دوشنبه، 9 آذر 1388 - شماره 2115
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
مروري بر ترک تريبون هاي نماز جمعه از سوي هاشمي و جوادي آملي
خطيبان معترض

امين علم الهدي

يک هفته پس از تشکيل کارگروهي براي بهبود روابط دولت محمود احمدي نژاد و مراجع، آيت الله جوادي آملي به دليل اعتراض به «نشنيده شدن اظهاراتش» براي هميشه از امامت نماز جمعه قم پايتخت مذهبي ايران خداحافظي کرد تا اين پالس را ارسال کند که دلخوري مراجع از نهادهاي حاکم نه تنها التيام نيافته بلکه هر روز ابعاد تازه تري به خود مي گيرد و نماز جمعه به عنوان کانون اين اتفاقات هر روز بستر اتفاق تازه يي است. اگر سال گذشته استعفاي محي الدين شيرازي امام جمعه شيرازي و اما و اگرهايش تا مدت ها سوژه داغ رسانه ها بود يا تحريم منبر براي يکي دو ماه از سوي آيت الله استادي ديگر خطيب قم بسيار کانون توجه قرار گرفت اما کناره گيري آيت الله جوادي آملي از جنسي ديگر بود. وي در شرايطي به طور ناگهاني از اقامه نماز جمعه قم کناره گيري کرد که از چند ماه پيش از وي، آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس توامان مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبري ديگر پشت تريبون نماز جمعه تهران قرار نگرفت تا آخرين نماز جمعه هاشمي رفسنجاني تنها همان نماز جمعه يي باشد که بعد از انتخابات اقامه شد و طي آن خطيب نماز جمعه تهران پيشنهادي چند بندي را براي خروج کشور از وضعيتي که وي آن را «بحراني» توصيف کرد مطرح کرد. اما بعد از آن نماز جمعه که با استقبال گسترده هواداران کانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات برگزار شده بود هاشمي رفسنجاني ديگر در نماز جمعه حاضر نشد؛ غيبتي که با دو تحليل در محافل سياسي و رسانه يي همراه شد. عده يي معتقد بودند برخي براي حضور هاشمي مانع تراشي مي کنند و عده يي نيز برعکس به روايت ديگري پرداخته و به نقل از هاشمي اعلام کردند تا پيشنهادها و درخواست هايي که وي در واپسين نماز جمعه اش مطرح کرد جامه عمل نپوشد وي لزومي به حضور در نماز جمعه تهران نمي بيند. اما در شرايطي که هنوز حضور و عدم حضور هاشمي براي محافل سياسي و رسانه يي از درجه بالاي اهميت برخوردار بود ناگهان جوادي آملي از اين تريبون کناره گيري کرد با اين تفاوت که او مانند هاشمي به سکوت اقتدا نکرد و در آخرين خطبه هايش به صراحت از علت کناره گيري اش پرده برداشت؛ «يکي از وظايف ائمه جمعه سير و سفر در من الاخلق الي الحق است و ماموريت دوم نيز پيام آوري دستورات الهي است.

در اين سفر وقتي کسي امام جمعه شد ديگران ساکت هستند و امام به محراب عبادت رفته و به خداوند عرض مي کند اياک نعبد و اياک نستعين يعني خداوندا من و اين نمازگزاران تو را مي پرستيم و از تو مدد مي جوييم.

خداوند فرموده است اگر مردم مشکلي داشتند به نماز پناه برده و مشکل خود را برطرف کنند، مردم صدها مشکل دارند که بايد اين را امام جمعه بيان کند و اگر بيان کرد و مشکل مردم رفع شد نشانه اين است که خوب بيان کرده اما اگر مشکل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته است مطلب را خوب بيان کند.

اگر در اقامه نماز جمعه بنده اين مشکل نيز بوده است از همگان عذرخواهي مي کنم.

از سوي ديگر نيز امام جمعه بايد در خطبه هاي خود آيات و روايات را بيان کند و يقيناً و عالمانه به آن بپردازد و از نظر علمي و با اخلاص بيان کند و بايد در گفته هايش طهارت و قداست وجود داشته باشد.»

کناره گيري که همان گونه از فحواي خطبه هاي وي برمي آيد اعتراضي و انتقادي ارزيابي مي شود. حرکت اعتراضي آيت الله جوادي آملي در شرايطي رخ داد که دو هفته پيش هنگامي که برخي از چهره هاي اصولگرا از جمله محمدرضا باهنر به ديدار برخي از مراجع رفته بودند در حاشيه ديدارهايشان علت سفر به قم و حضور در بيوت علمي را توصيه امام (ره) توصيف کردند که سفارش کرده بودند هرگاه مشکلي پيش مي آيد از مراجع استمداد و چاره جويي شود. اما گويا استمدادها و چاره جويي هايي که به اظهارنظرها و توصيه هاي علماي ارشد نيز منجر شد به نتيجه نرسيده و همين نبودن گوش شنوا باعث شد يک روز هاشمي رفسنجاني و حالا آيت الله جوادي آملي دو تن از برجسته ترين خطباي نماز جمعه در 30 سال گذشته از اين تريبون کناره گيري کنند.

اما آيا اين کناره گيري ها و رويکردهاي اعتراضي ادامه خواهد يافت يا تحرکات اخير دولت براي بهبود روابط با مراجع به جايي خواهد رسيد يا اينکه همان گونه که صديقي به جاي هاشمي نشست حسيني بوشهري جاي جوادي آملي را مي گيرد و بس؛ آيت اللهي که در يک خطبه پيش از خداحافظي اش از وضعيت مديريت کشور و اوضاع اقتصادي لب به شکوه و گلايه گشود. آيت الله جوادي آملي يکي از علماي ارشد قم و از مراجع تقليدي است که از نخستين روزهاي روي کار آمدن دولت نهم در کانون توجه قرار گرفت.

نخستين ماه هاي استقرار محمود احمدي نژاد و مردانش در کاخ رياست جمهوري بود که رئيس دولت نهم رهسپار امريکا شد تا در اجلاس عمومي سازمان ملل سخنراني کند؛ سفري که بعد از اتمامش تحت تاثير يک خبر قرار گرفت. هنوز احمدي نژاد غبار سفر امريکا را نتکانده بود که به قم رفت و با برخي از مراجع اين شهر ديدار کرد. اندکي پس از اين سفر بود که يکي از پايگاه هاي خبري که زير نظر يکي از چهره هاي اصولگرا اداره مي شد فيلمي از ديدار احمدي نژاد با آيت الله جوادي آملي منتشر کرد که طي آن رئيس دولت نهم به نقل از حاضران در اجلاس نقل کرده بود هنگام سخنراني اش در سازمان ملل در هاله يي از نور فرو رفته بود. داستان هاله نور از اينجا شروع شد؛ داستاني که در نخستين واکنش از سوي سخنگوي دولت تکذيب و غلامحسين الهام ناچار شد نخستين جلسه سخنگويي اش را با تکذيب «هاله نور» آغاز و علاوه بر مورد ترديد قرار دادن صحت فيلم، انتشاردهندگان را به پيگيري قضايي تهديد کند؛ داستاني که يک روز مرتضي آقاتهراني معلم اخلاق کابينه آن را تاييد کرد و يک روز ديگر تکذيب.

داستان به انتخابات دوره دهم هم رسيد و مهدي کروبي در شب مناظره اش با محمود احمدي نژاد به اين داستان و فيلم اشاره کرد و از رقيب انتخاباتي اش در اين باره توضيح خواست. در حالي که در ايام انتخابات سي دي اين ديدار در قالب فيلم تبليغاتي «90 سياسي» به طور گسترده توزيع شد اما احمدي نژاد سخنان منتسب به وي در ديدار با آيت الله جوادي آملي را تکذيب کرد ولي فرداي آن روز دفتر آيت الله جوادي آملي بر اين ديدار و گفتار صحه نهاد. دفتر آيت الله با اعلام دو شماره تلفن جهت تماس مردم به پرسش هايي درباره صحت و سقم اين داستان پاسخ داد و همزمان حجت الاسلام محمدتقي سبحاني عضو هيات امناي دفتر تبليغات اسلامي که خود را از حاضران اين جلسه معرفي کرد توضيحات تکميلي را ارائه کرد؛ «آقاي احمدي نژاد تازه چند روزي بود که از نخستين سفرش به نيويورک بازگشته و به قم آمده بودند. ايشان پس از حضور در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به سمت دفتر آيت الله جوادي آملي حرکت کردند. من هم به همراه آقايان الهام و موسوي (معاون پارلماني سابق دولت نهم) به سمت دفتر ايشان حرکت کردم.

به جز حضرت آيت الله جوادي آملي و آقاي احمدي نژاد حجت الاسلام کعبي عضو شوراي نگهبان، جناب آقاي سعيد جوادي آملي فرزند حضرت آيت الله، استاندار وقت قم، رئيس نيروي انتظامي استان، رئيس وقت سازمان تبليغات اسلامي قم، آقاي الهام، آقاي موسوي، بنده و برخي ديگر در آن جلسه حضور داشتند. به اضافه اينکه دو دوربين که يکي متعلق به دفتر آيت الله جوادي آملي و ديگري متعلق به صدا و سيماي قم بود از جلسه تصوير گرفتند.»

آيت الله جوادي آملي در انتخابات رياست جمهوري دهم به شيوه رياست جمهوري هشتم تاسي و سکوت پيشه کرد. اما وي با سه کانديداي رقيب احمدي نژاد ديدار کرد. دولتي ها مانند چهار سال گذشته و بعد از داستان هاله نور پشت در بسته بيت آيت الله ماندند و تنها ناظر فيلم هاي انتخاباتي کانديداهاي رقيب در ديدار با مراجع تقليد بودند. اما حالا آيت الله هفته پيش براي هميشه از تريبون نماز جمعه قم خداحافظي کرد و با اين کناره گيري کار را براي شورايي که تازه نطفه اش از محافل رسانه يي منعقد شده سخت تر کرد.

هفته گذشته خبر تشکيل يک شوراي شش نفره متشکل از سيداحمد خاتمي، حسيني بوشهري و مومن از طرف جامعه مدرسين و مصلحي، آشتياني و آقاتهراني از طرف دولت براي بهبود رابطه دولت و مراجع منتشر شد. اين خبر در شرايطي از زبان مقتدايي عضو جامعه مدرسين مطرح شد که حسيني بوشهري که به عنوان يکي از اعضاي اين شورا معرفي شده بود از وجود اين شورا اظهار بي اطلاعي کرد تا حواشي اين شورا فرضيه ناکام ماندن آن را تقويت کند چراکه کمتر کميته و کارگروهي در شش ماه اخير تشکيل شده و به انجامي رسيده است. اما در عين حال تشکيل اين شورا مهر تاييدي بود بر اختلاف علما با دولت. اصولگرايان در طول چهار سال گذشته همواره سعي کردند بر اين اختلاف سرپوش بگذارند و آن را انکار کنند اما عدم حضور احمدي نژاد در طول سه سال گذشته براي ديدار با مراجع تقليد در بيت آنها و سخنراني ها و بيانيه هاي اعتراضي مراجع باعث شده است دولت و تنها نهاد طرفدار آن در قم به فکر يک راهکار عملي بيفتند. پاستورنشينان در طول عمر دولت نهم با کارهاي خود بارها و بارها فرياد اعتراض علما را از قم درآوردند. اگرچه موضوع مشايي و پس از آن کردان نقطه عطف اين شکاف بود اما بي اعتنايي دولت نسبت به اين اعتراض ها ارتباط را تيره و تار کرد. البته بار ديگر احمدي نژاد در برابر هيچ کدام از اين اعتراض ها واکنش مثبتي نشان نداد. مشايي را رئيس دفتر خود کرد، وزراي زن را از کابينه حذف نکرد و برخوردها نيز تغيير آشکاري نداشت.

اما در چنين شرايطي که پاستورنشينان نشان دادند گوش شنوايي براي فرياد اعتراض علماي ارشد قم و ائمه جمعه ندارند ناگهان خبر تشکيل کارگروهي براي بهبود روابط منتشر شد. آن هم در شرايطي که برخي تحليلگران معتقدند اختلافات عميق پاستور و قم نه تنها با راهکار شاگردان محمد يزدي و مصباح يزدي حل نمي شود بلکه با کناره گيري آيت الله گرهي به گره ديگر افزوده شده است.

يادداشت
رايحه خوش يا ناگوار
مهدي غني

اين روزها نگاه سياسي بر خيلي ذهن ها حاکم شده است و همه مسائل را از اين دريچه مي بينيم. گاه اين نگاه سياسي به جنبه هاي امنيتي و بدبيني هم ممزوج مي شود. اما اجازه دهيد در کنار اين نگاه ها، از يک زاويه ديگر هم به مسائل جاري بنگريم.

سفر رئيس جمهور به کشورهاي لاتين مانند ونزوئلا و بوليوي و... و اعلام اتحاد ضدامپرياليستي از سوي طرفين گرچه براي بعضي جوان ترها شعارهايي تکراري و بي نتيجه تعبير مي شود اما به نظر مي آيد از جنبه ديگر اين ارتباطات و عملکردها يک تحول يا استحاله سياسي و فرهنگي را نويد مي دهد. خيلي ها از ياد برده اند جرياني که امروز به نام اصولگرا ناميده مي شود و بخصوص هسته سخت آن که اکنون حاکميت يافته، در گذشته هاي دورتر خود را دشمن سرسخت و آشتي ناپذير مارکسيسم و سوسياليسم مي دانست و اين موضع گيري به نحوي هويت و مرزبندي اين جريان را با جريان هاي رقيب مشخص مي کرد. آنها که تنش هاي سال هاي اول انقلاب و حتي قبل از آن را به خاطر دارند، به ياد مي آورند که چه حساسيتي حتي بر سر واژه هايي بود که بويي از سوسياليسم و کمونيسم مي داد.

واژه هايي چون خلق، کارگر، ديالکتيک، طبقات و حتي جنگ فقر و غنا و... که گاه از سوي روشنفکران ديني هم به کار گرفته مي شد از سوي جريان مزبور به عنوان نشانه هاي تفکر التقاطي و چپ زده قلمداد مي شد. حتي در دولت خط امام دوران جنگ نيز چالشي جدي بر سر همين موضوع بود. برخي جريان هايي که بعدها نام اصولگرا را بر خود گذاشتند، در آن روزگاران دولت مورد تاييد امام را به دليل تبعيت از اقتصاد دولتي و برنامه يي که گمان مي رفت همان اقتصاد سوسياليستي است، محکوم مي کردند. برخي دولتمردان آن روز را به داشتن افکار مارکسيستي و گرايش به سياست هاي چپگرايانه متهم مي کردند. آن روزها که کشور ما با صدام و حاميان غربي اش درگير بود، در صحنه جهاني عمدتاً با کشورهايي نظير کره شمالي و روماني و اقمار شوروي و غيرمتعهدها در ارتباط بود. درحالي که حاميان دولت امروز در آن زمان شوروي را دشمن و چه بسا خطرناک تر مي پنداشتند. در ديدگاه آنان کشورهاي سرمايه داري حداقل در زمره اهل کتاب بودند و چيزي از خدا و پيغمبر سرشان مي شد و به مسلمانان نزديک تر بودند، اما کشورهاي سوسياليستي در شمار منکران خدا و ديانت جا مي گرفتند.

اما چرخش روزگار کار را به جايي رساند که اکنون که آن جريان سکان اجرايي کشور را بر عهده گرفته است، شگفت آنکه سياست هايي مشابه همان ايام را به کار مي گيرد. باز هم نزديک ترين کشور دوست و متحد ما ونزوئلاست و بوليوي، مهم ترين طرف تجاري ما چين کمونيست (به رغم سرکوب مسلمانان در آنجا)، کشور مورد اطمينان و حامي ما روسيه و ... اقتصاد ما همچنان دولتي و سياست هاي تجاري اش نافي بخش خصوصي مولد. اينکه اتخاذ اين سياست ها تا چه حد تامين کننده منافع ملي ماست مساله يي است که نياز به بحث کارشناسي خاص خود دارد، بحث ما دگرديسي فکري و فرهنگي نيروهاي موثر سياسي است. به نظر مي آيد جريان امروز در حال نوعي تجديد نظر در باورها يا حداقل ادعاهاي گذشته خود است. رايحه خوش يا ناخوشي که به مشام مي رسد، رسيدن به نوعي ديناميسم در اصول فکري و لحاظ کردن موقعيت و شرايط در پياده کردن اصول و ارزش هاست. بي ترديد اين چرخش ها مي تواند در انسجام دروني اين جريان تاثيرات منفي گذاشته و همچون دوران گذشته به چالش هاي فکري و ايدئولوژيک درون آن بينجامد و عاملان اجرايي به تخطي از اصول و مصلحت گرايي متهم شوند، مگر آنکه با تبيين فکري مواضع جديدشان، ارتقاي فکري يافته و به انسجام برتري نسبت به گذشته دست يابد که در اين صورت بايد ورود آنان را به جرگه اصلاح طلبي خوشامد گفت.
عناوين اين صفحه
خطيبان معترض
رايحه خوش يا ناگوار

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام