سيد مجتبي هاشمي
همايش حقوق مطبوعات در دوازدهم و سيزدهم ارديبهشت ماه سال 1388 همزمان با روز جهاني مطبوعات با سخنراني بسياري از صاحب نظران حقوق و خبرنگاران برجسته توسط انجمن علمي حقوق دانشکده حقوق دانشگاه تهران به دبيري سيده فاطمه اجاق و مهرنوش ابوذري با همکاري موسسه همشهري و مرکز مطالعات حقوق بشر در چارچوب برنامه توسعه ملل متحد(UNDP) برگزار شد. در اين همايش سخنان بسياري درباره قانون مطبوعات، نقاط قوت و ضعف آن، محاکم رسيدگي کننده به مطبوعات، آيين رسيدگي به جرائم مطبوعاتي، هيات منصفه، وضعيت خبرنگاران و مسائل مربوط به آنها و هرآنچه به طريقي به مطبوعات و حقوق آنها مربوط مي شود، بيان شد. تمام تلاش ها در اين همايش در جهت گشايش بابي بر مطلوبيت هر چه بيشتر وضعيت مطبوعات و خبرنگاران بود و سعي شده بود جانب انصاف نگه داشته شده و از هر دو جناح حاضر سخنراناني حضور داشته باشند و گفتني ها را بگويند. در ضرورت برگزاري اين همايش همين بس که امروزه مطبوعات رکن چهارم دموکراسي تلقي مي شوند و اگر جامعه يي در تلاش براي برقراري هرچه بيشتر عدالت و سطح توسعه يافتگي است، بايد به مطبوعات به مثابه عاملي بسيار مهم توجه کند. دستيابي مردم به اطلاعات درست و واقعي و ارائه تفاسير و تحليل هاي سازنده از جنبه هاي گوناگون، تنها از طريق رسانه ها ممکن است که مطبوعات از جمله مهم ترين آنها محسوب مي شوند. و مي دانيم که تنها با داشتن اطلاعات صحيح و همه جانبه است که مي توان از افراد يک جامعه انتظار تفکري سازمان يافته داشت. بنابراين يکي از نياز هاي جامعه ما به عنوان جامعه يي که در مسير توسعه يافتگي گام برمي دارد، شکوفايي هر چه بيشتر مطبوعات است. از آنجا که در اين مختصر مجال پرداختن به تمامي مباحث مطرح شده در همايش مذکور نيست، تنها به بيان چکيده يي از سخنان اين سخنرانان مي پردازيم.
حقوق خبرنگاران؛ حلقه مفقوده
محسن اسماعيليہ؛ حق دسترسي به اطلاعات و آزادي اطلاعات به صورت مدرن و مکتوب حدود 250 سال پيش براي اولين بار به عنوان نشانه يي براي دموکراسي و مردم سالاري در سوئيس به تصويب رسيد. با گذشت زمان اين نهاد حقوقي هر روز عميق تر شد به گونه يي که قطعنامه شماره 59 مجمع عمومي سازمان ملل با تعبيري زيبا از اين حق به عنوان حق بشر ياد کرده، مي گويد؛ «دسترسي به اطلاعات و انتشار آن سنگ بناي تمام حقوق و آزادي هايي است که سازمان ملل خود را وقف تحقق آنها کرده است. خوشبختانه به طور صريح و روشن و حتي بيش از آنچه در حقوق مدرن به آن پرداخته مي شود، ما تصريحاتي داريم بر اينکه اطلاع مردم از اخبار به عنوان يک حق بايد شناسايي شود. نه تنها مطالبه آن سرزنش ندارد بلکه بايد مطالبه آن به مردم آموزش داده شود. به عنوان نمونه مي توان به دو مورد از جملات حضرت علي(ع) اشاره کرد. يکي از آنها نامه پنجاهم نهج البلاغه است، در اين نامه که امير مومنان حضرت علي(ع) براي برخي از کارگزاران حکومتي خود نوشته اند، مي فرمايند؛ هم شهروندان در حاکميت حقوقي دارند و هم حاکميت بر شهروندان از حقوقي برخوردار است. جالب توجه است که حضرت البته حقوق شهروندان به حکومت را مطرح مي کند و جالب تر اينکه بعد از شمارش اين حقوق مي فرمايند اگر من اين حقوق شما را ادا کردم آنگاه نوبت شماست که حقوق حاکميت را ادا کنيد. تقدم بر حق مردم است نه حق حکومت. از جمله حقوقي که در اين نامه حضرت علي(ع) از آن ياد مي کند، اين است؛ «بدانيد و آگاه باشيد که شما حقي بر گردن من به عنوان حاکم جامعه داريد و آن حق اين است که هيچ خبري را از شما پنهان نکنم مگر خبرهايي که مربوط به مسائل جنگي و حکومت مي شود.» بنابراين نکته يي که حضرت بر آن انگشت مي گذارند، حق مردم بر حکومت است که آنها را از هيچ خبري که افشاي آن با مصالح عمومي مردم و حقوق عمومي مغايرت ندارد، نا آگاه باقي نگذارند. در تعبير گويا تر حضرت مي فرمايند؛ «پرسشگري حق مردم است.» از همين جا مدخلي ايجاد مي کنم براي ورود به بحث خودم در بحبوحه جنگ صفين شخصي از طايفه بني اسد نزد امام آمد و گفت من از شما سوالي دارم. من مي خواهم بدانم بعد از رحلت پيامبر چگونه شد که شما به عنوان خليفه انتخاب نشديد؟ يعني در بحبوحه جنگ سوالي مي کند که 25 سال پيش اتفاق افتاده است. طبيعتاً اطرافيان حضرت علي ناراحت و حساس شدند و خواستند با او برخورد کنند اما امير مومنان فرمودند؛ تو آدم کج سليقه يي هستي که بيجا سوال مي کني اما پرسشگري حق ات است و حق داري بپرسي و حضرت توضيح دادند که مشروح آن در خطبه 162 نهج البلاغه ذکر شده است. آنچه ما داريم اين است که پرسيدن و آگاه شدن و مطلع شدن از حقايق، حق شهروندي است. حقوق خبرنگاران مقوله يي مغفول است. وقتي هم که مطرح مي شود متاسفانه فقط به جنبه هايي از آن پرداخته مي شود که اصل مساله مغفول تر باقي مي ماند مانند حق بيمه، حق بيکاري، حق شناخته شدن به عنوان مشاغل سخت و زيان آور. اينها طبيعتاً جزء حقوق ابتدايي و اوليه اهالي مطبوعات است اما به نظر مي رسد اصلي ترين حق خبرنگاران و روزنامه نگاران اين است که بتوانند نمايندگي ملت را در احقاق حق آزادي اطلاعات اعمال کنند يعني بايد خبرنگاران به چشم کساني که به دنبال احقاق حق قانوني مردم در اين زمينه هستند، شناخته شوند چرا که اينها به دنبال منافع شخصي نيستند.
متاسفانه عدم تصريح چنين نگاهي به خبرنگاران در قانون آزادي اطلاعات را مي توان در ماده 5 قانون مطبوعات نيز مشاهده کرد. چنين نگاهي دو تاثير عمده بر فعاليت روزنامه نگاران و حقوق آنها دارد؛ اول ممانعت از دسترسي خبرنگاران به اطلاعات عمومي و غيرطبقه بندي شده است که به عنوان پايمال کردن حقوق مردم قابل تعقيب است زيرا هيچ مقام دولتي يا غيردولتي- به شرط آنکه اطلاعاتي عمومي و قابل انتشار باشد - حق ندارد خبرنگاري را از دسترسي به اطلاعات محروم کند و محروم کردنش از اين حق غيرقانوني است.
ماده 5 مي گويد؛ «کمبود و انتشار اخبار داخلي و خارجي که به منظور افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه باشد با رعايت اين قانون، حق قانوني مطبوعات است.» البته اين حق از سال 64 بود اما من به عنوان کسي که علاقه مند به اين مباحث بودم و کار دادگاه ها را در اين زمينه پيگيري کردم، تا امروز به موردي برخورد نکردم که براي مسوولي به خاطر ممانعت از حق دسترسي خبرنگاران به اطلاعات حکم صادر کرده باشند. دليل اين امر يکي نگاه سنتي ما به خبرنگاران است، ديگر اينکه خبرنگاران با حقوق خودشان آشنا نيستند و درصدد پافشاري براي اعمال آن برنيامدند.
احقاق حق آزادي اطلاعات به عنوان مهم ترين حقوق خبرنگاران مستلزم تغيير نگاه ما به خبر و خبرنگاران است، خبر يک کالاي خصوصي نيست، کالايي بي ارزش و خنثي نيست، کالايي است که بايد در اختيار مالک خودش قرار بگيرد و مالک اطلاعات در دنياي امروز مردم هستند، دولت ها مالک اطلاعات نيستند، دولت ها به نمايندگي از مردم به دسته بندي، طبقه بندي و نگهداري و ارائه تسهيلات مردم به اطلاعات مي پردازد نه اينکه مالک آن باشند. در صورتي که اين نگاه تغيير کند و ما دسترسي به اطلاعات و اخبار را به عنوان حقي از حقوق به رسميت بشناسيم و در کنارش خبرنگاران آموزش هايي ببينند که بتوانند خودشان را نمايندگان ملت در احقاق اين حق معرفي کنند، فکر مي کنم مهم ترين حق خبرنگاران اعاده مي شود و در صورتي که اين حق احقاق شود و خبرنگاران بتوانند با رعايت قانون و البته توجه به اخلاق حرفه يي در حرفه خود عمل کنند و جايشان را در جامعه باز کنند، ساير حقوق آنها هم خود به خود و به سرعت احقاق خواهد شد.
*رئيس دانشکده حقوق و عضو حقوقدانان شوراي نگهبان
---
حق حياتي آزادي اطلاعات
دکتر باقر انصاريہ ؛منظور از آزادي اطلاعات، آزادي دسترسي افراد جامعه به اطلاعات موجود در موسسات عمومي و برخي موسسات غيرعمومي است. دستيابي روزنامه نگاران به اطلاعاتي که خارج از کنترل و تصرف موسسات عمومي قرار دارد، مقوله ديگري است که با عبارت «جريان آزاد اطلاعات» از آن ياد مي شود. البته در «قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات»، آزادي اطلاعات به حق دسترسي به اطلاعات «عمومي» مقيد شده و مفهومي جديد از آزادي اطلاعات ارائه شده است؛ مفهومي که قلمرو شمول آن گسترده تر از اطلاعات موجود در موسسات عمومي است و اطلاعات موجود در حوزه عمومي را هم دربر مي گيرد. از سوي ديگر در عنوان اين قانون از اصطلاح «انتشار» استفاده شده است در حالي که در متن و محتواي قانون، ماده خاصي به امر انتشار اطلاعات اختصاص داده نشده است. استفاده از عباراتي نظير «اطلاعات عمومي» و «انتشار اطلاعات» نشان دهنده آن است که در اين قانون، مباحث آزادي اطلاعات و آزادي بيان خلط شده است. به ديگر سخن در قانون مذکور هم جريان آزاد اطلاعات و هم آزادي اطلاعات و هم آزادي بيان موضوع حکم قرار گرفته است. «معمولاً از حق دسترسي به اطلاعات موجود در موسسات حکومتي به عنوان يکي از لوازم اصلي آزادي بيان ياد مي شود زيرا مهم ترين تدبير حقوقي جهت تهيه اطلاعات لازم و دقيق براي اعمال آزادي هاي مذکور به شمار مي رود. براي مثال در اسناد و کنوانسيون هاي بين المللي نظير اعلاميه جهاني حقوق بشر يا ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي که از آزادي بيان حمايت کرده اند از آزادي اطلاعات به عنوان يکي از مهم ترين مقدمات آزادي بيان نام برده شده و اين دو آزادي از يکديگر لاينفک شناخته شده اند لذا آزادي بيان مستلزم آزادي در جست وجوي فعال اطلاعات از منابع آن است و اشخاصي که از حق آزادي بيان برخوردارند بايد از حق دسترسي به اطلاعات نيز برخوردار باشند. مبناي اين پيوند آن است که براي داشتن وسايل ارتباط جمعي پويا، روزنامه نگاران نبايد به صورت منفعل به اطلاعات و اخباري که در اختيار آنها گذاشته مي شود بسنده کنند بلکه بايد اين حق و توانايي را داشته باشند که به جست وجو و شکار اطلاعات بپردازند. اين حق هم در زمره حقوق عيني است و هم در زمره حقوق ديني؛ يعني هم دولت را مکلف مي کند که عين اسناد و اطلاعات را در اختيار متقاضي قرار دهد و هم دولت را مکلف مي سازد در خصوص برخي اقدامات و تصميمات و نظرهاي خود به شهروندان اطلاع رساني کند ولي محتواي اطلاعات را آن گونه که خود صلاح مي داند تنظيم کند. در بيان تاثيرات آزادي اطلاعات بر روزنامه نگاري نيز بايد گفت اولاً اين حق مي تواند زمينه روزنامه نگاري تحقيقاتي را فراهم کند. منظور از روزنامه نگاري تحقيقاتي اين است که روزنامه نگاران همانند مراجع تحقيقاتي قضايي، بازرسي و نظارتي و حسابرسي در خصوص موضوع خاص تحقيق کنند و صحت و سقم آن يا نقاط قوت و ضعف آن و احياناً خطاها و تقصيرها و جرائم ارتکاب يافته را کشف کنند. با توجه به ارتباط متقابل بين اطلاعات موجود درباره يک موضوع و کم و کيف تحقيقات راجع به آن موضوع، دسترسي به اطلاعات موجود در موسسات عمومي، زمينه لازم را براي آغاز و انجام تحقيقات درباره بسياري از مسائل مبهم و سوال برانگيز در آن موسسات فراهم مي کند. حمايت از منابع خبر و عدم افشاي هويت آنها يکي از مهم ترين لوازم روزنامه نگاري تحقيقاتي است که اين امر در نظام حقوقي ما تنها در قانون آزادي اطلاعات پيش بيني شده است. (ماده 4 قانون)
از اثرات آزادي اطلاعات بر روزنامه نگاري خلاصي مطبوعات از سردرگمي و خودسانسوري در خصوص اطلاعات قابل انتشار و غيرقابل انتشار است.
سردرگمي روزنامه نگاران و رسانه ها در خصوص اطلاعات قابل انتشار و غيرقابل انتشار يکي از مهم ترين عوامل خودسانسوري آنها است. قانون آزادي اطلاعات به دو طريق به خلاصي روزنامه نگاران از اين سردرگمي کمک مي کند؛ ابهام زدايي از اطلاعات قابل انتشار و استثناهاي آنها و مشخص کردن موسساتي که بايد اطلاعات درخواستي را ارائه دهند. استثناهايي که درباره قانون آزادي اطلاعات وجود دارد مقولاتي مانند امنيت ملي، اسرار دولتي، حريم خصوصي، محرمانگي رايزني ها و مشورت هاي مقامات ارشد حکومت، تحقيقات قانوني، ايمني و سلامت افراد، مالکيت هاي فکري و منافع اقتصادي و محيط زيست را دربرمي گيرد.
با توجه به تعداد زياد استثناهاي آزادي اطلاعات اين پرسش مطرح مي شود که آيا اساساً با وجود اين استثناها، چيزي از آزادي اطلاعات باقي مي ماند يا اينکه از محتوا تهي مي شود و فقط صورتي از آن باقي مي ماند؟ پاسخ آن است که استثناها و محدوديت هاي مختلفي که نام برده شدند در صورتي آزادي اطلاعات را قرباني نمي کنند و قابل قبول هستند که از نظر حقوقي «مشروع» باشند. يعني طبق اصول و قواعد و منطق حقوقي پيش بيني شده باشند. از ديگر تاثيرات آزادي اطلاعات بر روزنامه نگاري به کمک به روزنامه نگاران براي فعال کردن بعد انفعالي پاسخگويي دولت مربوط مي شود.
پاسخگويي دو گونه است؛ فعال و انفعالي. پاسخگويي فعال يعني اينکه مقامات و مديران دولتي راساً به گزارش عملکرد خود بپردازند و اهداف، ماموريت ها، سياست ها، برنامه ها و اقدامات خود را به مردم توضيح دهند و کم و کيف موفقيت ها و ناکامي هاي خود را تشريح و تبيين کنند. پاسخگويي انفعالي يعني اينکه مقامات و مديران دولتي به پرسش هايي که از آنها پرسيده مي شود پاسخ دهند. اهميت اين نوع پاسخگويي بيش از پاسخگويي فعال است زيرا در پاسخگويي فعال مقامات و مديران دولتي معمولاً اطلاعات و گزارش هايي را ارائه مي کنند که در تعريف و تمجيد و توجيه عملکرد آنها است و از اشتباهات، خطاها، ايرادها و نقايص فعاليت هاي خود کمتر سخن مي گويند. اما در پاسخگويي انفعالي بايد به پرسشهايي پاسخ داده شود که در اذهان مطرح است. بديهي است که از ذهن خالي سوالي برنمي خيزد تا پاسخي به آن داده شود مگر آنکه مردم در نتيجه آزادي اطلاعات از کم و کيف اداره امور خود آگاه شوند. در اين صورت ممکن است ده ها پرسش يا نکته مبهم براي آنها مطرح شود. حکومت پاسخگو حکومتي است که اين پرسش ها و نکته هاي مبهم را با گوش باز مي شنود و به آنها پاسخ معقول مي دهد.
يکي ديگر از تاثيرات آزادي اطلاعات بر فعاليت هاي رسانه يي کمک به تنوع مطالب آنها از يک سو و چندصدايي آنها از سوي ديگر است. هدف از متنوع کردن بيان هاي رسانه يي آن است که اولاً امکان دسترسي مردم به اطلاعات گوناگون و مربوط به موضوعات مختلف فراهم شود و ثانياً از برخي مسائل مهم جامعه که در ظاهر چندان مهم به نظر نمي رسند غفلت نشود. در غير اين صورت موضوعات رسانه ها تکراري و ملال آور خواهد شد. هدف از ايجاد چندصدايي در رسانه ها نيز آن است که از ارائه اطلاعات يکسان و يکدست در آنها اجتناب شود و راجع به مسائل و موضوعات واحد، نظرها و تحليل هاي رقيب، مختلف يا متفاوت اراده شود. فقدان منابع متعدد اطلاع رساني و ايجاد انحصار در خصوص آن اطلاعات، امر خطرناکي تلقي مي شود زيرا در اين صورت افکار عمومي تنها بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط يک منبع خاص که کنترل انحصاري اطلاعات را در اختيار دارد شکل خواهد گرفت در حالي که وجود آزادي اطلاعات مانع از شکل گيري چنين انحصارهايي مي شود. در واقع يکدستي در اطلاع رساني زماني رخ مي دهد که نتوان صحت اطلاعات ارائه شده را با استفاده از اطلاعاتي که از منابع اطلاعاتي ديگر استفاده کرده اند مورد ارزيابي قرار داد. چنين وضعي به ويژه ممکن است در مورد اطلاعات ارائه شده به وسيله موسسات مختلف حکومتي که منبع انحصاري يک خبر محسوب مي شوند بيشتر پديد آيد. آزادي اطلاعات با فراهم کردن زمينه دسترسي به اطلاعات مستقيم يا غيرمستقيم راجع به يک موضوع، به شکسته شدن چنين انحصارهايي بسيار کمک مي کند.
* عضو هيات علمي دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي