است، برنتابند. تازه ترين سخنان آقاي هاشمي در مشهد نيز تداوم مشي معمول ايشان است و اگر افرادي انتظار ديگري داشتند مشخص است که ايشان را به درستي نشناخته و در تحليل خود دچار اشتباه شده اند. ايشان اين روزها علاوه بر دغدغه هاي پس از انتخابات، نگران گسترش اختلافات و جدي بودن آن در سطوح بالاتر هستند که اين مساله همان طور که ايشان تاکيد کردند قابل کتمان از سوي هيچ فرد و گروهي نيست.
عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران در ادامه اين گفت وگو درباره اينکه پس از نماز جمعه 26 تيرماه حمله به هاشمي افزايش يافته و ايشان امکان حضور در نماز جمعه را نيافته، اظهار داشت؛ آقاي هاشمي حذف شدني نيست. شخصيت و جايگاه ايشان اين امکان را نمي دهد. همواره تندروها با منش معتدل رئيس مجلس خبرگان سر سازگاري نداشته و قبل از 84 هم مواردي وجود داشت که البته قابل مقايسه با سال هاي اخير نيست.
وي با تحليل طرح هايي که پس از انتخابات به عنوان وحدت مطرح شد به يک بازخواني تاريخي پرداخت؛ جريانات سياسي ريشه دار مي تواند با حفظ مواضع خود در ارتباط با مسائلي که به سرنوشت کل نظام بستگي دارد با همفکري و همکاري به راهکارهاي مناسب برسد. در عين حال بايد پذيرفت تکثر جريانات سياسي لازمه پويايي نظام و کشور است و به همين دليل پس از کنار رفتن جريان ملي - مذهبي که به «ليبرال ها» مشهور بودند، جريان داخل انقلاب به دو قسمت تقسيم شد؛ اصلاح طلبان امروز به عنوان «خط امام» شناخته شده و گروهي که در سال هاي اخير به نام اصولگرا شناخته مي شود نيز تحت عنوان جريان «بازار يا راست» فعال بود.
جهانگيري ادامه داد؛ در مقطع ارتحال امام، مجلس سوم بر سر کار بوده که اکثريت آن در اختيار جناح چپ بود. در دولت مهندس موسوي نيز نيروهاي خط امام اکثريت داشتند، قوه قضائيه هم در مقطع رحلت امام توسط جريان خط امام اداره مي شد و آقايان موسوي اردبيلي و موسوي خوئيني ها که اين روزها مورد حمله جريان مشکوک قرار گرفته اند، رياست ديوان عالي کشور و دادستاني کل را عهده دار بودند که منصوب امام بودند. وابستگي اين جناح به نظام سبب شد از رهبري حضرت آيت الله خامنه يي حمايت و دفاع کنند. شايد عده يي گمان مي کردند نيروهاي خط امام با ايشان همراهي نخواهند کرد اما عملکرد اصلاح طلبان، باطل بودن اين فرضيه را اثبات کرد. در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني، خصوصاً دولت اول چهره هاي شاخص اصلاح طلب نظير آقايان خاتمي، نوري، معين، نجفي و دولت آقاي خاتمي هم که در اختيار اصلاح طلبان بود و نيز در مجالس هم چهره هاي شاخص اصلاح طلب حاضر بودند و هيچ گاه مانند امروز ما شاهد حذف اصلاح طلبان از تمام عرصه هاي مديريتي با روش هاي مختلف نبوديم. در مقطع فعلي با قاطعيت مي توانم بگويم هيچ فردي از جريان اصلاح طلبي نيست که در يک سازمان دولتي حتي مدير مياني باشد.
وي در خصوص پيش شرط هايي که براي بهبود فضاي سياسي مورد نياز است نيز نکاتي را يادآوري کرد؛ «جريان اصلاح طلبي چند سالي است که از مديريت کشور کنار گذاشته شده و اخلالي در کار جناح حاکم ايجاد نکرده است. حداکثر نقد اصلاح طلبان اين است که روش اداره کشور، روش اشتباهي است و منافع ملي و مصالح نظام را تامين نخواهد کرد. حتي همين نقد هم از رسانه ملي پخش نمي شود، حداکثر در چند روزنامه با تيراژ محدود منتشر مي شود که برخي تحمل اين را هم ندارند. در سال هاي اخير به ويژه در جريان انتخابات بارها اين مسائل مطرح شد ولي متاسفانه به اين انتقادات کمترين توجهي نشد، در نتيجه وضعيت فعلي کشور حاصل سياست هاي اتخاذشده دولت و تا حدي مجلس است.انتقادات در حوزه مسائل اقتصادي، سياست خارجي و سياست داخلي تمرکز بيشتري داشت.
استاندار اصفهان در دوران سازندگي به طور تيتروار به اين نقاط ضعف اشاره کرد؛ «در بخش اقتصاد معتقد بوديم سياست هاي اقتصادي دولت غيرکارشناسي، شتابزده و غيرعلمي است. اين بيانگر بي برنامگي دولت است. متاسفانه بايد گفت تورم و گراني و رکود که امروز زندگي آحاد جامعه را با مشکل روبه رو کرده، آسيب ديدن توليد داخلي از واردات بي رويه، کاهش رشد سرمايه گذاري خصوصاً در طرح هاي بزرگ نفت و گاز، نيرو و...، افزايش بيکاري خصوصاً بيکاري افراد شاغل و افزايش مفاسد اقتصادي و... نتيجه سياست هاي اقتصادي دولت است.
در سياست هاي داخلي همواره از روند تهمت زني و گسترش بداخلاقي در بين مسوولان انتقاد داشتيم. متاسفانه اوج اتهام زني به شخصيت هاي انقلاب و نظام را در اين ايام شاهد هستيم؛ واگرايي نيرو هاي انقلاب و دامن زدن به اختلافات که هرچه پيش رفتيم اختلافات گسترش بيشتري يافت به طوري که اين روزها اگر کسي صحبت از وحدت کند به فتنه انگيزي متهم مي شود. در زمينه انتخابات هم همواره اين انتقاد به مسوولان اجرايي و نظارت بود که هرچه دامنه انتخاب را محدود کنيد، راي مردم کم اثر مي شود. اعتراض هاي پس از انتخابات هم عموماً به مسوولان اجرايي و نظارت و دخالت نهادهاي غيرمسوول در امر انتخابات بود که با تندروي ها، خشونت ها و بي تدبيري ها آن را به سمت و سوي ديگري کشاند.وي افزود؛ در زمينه سياست خارجي هم مطالب مورد نياز گفته شده. وضع فعلي ما در شرايط بين المللي حاصل سياست هاي خارجي دولت است. دشمني قدرت هاي استکباري هميشه بوده و خواهد بود ولي با ديپلماسي قوي قادر بوديم با هزينه کمتر دستاوردهاي مناسب تري داشته باشيم.
جهانگيري در پاسخ به اين سوال که حاميان دولت تخريب دولت را به عنوان هدف اصلاح طلبان عنوان مي کنند نيز توضيحاتي داد؛ «اگر با آنها باشد، مشاهده مي کنيد که حتي نقدهاي همفکران خود را نيز برنمي تابند. آنها مي گويند همه سکوت کنند و تنها نظاره گر اشتباهات فاحش در اداره امور اجرايي کشور باشند. همه راه ها بر اصلاح طلبان بسته شده است. چگونه چهره هايي که در ايجاد و بقاي انقلاب در کنار مردم به ايفاي نقش پرداخته اند، مي توانند در برابر اشتباهاتي که امروز با گستردگي بيشتري در حال رخ دادن است، سکوت کنند؟ اميدوارم با تدبير و تعامل عقلاي سياسي ختم به خير شود ولي به نظر نمي رسد حداقل در کوتاه مدت، تذکرهاي عقلا منشاء اثر باشد. حملات به چهره هاي باتجربه اصولگرا از سوي تندروها اين مساله را ثابت مي کند. تندروها به هيچ چيز جز خودشان رضايت نمي دهند و براي تحقق اين استراتژي، تلاش مي کنند طرف يا طرف هاي مقابل را به حدي خطرناک جلوه دهند که همه فکر کنند حضور تفکري جز تفکر آنها، به کيان نظام آسيب خواهد رساند.»
جهانگيري با بيان اينکه گروه محدودي فکر مي کنند مي توانند کشور را اداره کنند و همه صداهاي منتقد هم وادار به سکوت شوند، دليل مخالفت ها با ريشه يابي دلايل وقايع اخير را اين گونه ذکر کرد؛ «دو دليل عمده دارد؛ يکي اينکه گروهي که مسووليت هاي مهم را برعهده گرفته اند چون براي اثبات کارآمدي خود با مشکل روبه رو هستند با نفي ديگران و طرح مسائل انحرافي سعي در منحرف کردن افکار عمومي به سمت ديگري دارند. دليل ديگر اينکه وقتي تندروها کارها را به دست بگيرند از بازخواني خطاهاي پرشمار خود عصباني مي شوند و تلاش مي کنند فضا راديکال شود زيرا در فضاي آرام که همه نيروهاي انقلاب حضور داشته باشند جايي براي تندروي نخواهد بود.
عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران در خصوص پيامدهاي تداوم وضع موجود نيز اظهار داشت؛ «اگر اين شرايط تداوم يابد، به سرمايه هاي اصلي نظامي که سال ها انرژي و هزينه براي آنها صرف شده است، ضربه مي خورد و مهم ترين سرمايه اجتماعي که اعتماد مردم است، آسيب بيشتري خواهد ديد. اثرات اين اتفاق، آسيب بيشتر به مجموعه نظام است. اصلاح طلبان که در بين آنها برخي شخصيت هاي درجه يک نظام مثل رئيس جمهور، نخست وزير، رئيس مجلس، وزرا و نمايندگان سابق بوده اند به همراه شخصيت هايي مثل رئيس مجمع تشخيص مصلحت و برخي چهره هاي موثر اصولگرا بايد ارتباط مستقيم با مرکزيت نظام برقرار کرده و دغدغه هاي خود را مستقيم و بدون واسطه با رهبري مطرح کنند.
جهانگيري حذف جريانات مخالف نيروهاي حاکم را نيز رد کرد؛ «جريان اصلاحات قابل حذف نيست و عقلاي اصولگرا نيز در نهادهاي مذهبي و بازار، ريشه دارتر از آن هستند که به دست يک جريان تندرو بشود آنها را حذف کرد. استمرار نظام به حضور اصلاح طلبان و اصولگرايان معتدل در فضاي سياسي و رقابت هاي معمول و قانوني بستگي دارد و تندروها دير يا زود با هزينه کمتر يا بيشتر ناگزير به تمکين در برابر طرح هاي خيرخواهان و بزرگان خواهند شد. وقتي عقلاي دو جناح فعال شوند با تهمت و توهين نمي توان آنها را وادار به سکوت کرد. مهم اين است که اصلاح طلبان و اصولگرايان معتدل که به آينده مردم و انقلاب اميدوار هستند اگر شرايط ادامه يافت از تهمت ها و فشارهاي تندروها و رسانه هاي پرتعداد آنها وحشت نکرده و به صحنه بيايند. آنها بايد راهکارهايي اصولي ارائه کنند تا جريان افراطي مقاومت خود را از دست بدهد.»