پرويز کلانتري*
پيش از انقلاب، گروهي از نقاشان معاصر ايران، بي اعتنا به سياست هاي وزارت فرهنگ و هنر و به پيشنهاد زنده ياد فيروز شيروانلو و همت خود نقاش ها تصميم گرفتيم در نمايشگاه هاي جهاني نقاشي حضور پيدا کنيم. نخستين نمايشگاه جهاني در شهر بال سوئيس در سال 1355 برگزار شد و پس از آن نمايشگاه «واش آرت» را در امريکا پيش رو داشتيم که با شرکت در اين نمايشگاه ها کم کم تجربياتي به دست آورديم. نمايشگاه جهاني بعدي در مرکز پمپيدو در پاريس برگزار شد که اين نمايشگاه مصادف شد با انقلاب اسلامي در ايران. در همان روزهاي پس از انقلاب از طرف مرکز پمپيدو به موزه هاي معاصر تهران تلکس مي شد؛ اين نمايشگاه مشتاق دريافت آثار هنرمندان ايراني و بازتاب انقلاب در آثارشان است و به همين دليل با اينکه بنا بر مقررات از زمان دريافت آثار گذشته است، ما همچنان منتظر دريافت آثار شما هستيم. ايران پس از انقلاب پاسخي به آن نداد و نقاشي هم فضاي حياتي برون مرزي را از دست داد. در سال 1359 خروج نقاشي از ايران ممنوع شد. (معلوم نشد چرا؟) چند سال بعد براي برگزاري نمايشگاهي با همکاري بنياد آقاخان در ژنو، تعدادي از نقاشي هاي کاهگلي را ته چمدان در زير نان لواش پنهان کردم. در فرودگاه مامور گمرک دست کشيد به محتويات زير چمدان و زبري کاهگل را لمس کرد.
پرسيد؛ اينها چيه؟
«مثل قاچاقچي ناشي، از شدت اضطراب قلبم مثل طبل مي کوبيد و خيس عرق شده بودم.»
گفتم؛ نان لواش.
در ژنو نمونه هاي نقاشي هاي کاهگلي را به بنياد آقاخان نشان دادم. آنها مرا به يک گالري تازه تاسيس خود در لندن به نام گالري زمانه معرفي کردند. پس از مکاتبه با گالري زمانه قرار شد سال بعد براي برگزاري نمايشگاه، آثارم را به لندن ببرم اما چون خروج نقاشي از ايران ممنوع شده بود، راه منطقي اين بود که به لندن بروم و در همان جا نقاشي کنم. در آن زمان هر مسافر اجازه داشت فقط 500 دلار با خود همراه داشته باشد. بنابراين چگونه مي توانستم با اين مبلغ حداقل يک ماه در لندن بمانم و نقاشي کنم و از طرف ديگر چگونه مي توانستم کاه مورد نيازم را در لندن به دست آورم، آيا مي شود يک گوني کاه با خودم از ايران به لندن ببرم؟ لذا تصميم گرفتم به ترکيه بروم و در يک مکان ارزان قيمت مثل يک انبار يا اصطبل اقامت و نقاشي کنم و نتيجه کار را به لندن پست کنم. سخن کوتاه، بالاخره حسرت برگزاري يک نمايشگاه در خارج از ايران سال ها بر دلم ماند، تا اينکه فقط در دوران مديريت دکتر سميع آذر بر موزه هنرهاي معاصر، اين طلسم شکسته شد و براي نقاشي فضاي حياتي برون مرزي فراهم شد. متاسفانه پس از سميع آذر به نظر مي رسد دوباره برگشتيم سر جاي اول. و من همچنان با روياي برگزاري نمايشگاه در خارج از ايران به سر مي برم. اگرچه در اندک نمايشگاه هايي از اين دست حضور دارم، ولي خوشبختانه بسياري از هنرمندان جوان امروز ايران با جهان نفس مي کشند.
*پرويز کلانتري از نقاشان پيشکسوت ايران است که آثارش در چهار موزه؛
1- موزه هنر هاي معاصر 2- موزه جهان نما 3- موزه سعدآباد 4- موزه کرمان است.
در حراج کريستي در دوبي يکي از آثارش به مبلغ 37500 دلار به فروش رسيد و هم اکنون دو اثر با ابعاد بزرگ از او به نمايشگاهي در نيويورک رفته است.