سه شنبه، 10 آذر 1388 - شماره 2116
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
مازيار ميري در نشست نقد و بررسي کتاب قانون؛
حال ما خوب نيست

فيلم سينمايي «کتاب قانون» ساخته جديد مازيار ميري در کانون فيلم فرهنگسراي ارسباران به نمايش درآمد و پس از آن با حضور مازيار ميري کارگردان، محسن علي اکبري تهيه کننده و کيوان کثيريان منتقد و مجري جلسه، جلسه نقد و بررسي آن برپا شد. مازيار ميري در ابتداي اين جلسه گفت؛ «اين براي اولين بار است که درباره اين فيلم حرف مي زنم. پيش از اين تصميم گرفته بودم درباره «کتاب قانون» هيچ صحبتي نکنم چرا که حال من نيز مانند حال بسياري از شما خوب نيست اما به هر حال به دليل خاطرات خوشي که از اين فرهنگسرا دارم، امشب در اين جلسه حاضر شده ام.» او اين طور ادامه داد؛ «در سال 79 بعد از يک سال ونيم توقيف، فيلم «قطعه ناتمام» براي اولين بار اينجا اکران شد. اکنون هم خوشحالم که «کتاب قانون» پس از دو سال توقيف به اکران درآمده و در اولين جلسه نقد و بررسي آن بنده اينجا حاضر شده ام.» ميري در ادامه در پاسخ به سوالي که جوياي نظر او درباره نقدهاي مختلف صورت گرفته درباره اين فيلم شده بود، عنوان کرد؛ «بسيار خوشحالم که افراد سياسي ما فيلم مي بينند. وقتي اين افراد فيلم مي بينند قطعاً بايد با آن برخوردي فرهنگي داشته باشند و اين نوع برخورد در هر صورت خوشايند است.» او از نقدهاي مختلف صورت گرفته براي اين فيلم اظهار خرسندي کرد و گفت؛ «خوشحالم که طي مدت اکران اين فيلم نقد هاي مثبت و منفي سياسيون و متخصصان نظامي را شنيده ام. در اين ميان برخي از نقد ها هم کاملاً فرهنگي بوده است. در هر صورت «کتاب قانون» سعي دارد آينه يي باشد در برابر جامعه و از قديم هم گفته اند آينه را نبايد شکست. اما برخي بدون اينکه خود را در اين آينه ورانداز کنند آن را شکستند و برخي هم درباره نظرات خود به گفت وگو پرداختند که بنده فکر مي کنم اين بهترين راه حل موجود است.» او در بخش ديگري از اين جلسه پيرامون صبر چندساله اش براي اکران «کتاب قانون» اذعان داشت؛ «بخشي از اين صبر دست ما نبود و به ما تحميل مي شد وگرنه هم من و هم تهيه کننده فيلم علاقه مند بوديم اين اثر در همان سالي که ساخته شده بود، به نمايش درآيد.» اين کارگردان در ادامه اين جلسه به ذکر توضيحاتي درباره توقيف فيلم پرداخت و عنوان کرد؛ «طي مدت دو سال گذشته اين فيلم بيش از 50 بار براي افراد مختلف سياسي به نمايش گذاشته شده و اين افراد نظرات مختلفي درباره آن داده اند. در ابتدا دوستان گفتند اين فيلم بايد 35 دقيقه حذفيات داشته باشد، اما بعدها جمال شورجه هم به جمع تصميم گيران افزوده شد و به نتيجه يي واحد رسيديم.» او در ادامه گفت؛ «فکر مي کنم تنها آدمي که طي آن دوران پاي حرفي که مي زد، مي ايستاد آقاي شورجه بود. البته ممکن بود ما در مواردي اختلاف نظرهايي داشته باشيم اما کاملاً مشخص بود که مخالفت هاي او از سر عقيده است. به هر حال اين فيلم با 8 يا 9 دقيقه حذف و فيلمبرداري مجدد براي برخي از صحنه ها موفق به کسب پروانه نمايش شد و پس از آن معاون سينمايي وقت به طور کاملاً سليقه يي جلوي اکران اين اثر را گرفت. حتي پس از تغيير وزير ارشاد او در دوره جديد هم نزد وزير جديد رفته بود و از او خواسته بود جلوي اکران اين فيلم را بگيرد. به هر حال بسياري از مديران دوره قبل سعي کردند اين فيلم اکران نشود.»
در نخستين هفته انتشار رخ داد
استقبال خوب از «سًفر عسرت» ناظري و لايق


گروه فرهنگي؛ آلبوم «سًفر عسرت» به آهنگسازي فرخزاد لايق و خوانندگي شهرام ناظري که به تازگي به بازار موسيقي داخل آمده است، با استقبال خوب مردم مواجه شد. «سفر عسرت» شهرام ناظري، تجربه يي متفاوت در موسيقي ايران است که از سوي شرکت مشکات و شرکت پخش ايران گام به بازار موسيقي عرضه شده است. آلبوم با اشعاري از مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو، شفيعي کدکني و هوشنگ ابتهاج گذري دارد بر قسمتي از تاريخ شعر اجتماعي ايران و بيان کننده فضاي اجتماعي کشور است. دکتر فرخزاد لايق که آهنگسازي و تنظيم اين اثر را برعهده دارد در معرفي آن مي گويد؛ «اثر حاضر، تجربه يي است در جهت حضور حجم و فضا در موسيقي دستگاهي ايران.» اين آلبوم که در 10 قطعه تنظيم شده، با نوازندگي بيژن کامکار/ دف، ارسلان کامکار/ عود، شروين مهاجر/ کمانچه، سيامک آقايي و علي بهرامي/ سنتور، نويد افقه/ تنبک، همايون نصيري/ کوزه، دمام و دهل و فرخزاد لايق/ سه تار و با آواز شهرام ناظري، به بازار موسيقي عرضه شده است.

آلبوم جديد و مشترک لايق و ناظري تجربه يي نو و متمايز در موسيقي اصيل ايراني است. ترکيب آواز ايراني و شعر نو در اين آلبوم به ويژه با تاکيد بر استفاده از شعري کوتاه از شاملو اين اثر را به تجربه يي بديع در بازار کسل موسيقي ايران تبديل کرده است. لايق در جايي ديگر درباره اين آلبوم مي گويد؛ «تاکيد من بر «حجم» به عنوان مفهومي در مقابل «خط» است. روايت موسيقي کلاسيک ايران روايتي خطي، بي بعد و تک ساحتي است مبتني بر ادبيات تغزلي کلاسيک، که آن نيز به گونه يي بنياني بر مدار «غم فراق» و «شوق وصال» مي گردد و قهرمان يکه تاز آن «سعدي» عزيز است. شما در اين تغزل - که همان گونه که مي دانيد به معناي گفت وگوي عاشق است با معشوق- بر مدار جاودانه همين خط و همين ساحت بي بعدي هستيد؛ خطي که از «غم فراق» تا «شوق وصال» در تردد مدام است و در حرکتي بي تموج و قابل پيش بيني همين دو حس عاشقانه انساني را نشانه مي رود. کافي است خود را از اين «خط»، قدري برکشيد و به ابعاد ديگر وجود بي کرانه انسان نظر کنيد تا به «حجم» حيرت، خشم، عصيان، فرياد، رنج، شکوه و هول و هراس انساني برسيد که با گوشت و پوست و خون خود تاريخ را زيسته است، اين است که به گمان من ادبيات تغزلي- با همه جذابيت رمانتيک و زيبايي خارق العاده اش - نه فقط بازگوي انسان امروز، که حتي روايتگر انسان ديروز هم نيست و تکيه و تاکيد و انحصار موسيقي ما در ادبيات تغزلي کلاسيک، اسارتي است که ريشه در يک دروغ تاريخي بزرگ دارد؛ دروغي که انسان بزرگ را به دنياي کوچک تغزل او با محبوبش تقليل مي دهد و جالب آن است که اين دروغ بزرگ در سياه ترين دوران تاريخ ما - در هجوم ويرانگر مغولان و ترکان و ديگران به هستي بي پناه ما - گفته شده و ما آن را باور کرده ايم.»
بزرگداشت هايدن و مندلسون در «آسمان»
گروه فرهنگي؛ «کانون موسيقي آسمان» در پنجمين برنامه خود ميزبان آرام تالاليان (نوازنده ويولنسل) و جوليتا وارتانيان (نوازنده پيانو) از کشور ارمنستان خواهد بود. در اين برنامه که به مناسبت دويستمين سالگرد درگذشت «يوزف هايدن» و دويستمين سال تولد «فليکس مندلسون بارتولدي» در مجموعه فرهنگي- هنري آسمان وابسته به فرهنگستان هنر و با همکاري آموزشگاه موسيقي نواک برگزار مي شود، قطعاتي از اين دو آهنگساز بزرگ جهان اجرا خواهد شد. ذکر اين نکته ضروري است که سال 2009 ميلادي به نام اين دو هنرمند نامگذاري شده است. اين برنامه به روال ساير برنامه هاي «کانون موسيقي آسمان» شامل دو بخش پژوهشي و اجراي کنسرت است. در بخش پژوهشي «آيدين احمدي نژاد» نوازنده و مدرس ويولنسل با آرام تالاليان در موضوع «نقش ويولنسل در موسيقي قرن 18 و 19 ميلادي» گفت وگو خواهند کرد و در بخش کنسرت، قطعات «سيسيليانه و منوئه»، «سونات براي پيانو» و «سونات براي پيانو و ويولنسل» از يوزف هايدن در قسمت اول و «آوازهاي بدون کلام» و «سونات شماره 2 از مندلسون» در قسمت دوم اجرا خواهد شد. پنجمين برنامه «کانون موسيقي آسمان» راس ساعت 19 روزهاي 14 و 15 آذرماه در مجموعه فرهنگي- هنري آسمان واقع در زعفرانيه، خيابان فلاحي، نبش فيروزکوه، شماره 47 برگزار مي شود.
مجسمه هاي «ورق» در خانه هنر
نمايشگاه گروهي مجسمه «ورق» با آثار 29 هنرمند مجسمه ساز جمعه 13 آذرماه در خانه هنر افتتاح مي شود.

اين نمايشگاه مجسمه با همکاري نگارخانه هاي ملک، پاسارگاد و الهيه در خانه هنر از 13 تا 24 آذرماه در خانه هنر برپا مي شود.

اين نمايشگاه مجسمه هاي عبدالرضا قماشچي، علي موسوي زاده، امير موسوي زاده، بنفشه محمدي، بهناز عبداللهيان، کريستين باباخانيانس، فريش البرزکوه، فرناز ربيعي جاه، حميدرضا احمديان، هانيه آهني، محمود زرگر، مهدي درخواه، ميترا هنري، نانا بهرگردنيکو، نرگس محمديان، نگار نادري پور، نيلوفر لهراسبي، نينا کاشاني پور، پژمان علومي، راحله حاجيان، راحله نورآور، صفا سبطي، سحر دولت آبادي، سارا ساغري، شهريار رضايي، شيرين اميرياني، سهيلا ايلدار، سروش حاجي محمدي و زهرا عاصيان را در معرض نمايش علاقه مندان خواهد گذاشت.

10 درصد از عوايد اين نمايشگاه به پروژه برنامه جهاني غذا اهدا مي شود. اين نمايشگاه در ادامه فعاليت هاي سازمان برنامه جهاني غذا است که امسال با هنرمندان هنرهاي تجسمي بنا دارند براي مبارزه با گرسنگي در ايران فعاليت کنند.
انتقاد اکبر نبوي از تغييرات جشنواره فجر


قائم مقام پيشين بنياد سينمايي فارابي نبود قانون در حوزه مديريت و مشخص نبودن سياستگذاري ها را از مهم ترين ضعف هاي جشنواره فيلم فجر ذکر کرد. اکبر نبوي درباره تغييرات برگزاري جشنواره فيلم فجر گفت؛ «به نظر من تغييراتي که در جشنواره فيلم فجر هر سال به وجود مي آيد سليقه يي است و بحث کارشناسي عميقي پشت آن نيست. تا وقتي سينماي ما دبيرخانه ثابتي براي برگزاري جشنواره فجر نداشته باشد و از فاصله اين جشنواره تا آغاز جشنواره بعدي دبير آن مشخص نباشد شاهد اين اتفاقات هستيم.» او در ادامه گفت؛ «وارد کردن سليقه و مديريت شخصي فقط در مورد جشنواره فيلم فجر صدق نمي کند بلکه در تمام حوزه هاي سينمايي قواعد و استثناهاي فرهنگي و هنري رعايت نمي شود. يکي از آسيب هايي که سينماي ما از آن لطمه فراواني خورده، نبود قانون در حوزه مديريتي است.» اين کارشناس سينما گفت؛ «موافق به وجود آمدن تغييرات جديد در جشنواره نيستم، ما بايد تلاش کنيم کساني که مسووليت برگزاري جشنواره را برعهده مي گيرند چند مساله را رعايت کنند؛اول اينکه براي سينما شرافت ذاتي قائل باشند، دوم تلاش کنند در حوزه برگزاري جشنواره معيارهاي فرهنگي هنري را در نظر بگيرند و سوم اينکه نگه داشتن حرمت سينما و جشنواره با کم و زياد کردن بخش هايي به آن حفظ نمي شود، بلکه به نگاه درست فرهنگي هنري به مقوله يي به نام سينما باز مي گردد.» نبوي در ادامه گفت؛ «بايد براي فعاليت فرهنگي هنري شرافت قائل باشيم و مسوولان نبايد تصور کنند آنها هستند که براي سينما ارزش و شرافت آورده و صاحب فرهنگ و هنر مملکت هستند، بلکه بايد باور داشته باشند آنها از حوزه فرهنگ و هنر شرافت مي گيرند. در چند سال اخير با اين مقوله زياد روبه رو هستيم که بعضي اعتبار و ارزش زيادي براي خود قائلند و خود را صاحب سينماي ايران مي دانند.» دبير سابق جشنواره فيلم کودک گفت؛ «نگاه هاي معيوب و چشم هاي لوچ باعث به وجود آمدن مشکلات و سياست هاي غلط در سينما و جشنواره فيلم فجر شده است. اين جشنواره يکي از ويترين هاي مهم سينماي کشور است و بايد در برگزاري آن دقت زيادي شود.» او درباره حضور هنرمندان در جشنواره فيلم فجر ادامه داد؛ «اگر کناره گيري بعضي از دوستان سينمايي از جشنواره ها يک اراده و تسليم ناشي از نگرش هاي سياسي باشد، درست نيست. به نظر من در حوزه فرهنگ و هنر کسي نبايد انديشه هاي سياسي خود را دخالت دهد، اما اگر به خاطر يک اعتراض فرهنگي اين کناره گيري ها انجام شده باشد نمي توان گفت اين کار اشتباه است.» به گزارش مهر نبوي در پايان گفت؛ «من فکر نمي کنم اين رفتارهاي اعتراض آميز از طرف افراد شاخص خانواده سينما تاثيري در برگزاري جشنواره فيلم فجر داشته باشد، چون جشنواره در کنار جشن خانه سينما به يکي از جشن هاي مهم سينمايي کشور تبديل شده است. اين جشنواره براي تکريم سينما برگزار مي شود و بايد براي هرچه بهتر برگزار شدن آن تلاش کرد.
پيدا و پنهان
? کروبي به منزل نبوي رفت؛ مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي به ديدار بهزاد نبوي عضو شاخص سازمان مجاهدين انقلاب رفت. همچنين امروز نوشت به جز کروبي، آيت الله سيدمحمد موسوي خوئيني، فاطمه هاشمي رفسنجاني، مجيد انصاري، محمدعلي ابطحي، محمدعلي نجفي، احمد مسجدجامعي، معصومه ابتکار، اسحاق جهانگيري، عبدالعلي زاده، شافعي، حسين مرعشي، اعظم طالقاني، لطف الله ميثمي و شمار ديگري از اصلاح طلبان و فعالان مطبوعاتي به ملاقات نبوي پس از آزادي رفتند.

? شعر رهنورد در شبکه تهران؛ در برنامه صبحگاهي روز دوشنبه شبکه تهران، مجري برنامه ناگهان به قرائت شعر «گرگ ها خوب بدانند در اين ايل غريب...» پرداخت بدون اينکه اشاره کند متعلق به دکتر زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي است. اين اتفاق در حالي رخ داد که اين شعر به شدت از سوي محافل ضداصلاحات مورد حمله قرار گرفته و به عنوان يکي از نمادهاي جنبش سبز به شمار مي رود.

? سوختگيري دليلي براي تاکيد بر پيوندهاي برادرانه؛ در حالي که پيش از سفر محمود احمدي نژاد به امريکاي لاتين و چند کشور آفريقايي ديدار از پنج کشور آفريقايي و ملاقات با سران آنها جزء برنامه هاي سفر وي اعلام شده بود، خبرگزاري ايرنا روز يکشنبه در گزارشي با عنوان حاشيه هاي سفر به گامبيا دليل ديدار از گامبيا را براي سوختگيري در فرودگاه بانجول اعلام کرد. در اين گزارش آمده است؛ «بانجول، بازتابي از يک فرود ساده هواپيما نبود، سوختگيري را بايد بهانه و فرصتي براي تاکيد مجدد بر پيوندهاي برادرانه ميان دو ملت دانست.»

? احضار سه فعال دانشجويي؛ در خبرها آمده است مهدي عربشاهي و بهاره هدايت دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم به دادگاه انقلاب احضار شدند. علت احضار آنها اداي پاره يي توضيحات ذکر شده است. هفته گذشته نيز فريد هاشمي و مهدي عربشاهي احضاريه هايي از دادگاه عمومي دريافت کرده بودند.

? احکام 25 دانشجو؛ احکام 23 دانشجوي شهرکرد و دو دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز صادر شد. به گزارش اميرکبير، دانشجويان شهرکرد عمدتاً با دو و يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب در سنوات مواجه شده اند. همچنين سجاد پيرفلک و مهرداد طافي دانشجويان رشته هاي فيزيک و شيمي دانشگاه شهيد چمران نيز هر کدام به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شدند. اين احکام در پي حوادث پس از انتخابات صادر شده است.

? معاونت اجرايي تقسيم شد؛ در خبرها آمده مسووليت معاونت اجرايي رياست جمهوري به طور مشترک به «محمدرضا رحيمي» معاون اول و «اسفنديار رحيم مشايي» مسوول نهاد رياست جمهوري واگذار شده است. فارس به نقل از ثمره هاشمي انحلال اين معاونت را رد کرد.
نقاشي امروز با جهان نفس مي کشد
پرويز کلانتري*



پيش از انقلاب، گروهي از نقاشان معاصر ايران، بي اعتنا به سياست هاي وزارت فرهنگ و هنر و به پيشنهاد زنده ياد فيروز شيروانلو و همت خود نقاش ها تصميم گرفتيم در نمايشگاه هاي جهاني نقاشي حضور پيدا کنيم. نخستين نمايشگاه جهاني در شهر بال سوئيس در سال 1355 برگزار شد و پس از آن نمايشگاه «واش آرت» را در امريکا پيش رو داشتيم که با شرکت در اين نمايشگاه ها کم کم تجربياتي به دست آورديم. نمايشگاه جهاني بعدي در مرکز پمپيدو در پاريس برگزار شد که اين نمايشگاه مصادف شد با انقلاب اسلامي در ايران. در همان روزهاي پس از انقلاب از طرف مرکز پمپيدو به موزه هاي معاصر تهران تلکس مي شد؛ اين نمايشگاه مشتاق دريافت آثار هنرمندان ايراني و بازتاب انقلاب در آثارشان است و به همين دليل با اينکه بنا بر مقررات از زمان دريافت آثار گذشته است، ما همچنان منتظر دريافت آثار شما هستيم. ايران پس از انقلاب پاسخي به آن نداد و نقاشي هم فضاي حياتي برون مرزي را از دست داد. در سال 1359 خروج نقاشي از ايران ممنوع شد. (معلوم نشد چرا؟) چند سال بعد براي برگزاري نمايشگاهي با همکاري بنياد آقاخان در ژنو، تعدادي از نقاشي هاي کاهگلي را ته چمدان در زير نان لواش پنهان کردم. در فرودگاه مامور گمرک دست کشيد به محتويات زير چمدان و زبري کاهگل را لمس کرد.

پرسيد؛ اينها چيه؟

«مثل قاچاقچي ناشي، از شدت اضطراب قلبم مثل طبل مي کوبيد و خيس عرق شده بودم.»

گفتم؛ نان لواش.

در ژنو نمونه هاي نقاشي هاي کاهگلي را به بنياد آقاخان نشان دادم. آنها مرا به يک گالري تازه تاسيس خود در لندن به نام گالري زمانه معرفي کردند. پس از مکاتبه با گالري زمانه قرار شد سال بعد براي برگزاري نمايشگاه، آثارم را به لندن ببرم اما چون خروج نقاشي از ايران ممنوع شده بود، راه منطقي اين بود که به لندن بروم و در همان جا نقاشي کنم. در آن زمان هر مسافر اجازه داشت فقط 500 دلار با خود همراه داشته باشد. بنابراين چگونه مي توانستم با اين مبلغ حداقل يک ماه در لندن بمانم و نقاشي کنم و از طرف ديگر چگونه مي توانستم کاه مورد نيازم را در لندن به دست آورم، آيا مي شود يک گوني کاه با خودم از ايران به لندن ببرم؟ لذا تصميم گرفتم به ترکيه بروم و در يک مکان ارزان قيمت مثل يک انبار يا اصطبل اقامت و نقاشي کنم و نتيجه کار را به لندن پست کنم. سخن کوتاه، بالاخره حسرت برگزاري يک نمايشگاه در خارج از ايران سال ها بر دلم ماند، تا اينکه فقط در دوران مديريت دکتر سميع آذر بر موزه هنرهاي معاصر، اين طلسم شکسته شد و براي نقاشي فضاي حياتي برون مرزي فراهم شد. متاسفانه پس از سميع آذر به نظر مي رسد دوباره برگشتيم سر جاي اول. و من همچنان با روياي برگزاري نمايشگاه در خارج از ايران به سر مي برم. اگرچه در اندک نمايشگاه هايي از اين دست حضور دارم، ولي خوشبختانه بسياري از هنرمندان جوان امروز ايران با جهان نفس مي کشند.

*پرويز کلانتري از نقاشان پيشکسوت ايران است که آثارش در چهار موزه؛

1- موزه هنر هاي معاصر 2- موزه جهان نما 3- موزه سعدآباد 4- موزه کرمان است.

در حراج کريستي در دوبي يکي از آثارش به مبلغ 37500 دلار به فروش رسيد و هم اکنون دو اثر با ابعاد بزرگ از او به نمايشگاهي در نيويورک رفته است.
عناوين اين صفحه
حال ما خوب نيست
استقبال خوب از «سًفر عسرت» ناظري و لايق
بزرگداشت هايدن و مندلسون در «آسمان»
مجسمه هاي «ورق» در خانه هنر
انتقاد اکبر نبوي از تغييرات جشنواره فجر
پيدا و پنهان
نقاشي امروز با جهان نفس مي کشد
مميزي در شهرستان ها
سلام بر آشوراده
ورنون نقد مي شود

مميزي در شهرستان ها
اميرحسين خورشيدفر

يک- جوابيه دبيرخانه جايزه جلال به يادداشت هفته گذشته من شامل دو بخش بود. نويسنده در بخش اول دو احتمال از سه احتمال مطرح شده در اين ستون را تکذيب کرده بود و در همين بخش با ارائه جزييات شيوه داوري و امتيازدهي احتمال اول را تاييد کرده بود، يعني اينکه هيچ کدام از شش نامزد امتياز لازم را دريافت نکرده اند. در حالي که در اين احتمال اصلاً نقدي متوجه داوران جايزه نيست. در بخش دوم ضمن آنکه مرتباً به من يادآوري شده، دو سال قبل جايزه گام اول را دريافت کرده ام صادقانه پرسيده شده چه چيز در اين دو سال باعث برآشفتگي ام شده است، مگر نه اينکه در سال 86 من در شهر اردبيل روي سن رفته ام و جايزه ام را دريافت کرده ام. نويسنده تذکر داده اين جايزه ها دو داور مشترک داشته اند و بنابراين داوران اصول اخلاقي و علمي را در اعلام نتيجه ناديده نمي گيرند. جوابيه با آرزوي انتشار آثار فاخر و ارزشمند و مشاهده آنها در قفسه کتابخانه ها و کتابفروشي ها به پايان مي رسد. در روزنامه ها و سايت هاي مختلف، ديگراني که دو سال قبل برنده جايزه گام اول نبودند مطالب انتقادآميز مشابهي را منتشر کردند، يادداشت هاي ديگري هم با موضع انتقادي به روزنامه رسيد که به خاطر ملاحظاتي منتشر نشد. حتي همين جوابيه دبيرخانه هم در سايت ها و وبلاگ ها واکنش هايي را برانگيخت و البته کسي متقاعد نشد. شايد پاسخ صادقانه دليل آنچه را برآشفتگي خوانده شده، دبيرخانه اگر برايش مهم باشد بتواند در همين رسانه هاي غيررسمي بيابد. گرچه به نظر من يافتن پاسخ سوال ديگري هم اولويت دارد و هم آسان تر است. چرا سه نويسنده، ده ها هنرمند سينما و تئاتر و تجسمي از شرکت در همان جشنواره ها و رويدادهاي فرهنگي دولتي انصراف داده اند که دو سال قبل با وجود تمام انتقادات به سياست ها، اختلاف سليقه و نگاه در آن شرکت مي کردند. راستي اخيراً با برآîشفتگي هاي ديگري برخورد نکرده ايد؟

دوم- هفته گذشته خبر تاسيس شعبه هاي اداره نظارت و بررسي کتاب در پنج استان کشور منتشر شد. گفته شده اين اقدام روند صدور مجوز کتاب هاي ناشران شهرستاني را تسريع مي کند. تاسيس اداره کتاب در پنج استان به خودي خود هيچ نکته منفي ندارد. ناشران شهرستاني با دشواري بسياري در زمينه توليد و توزيع کتاب مواجهند حالا اگر براي صدور مجوز، مصيبت سفر به تهران و مراجعه به بلبشوي اداره کتاب از دوش شان برداشته شود خودش نکته مثبتي است. در خبر آمده مساله تسريع در روند صدور مجوز است. اين خبر بهانه يي شد تا صادقانه و صرفاً از جهت يادآوري به فيلمي اشاره کنم که پرويز کيمياوي در سال 77 ساخت به نام «ايران سراي من است». اين فيلم در جشنواره فيلم فجر آن سال به نمايش درآمد اما ظاهراً بعدتر اختلافي بين تهيه کننده فيلم که چند سال قبل درگذشت و کارگردان پيش آمد و «ايران سراي من است» به همين خاطر تا امروز به نمايش عمومي درنيامده است. فيلم، ماجراي نويسنده جواني است اهل کرمان که راه مي افتد تا به تهران برود و براي دفتر شعر پدرش از وزارت ارشاد مجوز بگيرد. اما در ميان راه، سواري کرايه يي خراب مي شود و نويسنده جوان که مي خواهد اطراف جاده گشتي بزند در کوير گم مي شود و به جهاني رويايي گام مي گذارد. در اين جهان با شاعران بزرگ تاريخ ادبيات ايران روبه رو مي شود. در يکي از صحنه هاي فيلم، مميز اداره ارشاد را که بازيگرش سعيد پورصميمي است مي بينيم که دفتر و دستکش را در مرکز صحن يک کاروانسراي کهن، پهن کرده و پشت ميز نشسته و صف درازي از شاعران در مقابل اوست. حافظ و خيام و فردوسي و عبيد زاکاني به صف شده اند تا با مامور مميزي چانه بزنند و راضي اش کنند که مجوز ديوان اشعارشان را صادر کند. جناب مميز اما بر اصول و آيين نامه و دستور پاي مي فشارد و نگران است که يار و نگار و شراب اشعار کهن، خاطر عزيز فرهنگ جامعه را مکدر کند. فکر نمي کنم پيشنهادي براي حل مشکل نمايش اين فيلم به جايي برسد يا براي کسي مهم باشد که تنها فيلم سينمايي ايراني اين سال ها که موضوعش ادبيات و شعر است جز در چند نمايش محدود جشنواره يي ديده نشده، هرچند که امروز حتي بيشتر از روزگاري ساخته شدنش با حال و وضع مان همخواني دارد. اما براي متوليان اداره هاي جديدالتاسيس کتاب حتماً ممکن است نسخه يي از اين فيلم را گير بياورند و ببينند و بعد فکر کنند با نويسنده جوان کرماني بيشتر همذات پنداري مي کنند يا با مميز يا حتي شاعران گذشته.


سلام بر آشوراده
ايران در درياي خزر يک جزيره دارد و آن «آشوراده» است. اين جزيره زيبا که در انتهاي شبه جزيره ميانکاله واقع است، به ثبت يونسکو نيز رسيده است. اين جزيره در سال 1374 که آب درياي خزر بالا آمد، تقريباً غيرقابل مسکوني شد و اهالي آن کوچ کردند و به بندر ترکمن رفتند. اما اينک آشوراده به گذشته زيباي خود بازگشته است و اين يعني جزيره يي رويايي و خيال انگيز در درياي خزر. گرچه گفته مي شود مي خواهند اين جزيره را نقطه يي گردشگري کنند ولي بايد گفت تقريباً تمامي طرفداران محيط زيست مي گويند بگذاريد اين جزيره براي حيات وحش دست نخورده باقي بماند. بگذاريد کساني بيايند و از فضا و محيط زيست آن ديدن کنند و لذت ببرند چرا که بيش از 110 گونه گياهي شناسنامه دار که برخي از آنها در حال انقراض هستند در اين جزيره وجود دارد. اين جزيره زيستگاه فک در حال انقراض خزر و کريدوري براي ماهيان خاوياري است و در نهايت سالي يک ميليون پرنده مهاجر به آشوراده سفر مي کنند. اين زيبايي هاي طبيعي را اگر بشر نابود نکند بايد ببيند و لذت ببرد.


ورنون نقد مي شود
نشست نقد و معرفي رمان «تابستان گند ورنون» نوشته دي بي سي پي ير برگزار مي شود. اين نشست با حضور اسدالله امرايي و اميرحسين خورشيدفر از ساعت 3/16 تا 30/17 امروز سه شنبه (10 آذرماه) برپا خواهد شد. ترجمه «تابستان گند ورنون» که در سال 2003 برنده جايزه بوکر شده، به قلم مريم محمدي سرشت از سوي نشر افق منتشر شده است. نشست نقد «تابستان گند ورنون» در خيابان 16 آذر برگزار مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام