سه شنبه، 17 آذر 1388 - شماره 2121
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
فلسفه و حيات روزمره - 5
خيابان مرکزي
محمد ميلاني

«پس بيا در عالم خيال شهري نو از آغاز تاسيس کنيم. مگر نگفتيم که علت پيدايش جامعه نيازمندي ماست؟»

جمهوري- کتاب دوم- بخشي از گفت وگوي سقراط با آدئيمانتوس

انسان در ساحت فلسفي نه تنها اصل و معياري براي فتح تمام قله هاي حقيقت و تفکر است، بلکه اين انسان است که ملاک و معيار هر دين و آييني است چراکه اگر انساني نبود پيامبري براي سعادت بشر به رسالت نمي رسيد. اگر انساني نبود شهر و جامعه يي شکل نمي گرفت و هزاران اگر ديگر. از اين روي يادداشت هاي فلسفه و حيات روزمره اکنون وارد بحث اصلي خود يعني انسان به انضمام همه متعلقات وجودي اش و نيز ضمائم موجود در دور و اطرافش شده است.

اگر انسان به وجود خود باور نمي داشت و آن را نمي پذيرفت هيچ گاه به اينچنين جايگاهي که اکنون رسيده است، نمي رسيد. داستاني که حتي ذکر برخي از مولفه هايش مي تواند ما را به عمق اين بينش برساند. در غار حراء هنگامي که به رسول اکرم فرمان داده شد بخواند. بخواند به نام خداوندي که او را آفريد، به واقع مراد الهي از خواندن نه تنها معياري بود براي درک انساني از امري ماورايي و الهي و ارتباطش با حقيقتي اصيل و ديني، بلکه از سوي ديگر خواندن وسيله يي بود براي درک بسياري از چيزهايي که انسان ديندار تاکنون به آنها پي نبرده بود. اکنون زمان آن بود تا رسالتي که از تفکر و تاملي که سال هاي متمادي در خلوت غار نصيب پيامبر اسلام شده بود جامه عمل مي پوشيد و وارد مرحله عملي و اجتماعي خود مي شد. «اي جامه در سر کشيده (خوابيده) برخيز و بترسان» (سوره مدثر، آيات 1و2) اين رويداد تقريباً براي پيامبران صاحب کتاب اتفاق مي افتد؛ امري که نشان دهنده اهميت فرد و اجتماع در مقام عنصري آگاه از حقيقت اصيل خود و جهان پيرامونش است.

پس انسان و اجتماع همان طور که از منظر فلسفي داراي اهميت است از منظر ديني نيز داراي جايگاه والايي است. انسان ديني به مثابه انسان مورد نظر در فلسفه مدام در حال جست وجوي حقيقت خود و جهان پيرامونش است و از اين روي تا به کشف آفاق وجودي خود نرسد نمي تواند به طور مطلوب جهان اطراف خويش را کشف کند. انسان ديندار در غايت شناخت خود به گونه يي بيدارگري مي رسد و بر اساس آموزه هاي ديني که در اديان آسماني مد نظر است به اصلاح جامعه خود دست مي زند. اين اصل در فلسفه نيز مدنظر است يعني هنگامي که انسان به شناخت خود همت مي گمارد و خود را به مثابه جزيي از يک کل اجتماعي مد نظر قرار مي دهد آنگاه است که مي تواند در اداره يک اجتماع نيز دخيل باشد و بر اساس يک مدل اجتماعي دست به اداره يک اجتماع انساني بزند. اگر امروزه مي بينيد که بسياري از جوامع بشري با معضلات عديده يي در اداره امور خويش نه تنها در امور سياسي بلکه در امور مدني و اجتماعي نيز مواجه هستند ناشي از همين معضل است. عدم شناخت درست از جايگاه و موقعيت انسان در بعد اجتماعي و از همه مهم تر نقصان در شناخت خويشتن خويش يا به تعبيري بهتر انسانيت انساني مي تواند ابتداي راهي پرخطا و پرآسيب باشد. از اين روي است که بايد دريافت انسان چگونه موجودي است و مواجهه او با کل اجتماعي اش چگونه بايد باشد.

رويکرد و به واقع اساس تفکر يوناني با چهره هاي باارزش يعني سقراط، افلاطون و ارسطو و توجه و اهتمام فلسفه مدرن به اين اصل که به تعبير بسياري از مورخان فلسفي نوعي رجعت تفکر مدرن به تفکر انسان مدار و انسان شناس در گذشته هاي دور انسان است اساس تفکر جديد در باب انسان را رقم مي زند. امروزه انسان مورد شناخت فلسفي آميزه يي است از انسان مورد تامل نحله هاي سياسي فيثاغوريان و آيين هاي ارفه يي و... انسان مورد شک و انديشه در تاملات دکارتي و مورد تامل در نظريه شناخت کانتي تا انسان مدرن در آثار و قرائت هاي هابرماس، مارکوزه و...

امروزه انسان در تعاملات فلسفي مدرن به مثابه ابژه شناسايي با ابزارهاي مدرن تاثيرگذار در زندگي اش آنچنان که مثلاً هانري لوفور يا لشک کولاکوفسکي يا... مورد بررسي قرار مي دهد همان قدر اهميت دارد که از منظري ديگر همين انسان را دين مورد ارزيابي و تفسير قرار مي دهد. شالوده اديان آسماني آنقدر پويا است که بتوانند نسخه هايي الهي براي اين انسان مدرن تجويز کنند. آنگاه که انسان در مقام فردي و اجتماعي نياز به آموزه هاي ديني به مثابه اصلي اساسي در زندگي روزمره خود دارد؛ آموزه هايي که به تناسب شرايط مدرن بايد قابليت تطبيق با نيازهاي جديد انسان ها را داشته باشند. پس انسان به عنوان مرکز همه چيز در اين کره خاکي مي تواند سرآغاز بحث شناخت وي از دنياي مدرن و شناخت مدرن از منظر وي باشد.

اکنون بايد ديد که در اين وضعيت انسان چگونه خود را مي بيند و چگونه از خود شناخت حاصل مي کند و اين شناخت و معرفت در نهايت امر چگونه نهادهاي سياسي، اجتماعي و مدني او را شکل مي دهند و در نهايت اين انسان چگونه با ساخته هاي ذهن و دست خود روبه رو مي شود.
تکنولوژي
هنرمند، قانونگذار، دلال، مصرف کننده

جادي ميرميراني

دوشنبه قبل، دولت اسپانيا لايحه يي را با عنوان «قانون اقتصاد پايدار» براي تصويب به مجلس فرستاد. بخشي از اين لايحه، درخواستي است براي تغيير قوانين مرتبط با کپي رايت در اسپانيا و يک ماده آن به طور خاص از مجلس مي خواهد مجوزي به وزارت فرهنگ اسپانيا بدهد که طي آن اين اداره بتواند به سرويس دهندگان اينترنت دستور حذف وب سايت هايي را بدهد که مطالب نقض کننده قانون کپي رايت را منتشر کرده اند.

کپي رايت بخشي از زندگي امروزي است و اکثر افراد هم اعتقاد دارند خلق کننده يک اثر اجازه دارد حق توزيع مجدد آن را براي خودش محفوظ بدارد اما بيانيه يي توسط جمع بزرگي از وبلاگ نويسان، نويسندگان و خالقان آثار هنري اسپانيا در وبلاگ ها و رسانه ها منتشر شده به جنبه ديگري از جريان نگاه مي کند. سوال اصلي آنها اين است که آيا سود اين قانون در نهايت به هنرمند خواهد رسيد يا اين تنها تلاشي است براي دفاع از شرکت هاي توزيع محصولات فرهنگي و آيا کپي رايت- و هر قانون ديگر- مي تواند بالاتر از حقوق اوليه آدم ها انگاشته شود يا خير. در يک جامعه مدرن که حکومت برخاسته از نظر مردم است، مردم حقوقي دارند که قابل نقض شدن نيست، مثلاً حق داشتن خلوت شخصي، حق امنيت، حق اينکه بي گناه فرض شوند مگر اينکه خلاف آن ثابت شود، حق داشتن قاضي و هيات منصفه بي طرف و حق آزادي بيان. هيچ منبعي در هيچ کجاي هرم قدرت هم نبايد حق داشته باشد بدون نظر يک هيات منصفه و قاضي بي طرف، هيچ کدام از حقوق را از يک فرد بگيرد. در اسپانيا، مردم حق اظهار آزادانه نظرات و حق دسترسي آزاد به اطلاعات را دارند اما لايحه جديد به يک بخش از دولت (و نه قوه قضائيه) اجازه مي دهد که بنا به نظر و تصميم خودش، حق دسترسي به بعضي از وب سايت ها را از شهروندان بگيرد. اين نه تنها صدمه جدي به حقوق اوليه انسان ها مانند حق اظهار و دسترسي به اطلاعات است که بنا به گفته نويسندگان بيانيه، از بين برنده يکي از امتيازات احتمالي اسپانيا در اقتصاد نيز هست؛ صنعت آي تي. نويسندگان ادعا مي کنند قانون حذف وب سايت ها بر اساس نظري به جز نظر يک قاضي بي طرف، بي اعتمادي جهاني نسبت به صنعت آي تي اسپانيا را افزايش خواهد داد و باعث خواهد شد اين کشور آهسته آهسته از رقابت در يکي از مهم ترين حوزه هاي صنعت حال حاضر و آينده کنار گذاشته شود.

در نهايت، نويسندگان مي گويند مدل تجاري مبتني بر توليد يک اثر و سپس توزيع آن در تعداد بسيار زياد براي فروش به مصرف کنندگان نهايي و کسب سود گسترده براي شرکت هاي توزيع محصولات فرهنگي، مدلي قديمي است که با حضور اينترنت و کم شدن فاصله خالق اثر و مصرف کننده نهايي به شدت تضعيف شده است و تلاش غيرطبيعي قانونگذاراني که سعي مي کنند حتي به قيمت نقض حقوق اوليه شناخته شده انسان ها از اين مدل دفاع کنند، محکوم به شکست است. به گفته آنها، به جاي نقض حقوق اوليه به نفع دفاع از مدل قديمي، هنرمندان و مصرف کنندگان بايد به دنبال شيوه ها و مدل هاي جديد تجاري باشند تا نه هنرمند ضرر ببيند،نه مصرف کننده. البته در اين مدل جديد، شايد ديگر خبري از شرکت هاي توزيع کننده که در واقع کاري جز تکثير آثار فرهنگي ندارند، نباشد.

آموزش آشپزي
برنج را بخيسانيد

ابراهيم رها  / Ebrahimraha.com

شکر خدا پس از مدتي دوباره مهدي کلهر حرف زده و اين حتماً قورمه سبزي ما را خوشمزه تر خواهد کرد، من مي دانم بسياري از شما با قابليت هاي فراوان کلهر آشنا هستيد اما شايد اکثرتان نمي دانيد که او يکي از بهترين و کارآمدترين خالقان طنز در کشور است که من شخصاً بسيار مديون وي هستم، کلهر اما گويا اخيراً دستي هم در پختن قورمه سبزي پيدا کرده چرا که گفته صدا و سيما چندان از دولت حمايت نمي کند و دولت بايد يک شبکه تلويزيوني مجزا داشته باشد. مخاطبان عزيز همين طور که داريد سبزي لازم جهت طبخ قورمه سبزي را خرد مي کنيد حدس بزنيد برنامه هاي شبکه يي که کلهر خواهانش شده چه خواهد بود؛ صبح، برنامه سلام صبح بخير احمدي نژاد، ساعت 10؛ برنامه احمدي نژاد ناشتايي خوردي؟ ظهر؛ ناهار با احمدي نژاد. اخبار ساعت 14؛ خبرهاي سفرهاي استاني، فقط، غروب؛ برنامه به خانه برمي گرديم و سر راه به جان احمدي نژاد دعا مي کنيم. شب؛ جنگ مفرح هوا تاريک شده اي رئيس دولت بدرخش و روشنش کن،

به هر روي شما حين فکر کردن به اين مسائل برنج را هم بخيسانيد، نمک هم به آن اضافه کرده و زير لب اين جمله قاليباف را مزمزه کنيد که گفته؛ «از زياده خواهان پررو عذرخواهي نمي کنم.» منظور شهردار تهران از زياده خواهان پررو چيست؟ الف- قورمه سبزي فروشان مرکز ب- جومونگ ج- سوپرمارکت سر کوچه د- ...

مورد «دال» را اگر مي نوشتم هم حذف مي شد، خودم حذف کردم،

خب سپس گوشت را با پياز کمي سرخ کرده و آب... گفتم آب، يادم آمد تصفيه خانه يي را در اصفهان وزير علوم افتتاح کرده. مخاطبان گرامي و علاقه مندان به آشپزي شما خودتان شاهد باشيد اينها وسط آموزش ما هي حواس من را پرت مي کنند. خب اگر قرار باشد تصفيه خانه را وزير علوم شان افتتاح کند، ساير افتتاحيات نيز حتماً اينها خواهد بود؛ 1- وزير راه و ترابري سازمان ملي جوانان 2- وزير رفاه مرکز آمار ايران (کلاً هر چيز به شمردن مربوط باشد،) 3- وزير جهاد کشاورزي، افتتاح مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه 4- رئيس سازمان آب و فاضلاب، افتتاح هر چه که مانده و تا حالا افتتاح نشده، بعد يک مقدار شعله را بيشتر کنيد تا قورمه سبزي جا افتاده و سعيدلو رئيس تربيت بدني بگويد؛ «ورزش را براي تن سالم مي خواهيم نه چهار تا مدال که هيچ کاربردي ندارد.» من ضمن سپاس از سعيدلو که دقيقاً همسان با ساير اهالي دولت احمدي نژاد دوباره کار را از اختراع چرخ و کشف آتش شروع کرده، همين حين پختن قورمه سبزي عرض مي کنم که «مدال همون تشتکه/ دارن باهاش پز مي دن،»

گمان مي کنم قدري آبليموي قورمه سبزي تان را اضافه کنيد بد نباشيد. در همين راستا گويا وزارت ارشاد مودبانه به خبرنگاران خارجي گفته طي 16 تا 18 آذر مجوز کارشان اعتبار ندارد. شما فکر مي کنيد دليل اين حرف چيست؟ الف- طي اين روزها هوا سرد مي شود و ارشاد گفته خداي نکرده خارجي ها اگر بيايند بيرون سرما مي خورند؟ ب- طي اين روزها آلودگي هوا يکهو بالا مي رود و خبرنگاران به سرفه مي افتند؟ ج- طي اين روزها هوا... هوا ست، د- راستي از طرح جرخوردگي اقتصادي (حذف يارانه هاي سابق) چه خبر؟،

عناوين اين صفحه
خيابان مرکزي
هنرمند، قانونگذار، دلال، مصرف کننده
برنج را بخيسانيد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام