سه شنبه، 10 آذر 1388 - شماره 2116
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: اقتصاد
فراز و نشيب مردي که ديگر امپراتور بازار سرمايه نيست
بر باد رفته

محمد طاهري


مي گويند بورس تهران خوش استقبال و بدبدرقه است. مصداق اين بي وفايي ظهور سهامداران زيادي در يک محدوده زماني بلندمدت و سقوط آنها به فاصله ناچيز است. يکي از مصاديق بارز اين ظهور و سقوط ها، رسول تقي گنجي است. رسول گنجي که زاييده و دست پرورده بورس بيمار ايران در سال هاي اخير است، نمونه خوبي از سرمايه گذاران بدخيم ايراني است که گاهي در سريال هاي تلويزيوني ايران مي بينيم؛ مردي که در پايان فيلم اسير کارهاي بدش مي شود و به دام قانون مي افتد. با اين تفاوت که در پايان سريال هاي ايراني، پليس متهم را به دام مي اندازد اما در مورد رسول گنجي زماني حکم صادر مي شود که او در ايران نيست. سهامداران قديمي بورس و افرادي که در سال هاي آغازين دهه 80 اقدام به خريد و فروش سهام مي کردند، به طور قطع با نام رسول تقي گنجي آشنا هستند؛ مردي که زماني ادعا کرده بود «يک درصد GDP ايران» است. مردي که اعتراف کرده بود در بورس تهران دو ميليارد دلار دارايي دارد. گنجي روزگاري قبله آمال سهامداران بود. شخصي که خريد سهام يک شرکت وي صف هاي خريد و رشد قيمت باورنکردني را براي سهام مزبور در پي داشت. اين جو رواني به گونه يي بود که حتي شايعه خريد سهام توسط گنجي اثري مشابه خريد واقعي داشت و سهامداران را به ايجاد صف ترغيب مي کرد. اما اکنون دادگستري تهران رسول گنجي را به زندان و پرداخت جريمه محکوم کرده است. اين درحالي است که اکثر شرکت هاي گنجي يا مدت هاست به دليل عدم شفافيت در اطلاع رساني با توقف طولاني مدت نماد مواجه هستند يا دچار زيان عملياتي شده اند که در نهايت متضرر اصلي سهامداران خرد هستند و در ميان صاحبان صنايع ايران با هر کس صحبت کرديم به نوعي صابون گنجي به تن او خورده و دل خوني از او داشت. گنجي در حال حاضر در ايران نيست و در امريکا به سر مي برد.رسول گنجي در گفت وگوي مفصلي که در ارديبهشت سال 1386 با روزنامه توقيف شده «هم ميهن» داشت، گفته بود او و خانواده اش سهام بيش از84 شرکت را در پرتفوي دارند. اين پرتفوي به گفته گنجي دوميليارد دلار ارزش داشته است. او آن روزها مالک شرکت هايي همچون«آرتاويل تاير»، «مهرام»، شيميايي رازي (توليد کننده چسب رازي)، «مينو»، سرمايه گذاري ملت و ده ها شرکت کوچک و بزرگ ديگر بود. چند سال پيش، او با خريد سهام شرکت سرمايه گذاري بانک ملت، در ميان راديو و تلويزيون هاي لس آنجلسي شهرتي به هم زد. مدير شبکه سياسي کانال يک، چندين برنامه عليه گنجي پخش کرد و سعي کرد القا کند او (گنجي) يکي از ميلياردرهايي است که مشاور سرمايه گذاري چند چهره معروف سياسي کشور است. يکي دو نام تجارتي نام او را به چند چهره معروف جمهوري اسلامي پيوند زد و باعث شد نام «رسول تقي گنجي» خيلي بيشتر از ارزش پرتفويي که داشت، درگير حاشيه ميلياردرها شود.

گنجي کيست

نام اصلي اش «رسول تقي گنجي » است. آن گونه که خود مدعي است در تهران و در خانواده يي «با نام و نشان» به دنيا آمده است. در 17 سالگي موفق مي شود مدرک ديپلم بگيرد و اندکي پس از آن، وارد دانشگاه مي شود. 17 سال بيشتر ندارد که وارد «دانشگاه پلي تکنيک» مي شود و در رشته مهندسي شيمي با گرايش پتروشيمي تحصيل مي کند. در 21 سالگي موفق مي شود درسش را تمام کند. بعد از درس و با توجه به اينکه معافيت اعزام به سربازي دارد، به صف مهندسان پتروشيمي کشور مي پيوندد و کارش را در قسمت تجهيز نيروي انساني سازمان پتروشيمي در شيراز آغاز مي کند. يک سال و نيم در شيراز مي ماند و پس از آن به نقاط جنوبي کشور منتقل مي شود. اين بار «پتروشيمي ايران- ژاپن» ميزبان جواني است که روياهاي زيادي در سر دارد. در همين شرکت است که بناي اوليه الگوي مديريتي رسول گنجي «در مکتب ژاپني» شکل مي گيرد. آقاي «ني شي يو» که مدير او در شرکت ايران- ژاپن است، در طول سه سالي که رسول تقي گنجي در جنوب کشور است چيزهاي زيادي به او ياد مي دهد. گنجي در مورد استادش گفته است؛ «آقاي « ني شي يو» که بيشتر از 60 سال سن داشت، خيلي به من علاقه پيدا کرده بود. نگران من بود و همه چيز را به من منتقل مي کرد. روزي که خواستم از او جدا شوم، به من چيزي گفت که باعث شد من بيشتر خودم را بشناسم. او گفت من تو را کشف کرده ام. بنابراين اخبار رشد و ترقي ات را به من برسان. گنجي آن گونه که خود گفته است بعد از مدتي مجدداً به تهران برمي گردد و در رشته مهندسي صنايع در «دانشگاه صنعتي شريف» به ادامه تحصيل مي پردازد. در همين روزها مدتي به امريکا سفر مي کند و باز آن گونه که خودش گفته است در «هاروارد» موفق مي شود مدرک فوق ليسانس مديريت استراتژيک بگيرد و در ادامه تحصيل موفق مي شود در «دانشگاه پنسيلوانيا» مدرک دکتراي پليمر بگيرد.

آغاز تجارت

کار اقتصادي خيلي از ميلياردرها با يک جرقه يا يک اتفاق کوچک آغاز شده است. بعضي ها با پيدا کردن يک سکه يا فروش ارث خانوادگي و بعضي ها با خوش شانسي در ازدواج اما رسول گنجي مي گويد؛ «هيچ کدام. خيلي از موفقيت هاي من در بستر خانواده شکل گرفت. من آنقدرها که به برنامه ريزي و تلاش اعتقاد دارم، به شانس اعتقاد ندارم.»

با اين حال وضع خانوادگي رسول گنجي چندان بد نبوده است چه آنکه خودش مي گويد؛ «خانواده من خيلي ثروتمند نبود اما وضع آنها خوب بود. خانواده ما پيش از انقلاب جزء طبقه مالکين بود. جد من هم به «صمصام السلطنه بختياري» برمي گردد.» فردي که رسول گنجي از او ياد مي کند، زماني رئيس ايل بختيار بوده و حتي بعد از «مشير الدوله»، 100 روزي بر کرسي نخست وزير ايران تکيه زده است. گنجي مي گويد؛ «من با دست خالي کارم را شروع کردم. دست خالي نه به اين دليل که نداشتيم، به اين دليل که نمي خواستم. کار اقتصادي من با استقلال کامل آغاز شد.» پرسش اين است؛ چگونه؟ و گنجي در پاسخ مي گويد؛ «براي نخستين بار کارت بازرگاني ام را در سال 1355 گرفتم. در همان روزها به محضر پدرم رفتم و گفتم اگر اجازه مي فرماييد مي خواهم کار تجارت ام را آغاز کنم. از پدرم خواهش کردم 50 هزار تومان به من قرض بدهد. با توجه به اينکه حقوق و مزاياي حضورم در شرکت «پتروشيمي ايران- ژاپن» قابل توجه بود، به پدرم قول دادم 50 هزار تومان را چندماهه برگردانم. پدرم گفت، مي خواهي با 50 هزار تومان چه کار کني؟ گفتم اگر اجازه بدهيد مي خواهم گشايش اعتبار کنم. ايشان هم قبول کردند و من معادل يک ميليون تومان گشايش اعتبار (LC) کردم. از اين گشايش اعتبار يک ميليون تومان که با 50 هزار تومان پول قرضي از پدرم صورت گرفت، چيزي حدود 200 هزار تومان سود کردم.» و گنجي آن گونه که در گفت وگوي طولاني اش مدعي شده، اين گونه تجارت را آغاز کرده است.

تداوم سودآوري

گنجي با يک ميليون تومان گشايش اعتبار، مواد شيميايي وارد مي کند. دو ماه بعد اين کالاي شيميايي را مي فروشد و حدود 200 هزار تومان سود مي کند. مدتي بعد بدهي اش را به پدرش پرداخت مي کند و با سودي که به دست آورده، دفعه هاي بعد دو ميليون تومان، چهار ميليون تومان و بيشتر، کالا وارد مي کند. کارش به همين شکل ادامه مي يابد تا اينکه پدرش از دنيا مي رود و ارثي که از او به جاي مي ماند، باعث مي شود رسول با قدرت بيشتري به کارش ادامه دهد. در 28 آبان سال 1355 ازدواج مي کند و همزمان کار در شرکت «ايران- ژاپن» را ادامه مي دهد تا اينکه به اتفاق برادرانش شرکتي را در سال 1356 تاسيس مي کند. نام شرکت خانوادگي آنها «چيميکو پريلننگ» است که بعدها به «شرکت شيميايي رازي» تغيير نام مي دهد.

چسب رازي

«چيميکو پريلننگ» همان شرکت معروف توليدکننده «چسب رازي» است. بناي اوليه اين شرکت در قزوين گذاشته مي شود. در اين کارخانه قرار است چسب و صمغ و رزين توليد شود. اين کارخانه در حال حاضر بزرگ ترين و معروف ترين کارخانه توليد چسب در ايران است. نزديک به 60 درصد مصرف چسب کشور را کارخانه رازي توليد مي کند. گنجي در مورد راه اندازي اين کارخانه گفته است؛ «يکي از دلايلي که فکر مي کنم باعث شد بناي کارخانه رازي، استاندارد و محکم گذاشته شود، تخصص من و برادرانم بود.» آنها پنج برادر هستند. رسول دکتراي شيمي دارد. برادر بعد از او هم دکتراي شيمي دارد. برادر بعدي اش حقوق خوانده. برادر بعدي اش مديريت صنعتي خوانده و در نهايت برادر کوچک آنها هم بازرگاني خوانده است. او و برادرانش شرکت «شيميايي رازي» را با سرمايه ثبتي 10 ميليون تومان ايجاد مي کنند. گنجي مي گويد؛ «همه ما به داشتن پسر خوبي مثل شرکت شيميايي رازي افتخار مي کنيم.» البته اين شرکت حرف وحديث هاي بسياري دارد. مي گويند يک بار آتش مي گيرد و گنجي پس از آن شرکت بزرگ خود را تاسيس مي کند.

گلدستون

گنجي و برادرانش بعد از شرکت شيميايي رازي، «شرکت کيميارزين» را راه اندازي مي کنند و بعد بناي شرکت «کيان شيمي» گذاشته مي شود. بعد به گفته خودش کار بسيار بزرگي را در قالب شرکت «آرتاويل تاير» شکل مي گيرد که مردم محصولات آن را به نام «گلدستون» مي شناسند. گنجي در مورد اين شرکت گفته است؛ «بعد از انقلاب يکي از بزرگ ترين پروژه هاي بخش خصوصي، راه اندازي کارخانه «آرتا ويل تاير» يا «لاستيک اردبيل» بوده است. ما کارخانه «لاستيک سازي اردبيل» را ظرف مدت دو سال ساختيم و تحويل داديم که هنوز هم يک رکورد محسوب مي شود. بعدها قسمتي از سهام اين شرکت در بورس عرضه شد اما نزديک به 90 درصد سهام اين شرکت هنوز به خانواده گنجي تعلق دارد.»

مهرام

نام گنجي از ابتداي ورودش به بورس، همراه با حاشيه و حرف و حديث مي شود. او شرکت مهرام را در ميانه هاي دهه 70 از شاهرخ ظهيري بنيانگذار شرکت مي خرد و بابت تسويه حساب، چند فقره چک بانکي با ارقام درشت به او مي دهد.

لاستيک دنا

خيلي ها تبليغات گسترده شرکت دنا را در تلويزيون به ياد دارند. نمونه آنچه در شرکت مهرام به وقوع پيوست، به شکلي ديگر در شرکت دنا تکرار مي شود. با اين تفاوت که لاستيک دنا هم زمان خريد براي رسول گنجي حاشيه ايجاد مي کند و هم زمان فروش. برادران گنجي 20 درصد سهام دنا را از «بنياد فاطمي» در بورس تهران مي خرند. گنجي مدعي است سهام دنا را در رقابت ماشيني و گران تر از تابلو خريده. يعني مثلاً در تابلو هر سهم 300 تومان بود، اما او 800 تومان خريده است. گنجي گفته «باقيمانده سهام، تا 63 درصد را هم در بورس از مردم خريدم. به عنوان يک سهامدار عمده قيمت اين سهام را بسيار بالا بردم همان طور که در مهرام اين کار را انجام دادم. تا زماني که از رفتارهاي يک گروه در کارخانه خسته نشده بودم به فکر فروش آن نبودم. زماني که آنجا را فروختم به ثمن بخس فروختم. نسيه هم فروختم. هنوز هم 38 ميليارد تومان از آن پول را دريافت نکرده ام. من 63 ميليارد تومان آن سهام را فروختم و هنوز 38 ميليارد تومان از اين مقدار را طلبکارم. به شما اطمينان مي دهم هيچ اتفاق ناگواري براي سهامدار نيفتاده است. زماني که آنجا بودم 40 ميليون دلار ماشين آلات جديد وارد کردم، خط لاستيک سنگين را توسعه دادم که خوشبختانه الان فعال شده و يکي از بزرگ ترين کارخانه هاي لاستيک سازي کشور است. همين الان هم با من مذاکره مي کنند که دوباره آنجا را بخرم. البته من تمايلي به اين کار ندارم چون ساختار تغيير نکرده است. البته روايت فروشندگان لاستيک دنا با آنچه گنجي گفته متفاوت است. گنجي مي گويد؛ «دنا جريان هاي عجيبي دارد. من در «لاستيک دنا» ترمز بريدم. فکرش را بکنيد، من هميشه گاز مي دادم اما در «دنا» متوجه شدم لاستيک هايم صاف شده است. ماشين را نگه داشتم و پياده شدم. من سهم «دنا» را به اين دليل فروختم که از حاشيه خسته شده بودم. البته همين حالا، من سهامدار 17درصد شرکت لاستيک دنا هستم. من هنوز «دنا» را دوست دارم.»

ماجراي مينو

شرکت مينو يکي از بزرگ ترين و معروف ترين شرکت هاي صنايع غذايي ايران است که اعتبار خوبي هم ميان مردم دارد. گنجي مالک بخش عمده يي از سهام اين شرکت است اما هرگز نتوانسته يا اجازه نداده اند اين شرکت را هم به بلاي ديگر شرکت هايش گرفتار کند. گنجي در مورد شرکت مينو گفته است؛ «ما 49 درصد «گروه صنعتي مينو» را داريم. 49 درصد «پارس مينو» را هم داريم. با وجود اينکه در اداره اين شرکت، هيچ دخالتي نداريم، اما همچنان در آن مانده ايم. مي دانيد که 50 درصد «مينو» به ستاد آزادگان عزيز تعلق دارد و ما فقط دو عضو هيات مديره در اين شرکت داريم. کار ما اين است که در جلسه هاي اين شرکت حضور پيدا کنيم، احوالي از دوستان بپرسيم و بعد هم خداحافظي کنيم. اگر افتخاري در اداره اين شرکت سراغ داريد، آن را به نام هيات مديره «مينو» ثبت کنيد و اگر انتقادي داريد، به خانواده گنجي نسبت ندهيد. ما در اين شرکت نقش نداريم. اما با همه اين مسائل، «مينو» را هم خيلي دوست دارم. البته يادآوري يک نکته هم اهميت دارد که تا حالا ما از شرکت مينو چيزي دريافت نکرده ايم. شايد منتظر سود ناشي از افزايش قيمت سهام آن هستيم، اما براي سود سهام شرکت، دندان تيز نکرده ايم.»

ملت پرحاشيه

گنجي زماني که شرکت سرمايه گذاري ملت را در اوايل دهه 80 مي خرد، با حاشيه زيادي مواجه مي شود. زماني سر و صدا و هياهوي زيادي راجع به «بنياد ...» برپا مي شود. خريد شرکت سرمايه گذاري توسط رسول گنجي در سال 1381 حواشي زيادي براي او به دنبال دارد. گنجي اين شرکت را 42 ميليارد تومان مي خرد که آن روزها رقم زيادي محسوب مي شود. روزنامه اصلاح طلب بهار، نام گنجي را به بنياد ... پيوند مي زند و در اين ميان اسمي از چند چهره سياسي صاحب نفوذ برده مي شود. چند روز بعد، روزنامه بهار توقيف مي شود و اين شائبه به وجود مي آيد که جريان قدرتمندي پشت بنياد ... بهار را توقيف کرده است. گنجي در مورد آن روزها گفته است؛ «اصلاً من چيزي به نام «بنياد...» نمي شناسم. ما چنين چيزي نداريم. من هيچ وقت هيچ معامله يي با «بنياد ...» نداشتم. تمام اينها نشات گرفته از مصاحبه يک نفر با «راديو...» در خارج از کشور است. آقايي که به «...» معروف است، پنج سال قبل، با راديو ... مصاحبه کرد و گفت يک «اليگارشي» پنج خانواده يي در ايران شکل گرفته است که خانواده گنجي هم در آن عضويت دارد. همچنين ايشان گفت در معامله يي که براي خريد«دنا» صورت گرفته است فساد وجود داشته است. تلويزيون هاي لس آنجلسي اين موضوع را تعقيب کردند و من آن زمان به راديو... زنگ زدم و از آنها سوال کردم چه کسي اين سرنخ ها را به شما داده است؟ آنها هم اسم چند نفر را بردند و گفتند شما هم مصاحبه کنيد و گفته هاي آنها را رد کنيد. من گفتم حاضر به مصاحبه نيستم و مصاحبه نکردم. اين قضيه باعث به وجود آمدن يک ذهنيت شد. سايت سياسي «...» هم که توسط چپ هاي شکست خورده اداره مي شود، اين قضيه را تکرار کرد. يک بار هم به امريکا رفتم. شخصي به نام «ش.هـ» از يک کانال سياسي بارها با هتل من تماس گرفت و گفت من راجع به شما حرف هاي غلط و نادرست به مردم مي گويم. شما 10هزار دلار به «تلويزيون کانال يک» کمک کنيد، من تمام آنها را تکذيب و از شما در تلويزيون تعريف مي کنم. من حتي حاضر به صحبت با او نشدم. ايشان در تلويزيون مي گفت گنجي رفته و بانک ملت را خريده است. به مردم پيشنهاد مي داد که برويد شيشه هاي بانک ملت را بشکنيد چون گنجي آن را خريده است. خيلي خنده داراست.»

بنياد فاطميه نه الزهرا

آن روزها تلويزيون هاي لس آنجلسي، گنجي و سرمايه گذاري ملت را به چهره هاي مطرحي از جمله ... نسبت مي دادند اما گنجي در گفت وگو با روزنامه هم ميهن به شدت آن را تکذيب کرده و گفته است؛ «من صد درصد اين حرف ها را تکذيب مي کنم، گرچه کاري ندارم که جايي به نام «بنياد ...» وجود دارد يا نه. فعاليت دارد يا خير. «بنياد...» زماني وجود داشت که بعد ورشکسته شد و از بين رفت. من با بنياد ... هم از طريق «...» که مشاور وزير اقتصاد بود آشنا شدم. بعد به بورس رفتم و سهام آنجا را خريدم و بعد از آن هم ارتباطي با آنجا نداشتم. من صرفاً بخش خصوصي هستم. من هماني هستم که براي شما معرفي کردم. وامدار کسي هم نيستم. فقط مقداري به بانک ها بدهکارم، هر چه دارم متعلق به خودم و خانواده ام است. با کسي هم شريک نيستم. درصدهاي ما در خانواده هم الان ديگر مساوي نيست.»

اين صحبت ها مال سال 1385 است و مشخص نيست برادران و فرزندان رسول گنجي که سال ها پيش راه خود را از امپراتور جدا کرده اند اکنون که کار پدرخوانده گره خورده است، چه حسي دارند. نقل فقط حکم دادگاه و زندان و جريمه براي رسول گنجي نيست که او دارد آبرويش را نيز بر باد رفته مي بيند. او اکنون در محله بورلي هيلز امريکا در ويلايي رويايي زندگي مي کند. هيچ کس نمي داند گنجي از چه زماني به پرتگاه نزديک شد اما از ميان نزديکانش هستند کساني که با ايما و اشاره مي گويند «تاريخ مصرف پدرخوانده براي بعضي ها به پايان رسيده». واقعاً اين گونه است؟ بايد ايستاد و نظاره کرد.

عضو هيات مديره انجمن توليدکنندگان پروفيل
واحدهاي توليدي با 40 درصد ظرفيت کار مي کنند


عضو هيات مديره انجمن توليدکنندگان پروفيل يو پي وي سي ايران با انتقاد از واردات بي رويه اين محصول به کشور به دليل عدم اعمال تعرفه هاي مناسب گفت؛ در حال حاضر فقط 40 درصد ظرفيت واحدهاي توليدکننده پروفيل يو پي وي سي در کشور فعال است. به گزارش فارس، محمود صداقت اظهار داشت؛ تاکنون 29 کارخانه در صنعت پروفيل يو پي وي سي احداث شده اند که هم اکنون تنها 40 درصد آنها فعال هستند و بقيه به دليل واردات بي رويه، بازار مناسبي را براي توليد و فروش محصول خود در اختيار ندارند. وي با بيان اينکه حدود 60 درصد پروفيل يو پي وي سي مورد نياز کشور از طريق واردات تامين مي شود، افزود؛ در حال حاضر تعرفه واردات اين محصول به کشور 10 درصد است، ولي بر اساس مصوبه کميسيون ماده يک در اوايل سال جاري اين رقم 30 درصد تعيين شد که تاکنون اجرايي نشده و در انتظار طي شدن مراحل تاييد توسط کابينه جديد دولت است.
جلسه مشترک مجلس با دولت
نمايندگان؛ دولت حرف تازه يي نداشت


جلسه کميته مشترک نمايندگان مجلس و دولت روز يکشنبه برگزار شد و بر اساس گفته هاي برخي نمايندگان مجلس محمود احمدي نژاد در اين نشست بر نظر هاي پيشين خود تاکيد کرده است. محمدحسين فرهنگي نماينده مردم تبريز با بيان اينکه احمدي نژاد در اين جلسه همچنان بر نظرات قبلي خود در رابطه با هدفمند کردن يارانه ها تاکيد داشت، خاطرنشان کرد؛ کميته ويژه نيز نکاتي را مد نظر داشت که اين نکات در جلسه با دولت مطرح شد. عضو کميسيون ويژه مجلس ادامه داد؛ در جلسه کميته با رئيس دولت موضوع جديدي مطرح نشد بلکه تنها برخي نکات باقيمانده مورد بررسي قرار گرفت. در مقابل محمدرضا ميرتاج الديني معاون پارلماني دولت اظهار کرد؛ «در جلسه يکشنبه شب کميته مشترک مجلس و دولت درباره لايحه هدفمندسازي توافق کلي روي ماده پيشنهادي انجام شد.» وي گفت؛ اعضاي کميته مشترک توضيحات دولت را قانع کننده دانستند. وي با بيان اينکه «وزير اقتصاد نيز براي حضور در جلسه دعوت شده بود اما به علت سفر نتوانست حاضر شود»، گفت؛ شب گذشته روي ماده الحاقي به لايحه هدفمندسازي يارانه ها که در جلسه گذشته کميسيون ويژه با رئيس جمهور مورد بحث و بررسي قرار گرفته بود، بحث و تبادل نظر شد. ميرتاج الديني ادامه داد؛ اعضاي کميته مشترک مجلس توضيحات دولت و رئيس جمهور را قانع کننده دانستند و در نهايت متن قبلي نوشته شده همراه با اصلاحاتي مورد توافق نمايندگان مجلس و نمايندگان دولت قرار گرفت. وي در ادامه با بيان اينکه «ماده الحاقي به کل لايحه هدفمندي يارانه ها بايد در کميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي تصويب شود»، گفت؛ پس از تصويب اين ماده الحاقي بايد در صحن علني مجلس نهايي شود.
عناوين اين صفحه
بر باد رفته
واحدهاي توليدي با 40 درصد ظرفيت کار مي کنند
نمايندگان؛ دولت حرف تازه يي نداشت
تحقق تنها نيمي از هدف برنامه  در CNG شدن خودروها
وزير نيرو؛ 60 درصد از شبکه توزيع برق کشور فرسوده است

تحقق تنها نيمي از هدف برنامه  در CNG شدن خودروها
مدير سوخت و انرژي ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت درباره تحقق هدف برنامه چهارم در خصوص CNG شدن خودرو ها گفت؛ در طول برنامه در بخش مصرف تنها توانستيم نصف هدف برنامه را در اين بخش محقق کنيم. اميررضا رجبي مدير سوخت و انرژي ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت در جمع خبرنگاران با تشريح عملکرد اين ستاد اولويت دولت را توسعه سي ان جي در سطح ناوگان حمل و نقل عمومي کشور اعلام و اظهار کرد؛ با هماهنگي وزارت نفت تاکسي ها و مسافربرهاي شخصي بنزين سوز به دوگانه سوز تبديل خواهند شد. اين مقام مسوول همچنين با اشاره به کاهش سهميه بنزين تاکسي ها تصريح کرد؛ براي کاهش زمان سوختگيري تاکسي هاي دوگانه سوز در جايگاه هاي سي ان جي و به ويژه در کلانشهرهاي کشور تعداد جايگاه هاي سي ان جي مخصوص تاکسي ها افزايش مي يابد. وي گفت؛ در اين باره قصد داريم در شهر تهران با هماهنگي شرکت ملي گاز تعداد جايگاه هاي سي ان جي مخصوص تاکسي ها را به 25 جايگاه سي ان جي افزايش دهيم. در حال حاضر زمان انتظار براي سوختگيري در جايگاه هاي سي ان جي براي تاکسي ها 25 دقيقه و براي خودروهاي شخصي يک ساعت و 45 دقيقه است. اين مقام مسوول در مورد سرنوشت تعيين سهميه بنزين و گازوئيل پس از اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها توضيح داد؛ اين طرح هنوز به طور کامل در مجلس شوراي اسلامي به تصويب نرسيده است و خروجي آن هنوز براي ستاد مديريت و حمل و نقل و سوخت کشور مشخص نيست. وي اظهار کرد؛ ممکن است در نهايت تصويب اين طرح در مجلس بارها دستخوش تغيير شود و از اين رو بايد به طور کامل مصوب و پس از ابلاغ توسط دولت درباره آن تصميم گيري شود. رجبي با اشاره به اينکه هم اکنون محاسبات رقم دقيق کسري بودجه واردات بنزين و گازوئيل در حال انجام است، اظهار کرد؛ پيش بيني مي کنيم با کاهش سهميه بنزين خودروهاي عمومي به تدريج ميزان مصرف سوخت روزانه کشور 10 ميليون ليتر کاهش يابد. بر اساس قانون برنامه چهارم قرار بود 30 درصد خودروها مجهز به سيستم سي ان جي شوند اما به گفته رجبي نصف اين هدف محقق شده است.


وزير نيرو؛ 60 درصد از شبکه توزيع برق کشور فرسوده است
وزير نيرو از برنامه مشترک ايران و روسيه براي تبادل برق خبر داد. به گزارش ايسنا مجيد نامجو در حاشيه ديدار با وزير انرژي روسيه اعلام کرد؛ در حال حاضر دو کشور با يکديگر تبادل برق ندارند. در صورتي که طبق برنامه ريزي ها پيش رويم، تنها با احتساب مسائل فني بدون دخالت دادن مسائل سياسي، در يک برنامه سه تا پنج ساله تبادل برق با روسيه را برقرار مي کنيم که ميزان آن به نياز ما و ظرفيت بازارهاي اطراف بستگي خواهد داشت. وي افزود؛ در اين مدت ايجاد شبکه ها و پست هاي انتقال برق فراهم مي شود که در زمان بهره برداري با توجه به اينکه مرز مشترک با روسيه نداريم، همواره يک کشور ثالث هم در تبادل برق دخيل خواهد بود که البته با توجه به اينکه روابط با تمام کشورهايي که واسطه يي ميان ما و روسيه خواهند بود در سطح بسيار خوبي قرار دارد، از اين نظر نگراني نخواهيم داشت. او مذاکرات با وزير انرژي روسيه را مثبت ارزيابي کرد و در تشريح جزييات اين مذاکرات افزود؛ در اين مذاکرات مشخص شد شباهت زيادي بين صنايع برق ايران و روسيه وجود دارد به طوري که طرف روسي در اين ديدار اعلام کرد تقريباً 70 درصد از شبکه هاي برق آن کشور فرسوده است و برنامه بلندمدتي براي بازسازي اين شبکه از سوي روسيه تدوين مي شود که اين امر تحولي در اين شبکه ها ايجاد مي کند. وي افزود؛ با توجه به اينکه استفاده از تکنولوژي و دانش جديد براي بازسازي شبکه هاي برق روسيه به کار مي رود، وزير انرژي اين کشور معتقد است اين تکنولوژي مي تواند براي کشورهاي ديگر هم مفيد باشد که ما نيز از مشارکت در چنين طرح هايي استقبال مي کنيم. وزير نيرو در ادامه با اشاره به تمايل روسيه براي صادرات برق عنوان کرد؛ به شرطي که شبکه هاي لازم ايجاد شده باشد، روسيه مي تواند برق خود را صادر کند و در چنين شرايطي ايران مي تواند مسير بسيار خوبي براي ترانزيت برق روسيه باشد و حتي در شرايط پيک مصرف مي توانيم خودمان نيز از اين برق استفاده کنيم. وي تصريح کرد؛ همکاري با روسيه بايد به گونه يي باشد که در توليد صنعت برق از شکل موازي خارج شده و به صورت توالي درآيد و هر کشوري در بخشي که مي تواند کاري را به خوبي انجام دهد، مسووليت بگيرد. ما نيز مي توانيم در اين حلقه قرار بگيريم، چرا که ايران از ظرفيت خوبي برخوردار بوده و به طور مثال شرکتي مثل مپنا مي تواند تمام نياز داخل را تامين کند و حتي در بخش بين الملل نيز حرف هايي براي گفتن داشته باشيم. او در تشريح شباهت شبکه هاي برق ايران و روسيه گفت؛ در حال حاضر نزديک به 60 درصد از شبکه توزيع کشور فرسوده است و مي توانيم در اين زمينه براي بازسازي شبکه ها نيز همکاري هايي با طرف روسي داشته باشيم ضمن اينکه ايران نيز مانند روسيه به سمت خصوصي سازي صنعت برق خود حرکت مي کند و در شرايطي که روسيه شبکه هاي توزيع را در اختيار خود گرفته و توليد برق را به بخش خصوصي واگذار کرده، ما نيز بر اساس اصل 44 بايد به سمتي حرکت کنيم که شبکه هاي توزيع در اختيار دولت باشد و توليد با نظارت دولت در اختيار بخش خصوصي قرار گيرد. نامجو ادامه داد؛ در حال حاضر حدود 10 درصد از برق کشور توسط بخش خصوصي توليد مي شود و حدود 10 نيروگاه هم به صورت کامل به سازمان خصوصي سازي واگذار شده و براي واگذاري آماده است. براي رفتن به سمت واگذاري بيش از 50 درصد توليد برق نيز برنامه داريم که اميدواريم در آينده تمام توليد برق توسط بخش خصوصي انجام شود و دولت تنها نقش نظارتي را برعهده گيرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام